رعایت ادبیات دانشنامه ای متوسط
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

سید رضی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۳۹ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۸ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
'''سيد رضى كيست؟'''
+
{{خوب}}
 +
'''«محمد بن الحسین بن موسی»''' مشهور به '''«سید رضی»''' (۴۰۶-۳۵۹ ق)، فقیه، مفسر، متکلم، محدث، شاعر و ادیب بزرگ [[شیعه]] در قرن چهارم هجری و از شاگردان [[شیخ مفید]] بود. سید رضى علاوه بر داشتن مقام نقابت و تبحر در علوم مختلف دینى، استاد مسلم عصر خود در [[ادبیات عرب]] بود و در نظم و نثر، نظیری نداشت. کتاب شریف «[[نهج البلاغه]]» توسط او گردآوری شده است.
 +
{{شناسنامه عالم
 +
||نام کامل = محمد بن حسین بن موسی
 +
||تصویر= [[پرونده:Sayyid-Razi1.jpg]]
 +
||زادروز = ۳۵۹ قمری
 +
|زادگاه = [[بغداد]]
 +
|وفات =  ۴۰۶ قمری
 +
|مدفن = [[کربلا]]
 +
|اساتید =  [[شیخ مفید]]، حسن بن عبدالله سيرافى، ابوعلى فارسى، ابوعبدالله مرزبانى،...
 +
|شاگردان = [[شیخ جعفر بن محمد دوریستى]]، شیخ محمد بن على حلوانى، [[احمد بن علی بن قدامه]]،...
 +
|آثار = [[نهج البلاغة]]، [[حقائق التاویل فی متشابه التنزیل]]، [[مجازات الآثار النبویة|مَجازات الآثار النبویة]]، [[تلخیص البیان عن مجازات القرآن|تلخیص البیان عن مَجازات القرآن]]، [[خصائص الائمه (کتاب)|خصائص الأئمه]]، دیوان شعر،...
 +
}}
 +
==زندگی‌نامه==
 +
'''ولادت و خاندان:'''
  
سيد رضى كه نامش محمد است، و [[كنيه]] اش ابوالحسن و ملقب به «شريف رضى» و «ذوالحسبين» و... بوده و ما در زبان فارسى او را به نام «سيد رضى» مى شناسيم در سال 359 هجرى قمرى، رد يك خانواده مشهور دينى و علمى در شهر تاريخى [[بغداد]] ديده به دنيا گشود.
+
ابوالحسن محمد بن الحسین بن موسی در سال ۳۵۹ ق. در محله [[شیعه]] نشین کرخ [[بغداد]] دیده به جهان گشود. وی ملقب به «شریف رضى» و «ذوالحسبین» و... بوده و ما در زبان فارسى او را به نام «سید رضى» مى شناسیم.
  
پدرش «حسين بن احمد» معروف به طاهر ذوالمناقب شخصيتى بزرگ داشت و مردى بلند آوازه بود. او به عنوان نامى ترين شخصيت علوى عصر بارها به منصب «نقابت» يعنى سرپرستى [[علويان]] و [[سادات]] دودمان [[ابوطالب]] و امارت حاج يعنى رسيدگى به امور زائران خانه خدا كه مناصبى بس بزرگ بود رسيد. همچنين خلفاى عباسى و سلاطين آل بويه و حمدانى [[سوريه]] و... از وجود او كه داراى عقل و تدبيرى قابل تحسين و نفوذ كلامى زايدالوصف بود، براى ميانجى گرى استفاده كرده، و پيوسته براى تامين اين منظور از جانب آن ها به سفارت مى رفت.  
+
پدرش «حسین بن احمد» معروف به طاهر ذوالمناقب شخصیتى بزرگ و بلند آوازه بود. او بارها به منصب «نقابت» یعنى سرپرستى [[علویان]] و [[سادات]] دودمان ابوطالب و [[امير الحاج|امارت حاج]] یعنى رسیدگى به امور زائران [[کعبه|خانه خدا]] که مناصبى بزرگ بود رسید. همچنین خلفاى [[عباسیان|عباسى]] و سلاطین [[آل بویه]] و ... از وجود او که داراى عقل و تدبیرى قابل تحسین و نفوذ کلام بود، براى میانجى گرى استفاده کرده و پیوسته براى تامین این منظور از جانب آن ها به سفارت مى رفت.  
  
به گفته ابن ابى الحديد معتزلى دانشمند نامى عامه در مقدمه شرح [[نهج  البلاغه]] ضمن شرح حال سيد رضى «مشكل نبود كه در اين ميانجى گري ها به سرپنجه تدبير و انديشه او حل و فصل نگردد».
+
مادر سید رضى «فاطمه» دختر بافضیلت حسین بن احمد علوى و نوه حسن بن على معروف به «[[ناصر کبیر علوی|ناصر کبیر]]» بوده است. گفته شده، [[شیخ مفید]]، کتاب «احکام النساء» را به خاطر آن بانوى دانشمند بافضیلت نوشته و در آغاز آن اشاره به شخصیت ممتاز وى نموده است.  
  
ما در سيد رضى «فاطمه» دختر بافضيلت حسين بن احمد علوى معروف به «داعى صغير» است. كه از دانشمندان عصر بوده است. به گفته بعضى از دانشمندان، [[شیخ مفید]] مرجع اعلم عصر و پيشواى شيعيان آن روز كتاب «[[احكام النساء]]» را به خاطر آن بانوى دانشمند بافضيلت نوشته و در آغاز آن اشاره به شخصيت ممتاز وى نموده است.  
+
سید رضى از جانب پدر با چهار واسطه به [[امام کاظم]] علیه السلام، و از طرف مادر نیز با شش واسطه به [[امام زین العابدین]] علیه السلام نسبت مى رساند. نیاکان پدرى و مادرى او همگى از اعلام دین و علماى مذهب و شخصیت هاى سرشناس [[شیعه]] و مردان دلیر و نامور و خدمتگذاران [[اسلام]] بوده اند.
  
فاطمه مادر سيد رضى و همسر طاهر ذوالمناقب و دختر داعى صغير، نوره ى حسن بن على معروف به «ناصر حق» و «ناصر كبير» است كه از شخصيت هاى بزرگ علمى عصر و از قهرمانان خاندان پيغمبر بوده، و بيشتر مردم مازندارن و گيلان و ديلم و نواحى اطراف قزوين تا گيلان را به دين [[اسلام]] و مذهب پاك تشيع مشرف ساخت، و در حقيقت، اسلام و تشيع مردم مازندران و گيلان و رودبار يادگار جد مادرى سيد رضى است كه مرد علم و شمشير بوده، و با قيام خود مزدوران بنى عباس را كه سياه جامگان خوانده مى شوند از آن جا بيرون كرد و سال ها با سامانيان كه وابستگان به دربار خلافت آل عباس بودند، پيكارها نمود.
+
برادر بزرگتر سید رضى نیز [[سید مرتضی|سید مرتضى]] است. او پس از استادش [[شیخ مفید]]، اعلم علماى شیعه در نیمه اول قرن پنجم هجرى بود.
  
سيد رضى از جانب پدر با چهار واسطه به حضرت موسى بن جعفر [[امام کاظم]] عليه  السلام مى پيوندد، و از طرف مادر نيز با شش واسطه به حضرت [[امام زين العابدين]] على بن الحسين عليه السلام نسبت مى رساند. نياكان پدرى و مادرى او تا امام معصوم همگى از اعلام دين و علماى مذهب و شخصيت  هاى سرشناس شيعه و مردان دلير و نامور و خدمتگذاران صميمى اسلام بوده اند، به شرحى كه در كتاب مفصل خود آورده ايم.
+
'''مقام نقابت:'''
  
سيد رضى با اين نسبت كوتاه به ائمه ى طاهرين كه از هر دو سوى نيز به سالار شهيدان [[امام حسين]] عليه السلام منسوب است، از افتخارى ديگر زائد بر افتخاراتش برخوردار مى باشد. اين معنى را ابوالعلاى معرى شاعر نابغه دانشمند معروف در شعرى يادآور شده است.
+
سید رضى، در سال ۳۸۰ ق، در حدود بیست سالگى با حکم بهاءالدوله بویهى منصب مهم نقابت را عهده‌دار شد. در سال ۴۰۳ ق، به سرپرستى و نقابت [[علویان]] تمام قلمرو اسلامى، منصوب شد و لقب «نقیب النقبایى» بر وى اطلاق گردید. وى همچنین نمایندگى علویان حرمین شریفین را نیز به عهده گرفت. بعد از سید رضى، کسى به این سمت مهم، دست نیافت و نقابت شهرها از هم تفکیک شد.
  
سيد رضى برادر كوچكتر سيد مرتضى است كه نامش «على» و چهار سال از او بزرگتر بوده و در سال 335 ه. در [[بغداد]] متولد گشته است. سيد مرتضى برادر بزرگ سيد رضى كه دوران تصحيل خود را با برادرش رضى بسر آورد، و اغلب هر دو با هم نزد استادان مشتركى تحصيل مى كردند، از نوابغ [[اسلام]] و فقيه عاليقدر [[شيعه]] و دانشمند بلند آوازه ى ماست.
+
'''وفات:'''
  
او پس از استادش [[شیخ مفید]] اعلم علماى شيعه بلكه بزرگترين و مشهورترين دانشمند اسلام در نيمه اول قرن پنجم هجرى بود و در بغداد مركز دانش جهان اسلام مانند ستاره زهره در ميان انبوه ستارگان پرفروغ آسمان [[علم]] و [[معرفت]] مى درخشيد. سيد مرتضى دانشمندى فقيه، نويسنده، شاعر، متفكر، و در تمامى علوم متداول عصر يگانه زمان بود، و در كليه علوم و فنون اسلامى نيز كتاب نوشته، و كتابهايش از بهترين كتب مشابه خود مى باشد. كتابهاى: غرر و درر، [[الذريعه]]، [[تنزيه الانبياء]]، [[مسائل ناصريات]]، [[طيف الخيال]]، [[الشافى]]، و ديوان شعرش كه چند جلد است، از كتب مشهور اوست.
+
مرحوم سید رضى در سال ۴۰۳ هجری،<ref>حر عاملی، محمد بن حسن‏، أمل الآمل فی علماء جبل عامل‏، محقق، حسینی اشکوری، احمد، ج ۲، ص ۲۶۵.</ref> و یا ششم [[ماه محرم|محرم]] و یا [[صفر]]<ref> الوافی بالوفیات، ج ‏۲، ص ۳۷۸.</ref> سال ۴۰۶ هجری در حالی که کمتر از پنجاه سال داشت، در شهر [[بغداد]] از دنیا رفت.<ref>رجال النجاشی، ص ۳۹۸.</ref> در مورد محل دفن پیکر مطهر او اختلاف وجود دارد. طبق نقلی، ابتدا در منزلش در بغداد دفن گردید و سپس توسط برادرش [[سید مرتضی]] به [[کاظمین]] منتقل شد. طبق نقل دیگر، او در منزل خودش در بغداد مدفون گشت و بعدها، به مدفن خانوادگى ایشان در [[کربلا|کربلا]] و در کنار پدر و برادرش در نزدیکى قبر [[سید ابراهیم مجاب]] در رواق غربى [[حرم امام حسین علیه السلام| حرم امام حسین]] علیه السلام به خاک سپرده شده است.<ref>قزوینی، المزار، ۱۴۲۶ق، ص۲۵۴.</ref>
 +
==تحصیلات و استادان==
  
سيد مرتضى از جمله مدرسه اى تاسيس كرده بود، و به تربيت و پرورش شاگردان همت مى گماشت. يكى از شاگردان نامى و پرافتخار او محمد بن حسن طوسى معروف به «[[شيخ طوسى]]» است كه مانند خود او و سيد رضى نخست شاگرد شيخ مفيد بود، و پس از رحلت مفيد، شاگرد برازنده ى سيد مرتضى بشمار مى رفت، و پس از سيد سرآمد فقهاى شيعه و نامى ترين دانشمندان عصر بود.<ref> نگاهي كوتاه به زندگاني پرافتخار سيد رضي، علي دواني، ص 2.</ref>
+
سید رضى از همان زمانی که تازه به محضر استاد راه یافت موجب اعجاب استاد و شاگردان او قرار گرفت. داستان پاسخى که او در سن نه سالگى به پرسش استادش «حسن بن عبدالله سيرافى» نحوى معروف داد و حاضران مجلس را از تیزهوشى خود به شگفت آورد مشهور است.  
  
'''نبوغ سيد رضى'''
+
سید رضى نزد دانشمندان مشهور عصر که در [[بغداد]] مى زیستند در علوم مختلف و متداول مانند [[صرف]]، [[نحو]]، [[علم لغت|لغت]]، [[بلاغت]]، [[تفسیر]]، [[حدیث]]، [[فقه]]، [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]، [[کلام]]، قرائت [[قرآن|قرآن مجید]] (که در آن زمان داراى اهمیت بسیار بود) به تحصیل پرداخت، و از هر کدام بهره ى لازم را گرفت و بدین گونه معلومات خویش را در علوم و فنون معمول عصر تکمیل نمود.
  
سيد رضى از همان زماني كه تازه به محضر استاد راه يافت موجب اعجاب استاد و شاگردان او قرار گرفت و هر چه از نردبان بزرگى بالا مى رفت بيشتر در مورد تحسين دانشمندان و حسادت دشمنان كه نمى توانستند نبوغ او را ببيند واقع مى شد.
+
وى در خردسالى همراه برادرش [[سید مرتضى]] به استفاده فقه و دیگر علوم [[دین]] از محضر [[شیخ مفید]] پرداخت، و شرح اصول خمسه و کتاب «العمده» را نزد [[قاضی عبدالجبار معتزلی|قاضى عبدالجبار معتزلى]] که از متکلمین و اصولیان [[اهل  سنت]] بود آموخت. همچنین علم [[حدیث]] را از محمد بن عمران مرزبانى و ابوموسى تلعکبرى و ابوابى از [[فقه]] را از محمد بن خوارزمى و علم قرائت را با همه روایات آن از ابوحفض عمر بن ابراهیم کنانى فراگرفت و هم مختصر طحاوى را نزد خوارزمى خواند. و نیز مختصر ابوالحسن کرخى را نزد ابومحمد اسد اکفانى و نحو علوم عربیت را از على بن عیسى رمانى فراگرفت و [[علم عروض]] را از ابواسحاق زجاج که از مبتکرین نحو بود، و قوافى را نزد [[اخفش]] که او نیز در [[علم نحو]] از دانشمندان صاحب راى است خواند و هم پاره اى از علوم عربیت را نزد [[ابن جنی|ابن  جنى موصلی]] نحوى معروف و قسمتى از فنون [[بلاغت]] و ادبیات را از ابن  نباته خطیب، آموخت.
  
داستان پاسخى كه او در سن نه سالگى به پرسش استادش «سيرافى» نحوى معروف داد و حاضران مجلس را از تيزهوشى خود به شگفت آورد مشهور است. وى در خردسالى همراه برادرش [[سيد مرتضى]] به استفاده فقه و ديگر علوم دين از محضر شيخ مفيد پرداخت، و شرح اصول خمسه و كتاب «العمده» را نزد [[قاضى عبدالجبار معتزلى]] كه از متكلمين و اصوليان [[اهل  سنت]] بود آموخت همچنين علم [[حدیث]] را از محمد بن عمران مرزبانى و ابوموسى تلعكبرى و ابوابى از [[فقه]] را از محمد بن خوارزمى و علم قرائت را با همه روايات آن از ابوحفض عمر بن ابراهيم كنانى فراگرفت و هم مختصر طحاوى را نزد خوارزمى خواند.
+
سید رضى علوم یاد شده را پیش از [[بلوغ]] نزد نامبردگان -که همه از اساتید مسلم فن و مبتکرین علوم عربیت بودند- تحصیل نمود.  
  
و نيز مختصر ابوالحسن كرخى را نزد ابومحمد اسد اكفانى و نحو علوم عربيت را از على بن عيسى رمانى فراگرفت و [[علم عروض]] را از [[ابواسحاق زجاج]] كه از مبتكرين نحو بود، و قوافى را نزد اخفش كه او نيز در [[علم نحو]] از دانشمندان صاحب راى است خواند و هم پاره اى از علوم عربيت را نزد [[ابن  جنى]] نحوى معروف و قسمتى از فنون بلاغت و ادبيات را از [[ابن  نباته]] خطيب، آموخت.
+
او در هفده سالگى اقدام به تدریس و تألیف و تصنیف نمود و بالاخره در بیست سالگى از تمام علوم متداول آن عصر فراغت حاصل کرد. سید رضى در فراگرفتن علوم بسیار حریص بود، از هر کسى که مى توانست بهره مند گردد خوددارى نمى کرد و در این خصوص میان [[شیعه]] و [[سنی|سنى]] و مسلمان و کافر فرق نمى گذاشت.<ref>جمع آوری نهج البلاغه خدمتی بزرگ به عالم تشیع، دوانی، علی؛ گلستان قرآن، آذر ۱۳۸۰، ش۹۲، ص۴۰</ref>
  
سيد رضى علوم ياد شده را پيش از بلوغ نزد نامبردگان كه همه از اساتيد مسلم فن و مبتكرين علوم عربيت بودند تحصيل نمود! در ده سالگى شروع به گفتن شعر كرد، قصائدى كه در آن سن سروده هم اكنون در ديوانش موجود و به تنهائى نماينده فكر مواج و قريحه سيال و ذوق خداداد اوست.
+
==تدریس و شاگردان==
 +
سيد رضى شخصيتى انديشمند و داراى قدرت هوش و دركى بالا بود و در همان سنین جوانى به تدریس و تألیف و تصنیف همت گماشت. او مدرسه‌اى در شهر [[بغداد]] تأسيس كرد و به تربيت شاگردانى در [[علوم اسلامى]] پرداخت. كتابخانه بزرگى نيز براى استفاده شاگردان خود در آن مدرسه برپا نمود.<ref>یادنامه کنگره هزاره نهج البلاغه، گزوهی از نویسندگان، بنیاد نهج البلاغه، تهران، ۱۳۶۰ش، ص۲۲۳</ref> از تعداد کامل شاگردان سید رضى اطلاعى نداریم. او به واسطه مناصبى که داشت کمتر در عمر کوتاه خود فرصت یافته است به پرورش شاگردان و تدریس علومى که اندوخته بود همت گمارد.
  
در هفده سالگى اقدام به تدريس و تاليف و تصنيف نمود و بالاخره در بيست سالگى از تمام علوم متداول آن عصر فراغت حاصل كرد! سيد رضى در فراگرفتن علوم بسيار حريص بود از هر كسى كه مى توانست بهره مند گردد، خوددارى نمى كرد و در اين خصوص ميان [[شيعه]] و سنى و مسلمان و كافر فرق نمى گذاشت!!
+
با این وصف [[علامه امینى]] به پیروى از [[محدث نوری|محدث نورى]] در خاتمه کتاب «[[مستدرک الوسائل]]» این عده را نام مى برد که شاگرد سید رضى بوده اند یا از وى [[حدیث|روایت]] کرده اند:
  
'''مقام سيد رضى در ادبيات عرب'''
+
*[[شیخ جعفر بن محمد دوریستى]].
 +
*شیخ ابوعبدالله محمد بن على حلوانى.
 +
*[[احمد بن علی بن قدامه|قاضى ابوالمعالى احمد بن على بن قدامه]].
 +
*ابوزید سید عبدالله بن على کیابکى.
 +
*احمد بن حسین بن احمد نیشابورى خزاعى.
 +
*ابومنصور محمد بن ابى نصر.
 +
*قاضى سید على بن بندار، از مشایخ [[شیخ صدوق]].
 +
*عبدالرحمن بن احمد بن یحیى.<ref> نگاهی کوتاه به زندگانی پرافتخار سید رضی، علی دوانی، ص ۵.</ref>
  
سيد رضى گذشته از مقام فقاهت و تبحرى كه در [[تفسير قرآن]] و ساير علوم دينى داشته، پيش از آن كه بيستمين بهار عمر را پشت سر بگذارد استاد مسلم عصر در ادبيات عرب بود، و در نظم و نثر نظير و مانند نداشت.
+
==آثار و تألیفات==
  
ثعالبى و خطيب بغدادى كه از دانشمندان معاصر او مى باشند او را سرآمد شعراى دودمان ابوطالب دانسته اند، با اين كه در ميان آن ها ادباى نامى و شعراى سخن  سنج و نكته  پرداز بسيار بوده اند. با اين كه بر اثر تشويق پادشاهان آل بويه ادباء، شعراء، دانشمندان بسيارى در آن عصر مى زيستند معهذا هيچ كس را تواناى برابرى، با نظم و نثر سيد رضى نبود!
+
سید رضی همچون برادرش دارای نبوغ خارق العاده ای بود و با این که از سن کودکی (۱۰ سالگی) شعر می سروده و بعضی از ادباء بزرگ او را از [[قریش]] هم شاعرتر می دانند، و با این که بیش از ۴۷ سال عمر نکرده و پس از ۱۷ سالگی در امور سیاسی و اجتماعی و قافله داری و ریاست، وقت زیادی را گذرانده، علیرغم تمام این امور، او را به حق می توان یکی از علماء برجسته زمان خود دانست. و گرچه از نظر علمی در درجه ای پائین تر از سید مرتضی بود، ولی نبوغ و هوش سرشار، توانست از او استادی بزرگ و معلمی شایان تقدیر بسازد.
  
صاحب بن عباد وزير دانشمند و سخن  گستر آل بويه كه بارها بر اشعار متنبى شاعر زبردست عرب خورده مى گرفت چنان شيفته اشعار سيد رضى مقام بلند ادبى او بود، كه شخصى را به بغداد فرستاد تا اشعار او را استنساخ نموده براى او ببرد، در آن موقع سيد رضى فقط بيست و شش سال داشت!
+
ولی این تنها خدمت او نیست، بلکه او دارای آثار و کتاب هائی ارزنده و مفید است، که هر چند بسیاری از آن ها از بین رفته و بدست ما نرسیده، اما همین مقدار که الآن در دسترس است، دلیلی بر گستردگی افق علمی سید رضی رحمة الله علیه می باشد. برخی از آثار او عبارتند از:
  
در بيست و نه سالگى قصيده اى در مرثيه ابوطاهر ناصرالدوله ساخت كه از بس داراى الفاظ زيبا و معانى بلند بود استادش ابن  جنى كتاب نفيسى در شرح ابيات آن نوشت و بدين گونه نبوغ و استعداد شاگرد نابغه اش را مورد تفقد و ستايش قرار داد! نظير اين اقدام را از كمتر استادى نسبت به شاگردش ديده ايم.
+
*[[نهج البلاغة (کتاب)|نهج البلاغه]]: سید رضی با گردآوری سخنان و خطبه ها و نامه ها و کلمات قصار [[امیرالمؤمنین]] علیه السلام خدمتی بزرگ به عالم انسانیت نموده و با گردآورى این کتاب شریف، نام خود را به طفیل نام جد و مولایش، امیرالمؤمنین(ع) جاودان ساخت. او بر اساس ذوق ادبی خود، گفتارها و نوشته های بی نهایت بلیغ و فصیح [[امام علی]] علیه السلام را که سرشار از لطائف ادبی و الفاظ زیبا و محسنات لفظی است، جمع آوری کرده و بعضی از واژه های دشوار را شرح و تفسیر نموده که شاید جز او کمتر کسی می توانست آن ها را بفهمد. تاکنون شرح های بسیاری بر نهج البلاغه نوشته شده است.
  
'''ملكات فاضله سيد رضى'''
+
*[[حقائق التاویل فی متشابه التنزیل]]: این کتاب دلیلی زنده و گویا بر توانائی علمی و گستردگی سطح معلومات او می باشد. این اثر علمی همچنان که از نامش پیدا است، تفسیر [[متشابهات قرآن]] است. متأسفانه به جز جلد پنجم این کتاب، از جلدهای دیگرش اثری نیست.
  
سيد رضى در عزت نفس، وفادارى، سخاوت، و ساير ملكات فاضله در عصر خود، مانند نداشت، نسبت به امور دينى و رعايت جهات شرعى سخت پابند بود و از تملق و چاپلوسى بى نهايت احتراز مى جست.
+
*[[مجازات الآثار النبویة|مَجازات الآثار النبویة]].
  
در قصائدى كه در مدح خلفاى عباسى و سلاطين آل  بويه و وزراى آن ها و ساير دانشمندان مى سرود برخلاف عادت شعراء هيچ گاه از مرز حقيقت تجاوز نمى كرد، صله و جوائز و بخشش را از هيچ كس نمى پذيرفت. چند بار بخشش بهاءالدوله ديلمى را رد كرد، حتى وقتى كه پدرش به پاس قصيده نغزى كه سروده بود صله اى بوى داد، گفت چون به عنوان صله ى شعر و بخشش است نمى پذيرم! ولى در عوض، خود بسيار نظر بلند و دست و دل باز بود.
+
*[[تلخیص البیان عن مجازات القرآن|تلخیص البیان عن مَجازات القرآن]].
  
با همه گرفتارى كه داشت مدرسه اى تاسيس كرد و به تعليم و تربيت اهل  فضل همت گماشت و تمام هزينه مدرسه و دانشوريان آن را از كيسه فتوت خود مى پرداخت. يكى از دوستان سيد رضى كه سال ها ابواب مكاتبات در نظم و نثر ميانشان برقرار بود، ابواسحاق صابى بود كه از ادباى نامور عصر خود بود و كيش صابئيان داشت، هنگامى كه ابواسحاق در گذشت سيد رضى او را مرثيه گفت و چون حسودان بر وى خرده گرفتند گفت تاسف من بر علوم و فضائل ابواسحاق است نه بر بدن او!<ref> در پيرامون نهج  البلاغه  شهرستاني، هبه الدين، ص 12.</ref>
+
*[[خصائص الائمه (کتاب)|خصائص الأئمه]].<ref> پاسدار اسلام، شماره: ۶، خرداد ۱۳۶۱، سال اول.</ref> این اثر با عنوان «[[ ولایت نامه]]» توسط محمدمهدی کافی و همچنین با عنوان «[[ویژگی‌های امیرمؤمنان علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام]]» توسط دکتر فتح الله نجارزادگان به فارسی ترجمه شده است.
 +
*رسائل الشریف الرضی: نامه‌هائی است که در طول مدت زندگی نوشته است. این کتاب در سه جلد به چاپ رسیده است.
 +
*الزیادات فی شعر [[ابوتمام شاعر|أبى تمام]].
  
'''تحصيلات سيد رضى'''
+
*تعلیق خلاف الفقهاء.
  
سيد رضى از همان اوان كودكى با برادرش سيد مرتضى به اصحيل علوم مقدماتى پردات. هر دو برادر از ذوق شعرى سرشارى برخوردار بودند. ديوان هر كدام چندين جلد است، و شعر هر دو نيز در رديف بهترين و گرانبهاترين و زيباترين اشعار نغز عربى است، با اين فرق كه شعر سيد رضى را از سيد مرتضى لطيف تر و جالب تر دانسته اند.
+
*اخبار قضاة بغداد.
 +
*دیوان شعر.
  
سيد رضى نزد دانشمندان مشهور عصر كه در [[بغداد]] مى زيستند در علوم مختلف و متداول مانند [[صرف]]، [[نحو]]، لغت عربيت، [[بلاغت]]، [[تفسير]]، [[حدیث]]، [[فقه]]، [[اصول]]، [[كلام]]، قرائت [[قرآن]] مجيد (كه در آن زمان داراى اهميت بسيار بود) به تحصيل پرداخت، و از هر كدام بهره ى لازم را گرفت، و بدين گونه معلومات خويش را در علوم و فنون معمول عصر تكميل نمود.
+
==مقام سیدرضى در شعر و ادب==
  
سپس در همان سنين جوانى به تدريس آن ها و تاليف و تصنيف همت گماشت، و شاگردانى برازنده و آثارى ارزنده از خود به يادگار گذارد، كه از جمله [[نهج  البلاغه]] است، به شرحى كه خواهيم شناخت.
+
سید رضى گذشته از مقام فقاهت و تبحرى که در [[تفسیر قرآن]] و سایر علوم دینى داشته، پیش از آن که بیستمین بهار عمر را پشت سر بگذارد، استاد مسلم عصر در [[ادبیات عرب]] بود و در نظم و نثر، نظیر و مانند نداشت.
  
'''استادان سيد رضى '''
+
وی در ده سالگى شروع به گفتن [[شعر]] کرد، [[قصیده|قصائدى]] که در آن سن سروده هم اکنون در [[دیوان (شعر)|دیوانش]] موجود و به تنهائى نماینده فکر مواج و قریحه سیال و ذوق خداداد اوست. او و برادرش [[سید مرتضی]] هر دو از ذوق شعرى سرشارى برخوردار بودند. دیوان هر کدام چندین جلد است، و شعر هر دو نیز در ردیف بهترین اشعار نغز عربى است، با این فرق که شعر سید رضى را از سید مرتضى لطیف تر و جالب تر دانسته اند.
  
در اين جا لازم است فقط به ذكر اسامى استادان او اكتفا كنيم و تفصيل هر كدام و اين كه سيد رضى كدام رشته علمى را نزد هر يك از آنان آموخته است، به كتاب «سيد رضى مولف نهج  البلاغه» آمده است.
+
ثعالبى و [[خطیب بغدادی|خطیب بغدادى]] که از دانشمندان معاصر او مى باشند، او را سرآمد شعراى دودمان [[ابوطالب]] دانسته اند، با این که در میان آن ها ادباى نامى و شعراى سخن سنج و نکته  پرداز بسیار بوده اند. با این که بر اثر تشویق پادشاهان [[آل بویه]] ادباء، شعراء، دانشمندان بسیارى در آن عصر مى زیستند، معهذا هیچ کس را تواناى برابرى، با نظم و نثر سید رضى نبود!
  
لازم به ذكر است كه اساتيد او از علماى شيعه و سنى بوده اند. در آن زمان ها دانشمندان اسلامى بدون در نظر گرفتن مذهب به آموزش از يكديگر مى پرداختند، و همين نيز موجب گسترش علوم و فنون اسلامى گرديد، و اينك اساتيد سيد رضى به طور فهرست:
+
[[صاحب بن عباد]] وزیر دانشمند و سخن  گستر آل بویه که بارها بر اشعار متنبّى شاعر زبردست عرب خورده مى گرفت، چنان شیفته اشعار سید رضى و مقام بلند ادبى او بود، که شخصى را به [[بغداد]] فرستاد تا اشعار او را [[استنساخ]] نموده براى او ببرد؛ در آن موقع سید رضى فقط بیست و شش سال داشت!
  
# [[ابوسعيد سيرافى]]، دانشمند نحوى، يعنى استاد ادبيات عربى.
+
در بیست و نه سالگى [[قصیده|قصیده اى]] در [[مرثیه]] ابوطاهر ناصرالدوله ساخت که از بس داراى الفاظ زیبا و معانى بلند بود، استادش ابن جنى کتاب نفیسى در شرح ابیات آن نوشت و بدین گونه نبوغ و استعداد شاگرد نابغه اش را مورد ستایش قرار داد! نظیر این اقدام را از کمتر استادى نسبت به شاگردش می توان دید.
# [[ابوعلى فارسى]].
 
# [[ابوالفتح ابن جنى]].
 
# [[ابوعبدالله مرزبانى]]، دانشمند محدث و مورخ و ادب دان مشهور.
 
# [[شيخ مفيد]] فقيه متكلم (دانشمند عقايد و مذاهب) و مرجع بزرگ [[شيعه]].
 
# [[هارون بن موسى تلعكبرى]]، فقيه و محدث نامى شيعه كه از مشايخ عاليقدر حديث است.
 
# [[ابن نباته]]، خطيب و دانشمند مشهور.
 
# [[على بن عيسى ربعى]]، از علماى ادبيات عرب.
 
# [[ابواسحاق ابراهيم بن احمد طبرى]].<ref> نگاهي كوتاه به زندگاني پرافتخار سيد رضي، علي دواني، ص 2 - 4.</ref>
 
  
'''آثار علمي و تأليفات سيد رضي'''
+
زکى مبارک، نویسنده مشهور [[مصر|مصرى]]، معتقد است که [[تشیع]] سید رضى، باعث شده به شخصیت ادبى وى آن‌چنان‌که باید، پرداخته نشود. وى مى‌گوید: «او برجسته‌ترین شاعرى است که لغت عرب مى‌شناسد و بزرگ‌ترین شاعرى است که هواى عراق را استشمام کرده؛ با این وصف، نقد ادبى او در جایى ذکر نشده و کتابى در این باره تألیف نشده است. اگر [[دیوان (شعر)|دیوان]] سید رضى به زبان فرانسه یا انگلیسى یا آلمانى بود، در باره اشعارش صدها کتاب تألیف مى‌شد و ده‌ها مجسمه از وى در سراسر جهان برپا مى‌ساختند... من متعجبم چگونه شیعه از رسائل و نامه‌هاى ادبى آن نویسنده بلیغ، غافل مانده است!».<ref>عبقریة الشریف الرضى، ج ۱، ص ۱۵.</ref>
 +
==ویژگی‌های اخلاقی==
 +
فضایل و سجایاى علمى و اخلاقى سید رضى، مورد اتفاق همگان بود و این عالم کم‌نظیر، حتى در بین مخالفین مذهبى از مقام والایی برخوردار بود.
  
سيد رضي همچون برادرش داراي نبوغ خارق العاده اي بود و با اين كه از سن كودكي (10 سالگي) شعر مي سروده و بعضي از ادباء بزرگ او را از قريش هم شاعرتر مي دانند، و با اين كه بيش از 47 سال عمر نكرده و پس از 17 سالگي در امور سياسي و اجتماعي و قافله داري و رياست، وقتِ زيادي را گذرانده، عليرغم تمام اين امور، او را به [[حق]] مي توان يكي از علماء برجست؛ زمان خود دانست. و گرچه از نظر علمي در درجه اي پائين تر از سيد مرتضي بود، ولي نبوغ و هوش سرشار، توانست از او استادي بزرگ و معلمي شايان تقدير بسازد.
+
سید رضى در [[عزت نفس]]، [[وفادارى]]، [[سخاوت]]، و سایر ملکات فاضله در عصر خود، مانند نداشت. او نسبت به امور دینى و رعایت جهات شرعى سخت پابند بود و از تملق و چاپلوسى بى نهایت احتراز مى جست.
  
سيد رضي با گردآوري سخنان و خطبه ها و نامه ها و كلمات قصار [[امیرالمومنین]] علیه السلام خدمتي بزرگ به عالم انسانيت نموده، و اين خود كافي است كه او را در جمل، پاسداران [[اسلام]] بشماريم ولي اين تنها خدمت او نيست، بلكه او داراي آثار و كتاب هائي ارزنده و مفيد است، كه هر چند بسياري از آن ها از بين رفته و بدست ما نرسيده، اما همين مقدار كه الآن در دسترس است، دليلي بر گستردگي افق علمي سيد رضي رحمة الله عليه مي باشد.
+
در [[قصیده|قصائدى]] که در مدح خلفاى عباسى و سلاطین [[آل بویه]] و وزراى آنها و سایر دانشمندان مى سرود، برخلاف عادت شعراء هیچ گاه از مرز حقیقت تجاوز نمى کرد، صله و جوائز و بخشش را از هیچ کس نمى پذیرفت. چند بار بخشش بهاءالدوله دیلمى را رد کرد، حتى وقتى که پدرش به پاس قصیده نغزى که سروده بود، صله اى به وى داد، گفت چون به عنوان صله‌ى شعر و بخشش است نمى پذیرم! ولى در عوض، خود بسیار نظر بلند و دست و دل باز بود.
  
اينك برخي از اين آثار را مي شماريم:
+
سید رضی با همه گرفتارى که داشت، مدرسه اى تاسیس کرد و به تعلیم و تربیت اهل فضل همت گماشت و تمام هزینه مدرسه و دانشوریان آن را از کیسه فتوت خود مى پرداخت.  
 
+
==در نظر عالمان==
* نهج البلاغة: اين كتاب شريف بي نياز از تعريف است، و كمتر مسلماني را مي توان ديد كه پس از [[قرآن]]، از اين كتاب استفاده نكند. سيد رضي بر اساس ذوق ادبي خود، گفتارها و نوشته هاي بي نهايت بليغ و فصيح حضرت اميرالمؤمنين علیه السلام را كه سرشار از لطائف ادبي و الفاظ زيبا و محسنات لفظي است جمع آوري كرده، و بعضي از واژه هاي دشوار را شرح و تفسير نموده كه شايد جز او كمتر كسي مي توانست آن ها را بفهمد. تاكنون تفسيرها و شرح هاي بي شماري بر نهج البلاغه شده است.
+
*ثعالبى در مورد سید رضی می گوید: «نجیب‌ترین سروران [[عراق]] و داراى شرافت نسب و افتخار حسب و ادبى ظاهر و فضلى باهر و جامع خوبى‌ها».
 
+
*[[سبط بن جوزی|ابن جوزى]] درباره او می گوید: «در اندک مدتى، [[قرآن مجید]] را از حفظ کرد و از علم فقه و فرائض دینى، بهره‌اى کافى داشت. او دانشمندى فاضل و شاعرى نویسنده و مردى نیک‌نفس و داراى همت عالى و سخت دین‌دار بود».
* حقائق التاويل في متشابه التنزيل: اين كتاب دليلي زنده و گويا بر توانائي علمي و گستردگي سطح معلومات او مي باشد. اين اثر علمي همچنان كه از نامش پيدا است، تفسير متشابهات قرآن است. متأسفانه به جز جلد پنجم اين كتاب از جلدهاي ديگرش اثري نيست، و اي كاش ساير جلدهايش نيز موجود بود، تا اين كه بيشتر اين بزرگوار را مي شناختيم و از محضر درسش بالاترين استفاده را مي نموديم.
+
*[[ابن ابی الحدید]] معتزلى می گوید: «دانشمندى ادیب و شاعرى سخن‌سنج، داراى شعرى شیوا و الفاظ متناسب و محکم بود ... از هیچ‌کس صله و جایزه قبول نکرد، حتى جایزه پدرش را نپذیرفت. همین معنى براى پى بردن به شرافت نفس او کافى است. سلاطین آل بویه، سعى بلیغ نمودند تا عطاهاى آنها را بپذیرد، ولى سید رضى نپذیرفت».
 
+
*[[علامه حلی]]، سید رضى را شاعرى مبرّز، فاضل، عالم، پارساى عظیم‌الشأن و بلندجایگاه، معرفى مى‌کند.
* رسائل الشريف الرَّضي: نامه هائي است كه در طول مدت زندگي نوشته است. اين كتاب در سه جلد به چاپ رسيده است.
+
*[[قاضی نورالله شوشتری]] با عباراتى بلیغ، شریف رضی را این‌چنین معرفى مى‌نماید: «در عصمت و طهارت، برگزیده خداست. نقیب علویه و اشراف بغداد، بلکه قطب فلک ارشاد و مرکز دایره رشاد بود. صَیت بزرگى و جلالت او را گوش فلک شنیده و آوازه فضل و [[بلاغت]] او به ایوان فلک رسیده. اشعار دل‌پذیرش، دست تصرف از دامن فصاحت‌آرایى در شاخ بلند سحرآزمایى زده و پاى ترقى در حضیض بلاغت‌گسترى بر دوره شاهق معجزه‌پرورى نهاده. پایه فضل و کمال و معالى و افضال او، از آن گذشته که زبان ثنا و بیان مدحت، از کنه رفعت آن، عبارت تواند کرد».
 
 
* ديوان شعر.
 
 
 
* مجازات الآثار النبوية.
 
 
 
* تلخيص البيان عن مجازات القرآن.
 
 
 
* الزيادات في شعرأبى تمامٍ.
 
 
 
* تعليق خلاف الفقهاء.
 
 
 
* اخبار قضاة بغداد.
 
 
 
* الخصائص.<ref> پاسدار اسلام، شماره: 6، خرداد 1361، سال اول.</ref>
 
 
 
'''نهج البلاغه و سيد رضي'''
 
 
 
به طوري که گفتيم سيد رضي تمام علوم متداول آن روز را از استادان طراز اول عصر و مبتکران آن فراگرفت و از سن هفده سالگي در آن علوم کتاب ها نوشت. تأليفات او
 
 
 
در شمار عالي ترين آثار ديني و علمي [[شيعه]] است و در کمال نفاست و عظمت مي باشد.
 
 
 
مشهورترين آثار جاويدان او کتاب بزرگ «نهج البلاغه» است که شهرت جهاني دارد و از همان زمان تأليفش تاکنون مورد توجه و تحسين دانشمندان و ادباي عالم واقع گرديده است و خود بهترين معرف نبوغ و شخصيت مؤلف بزرگوار آن، «سيد رضي» است.
 
 
 
سيد رضي [[خطبه‌]]ها و کلمات و نامه‌هاي مولاي متقيان [[امام علی]] عليه السلام را که بعد از [[قرآن]] مجيد عالي ترين دستور العمل زندگي و سبب توجه مردم به مبدأ و [[معاد]] است از لابلاي کتب و رسائل بيرون آورده و با سبکي دلپذير که حاکي از حسن سليقه و ذوق سرشار اوست در چهار بخش مرتب نمود و بعلاوه مقدمه‌اي فصيح و بليغ که بر آن نوشت در هر مورد نکات برجسته و اشارات لطيفه سخنان شاه ولايت را توضيح داده و بالنتيجه بزرگترين اثر جاويدان را که از مغز نوراني و بزرگ دومين شخصيت عالم انسانيت تراوش نموده است به صورت کتابي جامع و کامل در اختيار جهانيان گذارد و از اين راه خدمتي بزرگ به [[مذهب تشيع]] نمود که تا جهان پايدار است بي شک اثر فناناپذير او نيز باقي خواهد ماند.
 
 
 
از زمان تأليف [[نهج البلاغه]] که قرن چهارم هجري است تاکنون بيش از شصت کتاب بزرگ در شرح و ترجمه آن نوشته شده است! که معروفترين آن ها: شرح ابن ابي الحديد معتزلي شرح [[ابن ميثم بحراني]]. شرح شيخ محمد عبده و شرح ميرزا حبيب الله خوئي است که اخيراً تجديد چاپ شده و دو جلد آن نيز طبع درآمده است.
 
 
 
'''شاگردان سيد رضى '''
 
 
 
از تعداد كامل شاگردان سيد رضى اطلاعى نداريم. چنان كه خواهيم گفت او به واسطه مناصبى كه داشت كمتر در عمر كوتاه خود فرصت يافته است به پرورش شاگردان و تدريس علومى كه اندوخته بود همت گمارد.
 
 
 
با اين وصف [[علامه امينى]] مولف كتاب گرانقدر «الغدير» به پيروى از محدث بزرگوار حاج ميراز حسين نورى در خاتمه كتاب «[[مستدرك الوسائل]]» اين عده را نام مى برد كه شاگرد سيد رضى بوده اند يا از وى روايت كرده اند. اينان همگى از علماى نامى مى باشند:
 
 
 
# دانشمند فقيه عاليقدر [[شيخ جعفر بن محمد دوريستى]].
 
# شيخ ابوعبدالله محمد بن على حلوانى.
 
# قاضى ابوالمعالى احمد بن على بن قدامه.
 
# ابو زيد سيد عبدالله بن على كيابكى.
 
# ابوبكر احمد بن حسين بن احمد نيشابورى خزاعى.
 
# ابومنصور محمد بن ابى نصر.
 
# قاضى سيد ابوالحسن على بن بندارد.
 
# شيخ مفيد عبدالرحمن بن احمد بن يحيى.<ref> نگاهي كوتاه به زندگاني پرافتخار سيد رضي، علي دواني، ص 5.</ref>
 
 
 
'''وفات سيد رضي'''
 
 
 
با اين همه بايد گفت: خوش درخشيد ولي دولت مستعجل بود! زيرا اين بزرگمرد که مجموعه‌ي فضائل و کمالات بود در سن 47 سالگي که در اوج شهرت بود و جهان آن روز انتظار خدمات و آثار قلمي تابناکتري را از او داشتند در سال 406 چشم از جهان بپوشيد و [[روح]] بلند پروازش که قفس دنيا را براي طيران خود کوچک مي ديد. به ملکوت اعلي پرواز نمود.<ref> درس هايي از مکتب اسلام، شماره مسلسل 5، شماره 5، فروردين 1338.</ref>
 
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
<references/>
+
<references />
----
+
==منابع==
'''پیوندها'''
+
* نرم‌افزار مجموعه آثار سید رضی، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.
 
+
{{نهج البلاغه}}
* '''[http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource.do?action=resource&id=64204&scope=95YYli2geUE6WXkzcOE4WbM0nmC28TyV&flowLastAction=view&from=search&query=%D8%B3%D9%8A%D8%AF%20%D8%B1%D8%B6%D9%8A&field=&collectionPID=0&lang=&count=20&execute=true زندگینامه 1]'''
+
[[رده:علمای قرن چهارم]]
 
+
[[رده:علماء شیعه]]
* '''[http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource.do?action=resource&id=35655&scope=95YYli2geUFFHmU1hb11JQp8B7e1asw6&flowLastAction=view&from=search&query=%D8%B3%D9%8A%D8%AF%20%D8%B1%D8%B6%D9%8A&field=&collectionPID=0&lang=&count=20&execute=true زندگینامه 2]'''
+
[[رده: متکلمان]]
 
+
[[رده:ادیبان]]
* '''[http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource.do?action=resource&id=64131&scope=95YYli2geUH7uUn8SAxzGk3myXWt71d8&flowLastAction=view&from=search&query=%D8%B3%D9%8A%D8%AF%20%D8%B1%D8%B6%D9%8A&field=&collectionPID=0&lang=&count=20&execute=true زندگینامه 3]'''
+
[[رده:محدثان]][[رده:مفسرین قرآن]][[رده:شارحان نهج البلاغه]]
 
+
[[رده:شعرای عرب]]
* '''[http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource.do?action=resource&id=42362&scope=Z-ljg0Zl-MuVtFmAroL46g09AJPhiSmb&flowLastAction=view&from=search&query=%D9%86%D9%87%D8%AC%20%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%BA%D9%87&field=&collectionPID=0&lang=&count=100&execute=true نگارش نهج البلاغه]'''
+
[[رده:مدفونین در حرم امام حسین علیه السلام]]
----
+
{{سنجش کیفی
[[رده:علمای قرن پنجم]]
+
|سنجش=شده
 +
|شناسه= خوب
 +
|عنوان بندی مناسب= خوب
 +
|کفایت منابع و پی نوشت ها= خوب
 +
|رعایت سطح مخاطب عام= خوب
 +
|رعایت ادبیات دانشنامه ای= متوسط
 +
|جامعیت= خوب
 +
|رعایت اختصار= خوب
 +
|سیر منطقی= خوب
 +
|کیفیت پژوهش= خوب
 +
|رده= دارد
 +
}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۲ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۷:۰۹

«محمد بن الحسین بن موسی» مشهور به «سید رضی» (۴۰۶-۳۵۹ ق)، فقیه، مفسر، متکلم، محدث، شاعر و ادیب بزرگ شیعه در قرن چهارم هجری و از شاگردان شیخ مفید بود. سید رضى علاوه بر داشتن مقام نقابت و تبحر در علوم مختلف دینى، استاد مسلم عصر خود در ادبیات عرب بود و در نظم و نثر، نظیری نداشت. کتاب شریف «نهج البلاغه» توسط او گردآوری شده است.

Sayyid-Razi1.jpg
نام کامل محمد بن حسین بن موسی
زادروز ۳۵۹ قمری
زادگاه بغداد
وفات ۴۰۶ قمری
مدفن کربلا

Line.png

اساتید

شیخ مفید، حسن بن عبدالله سيرافى، ابوعلى فارسى، ابوعبدالله مرزبانى،...

شاگردان

شیخ جعفر بن محمد دوریستى، شیخ محمد بن على حلوانى، احمد بن علی بن قدامه،...

آثار

نهج البلاغة، حقائق التاویل فی متشابه التنزیل، مَجازات الآثار النبویة، تلخیص البیان عن مَجازات القرآن، خصائص الأئمه، دیوان شعر،...

زندگی‌نامه

ولادت و خاندان:

ابوالحسن محمد بن الحسین بن موسی در سال ۳۵۹ ق. در محله شیعه نشین کرخ بغداد دیده به جهان گشود. وی ملقب به «شریف رضى» و «ذوالحسبین» و... بوده و ما در زبان فارسى او را به نام «سید رضى» مى شناسیم.

پدرش «حسین بن احمد» معروف به طاهر ذوالمناقب شخصیتى بزرگ و بلند آوازه بود. او بارها به منصب «نقابت» یعنى سرپرستى علویان و سادات دودمان ابوطالب و امارت حاج یعنى رسیدگى به امور زائران خانه خدا که مناصبى بزرگ بود رسید. همچنین خلفاى عباسى و سلاطین آل بویه و ... از وجود او که داراى عقل و تدبیرى قابل تحسین و نفوذ کلام بود، براى میانجى گرى استفاده کرده و پیوسته براى تامین این منظور از جانب آن ها به سفارت مى رفت.

مادر سید رضى «فاطمه» دختر بافضیلت حسین بن احمد علوى و نوه حسن بن على معروف به «ناصر کبیر» بوده است. گفته شده، شیخ مفید، کتاب «احکام النساء» را به خاطر آن بانوى دانشمند بافضیلت نوشته و در آغاز آن اشاره به شخصیت ممتاز وى نموده است.

سید رضى از جانب پدر با چهار واسطه به امام کاظم علیه السلام، و از طرف مادر نیز با شش واسطه به امام زین العابدین علیه السلام نسبت مى رساند. نیاکان پدرى و مادرى او همگى از اعلام دین و علماى مذهب و شخصیت هاى سرشناس شیعه و مردان دلیر و نامور و خدمتگذاران اسلام بوده اند.

برادر بزرگتر سید رضى نیز سید مرتضى است. او پس از استادش شیخ مفید، اعلم علماى شیعه در نیمه اول قرن پنجم هجرى بود.

مقام نقابت:

سید رضى، در سال ۳۸۰ ق، در حدود بیست سالگى با حکم بهاءالدوله بویهى منصب مهم نقابت را عهده‌دار شد. در سال ۴۰۳ ق، به سرپرستى و نقابت علویان تمام قلمرو اسلامى، منصوب شد و لقب «نقیب النقبایى» بر وى اطلاق گردید. وى همچنین نمایندگى علویان حرمین شریفین را نیز به عهده گرفت. بعد از سید رضى، کسى به این سمت مهم، دست نیافت و نقابت شهرها از هم تفکیک شد.

وفات:

مرحوم سید رضى در سال ۴۰۳ هجری،[۱] و یا ششم محرم و یا صفر[۲] سال ۴۰۶ هجری در حالی که کمتر از پنجاه سال داشت، در شهر بغداد از دنیا رفت.[۳] در مورد محل دفن پیکر مطهر او اختلاف وجود دارد. طبق نقلی، ابتدا در منزلش در بغداد دفن گردید و سپس توسط برادرش سید مرتضی به کاظمین منتقل شد. طبق نقل دیگر، او در منزل خودش در بغداد مدفون گشت و بعدها، به مدفن خانوادگى ایشان در کربلا و در کنار پدر و برادرش در نزدیکى قبر سید ابراهیم مجاب در رواق غربى حرم امام حسین علیه السلام به خاک سپرده شده است.[۴]

تحصیلات و استادان

سید رضى از همان زمانی که تازه به محضر استاد راه یافت موجب اعجاب استاد و شاگردان او قرار گرفت. داستان پاسخى که او در سن نه سالگى به پرسش استادش «حسن بن عبدالله سيرافى» نحوى معروف داد و حاضران مجلس را از تیزهوشى خود به شگفت آورد مشهور است.

سید رضى نزد دانشمندان مشهور عصر که در بغداد مى زیستند در علوم مختلف و متداول مانند صرف، نحو، لغت، بلاغت، تفسیر، حدیث، فقه، اصول، کلام، قرائت قرآن مجید (که در آن زمان داراى اهمیت بسیار بود) به تحصیل پرداخت، و از هر کدام بهره ى لازم را گرفت و بدین گونه معلومات خویش را در علوم و فنون معمول عصر تکمیل نمود.

وى در خردسالى همراه برادرش سید مرتضى به استفاده فقه و دیگر علوم دین از محضر شیخ مفید پرداخت، و شرح اصول خمسه و کتاب «العمده» را نزد قاضى عبدالجبار معتزلى که از متکلمین و اصولیان اهل سنت بود آموخت. همچنین علم حدیث را از محمد بن عمران مرزبانى و ابوموسى تلعکبرى و ابوابى از فقه را از محمد بن خوارزمى و علم قرائت را با همه روایات آن از ابوحفض عمر بن ابراهیم کنانى فراگرفت و هم مختصر طحاوى را نزد خوارزمى خواند. و نیز مختصر ابوالحسن کرخى را نزد ابومحمد اسد اکفانى و نحو علوم عربیت را از على بن عیسى رمانى فراگرفت و علم عروض را از ابواسحاق زجاج که از مبتکرین نحو بود، و قوافى را نزد اخفش که او نیز در علم نحو از دانشمندان صاحب راى است خواند و هم پاره اى از علوم عربیت را نزد ابن جنى موصلی نحوى معروف و قسمتى از فنون بلاغت و ادبیات را از ابن نباته خطیب، آموخت.

سید رضى علوم یاد شده را پیش از بلوغ نزد نامبردگان -که همه از اساتید مسلم فن و مبتکرین علوم عربیت بودند- تحصیل نمود.

او در هفده سالگى اقدام به تدریس و تألیف و تصنیف نمود و بالاخره در بیست سالگى از تمام علوم متداول آن عصر فراغت حاصل کرد. سید رضى در فراگرفتن علوم بسیار حریص بود، از هر کسى که مى توانست بهره مند گردد خوددارى نمى کرد و در این خصوص میان شیعه و سنى و مسلمان و کافر فرق نمى گذاشت.[۵]

تدریس و شاگردان

سيد رضى شخصيتى انديشمند و داراى قدرت هوش و دركى بالا بود و در همان سنین جوانى به تدریس و تألیف و تصنیف همت گماشت. او مدرسه‌اى در شهر بغداد تأسيس كرد و به تربيت شاگردانى در علوم اسلامى پرداخت. كتابخانه بزرگى نيز براى استفاده شاگردان خود در آن مدرسه برپا نمود.[۶] از تعداد کامل شاگردان سید رضى اطلاعى نداریم. او به واسطه مناصبى که داشت کمتر در عمر کوتاه خود فرصت یافته است به پرورش شاگردان و تدریس علومى که اندوخته بود همت گمارد.

با این وصف علامه امینى به پیروى از محدث نورى در خاتمه کتاب «مستدرک الوسائل» این عده را نام مى برد که شاگرد سید رضى بوده اند یا از وى روایت کرده اند:

آثار و تألیفات

سید رضی همچون برادرش دارای نبوغ خارق العاده ای بود و با این که از سن کودکی (۱۰ سالگی) شعر می سروده و بعضی از ادباء بزرگ او را از قریش هم شاعرتر می دانند، و با این که بیش از ۴۷ سال عمر نکرده و پس از ۱۷ سالگی در امور سیاسی و اجتماعی و قافله داری و ریاست، وقت زیادی را گذرانده، علیرغم تمام این امور، او را به حق می توان یکی از علماء برجسته زمان خود دانست. و گرچه از نظر علمی در درجه ای پائین تر از سید مرتضی بود، ولی نبوغ و هوش سرشار، توانست از او استادی بزرگ و معلمی شایان تقدیر بسازد.

ولی این تنها خدمت او نیست، بلکه او دارای آثار و کتاب هائی ارزنده و مفید است، که هر چند بسیاری از آن ها از بین رفته و بدست ما نرسیده، اما همین مقدار که الآن در دسترس است، دلیلی بر گستردگی افق علمی سید رضی رحمة الله علیه می باشد. برخی از آثار او عبارتند از:

  • نهج البلاغه: سید رضی با گردآوری سخنان و خطبه ها و نامه ها و کلمات قصار امیرالمؤمنین علیه السلام خدمتی بزرگ به عالم انسانیت نموده و با گردآورى این کتاب شریف، نام خود را به طفیل نام جد و مولایش، امیرالمؤمنین(ع) جاودان ساخت. او بر اساس ذوق ادبی خود، گفتارها و نوشته های بی نهایت بلیغ و فصیح امام علی علیه السلام را که سرشار از لطائف ادبی و الفاظ زیبا و محسنات لفظی است، جمع آوری کرده و بعضی از واژه های دشوار را شرح و تفسیر نموده که شاید جز او کمتر کسی می توانست آن ها را بفهمد. تاکنون شرح های بسیاری بر نهج البلاغه نوشته شده است.
  • حقائق التاویل فی متشابه التنزیل: این کتاب دلیلی زنده و گویا بر توانائی علمی و گستردگی سطح معلومات او می باشد. این اثر علمی همچنان که از نامش پیدا است، تفسیر متشابهات قرآن است. متأسفانه به جز جلد پنجم این کتاب، از جلدهای دیگرش اثری نیست.
  • تعلیق خلاف الفقهاء.
  • اخبار قضاة بغداد.
  • دیوان شعر.

مقام سیدرضى در شعر و ادب

سید رضى گذشته از مقام فقاهت و تبحرى که در تفسیر قرآن و سایر علوم دینى داشته، پیش از آن که بیستمین بهار عمر را پشت سر بگذارد، استاد مسلم عصر در ادبیات عرب بود و در نظم و نثر، نظیر و مانند نداشت.

وی در ده سالگى شروع به گفتن شعر کرد، قصائدى که در آن سن سروده هم اکنون در دیوانش موجود و به تنهائى نماینده فکر مواج و قریحه سیال و ذوق خداداد اوست. او و برادرش سید مرتضی هر دو از ذوق شعرى سرشارى برخوردار بودند. دیوان هر کدام چندین جلد است، و شعر هر دو نیز در ردیف بهترین اشعار نغز عربى است، با این فرق که شعر سید رضى را از سید مرتضى لطیف تر و جالب تر دانسته اند.

ثعالبى و خطیب بغدادى که از دانشمندان معاصر او مى باشند، او را سرآمد شعراى دودمان ابوطالب دانسته اند، با این که در میان آن ها ادباى نامى و شعراى سخن سنج و نکته پرداز بسیار بوده اند. با این که بر اثر تشویق پادشاهان آل بویه ادباء، شعراء، دانشمندان بسیارى در آن عصر مى زیستند، معهذا هیچ کس را تواناى برابرى، با نظم و نثر سید رضى نبود!

صاحب بن عباد وزیر دانشمند و سخن گستر آل بویه که بارها بر اشعار متنبّى شاعر زبردست عرب خورده مى گرفت، چنان شیفته اشعار سید رضى و مقام بلند ادبى او بود، که شخصى را به بغداد فرستاد تا اشعار او را استنساخ نموده براى او ببرد؛ در آن موقع سید رضى فقط بیست و شش سال داشت!

در بیست و نه سالگى قصیده اى در مرثیه ابوطاهر ناصرالدوله ساخت که از بس داراى الفاظ زیبا و معانى بلند بود، استادش ابن جنى کتاب نفیسى در شرح ابیات آن نوشت و بدین گونه نبوغ و استعداد شاگرد نابغه اش را مورد ستایش قرار داد! نظیر این اقدام را از کمتر استادى نسبت به شاگردش می توان دید.

زکى مبارک، نویسنده مشهور مصرى، معتقد است که تشیع سید رضى، باعث شده به شخصیت ادبى وى آن‌چنان‌که باید، پرداخته نشود. وى مى‌گوید: «او برجسته‌ترین شاعرى است که لغت عرب مى‌شناسد و بزرگ‌ترین شاعرى است که هواى عراق را استشمام کرده؛ با این وصف، نقد ادبى او در جایى ذکر نشده و کتابى در این باره تألیف نشده است. اگر دیوان سید رضى به زبان فرانسه یا انگلیسى یا آلمانى بود، در باره اشعارش صدها کتاب تألیف مى‌شد و ده‌ها مجسمه از وى در سراسر جهان برپا مى‌ساختند... من متعجبم چگونه شیعه از رسائل و نامه‌هاى ادبى آن نویسنده بلیغ، غافل مانده است!».[۹]

ویژگی‌های اخلاقی

فضایل و سجایاى علمى و اخلاقى سید رضى، مورد اتفاق همگان بود و این عالم کم‌نظیر، حتى در بین مخالفین مذهبى از مقام والایی برخوردار بود.

سید رضى در عزت نفس، وفادارى، سخاوت، و سایر ملکات فاضله در عصر خود، مانند نداشت. او نسبت به امور دینى و رعایت جهات شرعى سخت پابند بود و از تملق و چاپلوسى بى نهایت احتراز مى جست.

در قصائدى که در مدح خلفاى عباسى و سلاطین آل بویه و وزراى آنها و سایر دانشمندان مى سرود، برخلاف عادت شعراء هیچ گاه از مرز حقیقت تجاوز نمى کرد، صله و جوائز و بخشش را از هیچ کس نمى پذیرفت. چند بار بخشش بهاءالدوله دیلمى را رد کرد، حتى وقتى که پدرش به پاس قصیده نغزى که سروده بود، صله اى به وى داد، گفت چون به عنوان صله‌ى شعر و بخشش است نمى پذیرم! ولى در عوض، خود بسیار نظر بلند و دست و دل باز بود.

سید رضی با همه گرفتارى که داشت، مدرسه اى تاسیس کرد و به تعلیم و تربیت اهل فضل همت گماشت و تمام هزینه مدرسه و دانشوریان آن را از کیسه فتوت خود مى پرداخت.

در نظر عالمان

  • ثعالبى در مورد سید رضی می گوید: «نجیب‌ترین سروران عراق و داراى شرافت نسب و افتخار حسب و ادبى ظاهر و فضلى باهر و جامع خوبى‌ها».
  • ابن جوزى درباره او می گوید: «در اندک مدتى، قرآن مجید را از حفظ کرد و از علم فقه و فرائض دینى، بهره‌اى کافى داشت. او دانشمندى فاضل و شاعرى نویسنده و مردى نیک‌نفس و داراى همت عالى و سخت دین‌دار بود».
  • ابن ابی الحدید معتزلى می گوید: «دانشمندى ادیب و شاعرى سخن‌سنج، داراى شعرى شیوا و الفاظ متناسب و محکم بود ... از هیچ‌کس صله و جایزه قبول نکرد، حتى جایزه پدرش را نپذیرفت. همین معنى براى پى بردن به شرافت نفس او کافى است. سلاطین آل بویه، سعى بلیغ نمودند تا عطاهاى آنها را بپذیرد، ولى سید رضى نپذیرفت».
  • علامه حلی، سید رضى را شاعرى مبرّز، فاضل، عالم، پارساى عظیم‌الشأن و بلندجایگاه، معرفى مى‌کند.
  • قاضی نورالله شوشتری با عباراتى بلیغ، شریف رضی را این‌چنین معرفى مى‌نماید: «در عصمت و طهارت، برگزیده خداست. نقیب علویه و اشراف بغداد، بلکه قطب فلک ارشاد و مرکز دایره رشاد بود. صَیت بزرگى و جلالت او را گوش فلک شنیده و آوازه فضل و بلاغت او به ایوان فلک رسیده. اشعار دل‌پذیرش، دست تصرف از دامن فصاحت‌آرایى در شاخ بلند سحرآزمایى زده و پاى ترقى در حضیض بلاغت‌گسترى بر دوره شاهق معجزه‌پرورى نهاده. پایه فضل و کمال و معالى و افضال او، از آن گذشته که زبان ثنا و بیان مدحت، از کنه رفعت آن، عبارت تواند کرد».

پانویس

  1. حر عاملی، محمد بن حسن‏، أمل الآمل فی علماء جبل عامل‏، محقق، حسینی اشکوری، احمد، ج ۲، ص ۲۶۵.
  2. الوافی بالوفیات، ج ‏۲، ص ۳۷۸.
  3. رجال النجاشی، ص ۳۹۸.
  4. قزوینی، المزار، ۱۴۲۶ق، ص۲۵۴.
  5. جمع آوری نهج البلاغه خدمتی بزرگ به عالم تشیع، دوانی، علی؛ گلستان قرآن، آذر ۱۳۸۰، ش۹۲، ص۴۰
  6. یادنامه کنگره هزاره نهج البلاغه، گزوهی از نویسندگان، بنیاد نهج البلاغه، تهران، ۱۳۶۰ش، ص۲۲۳
  7. نگاهی کوتاه به زندگانی پرافتخار سید رضی، علی دوانی، ص ۵.
  8. پاسدار اسلام، شماره: ۶، خرداد ۱۳۶۱، سال اول.
  9. عبقریة الشریف الرضى، ج ۱، ص ۱۵.

منابع

  • نرم‌افزار مجموعه آثار سید رضی، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.


مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه