سید محمدصادق لواسانی

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon book.jpg

محتوای فعلی بخشی از یک کتاب متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)

آیت الله سید محمدصادق لواسانى (۱۲۸۰ - ۱۳۶۹ ش)، از علمای مجاهد شیعه در قرن ۱۴ هجری و از شاگردان شیخ عبدالکریم حائرى بود. وی از یاران دیرین امام خمینی و نماینده تام الاختیار ایشان بود و نقش مهمی در مبارزه با رژیم طاغوت و پیروزی انقلاب اسلامی ایران داشت.

Lavasani.jpg
نام کامل سید محمدصادق لواسانى
زادروز ۱۲۸۰ شمسی
زادگاه نجف
وفات ۱۳۶۹ شمسی
مدفن قم، حرم حضرت معصومه

Line.png

اساتید

شیخ عبدالکریم حائرى، سید محمدتقى خوانسارى، سید محمد حجت کوه‌کمره اى، آیت الله شاه آبادى،...



ولادت و خاندان

سید محمدصادق در ماه صفر ۱۳۲۴ هجرى قمرى، (مطابق با ۱۲۸۰ شمسى) در شهر نجف اشرف و جوار بارگاه ملکوتى حضرت امام على علیه السلام دیده به جهان گشود. پدرش آیت الله حاج سید ابوالقاسم حسینى از شاگردان بزرگانی چون آخوند خراسانى (متوفى ۱۳۲۹ هـ.ق) و شیخ محمد بهارى (متوفى ۱۳۲۵ هـ.ق) بود. وی در ۱۳۶۳ قمرى به دیار باقى شتافت و پیکر پاکش در جوار صحن حضرت امام على علیه السلام به خاک سپرده شد.

تحصیلات و استادان

محمدصادق لواسانی با تشویق و راهنمایی‌هاى پدر، تحصیلات ابتدایى را در زادگاهش شروع کرد و به مدت هفت سال در نجف در محضر پدرش، آیت الله سید ابوالقاسم لواسانى و برادر بزرگش سید احمد لواسانى دروس حوزوى را فراگرفت.

ورود به همدان:

سید محمدصادق در سال ۱۲۹۵ هـ.ش در پانزده سالگی، به همراه پدر به ایران آمد.[۱] پدر چون بیشتر درس‌هاى اخلاقى و عرفانى را از اساتید به نام حوزه نجف که از دیار همدان برخاسته بودند، آموخته بود به همراه فرزندش وارد همدان شد و محمدصادق در حدود یک سال در کنار پدر ماند و از محضر او و برادر استفاده برد.

سفر به اراک:

هنگامى که در سال ۱۳۳۲ هـ.ق، آیت الله شیخ عبدالکریم حائرى، از مجتهدین به نام حوزه نجف به اراک وارد شد، از مکتب‌خانه و حوزه هاى علوم دینى پررونق خبرى نبود، اما با ورود حاج شیخ در مدتى اندک آوازه مکتبش به بسیارى از شهرهاى ایران رسید و دیرى نپایید که شیفتگان دانش از سراسر کشور به سوى اراک رهسپار شدند و به این ترتیب حوزه علمیه اراک به عنوان بزرگترین مجمع علمى ایران شناخته شد.[۲] همین دوران بود که سید محمد به همراه برادرش سید احمد براى ادامه تحصیل از همدان به اراک آمد. در این سال‌ها نیز سید محمد بیشتر از محضر برادرش کسب فیض مى کرد.

در سال ۱۳۴۰ هـ.ق؛ (مطابق با ۱۲۹۶ هـ.ش) حاج شیخ عبدالکریم براى زیارت به قم آمده بود، با دعوت علماء از جمله آیت الله بافقى (متوفى ۱۳۶۵ هـ.ق) مبنى بر ماندن در حوزه قم با توجه به مشکلات زیادى که حوزه علمیه قم را تهدید مى کرد، موافقت کرد و حوزه اراک را به شهر مقدس قم انتقال داد.

مهاجرت به قم:

با هجرت آیت الله حاج شیخ عبدالکریم به شهر مقدس قم، سید محمد نیز در سال ۱۲۹۷ هـ.ش در سن ۱۷ سالگى در حالى که به مدت نُه سال مقدمات و سطح حوزه را از محضر پدر و برادرش در نجف، همدان و اراک فراگرفته بود، مانند دیگر طلاب و فضلا به قم عزیمت کرد.

آشنایى با امام خمینی:

سید محمد بعد از ورود به قم در مدرسه فیضیه و دارالشفاء ساکن شد و در همان روزهاى ورود با حاج آقا روح الله خمینى آشنا و پس از مدتى هم بحث و هم حجره ایشان شد. سید با شروع دروس حوزه در درس خارج فقه و اصول بزرگانى همچون آیت الله العظمى حاج شیخ عبدالکریم حائرى، سید محمدتقى خوانسارى (متوفى ۱۳۷۱ هـ.ق) و مرحوم آیت الله سید محمد حجت کوه‌کمره اى (متوفى ۱۳۷۲ هـ.ق) شرکت کرد.

همچنین از محضر درس مرحوم آیت الله شیخ محمدعلى شاه آبادى (متوفى ۱۳۶۹ هـ.ق) دروس عرفان، سیر و سلوک، حکمت، فلسفه، کتب «مفاتیح الغیب»، «شرح فصوص» و «منازل السائرین» را آموخت. دو سال نیز از درس اخلاق عارف الهى، مرحوم آیت الله میرزا جواد آقا ملکى تبریزى (متوفى ۱۳۴۳) بهره مند شد.

سید محمد در طول نُه سال اقامت خود در قم، اکثر این دروس را با حاج آقا روح الله خمینى مباحثه کرد. خود در این باره می‌گوید: حتى در سفرها و زیارت که گاهى مشهد مشرف مى شدیم، در راه و هر فرصتى که حاصل مى شد مشغول مباحثات علمى فلسفى مى شدیم... در مدرسه فیضیه صبح‌هاى زود در کنار رودخانه ساحلى مشغول مباحثه مى شدیم؛ حتى روزهاى سرد هم این کار انجام مى شد و چقدر زیبا و با لطف و صفا صورت می‌گرفت.[۳]

عزیمت به نجف:

آیت الله سید محمدصادق لواسانى به شوق زیارت بارگاه امام على علیه السلام، و استفاده بیشتر از علماى حوزه نجف، در سال ۱۳۰۴ هـ.ش عازم عراق شد و از مکتب درسى اساتید بزرگى همچون، مرحوم آیت الله حاج میرزا ابوالحسن مشکینى، (متوفى ۱۳۵۸ هـ.ق) و آیت الله آقا ضیاءالدین عراقى، عالم بزرگ علم اصول و فقه (متوفى ۱۳۵۹ هـ.ق) استفاده کرد و بعد از مدتى به خاطر کسالت و به امر پدر به شهر مقدس قم بازگشت.

وى در سن ۳۲ سالگى (سال ۱۳۱۲ هـ.ش) در نتیجه سال‌ها تحقیق و فعالیت‌هاى علمى به مدارج عالیه اجتهاد دست یافت. در این فاصله زمانى مدتى هم در مشهد دروس فقه و اصول و حکمت را از محضر آیت الله العظمى حاج آقا حسین قمى (متوفى ۱۳۶۶) خارج فقه و اصول، و تفسیر را نزد آیت الله حاج شیخ مرتضى آشتیانى (متفی ۱۳۶۵ هـ.ق) آیت الله میرزا محمد آقازاده کفائى (متوفى ۱۳۵۶) فراگرفت.

