قاضی نعمان مغربی

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«ابوحنیفه نعمان بن محمد»، معروف به «قاضی نعمان» و «ابن حیّون» (متوفای ۳۶۳ ق)، فقیه، متکلم و محدث بزرگ شیعه اسماعیلی در قرن چهارم هجری است. قاضی نعمان در دستگاه فاطمیان وظایف خطیری چون قاضی القضاتی را بر عهده داشته است. برخی علمای امامیه در قرون اخیر، قاضی نعمان را از علمای امامی دانسته و کتاب معروف او «دعائم الاسلام» را از منابع فقهی و اعتقادى خود به شمار آورده و بدان استناد کرده‌اند.

نام کامل قاضی نعمان بن محمد
زادگاه قیروان، تونس
وفات ۳۶۳ قمری

Line.png


آثار

دعائم الاسلام، المناقب لأهل بیت رسول‌اللّه‌، الایضاح، التوحید والامامة، اختلاف اصول المذاهب، تأویل الشریعة، افتتاح الدعوة،...

ولادت و خاندان

ابوحنیفه نعمان بن محمد بن منصور بن احمد بن حیون تمیمی، معروف به «قاضی نعمان» است. تاریخ ولادت وی نامشخص است. اما از میان اقوال می‌توان تولد وی را بین سال‌های ۲۵۹ تا ۲۹۰ قمری دانست.

مکان تولد قاضی نعمان نیز مشخص نیست. زِرِکلی در «الأعلام» او را اهل قیروان -از شهرهای کشور تونس- می‌داند.

از خانواده قاضی نعمان نیز اطلاعاتی در دست نیست، به جز اشاره‌هایی که در بعضی منابع به پدر او شده است. برخی از نویسندگان اسماعیلی احتمال داده‌اند که پدرش نیز از داعیان اسماعیلی بوده باشد.

قاضی دو پسر داشت که در مغرب متولد شدند و در مصر وفات یافتند. فرزندان قاضی نعمان بر مسند پدر تکیه زدند و قضاوت در دستگاه فاطمیان تا سال ۴۴۱ق. در این خاندان باقی ماند.

مذهب

مشهورترین قول دربارۀ مذهب قاضی نعمان آن است که وی در ابتدا مالکی بود، آن گاه به مذهب اسماعیلی گروید. با این حال، دربارۀ مذهب وی اقوال متعددی وجود دارد:

جایگاه علمی

شخصیت برجسته، تألیفات فراوان و تأثیرگذاری عمیق قاضی نعمان بر اسماعیلیه و همچنین خدمات بی‌بدیل او در راه استواری مذهب اسماعیلی، از او چهره‌ای پرفروغ ساخته است. بزرگان اسماعیلیه همیشه از قاضی نعمان با احترام و تجلیل یاد کرده‌اند و هنوز هم کتاب‌های او در میان گروه‌هایی از اسماعیلیه رواج دارد.

از وی آثار فراوانی به جای مانده است که حاکی از احاطۀ علمی وی بر کلام و فقه امامیه است. آصف فیضی در مقدمه «دعائم الاسلام» دربارۀ او نوشته است: «قاضی نعمان دارای مواهبی متعدد بود؛ علم زیاد و معرفتی وسیع داشت، اهل تحقیق و جستجو و کثیرالتألیف بود».

ابن خلکان نیز به نقل از کتاب «اخبار قضاة مصر» دربارۀ او چنین نوشته است: قاضی نعمان بن محمد، در غایت فضیلت بود، اهل قرآن و عالم به معانی آن بود، از ابعاد فقه و اختلاف فقها آگاهی داشت. لغت، شعر قوی و تاریخ مردم را می‌شناخت. در همۀ اینها با درایت و انصاف بود.

او به بهترین وجه و زیباترین عبارت، هزاران صفحه دربارۀ اهل‌بیت تألیف کرد. کتبی نیکو در باب مناقب و مثالب نگاشت. همچنین ردّیه‌هایی بر مخالفان، از جمله بر ابوحنیفه، مالک، شافعی و ابن سریج دارد.

فعالیت‌های سیاسی‌ و اجتماعی

قاضی نعمان در دستگاه فاطمیان وظایف خطیری چون قاضی القضاتی را بر عهده داشته است. قاضی از ابتدای دعوت فاطمیان همراه آنان بود و چهار خلیفه فاطمی را خدمت کرد.

تألیفات قاضی نعمان از عوامل مهم تحکیم پایه‌های حکومت فاطمی به شمار می‌روند.

دربارۀ خدمات قاضی نعمان با استفاده از آنچه خودش در «المجالس» و «المسایرات» نقل کرده است، چنین گفته‌اند: از سال ۳۱۳ تا ۳۲۲ ق. مسئولیت رساندن اخبار را به عبیدالله و قائم عهده‌دار بوده است. احتمال دارد که این مسئولیت صرف خدمت یا مراقبتی بوده است.

از سال ۳۲۲ تا ۳۴۴ ق. در زمان خلیفۀ دوم فاطمی، القائم بأمرالله، همان مسئولیت رساندن اخبار را به خلیفه به عهده داشت و به استنساخ کتب برای اسماعیل فرزند قائم نیز می‌پرداخت.

از سال ۳۳۴ تا ۳۴۱ ق. هنگامی که اسماعیل خلیفۀ سوم فاطمی شد و لقب ابی‌طاهر المنصوربالله را بر خود نهاد، جایگاه او تا قضاوت ارتقا یافت. خود می‌گوید: «من اولین کسی بودم که منصب قضاوت را به من داد و نامم را بلند گردانید و مقامم را نکو داشت».

از سال ۳۳۴ تا ۳۳۷ ق. منصور او را قاضی شهر طرابلس کرد. در سال ۳۴۱ ق. در عهد مُعز، خلیفۀ چهارم فاطمی، شوکت و عظمت نعمان افزایش یافت، چرا که نعمان قبل از خلافت وی با او ارتباط وثیقی داشت. وی می گوید: «آنچه را می‌خواستم به عرض منصور بالله برسانم، ابتدا به معز لدین الله عرضه می‌کردم؛ اگر نظر او مساعد بود، انجام می‌دادم و آنچه را نمی‌پسندید ترک می‌کردم».

همین پیروی مطلق از معزّ، راه را برای وصول نعمان به مراتب بالا در دولت فاطمی هموار کرد و او را از بزرگان اندیشۀ اسماعیلی قرار داد. قاضی از فرصت به دست آمده بهترین استفاده را برد و بسیاری از کتاب‌هایش را در این دوره منتشر کرد.

در سال ۳۶۲ ق. معزّ به مصر نقل مکان کرد و رکن مستحکم خلافت فاطمی شد. نعمان نیز همراه او به مصر رفت و معزّ با کمک‌های فکری او، پایه‌های حکومت را بر مبنایی اسلامی و شیعی استوار کرد و شهر قاهره را بنیان نهاد.

آثار و تأليفات

قاضی نعمان نویسنده‌ای پرکار بود و بیش از چهل کتاب و رساله به نام او ثبت کرده‌اند. ظاهراً وی بیشتر عمر خود را به تصنیف و تألیف آثار متعدّد در فقه و نیز موضوعات دیگری از قبیل تاریخ، تأویل و حقایق گذرانیده است. تقریبا نیمی از این کتب اکنون موجودند و بقیه یا ازبین رفته‌اند و یا در دسترس نیستند.

یازده کتاب در فقه:

  1. الایضاح؛
  2. مختصرالایضاح؛
  3. الاخبار فی الفقه؛
  4. مختصر الآثار فیما روی عن الائمة الاطهار؛
  5. الاقتصار؛
  6. القصیدة المنتخبة؛
  7. دعائم الإسلام و ذکر الحلال والحرام والقضایا والأحکام؛
  8. منهاج‌الفرائض؛
  9. الاتفاق والافتراق؛
  10. المقتصر؛
  11. الینبوع.

سه کتاب در اخبار:

  1. شرح الاخبار فی فضائل الائمة الاطهار؛
  2. قصیدة ذات المحنة؛
  3. قصیدة ذات المنن.

نُه کتاب در حقایق و کلام:

  1. دعائم الإسلام؛
  2. تأویل الشریعة؛
  3. اساس التأویل؛
  4. شرح الخطب التی لأمیرالمؤمنین علی؛
  5. کتاب التوحید والامامة؛
  6. اثبات الحقائق فی معرفة توحید الخالق؛
  7. حدود المعرفة فی تفسیر القرآن و التنبیه علی التأویل؛
  8. نهج‌السبیل الی معرفة علم التأویل؛
  9. الراحة والتسلّی.

پنج کتاب در ردّ مخالفان:

  1. اختلاف اصول المذاهب؛
  2. الرسالة المصریة فی الردّ علی الشافعی؛
  3. الردّ علی ابن سریبح البغدادی؛
  4. ذات البیان فی الرد علی ابن قتیبة؛
  5. دامع الموجز فی الردّ علی العتقی.

چهارده کتاب در عقاید:

  1. القصیدة المختارة؛
  2. الهمّة فی آداب اتباع ‌الأئمّة؛
  3. کتاب الطهارة؛
  4. الارجوزة؛
  5. مفاتیح النعمة؛
  6. کتاب الدعاء؛
  7. عبادة یوم ولیلة؛
  8. کیفیة الصلاة علی النبی؛
  9. التعقیب والانتقاد؛
  10. الحلی والثیاب؛
  11. کتاب الشروط؛
  12. منامات الأئمّة؛
  13. تأویل الروایات؛
  14. التفریع والتصنیف.

پنج کتاب در وعظ و تاریخ:

  1. رسالة الی المرشد الداعی بمصر فی تربیة المؤمنین؛
  2. المجالس والمسایرات والمواقف والتوقعیات؛
  3. معالم الهدی؛
  4. المناقب لأهل بیت رسول‌اللّه‌؛
  5. افتتاح الدعوة.

وفات

عموم تذکره نویسان، وفات قاضی نعمان بن محمد را در ماه رجب سال ۳۶۳ قمری ذکر کرده‌اند، امّا بعضی دیگر ماه جمادی‌الآخر همان سال را ذکر می‌کنند.

منابع

  • "قاضی نعمان و مذهب او"، امیر جوان آراسته، مجله هفت آسمان، بهار و تابستان ۱۳۸۰، شماره ۹ و ۱۰.
مسابقه از خطبه ۱۹۰ نهج البلاغه