تذکرة الفقهاء (کتاب)

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۹ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۳:۰۱ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «کتاب '''«تذکرة الفقهاء»''' تألیف علامه حلى (م ۷۲۶ ق)، از کتب مهم و مش...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

کتاب «تذکرة الفقهاء» تألیف علامه حلى (م ۷۲۶ ق)، از کتب مهم و مشهور فقهى شیعه است.

نویسنده علامه حلی
موضوع فقه شیعه
زبان عربی
تعداد جلد ۵

مؤلف

حسن بن یوسف بن على بن مطهر حلى معروف به «علامه حلى» (۶۴۷-۷۲۶ ق)، از علمای بزرگ شیعه بوده و ریاست و مرجعیت شیعه در قرن هفتم هجری به او منتهی گردیده است. از اساتید وی می توان به محقق حلى (دایى علامه) و خواجه نصیرالدین طوسی اشاره کرد.

علامه حلی صاحب آثار متعددی در فقه، اصول، کلام و رجال و غیره است. برخی از آثار ارزشمند ایشان عبارتند از: قواعد الأحکام، إرشاد الأذهان إلی أحکام الإیمان، منهاج الکرامه فی معرفة الامامه، نهج الحق و کشف الصدق، تهذیب الوصول الی علم الاصول، تبصرة المتعلمین فی أحکام الدین، تحریر الأحکام و تذکرة الفقهاء.

علامه حلی در ۲۱ محرم سال ۷۲۶ق، وفات نمود و در یکى از صحن‌هاى حرم امیرالمؤمنین (ع) در نجف اشرف دفن گردید.

معرفى کتاب

علامه حلی کتاب «تذکرة الفقهاء» را به درخواست فرزندش محمد معروف به فخرالمحققین، نوشت. او چنان‌که در مقدمه تأکید کرده، در این کتاب به اختصار فتاوا و ادله فقهی را بر پایه فقه امامی و با اشاره به آرای مخالف و داوری میان مذاهب به روشی منصفانه آورده است.

با تکامل تدریجى فقه، در کنار فقه منصوص و فقه تفریعى، نوعى از فقه پدید آمد که در آن پس از طرح نظریات و آراء فقهاى مذاهب مختلف اسلامى به بررسى و ارزش گذارى این نظریات پرداخته مى‌شد.

اولین کتابى که در این نوع از فقه مقارن و خلافى نوشته شد، کتاب «الإنتصار» سید مرتضى (م ۴۳۶ ق) است، بعدها شیخ طوسى (م ۴۶۰ ق) با کتاب «الخلاف و علامۀ حلّى با کتاب‌هاى «منتهى المطلب» و «تذکرة الفقهاء» این روش را دنبال کردند.[۱]


در کتاب الأصول العامّة للفقه المقارن در معرفى این نوع از فقه آمده است:

الفقه المقارن هو جمع آراء المجتهدین فی شتى المسائل الفقهیة على صعید واحد من دون إجراء موازنة بینها.

أمّا الخلاف فهو جمع الآراء الفقهیة المختلفة و تقییها و الموازنة بینها بالتماس الأدلة و ترجیح بعضها على بعض أو أنّه «علم یعرف به کیفیة إیراد الحجج الشرعیة و دفع الشبهة و قوادح الأدلّة الخلافیة بإیراد البراهین القاطعة».[۲]

سه اثر ارزشمند «منتهی المطلب فی تحقیق المذهب»، «تذکرة الفقهاء» و «مختلف الشیعة فی أحکام الشریعة» گنجینه‌هاى گران‌بهایى هستند که با سبک ‌هاى خاصى از فقه مقارنه‌اى از یگانۀ دهر، علامۀ حلى «قده» به جاى مانده‌اند.

کتاب منتهى المطلب فقه مقارنه‌اى در سطح وسیع و فراگیر در خارج از مذهب امامیه با اشاره به فتاواى علماى امامیه است. کتاب مختلف الشیعة صرفا به آراء فقهاى شیعه تا عصر مؤلف و در درون مذهب امامیه نظر داشته است.

تذکرة الفقهاء فقه مقارنه‌اى در سطح محدود و معین از خارج مذهب امامیه مى‌باشد و غالباً به نظریات شیخ طوسى در الخلاف نظر داشته است و به ندرت به نظریات سایر بزرگان در درون مذهب امامیه اشاره دارد.

این کتاب از بزرگترین کتب فقهى استدلالى مقارنه‌اى است و از زمان نگارش آن مرجع مورد اعتمادى براى آگاهى از نظریات و اختلافات بین علماى اهل تسنن بوده است.

سبک نگارش این کتاب همانند بسیارى از کتب دیگر مؤلف به درخواست فخر المحققین محمد بن حسن بن یوسف حلى (م ۷۶۷ ق)، فرزند مؤلف تألیف شده است و از مهم‌ترین و معروفترین آثار بجاى مانده از وى مى‌باشد.

در مورد سبک نگارش کتاب مؤلف در خطبۀ کتاب این گونه آورده است:

و قد عزمنا فی هذا الکتاب الموسوم به «تذکرة الفقهاء» على تلخیص فتاوى العلماء و ذکر قواعد الفقهاء، على أحق الطرائق و أوثقها برهانا و أصدق الأقاویل و أوضحها بیانا... و أشرنا فی کل مسألة إلى الخلاف و اعتمدنا فی المحاکمة بینهم طریق الإنصاف.[۳]

خلاصۀ کتاب این کتاب توسط شیخ جمال‌الدین احمد بن متوج بحرانى، از بزرگترین و فاضل‌ترین شاگردان علامۀ حلّى به صورت خوب و با سبکی مفید و ظرافتى خاص خلاصه شده و آن را «مختصر التذکرة» نامیده است.

صاحب أعیان الشیعة دربارۀ آن مى‌نویسد: و من جملة مصنفاته (ابن متوج)، مختصر التذکرة و هو جید ملیح کثیر الفوائد ظفرت منه بنسخة عتیقة مقروءة علیه.[۴]

تاریخ تألیف با توجه به تاریخ پایان کتاب طهارت که سال ۷۰۳ق ذکر شده است (ج /۲ ۲۵۶)، اگر تألیف کتاب طهارت دو سال طول کشیده باشد، تألیف کتاب تذکرة الفقهاء از سال ۷۰۱ق آغاز شده است. اگر چه با توجه به ارجاع تفاصیل مباحثى از کتاب تحریر الأحکام به تذکره توسط علامۀ حلى، تألیف تذکره قبل از سال ۶۹۰ یعنى سال پایان تحریر الأحکام آغاز شده است.[۵]

بنابراین مطلبى که در الذریعة آمده است و سال آغاز تألیف کتاب را ۷۱۰ق ذکر نموده است اشتباه مى‌باشد.[۶]

در الذریعةتاریخ پایان کتاب رهن را ۷۱۴ ق، کتاب زکاة را ۷۱۶ ق، کتاب حج را ۷۱۸ق کتاب جهاد را ۷۱۹ ق، و کتاب ضمان را نیز ۷۱۹ ذکر نموده است.

هم‌چنین تاریخ پایان قسمتى از نکاح یعنى قسمت پانزدهم کتاب را ۷۲۰ ذکر نموده است.

سپس صاحب الذریعة با استناد به عبارت فخر المحققین فرزند علامۀ حلى در إیضاح الفوائد و عبارتى از خطبۀ کتاب نتیجه گرفته است که مؤلف سایر مباحث کتاب را تألیف نموده است و بنابراین سال‌هاى بعد تا حدود سال ۷۲۶ ق، سال وفات مؤلف، تدوین کتاب ادامه یافته است.

در إیضاح الفوائد، مبحث ارث آمده است: قد حقق والدی قدس‌سره هذه المسألة و أقوالها و أدلّتها فی کتاب التذکرة.[۷]

و سپس صاحب الذریعة نتیجه مى‌گیرد: فإن ذکر المسألة بهذا البسط ظاهر فی أنّه کان فی بابها لا أنها ذکرت استطردا.[۸]

در خطبۀ کتاب نیز آمده است: رتّبت هذا الکتاب على أربع قواعد، که این عبارت ظاهر در این است که تا آخر کتاب دیات نوشته شده است.

تاریخ چاپ در الذریعة در مورد تاریخ انتشار و چاپ‌هاى اولیۀ کتاب مطلبى ذکر نشده است و فقط اشاره به چاپ آن در دو جلد بزرگ دارد.[۹]

در کتاب مقدمه‌اى بر فقه شیعه، به چاپ کتاب در تهران در سال ۱۲۷۲ و چاپ‌هاى دیگر اشاره نموده است.[۱۰]

۵ جلد کتاب موجود توسط مؤسسۀ آل البیت علیهم‌السلام لإحیاء التراث و تا آخر مبحث انفال از کتاب زکاة در سال ۱۴۱۴ق چاپ شده است و تحقیق و تصحیح آن توسط گروه تحقیق مؤسسۀ آل البیت صورت پذیرفته است.

نسخه‌هاى معتبر در چاپ کتاب موجود از ۱۵ نسخۀ خطى استفاده شده که عبارتند از:

نسخۀ خطى کتابخانۀ آیت‌الله نجفى مرعشى «قده» با شمارۀ ۳۷۴۵ مربوط به سال ۷۲۰ق است که با رمز (م) مشخص شده و مورد تأیید مؤلف واقع شده است. نسخۀ خطى کتابخانۀ مجلس شوراى اسلامى با شمارۀ ۱۱۳۹ مربوط به سال‌هاى ۷۶۷، ۷۶۸ق که با رمز (ش) مشخص شده است. نسخۀ متعلق به کتابخانۀ فیضیه با شمارۀ ۷۱۲۱ مربوط به سال‌هاى ۹۷۸ق که با رمز (ف) مشخص شده است. نسخۀ کتابخانۀ دانشگاه تهران با شمارۀ ۶۶۶۶ مربوط به سال ۹۱۲ق که با رمز (ط) مشخص شده است. نسخۀ کتابخانۀ نصیرى در تهران مربوط به سال ۷۶۴ق که با رمز (ن) مشخص شده است. نسخۀ خطى کتابخانۀ ملک در تهران با شمارۀ ۲۴۶۱ مربوط به سال ۹۱۶ق که با رمز (ک) مشخص شده است. نسخۀ خطى کتابخانۀ آستان قدس رضوى در مشهد با شمارۀ ۶۶ که با رمز (ق) مشخص شده است. نسخۀ کتابخانۀ مدرسۀ فیضیه با شمارۀ ۷۰ مربوط به سال ۹۸۹ق که با رمز (ى) مشخص شده است. نسخۀ کتابخانۀ سپهسالار در تهران با شمارۀ ۲۴۵۲ مربوط به سال ۹۷۲ق که با رمز(س) مشخص شده است. نسخۀ خطى دیگرى از کتابخانۀ عمومى آیت‌الله نجفى مرعشى «قده» مربوط به سال ۷۱۵ق که با رمز (ج) مشخص شده است. نسخۀ خطى کتابخانۀ مدرسۀ سلیمان خان مشهد مربوط به سال ۹۷۶ق که با رمز (خ) مشخص شده است. نسخۀ کتابخانۀ دانشگاه تهران با شمارۀ ۲۸۹ مربوط به سال ۷۲۵ق که با رمز (د) مشخص شده است. نسخۀ دیگرى از کتابخانۀ آیت‌الله مرعشى نجفى با شمارۀ ۱۶۱۱ مربوط به سال ۹۰۵ق که با رمز(ع) مشخص شده است. نسخۀ کتابخانۀ مدرسۀ فیضیه با شمارۀ ۴۴۱ مربوط به سال ۸۷۰ق که با رمز (ض) مشخص شده است. نسخۀ کتابخانۀ مجد‌الدین نصیرى با شمارۀ ۲۶۳ که با رمز (ل) مشخص شده است. مطالب در خطبۀ کتاب، مؤلف مثل سایر کتاب‌هایش مطالب کتاب را به ۴ قاعده تقسیم نموده است که عبارتند از:

- عبادات - معاملات - ایقاعات - احکام[۱۱]

سپس هر قاعده به کتاب‌هاى مختلف و هر کتاب به ابواب، و هر باب به فصول متعدد و هر فصل به مسائل مختلف تقسیم شده است و هر مسأله نیز داراى فروعاتى است.

هم‌چنان که گذشت تمام مباحث کتاب به دست ما نرسیده است بلکه فقط تا قسمت پانزدهم یعنى قسمتى از کتاب نکاح موجود هست.

مباحث کتاب در ۱۵ قسمت ذکر شده است که به ترتیب عبارتند از:

کتاب طهارة از اول کتاب صلاة تا آخر افعال آن بقیۀ کتاب صلاة تا آخر کتاب صلاة کتاب‌هاى زکاة و صوم از ابتداى کتاب حج تا آخر تقصیر بقیۀ کتاب حج تا آخر کتاب جهاد از اول کتاب بیع تا بیع نقد و نسیه از بیع نقد و نسیه تا آخر کتاب دیون و توابع آن مباحث رهن و تفلیس (حجر) مباحث ضمان، کفالة، حواله، وکالت، اقرار، صلح کتاب امانت و توابع آن، ودیعه، عاریه، شرکة، قراض، لقطه، جعاله مباحث اجاره، مزارعه، مساقاة، سبق و رمایه مباحث غصب، احیاء موات، عطایا و مباحث هبه، صدقه و وقف کتاب وصایا قسمتى از مباحث نکاح مطالب مجلدات: - جلد اوّل و قسمتى از جلد دوم کتاب طهارة

- بقیۀ جلد دوم و جلد سوم و جلد چهارم کتاب صلاة

- جلد پنجم کتاب زکاة را در بر دارد.

جلد اول: شامل قسمتى از کتاب طهارت و مباحث آن،

آب‌ها، نجاسات، وضو، غسل‌ها، غسل حیض، استحاضه، نفاس، مس میت مى‌باشد.

جلد دوم: شامل بقیۀ کتاب طهارت و مباحث آن،

تلقین، صلاة میت، دفن، غسل مس میت، غسل‌هاى مستحبى، تیمم، لواحق طهارت. و قسمتى از کتاب صلاة شامل تعداد نمازها، اوقات نمازها، قضاء، مکان نمازگزار، مساجد، لباس نمازگزار مى‌باشد.

جلد سوم: بقیۀ کتاب صلاة و مباحث آن،

قبله، اذان و اقامه، تکبیرة الاحرام، قرائت، رکوع، سجود، تشهد، سلام، مستحبات نماز، مبطلات نماز، احکام خلل در نماز، سجدۀ سهو مى‌باشد.

جلد چهارم: بقیۀ کتاب صلاة و مباحث آن،

نماز جمعه، جماعت، صلاة عیدین، صلاة نذر، نماز مسافر مى‌باشد.

جلد پنجم: کتاب زکات داراى مباحث:

احکام و اقسام زکاة، زکاة فطره، خمس، انفال مى‌باشد.

ویژگى‌ها استناد به اجماع استناد فراوان به اجماع از ویژگى‌هاى بارز کتب فقه مقارنه‌اى و بخصوص این کتاب مى‌باشد. البته از اجماع نسبت به فرق و مذاهب مختلف تعابیر مختلفى دیده مى‌شود که بعضى از آنان مختص به اجماعات عامّه و بعضى مربوط به امامیه مى‌باشد. به عنوان نمونه در اجماعات منقول از عامّه با تعبیر علماء یا فقهاء بطور مطلق مى‌نویسد: قول عامّة العلماء، أنکره جمهور العلماء، قال جمیع الفقهاء، أجمع أهل العلم.[۱۲] و در مورد اجماعات علماء شیعه با لفظ علماء در حال اضافه به «نا» مى‌نویسد: هو مذهب علماؤنا، بلا خلاف بین فقهاء أهل‌البیت علیهم‌السلام، إجماع الإمامیة على ذلک إلاّ ابن الجنید، ذهب إلیه علماؤنا أجمع خلافا للجمهور، أما تحریم الغرائم فإجماع أهل‌البیت علیهم‌السلام.[۱۳] و گاهى نیز به صورت عام و شامل هر دو فرقه به این صورت مى‌نویسد: قد أجمع المسلمون[۱۴] رد قواعد اصولى مثل قیاس، استحسان از دیگر ویژگى‌هاى کتاب علاوه بر استناد به قواعد اصولى امامیه، رد قواعد اصولى غیر صحیح عامّه مى‌باشد که بیش از همه مؤلف در رد قیاس مطالبى را ذکر نموده است. به عنوان نمونه: و هو قیاس فی معارضة النص فیرد، و هو قیاس فی التقدیرات مع معارضة النّص، و نمنع الأصل فی القیاس.[۱۵] آزاد اندیشى اگر چه مؤلف با احترام زیادى نظریات شیخ طوسى «قده» و سید مرتضى «قده» و فقهاى بزرگ دیگرى را در کتاب ذکر مى‌نماید، اما وى با دقت کم نظیرى به بررسى این نظریات پرداخته و در بسیارى از موارد بر خلاف نظریات آنان، نظریاتى را انتخاب و بر صحت آنها استدلال نموده است. به عنوان نمونه در جمع روایى بین روایات متعارض در بحث نماز مسافر مى‌نویسد: قال الشیخ و إذا اختلف الأخبار حملنا هذه على الاستحباب و الأولى على الإجزاء. و سپس نظر خود را در حمل روایات این گونه مى‌نویسد: و الروایة محمولة على ما لو خرج قبل مضی الوقت. و سپس نتیجه مى‌گیرد: و جمع الشیخ لیس بجید لدلالة الأولى على وجوب الإتمام و هذه على وجوب القصر فلیس وجه الجمع إلاّ ما قلناه.[۱۶] استناد به روایات ائمۀ اطهار علیهم‌السلام اگر چه مؤلف بنا به اقتضاى مطالب کتاب بسیارى از روایات عامه را ذکر مى‌نماید اما اتکاء و اطمینان وى به روایات ائمۀ معصومین علیهم‌السلام به عنوان آگاه‌ترین انسان‌ها به مذهب پیامبر اکرم صلى‌الله‌علیه‌وآله و حتى کسانى که وحى الهى را شنیده‌اند، بخوبى مشهور است، به عنوان نمونه: مع أن أهل‌البیت علیهم‌السلام أعرف منه لملازمتهم الرسول صلى‌الله‌علیه‌وآله، مع معارضتها لروایات أهل‌البیت علیهم‌السلام و هم أعرف بکیفیات الشریعة لملازمتهم الرسول صلى‌الله‌علیه‌وآله و سماعهم الوحی.[۱۷] گاهى نیز با استناد به روایات ائمۀ معصومین علیهم‌السلام، روش و مذهب حضرت على نیز تفسیر مى‌شود به عنوان نمونه: و روایتهم عن علی‌علیه‌السلام خلاف ذلک مدفوعة، لأن أولاده علیهم‌السلام أعرف بمذهبه. و در جاى دیگر: و هو ممنوع إذ أهل‌البیت علیهم‌السلام أعرف بمذهب أبیهم.[۱۸] استناد به کلمات شیخ طوسى و سایر بزرگان مؤلف به کرات نظریات شیخ طوسى «قده» از کتاب الخلاف که در فقه مقارنه‌اى نوشته شده ذکر نموده است و بیشترین توجه وى به کلمات شیخ طوسى است اما در همان حال به نظریات بزرگانى همچون ابن جنید، ابن ابى عقیل، ابن البراج، شیخ صدوق، ابن بابویه، ابوالصلاح حلبى، سلار بن عبدالعزیز، ابن ادریس، قطب راوندى نیز متعرض شده است. اعتماد مؤلف به بیان روایات کتاب تهذیب الأحکام شیخ طوسى، به حدى است که صاحب أعیان الشیعة در این مورد مى‌نویسد: و کفى أنّ العلامة جعله (تهذیب الأحکام) موضوع اعتماده وحده فی نقل الأحادیث فی کتاب التذکرة إلاّ ما شذّ.[۱۹] ارجاع به منتهى المطلب از دیگر ویژگى‌هاى کتاب ارجاع تفاصیل مطالب کتاب به منتهى المطلب مى‌باشد. به عنوان نمونه در صفحۀ ۲۷ از جلد اوّل در بحث کشیدن آب چاه به سبب واقع شدن نجاست در آن مؤلف مى‌نویسد: و قد بینت الخلاف و الحجاج فی منتهى المطلب على الاستقصاء. عدم ذکر فهرست‌ها از نقائص بزرگ کتاب این که در حالى که از لحاظ تلاش در یافتن مآخذ و منابع و ذکر آن در حواشى کتاب، ناشرین موفق بوده‌اند، امّا متأسفانه فهرست‌هاى اعلام، کتب، احادیث، آیات قرآن کریم و سایر فهارست در پایان مجلدات کتاب ذکر نشده‌اند. گفتار بزرگان الذریعة: تذکرة الفقهاء فی الفقه الاستدلالی، کبیر، خرج منه إلى أواخر النکاح فی خمسة عشر جزءا.[۲۰]

أعیان الشیعة: تذکرة الفقهاء فی الخلاصة خرج منه إلى النکاح أربعة عشر جزءا مطبوع فی مجلد واحد کبیر.[۲۱]

در جاى دیگر از أعیان الشیعة: و هو فرید العصر و نادرة الدهر له من الکتب المصنفة فی العلوم المختلفة ما لم یشتهر عن غیره لا سیما فی الأصول الا لاهیة فإنه قد فاق فیها الغایة و تجاوز النهایة و له فی الفقه و التدریس کل کتاب نفیس أکبرها التذکرة و أصغرها التبصرة.[۲۲]

روضات الجنات: أو فیما ارتقى إلى أربعة عشر مجلدا مع أنه لم یتجاوز أبواب النکاح و هو کتابه المعروف ب‍«تذکرة الفقهاء».[۲۳]

فوائد رضویه: صنف فی کل علم کتبا و أتاه الله من کل شیء سببا أما الفقه فهو أبو عذرة و غواص بحره و له فیها اثنی‌عشر کتابا هی ملجاء العلماء و مرجع الفقهاء هی منتهی المطلب فی تحقیق المذهب خرج منه تمام العبادات...

و کتاب تذکرة الفقهاء و الموجود منه خمسة عشر جزءا إلى مباحث النکاح... و أوّل ما صنّفه من هذه الکتب کتاب المنتهى و آخرها المختلف و أحسنها و أدقها و أمتنها القواعد و أنفعها للمستدل المختلف و المنتهى و التذکرة.[۲۴]

حاشیة لؤلؤ البحرین: و سبق فی فقه الشریعة و ألف فیه المؤلفات المتنوعة من مطولات و متوسطات و مختصرات فکانت محط أنظار العلماء من عصره إلى الیوم تدریسا و شرحا و تعلیقا فمن المطولات المختلف و التذکرة و منتهى المطلب.[۲۵]

الإجازة تألیف علامۀ حلّى: خرج منه إلى النکاح أربعة عشر مجلدا.[۲۶]

تحریر الأحکام تألیف علامۀ حلّى: و من أراد الإطالة فعلیه بکتابنا الموسوم بتذکرة الفقهاء الجامع لأصول المسائل و فروعها مع إشارة وجیزة إلى وجوه‌ها و ذکر الخلاف الواقع بین العلماء و إیراد ما بلغناه من کلام الفضلاء.[۲۷]

پانویس 1. مستدرکات أعیان الشیعة /۵ ۲۹۴ 2. أصول العامّة للفقه المقارن، ۱۳ 3. خطبۀ کتاب، ص۴ 4. أعیان الشیعة، ج /۳ ۱۴ 5. تحریر الأحکام، ۲۸۱ 6. الذریعة إلی تصانیف الشیعة/۴ ۴۳ 7. الذریعة إلی تصانیف الشیعة/۴ ۴۳ 8. الذریعة إلی تصانیف الشیعة/۴ ۴۳ 9. الذریعة/۴ ۴۳ 10. مقدمه‌اى بر فقه شیعه، ۱۲۰ 11. خطبۀ کتاب، ص۴ 12. ج /۱ ۶۴، ۱۱۵، ج /۲ ۳۶، ۷۷ 13. ج /۱ ۲۴۹، ۲۵۵، ۳۱، ۵۴، ۱۵۸، ۲۳۵، ۲۴۴ 14. ج /۱ ۹۹ 15. ج /۱ ۷۱، ۸۵، ج /۲ ۷۸ 16. ج /۴ ۳۵۳ 17. ج /۱ ۱۷۰، ۱۷۳ 18. ج /۱ ۱۶۵، ج /۲ ۹۲ 19. أعیان الشیعة /۹ ۱۶۱ 20. الذریعة/۴ ۴۳ 21. أعیان الشیعة /۵ ۴۰۴ 22. أعیان الشیعة /۵ ۳۹۷ 23. روضات الجنات فی أحوال العلماء و السادات ج /۲ ۲۷۵ 24. فوائد رضویه، ۱۲۶ 25. لؤلؤ البحرین، ۲۱۰، ۲۱۱ 26. الإجازة، ۱۵۵ 27. تحریر الأحکام، ص۲۸۱

منابع