|
|
| (۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده) |
| سطر ۴۱: |
سطر ۴۱: |
| | </tabber> | | </tabber> |
| | ==معانی کلمات آیه== | | ==معانی کلمات آیه== |
| − | «أَفَمَن یَتَّقِی ...»: هنگامی که خطری متوجّه صورت میشود، انسان دست و بازو و سایر اعضای پیکر خود را سپر آن قرار میدهد تا چهره را از خطر مصون کند. امّا در دوزخ، حال دوزخیان به گونهای است که باید با صورت از خود دفاع کنند. چرا که دست و پای دوزخیان در غل و زنجیر است (نگا: یس / انسان / . جواب (مَنْ) محذوف است و تقدیر چنین است: أَفَمَن یَتَّقِی بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذَابِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ کَمَنْ هُوَ آمِنٌ مِّن کُلِّ مَکْرُوهٍ، وَ مُتَنَعِّمٌ فِی الْجِنَانِ. «ذُوقُوا مَا کُنتُمْ تَکْسِبُونَ»: (نگا: عنکبوت / ). | + | «أَفَمَن یَتَّقِی ...»: هنگامی که خطری متوجّه صورت میشود، انسان دست و بازو و سایر اعضای پیکر خود را سپر آن قرار میدهد تا چهره را از خطر مصون کند. امّا در دوزخ، حال دوزخیان به گونهای است که باید با صورت از خود دفاع کنند. چرا که دست و پای دوزخیان در غل و زنجیر است. جواب (مَنْ) محذوف است و تقدیر چنین است: أَفَمَن یَتَّقِی بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذَابِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ کَمَنْ هُوَ آمِنٌ مِّن کُلِّ مَکْرُوهٍ، وَ مُتَنَعِّمٌ فِی الْجِنَانِ. |
| | | | |
| | == تفسیر آیه == | | == تفسیر آیه == |
| − | <tabber> | + | <tafsir sura="39" ayeh="24" /> |
| − | تفسیر نور=
| |
| | | | |
| − | ===تفسیر نور (محسن قرائتی)===
| |
| | | | |
| − | {{ نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | أَ فَمَنْ يَتَّقِي بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذابِ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ قِيلَ لِلظَّالِمِينَ ذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ «24»
| |
| | | | |
| − | پس آيا كسى كه (با ايمان و عمل صالح) روى خود را از عذاب بد روز قيامت دور مىسازد (مثل كسى است كه از قهر الهى در قيامت غافل است)؟ و (در آن روز) به ستمگران گفته مىشود: «بچشيد آن چه را كسب كردهايد.»
| |
| − |
| |
| − | «1». نساء، 87.
| |
| − |
| |
| − | «2». اعراف، 185.
| |
| − |
| |
| − | تفسير نور(10جلدى)، ج8، ص: 163
| |
| − |
| |
| − | كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَأَتاهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ «25»
| |
| − |
| |
| − | كسانى كه پيش از اين كفّار بودند (نيز پيامبران را) تكذيب كردند پس از طريقى كه توجّه نداشتند عذاب به سراغشان آمد.
| |
| − |
| |
| − | فَأَذاقَهُمُ اللَّهُ الْخِزْيَ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ «26»
| |
| − |
| |
| − | پس خداوند خوارى و رسوايى در زندگى دنيا را به آنان چشانيد و قطعاً عذاب آخرت بزرگتر است اگر معرفت داشتند.
| |
| − |
| |
| − | ===نکته ها===
| |
| − |
| |
| − | كلمه «وجه» در «بِوَجْهِهِ» به معناى صورت است ولى شايد در اين آيه به معناى طريقه و راه باشد، نظير آيه «وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها» «1» كه به معناى صورت نيست. يعنى هر كس با وجهه و امكانات و قدرتى كه دارد راه خود را از بدىها جدا كرده و از خود رفع خطر كند.
| |
| − |
| |
| − | ===پیام ها===
| |
| − |
| |
| − | 1- نتيجهى تقواى الهى در اين جهان، دور ماندن از قهر الهى در قيامت است.
| |
| − | «يَتَّقِي بِوَجْهِهِ»
| |
| − |
| |
| − | 2- يكى از شكنجههاى مجرمان، شنيدن سخنان تحقيرآميز است. «قِيلَ لِلظَّالِمِينَ»
| |
| − |
| |
| − | 3- آن چه انسان را در قيامت گرفتار مىكند گناهانى است كه آگاهانه انجام داده است. «تَكْسِبُونَ»
| |
| − |
| |
| − | 4- تاريخ پر عبرت كفّار و طاغوتهاى گذشته، درس عبرتى براى آيندگان است.
| |
| − | «مِنْ قَبْلِهِمْ»
| |
| − |
| |
| − | 5- دست خداوند در كيفر مجرمان باز است و مىتواند از راههاى پيش بينى نشده آنان را عذاب كند. «مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ»
| |
| − |
| |
| − | «1». بقره، 148.
| |
| − |
| |
| − | جلد 8 - صفحه 164
| |
| − |
| |
| − | 6- همهى كيفرها به قيامت موكول نمىشود. «الْخِزْيَ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا»
| |
| − |
| |
| − | 7- عذاب قيامت، سختتر و مداومتر است. «لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ»
| |
| − |
| |
| − | 8- كفّار و تكذيب كنندگان سختى قيامت را نمىدانند كه چنين عمل مىكنند. «لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ»
| |
| − | }}
| |
| − |
| |
| − | |-|
| |
| − | اثنی عشری=
| |
| − |
| |
| − | ===تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)===
| |
| − |
| |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − |
| |
| − |
| |
| − | أَ فَمَنْ يَتَّقِي بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذابِ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ قِيلَ لِلظَّالِمِينَ ذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ «24»
| |
| − |
| |
| − | أَ فَمَنْ يَتَّقِي بِوَجْهِهِ: آيا پس كسى كه بپرهيزد به روى خود، سُوءَ الْعَذابِ يَوْمَ الْقِيامَةِ: از بدى عذاب و شدت عقاب روز قيامت كه زبانيه آتش جهنم است، يعنى روى خود را سپر آتش سازد به جهت آنكه دست و پاى او در زنجير آتش و ممكن نباشد او را دفع مگر به صورت خود. اين شخص مانند كسى است كه ايمن باشد از عذاب و نكال و در صدر بهشت باشد (استفهام انكارى)، يعنى البته مساوى نيستند و عقل سليم هم حكم به عدم تساوى نمايد. وَ قِيلَ لِلظَّالِمِينَ: و گفته شود، يعنى خازنان جهنم گويند مر ستمكاران را از كفره و فجره، ذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ: بچشيد جزاى آنچه بوديد كه كسب مىكرديد از تكذيب پيغمبر و بعث و نشور.
| |
| − |
| |
| − |
| |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − | روان جاوید=
| |
| − | ===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)===
| |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسَلَكَهُ يَنابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطاماً إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ «21» أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ «22» اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ «23» أَ فَمَنْ يَتَّقِي بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذابِ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ قِيلَ لِلظَّالِمِينَ ذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ «24» كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَأَتاهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ «25»
| |
| − |
| |
| − | ترجمه
| |
| − |
| |
| − | آيا نديدى كه خداوند فرستاد از آسمان آب را پس روان گردانيد آنرا از چشمههائى در زمين پس بيرون مىآورد بآن زراعتى را كه مختلف است رنگهايش پس خشك ميشود پس مىبينى آنرا زرد شده پس ميگرداند آنرا شكسته و خورد شده همانا در اين هر آينه پندى است براى خردمندان
| |
| − |
| |
| − | آيا پس كسيكه گشادگى داد خدا سينهاش را براى اسلام پس او است با نورى از پروردگارش پس واى بر آنها كه سخت است دلهاشان از ياد خدا آنگروه در گمراهى آشكارند
| |
| − |
| |
| − | خداوند فرستاد بهترين گفتار جديد را كتابى كه آياتش شبيه است بيكديگر داراى مكرّراتى كه ميلرزد از آن پوستهاى آنانكه ميترسند از پروردگارشان پس نرم ميشود و آرام ميگردد پوستهاشان و دلهاشان بياد خدا اين راهنمائى خدا است هدايت ميكند بآن هر كه را ميخواهد و كسيرا كه گمراه كند خدا پس نيست براى او راهنمائى
| |
| − |
| |
| − | آيا كسيكه پرهيز ميكند بصورت خود از بدى عذاب روز قيامت چه حالى دارد و گفته شود به ستمكاران بچشيد آنچه را كه بوديد كسب
| |
| − |
| |
| − | جلد 4 صفحه 492
| |
| − |
| |
| − | ميكرديد
| |
| − |
| |
| − | تكذيب كردند كسانى كه بودند پيش از آنها پس آمد آنها را عذاب الهى از جائيكه نميدانستند.
| |
| − |
| |
| − | تفسير
| |
| − |
| |
| − | خداوند منّان بعد از دعوت بتوحيد استدلال فرموده است بر آن بآنكه اى انسان عاقل آيا نمىبينى خداوند از آسمان باران رحمت خود را نازل فرموده و آنرا از چشمهها در زمين جارى ساخته پس بيرون ميآورد بوسيله آن آب جارى زراعتهائى را كه مختلف است انواع و اصناف و الوان آنها مانند گندم و جو و برنج و ارزن و ساير حبوبات گوناگون رنگارنگ از سطح زمين و چند روزى سبز و خرّم است پس خشك ميشود و مىبينى آنرا كه زرد شده پس ميگرداند آنرا بوسيله باد و دست كارگران ريز ريز و خورد شده و آن جزء بدن انسان و حيوانات ميگردد و بالاخره خاك ميشود و باز از زمين سر بيرون ميكند و بصورت اوّل برميگردد اگر داراى عقل و خرد باشى متذكّر خواهى شد كه خودت هم بهمين منوال بوده و خواهى بود هميشه سرسبز و خرّم نخواهى ماند و بدولت دو روزه مغرور نخواهى گشت ولى تمام مردم در اين تذكّرات و تنبّهات يكسان نيستند آيا كسيكه خداوند باو شرح صدر و وسعت قلب براى درك حقائق اسلام و ثبات قدم در آن عنايت فرموده كه روشن ضمير و با نوار الهيّه مستنير ميباشد مانند كسى است كه از اين نعمت محروم است پس واى بحال كسانيكه بواسطه اعراض از ذكر خدا و توغّل در معاصى قساوت قلب پيدا كردهاند و سخت شده دلهاشان كه ديگر موعظه و نصح و تحذير در دل آنها اثر نميكند بلكه از شنيدن آنها و آيات قرآنيّه مشمئز ميشوند و شايد باين ملاحظه قساوت متعدّى بمن شده چون اشمئزاز متعدّى بمن ميشود و شايد بملاحظه سببيّت ذكر خدا براى قساوت باشد در بعضى نفوس چنانچه فيض ره بيان فرموده ولى بنظر حقير بعيد است و معلوم است كه اين قبيل مردم در گمراهى واضحى بسر ميبرند و در بعضى از روايات براى شرح صدر و نور قلب علائمى ذكر شده كه از آن جمله اعراض از دنيا و اقبال بآخرت و تهيّه لوازم مرگ است و قمّى ره نقل فرموده كه در باره امير المؤمنين عليه السّلام نازل شده و عامّه آنرا نازل در شأن آنحضرت و حمزه دانند و ما بعد آنرا نازل در باره ابو لهب و اولادش و بهترين احاديث و اخبار قصص و حكايات انبياء عظام است كه
| |
| − |
| |
| − | جلد 4 صفحه 493
| |
| − |
| |
| − | خداوند آنها را در كتاب كريم خود بكرّات و مرّات متقارب بيكديگر و شبيه بهم ذكر فرموده بدون اختلاف و تهافتى در آن كه بلرزه درآيد از شنيدن آن پوستهاى بدن كسانيكه ميترسند از خدا پس بسبب خضوع و خشوع نرم و متأثر و مطمئن شود پوستهاشان و دلهاشان بياد خدا و نصرت بر اعدا اين حال بين خوف و رجاء يا اين احسن الحديث توفيق و هدايت الهيّه است كه شامل حال هر كس خواسته باشد ميشود و كسيرا كه خدا بخود واگذار فرمود براى عدم قابليت و اعراض از ذكر در دنيا و آخرت هادى و راهنمائى نخواهد داشت اينمعنى بنظر حقير رسيد ولى مفسرين احسن الحديث را عبارت از تمام قرآن دانستهاند بمناسبت نزول آن بعد از كتب سماويه قديمه و تشابه آيات و سور آنرا باعتبار فصاحت و بلاغت و صحّت معانى و استحكام مبانى و كثرت نفع و عدم اختلاف و تناقض دانستهاند و حكمت تكرار در آيات قرآن را فرمودهاند آنستكه نفوس از استماع مواعظ و نصايح تنفّر دارد و تا تكرار نشود راسخ در آن نگردد و شمهاى از اينمقال در اوّل اين كتاب گذشت و اينكه مثانى كه جمع مثنى است صفت كتاب كه مفرد است قرار داده شده براى آنستكه قرآن مشتمل بر آيات و اجزاء و تفاصيل است و بعضى مثانى بودن كتاب را باعتبار تكرار آن بتلاوت و نياوردن ملالت و نيفتادن از حلاوت دانستهاند و محتمل است مثانى تميز باشد براى متشابها يعنى متشابه است مكرّرات آن و بنابر اين مؤيّد نظريّه حقير خواهد بود چون مكرّرات نوعا در قصص قرآنيه است و بر سبيل تعجّب فرموده است آيا كسيكه دست بسته وارد جهنّم ميشود و اشرف اعضاء بدن خود را كه صورت است براى خود سپر آتش و عذاب شديد آن ميكند با آنكه بايد دست را سپر قرار داد مانند كسى است كه مأمون از عذاب است و در سايه عرش الهى قرار دارد و با اينحال باز ملائكه غضب باو و همكارانش در ظلم بنفس و غير ميگويند بچشيد نتيجه اعمال زشت خودتان را در دنيا از مخالفت انبيا و اولياء امم سابقه هم در نتيجه تكذيب انبياء سلف و اوصياء ايشان بعذابهاى گوناگون معذب شدند از راهى كه تصوّر آنرا نميكردند و در وقتى كه انتظار آنرا نداشتند چنانچه در آيات آتيه ذكر شده است.
| |
| − |
| |
| − | جلد 4 صفحه 494
| |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − | اطیب البیان=
| |
| − | ===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)===
| |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | أَ فَمَن يَتَّقِي بِوَجهِهِ سُوءَ العَذابِ يَومَ القِيامَةِ وَ قِيلَ لِلظّالِمِينَ ذُوقُوا ما كُنتُم تَكسِبُونَ «24»
| |
| − |
| |
| − | آيا پس كسي که حفظ ميكند وجه خود را و پرهيزكار است از بدي عذاب مثل كسيست که او را برو بآتش بيندازند و گفته ميشود از براي ظالمين بچشيد آنچه را که بوديد كسب ميكرديد.
| |
| − |
| |
| − | أَ فَمَن يَتَّقِي بِوَجهِهِ تعبير بوجه يا مراد نفس انسان است يعني پرهيز ميدهد خود را يا بمعني صورت است چون عذاب اولا بصورت متوجه ميشود چون برو بآتش مياندازند و ميفرمايد وَ تَغشي وُجُوهَهُمُ النّارُ ابراهيم آيه 51 سُوءَ العَذابِ جميع انحاء عذاب سوء است لكن تفاوت دارد عذاب سوء سختترين عذاب است.
| |
| − |
| |
| − | يَومَ القِيامَةِ که هر كسي بجزاي خود ميرسد و يك جمله در اينجا در تقدير
| |
| − |
| |
| − | جلد 15 - صفحه 305
| |
| − |
| |
| − | است بواسطه وضوحش ذكر نشده يعني آيا اينکه متقي مثل كسانيست که خود را در معرض سوء العذاب درآوردند و بآنها گفته ميشود وَ قِيلَ لِلظّالِمِينَ چه ظلم بدين يا بمسلمين يا بنفس خود كردند.
| |
| − |
| |
| − | ذُوقُوا ما كُنتُم تَكسِبُونَ که ميفرمايد ما ظَلَمناهُم وَ لكِن كانُوا أَنفُسَهُم يَظلِمُونَ نحل آيه 119 وَ ما ظَلَمناهُم وَ لكِن ظَلَمُوا أَنفُسَهُم هود آيه 102.
| |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − | برگزیده تفسیر نمونه=
| |
| − |
| |
| − | ===برگزیده تفسیر نمونه===
| |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | ]
| |
| − |
| |
| − | (آیه 24)- در این آیه گروه ظالمان و مجرمان را با گروه مؤمنانی که وضع حالشان قبلا بیان شد مقایسه میکند، تا در این مقایسه واقعیتها بهتر روشن گردد، میفرماید: «آیا کسی که با صورت خود عذاب دردناک (الهی) را در روز قیامت دور میسازد» همانند کسی است که هرگز آتش دوزخ به او نمیرسد (أَ فَمَنْ یَتَّقِی بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذابِ یَوْمَ الْقِیامَةِ).
| |
| − |
| |
| − | حال ظالمان دوزخی در آن روز به گونهای است که باید با صورت از خود دفاع کنند، چرا که دست و پای آنها در غل و زنجیر است.
| |
| − |
| |
| − | سپس در پایان آیه میافزاید: در آن روز «به ظالمان گفته میشود: بچشید آنچه را به دست میآوردید» و انجام میدادید! (وَ قِیلَ لِلظَّالِمِینَ ذُوقُوا ما کُنْتُمْ تَکْسِبُونَ).
| |
| − |
| |
| − | آری! فرشتگان عذاب این واقعیت دردناک را برای آنها بیان میکنند که اینها همان اعمال شماست که در کنار شما قرار گرفته، و آزارتان میدهد.
| |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − |
| |
| − | سایر تفاسیر=
| |
| − | سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:
| |
| − |
| |
| − | ==تفسیر های فارسی==
| |
| − | ==={{ترجمه تفسیر المیزان|سوره=39 |آیه=24}}===
| |
| − | ==={{تفسیر خسروی|سوره=39 |آیه=24}}===
| |
| − | ==={{تفسیر عاملی|سوره=39 |آیه=24}}===
| |
| − | ==={{تفسیر جامع|سوره=39 |آیه=24}}===
| |
| − |
| |
| − | ==تفسیر های عربی==
| |
| − | ==={{تفسیر المیزان|سوره=39 |آیه=24}}===
| |
| − | ==={{تفسیر مجمع البیان|سوره=39 |آیه=24}}===
| |
| − | ==={{تفسیر نور الثقلین|سوره=39 |آیه=24}}===
| |
| − | ==={{تفسیر الصافی|سوره=39 |آیه=24}}===
| |
| − | ==={{تفسیر الکاشف|سوره=39 |آیه=24}}===
| |
| − | </tabber>
| |
| | | | |
| | ==پانویس== | | ==پانویس== |