یوشع بن نون: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ویرایش نهایی متن و شفاف‌سازی گزارش‌های تاریخی)
 
(۲۲ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۷ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
−
حضرت یوشع بن نون از پیامبران بنی اسرائیل و جانشین [[حضرت موسی]] علیه السلام و از فرزندان افرائیم بن یوسف بود.
+
{{شناسنامه شخصیت
 +
|نام کامل = یوشع بن نون بن افرائیم بن یوسف بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم
 +
|زادروز = نامعلوم
 +
|زادگاه = نامعلوم
 +
|وفات = ۲۱ رمضان (بنا بر برخی گزارش‌ها)؛ سنّ او را ۱۱۰ تا ۱۲۶ سال نوشته‌اند
 +
|مدفن = کفل حارس نزدیک نابلس؛ برخی منابع، معره
 +
|آثار = نامه و دعای منسوب در منابع روایی
 +
|عنوان توضیحات = شناخته‌شده برای
 +
|توضیحات = وصی و جانشین [[حضرت موسی علیه السلام|موسی (علیه‌السلام)]] و از پیامبران [[بنی اسرائیل|بنی‌اسرائیل]]
 +
}}
  
−
==محل تولد و زندگی==
+
'''یوشَع بن نون''' (علیه‌السلام) از پیامبران [[بنی اسرائیل|بنی‌اسرائیل]] و وصی و جانشین [[حضرت موسی علیه السلام|موسی (علیه‌السلام)]] بود. او از نسل [[حضرت یوسف علیه السلام|یوسف (علیه‌السلام)]] و از سبط افرائیم است. نام یوشع در قرآن به صراحت نیامده است، اما مفسران و محدثان دو تعبیر قرآنی را بر او تطبیق داده‌اند: «فتای موسی» در داستان دیدار با [[حضرت خضر علیه السلام|خضر (علیه‌السلام)]] و یکی از دو مرد خداترس در ماجرای ورود بنی‌اسرائیل به سرزمین مقدس. بر پایه روایات، موسی (علیه‌السلام) او را وصی خود ساخت و پس از او رهبری بنی‌اسرائیل به یوشع رسید. او آنان را در پایان دورهٔ چهل‌سالهٔ سرگردانی و در فتح اریحا و بخش‌هایی از شام رهبری کرد. منابع درباره مدت رهبری، سن و محل دفن او اختلاف دارند.<ref>عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۱، ص۳۰۳؛ ج۲، ص۳۳۰؛ کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۱۷؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۷۳-۳۷۵.</ref>
  
−
احتمالاً متولد شده در جوشن [[مصر]] - سرزمین کنعان (اسرائیل فعلی) - جلجال - شکیم.
+
==نام و نسب==
 +
نسب او را «یوشع بن نون بن افرائیم بن یوسف بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم» نوشته‌اند. بر این اساس، نون پدر او و افرائیم جدّ اوست و او از سبط افرائیم از اسباط بنی‌اسرائیل به شمار می‌رود. منابع، او را از نسل یوسف (علیه‌السلام) و ابراهیم (علیه‌السلام) دانسته‌اند.<ref>مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۷۳.</ref> دربارهٔ سال تولد و زادگاه او گزارش یکدستی در منابع موجود دیده نمی‌شود؛ بیشتر دانسته‌ها از روایات تفسیری و گزارش‌های تاریخی مورخان مسلمان به دست آمده است.<ref>مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۶۶-۳۷۶؛ عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۳۳۰.</ref>
  
−
==زمان حیات==
+
==یوشع در قرآن==
 +
قرآن کریم در داستان دیدار موسی (علیه‌السلام) با خضر (علیه‌السلام) از «جوان همراه» او یاد می‌کند و در ماجرای ورود به سرزمین مقدس، از دو مرد خداترس سخن می‌گوید. مفسران و محدثان، این دو تعبیر را بر یوشع (علیه‌السلام) تطبیق داده‌اند.<ref>طباطبایی، المیزان، ج۱۳، ص۳۳۸؛ عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۱، ص۳۰۳؛ ج۲، ص۳۳۰.</ref>
  
−
حدوداً بین سالهای 1490 تا سال 1380 قبل از میلاد عیسی مسیح علیه السلام.
+
===جوان همراه موسی===
 +
قرآن می‌فرماید:
 +
<blockquote>«وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِفَتَاهُ لَا أَبْرَحُ حَتَّىٰ أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُبًا»<br>«و [یاد کن] هنگامی را که موسی به جوان [همراه] خود گفت: از [جستجو] دست برنمی‌دارم تا به محل تلاقی دو دریا برسم، هرچند مدت طولانی‌ای راه بروم.» (کهف: ۶۰)</blockquote>
 +
در روایتی از [[امام باقر علیه السلام|امام باقر (علیه‌السلام)]]، یوشع وصی موسی و همان جوانی معرفی شده است که خدا در کتاب خود او را یاد کرده است.<ref>عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۳۳۰؛ کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۱۷.</ref> [[علامه طباطبایی]] نیز با تکیه بر روایات، این دیدگاه را تقویت کرده است.<ref>طباطبایی، المیزان، ج۱۳، ص۳۳۸.</ref> بر این اساس، یوشع در سفر موسی (علیه‌السلام) به سوی محل تلاقی دو دریا همراه او بود و ماجرای فراموش شدن ماهی و دیدار با خضر (علیه‌السلام) را مشاهده کرد.<ref>کهف: ۶۰-۶۵؛ عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۳۳۰.</ref>
  