فعالیتهای اجتماعی و سیاسی

تصدى مدارس علمیه:

در سال ۱۳۱۴ هـ.ش به جهت توطئه هاى گوناگونى مانند اعلام کشف حجاب، به گلوله بستن مردم در مسجد گوهرشاد، تبعید علماء و بزرگان مشهد، مصوبه هاى اتحاد شکل لباس، لزوم جواز پروانه و گواهینامه و تفتیش و رسیدگى به امور روحانیون و دهها مورد دیگر که از سوى رضاخان علیه حوزه هاى علمیه، خصوصاً حوزه قم انجام مى گرفت، از طرف آیات ثلاث عظام، سید محمد حجت، سید محمدتقى خوانسارى و سید صدرالدین صدر به تولیت مدارس فیضیه، دارالشفاء و عبدالله خان منصوب شد.[۴]

این دو حوزه علمیه در طول شش سال مدیریت ایشان به بهترین وجه اداره شد و در روزگارى که طلاب حق پوشیدن لباس روحانى را نداشتند، زیر نظر بزرگان ضمن حل و فصل امور طلاب به تدریس دروس سطح حوزه پرداخت و تا سال ۱۳۲۰ هـ.ش مشغول این امر مهم شد.

اقامت در تهران:

آیت الله لواسانى در سال ۱۳۲۱ هـ.ش براى نشر معارف الهى عازم تهران شد و در مسجد مدرسه میرزا ابوالحسن معمار به اقامه جماعت و خدمات دینى پرداخت. با این حال همچنان با امام خمینی که در قم بود، ارتباط نزدیک داشت. دکتر محمدتقى لواسانى؛ فرزند آیت الله لواسانى از آن ایام چنین یاد مى کند: «آیت الله لواسانى به تهران مهاجرت مى نمایند. از همان سال مرحوم امام قدس سره سالى دو تا سه بار به تهران تشریف و میهمان آیت الله لواسانى بودند».[۵]

سرآغاز مبارزات:

در سال ۱۳۴۱ هـ.ش که حضرت امام براى دیدار با آیت الله لواسانى به تهران آمده بود، موضوع لایحه انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى مطرح شد. امام خمینی اولین مرجع تقلید جهان اسلام بود که به مخالفت با آن لایحه برخاست. بعد از سخنرانى تاریخى امام در مدرسه فیضیه در سال ۴۲، رژیم پهلوى امام را دستگیر کرده، به تهران منتقل کرد. مدتى بعد که امام آزاد شد، سراغ یار دیرین و مجاهد خود را گرفت.

حجت الاسلام سید محمدرضا لواسانى در این رابطه مى گوید: «امام پس از آزادى به اولین کسى که تلفن زدند و خواستار ملاقات با ایشان شدند، آیت الله لواسانى بود و از همین تاریخ هم بود که حضرت امام وکالت تام الاختیارى را در تهران به ایشان واگذار نمودند، به صورتى که وقتى افرادى به حضرت امام مراجعه مى نمودند و سؤال مى کردند در تهران به چه کسى مراجعه مى نماییم، امام مى فرمود: به آقاى لواسانى مراجعه نمایید. دست ایشان دست من است و توهین به ایشان توهین به من است و این مطلب را حضرت امام قبلا از تبعید به ترکیه و نجف مى فرمودند و هم بعد از آن که نامه هاى کتبى افراد در این رابطه گویاى این مطلب است».[۶]

نقش آیت الله لواسانى بعد از تبعید امام:

چند ماه بعد از آزادى امام، قانون کاپیتولاسیون و مصونیت قضایى اتباع آمریکایى در ایران مطرح شد. امام در سخنرانى خود در قم ارکان دولت شاهنشاهى را به لرزه درآورد. در پى آن در شب ۱۳ آبان ۱۳۴۳ دژخیمان پهلوى به خانه امام هجوم آورد، ایشان را دستگیر و به تهران منتقل و بلافاصله به ترکیه تبعید کردند.

نقش آیت الله لواسانى در حفظ و حمایت از امام و انقلاب در این دوران آن چنان برجسته است که همه یاران امام و انقلاب بر آن شهادت داده اند. در این بین حاج سید احمد یادگار امام قدس سره مى نویسد: او (آیت الله لواسانى) به حق در زمان تبعید امام قدس سره پدرى دلسوز و مربى‌اى صادق برایم بود. محبت‌هاى خالصانه او در تنهایى‌هایم موجب دلگرمى بود. در مدت تبعید و زندانى امام، آیت الله لواسانى در مقابل طاغوت و طاغوتیان ایستاد و از امام دفاع کرد و زمانى که نام امام مساوى با زندان و اعدام بود، یک تنه مسئولیت نمایندگى على الاطلاق حضرت امام را پذیرفت و مسئول شهریه در قم و تهران و سایر حوزه ها شد و با شهامت تا دم مرگ از این مسئولیت دفاع کرد و پذیراى زندان و شکنجه و تبعید و دربدرى شد. او کسى بود که امام بارها گفته بود؛ دست او دست من است. او رفیق بى‌بدیل من است، توهین به او توهین به من است و او راستى چنین بود...».[۷]

استمرار مبارزات:

در سال ۱۳۴۳، رژیم ستمشاهى ایشان را ممنوع الخروج کرد و در تهران تحت نظر قرار گرفت.[۸] وجود ایشان در تهران و مساعدت‌هاى فکرى و مالى به خانواده هاى زندانیان و تبعیدی‌ها و تقویت نیروها توجه آحاد مردم به ایشان، ارتباط نزدیک از تهران با تبعیدگاه امام در نجف و پیوند امام با امت و وکالت تام الاختیارى امام، باعث حساسیت ویژه رژیم پهلوى به معظم له و متعاقب آن فشارهاى مختلفى بود که به ایشان مى آوردند.

با این همه آیت الله لواسانى همچنان به انجام مسئولیت‌هاى خود ادامه مى داد تا این که رژیم در بهمن ۱۳۵۱ هـ.ش ایشان را در سن ۷۱ سالگى دستگیر و به زندان انفرادى کمیته شهربانى تهران انتقال داده اما مدتى بعد با وساطت مراجع عظام از زندان آزاد شد. پس از آزادى به خاطر استمرار مبارزه براى دومین بار در سال ۱۳۵۳ تیر ماه، دستگیر و به مدت سه سال به «هشت پر» طالش تبعید شد.

آیت الله لواسانى به دلیل نامناسب بودن هوا و اقامت دچار بیمارى شد به این دلیل ایشان به تهران منتقل شد. شش ماه تحت درمان قرار گرفت. وقتى در بیمارستان از طرف ساواک به ایشان اعلام شد که اگر مى خواهید به تبعیدگاه برنگردید، دست از حمایت خمینى بردارید. ایشان در جواب به یک جمله بسنده کرد و گفت: به تبعیدگاه برمى گردم.[۹]

آیت الله لواسانى در سال ۱۳۵۷ در سن هفتاد و هفت سالگى بعد از زیارت عتبات عالیات براى تجدید دیار با امام، عازم فرانسه شد و پس از تبادل اندیشه پیرامون حکومت اسلامى و آینده ایران و... قبل از امام به ایران مراجعت کرد.

بعد از پیرزوی انقلاب:

آیت الله لواسانى بعد از ورود امام به ایران اسلامى بى هیچ نام و عنوانى در کنار امام قرار گرفت‌. او در طول ده سال بعد از پیروزى انقلاب نیز تا آخرین لحظه با امام همراه شد. حجت الاسلام سید محمدرضا لواسانى فرزند آیت الله لواسانى در این باره مى نویسد: «پس از انقلاب، آیت الله لواسانى حداقل هفته اى یکبار بدون هیچگونه تشریفاتى به ملاقات حضرت امام مى رفتند و اگر به واسطه عذرى نمى توانستند بروند، حضرت امام توسط یادگارشان جناب آقاى حاج احمد آقا از حال آیت الله لواسانى سؤال مى کردند و علت نیامدن را مى پرسیدند».[۱۰]

یادگار امام، حجت الاسلام آقاى حاج احمد آقا در پیرامون این موضوع مى نویسد: «...با این که او نماینده تام الاختیار حضرت امام بود، هرگز از زندگى زاهدانه اش دست نکشید و تا آخر در همان منزل که قریب پنجاه سال پیش خریده بود، زندگى کرد و در آخر عمر با آن که تمامى دوستانش او را به زندگى اى بهتر فرامى خواندند، ولى او با خداى خود عهد کرده بود تا چون محرومین و پابرهنه ها زندگى کند. او هشتاد سال با خمینى بود و براى همه کسانى که او را مى شناختند بوى امام را مى داد هر هفته در تمامى مدت بعد از انقلاب یک روز از آن ملاقات او با امام بود و او در برف و سرما هم این ملاقات را ترک نکرد. آخر دل امام به او خوش بود...».[۱۱]

ویژگی‌هاى اخلاقى

با نگرش اجمالى به نظریات امام خمینی، آیت الله خامنه اى، یادگار امام، فرزندان و نزدیکان آیت الله لواسانى مى تون به خصوصیات ویژه این مرد الهى پى برد که از جمله آن‌هاست: عمل به تکلیف، ساده‌زیستى، انجام فرائض در اول وقت، تقید به نماز شب، خلوص در زندگى، سعى در حل مشکلات مردم، صله رحم، تواضع و فروتنى، قرائت چند نوبت قرآن در روزها، شهامتِ دفاع از حق، سلام دادن به کوچک و بزرگ، حسن خُلق در زندگى با همسر و فرزندان و مردم، احترام به بندگان خدا، شنیدن نظریات دیگران و... .

وفات

مرحوم آیت الله لواسانى قبل از رحلت امام در بیمارستان بار دیگر با دوست دیرین خود ملاقات کرد. ارتحال امام اثر عمیقى بر روح آن عزیز مى گذارد و سرانجام بعد از یک دوران بیمارى نسبتا طولانى، روز هشتم مهر ۱۳۶۹ در ۸۹ سالگى دار فانى را وداع گفت. پیکر مطهرش از مسجد ایشان تشییع و به شهر مقدس قم منتقل گردیید. آن گاه در جوار حرم حضرت معصومه سلام الله علیها به خاک سپرده شد.

بخشی از پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت ارتحال آیت الله سید محمدصادق لواسانى: بسم الله الرحمن الرحیم انا لله و انا الیه راجعون. عالم ربانى و فقیه پرهیزکار و بزرگوار، آیت الله آقاى حاج سید محمدصادق لواسانى رضوان الله تعالى علیه دعوت حق را لبیک گفته و به لقاءالله پیوست. آن روحانى عالیقدر هم به موجب مدارج و مقامات عالیه علم و عمل و عمر طولانى و پربرکتى که تماما در صراط مستقیم حق سپرى شد و هم به خاطر پیوند مودت و صداقت با امام عزیز و بزرگوارمان که حدود هفتاد سال استمرار و استحکام داشت، یکى از شخصیت هاى محبوب و چهره هاى شاخص بشمار مى آمد و فقدان ایشان ضایعه اى تأسف انگیز و خسارت بار است. این جانب خود سالیان متمادى آن شخصیت عزیز را از نزدیک به طهارت و صداقت و وارستگى مى شناختم... .

پانویس

  1. گنجینه دانشمندان، جلد ۴، ص ۵۵۰.
  2. شیخ عبدالکرمیم حائرى نگهبان بیدار، سعید عباس زاده.
  3. مصاحبه با آیت الله لواسانى، روزنامه رسالت، ۱۳۶۸/۴/۲۰.
  4. آثار الحجه، جلد دوم، ص ۲۵۶، محمد شریف رازى.
  5. مصاحبه با آیت الله لواسانى، نقل از دکتر محمدتقى لواسانى، روزنامه رسالت، ۱۳۶۸/۴/۲۰.
  6. حجت الاسلام محمدرضا لواسانى؛ فرزند آیت الله لواسانى کیهان، ۱۳۶۹/۸/۱۷.
  7. یادگار امام، رسالت، ۶۹/۸/۹.
  8. دکتر محمدتقى لواسانى، فرزند آیت الله لواسانى، رسالت، ۱۳۶۸/۴/۲.
  9. حجت الاسلام سید محمدرضا لواسانى؛ فرزند آیت الله لواسانى، کیهان، ۶۹/۸/۱۷.
  10. همان.
  11. یادگار امام، رسالت، ۶۹/۸/۹.

منابع