اسماعیل صادق الوعد علیه السلام: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
سطر ۱: سطر ۱:
در آیه ۵۴ [[سوره مریم]] از پیامبرى به نام «اسماعیل» با صفت «صادق الوعد» یاد شده است: {{متن قرآن|«واذکر فِى الکتابِ اِسماعیلَ اِنَّهُ کانَ صادِقَ الوَعدِ و کانَ رَسولاً نَبیـّا»}}.
+
در آیه {{متن قرآن|«{{آیه|19|54}}»}}<ref name=":۰">[[آیه 54 سوره مریم|سوره مریم، آیه ۵۴.]]</ref> از پیامبرى به نام «اسماعیل» با صفت «صادق الوعد» یاد شده است.
  
 
سبب صادق‌الوعد خواندن اسماعیل را آن دانسته‌اند که براى شخصى که به او وعده ملاقات داده بود مدتى طولانى (یک سال) انتظار کشید.<ref> اصول کافى، ج ۲، ص ۱۰۵ (حدیث ۷)؛ جامع‌البیان، ۹، ج‌ ۱۶، ص‌ ۱۲۰.</ref> البته منظور از انتظار یک سال، سرکشى مداوم به آن محل در این مدّت و مراقبت جهت بازگشت شخص مورد نظر بوده، نه این که یک سال کار و زندگى خود را تعطیل کند و دائماً در آنجا بماند.<ref>پیام قرآن‏، ناصر مکارم شیرازى، دارالکتب الاسلامیه‏، تهران‏، ۱۳۸۶ ه. ش‏، ج۷‏ ، ص ۶۰.</ref> بر ‌اساس آیات ۵۴ و ۵۵ [[سوره مریم]]، وى نبى و رسول بود و اهل خود را به [[نماز]] و [[زکات]] فرامى‌خواند و مرضىّ خداوند بود.
 
سبب صادق‌الوعد خواندن اسماعیل را آن دانسته‌اند که براى شخصى که به او وعده ملاقات داده بود مدتى طولانى (یک سال) انتظار کشید.<ref> اصول کافى، ج ۲، ص ۱۰۵ (حدیث ۷)؛ جامع‌البیان، ۹، ج‌ ۱۶، ص‌ ۱۲۰.</ref> البته منظور از انتظار یک سال، سرکشى مداوم به آن محل در این مدّت و مراقبت جهت بازگشت شخص مورد نظر بوده، نه این که یک سال کار و زندگى خود را تعطیل کند و دائماً در آنجا بماند.<ref>پیام قرآن‏، ناصر مکارم شیرازى، دارالکتب الاسلامیه‏، تهران‏، ۱۳۸۶ ه. ش‏، ج۷‏ ، ص ۶۰.</ref> بر ‌اساس آیات ۵۴ و ۵۵ [[سوره مریم]]، وى نبى و رسول بود و اهل خود را به [[نماز]] و [[زکات]] فرامى‌خواند و مرضىّ خداوند بود.
سطر ۹: سطر ۹:
 
برخى نیز احتمال داده‌اند اسماعیل در آیه مورد بحث (۵۴ [[سوره مریم]]/۱۹) پیامبرى از [[بنی اسرائیل|بنى‌اسرائیل]] باشد که در آیه ۲۴۶ [[سوره بقره]] در داستان [[طالوت]] بدون ذکر نام، از او یاد شده و داستان وى در [[تورات]]<ref>کتاب مقدس، اول سموئیل، ۱‌ـ‌۱۵.</ref> و [[انجیل]]<ref>کتاب مقدس، رساله عبرانیان، ۱۱: ۲۰‌ـ‌۲۴.</ref> نیز گزارش شده است.<ref>اعلام القرآن، ص‌ ۱۰۱؛ اعلام قرآن، ص‌ ۱۲۹.</ref>
 
برخى نیز احتمال داده‌اند اسماعیل در آیه مورد بحث (۵۴ [[سوره مریم]]/۱۹) پیامبرى از [[بنی اسرائیل|بنى‌اسرائیل]] باشد که در آیه ۲۴۶ [[سوره بقره]] در داستان [[طالوت]] بدون ذکر نام، از او یاد شده و داستان وى در [[تورات]]<ref>کتاب مقدس، اول سموئیل، ۱‌ـ‌۱۵.</ref> و [[انجیل]]<ref>کتاب مقدس، رساله عبرانیان، ۱۱: ۲۰‌ـ‌۲۴.</ref> نیز گزارش شده است.<ref>اعلام القرآن، ص‌ ۱۰۱؛ اعلام قرآن، ص‌ ۱۲۹.</ref>
  
ولى در بعضى از روایات [[اهل بیت]] (علیهم السلام) تصریح به این شده که او «اسماعیل ‌بن ‌حزقیل» از انبیاء [[بنى اسرائیل]] است. در روایت صحیحی<ref>محمدتقى مجلسى، روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج ۱۲، ص ۱۴۸.</ref> آمده است: [[برید بن معاویه|برید بن معاویه عجلی]] از [[امام صادق علیه السلام|امام صادق]] علیه‌السلام پرسید: اى پسر رسول خدا! به من خبر دهید از اسماعیل که حق تعالى در کتاب خودش از او یاد کرده و فرموده: {{متن قرآن|"واذکر فِى الکتابِ اِسماعیلَ اِنَّهُ کانَ صادِقَ الوَعدِ و کانَ رَسولاً نَبیـّا"}}، آیا مقصود از او اسماعیل بن ابراهیم(ع) است؟ چه آنکه مردم این طور می‌پندارند که وى اسماعیل بن ابراهیم می‌باشد. امام(ع) فرمود: «اسماعیل پیش از حضرت ابراهیم از دنیا رفت و جناب ابراهیم(ع) حجّت‏ قائم حق تعالى و صاحب شریعت بود، با این حال، اسماعیل با چنین موقعیتى به جانب چه کسانى می‌توانست مبعوث باشد؟!» راوى می‌گوید: محضر مبارکش عرض کردم: پس اسماعیل در آیه مذکور چه کسى است؟ آن حضرت فرمود: «وى اسماعیل بن حزقیل پیامبر است که خدای متعال او را به جانب قومش برانگیخت و آنها وى را تکذیب کرده و کشتند، سپس پوست صورتش را کندند پس خداوند به آنها غضب نمود...».<ref>جعفر بن محمد قولویه، کامل الزیارات، ص ۶۵؛ شیخ صدوق، علل الشرائع، ج ۱، ص ۷۷-۷۸.</ref>  
+
ولى در بعضى از روایات [[اهل بیت]] (علیهم السلام) تصریح به این شده که او «اسماعیل ‌بن ‌حزقیل» از انبیاء [[بنى اسرائیل]] است. در روایت صحیحی<ref>محمدتقى مجلسى، روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج ۱۲، ص ۱۴۸.</ref> آمده است: [[برید بن معاویه|برید بن معاویه عجلی]] از [[امام صادق علیه السلام|امام صادق]] علیه‌السلام پرسید: اى پسر رسول خدا! به من خبر دهید از اسماعیل که حق تعالى در کتاب خودش از او یاد کرده و فرموده: {{متن قرآن|«{{آیه|19|54}}»}}<ref name="" />، آیا مقصود از او اسماعیل بن ابراهیم (علیهما السلام) است؟ چه آنکه مردم این طور می‌پندارند که وى اسماعیل بن ابراهیم می‌باشد. امام علیه السلام فرمود: «اسماعیل پیش از حضرت ابراهیم از دنیا رفت و جناب ابراهیم حجّت‏ قائم حق تعالى و صاحب شریعت بود، با این حال، اسماعیل با چنین موقعیتى به جانب چه کسانى می‌توانست مبعوث باشد؟!» راوى می‌گوید: محضر مبارکش عرض کردم: پس اسماعیل در آیه مذکور چه کسى است؟ آن حضرت فرمود: «وى اسماعیل بن حزقیل پیامبر است که خدای متعال او را به جانب قومش برانگیخت و آنها وى را تکذیب کرده و کشتند، سپس پوست صورتش را کندند پس خداوند به آنها غضب نمود...».<ref>جعفر بن محمد قولویه، کامل الزیارات، ص ۶۵؛ شیخ صدوق، علل الشرائع، ج ۱، ص ۷۷-۷۸.</ref>  
  
 
روایت فوق در [[کامل الزیارات (کتاب)|کامل الزیارات]] آمده است که برخی از فقها مانند [[سید ابوالقاسم خویی|آیت الله خویی]](ره) تمام اسناد در آن را توثیق کرده‌اند.<ref>سید ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج ۱، ص ۵۰.</ref> به علاوه این‌که، صاحب کامل الزیارات از کسانی است که جز از افراد ثقه و مورد اعتماد روایتی نقل نمی‌کند.<ref>سید محمدباقر صدر، قاعدة لاضرر و لاضرار، ص ۸۴.</ref>  
 
روایت فوق در [[کامل الزیارات (کتاب)|کامل الزیارات]] آمده است که برخی از فقها مانند [[سید ابوالقاسم خویی|آیت الله خویی]](ره) تمام اسناد در آن را توثیق کرده‌اند.<ref>سید ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج ۱، ص ۵۰.</ref> به علاوه این‌که، صاحب کامل الزیارات از کسانی است که جز از افراد ثقه و مورد اعتماد روایتی نقل نمی‌کند.<ref>سید محمدباقر صدر، قاعدة لاضرر و لاضرار، ص ۸۴.</ref>  
سطر ۱۵: سطر ۱۵:
 
همچنین [[علامه طباطبایى|علامه طباطبایی]](ره) در ردّ دیدگاه اول می‌نویسد: «دلیلى که بیشتر مفسران براى نظریه خود آورده‌اند "که به خصوصِ [[حضرت اسماعیل علیه السلام|اسماعیل بن ابراهیم]] عنایت داشته" حرف صحیحى نیست؛ زیرا اگر چنین بود، جا داشت که نام وى را بعد از نام ابراهیم و قبل از داستان [[حضرت موسی علیه السلام|موسى]] ذکر کند نه بعد از داستان او».<ref>المیزان فى تفسیر القرآن، ج ۱۴، ص ۶۳.</ref><br />
 
همچنین [[علامه طباطبایى|علامه طباطبایی]](ره) در ردّ دیدگاه اول می‌نویسد: «دلیلى که بیشتر مفسران براى نظریه خود آورده‌اند "که به خصوصِ [[حضرت اسماعیل علیه السلام|اسماعیل بن ابراهیم]] عنایت داشته" حرف صحیحى نیست؛ زیرا اگر چنین بود، جا داشت که نام وى را بعد از نام ابراهیم و قبل از داستان [[حضرت موسی علیه السلام|موسى]] ذکر کند نه بعد از داستان او».<ref>المیزان فى تفسیر القرآن، ج ۱۴، ص ۶۳.</ref><br />
  
اما برخى با توجه روایات و داده‌هاى تاریخى که پیامبرى و رسالت [[حضرت اسماعیل علیه السلام|حضرت اسماعیل]] براى جُرْهُمیان و قبایل یمانى و عَمالقه و عمر طولانى ۱۲۰ سال براى او و وصیت ابراهیم به او را گزارش کرده است<ref>مجمع‌البیان، ج ۶، ص‌ ۸۰۰؛ الکامل، ج ۱، ص‌ ۱۲۵؛ بحارالانوار، ج‌ ۱، ص‌ ۹۶؛ ج‌ ۱۷، ص‌ ۱۴۸.</ref> و آیات [[قرآن]] که به رسالت وى اشاره دارد: {{متن قرآن|«ءامَنّا بِاللّهِ و ‌ما‌اُنزِلَ اِلَینا و ‌ما‌اُنزِلَ اِلى اِبراهیمَ و اِسماعیلَ و اِسحاقَ و یعقوبَ»}} ([[سوره بقره]]/۲،۱۳۶؛ [[سوره نساء]]/۴،۱۶۳)، با آن بخش از روایت پیش گفته که رسالت فرزند ابراهیم را نفى کرده و [[مرگ]] او را در زمان حیات پدر مى‌داند سازگار نیست و شاید همین امر برخى را بر آن داشته تا در صدور این روایت تردید کنند.<ref>روح‌المعانى، مج‌ ۹، ج‌ ۱۶، ص‌ ۱۵۲.</ref>
+
اما برخى با توجه روایات و داده‌هاى تاریخى که پیامبرى و رسالت [[حضرت اسماعیل علیه السلام|حضرت اسماعیل]] براى جُرْهُمیان و قبایل یمانى و عَمالقه و عمر طولانى ۱۲۰ سال براى او و وصیت ابراهیم به او را گزارش کرده است<ref>مجمع‌البیان، ج ۶، ص‌ ۸۰۰؛ الکامل، ج ۱، ص‌ ۱۲۵؛ بحارالانوار، ج‌ ۱، ص‌ ۹۶؛ ج‌ ۱۷، ص‌ ۱۴۸.</ref> و آیات [[قرآن]] که به رسالت وى اشاره دارد: {{متن قرآن|«قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَىٰ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ ...»}} ([[سوره بقره]]، آیه ۱۳۶ و [[سوره نساء]]، آیه ۱۶۳.)، با آن بخش از روایت پیش گفته که رسالت فرزند ابراهیم را نفى کرده و [[مرگ]] او را در زمان حیات پدر مى‌داند سازگار نیست و شاید همین امر برخى را بر آن داشته تا در صدور این روایت تردید کنند.<ref>روح‌المعانى، مج‌ ۹، ج‌ ۱۶، ص‌ ۱۵۲.</ref>
  
 
در جواب این اشکال گفته شده: این که گفته اند، "اسماعیل از سوى پدرش رسالتى براى هدایت قبیله جُرهم که ساکن [[مکه]] بودند داشت"، مناسب به نظر نمى رسد؛ زیرا از ظاهر آیات [[قرآن]] به دست مى آید که اسماعیل مذکور در این آیه رسالت الهیّه داشته است، نه رسالت از سوى ابراهیم (علیه السلام).<ref>پیام قرآن‏، ناصر مکارم شیرازى، دارالکتب الاسلامیه‏، تهران‏، ۱۳۸۶ ه. ش‏، ج۷‏ ، ص ۶۰.</ref>
 
در جواب این اشکال گفته شده: این که گفته اند، "اسماعیل از سوى پدرش رسالتى براى هدایت قبیله جُرهم که ساکن [[مکه]] بودند داشت"، مناسب به نظر نمى رسد؛ زیرا از ظاهر آیات [[قرآن]] به دست مى آید که اسماعیل مذکور در این آیه رسالت الهیّه داشته است، نه رسالت از سوى ابراهیم (علیه السلام).<ref>پیام قرآن‏، ناصر مکارم شیرازى، دارالکتب الاسلامیه‏، تهران‏، ۱۳۸۶ ه. ش‏، ج۷‏ ، ص ۶۰.</ref>

نسخهٔ کنونی تا ‏۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۲۲:۵۸

در آیه «وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ ۚ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا»[۱] از پیامبرى به نام «اسماعیل» با صفت «صادق الوعد» یاد شده است.

سبب صادق‌الوعد خواندن اسماعیل را آن دانسته‌اند که براى شخصى که به او وعده ملاقات داده بود مدتى طولانى (یک سال) انتظار کشید.[۲] البته منظور از انتظار یک سال، سرکشى مداوم به آن محل در این مدّت و مراقبت جهت بازگشت شخص مورد نظر بوده، نه این که یک سال کار و زندگى خود را تعطیل کند و دائماً در آنجا بماند.[۳] بر ‌اساس آیات ۵۴ و ۵۵ سوره مریم، وى نبى و رسول بود و اهل خود را به نماز و زکات فرامى‌خواند و مرضىّ خداوند بود.

در این که مقصود از اسماعیل در این آیه فرزند حضرت ابراهیم علیه‌السلام است یا پیامبرى جز او، میان مفسران اختلاف نظر است. همه مفسران اهل سنت، اسماعیل در این آیه را فرزند ابراهیم علیه‌السلام دانسته و جز او را نام نبرده یا آن‌که به شدت رد کرده‌اند.[۴]

در میان تفاسیر شیعه، برخى هر دو احتمال را ذکر کرده و قول جمهور را ضعیف شمرده‌اند[۵]، با این حال برخى بر این که مراد از وى، حضرت اسماعیل فرزند ابراهیم علیه‌السلام است تأکید کرده و قول دیگر را ضعیف دانسته‌اند.[۶]

برخى نیز احتمال داده‌اند اسماعیل در آیه مورد بحث (۵۴ سوره مریم/۱۹) پیامبرى از بنى‌اسرائیل باشد که در آیه ۲۴۶ سوره بقره در داستان طالوت بدون ذکر نام، از او یاد شده و داستان وى در تورات[۷] و انجیل[۸] نیز گزارش شده است.[۹]

ولى در بعضى از روایات اهل بیت (علیهم السلام) تصریح به این شده که او «اسماعیل ‌بن ‌حزقیل» از انبیاء بنى اسرائیل است. در روایت صحیحی[۱۰] آمده است: برید بن معاویه عجلی از امام صادق علیه‌السلام پرسید: اى پسر رسول خدا! به من خبر دهید از اسماعیل که حق تعالى در کتاب خودش از او یاد کرده و فرموده: «وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ ۚ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا»[۱]، آیا مقصود از او اسماعیل بن ابراهیم (علیهما السلام) است؟ چه آنکه مردم این طور می‌پندارند که وى اسماعیل بن ابراهیم می‌باشد. امام علیه السلام فرمود: «اسماعیل پیش از حضرت ابراهیم از دنیا رفت و جناب ابراهیم حجّت‏ قائم حق تعالى و صاحب شریعت بود، با این حال، اسماعیل با چنین موقعیتى به جانب چه کسانى می‌توانست مبعوث باشد؟!» راوى می‌گوید: محضر مبارکش عرض کردم: پس اسماعیل در آیه مذکور چه کسى است؟ آن حضرت فرمود: «وى اسماعیل بن حزقیل پیامبر است که خدای متعال او را به جانب قومش برانگیخت و آنها وى را تکذیب کرده و کشتند، سپس پوست صورتش را کندند پس خداوند به آنها غضب نمود...».[۱۱]

روایت فوق در کامل الزیارات آمده است که برخی از فقها مانند آیت الله خویی(ره) تمام اسناد در آن را توثیق کرده‌اند.[۱۲] به علاوه این‌که، صاحب کامل الزیارات از کسانی است که جز از افراد ثقه و مورد اعتماد روایتی نقل نمی‌کند.[۱۳]

همچنین علامه طباطبایی(ره) در ردّ دیدگاه اول می‌نویسد: «دلیلى که بیشتر مفسران براى نظریه خود آورده‌اند "که به خصوصِ اسماعیل بن ابراهیم عنایت داشته" حرف صحیحى نیست؛ زیرا اگر چنین بود، جا داشت که نام وى را بعد از نام ابراهیم و قبل از داستان موسى ذکر کند نه بعد از داستان او».[۱۴]

اما برخى با توجه روایات و داده‌هاى تاریخى که پیامبرى و رسالت حضرت اسماعیل براى جُرْهُمیان و قبایل یمانى و عَمالقه و عمر طولانى ۱۲۰ سال براى او و وصیت ابراهیم به او را گزارش کرده است[۱۵] و آیات قرآن که به رسالت وى اشاره دارد: «قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ إِلَىٰ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ ...» (سوره بقره، آیه ۱۳۶ و سوره نساء، آیه ۱۶۳.)، با آن بخش از روایت پیش گفته که رسالت فرزند ابراهیم را نفى کرده و مرگ او را در زمان حیات پدر مى‌داند سازگار نیست و شاید همین امر برخى را بر آن داشته تا در صدور این روایت تردید کنند.[۱۶]

در جواب این اشکال گفته شده: این که گفته اند، "اسماعیل از سوى پدرش رسالتى براى هدایت قبیله جُرهم که ساکن مکه بودند داشت"، مناسب به نظر نمى رسد؛ زیرا از ظاهر آیات قرآن به دست مى آید که اسماعیل مذکور در این آیه رسالت الهیّه داشته است، نه رسالت از سوى ابراهیم (علیه السلام).[۱۷]

پانویس

  1. ۱٫۰ ۱٫۱ سوره مریم، آیه ۵۴.
  2. اصول کافى، ج ۲، ص ۱۰۵ (حدیث ۷)؛ جامع‌البیان، ۹، ج‌ ۱۶، ص‌ ۱۲۰.
  3. پیام قرآن‏، ناصر مکارم شیرازى، دارالکتب الاسلامیه‏، تهران‏، ۱۳۸۶ ه. ش‏، ج۷‏ ، ص ۶۰.
  4. جامع‌البیان، ج ۱۶، ص ۱۲۰؛ تفسیر ابن ‌کثیر، ج‌ ۳، ص‌ ۱۳۲؛ الدر‌المنثور، ج‌ ۵‌، ص‌ ۵۱۶‌؛ روح‌المعانى، ج‌ ۱۶، ص‌ ۱۵۲.
  5. المیزان، ج‌ ۱۴، ص‌ ۶۲.
  6. مجمع البیان، ج‌ ۶، ص‌ ۸۰۰؛ الفرقان، ج‌ ۱۵‌ـ‌۱۶، ص‌ ۳۴۱.
  7. کتاب مقدس، اول سموئیل، ۱‌ـ‌۱۵.
  8. کتاب مقدس، رساله عبرانیان، ۱۱: ۲۰‌ـ‌۲۴.
  9. اعلام القرآن، ص‌ ۱۰۱؛ اعلام قرآن، ص‌ ۱۲۹.
  10. محمدتقى مجلسى، روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه، ج ۱۲، ص ۱۴۸.
  11. جعفر بن محمد قولویه، کامل الزیارات، ص ۶۵؛ شیخ صدوق، علل الشرائع، ج ۱، ص ۷۷-۷۸.
  12. سید ابوالقاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج ۱، ص ۵۰.
  13. سید محمدباقر صدر، قاعدة لاضرر و لاضرار، ص ۸۴.
  14. المیزان فى تفسیر القرآن، ج ۱۴، ص ۶۳.
  15. مجمع‌البیان، ج ۶، ص‌ ۸۰۰؛ الکامل، ج ۱، ص‌ ۱۲۵؛ بحارالانوار، ج‌ ۱، ص‌ ۹۶؛ ج‌ ۱۷، ص‌ ۱۴۸.
  16. روح‌المعانى، مج‌ ۹، ج‌ ۱۶، ص‌ ۱۵۲.
  17. پیام قرآن‏، ناصر مکارم شیرازى، دارالکتب الاسلامیه‏، تهران‏، ۱۳۸۶ ه. ش‏، ج۷‏ ، ص ۶۰.

منابع

پیامبران
پیامبران اولوالعزم
محمد (ص) * عیسی * موسی * نوح * ابراهیم
سایر پیامبران
آدم * ادریس * یعقوب * یوسف * یونس * اسحاق * اسماعیل * الیاس * ایوب * خضر * داوود * سلیمان * ذوالکفل * زکریا * شعیب * صالح * لوط * هارون * هود * یحیی * یسع * شعیا * اِرميا * جرجیس * حبقوق * يوشع بن نون
مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه