|
|
| (۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده) |
| سطر ۵۵: |
سطر ۵۵: |
| | و نیز حلبى از [[امام صادق]] علیهالسلام موضوع ابى بن خلف را با گفتار وى نزد پیامبر روایت نموده و گوید: سپس آیه 78 نازل شده است.<ref>تفسیر عیاشى.</ref> | | و نیز حلبى از [[امام صادق]] علیهالسلام موضوع ابى بن خلف را با گفتار وى نزد پیامبر روایت نموده و گوید: سپس آیه 78 نازل شده است.<ref>تفسیر عیاشى.</ref> |
| | == تفسیر آیه == | | == تفسیر آیه == |
| − | <tabber> | + | <tafsir sura="36" ayeh="79" /> |
| − | تفسیر نور=
| |
| | | | |
| − | ===تفسیر نور (محسن قرائتی)===
| |
| | | | |
| − | {{ نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ «77»
| |
| | | | |
| − | آيا انسان نديد (و نيانديشيد) كه ما او را از نطفهاى (بى مقدار) آفريديم؟
| |
| − | پس اينك ستيزه جويى آشكار شده است.
| |
| − |
| |
| − | وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ «78»
| |
| − |
| |
| − | و براى ما مثلى آورد و آفرينش خود را فراموش كرد؛ گفت: چه كسى اين استخوانها را در حالى كه پوسيده است زنده خواهد كرد؟
| |
| − |
| |
| − | تفسير نور(10جلدى)، ج7، ص: 562
| |
| − |
| |
| − | قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ «79»
| |
| − |
| |
| − | (به او) بگو: همان كسى كه بار اول آن را آفريد، (بار ديگر) آن را زنده خواهد كرد و او بر هر آفريدهاى آگاه است.
| |
| − |
| |
| − | الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً فَإِذا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ «80»
| |
| − |
| |
| − | (اوست) آن كه براى شما از درخت سبز، آتش آفريد پس هرگاه بخواهيد از آن آتش مىافروزيد.
| |
| − |
| |
| − | ===نکته ها===
| |
| − |
| |
| − | يكى از مشركان، قطعه استخوان پوسيدهاى را در برابر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله كرد و بر زمين ريخت و گفت: چه كسى اين استخوانهاى پوسيده را زنده مىكند؟ اين آيات در پاسخ اين شبهه و سؤال نازل شد. «1»
| |
| − |
| |
| − | مقصود از درخت در اين آيه، دو نوع چوب آتش زنه به نام مَرخ و عَفار است كه عربها با زدن يكى به ديگرى جرقه توليد مىكردند، درست مانند كبريتهاى امروزى. «2»
| |
| − |
| |
| − | تهيه آتش از درخت سبز، مثالى است كه عوام مىفهمند ودانشمندان نيز به خاطر ذخيره شدن انرژى در درخت، راه علمى آن را به دست مىآورند. «مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً»
| |
| − |
| |
| − | ===پیام ها===
| |
| − |
| |
| − | 1- اگر انسان به ياد ضعف و حقارت خود باشد، هرگز گردنكشى نمىكند. «أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ»
| |
| − |
| |
| − | 2- توجّه به آفرينش انسان از نطفه، ايمان به معاد را در انسان تقويت مىكند. «مِنْ نُطْفَةٍ»
| |
| − |
| |
| − | 3- بدتر از اصل خصومت، آن است كه خصومت شديد و آشكارا باشد. «خَصِيمٌ مُبِينٌ»
| |
| − |
| |
| − | «1». تفسير نورالثقلين.
| |
| − |
| |
| − | «2». تفسير راهنما.
| |
| − |
| |
| − | جلد 7 - صفحه 563
| |
| − |
| |
| − | 4- ستيزهجوئى انسان با خدا، دور از انتظار و شگفت آور است. «فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ» (كلمه «اذا» براى كار غير منتظره به كار مىرود.)
| |
| − |
| |
| − | 5- نقل و بيان افكار باطل براى پاسخگوئى به آن مانعى ندارد. «ضَرَبَ لَنا مَثَلًا»
| |
| − |
| |
| − | 6- ريشهى بسيارى از اشكالات در مورد قدرت خداوند، توجّه نكردن به نمونههاى مشابه و فراموش كردن سوابق است. «وَ نَسِيَ خَلْقَهُ»
| |
| − |
| |
| − | 7- منكران معاد برهان ندارند، هر چه هست استبعاد است. «مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ؟»
| |
| − |
| |
| − | 8- آزادى در اسلام به قدرى است كه منكران خدا و معاد با كمال شهامت در برابر رهبر مسلمانان با صراحت حرف خود را مىزنند. «مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ»
| |
| − |
| |
| − | 9- سؤال مانعى ندارد، آن چه بد است انگيزههاى لجوجانه و مغرورانه است. «مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ»
| |
| − |
| |
| − | 10- ريشهى بعضى از اشكالات عقيدتى، مقايسه ميان قدرت انسان با خداوند است. «مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ»
| |
| − |
| |
| − | 11- شبهات عقيدتى بايد پاسخ داده شود، گرچه القاى شبهه از يك نفر باشد.
| |
| − | قالَ ... قُلْ
| |
| − |
| |
| − | 12- معاد جسمانى است. «يُحْيِ الْعِظامَ»
| |
| − |
| |
| − | 13- معاد به دو چيز نياز دارد: يكى قدرتِ خدا در آفريدن دوباره انسانها و ديگرى علم او به عملكرد مردم. اين آيه به هر دو اشاره مىكند؛ «أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ» نشانهى قدرت او و «هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ»* نشانهى علم اوست.
| |
| − |
| |
| − | 14- خداوند جمع ميان اضداد مىكند، آب و آتش كه با يكديگر سازگارى ندارند. «مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً»
| |
| − |
| |
| − | تفسير نور(10جلدى)، ج7، ص: 564
| |
| − | }}
| |
| − |
| |
| − | |-|
| |
| − | اثنی عشری=
| |
| − |
| |
| − | ===تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)===
| |
| − |
| |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − |
| |
| − |
| |
| − | قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ (79)
| |
| − |
| |
| − | قُلْ يُحْيِيهَا: بگو اى پيغمبر اين شخص منكر اعاده و بعث را: زنده گرداند استخوانهاى پوسيده را، الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ: آن ذاتى كه به قدرت كامله
| |
| − |
| |
| − | جلد 11 - صفحه 99
| |
| − |
| |
| − | بيافريد اول بار و از عدم به وجود آورد، وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ: و او به همه آفريدهها داناست، يعنى به علم شامل خود تفاصيل مخلوقات و كيفيت خلقان را مىداند، پس عالم باشد به اجزاى اشخاص معينه متعدده و به اصول و فصول آن و قادر بر ضم بعضى بر كيفيت سابق و بر اعاده اعراض و قواء و احداث مثل آن بر نهجى كه از اين بوده.
| |
| − |
| |
| − | برهان:
| |
| − |
| |
| − | آيه شريفه از سه جهت نص بر مطلوب باشد.
| |
| − |
| |
| − | 1- از جهت شأن نزول و ابى بن خلف از جمله كفار و در ميان ايشان افصح و انطق بود از حيث لسان، چه اگر حق تعالى حكايت سؤال را از (قال من يحيى العظام و هى رميم) نمىفرمود و تصريح به جواب هم نمىفرمود بلكه همينقدر بيان مىنمود: (ا و لم ير الانسان انا خلقناه تا نسى خلقه) و اقتصار مىفرمود در مقام جواب بقوله (ان اللّه لمحيى الموتى) مانند آيات ديگر به نحو عموم و كلية، هر آينه آيه صريح نص بر مطلوب بود، زيرا از قواعد مسلمه است كه حكم آيه نص است به مورد نزول.
| |
| − |
| |
| − | 2- از جهت تصريح به سؤال (قال من يحيى العظام و هى رميم) چون حكايت سؤال تصريحا و نصا بيان فرمود، اگر در مقام جواب اكتفا مىفرمود به عموم و كلى كه (ان اللّه لمحيى الموتى) هر آينه جواب به مورد سؤال نص در مطلوب بود.
| |
| − |
| |
| − | 3- از جهت صراحت و نصّيّت در جواب به فرمايش (قل يحييها الذى انشأها اول مره ...) و مرجع ضمير غايب در (يحييها) و (انشأها) عظام مذكوره در سؤال است كه ابى بن خلف آن را نرم كرده و از آن سؤال نموده بود و (هاء) غايب و اشاره به ذات و نفس آن عظام است كه (هى هى لا غير) و ضمير غايب از براى تثبيت ذات اشاره به هويت همان است نه غير و هو المطلوب.
| |
| − |
| |
| − |
| |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − | روان جاوید=
| |
| − | ===تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)===
| |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | أَ وَ لَمْ يَرَ الْإِنْسانُ أَنَّا خَلَقْناهُ مِنْ نُطْفَةٍ فَإِذا هُوَ خَصِيمٌ مُبِينٌ (77) وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلاً وَ نَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ (78) قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ (79) الَّذِي جَعَلَ لَكُمْ مِنَ الشَّجَرِ الْأَخْضَرِ ناراً فَإِذا أَنْتُمْ مِنْهُ تُوقِدُونَ (80) أَ وَ لَيْسَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلى وَ هُوَ الْخَلاَّقُ الْعَلِيمُ (81)
| |
| − |
| |
| − | إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (82) فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (83)
| |
| − |
| |
| − | ترجمه
| |
| − |
| |
| − | آيا نديد آدمى كه ما آفريديم او را از نطفهئى پس آنگاه او جدال كنندهايست آشكار
| |
| − |
| |
| − | و زد براى ما مثلى و فراموش كرد آفرينش خود را گفت چه كس زنده ميگرداند استخوانها را با آنكه آنها پوسيده است
| |
| − |
| |
| − | بگو زنده ميكند آنها را آنكه آفريدشان نخستين بار و او بهر آفريدهئى دانا است
| |
| − |
| |
| − | آنكه پديد آورد براى شما از درخت سبز آتش را پس آنگاه شما از آن آتش مىافروزيد
| |
| − |
| |
| − | آيا او نيست آنكه آفريد آسمانها و زمين را توانا بر آنكه بيافريند مانند آنها را آرى و او است آفريدگار دانا
| |
| − |
| |
| − | جز اين نيست كه كار او وقتى بخواهد چيزيرا آنستكه بگويد باو بوده باش پس ميباشد
| |
| − |
| |
| − | پس منزّه است آنكه بدست او است پادشاهى همه چيز و بسوى او بازگردانده ميشويد.
| |
| − |
| |
| − | تفسير
| |
| − |
| |
| − | عياشى ره از امام صادق عليه السّلام نقل نموده كه ابىّ بن خلف آمد نزد پيغمبر صلّى اللّه عليه و اله و سلّم با آنكه در دست او استخوان پوسيدهئى بود و نرم كرد آنرا و عرضه داشت آيا وقتى ما باشيم استخوانهاى خورد شدهئى هر آينه برانگيخته ميشويم با آنكه مخلوق باشيم پس اين آيه نازل شد و در احتجاج از امير المؤمنين عليه السّلام مانند آن نقل شده و بنابراين مفاد آيه آنست كه آيا ندانسته است و نديده است آن آدم كه ما خلق كرديم او و افراد نوع او را از نطفهاى كه منى باشد و بعد از طروّ احوال مختلفه بر او در رحم مادر و بعد از ولادت بتدريج قواء او را تكميل نموديم تا اينك
| |
| − |
| |
| − | جلد 4 صفحه 420
| |
| − |
| |
| − | كه كارش بجائى رسيده كه در برابر ما و پيغمبر ما قيام نموده و علنا با او مجادله و خصومت مينمايد و بعقيده خودش بيان شگفتآورى براى نفى قدرت ما بر زنده نمودن خلق در قيامت نموده و خلقت خود را فراموش كرده كه گفته چه كسى ميتواند زنده كند استخوانهاى پوسيده را بگو در جوابش اى پيغمبر همان كس كه روز اوّل خلق نمود آنها را با آنكه هيچ نبودند علم و قدرتش جائى نرفته بهر شكل و صورت كه بخواهد همان استخوانهاى پوسيده را بيرون مىآورد و ميداند آنها را چگونه جمع و تأليف نمايد كه بصورت اوّل برگردند آيا چيزيكه نبوده خلق نمودنش مشكلتر است يا چيزيكه بوده و خراب شده دو مرتبه بخواهند بسازند از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه روح در جاى خود اقامت دارد روح نيكوكار در روشنائى و وسعت است و روح بدكار در تنگى و تاريكى است و بدن خاك ميشود چنانچه در اوّل بوده و آنچه از آن درندگان و حشرات بخورند تماما در خاك محفوظ است نزد كسيكه غائب نيست از او مقدار ذرّه در تاريكيهاى زمين و ميداند عدد اشياء و وزن آنها را و خاك روحانيّون مانند طلا است در خاك چون وقت زنده نمودن مردگان شود باران روانبخش بر زمين ببارد پس زمين از جاى خود بلند گردد و خاك بشر مانند خاك طلا كه مخلوط بخاك شده باشد و در آب بشويند و كره كه در شير باشد و آنرا در ظرفى بزنند بحركت شديد زمين خارج شود و خاك هر قالبى بقالب خود جمع گردد و باذن خداوند بجانب روح منتقل شود و صورتها بدستور مصوّر بهيئت اوّل خود عود نمايد و روح داخل در آن گردد و چون از جاى خويش برخيزد خود و تمام اعضاء و جوارح خود را بحال اوّل خود بيند و گفتهاند دو درخت در بوادى عربستان روئيده ميشود كه يكى را مرخ نامند و ديگرى را عفار و آندو با آنكه تر باشند اگر بيكديگر سائيده شوند آتش از ميان آن دو بيرون مىآيد در حاليكه آب هم از آن دو ميچكد و اعراب چون ميخواستند آتش بيفروزند بوسيله آن دو تهيّه ميكردند خداوند ميفرمايد آن قادر توانائى كه قدرت دارد آب و آتش را كه دو ضدّند در يكجا جمع كند براى آنكه شما از آن بهرهبردارى كنيد چگونه نميتواند روح و جسد را كه سالها با هم
| |
| − |
| |
| − | جلد 4 صفحه 421
| |
| − |
| |
| − | الفت داشتند و چندى از يكديگر مفارقت نمودند باز با هم مؤتلف نمايد آيا كسيكه آسمانهاى با اين وسعت و عظمت و زمين و موجودات آن دو را خلق نموده كه از آن جمله بشر است قادر نيست دو مرتبه مانند بشر را خلق نمايد خيلى عجب است اگر كسى چنين تصوّرى را نمايد كه همه را بدوا خدا خلق نموده و دو مرتبه بعضى از آنها را نميتواند خلق نمايد با آنكه خلق دوباره نزد آنكس آسانتر است از خلق اوّل و آفرينش كلّ در نظر او اعظم و اشكل است از آفرينش جزء بايد تحقيقا و قطعا گفت بلى قادر است چنانچه خدا در جواب فرموده و او بسيار خلق كننده است بلكه هميشه به اين كار اشتغال دارد و بسيار دانا است كه ميداند تمام جزئيّات و كلّيات و بسائط و مركبات و اجزاء و كيفيّت تأليف و تركيب آنها را و بسيار آسان است خلق نمودن آنها براى او باين اندازه كه ابدا احتياج بمقدّمه و معونه و وسيله و آلات و اسباب كارى ندارد فقط كار او وقتى بخواهد چيزى موجود شود آنستكه اراده ميكند وجود آنرا پس موجود ميشود و اينكه فرموده ميگويد كن براى تصوير معنى در ذهن عامّه بتصوّر فرمان مطاع و اطاعت مطيع است در عيون از امام رضا عليه السّلام نقل نموده كه كن از اوصنع است و چيزيكه موجود ميشود بآن مصنوع است و در نهج البلاغه است كه كلام خداوند كارى است از او ميگويد و تلفّظ نميكند و اراده ميفرمايد و در ضمير قرار نميدهد و اخبار ديگرى به اين معنى در سوره بقره و غيرها گذشته است و قمّى ره فرموده خزائن او در كاف و نون است پس منزّه است خداوند از مثلى كه ابى بن خلف يا غير او كه گفتهاند براى احياء اموات زد و امثال آن از اقوال اهل شرك و عناد و كفر و الحاد آن قادر توانائى كه در دست قدرت او است مبادى حيات و بقاء هر موجودى و بسوى او و حكم او رجوع و بازگشت ميكنيد شما بندگان در روز كه حكم فرمائى در آنروز نيست جز او و همه را بپاداش اعمال و اقوال خوب و بدتان خواهد رسانيد و ملكوت مبالغه در ملك و سلطنت است و اطلاق نميشود مگر بر امر عظيم و اينجا ظاهرا مراد عالم ارواح و ملائكه عظام ميباشد و ثواب تلاوت اين سوره بقدرى زياد است كه نميشود احصاء نمود و آن بمنزله قلب قرآن است و موجب مغفرت و سعادت دنيا و آخرت و نجات از آفات
| |
| − |
| |
| − | جلد 4 صفحه 422
| |
| − |
| |
| − | و بليّات ارضى و سماوى خواهد بود و بالاتر از همه فوز بمقام رضا و خشنودى خدا است كه از براى كسيكه در مدّت عمر يكمرتبه آنرا تلاوت نمايد از امام باقر عليه السّلام مسجّل شده است و از پيغمبر صلى اللّه عليه و اله ثواب دوازده ختم قرآن براى او نقل نمودهاند و الحمد للّه ربّ العالمين و صلّى اللّه على محمّد و آله الطاهرين.
| |
| − |
| |
| − | جلد 4 صفحه 423
| |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − | اطیب البیان=
| |
| − | ===اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)===
| |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | قُل يُحيِيهَا الَّذِي أَنشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلقٍ عَلِيمٌ (79)
| |
| − |
| |
| − | بفرما در جواب آن زنده ميكند اينکه عظام پوسيده را آن كسي که اينکه عظام را در اول مره خلق فرمود كسي که نطفه را عظام كند و عظام را پوسيده كند ميتواند عظام پوسيده را زنده كند و او بهر قسمت خلق كردني دانا است و قادر است.
| |
| − |
| |
| − | براي خداوند خلقت عرش با خلقت پشه تفاوتي ندارد همين که صلاح در ايجاد باشد ايجاد ميفرمايد إِذا أَرادَ شَيئاً أَن يَقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ اراده علم بصلاح است ايجاد مشيت است فعل الهيست بمعني مصدري موجود ميشود.
| |
| − |
| |
| − | 111
| |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − | برگزیده تفسیر نمونه=
| |
| − |
| |
| − | ===برگزیده تفسیر نمونه===
| |
| − | {{نمایش فشرده تفسیر|
| |
| − | ]
| |
| − |
| |
| − | (آیه 79)- لذا بلافاصله به پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه و اله دستور میدهد که به این خیرهسر مغرور و فراموشکار «بگو: کسی او را زنده میکند که در روز نخست او را ایجاد کرد» (قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ).
| |
| − |
| |
| − | و اگر فکر میکنید این استخوان پوسیده وقتی که خاک شد و در همه جا پراکنده گشت چه کسی میتواند آن اجزا را بشناسد و از نقاط مختلف گردآوری
| |
| − |
| |
| − | ج4، ص112
| |
| − |
| |
| − | کند؟ پاسخ آن نیز روشن است «او از هر مخلوقی آگاه است» و تمام ویژگیهای آنها را میداند (وَ هُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ).
| |
| − |
| |
| − | کسی که دارای چنین «علم» و چنان «قدرتی» است مسأله معاد و احیای مردگان مشکلی برایش ایجاد نخواهد کرد.
| |
| − | }}
| |
| − | |-|
| |
| − |
| |
| − | سایر تفاسیر=
| |
| − | سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:
| |
| − |
| |
| − | ==تفسیر های فارسی==
| |
| − | ==={{ترجمه تفسیر المیزان|سوره=36 |آیه=79}}===
| |
| − | ==={{تفسیر خسروی|سوره=36 |آیه=79}}===
| |
| − | ==={{تفسیر عاملی|سوره=36 |آیه=79}}===
| |
| − | ==={{تفسیر جامع|سوره=36 |آیه=79}}===
| |
| − |
| |
| − | ==تفسیر های عربی==
| |
| − | ==={{تفسیر المیزان|سوره=36 |آیه=79}}===
| |
| − | ==={{تفسیر مجمع البیان|سوره=36 |آیه=79}}===
| |
| − | ==={{تفسیر نور الثقلین|سوره=36 |آیه=79}}===
| |
| − | ==={{تفسیر الصافی|سوره=36 |آیه=79}}===
| |
| − | ==={{تفسیر الکاشف|سوره=36 |آیه=79}}===
| |
| − | </tabber>
| |
| | | | |
| | ==پانویس== | | ==پانویس== |
| سطر ۲۵۸: |
سطر ۷۲: |
| | * محمدباقر محقق، [[نمونه بینات در شأن نزول آیات]] از نظر [[شیخ طوسی]] و سایر مفسرین خاصه و عامه. | | * محمدباقر محقق، [[نمونه بینات در شأن نزول آیات]] از نظر [[شیخ طوسی]] و سایر مفسرین خاصه و عامه. |
| | | | |
| − | | + | ==آرشیو عکس و تصویر== |
| | + | <gallery mode="packed" heights="320"> |
| | + | پرونده: آیه 79 سوره یس (1).jpg |
| | + | </gallery> |
| | | | |
| | [[رده:آیات سوره یس]] | | [[رده:آیات سوره یس]] |
| | [[رده:ترجمه و تفسیر آیات قرآن]] | | [[رده:ترجمه و تفسیر آیات قرآن]] |
| | [[رده:آیات دارای شان نزول]] | | [[رده:آیات دارای شان نزول]] |