|
|
| سطر ۴۸: |
سطر ۴۸: |
| | | | |
| | يؤفكون: افك: ساخته و برگرداندن چيزى از حقيقتش. «يؤفكون» برگردانده مى شوند.<ref>تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی</ref> | | يؤفكون: افك: ساخته و برگرداندن چيزى از حقيقتش. «يؤفكون» برگردانده مى شوند.<ref>تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی</ref> |
| − | ==تفسیر آیه== | + | == تفسیر آیه == |
| − | <tabber> | + | <tafsir sura="5" ayeh="75" /> |
| − | تفسیر نور=
| |
| | | | |
| − | ===تفسیر نور (محسن قرائتی)===
| |
| | | | |
| − | {{ نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآياتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ «75»
| |
| | | | |
| − | مسيح پسر مريم، فرستادهاى بيش نيست كه پيش از او نيز پيامبرانى بودند ومادرش بسيار راستگو و درست كردار بود، آن دو (همچون ساير انسانها) غذا مىخوردند. (پس هيچ كدام خدا نيستند،) بنگر كه چگونه آيات را براى مردم بيان مىكنيم، پس بنگر كه اين مردم چگونه (از حقّ) روىگردان مىشوند.
| |
| − |
| |
| − | جلد 2 - صفحه 348
| |
| − |
| |
| − | ===نکته ها===
| |
| − |
| |
| − | در اين آيه، خداوند سه دليل مىآورد كه عيسى عليه السلام خدا نيست:
| |
| − |
| |
| − | 1. او از مادر متولد شد و پسر مريم است.
| |
| − |
| |
| − | 2. پيامبرانى مثل او نيز بودهاند و او بى همتا نيست.
| |
| − |
| |
| − | 3. او هم مانند ديگران نياز به غذا داشت و قدرتش را از لقمه نانى به دست مىآورد، پس از خود قدرت ندارد تا خدا باشد. آرى، آنكه نياز به غذا دارد، نمىتواند خالق باشد. اينها بيان روشن و عمومى و همه فهم قرآن است.
| |
| − |
| |
| − | «صديق» كسى است كه بسيار راستگو باشد و راستگويى خود را با كردار درستش ثابت كند.
| |
| − |
| |
| − | در آيهى ديگر، صدّيقه بودن حضرت مريم چنين بيان شده است كه او كلمات الهى را تصديق مىكرد و از عابدان بود. «صَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها وَ كُتُبِهِ وَ كانَتْ مِنَ الْقانِتِينَ» «1»
| |
| − |
| |
| − | ===پیام ها===
| |
| − |
| |
| − | 1- داشتن برخى امتيازات و امور استثنايى، دليل بر الوهيّت نيست. حضرت آدم هم بدون پدر و مادر بود و كسى او را خدا نپنداشت. «قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ»
| |
| − |
| |
| − | 2- مريم، از اولياى خداست. قرآن از او تجليل مىكند و او را «صدّيقه» مىشمارد.
| |
| − | «أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ»
| |
| − |
| |
| − | 3- مرگ، براى همهى انبيا قطعى است. «قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ» بنابراين عيسى فناپذير است و خدا نيست.
| |
| − |
| |
| − | 4- اگر عناد به ميان آيد، روشنترين برهانها و دلايل هم كارساز نخواهد بود.
| |
| − | كَيْفَ نُبَيِّنُ ... أَنَّى يُؤْفَكُونَ
| |
| − |
| |
| − | 5- زن مىتواند به بالاترين درجات معنوى برسد تا آنجا كه خداوند ثناگويش شود. «وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ»
| |
| − | -----
| |
| − | «1». تحريم، 12.
| |
| − |
| |
| − | جلد 2 - صفحه 349
| |
| − |
| |
| − | 6- آشنايى با تاريخ گذشته وريشهيابى آن، براى آيندگان مفيد است. ثُمَّ انْظُرْ ...
| |
| − | }}
| |
| − |
| |
| − | |-|
| |
| − | اثنی عشری=
| |
| − |
| |
| − | ===تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)===
| |
| − |
| |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − |
| |
| − |
| |
| − | مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآياتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ (75)
| |
| − |
| |
| − | چون حق تعالى ذكر مقالات باطله نصارى نمود، در عقب آن ردّ قول ايشان را بر طريق احتجاج مىفرمايد:
| |
| − |
| |
| − | مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌ: نيست مسيح پسر مريم مگر رسول خدا.
| |
| − |
| |
| − | «1» ثواب الاعمال، صدوق، صفحه 197، حديث اوّل (ثواب الاستغفار)- جامع الاخبار، فصل 26، حديث 8.
| |
| − |
| |
| − | «2» بحار الانوار، جلد 73، صفحه 355، حديث 62- جامع الاخبار، فصل 26، حديث 9.
| |
| − |
| |
| − | «3» بحار الانوار، جلد 78، صفحه 356، حديث 11 (با تفاوت مختصر)- جامع الاخبار، فصل 26، حديث 17.
| |
| − |
| |
| − | تفسير اثنا عشرى، ج3، ص: 150
| |
| − |
| |
| − | قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ: بدرستى كه گذشتهاند پيش از او فرستادگان و پيغمبران، و عيسى را معجزات داده چنانكه ايشان را عطا فرموده. اگر مرده به دم عيسى زنده مىشد، عصاى موسى اژدهاى زنده مىگشت، و آن عجيبتر است. و اگر او بىپدر مخلوق شد، آدم عليه السّلام بىپدر و مادر موجود گشته، و آن غريبتر است. پس كسى كه ادعاى الهيت در حق عيسى عليه السّلام نمايد، مثل كسى است كه ادعاى الوهيت نسبت به تمام انبياء نمايد به جهت تساوى ايشان در منزلت، و حال آنكه معجزات انبياء، ايشان را از معبوديت بيرون نمىبرد و در الوهيت داخل نمىسازد. وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ: و مادر عيسى يعنى مريم كثير الصدق و ملازم بر آن بود، كه دال است بر عظم منزلت او يا تصديق انبيا و آيات ربّانى مىكرد كما قال: «وَ صَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها وَ كُتُبِهِ» «1» بعد دليل عدم الوهيت ايشان را فرمايد به التزام كه: كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ: بودند پسر و مادر كه مىخوردند طعام را و مانند ساير حيوانات محتاج غذا، يا لازمه طعام مدفوع است؛ پس با وجود چنين احتياجى چگونه صفت ربوبيت را بر ايشان اطلاق كنيد (تعالى اللّه).
| |
| − |
| |
| − | حق تعالى اوّل بيان مرتبه عيسى و مريم را نمود به اينكه اين كمال، موجب الوهيت ايشان نشود؛ زيرا بسيارى از مردمان شريك ايشانند در مثل اين كمال، و بعد از آن تنبيه فرمود بر نقص ايشان و ذكر آنچه منافى ربوبيت و مقتضى مخلوقيت و احتياج ايشان. بعد بر وجه تعجيب، نسبت به كسى كه دعوى ربوبيت آنها نمايد با وجود امثال اين ادله ظاهره، مىفرمايد: انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآياتِ: نظر كن چگونه بيان مىكنيم براى ايشان دلايل توحيد را. ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ: پس نظر نما در حال ايشان چگونه بر گرديده مىشوند و منقلب گردند از دريافتن حق و تأمل نمودن در آن.
| |
| − |
| |
| − | نكته- «ثمّ» براى تفاوت بين العجبين است، يعنى بيان كردن ما آيات را عجيب، و اعراض ايشان اعجب و اغرب چيزها است. در مجمع «2» فرمايد: نظر
| |
| − |
| |
| − | «1» تحريم، آيه 12.
| |
| − |
| |
| − | «2» مجمع البيان، ج 2 ص 230.
| |
| − |
| |
| − | تفسير اثنا عشرى، ج3، ص: 151
| |
| − |
| |
| − | اول به فعل جميل او سبحانه است در نصب آيات و ازاله علل. و نظر ثانى به افعال قبيحه، ترك تدبر ايشان در آيات است.
| |
| − |
| |
| − |
| |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − | روان جاوید=
| |
| − | ===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)===
| |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | مَا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآياتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ (75)
| |
| − |
| |
| − | ترجمه
| |
| − |
| |
| − | نيست مسيح پسر مريم مگر پيغمبرى كه بتحقيق گذشتند پيش از او پيغمبران و مادرش بسيار راست گوى كه بودند ميخوردند طعام را بنگر چگونه بيان مىكنيم براى ايشان دلائل را پس بنگر چگونه برگردانده ميشوند.
| |
| − |
| |
| − | تفسير
| |
| − |
| |
| − | خداوند تعالى پس از ذكر اقوال فاسده نصارى بيان فرموده حق مطلب را در شأن حضرت عيسى و مادرش باين بيان كه مسيح نه خدا بود نه پسر خدا و نه شريك خدا پيغمبرى بود مانند پيغمبران سابق داراى معجزاتى مانند معجزات آنها اگر او مرده زنده مىكرد حضرت موسى هم عصا را اژدها مينمود اگر او بىپدر بود حضرت آدم هم بىپدر بود و مادر او يعنى حضرت مريم هم زنى بود كه هميشه راست مىگفت يا تصديق مينمود انبياء عظام و كتب آسمانى را و آندو مانند ساير مردم غذا ميخوردند و كسيكه احتياج بغذا دارد خدا نيست چون خدا محتاج نميشود و در عيون از حضرت رضا (ع) نقل نموده كه مراد از غذا خوردن آندو دفع نمودن است و قمى ره فرموده مراد آنستكه از آندو حدث سر ميزد و غذا خوردن كنايه از اين معنى است خلاصه آنكه اوّلا خداوند نفى دليل بر خدائى آندو نمود ثانيا اقامه دليل بر بندگى آندو و در ضمن اثبات فرمود براى مسيح (ع) صفاتى را كه منافى با ربوبيت و مسلم كل است كه آن رسالت و تأخر از
| |
| − |
| |
| − | جلد 2 صفحه 252
| |
| − |
| |
| − | رسل و مادر داشتن و حاجت بغذا خوردن و دفع آن داشتن است كه هر يك از آنها دليل مستقلى است بر بندگى او و پس از اين بيان جامع اولا انشاء تعجب فرمود از كيفيّت بيان خود دلائل توحيد را بعبارت ساده جامع جالب ثانيا انشاء تعجب فرمود از انصراف آنها از حق و دلائل آن براى عدم تفكر و تدرّب و فصل فرمود بين دو عجب بكلمه ثم براى تفاوت ميان آندو يعنى حال آنها اعجب از بيان ما است با اشاره بآنكه بحال طبيعى ممكن نيست چنين ادله واضحه را قبول ننمايند پس برگرداننده دارند از حق و او شيطان است ..
| |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − | اطیب البیان=
| |
| − | ===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)===
| |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | مَا المَسِيحُ ابنُ مَريَمَ إِلاّ رَسُولٌ قَد خَلَت مِن قَبلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كانا يَأكُلانِ الطَّعامَ انظُر كَيفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الآياتِ ثُمَّ انظُر أَنّي يُؤفَكُونَ (75)
| |
| − |
| |
| − | نيست مسيح پسر مريم مگر رسول فرستاده خداوند چنانچه قبل از او فرستادگاني بودند اينکه هم يكي از آنها و مادرش هم مؤمنه صالحه تصديق تمام انبياء و رسل را نموده بود و هر دو مثل ساير افراد بشر احتياج بطعام و خوراك داشتند امتيازي از حيث بشريت با ديگران نداشتند نظر كن اي رسول اكرم (ص) چگونه براي نصاري آيات الهي بيان ميشود پس از آن ببين چگونه نصاري افتراء بمقام مقدس مسيح و مادرش ميزنند.
| |
| − |
| |
| − | مَا المَسِيحُ ابنُ مَريَمَ إِلّا رَسُولٌ حضرت مسيح در بشريت با ساير افراد بشر امتيازي ندارد جز دو امتياز يكي از جنبه جسمانيت که بدون پدر بدنيا آمد و اينکه جنبه را خداوند در آيه ديگر بيان ميفرمايد إِنَّ مَثَلَ عِيسي عِندَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرابٍ آل عمران آيه 59، که اگر منشأ قول نصاري که پسر خدا است براي بيپدري او است، آدم نه پدر داشته و نه مادر خداوند قدرت دارد انسان مخلوق توليدي باشد چنانچه اكثر حيوانات بلكه نباتات توليدي است از هسته و دانه و قلمه و پيوند ميروياند، و هم تكويني باشد مثل آدم و بسياري از حيوانات و نباتات بلكه مخلوق اولي از جميع حيوانات و نباتات و هم بينهما مثل مسيح مادر دارد و پدر ندارد هم توليدي است از مادر متولد شده و هم تكويني است بدون پدر مخلوق شده، و ديگر از جنبه روحاني که رسول و فرستاده خدا است چنانچه ساير رسل آن امتياز را داشتند که مكرر در مكرر در آيات شريفه اشاره دارد إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثلُكُم يُوحي إِلَيَّ كهف آيه 110، و ساير آيات ديگر و اينکه امتياز خصيصه
| |
| − |
| |
| − | جلد 6 - صفحه 438
| |
| − |
| |
| − | مسيح نيست قَد خَلَت مِن قَبلِهِ الرُّسُلُ چه اندازه انبياء و رسل قبل از مسيح آمدند هيچ كدام نه ملك بودند نه خدا بودند نه پسر خدا.
| |
| − |
| |
| − | وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ مادر مسيح يك زني بود از زنهاي خوب عالم مثل حوي آسيه، كلثوم خواهر موسي مؤمنه باللّه و مصدقه تمام انبياء و رسل بلكه معصومه بود و مورد وحي الهي واقع شد و مائده بهشتي براي او ميآمد فقط امتيازي که بدون فحل بچه آورد که مفاد وَ اصطَفاكِ عَلي نِساءِ العالَمِينَ آل عمران آيه 42 است نسبت بزنهاي ديگر داشت.
| |
| − |
| |
| − | كانا يَأكُلانِ الطَّعامَ تمام لوازم بشريت را واجد بودن خوردن، آشاميدن خواب رفتن، راه رفتن، صحت، مرض، قوت و ضعف داشتن، در شكنجه ظلم و اذيت واقع شدن، تمام احتياجات بشري را داشتند، عبادت كردن و هكذا تمام اينها دليل و آيه واضحه است بر عبوديت و مخلوقيت آنها.
| |
| − |
| |
| − | انظُر كَيفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الآياتِ و ادله بر اثبات مخلوقية آنها و مع ذلک اينکه نصاري چشم از همه اينها پوشيده و توجه باين آيات نميكنند جاي بسيار تعجب است.
| |
| − |
| |
| − | ثُمَّ انظُر أَنّي يُؤفَكُونَ افك افتراء بستن است زيرا اينها با اينكه اظهار عقيده خود را باين كفريات ميكنند نسبتهاي دروغ بحضرت مسيح هم در اينکه اناجيل اربعه ميدهند که خود آن حضرت العياذ بفرمايد من خدا هستم گاهي بگويد پسر انسان هستم و ساير كلمات که ما مفصلا در مجلد اول كلم الطيب نقل كردهايم مراجعه فرمائيد.
| |
| − |
| |
| − | 439
| |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − | برگزیده تفسیر نمونه=
| |
| − |
| |
| − | ===برگزیده تفسیر نمونه===
| |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | (آیه 75)
| |
| − |
| |
| − | در این آیه با دلایل روشنی در چند جمله کوتاه اعتقاد مسیحیان به الوهیت مسیح را ابطال می کند، نخست می گوید: «چه تفاوتی در میان مسیح و سایر پیامبران بود که عقیده به الوهیت او پیدا کردهاید، مسیح پسر مریم نیز فرستاده خدا بود و پیش از آن رسولان و فرستادگان دیگری از طرف خدا آمدند» (مَا المَسِیحُ ابنُ مَریمَ إِلّا رَسُولٌ قَد خَلَت مِن قَبلِهِ الرُّسُلُ).
| |
| − |
| |
| − | اگر رسالت از ناحیه خدا دلیل بر الوهیت و شرک است پس چرا در باره سایر پیامبران این مطلب را قائل نمی شوید!
| |
| − |
| |
| − | سپس برای تأیید این سخن می گوید: «مادر او، زن بسیار راستگویی بود» (وَ أُمُّهُ صِدِّیقَةٌ).
| |
| − |
| |
| − | اشاره به این که کسی که دارای مادر است و در رحم زنی پرورش پیدا می کند چگونه می تواند خدا باشد!
| |
| − |
| |
| − | و دوم این که اگر مادر او محترم است به خاطر این است که او هم در مسیر رسالت مسیح با او هماهنگ بود و از رسالتش پشتیبانی می کرد، و به این ترتیب بنده خاص خدا بود و نباید او را همچون یک معبود همانطور که در میان مسیحیان رایج است که در برابر مجسمه او تا سر حد پرستش خضوع می کنند، عبادت کرد.
| |
| − |
| |
| − | بعد به یکی دیگر از دلایل نفی ربوبیت مسیح اشاره کرده، می گوید: «او و مادرش هر دو غذا می خوردند» (کانا یأکلانِ الطَّعامَ).
| |
| − |
| |
| − | و در پایان آیه اشاره به روشنی این دلایل از یک طرف و سرسختی و نادانی آنها در برابر این دلایل آشکار از طرف دیگر کرده، می گوید: «بنگر چگونه دلایل را به روشنی برای آنها شرح می دهیم و سپس بنگر چگونه اینها از قبول حق بازگردانده می شوند» (انظُر کیفَ نُبَینُ لَهُمُ الآیاتِ ثُمَّ انظُر أَنّی یؤفَکونَ).
| |
| − |
| |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − |
| |
| − | سایر تفاسیر=
| |
| − | سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:
| |
| − |
| |
| − | ==تفسیر های فارسی==
| |
| − | ==={{ترجمه تفسیر المیزان|سوره=5 |آیه=75}}===
| |
| − | ==={{تفسیر خسروی|سوره=5 |آیه=75}}===
| |
| − | ==={{تفسیر عاملی|سوره=5 |آیه=75}}===
| |
| − | ==={{تفسیر جامع|سوره=5 |آیه=75}}===
| |
| − |
| |
| − | ==تفسیر های عربی==
| |
| − | ==={{تفسیر المیزان|سوره=5 |آیه=75}}===
| |
| − | ==={{تفسیر مجمع البیان|سوره=5 |آیه=75}}===
| |
| − | ==={{تفسیر نور الثقلین|سوره=5 |آیه=75}}===
| |
| − | ==={{تفسیر الصافی|سوره=5 |آیه=75}}===
| |
| − | ==={{تفسیر الکاشف|سوره=5 |آیه=75}}===
| |
| − | </tabber>
| |
| | | | |
| | ==پانویس== | | ==پانویس== |