آیه 30 سوره طور: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{قرآن در قاب|أَمْ يَقُولُونَ شَاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ|سو...» ایجاد کرد)
 
(معانی کلمات آیه)
 
(۱ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۱ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۴۱: سطر ۴۱:
 
</tabber>
 
</tabber>
 
==معانی کلمات آیه==
 
==معانی کلمات آیه==
«شَاعِرٌ»: چامه‌سرا. خبر مبتدای محذوف است و تقدیر چنین است: هُوَ شَاعِرٌ. «نَتَرَبَّصُ»: انتظار می‌کشیم. منتظر هستیم. «رَیْبَ»: شک و گمان. مشکوک. در اینجا مراد نزول و تغییرات است. «الْمَنُونِ»: مرگ. از نظر لغوی، به معنی قطع کننده است. مرگ هم رشته عمر را قطع می‌کند. «رَیْبَ الْمَنُونِ»: گمان مرگ. مرگ مشکوک. با توجه به معنی اخیر، اضافه صفت به موصوف خود است. یعنی مرگی که وقت فرا رسیدنش مورد گمان است و معلوم نیست.
+
*'''منون''': مرگ. «المنون: المنيّة و الموت»، «ريب المنون»: پيشامد اضطراب آور مرگ.<ref>تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج10، ص380</ref>
 +
 
 
==نزول==
 
==نزول==
  
سطر ۵۲: سطر ۵۳:
  
 
{{ نمایش فشرده تفسیر|
 
{{ نمایش فشرده تفسیر|
 +
فَذَكِّرْ فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ «29»
 +
 +
پس (به مردم) تذكّر بده كه به لطف پروردگارت تو نه كاهن و پيشگويى و نه ديوانه و جنّ‌زده.
 +
 
أَمْ يَقُولُونَ شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ «30»
 
أَمْ يَقُولُونَ شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ «30»
  
 
بلكه مى‌گويند: او شاعرى است كه ما انتظار فرا رسيدن مرگ ناخوش او را داريم.
 
بلكه مى‌گويند: او شاعرى است كه ما انتظار فرا رسيدن مرگ ناخوش او را داريم.
 +
 +
قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ «31»
 +
 +
(به آنان) بگو: در انتظار باشيد كه من نيز با شما از منتظرانم. (شما در انتظار مرگ من و من در انتظار پيروزى بر شما).
 +
 +
===نکته ها===
 +
 +
«كاهن» به كسى گويند كه از آينده خبر دارد و ادعاى اطلاع از اسرار و غيب و ارتباط با جنّيان را دارد. «رَيْبَ الْمَنُونِ»، اصطلاحى است به معناى حوادث تلخ روزگار كه به مرگ كسى بيانجامد.
 +
 +
مراد مشركان از اين‌كه به پيامبران مى‌گفتند: «مجنون»، بى عقل و بى‌خرد نبود، چنانكه در اين آيات، مجنون در كنار كاهن و شاعر آمده است كه افرادى باهوش و فهميده هستند.
 +
 +
بلكه مراد آنها از «مجنون»، جن‌زده بود، زيرا معتقد بودند افراد كاهن و شاعر به واسطه ارتباط با جنّ، قدرت پيشگويى و سرودن اشعار دارند، كارى كه از عهده افراد عادّى‌
 +
 +
جلد 9 - صفحه 290
 +
 +
برنمى‌آيد. شاهد اين معنا آن است كه در يك آيه وصف شاعر و مجنون در كنار هم آمده است. «لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ» «1»
 +
 +
===پیام ها===
 +
 +
1- از تهمت‌ها و نسبت‌هاى نارواى كفّار (مانند: كاهن، شاعر و مجنون) نبايد ترسيد و بايد به وظيفه‌ى خود در مورد هشدار و تذكّر ادامه داد. فَذَكِّرْ فَما أَنْتَ‌ ... بِكاهِنٍ‌ ...
 +
 +
2- خداوند، اولياى خود را بيمه كرده و از آنان دفاع مى‌كند. «فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ»
 +
 +
3- مبلّغ دين، در تيررس هر گونه تهمت است. بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ‌ ... يَقُولُونَ شاعِرٌ
 +
 +
4- هر گونه عيب و نقصى كه از انسان دور مى‌شود، در سايه لطف و نعمت الهى است. فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ‌ ...
 +
 +
5- افراد كاهن وپيشگو، از رحمت خدا دور هستند. «فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ»
 +
 +
6- دشمن به يك تهمت قانع نيست و همواره در صدد ضربه زدن است. «بِكاهِنٍ‌، مَجْنُونٍ‌، شاعِرٌ»
 +
 +
7- دشمن در انتظار مرگ بزرگان دين است، پس بايد كارى كرد كه اميد آنان براى پس از مرگ شخصيّت‌هاى مذهبى نااميد شود. «نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ»
 +
 +
8- رهبر دينى نبايد به خاطر تهمت‌هاى دشمنان صحنه را خالى كند، بلكه بايد بماند و دفاع كند. «نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ»
 +
 +
9- مؤمنان نيز بايد همانند دشمنان، براى رسيدن به پيروزى، اميد و برنامه داشته باشند. نَتَرَبَّصُ بِهِ‌ ... فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ‌
 +
 +
«1». صافات، 36.
 +
 +
تفسير نور(10جلدى)، ج‌9، ص: 291
 
}}
 
}}
  

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۱ مهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۵:۳۰

مشاهده آیه در سوره

أَمْ يَقُولُونَ شَاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ

مشاهده آیه در سوره


<<29 آیه 30 سوره طور 31>>
سوره : سوره طور (52)
جزء : 27
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

بلکه (کافران نادان) گویند: (محمّد) شاعری است ماهر و ما حادثه مرگ او را انتظار داریم.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Do they say, ‘[He is] a poet, for whom we await a fatal accident’?

معانی کلمات آیه

  • منون: مرگ. «المنون: المنيّة و الموت»، «ريب المنون»: پيشامد اضطراب آور مرگ.[۱]

نزول

ابن عباس گوید: که قریش در دارالندوة اجتماع کردند و درباره پیامبر به شور و مشورت پرداختند. یکى از آن میان گفت: محمد را در محل امن و مورد اطمینانى زندانى کنیم تا بمیرد چنان که شاعران قبل از او مانند زهیر و نابغه نابود شده و از بین رفتند. محمد نیز مانند آن‌ها از بین خواهد رفت سپس این آیه نازل شد.[۲]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


فَذَكِّرْ فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ «29»

پس (به مردم) تذكّر بده كه به لطف پروردگارت تو نه كاهن و پيشگويى و نه ديوانه و جنّ‌زده.

أَمْ يَقُولُونَ شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ «30»

بلكه مى‌گويند: او شاعرى است كه ما انتظار فرا رسيدن مرگ ناخوش او را داريم.

قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ «31»

(به آنان) بگو: در انتظار باشيد كه من نيز با شما از منتظرانم. (شما در انتظار مرگ من و من در انتظار پيروزى بر شما).

نکته ها

«كاهن» به كسى گويند كه از آينده خبر دارد و ادعاى اطلاع از اسرار و غيب و ارتباط با جنّيان را دارد. «رَيْبَ الْمَنُونِ»، اصطلاحى است به معناى حوادث تلخ روزگار كه به مرگ كسى بيانجامد.

مراد مشركان از اين‌كه به پيامبران مى‌گفتند: «مجنون»، بى عقل و بى‌خرد نبود، چنانكه در اين آيات، مجنون در كنار كاهن و شاعر آمده است كه افرادى باهوش و فهميده هستند.

بلكه مراد آنها از «مجنون»، جن‌زده بود، زيرا معتقد بودند افراد كاهن و شاعر به واسطه ارتباط با جنّ، قدرت پيشگويى و سرودن اشعار دارند، كارى كه از عهده افراد عادّى‌

جلد 9 - صفحه 290

برنمى‌آيد. شاهد اين معنا آن است كه در يك آيه وصف شاعر و مجنون در كنار هم آمده است. «لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ» «1»

پیام ها

1- از تهمت‌ها و نسبت‌هاى نارواى كفّار (مانند: كاهن، شاعر و مجنون) نبايد ترسيد و بايد به وظيفه‌ى خود در مورد هشدار و تذكّر ادامه داد. فَذَكِّرْ فَما أَنْتَ‌ ... بِكاهِنٍ‌ ...

2- خداوند، اولياى خود را بيمه كرده و از آنان دفاع مى‌كند. «فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ»

3- مبلّغ دين، در تيررس هر گونه تهمت است. بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ‌ ... يَقُولُونَ شاعِرٌ

4- هر گونه عيب و نقصى كه از انسان دور مى‌شود، در سايه لطف و نعمت الهى است. فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ‌ ...

5- افراد كاهن وپيشگو، از رحمت خدا دور هستند. «فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ»

6- دشمن به يك تهمت قانع نيست و همواره در صدد ضربه زدن است. «بِكاهِنٍ‌، مَجْنُونٍ‌، شاعِرٌ»

7- دشمن در انتظار مرگ بزرگان دين است، پس بايد كارى كرد كه اميد آنان براى پس از مرگ شخصيّت‌هاى مذهبى نااميد شود. «نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ»

8- رهبر دينى نبايد به خاطر تهمت‌هاى دشمنان صحنه را خالى كند، بلكه بايد بماند و دفاع كند. «نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ»

9- مؤمنان نيز بايد همانند دشمنان، براى رسيدن به پيروزى، اميد و برنامه داشته باشند. نَتَرَبَّصُ بِهِ‌ ... فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ‌

«1». صافات، 36.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌9، ص: 291

پانویس

  1. پرش به بالا تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج10، ص380
  2. پرش به بالا طبرى صاحب تفسیر جامع البیان.

منابع