شیخ محمدرضا حسام الواعظین: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۲۰ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 +
'''«شیخ محمدرضا حسام‌‌الواعظین»''' (۱۳۸۱-۱۳۰۰ ق)، از واعظان و خطیبان مشهور [[اصفهان]] در قرن چهاردهم هجری و از شاگردان [[سید محمدباقر درچه ای|سید محمدباقر درچه‌اى]] بود. این عالم ربانی علاوه بر تسلط به دروس حوزوی، در [[تاریخ]] و علم انساب و هنر خوشنویسى از اساتید ممتاز شمرده می‌شد.
 
{{شناسنامه عالم
 
{{شناسنامه عالم
||نام کامل = محمدرضا حسام الواعظین
+
||نام کامل = محمدرضا حسام‌الواعظین
||تصویر=[[پرونده:Hesamalvaezin.jpg |200px|center]]
+
||تصویر=[[پرونده:Hesamalvaezin.jpg |۲3۰px|center]]
 
||زادروز = ۱۳۰۰ قمری
 
||زادروز = ۱۳۰۰ قمری
|زادگاه = پا قلعه اصفهان
+
|زادگاه = [[اصفهان]]
|وفات =     ۱۳ [[ربيع الاول]] ۱۳۸۱ قمری
+
|وفات = ۱۳۸۱ قمری
|مدفن =  [[اصفهان]]، [[تخت فولاد]]، تكيه سيّد العراقين
+
|مدفن =  اصفهان، [[تخت فولاد]]
|اساتید =  سيّد محمود كليشادى، ملاّ حسين كرمانى، محمّد تقى آقا نجفى اصفهانى،...
+
|اساتید =  [[آقا نجفی اصفهانی|شیخ محمدتقى آقانجفى اصفهانى]]، [[سید محمدباقر درچه ای|سید محمدباقر درچه‌اى]]، سید محمود کلیشادى،...
 
|شاگردان =  
 
|شاگردان =  
 
|آثار =  
 
|آثار =  
 
}}
 
}}
 +
==ولادت و خاندان==
  
 +
محمدرضا حسام‌‌الواعظین در سال ۱۳۰۰ قمری (۱۲۶۱ ش) در محلّه پا قلعه [[اصفهان]] چشم به جهان گشود.
  
شيخ محمّدرضا حسام‌‌الواعظين(1300-1381 ق) معروف به علاقه ‌بند از واعظان و خطيبان مشهور اصفهان در قرن چهاردهم هجری است. وی علاوه بر تسلط به دروس حوزوی در هنر خوشنويسى، از اساتيد ممتاز شمرده می شود.
+
پدرش حاج میرزا محمّدعلى علاقه‌بند از محترمین اهل منبر اصفهان بود که سال‌ها در این شهر به وعظ و ارشاد و هدایت مردم مشغول بود.
 +
به نوشته حجت الاسلام سید حسین مدرّس نجف آبادى: «میرزا محمدعلى از ابتداى جوانى صاحب قریحه و استعدادى سرشار در وعظ و [[خطابه]] بود. او در درس خارج [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] آیت اللّه سید محمّد نجف آبادى حضور یافت تا به مقام [[اجتهاد]] رسید و بسیارى از مسائل اختلافى را به اجتهاد خود عمل مى‌‌کرد».
  
==ولادت ==
+
==تحصیلات و استادان==
 +
محمدرضا حسام الواعظین تحصیلات خود را از مکتب خانه میرزا عبدالغفّار پاقلعه‌‌اى آغاز کرد و با مقدّمات [[صرف]] و [[نحو]] آشنا شد و سپس [[ادبیات عرب|ادبیات عرب]] را نزد اساتیدى از جمله سید محمود کلیشادى، استاد معروف «[[مغنی اللبیب (کتاب)|مُغنى اللبیب]]» آموخت.
  
وى در سال ۱۳۰۰ق (۱۲۶۱ش) در محلّه پا قلعه اصفهان چشم به جهان گشود.
+
از اساتید درس [[فقه]] و [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]] او نیز علمای ذیل را نام برده اند:
  
==خاندان==
+
* آخوند ملا حسین کرمانى
پدرش حاج ميرزا محمّد على علاقه‌ بندفرزند ملاّ اسماعيل بن على بن جعفر بن حسن اصفهانى از محترمين اهل منبر اصفهان بود كه سال‌ها در اين شهر به وعظ و ارشاد و هدايت مردم مشغول بود.
 
پدران وى نيز همه اهل علم و منبر بوده و در اين شهر مى‌‌زيسته‌‌اند.
 
به نوشته جناب حجت الاسلام و المسلمين آقاى سيّد حسين مدرّس نجف آبادى: «ميرزا محمد على از ابتداى جوانى صاحب قريحه و استعدادى سر شار دروعظ و خطابه بود. مقدّمات علوم اسلامى و زبان عربى را در سطوح مختلف در نزد مدرسين عصر خود فرا گرفته و سپس در درس خارج [[فقه]] و اصول آيت اللّه سيّد محمّد نجف آبادى سال‌ها حضور يافت تا به مقام [[اجتهاد]] ارتقأ يافت و بسيارى از مسائل اختلافى را به اجتهاد خود عمل مى‌‌كرد»
 
  
==تحصيلات==
+
* [[آقا نجفی اصفهانی|شیخ محمدتقى آقانجفى اصفهانى]]
مرحوم حسام الواعظين تحصيلات خود را از مكتب خانه ميرزا عبدالغفّار پاقلعه‌‌اى آغاز كرد و با مقدّمات [[صرف]] و [[نحو]] آشنا شد و سپس ادبيات عرب را نزد اساتيدى از جمله سيّد محمود كليشادى، استاد معروف «مغنى اللبيب» آموخت.
 
از اساتيد درس فقه و اصول او نيز حضرات آيات ذيل را مى‌‌شناسيم:
 
۱-آخوند ملاّ حسين كرمانى
 
۲-شيخ محمّد تقى آقا نجفى اصفهانى
 
۳-سيّد محمّد نجف آبادى
 
۴-سيّد محمّد باقر درچه ‌اى
 
وى طبّ قديم (قانونچه، شرح اسباب و شرح نفيسى) را نيز به همراه جمعى از فضلأ از جمله آيت اللّه ميرزا محمّد طبيب زاده در نزد مرحوم ميرزا ابوالقاسم گوگردى (ناصر حكمت) فراگرفت.  او در اين زمينه از مرحوم سيّد مصطفى مؤيدالاطبأ نيز استفاده مى‌‌كرد.
 
  
==منبر و خطابه==
+
* سید محمد نجف آبادى
وى در منبر و خطابه نيز تسلط بسيار داشت و در اين فن مورد توجه عام و خاص بود. شهرت وى در خطابه به طورى بالا گرفت كه از تهران از وى دعوت به عمل آمد و او چند سالى در آنجا در مجالس عزادارى به منبر رفت. ايشان علاوه بر تسلط بر [[فقه]] و [[اصول]] در سه جنبه علمى ديگر نيز برجسته بود:  
+
 
اول در مسأله [[ولايت]] و تمسك به عترت طاهره نهايت اهتمام را داشت و اكثر مطالب منبرهاى او پيرامون [[ولايت]] و [[مودّت]] [[اهل‌ بيت]] ‌عليهم السلام دور مى ‌زد كه در دوره طاغوت و تبليغات ضد دينى آن رژيم تا حدّى كم‌رنگ شده بود و ايشان در احياء اين فريضه بسيار كوشا بود. دوم در علم تاريخ كه علاوه بر تاريخ صدر [[اسلام]] و احوالات ائمه ‌عليهم السلام، در زمينه تاريخ [[صفويه]] و قاجاريه نيز تسلط داشت. سوم آگاهى از علم انساب كه در آن به حدّى تسلط داشت كه خاندان‌هاى دو شهر اصفهان و تهران را با تمام ويژگى ‌هاى هريك مى‌ شناخت.
+
* [[سید محمدباقر درچه ای|سید محمدباقر درچه‌اى]]
 +
 
 +
وى همچنین [[طب|طبّ]] قدیم (قانونچه، شرح اسباب و شرح نفیسى) را به همراه جمعى از فضلا از جمله آیت اللّه میرزا محمد طبیب‌زاده، در نزد مرحوم میرزا ابوالقاسم گوگردى (ناصر حکمت) فراگرفت. او در این زمینه از مرحوم سید مصطفى مؤیّد الاطبّاء نیز استفاده مى‌‌کرد.
 +
 
 +
[[پرونده:Alaraqin.jpg|thumb|left|دستخط استاد حسام‌‌الواعظین بر روی قبر آیت‌الله سید العراقین]]
 +
==مهارت‌های علمی==
 +
شیخ حسام الواعظین در جنبه های متعدد علمى برجسته بود:
 +
 
 +
*اول در علم [[تاریخ|تاریخ]]، که علاوه بر [[تاریخ اسلام|تاریخ صدر اسلام]] و احوالات [[ائمه اطهار|ائمه]] ‌علیهم السلام، در زمینه تاریخ [[صفویه|صفویه]] و قاجاریه نیز تسلط بسیار داشت.
 +
*دوم، آگاهى از علم انساب که در آن به حدّى تسلط داشت که خاندان‌هاى دو شهر [[اصفهان]] و [[تهران]] را با تمام ویژگى ‌هاى هریک مى‌ شناخت.
 +
*در منبر و [[خطبه|خطابه]] نیز مسلط بود و در این فن مورد توجه عام و خاص بود. شهرت وى در خطابه به طورى بالا گرفت که از [[تهران]] از وى دعوت به عمل آمد و او چند سالى در آنجا در مجالس عزادارى به منبر رفت.
 +
*وى همچنین در [[خط ثلث]] ‌از اساتید ممتاز بود. خطوط زیباى سنگ قبر مرحوم سید العراقین به [[خط ثلث]] از آثار هنرى وى است.
  
 
==خصوصیات اخلاقی==
 
==خصوصیات اخلاقی==
===عشق و ارادت به اهل بیت علیهم السلام===
+
'''ارادت به اهل بیت علیهم‌السلام:'''
وى ارادت زايدالوصفى نسبت به سادات و فرزندان [[حضرت زهرا]] عليها السلام داشت و نهايت احترام به آنها ابراز مى ‌كرد. نقل است پيرمردى از سادات، همه ساله در ايام عاشورا در خانه خود مجلس عزا برپا مى‌ داشت. شبى طبق معمول مرحوم حسام‌ الواعظين پس از انجام منبرهايى كه در سطح شهر داشت براى حضور در آن مجلس و ذكر مصيبت حركت كرد. مسير رسيدن به آن محل چند نفر در دفعات متوالى به او مى‌ رسيدند و مى‌ گفتند: جناب آقاى حسام تشريف نبريد، مستمعين وقتى از آمدن شما مأيوس شدند متفرق شدند و اكنون كسى در جلسه نيست. من هر قدر جلوتر رفتم اين سخن را از عده‌‌اى ديگر شنيدم و ناچار به منزل خود بازگشتم. در آن حال به خواب رفتم و در خواب حضرت صديقه كبرى ‌عليها السلام را ديدم كه به لحنى توأم باگلايه و ملامت به من خطاب فرمودند كه چرا امشب در خانه آن سيّد ذكر مصيبت نكردى؟ گفتم: بى‌‌بى‌‌جان! مستمعى نبود. فرمودند: من كه بودم؟ من خجالت ‌زده از خواب پريدم. ولى خوشحال بودم كه آن جلسه بى‌‌ريا و ذكر مصيبت من مورد توجه خاص حضرت فاطمه زهراعليها السلام قرار گرفته است.
 
  
همچنين در جاى ديگرى نقل شده است:«در مجلسى سيدى فقير در پاى منبر ايشان نشست و روضه خواند. مرحوم حسام از منبر پايين آمد و در پهلويش نشست و از او تفقد و دلجويى نمود و مردم را به كمك كردن و اعانت او تشويق نموده و گفت: آقا! من از [[حضرت زهرا]] عليها السلام شرم دارم كه بالاى منبر نشسته باشم و اولادش پايين‌تر از من نشسته باشد».
+
مرحوم حسام الواعظین در مسأله [[ولایت]] و تمسک به [[عترت]] طاهره نهایت اهتمام را داشت و اکثر مطالب منبرهاى او پیرامون [[مودت|مودّت]] و ولایت [[اهل‌ بیت]] ‌علیهم السلام دور مى ‌زد که در دوره [[طاغوت]] و تبلیغات ضد دینى آن رژیم، تا حدّى کم‌رنگ شده بود و ایشان در احیاء این فریضه بسیار کوشا بود.
  
===سخاوت و بخشش ===
+
وى همچنین ارادت زایدالوصفى نسبت به [[سادات]] و فرزندان [[حضرت زهرا]] علیها السلام داشت و نهایت [[احترام]] به آنها ابراز مى ‌کرد. نقل است پیرمردى از سادات، همه ساله در ایام [[عاشورا]] در خانه خود مجلس عزا برپا مى‌ داشت. شبى طبق معمول، مرحوم حسام‌ الواعظین پس از انجام منبرهایى که در سطح شهر داشت با تأخیر براى حضور در آن مجلس و ذکر مصیبت حرکت کرد. در مسیر رسیدن به آن محل چند نفر به او رسیدند و گفتند: جناب آقاى حسام تشریف نبرید، مستمعین وقتى از آمدن شما مأیوس شدند متفرق شدند و اکنون کسى در جلسه نیست. حسام الواعظین گوید: من هر قدر جلوتر رفتم این سخن را از عده‌‌اى دیگر شنیدم و ناچار به منزل خود بازگشتم. در آن حال به خواب رفتم و در خواب حضرت [[حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها|صدیقه کبرى]] ‌علیها السلام را دیدم که به لحنى توأم با گلایه و [[ملامت]] به من خطاب فرمودند که چرا امشب در خانه آن سید ذکر مصیبت نکردى؟ گفتم: بى‌‌بى‌‌جان! مستمعى نبود. فرمودند: من که بودم! من خجالت ‌زده از خواب پریدم. ولى خوشحال بودم که آن جلسه بى‌‌ریا و ذکر مصیبت من مورد توجه خاص حضرت فاطمه زهرا علیها السلام قرار گرفته است.
از خصوصيات برجسته ديگر او بود. چه بسيار شب‌ها كه وقتى به منزل بازمي‌گشت، از اهل خانه مى‌‌خواست كه آن‌چه براى غذاى شب آماده كرده‌‌اند، همراه با ظرف آن به فلان ناشناس كه پشت در منزل بود، برسانند. و يا وقتى كه به منزل مى‌آمد و اهل خانه مى‌‌ديدند كه قباى خود را بر تن ندارد، مى‌‌فهميدند كه به شخص محتاجى بخشيده است.
 
  
==هنر خوشنویسی==
+
در جاى دیگرى نقل شده است: «در مجلسى سیدى فقیر در پاى منبر ایشان نشست و [[روضه خوانی|روضه]] خواند. مرحوم حسام از منبر پایین آمد و در پهلویش نشست و از او تفقد و دلجویى نمود و مردم را به کمک کردن و اعانت او تشویق نموده و گفت: آقا! من از [[حضرت زهرا]] علیها السلام شرم دارم که بالاى منبر نشسته باشم و اولادش پایین‌تر از من نشسته باشد».
خطوط زيباى سنگ قبر مرحوم سيّدالعراقين به خط ثلث از آثار هنرى وى است. وى در ثلث‌ ‌نويسى از اساتيد ممتاز بود.
+
 
 +
'''سخاوت و بخشش:'''
 +
 
 +
[[سخاوت]]، از خصوصیات برجسته دیگر او بود. چه بسیار شب‌ها که وقتى به منزل بازمی‌گشت، از اهل خانه مى‌‌خواست که آن‌چه براى غذاى شب آماده کرده‌‌اند، همراه با ظرف آن به فلان ناشناس که پشت در منزل بود، برسانند. و یا وقتى که به منزل مى‌آمد و اهل خانه مى‌‌دیدند که قباى خود را بر تن ندارد، مى‌‌فهمیدند که به شخص محتاجى بخشیده است.
  
 
==وفات==
 
==وفات==
مرحوم حسام الواعظين پس از عمرى خدمت به خلق وتلاش در راه ارشاد و هدايت آنان در روز جمعه ۱۳ ربيع الاول ۱۳۸۱ق دار فانى را وداع گفت و با تشييعى شايسته به تخت فولاد منتقل شد و در تكيه سيّد العراقين در اطاقى به خاك سپرده شد.
+
مرحوم محمدرضا حسام الواعظین پس از عمرى خدمت به خلق و تلاش در راه ارشاد و هدایت آنان، در روز جمعه ۱۳ [[ماه ربیع الاول|ربیع الاول]] ۱۳۸۱ قمری دار فانى را وداع گفت و با [[تشییع جنازه|تشییعى]] شایسته به [[تخت فولاد]] منتقل شد و در تکیه سید العراقین در اطاقى به خاک سپرده شد.
استاد محمّد حقوقى اين خاطره را از روز تشييع او به ياد دارد: »آن روز شهريور ۱۳۴۰،  جنازه »حسام« بر سر دست مردم اصفهان ، انبوه جمعيت را مى‌شكافت و پيش مى‌رفت و استاد جلال الدين همايى كه در صف اول مشيّعان قدم بر مى‌داشت ومن در كنار ايشان مى‌ديدم كه گاه سر بر مى‌افراشت و به جنازه مى‌نگريست و باز سر به زير مى‌افكند و مى‌شنيدم كه هر بار اين شعر معروف »نظامى« را زمزمه مى‌كرد:
+
 
همى گفتم كه خاقانى دريغا گوى من باشددريغا من شدم آخر دريغا گوى خاقانى جنازه حسام در اطاقى كه خود ساخته بود بنا بر وصيت او در كنار برادر و بر روى قبر پدر به خاك سپرده شد. اطاقى درضلع شرقى تكيه سيّدالعراقين كه با افتتاح گورستان جديد باغ رضوان همچون همه تكيه‌ها مورد تخريب، و در برنامه بازسازى شهردارى، قبور معاريف شهر، همه در فضاى باز قرار گرفت«.
+
استاد محمّد حقوقى این خاطره را از روز تشییع او نقل می کند: «آن روز شهریور ۱۳۴۰،  جنازه حسام بر سر دست مردم [[اصفهان]]، انبوه جمعیت را مى‌شکافت و پیش مى‌ رفت و استاد [[جلال الدین همایی|جلال الدین همایى]] که در صف اول مشیّعان قدم بر مى ‌داشت و من در کنار ایشان مى‌ دیدم که گاه سر بر مى ‌افراشت و به جنازه مى‌ نگریست و باز سر به زیر مى‌ افکند و مى‌ شنیدم که هر بار این شعر معروف [[نظامی گنجوی|نظامى]] (متوفای ۶۰۲ ق) را زمزمه مى‌ کرد:
شیخ محمدرضا حسام الواعظین در تكيه سيدالعراقين واقع در تخت فولاد اصفهان مدفون است.
+
{{بیت|همى گفتم که خاقانى دریغا گوى من باشد|دریغا من شدم آخر دریغا گوى خاقانى}}
 +
 
 +
==منابع==
 +
 
 +
*[https://takhtefoulad.ir/TakhteFoolad/Pages/Mashahir.aspx?ItemId=1043 سایت تخت فولاد اصفهان]، بازیابی: ۲۳ تیر ۱۳۹۹.
  
==منبع==
+
==آرشیو عکس و تصویر==
* [http://isfahan.ir/ShowPage.aspx?Page_=dorsaetoolsfame&lang=1&sub=48&PageID=661&PageIDF=0&tempname=ISFInternal درگاه الکترونیکی شهرداری اصفهان]، بازیابی:23 شهریور 1393
+
<gallery mode="packed" heights="170">
 +
پرونده:حسام (3).jpg|سید محمد عریضی و محمدرضا حسام الواعظین
 +
پرونده:خادمی (1).jpg|از راست ردیف بالا: سید شمس الدین موسوی خادمی، [[سید عبدالحسین طیب]]، [[سید حسین خادمی|سید حسین موسوی خادمی]] و [[شیخ محمدرضا حسام الواعظین|محمدرضا حسام الواعظین]] - از راست ردیف پایین: ناشناس، مرتضی شمس اردکانی،  سید حسن حجت نجف آبادی و محمد حقوقی
 +
پرونده:حسام (4).jpg|[[شیخ محمدرضا حسام الواعظین|محمدرضا حسام الواعظین]] در بین عزاداران حسینی
 +
پرونده:حسام (5).jpg|محمدرضا حسام الواعظین
 +
پرونده:حسام (1).jpg|آرامگاه محمدرضا حسام الواعظین در تکیه سیدالعراقین [[تخت فولاد]]
 +
پرونده:حسام (2).jpg|قبر استاد محمدرضا حسام الواعظین
 +
</gallery>
  
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]
+
[[رده:علمای قرن چهاردهم|حسام الواعظین،محمدرضا]][[رده:علماء شیعه]][[رده:خطیبان]][[رده:خطاطان]]
[[رده:علمای اخلاق]]
 
[[رده:خطاطان]]
 
 
[[رده:مدفونین در تخت فولاد]]
 
[[رده:مدفونین در تخت فولاد]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۹:۴۷

«شیخ محمدرضا حسام‌‌الواعظین» (۱۳۸۱-۱۳۰۰ ق)، از واعظان و خطیبان مشهور اصفهان در قرن چهاردهم هجری و از شاگردان سید محمدباقر درچه‌اى بود. این عالم ربانی علاوه بر تسلط به دروس حوزوی، در تاریخ و علم انساب و هنر خوشنویسى از اساتید ممتاز شمرده می‌شد.

۲3۰px
نام کامل محمدرضا حسام‌الواعظین
زادروز ۱۳۰۰ قمری
زادگاه اصفهان
وفات ۱۳۸۱ قمری
مدفن اصفهان، تخت فولاد

Line.png

اساتید

شیخ محمدتقى آقانجفى اصفهانى، سید محمدباقر درچه‌اى، سید محمود کلیشادى،...



ولادت و خاندان

محمدرضا حسام‌‌الواعظین در سال ۱۳۰۰ قمری (۱۲۶۱ ش) در محلّه پا قلعه اصفهان چشم به جهان گشود.

پدرش حاج میرزا محمّدعلى علاقه‌بند از محترمین اهل منبر اصفهان بود که سال‌ها در این شهر به وعظ و ارشاد و هدایت مردم مشغول بود. به نوشته حجت الاسلام سید حسین مدرّس نجف آبادى: «میرزا محمدعلى از ابتداى جوانى صاحب قریحه و استعدادى سرشار در وعظ و خطابه بود. او در درس خارج فقه و اصول آیت اللّه سید محمّد نجف آبادى حضور یافت تا به مقام اجتهاد رسید و بسیارى از مسائل اختلافى را به اجتهاد خود عمل مى‌‌کرد».

تحصیلات و استادان

محمدرضا حسام الواعظین تحصیلات خود را از مکتب خانه میرزا عبدالغفّار پاقلعه‌‌اى آغاز کرد و با مقدّمات صرف و نحو آشنا شد و سپس ادبیات عرب را نزد اساتیدى از جمله سید محمود کلیشادى، استاد معروف «مُغنى اللبیب» آموخت.

از اساتید درس فقه و اصول او نیز علمای ذیل را نام برده اند:

  • آخوند ملا حسین کرمانى
  • سید محمد نجف آبادى

وى همچنین طبّ قدیم (قانونچه، شرح اسباب و شرح نفیسى) را به همراه جمعى از فضلا از جمله آیت اللّه میرزا محمد طبیب‌زاده، در نزد مرحوم میرزا ابوالقاسم گوگردى (ناصر حکمت) فراگرفت. او در این زمینه از مرحوم سید مصطفى مؤیّد الاطبّاء نیز استفاده مى‌‌کرد.

دستخط استاد حسام‌‌الواعظین بر روی قبر آیت‌الله سید العراقین

مهارت‌های علمی

شیخ حسام الواعظین در جنبه های متعدد علمى برجسته بود:

  • اول در علم تاریخ، که علاوه بر تاریخ صدر اسلام و احوالات ائمه ‌علیهم السلام، در زمینه تاریخ صفویه و قاجاریه نیز تسلط بسیار داشت.
  • دوم، آگاهى از علم انساب که در آن به حدّى تسلط داشت که خاندان‌هاى دو شهر اصفهان و تهران را با تمام ویژگى ‌هاى هریک مى‌ شناخت.
  • در منبر و خطابه نیز مسلط بود و در این فن مورد توجه عام و خاص بود. شهرت وى در خطابه به طورى بالا گرفت که از تهران از وى دعوت به عمل آمد و او چند سالى در آنجا در مجالس عزادارى به منبر رفت.
  • وى همچنین در خط ثلث ‌از اساتید ممتاز بود. خطوط زیباى سنگ قبر مرحوم سید العراقین به خط ثلث از آثار هنرى وى است.

خصوصیات اخلاقی

ارادت به اهل بیت علیهم‌السلام:

مرحوم حسام الواعظین در مسأله ولایت و تمسک به عترت طاهره نهایت اهتمام را داشت و اکثر مطالب منبرهاى او پیرامون مودّت و ولایت اهل‌ بیت ‌علیهم السلام دور مى ‌زد که در دوره طاغوت و تبلیغات ضد دینى آن رژیم، تا حدّى کم‌رنگ شده بود و ایشان در احیاء این فریضه بسیار کوشا بود.

وى همچنین ارادت زایدالوصفى نسبت به سادات و فرزندان حضرت زهرا علیها السلام داشت و نهایت احترام به آنها ابراز مى ‌کرد. نقل است پیرمردى از سادات، همه ساله در ایام عاشورا در خانه خود مجلس عزا برپا مى‌ داشت. شبى طبق معمول، مرحوم حسام‌ الواعظین پس از انجام منبرهایى که در سطح شهر داشت با تأخیر براى حضور در آن مجلس و ذکر مصیبت حرکت کرد. در مسیر رسیدن به آن محل چند نفر به او رسیدند و گفتند: جناب آقاى حسام تشریف نبرید، مستمعین وقتى از آمدن شما مأیوس شدند متفرق شدند و اکنون کسى در جلسه نیست. حسام الواعظین گوید: من هر قدر جلوتر رفتم این سخن را از عده‌‌اى دیگر شنیدم و ناچار به منزل خود بازگشتم. در آن حال به خواب رفتم و در خواب حضرت صدیقه کبرى ‌علیها السلام را دیدم که به لحنى توأم با گلایه و ملامت به من خطاب فرمودند که چرا امشب در خانه آن سید ذکر مصیبت نکردى؟ گفتم: بى‌‌بى‌‌جان! مستمعى نبود. فرمودند: من که بودم! من خجالت ‌زده از خواب پریدم. ولى خوشحال بودم که آن جلسه بى‌‌ریا و ذکر مصیبت من مورد توجه خاص حضرت فاطمه زهرا علیها السلام قرار گرفته است.

در جاى دیگرى نقل شده است: «در مجلسى سیدى فقیر در پاى منبر ایشان نشست و روضه خواند. مرحوم حسام از منبر پایین آمد و در پهلویش نشست و از او تفقد و دلجویى نمود و مردم را به کمک کردن و اعانت او تشویق نموده و گفت: آقا! من از حضرت زهرا علیها السلام شرم دارم که بالاى منبر نشسته باشم و اولادش پایین‌تر از من نشسته باشد».

سخاوت و بخشش:

سخاوت، از خصوصیات برجسته دیگر او بود. چه بسیار شب‌ها که وقتى به منزل بازمی‌گشت، از اهل خانه مى‌‌خواست که آن‌چه براى غذاى شب آماده کرده‌‌اند، همراه با ظرف آن به فلان ناشناس که پشت در منزل بود، برسانند. و یا وقتى که به منزل مى‌آمد و اهل خانه مى‌‌دیدند که قباى خود را بر تن ندارد، مى‌‌فهمیدند که به شخص محتاجى بخشیده است.

وفات

مرحوم محمدرضا حسام الواعظین پس از عمرى خدمت به خلق و تلاش در راه ارشاد و هدایت آنان، در روز جمعه ۱۳ ربیع الاول ۱۳۸۱ قمری دار فانى را وداع گفت و با تشییعى شایسته به تخت فولاد منتقل شد و در تکیه سید العراقین در اطاقى به خاک سپرده شد.

استاد محمّد حقوقى این خاطره را از روز تشییع او نقل می کند: «آن روز شهریور ۱۳۴۰، جنازه حسام بر سر دست مردم اصفهان، انبوه جمعیت را مى‌شکافت و پیش مى‌ رفت و استاد جلال الدین همایى که در صف اول مشیّعان قدم بر مى ‌داشت و من در کنار ایشان مى‌ دیدم که گاه سر بر مى ‌افراشت و به جنازه مى‌ نگریست و باز سر به زیر مى‌ افکند و مى‌ شنیدم که هر بار این شعر معروف نظامى (متوفای ۶۰۲ ق) را زمزمه مى‌ کرد:

همى گفتم که خاقانى دریغا گوى من باشد دریغا من شدم آخر دریغا گوى خاقانى

منابع

آرشیو عکس و تصویر

مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه