آیه 95 سوره نساء: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «{{قرآن در قاب|لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي...» ایجاد کرد) |
(جایگزینی تفاسیر) |
||
| (۲ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشده) | |||
| سطر ۴۱: | سطر ۴۱: | ||
</tabber> | </tabber> | ||
==معانی کلمات آیه== | ==معانی کلمات آیه== | ||
| − | + | قاعدون: قعود: نشستن. قاعد: نشسته. | |
| + | قاعدون: نشستگان، مراد كسانى هستند كه بجنگ نمى روند. | ||
| + | |||
| + | اولى الضرر: صاحبان آفت. مثل مريض، نابينا، لنگ و نظير آن كه از جهاد معذور مى باشند. | ||
| + | |||
| + | الحسنى: نيكو. حسنى وصف است، مثل: وعده حسنى (وعده خوب).<ref>تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی</ref> | ||
| + | |||
==نزول== | ==نزول== | ||
| سطر ۴۸: | سطر ۵۴: | ||
این آیه همچون دیگر آیات سوره نساء در [[مدینه]] بر [[پیامبر اسلام]] صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. <ref> طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 3.</ref> | این آیه همچون دیگر آیات سوره نساء در [[مدینه]] بر [[پیامبر اسلام]] صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. <ref> طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 3.</ref> | ||
| − | '''شأن نزول:''' | + | '''شأن نزول:''' |
| − | «[[شیخ طوسی]]» گوید: وقتى كه اين آية نازل گرديد بنا به روايت براء بن عازب و زيد بن ارقم و زيد ابن ثابت در اين موقع عمرو بن اممكتوم سر رسيد.<ref> در صحيح ترمذى از ابن عباس و نيز طبرى در تفسير خويش از طرق كثيره چنين روايت كرده اند كه درباره عبدالله بن اممكتوم و عمرو و عبدالله بن جحش نازل گرديده است، چنان كه صاحب كشف الاسرار نيز آن را تأييد كرده است و گويد كه عمرو مؤذن [[رسول خدا]] صلى الله عليه و آله بوده است.</ref> و گفت: يا رسول اللّه من كه كور هستم در چه موقعيتى قرار مى گيرم و آيه «غير اولى الضّرر» نازل گرديد | + | «[[شیخ طوسی]]» گوید: وقتى كه اين آية نازل گرديد بنا به روايت براء بن عازب و زيد بن ارقم و زيد ابن ثابت در اين موقع عمرو بن اممكتوم سر رسيد.<ref> در صحيح ترمذى از ابن عباس و نيز طبرى در تفسير خويش از طرق كثيره چنين روايت كرده اند كه درباره عبدالله بن اممكتوم و عمرو و عبدالله بن جحش نازل گرديده است، چنان كه صاحب كشف الاسرار نيز آن را تأييد كرده است و گويد كه عمرو مؤذن [[رسول خدا]] صلى الله عليه و آله بوده است.</ref> و گفت: يا رسول اللّه من كه كور هستم در چه موقعيتى قرار مى گيرم و آيه «غير اولى الضّرر» نازل گرديد<ref> صاحب مجمع البيان گويد: آيه درباره كعب بن مالك از بنىسلمة و مرارة بن ربيع از بنى عمرو بن عوف و هلال بن امية از بنى واقف نازل شده كه از دستور پيامبر در شركت نمودن در جنگ تبوك تخلف ورزيدند و خداوند پوزش صاحبان عذر موجه را از قبيل عبدالله بن اممكتوم پذيرفت براى اين كه كور بوده يعنى (اولى الضّرر) چنان كه در تفسير [[ابوحمزه ثمالى]] نيز ذكر شده است.</ref>.<ref> محمدباقر محقق، [[نمونه بینات در شأن نزول آیات]] از نظر [[شیخ طوسی]] و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 234.</ref> |
== تفسیر آیه == | == تفسیر آیه == | ||
| − | < | + | <tafsir sura="4" ayeh="95" /> |
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | 4 | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۵ ژوئن ۲۰۲۶، ساعت ۱۶:۲۸
| <<94 | آیه 95 سوره نساء | 96>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
هرگز مؤمنانی که بدون عذر از جهاد بازنشستند با آنان که به مال و جان در راه خدا جهاد کنند یکسان نخواهند بود، خدا مجاهدان (فداکار) به مال و جان را بر بازنشستگان (از جهاد) بلندی و برتری بخشیده و همه (اهل ایمان) را وعده پاداش نیکو فرموده، و خداوند مجاهدان را بر بازنشستگان به اجر و ثوابی بزرگ برتری داده است.
آن گروه از مؤمنانی که بدون بیماری جسمی [و نقص مالی، و عذر دیگر، از رفتن به جهاد خودداری کردند و] در خانه نشستند، با مجاهدانی که در راه خدا با اموال و جان هایشان به جهاد برخاستند، یکسان نیستند. خدا کسانی را که با اموال و جان هایشان جهاد می کنند به مقام و مرتبه ای بزرگ بر خانه نشینان برتری بخشیده است. و هر یک [از این دو گروه] را [به خاطر ایمان و عمل صالحشان] وعده پاداش نیک داده، و جهادکنندگان را بر خانه نشینانِ [بی عُذر] به پاداشی بزرگ برتری داده است.
مؤمنان خانهنشين كه زيانديده نيستند با آن مجاهدانى كه با مال و جان خود در راه خدا جهاد مىكنند يكسان نمىباشند. خداوند، كسانى را كه با مال و جان خود جهاد مىكنند به درجهاى بر خانهنشينان مزيت بخشيده، و همه را خدا وعده [پاداش] نيكو داده، و[لى] مجاهدان را بر خانهنشينان به پاداشى بزرگ، برترى بخشيده است؛
مؤمنانى كه بىهيچ رنج و آسيبى از جنگ سر مىتابند با كسانى كه به مال و جان خويش در راه خدا جهاد مىكنند برابر نيستند. خدا كسانى را كه به مال و جان خويش جهاد مىكنند بر آنان كه از جنگ سر مىتابند به درجتى برترى داده است. و خدا همه را وعدههاى نيكو داده است. و جهادكنندگان را بر آنها كه از جهاد سر مىتابند به مزدى بزرگ برترى نهاده است.
(هرگز) افراد باایمانی که بدون بیماری و ناراحتی، از جهاد بازنشستند، با مجاهدانی که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کردند، یکسان نیستند! خداوند، مجاهدانی را که با مال و جان خود جهاد نمودند، بر قاعدان [= ترککنندگان جهاد] برتری مهمّی بخشیده؛ و به هر یک از این دو گروه (به نسبت اعمال نیکشان،) خداوند وعده پاداش نیک داده، و مجاهدان را بر قاعدان، با پاداش عظیمی برتری بخشیده است.
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
قاعدون: قعود: نشستن. قاعد: نشسته. قاعدون: نشستگان، مراد كسانى هستند كه بجنگ نمى روند.
اولى الضرر: صاحبان آفت. مثل مريض، نابينا، لنگ و نظير آن كه از جهاد معذور مى باشند.
الحسنى: نيكو. حسنى وصف است، مثل: وعده حسنى (وعده خوب).[۱]
نزول
محل نزول:
این آیه همچون دیگر آیات سوره نساء در مدینه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]
شأن نزول:
«شیخ طوسی» گوید: وقتى كه اين آية نازل گرديد بنا به روايت براء بن عازب و زيد بن ارقم و زيد ابن ثابت در اين موقع عمرو بن اممكتوم سر رسيد.[۳] و گفت: يا رسول اللّه من كه كور هستم در چه موقعيتى قرار مى گيرم و آيه «غير اولى الضّرر» نازل گرديد[۴].[۵]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَ الْمُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقاعِدِينَ دَرَجَةً وَ كُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ عَلَى الْقاعِدِينَ أَجْراً عَظِيماً «95»
مؤمنانى كه بدون عذر و ضرر (مثل بيمارى و معلوليّت) از جهاد بازنشستهاند، با مجاهدانى كه با اموال و جانهاى خويش در راه خدا جهاد مىكنند، يكسان نيستند.
خداوند، جهادگران با اموال و جانشان را بر وانشستگان (از جنگ) به درجهاى برترى داده است. خداوند همه مؤمنان را وعدهى (پاداش) نيكتر داده است، ولى خدا مجاهدان را بر وانشستگان، با پاداش بزرگى برترى داده است.
جلد 2 - صفحه 138
نکته ها
كسانى كه به جبههى جهاد نمىروند، چند گروهند: منافقان بىايمان، مسلمانان ترسو، رفاهطلبان، شكّاكان، بىهمّتان كه مىگويند: با مال و بيان و قلم و دعا، رزمندگان را دعا و حمايت مىكنيم، و جهاد، براى ما واجب عينى نيست. اين آيه، به اين گروه آخر مربوط مىشود و از آنان انتقاد مىكند. زيرا گروههاى ديگر در موارد متعدّد به شدّت مورد انتقاد قرار گرفتهاند و هيچگونه مقام و درجهاى ندارند تا مجاهدان يك درجه بالاتر از آنان باشند.
در روايات آمده است، كسانى كه به خاطر بيمارى نمىتوانند بجنگند ولى دلشان همراه رزمندگان است، با آنان در ثواب جهاد برابرند. «1»
آيه مربوط به واجب كفايى است و اگر جهاد واجب عينى بود، از قاعدان به عنوان متخلّف ياد مىشد.
پیام ها
1- شيوهى تبليغ و تشويق، بايد مرحلهاى باشد. (ابتدا فرمود: «لا يَسْتَوِي»، سپس فرمود: «دَرَجَةً» و در آخر: «أَجْراً عَظِيماً»
2- با هر كس بايد به نحوى سخن گفت: قرآن با مؤمنان جبهه نرفته و منافقان و ترسوها و رفاه طلبان برخورد متفاوت دارد. تنها با كلمه «قاعدين» از مؤمنان جبهه نرفته ياد كرده است.
3- آنان كه مشكلات جسمى دارند از جهاد معافند. «غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ»
4- جهاد مالى در كنار جهاد با جان مطرح است، چون بدون پشتوانهى مالى، جبهه ضعيف مىشود. «بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ»
5- كمكهاى داوطلبانهى مردم، از جمله منابع تأمين بودجههاى دفاعى است. «بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ»
6- هر كجا ناباورى مردم اتمال دارد، اصرار و تكرار لازم است. (در اين آيه و آيه
«1». تفسير صافى.
جلد 2 - صفحه 139
بعد جملهى «فَضَّلَ اللَّهُ» و «دَرَجَةً» تكرار شده است.)
7- خدمات و تلاش هر كس محترم است و به خاطر شركت كسانى در جبهه، نبايد ارزشهاى ديگران ناديده گرفته شود. برترى مجاهدان آرى، امّا طرد ديگران هرگز. «كُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى»
8- هر كس در هر موقعيّت و مقام و خدمتى كه باشد، بايد بداند مقام رزمندگان مخلص از او بالاتر است. «فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ»
9- اگر خداوند به رزمندگان فضيلت داده است، پس جامعه هم بايد براى مجاهدان و شهدا در اجتماع، گزينشها و برخوردها حساب خاصى باز كند.
(البتّه به شرطى كه براى رزمنده نيز توقّعات نابجا پيدا نشود و گرفتار سوء عاقبت نگردد). «فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ»
پانویس
- ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
- ↑ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 3، ص 3.
- ↑ در صحيح ترمذى از ابن عباس و نيز طبرى در تفسير خويش از طرق كثيره چنين روايت كرده اند كه درباره عبدالله بن اممكتوم و عمرو و عبدالله بن جحش نازل گرديده است، چنان كه صاحب كشف الاسرار نيز آن را تأييد كرده است و گويد كه عمرو مؤذن رسول خدا صلى الله عليه و آله بوده است.
- ↑ صاحب مجمع البيان گويد: آيه درباره كعب بن مالك از بنىسلمة و مرارة بن ربيع از بنى عمرو بن عوف و هلال بن امية از بنى واقف نازل شده كه از دستور پيامبر در شركت نمودن در جنگ تبوك تخلف ورزيدند و خداوند پوزش صاحبان عذر موجه را از قبيل عبدالله بن اممكتوم پذيرفت براى اين كه كور بوده يعنى (اولى الضّرر) چنان كه در تفسير ابوحمزه ثمالى نيز ذكر شده است.
- ↑ محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه، ص 234.
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
- محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه.