−
==اصل و نسب او==
+
===یکی از دو مرد خداترس===
 +
در آیهٔ ۲۳ [[سوره مائده]]، پس از سرپیچی بنی‌اسرائیل از فرمان موسی (علیه‌السلام) برای ورود به سرزمین مقدس، از دو مرد سخن گفته شده است:
 +
<blockquote>«قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ»<br>«دو مرد از کسانی که [از خدا] می‌ترسیدند و خدا به آنان نعمت داده بود گفتند: از آن دروازه بر آنان وارد شوید؛ اگر وارد شوید، قطعاً پیروزید؛ و بر خدا توکل کنید، اگر مؤمن هستید.» (مائده: ۲۳)</blockquote>
 +
در روایتی از امام باقر (علیه‌السلام)، این دو نفر یوشع بن نون و کالب بن یوفنا معرفی شده‌اند. آنان بنی‌اسرائیل را به اطاعت فرمان موسی (علیه‌السلام) و توکل بر خدا فرا خواندند.<ref>عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۱، ص۳۰۳.</ref> قرآن در ادامه می‌فرماید که ورود به آن سرزمین، چهل سال بر بنی‌اسرائیل حرام شد.<ref>مائده: ۲۶.</ref> بر پایهٔ روایت یادشده، یوشع و کالب از اندکی بودند که در این آزمون بر اطاعت ماندند.<ref>عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۱، ص۳۰۳.</ref>
  
−
یوشع فرزند نون، نون از افرایم، افرایم فرزند یوسف، یوسف فرزند یعقوب، یعقوب فرزند اسحاق، اسحاق فرزند ابراهیم، ابراهیم فرزند تارح، تارح فرزند ناحور، ناحور از نسل سام، سام فرزند نوح، نوح از نسل خنوخ، خنوخ از نسل انوش، انوش فرزند شیث و شیث فرزند آدم و آدم توسط دستهای خدای زنده و بزرگ خلق شد.
+
==وصایت موسی==
 +
در منابع روایی شیعه، یوشع (علیه‌السلام) وصی موسی (علیه‌السلام) شناخته می‌شود. امام باقر (علیه‌السلام) فرمود: «وصی موسی بن عمران یوشع بن نون بود و او همان جوانی است که خدا در کتاب خود ذکر کرده است.»<ref>عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۳۳۰؛ کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۱۷.</ref> بر پایهٔ گزارش‌های تاریخی، موسی (علیه‌السلام) پیش از وفات، یوشع را فرا خواند و به او وصیت کرد.<ref>مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۶۹.</ref> پس از درگذشت موسی (علیه‌السلام)، یوشع ادارهٔ امور بنی‌اسرائیل را بر عهده گرفت.<ref>مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۶۶.</ref>
  
−
پس از موسی علیه السلام مدت سی سال زنده بود، کار بنی اسرائیل را سامان بخشید و به پیشوایی او بنی اسرائیل به جنگ عمالقه رفتند و شهر اریحا و سرزمین فلسطین را فتح کردند. بنا به کتاب مقدس وی از [[پیامبران]] بنی اسرائیل و جانشین موسی بود. عبور بنی اسرائیل از رود اردن تحت فرماندهی وی انجام گردید.
+
منابع اسلامی، یوشع را علاوه بر جانشین موسی (علیه‌السلام)، پیامبر بنی‌اسرائیل نیز خوانده‌اند. بر پایهٔ گزارش‌ها، خداوند او را به نبوت به سوی بنی‌اسرائیل برگزید و به او فرمان داد به سوی اریحا، شهر جباران، حرکت کند.<ref>مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۷۳.</ref> مدت نبوت و رهبری او را ۲۷ تا ۳۰ سال نوشته‌اند.<ref>مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۶۷ و ۳۷۵؛ علیمی، الأنس الجلیل، ج۱، ص۲۰۲.</ref>
  
−
صحیفه یوشع نیز منسوب به اوست. او از نسل افرایم فرزند یوسف بود و جزء ۱۲ نفری بود که موسی برای بازرسی سرزمین موعود فرستاد و پس از بازگشت به همراه کالیب تنها کسانی در میان بنی اسرائیل بودند که آماده جنگ برای فتح سرزمین موعود بودند ولی چون قوم از جنگ برای خدا ترسیدند و از دستور خدا سرباز زدند و قصد سنگسار آنها و موسی را کردند خدا آنها را چهل سال در صحرا سرگردان کرد.
+
==رهبری بنی‌اسرائیل و فتح سرزمین مقدس==
 +
قرآن از سرگردانی چهل‌سالهٔ بنی‌اسرائیل در بیابان خبر داده است.<ref>مائده: ۲۶.</ref> پس از پایان این دوره، نسل تازه به فرمان خدا به سوی اریحا حرکت کرد. منابع، یوشع (علیه‌السلام) را فرمانده و پیشوای این نسل در فتح اریحا و بخش‌هایی از شام دانسته‌اند.<ref>مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۷۳-۳۷۵؛ علیمی، الأنس الجلیل، ج۱، ص۲۰۲.</ref>
  
−
و پس از آن از میان ۶۰۰ هزار مرد بالای بیست سال بنی اسرائیل، کالیب و یوشع، تنها کسانی بودند که به کنعان وارد شدند. مشابه همین داستان بدون ذکر نام یوشع و با اشاره به دو نفری که قوم خود را به جنگ دعوت می کردند عیناً در [[قرآن]] (کتاب دینی مسلمانان) نیز آمده است. البته به عقیده مسلمانان، طبق حدیثی از «محمد بن عبدالله» هم ضمن یادآوری این مطلب، از جمعیت ۶۰۰ هزار نفری بنی اسرائیل و نام یوشع بن نون و کالب بن یافنا به عنوان تنها دو نفری که غیر از موسی و هارون دعوت خدا را پذیرفته اند ، سخن رفته است.
+
بر پایهٔ گزارش‌ها، بنی‌اسرائیل شهر را محاصره کردند و پس از فرو ریختن دیوار آن، وارد شهر شدند و بر جباران پیروز شدند.<ref>مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۷۵.</ref> یوشع سپس گروهی از پادشاهان شام را شکست داد و سرزمین‌های فتح‌شده را زیر فرمان بنی‌اسرائیل درآورد.<ref>مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۷۵؛ علیمی، الأنس الجلیل، ج۱، ص۲۰۲.</ref> دربارهٔ اینکه فتح اریحا در حیات موسی (علیه‌السلام) و با فرماندهی مقدمهٔ سپاه به دست یوشع رخ داد یا پس از وفات او، گزارش‌ها یکسان نیست؛ در هر دو روایت، نقش یوشع در این فتح برجسته است.<ref>مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۷۳-۳۷۴.</ref>
  
−
در [[قرآن]] از جوانی که در زمان ملاقات با خضر همراه موسی بوده است یاد شده است که به عقیده بسیاری از مفسرین اسلام او یوشع بن نون بوده است. همچنین در برخی [[احادیث]] نام دیگر یوشع بن نون، ذوالکفل گفته شده است که دو بار در [[قرآن]] آمده است. در [[احادیث]] اسلامی یوشع بن نون از جمله کسانی است که در زمان ظهور مهدی رجعت کرده و مانند عیسی در کنار او خواهد بود.
+
==نگه داشته شدن خورشید==
 +
در گزارش‌های تاریخی آمده است که در نبرد روز جمعه، چون آفتاب نزدیک غروب بود و ادامهٔ جنگ به روز شنبه — روزی که بنی‌اسرائیل در آن جنگ نمی‌کردند — می‌رسید، یوشع (علیه‌السلام) از خدا خواست خورشید را نگه دارد. بر پایهٔ این گزارش، خداوند خورشید را بازگرداند و روز را طولانی کرد تا دشمن شکست بخورد.<ref>مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۷۴؛ علیمی، الأنس الجلیل، ج۱، ص۲۰۲.</ref> این گزارش در بحار الأنوار و الأنس الجلیل نقل شده است.<ref>مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۷۴؛ علیمی، الأنس الجلیل، ج۱، ص۲۰۲.</ref>
  
−
==یوشع در قرآن کریم==
+
==درگذشت و مدفن==
 +
دربارهٔ سن یوشع (علیه‌السلام) اختلاف است: برخی ۱۱۰، برخی ۱۲۰ و برخی ۱۲۶ سال نوشته‌اند. مدت رهبری او را نیز ۲۷، ۲۸، ۲۹ یا ۳۰ سال گزارش کرده‌اند.<ref>مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۶۷ و ۳۷۵؛ علیمی، الأنس الجلیل، ج۱، ص۲۰۲.</ref> بر پایهٔ برخی روایات، درگذشت او در ۲۱ رمضان بود.<ref>مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۷۶.</ref> پس از او، کالب بن یوفنا به رهبری بنی‌اسرائیل رسید.<ref>مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۷۶.</ref>
  
−
در [[قرآن مجید]] نام یوشع ذکر نشده است؛ ولی مفسران و محققان، در تفسیر آیه های 12 و 23 [[سوره مائده]] و آیه 60 [[سوره کهف]] به داستان زندگی او پرداخته و این آیات را منطبق بر یوشع دانسته اند:
+
مدفن او را در کفل حارس، روستایی در جنوب غربی نابلس، دانسته‌اند. برخی منابع نیز معره را به عنوان محل دفن او ذکر کرده‌اند.<ref>علیمی، الأنس الجلیل، ج۱، ص۲۰۲.</ref> در کفل حارس، مقبره‌ای به او نسبت داده شده است.<ref>علیمی، الأنس الجلیل، ج۱، ص۲۰۲.</ref> دربارهٔ تعیین قطعی محل دفن او، با توجه به اختلاف گزارش‌ها، نمی‌توان به یقین رسید.
  
−
در تفسیر آیه 12 [[سوره مائده]] چنین آمده است: «و بعثنا منهم اثنى عشر نقیبا» ترجمه: و از میان آنان دوازده سالار گماشتم.
+
==جایگاه در روایات شیعه==
 +
در روایتی از [[امام صادق علیه السلام|امام صادق (علیه‌السلام)]]، منزلت امامان به منزلت ذوالقرنین، یوشع و آصف بن برخیا تشبیه شده است.<ref>کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۹۸؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۶۸.</ref> بر پایهٔ این روایت، یوشع در شمار صاحبان مقام وصایت قرار می‌گیرد.
  
−
موسی علیه السلام به فرمان خداوند دوازده سالار و نقیب را از میان اسباط دوازده گانه بنی اسرائیل برگزید تا از اخبار سرزمین شام یا سرزمین مقدس و مردم ستمگر آن پرس و جو کنند. موسی علیه السلام آن دوازده تن را به آن سامان اعزام کرد. یوشع بن نون از زمره آن دوازده نقیب بود که سرانجام فتح آن دیار نیز بدست وی صورت پذیرفت.
+
در روایتی از [[امام رضا علیه السلام|امام رضا (علیه‌السلام)]] آمده است که یکی از صحابه نامه‌ای یافت و آن را نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آورد. پیامبر (ص) پس از خواندن آن فرمود که این نامهٔ یوشع بن نون، وصی موسی (علیه‌السلام)، است. در این نامه مضامین توحید، شکر نعمت و درود بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) و خاندان او آمده است.<ref>مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۷۶.</ref>
  
−
"نقیب" در اصل از ماده "نقب" (بر وزن نقد) گرفته شده که به معنى روزنه هاى وسیع، مخصوصاً راههاى زیرزمینى می باشد و به رئیس و رهبر یک جمعیت از آن جهت نقیب مى گویند که از اسرار جمعیت آگاه است، گویى در میان آنها نقبى ایجاد کرده و از وضع آنها آگاه شده و گاهى "نقیب" به کسى گفته می شود که رئیس جمعیت نیست و تنها معرف و وسیله شناسایى آنها است و اگر به فضائل اشخاص عنوان "مناقب" اطلاق مى شود، بخاطر آن است که با فحص و کنجکاوى باید از آنها آگاه گشت.
+
همچنین بر پایهٔ روایتی از امام صادق (علیه‌السلام)، هنگام قیام قائم آل محمد (علیه‌السلام)، بیست و هفت مرد از جمله یوشع وصی موسی (علیه‌السلام) بازگردانده می‌شوند.<ref>عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۳۲.</ref> این روایت در بحث [[رجعت]] در منابع شیعه مورد توجه قرار گرفته است.<ref>عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۳۲؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۱۹۰ و ۲۲۳.</ref>
  
−
بعضى از مفسران نقیب را در آیه فوق تنها به معنى آگاه و مطلع از اسرار گرفته اند، ولى این معنى بسیار بعید بنظر مى رسد، زیرا آنچه از تاریخ و [[حدیث]] استفاده مى شود، آن است که نقباى بنى اسرائیل هر یک سرپرست طایفه خود بودند، در تفسیر روح المعانى از ابن عباس چنین نقل شده که: «انهم کانوا وزراء و صاروا انبیاء بعد ذلک»: "نقباى بنى اسرائیل، وزیران موسى بودند و بعد به مقام نبوت رسیدند".
+
==اختلاف گزارش‌ها==
 +
دربارهٔ برخی جزئیات زندگی یوشع (علیه‌السلام)، گزارش‌های منابع یکسان نیستند. زمان فتح اریحا، مدت رهبری، سن و محل دفن او از جملهٔ این موارد است. همچنین بخش‌هایی از این گزارش‌ها در بحار الأنوار به نقل از قصص انبیا و آثار تاریخی پیشین آمده است. با این حال، وصایت او نسبت به موسی (علیه‌السلام) و نقش او در رهبری بنی‌اسرائیل، در منابع شیعی و برخی آثار تاریخی به روشنی گزارش شده است.<ref>مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۶۶-۳۷۶؛ عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۳۳۰؛ کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۱۷.</ref>
  
−
[[علامه طباطبایی]] می فرماید: على الظاهر منظور از این دوازده نقیب دوازده رئیس است، که هر یک بر یکى از اسباط دوازده گانه بنى اسرائیل ریاست داشتند و به منزله والى بر آنان بودند، کارهاى آنان را فیصله مى دادند و نسبتى که این دوازده نقیب به دوازده تیره بنى اسرائیل داشتند نظیر نسبتى بوده که اولى الامر به افراد این امت دارند، در حقیقت مرجع مردم در امور دین و دنیاى آنان بودند، چیزى که هست خود آنان وحیى از آسمان نمى گرفتند و شریعتى را تشریع نمى کردند و کار [[وحى]] و تشریع شرایع تنها به عهده موسى بود.
+
==جستارهای وابسته==
 +
* [[حضرت موسی علیه السلام|موسی (علیه‌السلام)]]
 +
* [[حضرت خضر علیه السلام|خضر (علیه‌السلام)]]
 +
* [[بنی اسرائیل]]
 +
* [[فلسطین]]
 +
* [[بیت المقدس]]
 +
* [[شام]]
  
−
همچنین در آیه 23 همین سوره این گونه ذکر شده: «قال رجلان من الذین یخافون أنعم الله علیهما ادخلوا علیهم الباب فإذا دخلتموه فإنکم غلبون و على الله فتوکلوا إن کنتم مؤمنین» ترجمه: دو نفر از مردانى که از خدا مى ترسیدند و خدایشان به آنها نعمت [عقل و ایمان] داده بود، گفتند: از آن دروازه بر آنها وارد شوید که اگر از آنجا وارد شدید، قطعا پیروز خواهید شد و بر خدا توکل کنید اگر ایمان دارید. ([[سوره مائده]]، 23)
+
==پانویس==
 +
{{پانویس}}
  
−
درباره این که این دو نفر چه کسانى بوده اند غالب مفسران نوشته اند که آنها "یوشع بن نون" و "کالب بن یوفنا" (یفنه) بوده اند که از نقباى دوازده گانه بنى اسرائیل محسوب می شدند. از باب اول سفر تثنیه تورات کنونى نیز استفاده مى شود که نام این دو نفر " یوشع" و "کالیب" بوده است.  
+
==منابع==
 +
* قرآن کریم.
 +
* عیاشی، محمد بن مسعود؛ تفسیر العیاشی، تحقیق هاشم رسولی محلاتی، تهران: مکتبة العلمیة الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۸۰ق؛ ج۱ و ۲.
 +
* کلینی، محمد بن یعقوب؛ الکافی، تحقیق علی‌اکبر غفاری، تهران: دار الکتب الإسلامیة، چاپ سوم، ۱۳۶۷ش؛ ج۱ و ۸.
 +
* مجلسی، محمدباقر؛ بحار الأنوار، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق؛ ج۱۳.
 +
* طباطبایی، محمدحسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق؛ ج۱۳.
 +
* علیمی، عبدالرحمن بن محمد؛ الأنس الجلیل بتاریخ القدس والخلیل، تحقیق عدنان یونس، مکتبة دندیس، چاپ اول، ۱۴۲۰ق؛ ج۱.
  
−
همچنین در تفسیر آیه 60 [[سوره کهف]] در داستان موسی و خضر، یوشع بن نون را یکی از دو مصاحب موسی علیه السلام دانسته اند. خداوند در این آیه می فرماید: «و إذ قال موسى لفتئه لاأبرح حتى أبلغ مجمع البحرین أو أمضى حقبا» ترجمه: و هنگامى که موسى به جوان [همراه] خود گفت: همچنان خواهم رفت تا به محل تلاقى دو دریا برسم، هر چند مدتى طولانى به راه خود ادامه دهم. ([[سوره کهف]]، 60)
+
{{پیامبران}}
−
 
 
−
منظور از "فتاه" در اینجا طبق گفته بسیارى از مفسران و بسیارى از روایات، "یوشع بن نون" مرد رشید و شجاع و باایمان بنى اسرائیل است و تعبیر به "فتى" (جوان) ممکن است به خاطر همین صفات برجسته و یا به خاطر خدمت به موسى و همراهى و همگامى با او بوده باشد.
 
−
 
 
−
[[علامه طباطبایی]] می فرماید: درباره آن جوانى که همراه موسى علیه السلام بوده بعضى گفته اند وصى او یوشع بن نون بوده و این معنا را روایات هم تایید مى کند. و بعضى گفته اند: از این جهت "فتى" نامیده شده که همواره در سفر و حضر همراه او بوده است و یا از این جهت بوده که همواره او را خدمت مى کرده است.
 
−
 
 
−
==یوشع در روایات==
 
−
 
 
−
طبق نقل مشهور، موسى علیه السلام در وادى تیه از دنیا رفت و پس از وفات او، نبوت به وصى آن حضرت یوشع بن نون که از اولاد افرائیم بن یوسف بود، منتقل شد. در [[حدیث]] آمده است که [[حضرت موسی]] در مرگ هارون گریبان پاره کرد. حضرت موسی علیه السلام پیش از وفاتش، حضرت یوشع بن نون را وصی خود ساخت.
 
−
 
 
−
موسى در واپسین روزهاى عمر خود الواح مقدس را که احکام خدا بر آن نوشته شده بود به ضمیمه زره خود و یادگارهاى دیگرى در آن نهاد و به وصى خویش سپرد. یوشع بن نون در 97 سالگی به وصایت رسید. یوشع بنى اسرائیل را به جنگ عمالقه برد و پس از مدتى که با آنها جنگید، خداى تعالى پیروزى ار نصیب او فرمود و شهر اریحا را فتح کرد و بنى اسرائیل را در آن شهر سکونت داد.
 
−
 
 
−
در روایتى آمده است که یوشع بن نون سى سال پس از موسى زنده بود و در این مدت سر و سامانى به کار بنى اسرائیل داد و با دشمنان آن ها جنگید و همه را قلع و قمع کرد و سرزمین فلسطین و شامات را میان آنها تقسیم نمود. از جمله کسانى که بر ضد او قیام کردند، صفورا همسر موسى بود که جمعى از بنى اسرائیل را با خود همراه کرد و به جنگ یوشع آمد ولى شکست خورد و اسیر گردید، اما یوشع با کمال بزرگوارى با او رفتار کرد و او را به خانه خود بازگرداند، نظیر آنچه در جنگ جمل اتفاق افتاد.
 
−
 
 
−
==جنگ یوشع بن نون با بلعم بن باعور==
 
−
 
 
−
ضمن داستان جنگ هاى یوشع بن نون با دشمنان بنى اسرائیل، نام بلعم بن باعور در تواریخ و پاره اى از روایات ذکر شده و جمعى از مفسران آیات [[سوره اعراف]] را نیز به او تفسیر کرده اند. خداى تعالى در آن سوره در دو آیه پیغمبر بزرگوار خود را مخاطب ساخته مى فرماید: بخوان برایش حکایت آن کسى را که آیات خود را بدو یاد دادیم و از آنها بیرون شد و از [[شیطان]] پیروى کرد و از گمراهان گردید و اگرمى خواستیم او را به وسیله آن آیات بالا مى بردیم ولى او به دنیا گرایید و از هواى نفس خود پیروى کرد.
 
−
 
 
−
حکایت سگى است که اگر بر او حمله کنى پارس کند و اگر واگذاریش پارس کند. این است حکایت مردمى که آیات ما را تکذیب کنند. این داستان را برایشان بخوان شاید اندیشه کنند. صاحب کامل التواریخ طبق نظر آنها که گفته اند موسى از دنیا نرفت تا وقتى که اریحا فتح شد، نقل مى کند که موسى از تنه خارج شد و به سوى شهر اریحا حرکت کرد و پیشاپیش لشکرش یوشع بن نون و کالب بن یوفنا بودند. هنگامى که به شهر اریحا رسیدند، جباران شهر به نزد بلعم بن باعور که از اولاد لوط بود رفتند و بدو گفتند: موسى آمده تا با ما بجنگد و ما را از شهر و دیارمان بیرون کند.
 
−
 
 
−
تو آنها را نفرین کن. بلعم که اسم اعظم خدا را مى دانست - به ایشان گفت: پیغمبر خدا و مردمان باایمان را نفرین کنم با این که [[فرشتگان]] الهى همراه ایشان هستند؟ آنها اصرار کردند ولى او امتناع ورزید تا آن که نزد همسرش آمدند و هدیه اى براى آن زن آوردند و از او خواستند تا به هر ترتیبى شده شوهرش را با این کار موافق سازد تا به موسى و لشکریانش نفرین کند. زن با اصرار عجیبى او را حاضر کرد.
 
−
 
 
−
بلعم برخاست و سوار بر الاغ خود شد تا ره کوهى که مشرف بر بنى اسرائیل بود، برود و در آنجا نفرین کند. مقدارى که راه رفت، الاغ از حرکت ایستاد و روى زمین خوابید. بلعم پیاده شد و چندان او را بزد که از جا برخاست ولى هنوز چند قرمى نرفته بود که دوباره خوابید وقتى براى بار سوم نیز این واقعه تکرار شد، خداوند آن حیوان را به زبان آورد و به بلعم گفت: واى بر تو اى بلعم! به کجا مى روى؟ مگر [[فرشتگان]] را نمى بینى که مرا بازمى گردانند.
 
−
 
 
−
بلعم باز هم اعتنایى نکرد و همچنان پیش رفت تا مشرف بر بنى اسرائیل گردید و خواست نفرین کند ولى نتوانست. هرگاه مى خواست بر آن ها نفرین کند، زبانش به دعا بازمى گشت تا وقتى که زبان از کامش خارج شد و دانست که این کار میسر نیست. آن وقت بود که به قوم خود گفت: اکنون دیگر دنیا و آخرتم تباه شد و کارى از من ساخته نیست و راهى جز مکر و حیل به آنها به جاى نمانده. سپس به آنها دستور داد: زنان را آرایش کنید و کالاهایى بدست آنها بدهید و به عنوان فروش ‍ کالا به میان لشکر موسى بفرستید و به ایشان سفارش کنید اگر مردى از لشکریان موسى خواست با آنها درآمیزد و زنا کند، ممانعت نکنند زیرا اگر یکى از آن ها زنا کند و با زنى درآمیزد، هلاک مى شوند و شرشان از شما برطرف مى شود. پس زنان را آراستند و اجناسى به عنوان فروش به دستشان دادند و به میان لشکر موسى فرستادند. زمرى بن شلوم که رئیس شمعون بن یعقوب بود یکى از زن ها را گرفت و به نزد موسى آورد و گفت: به عقیده تو این زن بر من حرام است ولى به خدا ما از تو اطاعت نمى کنیم. سپس آن زن را به خیمه خود برد و با او زنا کرد. در این وقت بود که خداوند طاعون را بر او مسلط کرد و در یک ساعت بیست هزار یا هفتاد هزار نفرشان هلاک شدند.
 
−
 
 
−
تا سرانجام فنحاص بن عیزار بن هارون که امیر لشکریان موسى بود بیامد و چون از موضوع مطلع گشت، خشمناک شد و یک سره به خیمه زمرى بن شلوم رفت و او را با زى که در خیمه اش بود بکشت و و طاعون برطرف گردید. از راوندى هم در قصص الانبیاء حدیثى نظیر داستان فوق با مختصر اختلاف و اختصار بیشترى نقل شده ولى به جاى حضرت موسى نام یوشع بن نون ذکر شده است، چنان که مسعودى نیز در اثبات الوصیه به همین گونه نقل کرده است. مورخان عمر یوشع بن نون را 126 یا 120 سال نوشته اند و قبر او را برخى از تواریخ، در کوه افرائیم و در فلسطین ذکر کرده اند.
 
−
 
 
−
==منابع==
 
−
* دائرة المعارف طهور(با اندکی تلخیص) قسمت های [http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=13345 1] و [http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=13346 2].
 
  
 +
[[رده:پیامبران]]
 +
[[رده:اعلام قرآن]]
 +
[[رده:شخصیت های قرآنی]]
 
[[رده:قصه‌های قرآنی]]
 
[[رده:قصه‌های قرآنی]]
−
[[رده:پیامبران]]
 

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ اکتبر ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۳۱

یوشع بن نون
نام کامل یوشع بن نون بن افرائیم بن یوسف بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم
زادروز نامعلوم
زادگاه نامعلوم
وفات ۲۱ رمضان (بنا بر برخی گزارش‌ها)؛ سنّ او را ۱۱۰ تا ۱۲۶ سال نوشته‌اند
مدفن کفل حارس نزدیک نابلس؛ برخی منابع، معره
آثار

نامه و دعای منسوب در منابع روایی

شناخته‌شده برای

وصی و جانشین موسی (علیه‌السلام) و از پیامبران بنی‌اسرائیل

یوشَع بن نون (علیه‌السلام) از پیامبران بنی‌اسرائیل و وصی و جانشین موسی (علیه‌السلام) بود. او از نسل یوسف (علیه‌السلام) و از سبط افرائیم است. نام یوشع در قرآن به صراحت نیامده است، اما مفسران و محدثان دو تعبیر قرآنی را بر او تطبیق داده‌اند: «فتای موسی» در داستان دیدار با خضر (علیه‌السلام) و یکی از دو مرد خداترس در ماجرای ورود بنی‌اسرائیل به سرزمین مقدس. بر پایه روایات، موسی (علیه‌السلام) او را وصی خود ساخت و پس از او رهبری بنی‌اسرائیل به یوشع رسید. او آنان را در پایان دورهٔ چهل‌سالهٔ سرگردانی و در فتح اریحا و بخش‌هایی از شام رهبری کرد. منابع درباره مدت رهبری، سن و محل دفن او اختلاف دارند.[۱]

نام و نسب

نسب او را «یوشع بن نون بن افرائیم بن یوسف بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم» نوشته‌اند. بر این اساس، نون پدر او و افرائیم جدّ اوست و او از سبط افرائیم از اسباط بنی‌اسرائیل به شمار می‌رود. منابع، او را از نسل یوسف (علیه‌السلام) و ابراهیم (علیه‌السلام) دانسته‌اند.[۲] دربارهٔ سال تولد و زادگاه او گزارش یکدستی در منابع موجود دیده نمی‌شود؛ بیشتر دانسته‌ها از روایات تفسیری و گزارش‌های تاریخی مورخان مسلمان به دست آمده است.[۳]

یوشع در قرآن

قرآن کریم در داستان دیدار موسی (علیه‌السلام) با خضر (علیه‌السلام) از «جوان همراه» او یاد می‌کند و در ماجرای ورود به سرزمین مقدس، از دو مرد خداترس سخن می‌گوید. مفسران و محدثان، این دو تعبیر را بر یوشع (علیه‌السلام) تطبیق داده‌اند.[۴]

جوان همراه موسی

قرآن می‌فرماید:

«وَإِذْ قَالَ مُوسَىٰ لِفَتَاهُ لَا أَبْرَحُ حَتَّىٰ أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُبًا»
«و [یاد کن] هنگامی را که موسی به جوان [همراه] خود گفت: از [جستجو] دست برنمی‌دارم تا به محل تلاقی دو دریا برسم، هرچند مدت طولانی‌ای راه بروم.» (کهف: ۶۰)

در روایتی از امام باقر (علیه‌السلام)، یوشع وصی موسی و همان جوانی معرفی شده است که خدا در کتاب خود او را یاد کرده است.[۵] علامه طباطبایی نیز با تکیه بر روایات، این دیدگاه را تقویت کرده است.[۶] بر این اساس، یوشع در سفر موسی (علیه‌السلام) به سوی محل تلاقی دو دریا همراه او بود و ماجرای فراموش شدن ماهی و دیدار با خضر (علیه‌السلام) را مشاهده کرد.[۷]

یکی از دو مرد خداترس

در آیهٔ ۲۳ سوره مائده، پس از سرپیچی بنی‌اسرائیل از فرمان موسی (علیه‌السلام) برای ورود به سرزمین مقدس، از دو مرد سخن گفته شده است:

«قَالَ رَجُلَانِ مِنَ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِمَا ادْخُلُوا عَلَيْهِمُ الْبَابَ فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّكُمْ غَالِبُونَ ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَتَوَكَّلُوا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ»
«دو مرد از کسانی که [از خدا] می‌ترسیدند و خدا به آنان نعمت داده بود گفتند: از آن دروازه بر آنان وارد شوید؛ اگر وارد شوید، قطعاً پیروزید؛ و بر خدا توکل کنید، اگر مؤمن هستید.» (مائده: ۲۳)

در روایتی از امام باقر (علیه‌السلام)، این دو نفر یوشع بن نون و کالب بن یوفنا معرفی شده‌اند. آنان بنی‌اسرائیل را به اطاعت فرمان موسی (علیه‌السلام) و توکل بر خدا فرا خواندند.[۸] قرآن در ادامه می‌فرماید که ورود به آن سرزمین، چهل سال بر بنی‌اسرائیل حرام شد.[۹] بر پایهٔ روایت یادشده، یوشع و کالب از اندکی بودند که در این آزمون بر اطاعت ماندند.[۱۰]

وصایت موسی

در منابع روایی شیعه، یوشع (علیه‌السلام) وصی موسی (علیه‌السلام) شناخته می‌شود. امام باقر (علیه‌السلام) فرمود: «وصی موسی بن عمران یوشع بن نون بود و او همان جوانی است که خدا در کتاب خود ذکر کرده است.»[۱۱] بر پایهٔ گزارش‌های تاریخی، موسی (علیه‌السلام) پیش از وفات، یوشع را فرا خواند و به او وصیت کرد.[۱۲] پس از درگذشت موسی (علیه‌السلام)، یوشع ادارهٔ امور بنی‌اسرائیل را بر عهده گرفت.[۱۳]

منابع اسلامی، یوشع را علاوه بر جانشین موسی (علیه‌السلام)، پیامبر بنی‌اسرائیل نیز خوانده‌اند. بر پایهٔ گزارش‌ها، خداوند او را به نبوت به سوی بنی‌اسرائیل برگزید و به او فرمان داد به سوی اریحا، شهر جباران، حرکت کند.[۱۴] مدت نبوت و رهبری او را ۲۷ تا ۳۰ سال نوشته‌اند.[۱۵]

رهبری بنی‌اسرائیل و فتح سرزمین مقدس

قرآن از سرگردانی چهل‌سالهٔ بنی‌اسرائیل در بیابان خبر داده است.[۱۶] پس از پایان این دوره، نسل تازه به فرمان خدا به سوی اریحا حرکت کرد. منابع، یوشع (علیه‌السلام) را فرمانده و پیشوای این نسل در فتح اریحا و بخش‌هایی از شام دانسته‌اند.[۱۷]

بر پایهٔ گزارش‌ها، بنی‌اسرائیل شهر را محاصره کردند و پس از فرو ریختن دیوار آن، وارد شهر شدند و بر جباران پیروز شدند.[۱۸] یوشع سپس گروهی از پادشاهان شام را شکست داد و سرزمین‌های فتح‌شده را زیر فرمان بنی‌اسرائیل درآورد.[۱۹] دربارهٔ اینکه فتح اریحا در حیات موسی (علیه‌السلام) و با فرماندهی مقدمهٔ سپاه به دست یوشع رخ داد یا پس از وفات او، گزارش‌ها یکسان نیست؛ در هر دو روایت، نقش یوشع در این فتح برجسته است.[۲۰]

نگه داشته شدن خورشید

در گزارش‌های تاریخی آمده است که در نبرد روز جمعه، چون آفتاب نزدیک غروب بود و ادامهٔ جنگ به روز شنبه — روزی که بنی‌اسرائیل در آن جنگ نمی‌کردند — می‌رسید، یوشع (علیه‌السلام) از خدا خواست خورشید را نگه دارد. بر پایهٔ این گزارش، خداوند خورشید را بازگرداند و روز را طولانی کرد تا دشمن شکست بخورد.[۲۱] این گزارش در بحار الأنوار و الأنس الجلیل نقل شده است.[۲۲]

درگذشت و مدفن

دربارهٔ سن یوشع (علیه‌السلام) اختلاف است: برخی ۱۱۰، برخی ۱۲۰ و برخی ۱۲۶ سال نوشته‌اند. مدت رهبری او را نیز ۲۷، ۲۸، ۲۹ یا ۳۰ سال گزارش کرده‌اند.[۲۳] بر پایهٔ برخی روایات، درگذشت او در ۲۱ رمضان بود.[۲۴] پس از او، کالب بن یوفنا به رهبری بنی‌اسرائیل رسید.[۲۵]

مدفن او را در کفل حارس، روستایی در جنوب غربی نابلس، دانسته‌اند. برخی منابع نیز معره را به عنوان محل دفن او ذکر کرده‌اند.[۲۶] در کفل حارس، مقبره‌ای به او نسبت داده شده است.[۲۷] دربارهٔ تعیین قطعی محل دفن او، با توجه به اختلاف گزارش‌ها، نمی‌توان به یقین رسید.

جایگاه در روایات شیعه

در روایتی از امام صادق (علیه‌السلام)، منزلت امامان به منزلت ذوالقرنین، یوشع و آصف بن برخیا تشبیه شده است.[۲۸] بر پایهٔ این روایت، یوشع در شمار صاحبان مقام وصایت قرار می‌گیرد.

در روایتی از امام رضا (علیه‌السلام) آمده است که یکی از صحابه نامه‌ای یافت و آن را نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آورد. پیامبر (ص) پس از خواندن آن فرمود که این نامهٔ یوشع بن نون، وصی موسی (علیه‌السلام)، است. در این نامه مضامین توحید، شکر نعمت و درود بر پیامبر (صلی الله علیه و آله) و خاندان او آمده است.[۲۹]

همچنین بر پایهٔ روایتی از امام صادق (علیه‌السلام)، هنگام قیام قائم آل محمد (علیه‌السلام)، بیست و هفت مرد از جمله یوشع وصی موسی (علیه‌السلام) بازگردانده می‌شوند.[۳۰] این روایت در بحث رجعت در منابع شیعه مورد توجه قرار گرفته است.[۳۱]

اختلاف گزارش‌ها

دربارهٔ برخی جزئیات زندگی یوشع (علیه‌السلام)، گزارش‌های منابع یکسان نیستند. زمان فتح اریحا، مدت رهبری، سن و محل دفن او از جملهٔ این موارد است. همچنین بخش‌هایی از این گزارش‌ها در بحار الأنوار به نقل از قصص انبیا و آثار تاریخی پیشین آمده است. با این حال، وصایت او نسبت به موسی (علیه‌السلام) و نقش او در رهبری بنی‌اسرائیل، در منابع شیعی و برخی آثار تاریخی به روشنی گزارش شده است.[۳۲]

جستارهای وابسته

پانویس

  1. ↑ عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۱، ص۳۰۳؛ ج۲، ص۳۳۰؛ کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۱۷؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۷۳-۳۷۵.
  2. ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۷۳.
  3. ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۶۶-۳۷۶؛ عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۳۳۰.
  4. ↑ طباطبایی، المیزان، ج۱۳، ص۳۳۸؛ عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۱، ص۳۰۳؛ ج۲، ص۳۳۰.
  5. ↑ عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۳۳۰؛ کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۱۷.
  6. ↑ طباطبایی، المیزان، ج۱۳، ص۳۳۸.
  7. ↑ کهف: ۶۰-۶۵؛ عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۳۳۰.
  8. ↑ عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۱، ص۳۰۳.
  9. ↑ مائده: ۲۶.
  10. ↑ عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۱، ص۳۰۳.
  11. ↑ عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۳۳۰؛ کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۱۷.
  12. ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۶۹.
  13. ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۶۶.
  14. ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۷۳.
  15. ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۶۷ و ۳۷۵؛ علیمی، الأنس الجلیل، ج۱، ص۲۰۲.
  16. ↑ مائده: ۲۶.
  17. ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۷۳-۳۷۵؛ علیمی، الأنس الجلیل، ج۱، ص۲۰۲.
  18. ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۷۵.
  19. ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۷۵؛ علیمی، الأنس الجلیل، ج۱، ص۲۰۲.
  20. ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۷۳-۳۷۴.
  21. ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۷۴؛ علیمی، الأنس الجلیل، ج۱، ص۲۰۲.
  22. ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۷۴؛ علیمی، الأنس الجلیل، ج۱، ص۲۰۲.
  23. ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۶۷ و ۳۷۵؛ علیمی، الأنس الجلیل، ج۱، ص۲۰۲.
  24. ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۷۶.
  25. ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۷۶.
  26. ↑ علیمی، الأنس الجلیل، ج۱، ص۲۰۲.
  27. ↑ علیمی، الأنس الجلیل، ج۱، ص۲۰۲.
  28. ↑ کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۹۸؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۶۸.
  29. ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۷۶.
  30. ↑ عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۳۲.
  31. ↑ عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۳۲؛ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۱۹۰ و ۲۲۳.
  32. ↑ مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۳، ص۳۶۶-۳۷۶؛ عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۲، ص۳۳۰؛ کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۱۷.


منابع

  • قرآن کریم.
  • عیاشی، محمد بن مسعود؛ تفسیر العیاشی، تحقیق هاشم رسولی محلاتی، تهران: مکتبة العلمیة الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۸۰ق؛ ج۱ و ۲.
  • کلینی، محمد بن یعقوب؛ الکافی، تحقیق علی‌اکبر غفاری، تهران: دار الکتب الإسلامیة، چاپ سوم، ۱۳۶۷ش؛ ج۱ و ۸.
  • مجلسی، محمدباقر؛ بحار الأنوار، بیروت: دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق؛ ج۱۳.
  • طباطبایی، محمدحسین؛ المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۳۹۰ق؛ ج۱۳.
  • علیمی، عبدالرحمن بن محمد؛ الأنس الجلیل بتاریخ القدس والخلیل، تحقیق عدنان یونس، مکتبة دندیس، چاپ اول، ۱۴۲۰ق؛ ج۱.
پیامبران
پیامبران اولوالعزم
محمد (ص) * عیسی * موسی * نوح * ابراهیم
سایر پیامبران
آدم * ادریس * یعقوب * یوسف * یونس * اسحاق * اسماعیل * الیاس * ایوب * خضر * داوود * سلیمان * ذوالکفل * زکریا * شعیب * صالح * لوط * هارون * هود * یحیی * یسع * شعیا * اِرميا * جرجیس * حبقوق * يوشع بن نون
مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه