عفو: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (گذشت را به عفو منتقل کرد)
(←‏عفو در روایات)
 
(۷ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
−
{{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}}
+
'''«عَفْو»''' در اصطلاح علم [[اخلاق]]، به معنای ناديده گرفتن، بخشیدن و گذشتن از خطا و [[گناه]] و ترک کیفر آن است. این واژه [[قرآن|قرآنی]] گاهی به [[خداوند]] نسبت داده شده و گاهی در مورد مردم و به عنوان فضیلتی اخلاقی به کار می‌رود. عفو همیشه پسندیده نیست، بلکه تنها عفوی که در راه خدا باشد و نیز منجر به گستاخی گناهکار و جنایتکار نگردد، پسندیده است.
  
−
__toc__
+
==عفو در لغت==
  
−
عفو به معنای گذشتن از گناه و ترک کیفر آن است و اصل و ریشه آن به معنی محو و نابودی است.<ref>ابن منظور؛ لسان العرب، دارالاحیاء التراث العربی، بیروت، 1416، چاپ اول، ج9، ص294.</ref> ولی راغب در مفردات این معنی را ریشه اصلی نمی داند و معتقد است که عفو به معنای قصد گرفتن چیزی است و به همین مناسبت به وزش بادهایی که منجر به ویرانی و گرفتن چیزی می شود، این واژه اطلاق شده است و اگر به محوکردن، عفو اطلاق می گردد. بخاطر این است که آن هم نوعی قصد برگرفتن چیزی است.<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد؛ مفردات الفاظ قرآن کریم، قم، طلیعه نور، چاپ اول، 1426، ج1، ماده عفا.</ref>
+
«عَفْو» (به فتح عین و سکون فاء) در اصل به معنای محو اثر و نابودی<ref>ابن منظور؛ لسان العرب، دارالاحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۱۶، چاپ اول، ج۹، ص۲۹۴.</ref> و یا ناديده گرفتن، گذشت و بخشودن است.<ref>راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، ص۵۷۴؛ قرشی بنابی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، ج۵، ص۱۹.</ref>
  
−
[[امام صادق]] علیه السلام در تعریف عفو می فرمایند: عفوکردن و از تقصیر گذشتن با وجود قدرت و انتقام، طریقه [[پیامبران]] و متقیان است و معنی عفو آن است که هرگاه از کسی جرمی و تقصیری نسبت به تو واقع شود، پیِ او نروی و به او اظهار نکنی و از ظاهر و باطن فراموش کنی و احسان را به او زیاده تر از پیش کنی.<ref>گیلانی، عبدالرزاق؛ ترجمه مصباح الشریعة، انتشارات پیام حق، تهران، 1377، چاپ اول، ج1، ص374.</ref>
+
راغب در مفردات مى‌گويد كلمه عفو به معناى قصد براى گرفتن چيزى است، مثلا وقتى گفته مى‌شود: «عفاه، اعتفاه»، معنايش اين است كه: قصد فلان چيز را كرد، در حالى كه آنچه را نزد خود داشت، به دست گرفته بود و چون گفته شود: «عفوتُ عنه» معنايش اين است كه من گناه او را زايل كردم و از او چشم پوشيدم‌.<ref>راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، ص۵۷۴.</ref>
  
−
==عفو در آیات==
+
[[علامه طباطبایی]] در بیان تفاوت بین «عفو» و «غفر» و «رحمت» می‌گوید: كلمه «عفو» به معناى محو اثر است، و كلمه «غفر» به معناى پوشاندن است و كلمه «رحمت» معنايش معروف است، اين معناى كلى اين كلمات بود، و اما به حسب مصداق و با در نظر داشتن معناى لغوى آنها بايد بگویيم: اين سه جمله و ترتيب آنها به اين صورت از قبيل پرداختن تدريجى از فرع به اصل است، و به عبارتى ديگر منتقل شدن از چيزى كه فائده‌اش خصوصى است به سوى چيزى كه فایده‌اش عمومى‌تر است؛ بنابراين، عفو خدا عبارت است از محو و از بين بردن اثر گناه، كه همان عقابى است كه براى هر گناهى معين فرموده، و مغفرت عبارت است از پوشاندن و محو اثرى كه [[گناه]] در نفس به جاى گذاشته، و رحمت عبارت است از عطيه‌اى الهى كه گناه و اثر حاصل آن، نفس را مى‌پوشاند.<ref>طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲، ص۴۴۵.</ref>   
  
−
مطالعه [[قرآن کریم]] به ما نشان می دهد. آیاتی که مشتمل بر واژه عفو بوده و یا واژه هایی که بر معنی عفو دلالت می کنند (مانند رحمت و مغفرت و...) به روشنی گویای موضوع عفو و گذشت هستند. دسته ای از آیات به عفو خداوند اشاره دارند: «بعضی از شما خواهان دنیا بودند و بعضی خواهان آخرت، پس خداوند شما را از آنها منصرف ساخت (و پیروزی شما به شکست انجامید) تا شما را آزمایش کند و او شما را بخشید و خداوند نسبت به مؤمنان فضل و بخشش دارد».<ref>[[سوره آل عمران]]/152.</ref>
+
کاربرد عفو جایی است که حقی برای کسی ثابت است و نسبت به آن، عفو و بخشش صورت می‌گیرد؛ یعنی آن حق نادیده گرفته و یا اسقاط می‌شود؛ خواه حق اللّه‌ باشد و یا [[حق الناس]].
  
−
برخی آیات به عفو اولیای خداوند اشاره دارد: «گفت امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست. خداوند شما را می بخشد و ارحم الراحمین است».<ref>[[سوره یوسف]]/92.</ref>
+
==عفو در قرآن==
−
 
−
در این آیه [[حضرت یوسف]] علیه السلام نه تنها از حق خود گذشت و حتی حاضر نشد کمترین توبیخ و سرزنشی را در حق برادرانش روا دارد، بلکه از نظر حق الله نیز آنان را اطمینان داد که خداوند غفور و بخشنده است.<ref>مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1379، چاپ نوزدهم، ج10، ص57.</ref> برخی دیگر از آیات، پیغامی الهی و خطابی ملکوتی به بندگان است تا عفو و گذشت را سنتی حسنه در زندگی خود قرار دهند.
 
  
−
«ما آسمان و زمین و آنچه میان آن دو است، جز به حق نیافریدیم و ساعت موعود (قیامت) قطعا فراخواهد رسید. از آنها (دشمنان) به خوبی صرفنظر کن (و آنها را به نادانیشان ملامت ننما)».<ref>[[سوره حجر]]/85.</ref>
+
در [[قرآن کریم]]، [[آیه|آیاتی]] که مشتمل بر واژه «عفو» بوده و یا واژه هایی که بر معنی عفو دلالت می کنند (مانند مغفرت و رحمت و...)، بیانگر موضوع عفو و گذشت هستند. دسته ای از این آیات، به عفو [[الله|خداوند]] اشاره دارند، از جمله:
  
−
خداوند در این آیه به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله دستور می دهد که در برابر لجاجت ها، نادانی ها، تعصب ها، کارشکنی ها و مخالفت های سرسختانه انسان ها ملایمت و محبت نشان ده و از گناهان آنان صرفنظر کن و آنها را ببخش، بخششی زیبا که حتی توأم با ملامت نباشد.<ref>مکارم شیرازی، ناصر؛ پیشین، ج11، ص126.</ref>
+
*«{{متن قرآن|... مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ۚ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ ۖ وَلَقَدْ عَفَا عَنْكُمْ ۗ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>[[آیه 152 سوره آل عمران|سوره آل عمران، آیه ۱۵۲.]]</ref>؛ بعضی از شما خواهان دنیا بودند و بعضی خواهان آخرت، پس خداوند شما را از آنها منصرف ساخت (و پیروزی شما به شکست انجامید) تا شما را آزمایش کند و او شما را بخشید و خداوند نسبت به مؤمنان فضل و بخشش دارد».
  
 +
*«{{متن قرآن|... وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنَا وَ ارْحَمْنَا أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ}}<ref>[[آیه 286 سوره بقره|سوره بقره، آیه ۲۸۶.]]</ref>؛ ... پروردگارا! آنچه طاقت تحمّل آن را نداريم، بر ما مقرّر مدار و ما را عفو كن و بيامرز و مورد رحمت خود قرار ده. تو مولا و سرپرست مايى، پس ما را بر جمعيّت کافران، پيروز گردان».
 +
 +
*«{{متن قرآن|عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ وَ مَنْ عادَ فَيَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ‌}}<ref>[[آیه 95 سوره مائده|سوره مائده، آیه ۹۵.]]</ref>؛ خداوند گذشته را عفو كرده است. و هر كس تكرار كند، خدا او را مجازات مى‌كند».
 +
 +
*{{متن قرآن|«... اِنَّ اللّهَ کانَ عَفُوًّا غَفُورا»}}<ref>[[آیه 43 سوره نساء|سوره نساء، آیه ۴۳.]]</ref>؛ «[[عفوّ (اسم الله)|عَفُوّ]]» یکی از اسماء و صفات خداوند متعال و به معناى بخشايشگر و صرفنظر کننده از خطاهاى بندگان و گناهان ضعیفان است.<ref>التحقیق، مصطفوی، ج۸، ص۱۸۳؛ الاسماء والصّفات، بیهقى، ج۱، ص ۱۰۳-۱۰۴.</ref> این کلمه در پنج مورد از قرآن مجید -از جمله آیه فوق- به عنوان وصف خدا آمده است.
 +
 +
*«{{متن قرآن|قَالَ لَا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ ۖ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ}}<ref>[[آیه 92 سوره یوسف|سوره یوسف، آیه ۹۲.]]</ref>؛ گفت امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست. خداوند شما را می بخشد و ارحم الراحمین است». در این آیه [[حضرت یوسف]] علیه السلام نه تنها از حق خود گذشت و توبیخ و سرزنشی را در حق برادرانش روا نداشت، بلکه از نظر حق الله نیز آنان را اطمینان داد که خداوند [[غفور (اسم الله)|غفور]] و بخشنده است.<ref>مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۹، چاپ نوزدهم، ج۱۰، ص۵۷.</ref>
 +
 +
برخی دیگر از آیات، پیغام و خطابی الهی به بندگان است تا عفو و گذشت را سنتی حسنه در زندگی خود قرار دهند:
 +
 +
*«{{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَ أَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِن تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ}}<ref>[[آیه 14 سوره تغابن|سوره تغابن، آیه ۱۴.]]</ref>؛ اى كسانى كه ایمان آورده‌ايد! بعضى از همسران و فرزندانتان دشمن شما هستند، از آنها بر حذر باشيد؛ و اگر عفو كنيد و چشم بپوشيد و ببخشيد، خدا شما را مى‌بخشد؛ چرا كه خداوند آمرزنده و مهربان است».
 +
 +
*«{{متن قرآن|... وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ‌ عَنِ النَّاسِ‌ ...»}}<ref>[[آیه 134 سوره آل عمران|سوره آل عمران، آیه ۱۳۴.]]</ref>؛ (پرهیزکاران)... خشم خود را فرو می‌برند و از خطای مردم درمی‌گذرند».
 +
 +
*«{{متن قرآن|... وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا ۗ أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ}}<ref>[[آیه 22 سوره نور|سوره نور، آیه ۲۲.]]</ref>؛ ... و باید عفو کنند و از مجازات درگذرند؛ آیا دوست نمی دارید خدا شما را بیامرزد؟ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است».
 +
 +
*{{متن قرآن|«فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ...»}}<ref>[[آیه 159 سوره آل عمران|سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.]]</ref>؛ قرآن به پيامبرش در رهبرى امت سه دستور مى‌دهد: گذشت، صرف نظر كردن از لغزشها و مشورت كردن و شخصيت دادن به مردم.<ref>تفسير نور، محسن قرائتی، ج ۱۰ ص ۸۷.</ref>
 
==عفو در روایات==
 
==عفو در روایات==
  
−
روایات بسیاری مبنی بر عفو و تشویق کردن ائمه علیهم السلام به این صفت کریمانه وجود دارد که نشان دهنده اهمیت و ارزش بسیار بالای آن است. البته عفوی که با شرایط خاص توأم باشد و اگر با این شرایط نباشد، نه تنها ممدوح و پسندیده نیست بلکه مذموم و ناپسند نیز می باشد.
+
روایات بسیاری از [[ائمه اطهار]] علیهم السلام مبنی بر عفو و بخشش و تشویق کردن مردم به این صفت کریمانه وجود دارد که نشان دهنده اهمیت و ارزش بسیار بالای آن است.
  
−
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: هر کس قدرت (بر انتقام) دارد، گذشت کند. خداوند در روز لغزش از او درگذرد.<ref> ری شهری، محمد؛ میزان الحکمه، دارالحدیث، قم، چاپ پنجم 1384، ج8، ص3837.</ref>امام علی علیه السلام درباره عفو می فرماید: (بدی یا خوبی را) به نیکی پاداش ده و از بدی درگذر، به شرط آن که به دین لطمه ای نزند یا در قدرت اسلامی ضعفی پدید نیاورد.<ref> همان، ص3839.</ref>
+
*[[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] صلی الله علیه و آله می فرماید: هر کس قدرت (بر انتقام) دارد و گذشت کند، خداوند در روز لغزش از او درگذرد.<ref> ری شهری، محمد؛ میزان الحکمه، دارالحدیث، قم، چاپ پنجم ۱۳۸۴، ج۸، ص۳۸۳۷.</ref>
  
−
==انواع عفو==
+
*[[امام علی علیه السلام|امام علی]] علیه السلام درباره عفو می فرماید: (بدی یا خوبی را) به نیکی پاداش ده و از بدی درگذر، به شرط آن که به [[دین]] لطمه ای نزند یا در قدرت اسلامی ضعفی پدید نیاورد.<ref> همان، ص۳۸۳۹.</ref>
  
−
عفو برخلاف تصور عمومی همیشه پسندیده نیست، عفوی که در راه خدا باشد و به گستاخی گناهکار و جنایتکار نگردد، پسندیده است و در غیر این صورت مذموم است، بر این اساس عفو دو نوع است:
+
*امام علی علیه السلام می فرماید: «{{متن حدیث|إِذَا قَدَرْتَ عَلَى عَدُوِّكَ، فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَيْهِ}}<ref>[https://ahlolbait.com/content/16713/%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D9%88-%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%AA-11-%D9%86%D9%87%D8%AC-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D8%B9%D9%81%D9%88-%D9%88-%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D8%A7-%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%AF-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA نهج البلاغه، حکمت ۱۱.]</ref> چون بر دشمنت قادر شدی و بر او دست یافتی، عفو از او را شکر قدرتت قرار بده».
  
−
# عفو ممدوح و پسندیده: عفو پسندیده عفوی است که فرد با قدرت بر انتقام، از خطای شخصی که به او ستم کرده بگذرد و طبق فرمایشات معصومین علیه السلام، هر گونه سرزنش و ملامتی را هم به دنبال عفو خود نیاورد.<ref>همان، ص3837.</ref> علاوه بر این، همان طور که در بالا گفته شد، عفوی  پسندیده است که منجر به گستاخی جنایتکار نگردد.
+
*امام علی علیه السلام می فرماید: «{{متن حدیث|أَوْلَى النَّاسِ بِالْعَفْوِ، أَقْدَرُهُمْ عَلَى الْعُقُوبَة}}<ref>[https://ahlolbait.com/content/16856/%D8%AA%D8%B1%D8%AC%D9%85%D9%87-%D9%88-%D8%B4%D8%B1%D8%AD-%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%AA-52-%D9%86%D9%87%D8%AC-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%84%D8%A7%D8%BA%D9%87-%D8%B9%D9%81%D9%88-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D9%82%D8%AF%D8%B1%D8%AA همان، حکمت ۵۲.]</ref> شايسته‌ترين مردم به عفو قادرترين آن‌ها به مجازات است».
−
# عفو مذموم و ناپسند: در فضیلت عفو و گذشت و ترک انتقام جویی تردیدی نیست، اما این بدان معنا نیست که استثنایی در کار نباشد بلکه مواردی پیش می آید که عفو و گذشت سبب جرأت جانیان و خاطیان می شود. در این موارد برای حفظ نظم جامعه و پیشگیری از تکرار جرم باید از عفو صرفنظر کرد. لذا خداوند در عین این که بندگان خود را به عفو و بخشش فرامی خواند. در آیات مختلف مردم را به قتال نیز دعوت می کند تا حرمت های الهی حفظ شوند.
 
  
−
خداوند در قرآن می فرماید: «و با آنها پیکار کنید تا فتنه (و بت پرستی و سلب آزادی از مردم) باقی نماند و دین مخصوص خدا گردد. پس اگر (از روش نادرست خود) دست برداشتند (مزاحم آنها نشوید. زیرا) تعدی جز بر ستمگران روا نیست».<ref>[[سوره بقره]]/193.</ref>
+
*[[امام صادق]] علیه السلام در بیان فضیلت و تعریف عفو می فرماید: عفوکردن و از تقصیر گذشتن با وجود قدرت و انتقام، طریقه [[پیامبران]] و متقیان است و معنی عفو آن است که هرگاه از کسی جرمی و تقصیری نسبت به تو واقع شود، به او اظهار نکنی و از ظاهر و باطن فراموش کنی و احسان را به او زیاده تر از پیش کنی.<ref>گیلانی، عبدالرزاق؛ ترجمه مصباح الشریعة، انتشارات پیام حق، تهران، ۱۳۷۷، چاپ اول، ج۱، ص۳۷۴.</ref>
 +
 
 +
==عفو ممدوح و مذموم==
 +
 
 +
در فضیلت عفو و گذشت و ترک انتقام جویی تردیدی نیست؛ البته عفوی که با شرایط خاص توأم باشد و اگر با این شرایط نباشد، نه تنها ممدوح و پسندیده نیست، بلکه مذموم و ناپسند نیز می باشد. بر این اساس، عفو دو گونه است:
 +
 
 +
*الف. عفو ممدوح و پسندیده: عفو پسندیده آن است که فرد با قدرت بر انتقام، از خطای شخصی که به او ستم کرده بگذرد و طبق فرمایشات [[معصوم|معصومین]] علیهم السلام، هر گونه سرزنش و ملامتی را هم به دنبال عفو خود نیاورد.<ref>همان، ص۳۸۳۷.</ref>
 +
*ب. عفو مذموم و ناپسند: عفوی پسندیده است که منجر به گستاخی جنایتکار نگردد؛ حال اینکه مواردی پیش می آید که عفو و گذشت سبب جرأت جانیان و خاطیان می شود. در این موارد برای حفظ [[نظم]] جامعه و پیشگیری از تکرار جرم، باید از عفو صرفنظر کرد. لذا خداوند در عین این که بندگان خود را به عفو و بخشش فرامی خواند، در آیات دیگری مردم را به قتال نیز دعوت می کند تا حرمت های الهی حفظ شوند. خداوند در [[قرآن]] می فرماید: «{{متن قرآن|وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ ۖ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ}}<ref>[[آیه 193 سوره بقره|سوره بقره، آیه ۱۹۳.]]</ref>؛ و با آنها پیکار کنید تا [[فتنه]] باقی نماند و دین مخصوص خدا گردد. پس اگر (از روش نادرست خود) دست برداشتند (مزاحم آنها نشوید، زیرا) تعدی جز بر ستمگران روا نیست».
  
 
==آثار و فوائد عفو==
 
==آثار و فوائد عفو==
  
−
هرگاه عفو و گذشت های بزرگوارانه و چشم پوشی های کریمانه، به شیوه ای آگاهانه انجام بگیرد، برکت ها و سازندگی های فراوانی را به همراه خواهد داشت که در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:
+
هرگاه عفو و گذشت های بزرگوارانه و چشم پوشی های کریمانه، به شیوه ای آگاهانه انجام بگیرد، برکت ها و سازندگی های فراوانی را به همراه خواهد داشت که در اینجا برخی از آنها اشاره می شود:
−
 
 
−
# آثار دنیوی:
 
−
## حصول تقوا: خداوند در قرآن می فرماید: «اگر شما گذشت کنید، به پرهیزگاری نزدیکتر است».<ref>[[سوره بقره]]/237.</ref> بر این اساس یکی از آثار بخشش، نزدیک بودن بخشش به [[تقوا]] می باشد که این امر از دو جهت است:
 
−
### کسی که از حق خود می گذرد و آن را می بخشد، قطعا می تواند مطمئن باشد که در این گرفتن حق، به هیچ وجه اشتباه نکرده و حق دیگری را پایمال نکرده است، بنابراین گذشت به تقوا نزدیکتر است.
 
−
### کسی که با گذشت از حق قانونی و شرعی خود صرفنظر می کند، امید است که نافرمانی و گناه خدا را - در گرفتن آنچه حق اوست - نکند.<ref> طبرسی، فضل بن حسن؛ ترجه تفسیر مجمع البیان، مفتح، محمد؛ انتشارات فراهانی، تهران، 1350، چاپ اول، ج3، ص49.</ref>
 
−
## موجب عزت: عفو و گذشت سبب عزت می باشد؛ چرا که در نظر مردم نشانه بزرگواری، شخصیت و سعه صدر است. در حالی که انتقام جویی در مسائل شخصی نشانه عدم تسلط بر نفس است. رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «عفو و گذشت سبب عزت و آبرو می گردد. چرا که عفو چیزی جز عزت بر انسان نمی افزاید».<ref>کلینی، محمد بن یعقوب بن اسحاق؛ اصول کافی، ترجه مصطفوی، سید جواد، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت علیهم السلام، ج23، ص108.</ref>
 
−
## سلامت روح و آرام جان: عفو و گذشت سبب سلامت روح و آرامش جان و در نتیجه، سبب طول عمر می شود. رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «عفو و گذشت سبب سلامت روح و آرامش جان و طول عمر خواهد شد».<ref>ری شهری، محمد؛ پیشین، ج3، حدیث 13184.</ref>
 
−
## پیروزی: [[امام رضا]] علیه السلام می فرمایند: «هرگز دو گروه با هم رویاروی نشدند، مگر این که با گذشت ترین آنها پیروز شد».<ref>همان، ج8، ص3835.</ref>
 
−
## از بین رفتن کینه توزی: انتقام جویی سبب برافروخته شدن آتش کینه در دلها شده، طرف مقابل را به انتقامی خشن تر وا می دارد و آن انتقام سبب خشونت بیشتری شده، گاه به جنگی تمام عیار در میان طوائف و قبائل بزرگ تبدیل می شود. عفو و گذشت جلوی این ناهنجاری ها، کینه ورزی ها، خشونت ها و جنایت ها را می گیرد و آن را از بین می برد.<ref>مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1403 ق، چاپ دوم، ج74، ص 168.</ref>
 
−
## محبت خداوند<ref>[[سوره مائده]]/3.</ref> و نزول رحمت الهی.<ref>آمدي، عبدالواحد بن محمد؛ غررالحکم و دررالکلم، ترجمه: هاشم رسولي محلاتي، قم، دارالکتاب الاسلامي، 1381، حدیث4307.</ref>
 
−
# آثار اخروی:
 
−
## ورود در بهشت: روایت شده است که [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله فرمود: آنگاه که بندگان در صحرای محشر گرد آورده شوند، آواز دهنده ای ندا می دهد آن کس که مزدش با خداست برخیزد و به بهشت رود. گفته می شود: چه کسی مزدش با خداست؟ می فرمایند: بخشایندگان مردم.<ref> مکارم شیرازی، ناصر؛ پیشین، ج20، ص467.</ref>
 
−
## موجب اجر و پاداش: در روایتی آمده است: در کیفر برای گناه شتاب مکن و بین کیفر و گناه جایی برای گذشت باقی بگذار، با این کار پاداش آخرت و ثواب بدست می آوری.<ref>آمدي، عبدالواحد بن محمد؛ پیشین، حدیث7508.</ref>
 
  
 +
*حصول [[تقوا]]: خداوند در [[قرآن]] می فرماید: «{{متن قرآن|... وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ ...}}<ref>[[آیه 237 سوره بقره|همان، آیه ۲۳۷.]]</ref>؛ اگر شما گذشت کنید، به پرهیزگاری نزدیکتر است». بر این اساس یکی از آثار بخشش، نزدیک بودن بخشش به تقوا می باشد که این امر از دو جهت است: کسی که از [[حق]] خود می گذرد و آن را می بخشد، قطعا می تواند مطمئن باشد که در این گرفتن حق، به هیچ وجه اشتباه نکرده و حق دیگری را پایمال نکرده است، بنابراین گذشت به تقوا نزدیکتر است. و کسی که با گذشت از حق قانونی و شرعی خود صرفنظر می کند، امید است که نافرمانی و گناه خدا را - در گرفتن آنچه حق اوست - نکند.<ref> طبرسی، فضل بن حسن؛ ترجمه تفسیر مجمع البیان، مفتح، محمد؛ انتشارات فراهانی، تهران، ۱۳۵۰، چاپ اول، ج۳، ص۴۹.</ref>
 +
*موجب [[عزت]] و [[آبرو]]: عفو و گذشت سبب عزت می باشد؛ چرا که در نظر مردم نشانه بزرگواری، شخصیت و [[سعه صدر]] است. در حالی که انتقام جویی در مسائل شخصی نشانه عدم تسلط بر [[نفس]] است. [[پیامبر اسلام|رسول اکرم]] صلی الله علیه و آله می فرماید: «عفو و گذشت سبب عزت و آبرو می گردد. چرا که عفو چیزی جز عزت بر انسان نمی افزاید».<ref>کلینی، محمد بن یعقوب؛ اصول کافی، ترجه مصطفوی، سید جواد، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت علیهم السلام، ج۲۳، ص۱۰۸.</ref>
 +
*سلامت [[روح]] و آرام جان: رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «عفو و گذشت سبب سلامت روح و آرامش جان و طول عمر خواهد شد».<ref>ری شهری، محمد؛ پیشین، ج۳، حدیث ۱۳۱۸۴.</ref>
 +
*پیروزی و موفقیت: [[امام رضا]] علیه السلام می فرمایند: «هرگز دو گروه با هم رویاروی نشدند، مگر این که با گذشت ترین آنها پیروز شد».<ref>همان، ج۸، ص۳۸۳۵.</ref>
 +
*از بین رفتن [[کینه|کینه‌توزی]]: انتقام جویی سبب برافروخته شدن آتش کینه در دلها شده، طرف مقابل را به انتقامی خشن تر وا می دارد و آن انتقام سبب خشونت بیشتری شده، گاه به جنگی تمام عیار در میان طوائف و قبائل بزرگ تبدیل می شود. عفو و گذشت جلوی این ناهنجاری ها، کینه ورزی ها، خشونت ها و جنایت ها را می گیرد و آن را از بین می برد.<ref>مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳ ق، چاپ دوم، ج۷۴، ص ۱۶۸.</ref>
 +
*موجب اجر و پاداش: در روایتی آمده است: در کیفر برای گناه شتاب مکن و بین کیفر و گناه جایی برای گذشت باقی بگذار، با این کار پاداش [[آخرت]] و [[ثواب]] بدست می آوری.<ref>آمدی، عبدالواحد بن محمد؛ پیشین، حدیث ۷۵۰۸.</ref>
 +
*ورود به [[بهشت]]: روایت شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: آنگاه که بندگان در صحرای محشر گرد آورده شوند، آواز دهنده ای ندا می دهد آن کس که مزدش با خداست برخیزد و به بهشت رود. گفته می شود: چه کسی مزدش با خداست؟ می فرمایند: بخشایندگان مردم.<ref> مکارم شیرازی، ناصر؛ پیشین، ج۲۰، ص۴۶۷.</ref>
 
==عوامل تحصیل ملکه عفو==
 
==عوامل تحصیل ملکه عفو==
  
 
برای اکتساب ملکه عفو باید شرایط و مقدماتی را تحصیل و به آنها توجه کرد که در اینجا به برخی از آنها می پردازیم:
 
برای اکتساب ملکه عفو باید شرایط و مقدماتی را تحصیل و به آنها توجه کرد که در اینجا به برخی از آنها می پردازیم:
  
−
# توجه به قدرت و عفو الهی: مهمترین عامل در ایجاد و تقویت فضیلت اخلاقی چون عفو و گذشت آن است که آدمی متوجه قدرت الهی شود. توجه به قدرت الهی و این که خداوند خود کمتر به عدل خویش مردم را در دنیا مؤاخذه می کند، بلکه به عفو و گذشت با آنان مواجه می شود و از بسیاری از گناهان و خطاهای بشر می گذرد. نشان می دهد که اصل عفو و احسان امری خوب و فضیلتی الهی است. از این رو خداوند در آیه 149 [[سوره نساء ]] به عفو و قدرت خویش توجه می دهد و از مردم می خواهد تا آنان نیز از خطاها و گناه دیگران از آشکار و پنهان بگذرند و اهل گذشت باشند. چرا که خداوند نیز این گونه است که در عین قدرت، اهل عفو و گذشت است.
+
*توجه به قدرت و عفو الهی: مهمترین عامل در ایجاد و تقویت فضیلت اخلاقی چون عفو و گذشت آن است که آدمی متوجه [[قدرت الهی]] شود. توجه به قدرت الهی و این که [[الله|خداوند]] خود کمتر به [[عدل الهی|عدل]] خویش مردم را در دنیا مؤاخذه می کند، بلکه به عفو و گذشت با آنان مواجه می شود و از بسیاری از گناهان و خطاهای بشر می گذرد، نشان می دهد که اصل عفو و [[احسان]] امری خوب و فضیلتی الهی است. از این رو خداوند در آیه ۱۴۹ [[سوره نساء]] به عفو و قدرت خویش توجه می دهد و از مردم می خواهد تا آنان نیز از خطا و گناه آشکار و پنهان دیگران  بگذرند و اهل گذشت باشند؛ چرا که خداوند نیز این گونه است که در عین قدرت، اهل عفو و گذشت است.
−
# توجه به ظرفیت و توانایی خود: از آنجا که خداوند در [[قرآن]] می فرماید: «خداوند هیچ کس را جز به اندازه توانایی اش تکلیف نمی کند».<ref>[[سوره بقره]]/286.</ref> بنابراین می توان دریافت که ظرفیت و توانایی برای کسب قدرت بر عفو و گذشت از خطای دیگران در وجود انسان هست و خداوند متعال بر اساس عدل، آن را به همه انسان ها عطا فرموده است.
+
*توجه به ظرفیت و توانایی خود: از آنجا که خداوند در [[قرآن]] می فرماید: «خداوند هیچ کس را جز به اندازه توانایی اش تکلیف نمی کند»،<ref>[[سوره بقره]]/۲۸۶.</ref> بنابراین می توان دریافت که ظرفیت و توانایی برای کسب قدرت بر عفو و گذشت از خطای دیگران در وجود [[انسان]] هست و خداوند متعال بر اساس عدل، آن را به همه انسان ها عطا فرموده است.
−
# توجه به آمرزش خداوند: از دیگر عوامل ایجادی و تقویت کننده می توان به توجه انسان نسبت به آمرزش و غفران خداوند اشاره کرد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: از گناهان مردم درگذرید، تا خداوند بدین سبب عذاب [[دوزخ]] را از شما دور گرداند. پس اگر دوست داری مورد رحمت خداوندی قرار گیری، خودت نیز اهل رحمت و گذشت و مهربانی باش.
+
*عفو مردم، مقدمۀ [[آمرزش الهی]]: از دیگر عوامل ایجادی و تقویت کننده، می توان به توجه انسان نسبت به آمرزش و غفران خداوند اشاره کرد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: از گناهان مردم درگذرید، تا خداوند بدین سبب عذاب [[دوزخ]] را از شما دور گرداند. پس اگر دوست داری مورد رحمت خداوندی قرار گیری، خودت نیز اهل رحمت و گذشت و مهربانی باش.
−
# کظم غیظ: خداوند می فرماید: «همان کسانی که از گناهان بزرگ و عمال زشت اجتناب می ورزند و هنگامی که خشمگین می شوند، عفو می کنند».<ref>[[سوره شوری]]/37.</ref>
+
*[[کظم غیظ (فرو بردن خشم)|کظم غیظ]]: خداوند می فرماید: «{{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ}}<ref>[[آیه 37 سوره شوری|سوره شوری، آیه ۳۷.]]</ref>؛ همان کسانی که از گناهان بزرگ و اعمال زشت اجتناب می ورزند و هنگامی که خشمگین می شوند، عفو می کنند». بر اساس این آیه، کظم غیظ و فرونشاندن [[غضب|خشم]] بر عفو مقدم شده است، پس فرو نشاندن خشم شرط اساس عفو به شمار می رود و از سوی دیگر، فرو نشاندن خشم شامل کنترل اعصاب، اراده و سایر اعضاء و جوارح است. بنابراین معلوم می شود که عفو و بخشش از برکات و آثار کظم غیظ محسوب می شود.
−
 
 
−
بر اساس این آیه کظم غیظ و فرونشاندن خشم بر غضب مقدم شده است، پس فرو نشاندن خشم شرط اساسی عفو به شمار می رود و از سوی دیگر فرو نشاندن خشم شامل کنترل اعصاب، اراده و سایر اعضاء و جوارح است. بنابراین معلوم می شود که عفو و بخشش از برکات و آثار کظم غیظ محسوب می شود.
 
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
−
<references/>
+
<references />
−
 
 
 
==منابع==
 
==منابع==
−
[http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=43868 عفو و گذشت، سیده معصومه جوادی زاویه، سایت پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام (بخش فرهنگ علوم انسانی و اسلامی)] تاریخ بازیابی: 1 خرداد 1391.
+
* [http://www.pajoohe.ir "عفو و گذشت"، سیده معصومه جوادی زاویه، دانشنامه پژوهه]، تاریخ بازیابی: ۱ خرداد ۱۳۹۱.
−
 
+
*[[قاموس قرآن]]، سید علی‌اکبر قرشی بنابی، مدخل "عفو"، ج۵، ص۱۹.
−
[[رده:صفات پسندیده]]
+
[[رده:واژگان قرآنی]][[رده:صفات پسندیده]][[رده:اخلاق اجتماعی]]
−
[[رده:اخلاق اجتماعی]]
 

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ مارس ۲۰۲۶، ساعت ۱۸:۱۲

«عَفْو» در اصطلاح علم اخلاق، به معنای ناديده گرفتن، بخشیدن و گذشتن از خطا و گناه و ترک کیفر آن است. این واژه قرآنی گاهی به خداوند نسبت داده شده و گاهی در مورد مردم و به عنوان فضیلتی اخلاقی به کار می‌رود. عفو همیشه پسندیده نیست، بلکه تنها عفوی که در راه خدا باشد و نیز منجر به گستاخی گناهکار و جنایتکار نگردد، پسندیده است.

عفو در لغت

«عَفْو» (به فتح عین و سکون فاء) در اصل به معنای محو اثر و نابودی[۱] و یا ناديده گرفتن، گذشت و بخشودن است.[۲]

راغب در مفردات مى‌گويد كلمه عفو به معناى قصد براى گرفتن چيزى است، مثلا وقتى گفته مى‌شود: «عفاه، اعتفاه»، معنايش اين است كه: قصد فلان چيز را كرد، در حالى كه آنچه را نزد خود داشت، به دست گرفته بود و چون گفته شود: «عفوتُ عنه» معنايش اين است كه من گناه او را زايل كردم و از او چشم پوشيدم‌.[۳]

علامه طباطبایی در بیان تفاوت بین «عفو» و «غفر» و «رحمت» می‌گوید: كلمه «عفو» به معناى محو اثر است، و كلمه «غفر» به معناى پوشاندن است و كلمه «رحمت» معنايش معروف است، اين معناى كلى اين كلمات بود، و اما به حسب مصداق و با در نظر داشتن معناى لغوى آنها بايد بگویيم: اين سه جمله و ترتيب آنها به اين صورت از قبيل پرداختن تدريجى از فرع به اصل است، و به عبارتى ديگر منتقل شدن از چيزى كه فائده‌اش خصوصى است به سوى چيزى كه فایده‌اش عمومى‌تر است؛ بنابراين، عفو خدا عبارت است از محو و از بين بردن اثر گناه، كه همان عقابى است كه براى هر گناهى معين فرموده، و مغفرت عبارت است از پوشاندن و محو اثرى كه گناه در نفس به جاى گذاشته، و رحمت عبارت است از عطيه‌اى الهى كه گناه و اثر حاصل آن، نفس را مى‌پوشاند.[۴]

کاربرد عفو جایی است که حقی برای کسی ثابت است و نسبت به آن، عفو و بخشش صورت می‌گیرد؛ یعنی آن حق نادیده گرفته و یا اسقاط می‌شود؛ خواه حق اللّه‌ باشد و یا حق الناس.

عفو در قرآن

در قرآن کریم، آیاتی که مشتمل بر واژه «عفو» بوده و یا واژه هایی که بر معنی عفو دلالت می کنند (مانند مغفرت و رحمت و...)، بیانگر موضوع عفو و گذشت هستند. دسته ای از این آیات، به عفو خداوند اشاره دارند، از جمله:

  • «... مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ۚ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ ۖ وَلَقَدْ عَفَا عَنْكُمْ ۗ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ[۵]؛ بعضی از شما خواهان دنیا بودند و بعضی خواهان آخرت، پس خداوند شما را از آنها منصرف ساخت (و پیروزی شما به شکست انجامید) تا شما را آزمایش کند و او شما را بخشید و خداوند نسبت به مؤمنان فضل و بخشش دارد».
  • «... وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنَا وَ ارْحَمْنَا أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ[۶]؛ ... پروردگارا! آنچه طاقت تحمّل آن را نداريم، بر ما مقرّر مدار و ما را عفو كن و بيامرز و مورد رحمت خود قرار ده. تو مولا و سرپرست مايى، پس ما را بر جمعيّت کافران، پيروز گردان».
  • «عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ وَ مَنْ عادَ فَيَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ‌[۷]؛ خداوند گذشته را عفو كرده است. و هر كس تكرار كند، خدا او را مجازات مى‌كند».
  • «... اِنَّ اللّهَ کانَ عَفُوًّا غَفُورا»[۸]؛ «عَفُوّ» یکی از اسماء و صفات خداوند متعال و به معناى بخشايشگر و صرفنظر کننده از خطاهاى بندگان و گناهان ضعیفان است.[۹] این کلمه در پنج مورد از قرآن مجید -از جمله آیه فوق- به عنوان وصف خدا آمده است.
  • «قَالَ لَا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ ۖ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ[۱۰]؛ گفت امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست. خداوند شما را می بخشد و ارحم الراحمین است». در این آیه حضرت یوسف علیه السلام نه تنها از حق خود گذشت و توبیخ و سرزنشی را در حق برادرانش روا نداشت، بلکه از نظر حق الله نیز آنان را اطمینان داد که خداوند غفور و بخشنده است.[۱۱]

برخی دیگر از آیات، پیغام و خطابی الهی به بندگان است تا عفو و گذشت را سنتی حسنه در زندگی خود قرار دهند:

  • «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَ أَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِن تَعْفُوا وَ تَصْفَحُوا وَتَغْفِرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ[۱۲]؛ اى كسانى كه ایمان آورده‌ايد! بعضى از همسران و فرزندانتان دشمن شما هستند، از آنها بر حذر باشيد؛ و اگر عفو كنيد و چشم بپوشيد و ببخشيد، خدا شما را مى‌بخشد؛ چرا كه خداوند آمرزنده و مهربان است».
  • «... وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ وَ الْعافِينَ‌ عَنِ النَّاسِ‌ ...»[۱۳]؛ (پرهیزکاران)... خشم خود را فرو می‌برند و از خطای مردم درمی‌گذرند».
  • «... وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا ۗ أَلَا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ[۱۴]؛ ... و باید عفو کنند و از مجازات درگذرند؛ آیا دوست نمی دارید خدا شما را بیامرزد؟ و خدا بسیار آمرزنده و مهربان است».
  • «فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ...»[۱۵]؛ قرآن به پيامبرش در رهبرى امت سه دستور مى‌دهد: گذشت، صرف نظر كردن از لغزشها و مشورت كردن و شخصيت دادن به مردم.[۱۶]

عفو در روایات

روایات بسیاری از ائمه اطهار علیهم السلام مبنی بر عفو و بخشش و تشویق کردن مردم به این صفت کریمانه وجود دارد که نشان دهنده اهمیت و ارزش بسیار بالای آن است.

  • پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: هر کس قدرت (بر انتقام) دارد و گذشت کند، خداوند در روز لغزش از او درگذرد.[۱۷]
  • امام علی علیه السلام درباره عفو می فرماید: (بدی یا خوبی را) به نیکی پاداش ده و از بدی درگذر، به شرط آن که به دین لطمه ای نزند یا در قدرت اسلامی ضعفی پدید نیاورد.[۱۸]
  • امام علی علیه السلام می فرماید: «إِذَا قَدَرْتَ عَلَى عَدُوِّكَ، فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَيْهِ[۱۹] چون بر دشمنت قادر شدی و بر او دست یافتی، عفو از او را شکر قدرتت قرار بده».
  • امام علی علیه السلام می فرماید: «أَوْلَى النَّاسِ بِالْعَفْوِ، أَقْدَرُهُمْ عَلَى الْعُقُوبَة[۲۰] شايسته‌ترين مردم به عفو قادرترين آن‌ها به مجازات است».
  • امام صادق علیه السلام در بیان فضیلت و تعریف عفو می فرماید: عفوکردن و از تقصیر گذشتن با وجود قدرت و انتقام، طریقه پیامبران و متقیان است و معنی عفو آن است که هرگاه از کسی جرمی و تقصیری نسبت به تو واقع شود، به او اظهار نکنی و از ظاهر و باطن فراموش کنی و احسان را به او زیاده تر از پیش کنی.[۲۱]

عفو ممدوح و مذموم

در فضیلت عفو و گذشت و ترک انتقام جویی تردیدی نیست؛ البته عفوی که با شرایط خاص توأم باشد و اگر با این شرایط نباشد، نه تنها ممدوح و پسندیده نیست، بلکه مذموم و ناپسند نیز می باشد. بر این اساس، عفو دو گونه است:

  • الف. عفو ممدوح و پسندیده: عفو پسندیده آن است که فرد با قدرت بر انتقام، از خطای شخصی که به او ستم کرده بگذرد و طبق فرمایشات معصومین علیهم السلام، هر گونه سرزنش و ملامتی را هم به دنبال عفو خود نیاورد.[۲۲]
  • ب. عفو مذموم و ناپسند: عفوی پسندیده است که منجر به گستاخی جنایتکار نگردد؛ حال اینکه مواردی پیش می آید که عفو و گذشت سبب جرأت جانیان و خاطیان می شود. در این موارد برای حفظ نظم جامعه و پیشگیری از تکرار جرم، باید از عفو صرفنظر کرد. لذا خداوند در عین این که بندگان خود را به عفو و بخشش فرامی خواند، در آیات دیگری مردم را به قتال نیز دعوت می کند تا حرمت های الهی حفظ شوند. خداوند در قرآن می فرماید: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ ۖ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلَا عُدْوَانَ إِلَّا عَلَى الظَّالِمِينَ[۲۳]؛ و با آنها پیکار کنید تا فتنه باقی نماند و دین مخصوص خدا گردد. پس اگر (از روش نادرست خود) دست برداشتند (مزاحم آنها نشوید، زیرا) تعدی جز بر ستمگران روا نیست».

آثار و فوائد عفو

هرگاه عفو و گذشت های بزرگوارانه و چشم پوشی های کریمانه، به شیوه ای آگاهانه انجام بگیرد، برکت ها و سازندگی های فراوانی را به همراه خواهد داشت که در اینجا برخی از آنها اشاره می شود:

  • حصول تقوا: خداوند در قرآن می فرماید: «... وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ ...[۲۴]؛ اگر شما گذشت کنید، به پرهیزگاری نزدیکتر است». بر این اساس یکی از آثار بخشش، نزدیک بودن بخشش به تقوا می باشد که این امر از دو جهت است: کسی که از حق خود می گذرد و آن را می بخشد، قطعا می تواند مطمئن باشد که در این گرفتن حق، به هیچ وجه اشتباه نکرده و حق دیگری را پایمال نکرده است، بنابراین گذشت به تقوا نزدیکتر است. و کسی که با گذشت از حق قانونی و شرعی خود صرفنظر می کند، امید است که نافرمانی و گناه خدا را - در گرفتن آنچه حق اوست - نکند.[۲۵]
  • موجب عزت و آبرو: عفو و گذشت سبب عزت می باشد؛ چرا که در نظر مردم نشانه بزرگواری، شخصیت و سعه صدر است. در حالی که انتقام جویی در مسائل شخصی نشانه عدم تسلط بر نفس است. رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «عفو و گذشت سبب عزت و آبرو می گردد. چرا که عفو چیزی جز عزت بر انسان نمی افزاید».[۲۶]
  • سلامت روح و آرام جان: رسول اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: «عفو و گذشت سبب سلامت روح و آرامش جان و طول عمر خواهد شد».[۲۷]
  • پیروزی و موفقیت: امام رضا علیه السلام می فرمایند: «هرگز دو گروه با هم رویاروی نشدند، مگر این که با گذشت ترین آنها پیروز شد».[۲۸]
  • از بین رفتن کینه‌توزی: انتقام جویی سبب برافروخته شدن آتش کینه در دلها شده، طرف مقابل را به انتقامی خشن تر وا می دارد و آن انتقام سبب خشونت بیشتری شده، گاه به جنگی تمام عیار در میان طوائف و قبائل بزرگ تبدیل می شود. عفو و گذشت جلوی این ناهنجاری ها، کینه ورزی ها، خشونت ها و جنایت ها را می گیرد و آن را از بین می برد.[۲۹]
  • موجب اجر و پاداش: در روایتی آمده است: در کیفر برای گناه شتاب مکن و بین کیفر و گناه جایی برای گذشت باقی بگذار، با این کار پاداش آخرت و ثواب بدست می آوری.[۳۰]
  • ورود به بهشت: روایت شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: آنگاه که بندگان در صحرای محشر گرد آورده شوند، آواز دهنده ای ندا می دهد آن کس که مزدش با خداست برخیزد و به بهشت رود. گفته می شود: چه کسی مزدش با خداست؟ می فرمایند: بخشایندگان مردم.[۳۱]

عوامل تحصیل ملکه عفو

برای اکتساب ملکه عفو باید شرایط و مقدماتی را تحصیل و به آنها توجه کرد که در اینجا به برخی از آنها می پردازیم:

  • توجه به قدرت و عفو الهی: مهمترین عامل در ایجاد و تقویت فضیلت اخلاقی چون عفو و گذشت آن است که آدمی متوجه قدرت الهی شود. توجه به قدرت الهی و این که خداوند خود کمتر به عدل خویش مردم را در دنیا مؤاخذه می کند، بلکه به عفو و گذشت با آنان مواجه می شود و از بسیاری از گناهان و خطاهای بشر می گذرد، نشان می دهد که اصل عفو و احسان امری خوب و فضیلتی الهی است. از این رو خداوند در آیه ۱۴۹ سوره نساء به عفو و قدرت خویش توجه می دهد و از مردم می خواهد تا آنان نیز از خطا و گناه آشکار و پنهان دیگران بگذرند و اهل گذشت باشند؛ چرا که خداوند نیز این گونه است که در عین قدرت، اهل عفو و گذشت است.
  • توجه به ظرفیت و توانایی خود: از آنجا که خداوند در قرآن می فرماید: «خداوند هیچ کس را جز به اندازه توانایی اش تکلیف نمی کند»،[۳۲] بنابراین می توان دریافت که ظرفیت و توانایی برای کسب قدرت بر عفو و گذشت از خطای دیگران در وجود انسان هست و خداوند متعال بر اساس عدل، آن را به همه انسان ها عطا فرموده است.
  • عفو مردم، مقدمۀ آمرزش الهی: از دیگر عوامل ایجادی و تقویت کننده، می توان به توجه انسان نسبت به آمرزش و غفران خداوند اشاره کرد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: از گناهان مردم درگذرید، تا خداوند بدین سبب عذاب دوزخ را از شما دور گرداند. پس اگر دوست داری مورد رحمت خداوندی قرار گیری، خودت نیز اهل رحمت و گذشت و مهربانی باش.
  • کظم غیظ: خداوند می فرماید: «وَالَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ وَإِذَا مَا غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ[۳۳]؛ همان کسانی که از گناهان بزرگ و اعمال زشت اجتناب می ورزند و هنگامی که خشمگین می شوند، عفو می کنند». بر اساس این آیه، کظم غیظ و فرونشاندن خشم بر عفو مقدم شده است، پس فرو نشاندن خشم شرط اساس عفو به شمار می رود و از سوی دیگر، فرو نشاندن خشم شامل کنترل اعصاب، اراده و سایر اعضاء و جوارح است. بنابراین معلوم می شود که عفو و بخشش از برکات و آثار کظم غیظ محسوب می شود.

پانویس

  1. ↑ ابن منظور؛ لسان العرب، دارالاحیاء التراث العربی، بیروت، ۱۴۱۶، چاپ اول، ج۹، ص۲۹۴.
  2. ↑ راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، ص۵۷۴؛ قرشی بنابی، علی‌اکبر، قاموس قرآن، ج۵، ص۱۹.
  3. ↑ راغب اصفهانی، حسین، المفردات فی غریب القرآن، ص۵۷۴.
  4. ↑ طباطبایی، سید محمدحسین، تفسیر المیزان، ج۲، ص۴۴۵.
  5. ↑ سوره آل عمران، آیه ۱۵۲.
  6. ↑ سوره بقره، آیه ۲۸۶.
  7. ↑ سوره مائده، آیه ۹۵.
  8. ↑ سوره نساء، آیه ۴۳.
  9. ↑ التحقیق، مصطفوی، ج۸، ص۱۸۳؛ الاسماء والصّفات، بیهقى، ج۱، ص ۱۰۳-۱۰۴.
  10. ↑ سوره یوسف، آیه ۹۲.
  11. ↑ مکارم شیرازی، ناصر؛ تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۹، چاپ نوزدهم، ج۱۰، ص۵۷.
  12. ↑ سوره تغابن، آیه ۱۴.
  13. ↑ سوره آل عمران، آیه ۱۳۴.
  14. ↑ سوره نور، آیه ۲۲.
  15. ↑ سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.
  16. ↑ تفسير نور، محسن قرائتی، ج ۱۰ ص ۸۷.
  17. ↑ ری شهری، محمد؛ میزان الحکمه، دارالحدیث، قم، چاپ پنجم ۱۳۸۴، ج۸، ص۳۸۳۷.
  18. ↑ همان، ص۳۸۳۹.
  19. ↑ نهج البلاغه، حکمت ۱۱.
  20. ↑ همان، حکمت ۵۲.
  21. ↑ گیلانی، عبدالرزاق؛ ترجمه مصباح الشریعة، انتشارات پیام حق، تهران، ۱۳۷۷، چاپ اول، ج۱، ص۳۷۴.
  22. ↑ همان، ص۳۸۳۷.
  23. ↑ سوره بقره، آیه ۱۹۳.
  24. ↑ همان، آیه ۲۳۷.
  25. ↑ طبرسی، فضل بن حسن؛ ترجمه تفسیر مجمع البیان، مفتح، محمد؛ انتشارات فراهانی، تهران، ۱۳۵۰، چاپ اول، ج۳، ص۴۹.
  26. ↑ کلینی، محمد بن یعقوب؛ اصول کافی، ترجه مصطفوی، سید جواد، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت علیهم السلام، ج۲۳، ص۱۰۸.
  27. ↑ ری شهری، محمد؛ پیشین، ج۳، حدیث ۱۳۱۸۴.
  28. ↑ همان، ج۸، ص۳۸۳۵.
  29. ↑ مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳ ق، چاپ دوم، ج۷۴، ص ۱۶۸.
  30. ↑ آمدی، عبدالواحد بن محمد؛ پیشین، حدیث ۷۵۰۸.
  31. ↑ مکارم شیرازی، ناصر؛ پیشین، ج۲۰، ص۴۶۷.
  32. ↑ سوره بقره/۲۸۶.
  33. ↑ سوره شوری، آیه ۳۷.

منابع

مسابقه از خطبه ۸۳ نهج البلاغه