سید علی طباطبایی

از دانشنامه‌ی اسلامی
(تغییرمسیر از سيد علی طباطبائی)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«سید على طباطبایى» معروف به «صاحب‌ ریاض» (۱۲۳۱-۱۱۶۱ ق)، فقیه، اصولى، متکلم و محدث بزرگ شیعه در قرن سیزدهم هجری و از شاگردان وحید بهبهانی و داماد ایشان بود. او در جهت تبیین و گسترش اسلام، کوشش‌های فراوانی نمود و در مقابل افکار انحرافی و انحطاطی مثل اخباری‌گری ایستاد. مهمترین کتاب فقهی وی، «ریاض المسائل» است. عالمان بزرگی چون سید محمدباقر شفتی و فرزندش سید محمد مجاهد از شاگردان او هستند.

نام کامل سید على طباطبایى
زادروز ۱۱۶۱ قمری
زادگاه کاظمین
وفات ۱۲۳۱ قمری
مدفن کربلا، حرم امام حسین علیه‌السلام

Line.png

اساتید

وحید بهبهانی، شیخ یوسف بحرانی، محمدعلی بهبهانی،...

شاگردان

سید محمدباقر شفتی، شیخ ابوعلی حائری، سید محمد مجاهد، سید محمدجواد عاملی،...

آثار

ریاض المسائل، الرسالة البهیه، شرح مفاتیح الشرایع، رساله الاصول الخمس، حاشیه الحدائق الناضره،...

ولادت و خاندان

سید علی طباطبایی در ربیع الاول ۱۱۶۱ هـ.ق در شهر کاظمین دیده به جهان گشود.[۱] وی فرزند محمدعلی، ‌فرزند ابوالمعالی صغیر و او فرزند ابوالمعالی کبیر و از تبار سادات حسنی، معروف به طباطبایی می‌باشد که در قرن دوازدهم هجری قمری از اصفهان به کربلا آمد و همانجا ماندگار و منشأ خیر و برکت برای جهان اسلام شد.[۲]

مادرش، خواهر وحید بهبهانی و همسرش نیز دختر ایشان است. از این رو، سید علی طباطبایی هم خواهرزاده وحید بهبهانی است و هم داماد او. جد مادری او نیز به علامه مجلسی اول (متوفی: ۱۰۷۰ هـ.ق) می‌رسد.[۳]

سید محمد طباطبایی معروف به سید محمد مجاهد (۱۲۴۲-۱۱۸۰ ق) -صاحب کتاب «مفاتيح الاصول‌»-، فرزند دانشمند سید علی طباطبایی است.

تحصیلات و استادان

سید علی طباطبایی در ابتدای جوانی به کسب علم و فضیلت پرداخت. وی در تحصیل مقدمات نحو، صرف و سایر علوم از خود نبوغ فراوان نشان داد؛ به طوری که مورد توجه علامه بزرگ، وحید بهبهانی قرار گرفت. از این رو، وحید بهبهانی از فرزندش، محمدعلی بهبهانی خواست که استادی سید علی را به عهده بگیرد و درس فقه «مدارک الاحکام»، او را بپذیرد. بدین صورت، سید علی در زمره شاگردان محمدعلی بهبهانی درآمد.[۴]

وی در اندک زمانی، درجات ترقی را طی کرد و با این که از نظر سن، از هم‌شاگردی‌های خود بسیار جوانتر بود، از همه پیشی گرفت؛ به طوری که بعد از مدت کمی، ‌در سال ۱۱۸۶ هـ.ق نزد دائی بزرگوارش وحید بهبهانی افتخار شاگردی پیدا کرد و به درجه اجتهاد رسید و از او و دیگران، اجازه روایت دریافت کرد.

سید علی طباطبائی همچنین به سبب مقام والای علمی شیخ یوسف بحرانی (صاحب الحدائق الناضره)، شب‌ها در درس او حاضر می‌شد و از محضر ایشان کسب علم می‌نمود.[۵]

بزرگان کوشش بی‌دریغ او را در راه تحصیل علم ستوده‌اند و گفته‌اند: او در راه کسب علم، سختی‌ها و تلخی‌های فراوانی را متحمل شد و علم را با گریه و زاری و مناجات به درگاه باری تعالی تحصیل نموده است؛ زیرا ظاهراً مدت تحصیل ایشان آن قدر نبوده است که بتوان در آن مدت کم به این رتبه عالی رسید. ولی ایشان با همه این مشکلات و موانع، به درجات عالی علم رسید و شهره آفاق شد و این جز همت والای او و فضل خداوند منان چیز دیگری نبود.[۶]

سید علی طباطبایی در فقه، اصول و حدیث تخصص کافی داشت. گرچه تبحرش در اصول بیش از فقه بود، ولی شهرتش در فقه بیش از اصول می‌باشد؛ بر عکس میرزای قمی -عالم معاصر ایشان- که تبحرش در فقه بیشتر از اصول بود، ولی شهرتش در اصول بیشتر است. از این رو، از سید علی طباطبایی به صاحب «ریاض» که کتابی است فقهی و از میرزای قمی به صاحب «قوانین» که کتابی است اصولی، تعبیر می‌شود و این شاید به خاطر آن بود که آن دو بزرگوار کتابی جامع در موضوع مورد تخصصشان تألیف نکردند.[۷]

تدریس و شاگردان

سید علی طباطبایی به امر استاد خود ‌-وحید بهبهانی-، کرسی درسی را در کربلا به عهده گرفت و به تربیت طلاب اشتغال پیدا کرد. به برکت نفوس قدسی وی، دانشمندان و بزرگان بسیاری به درجه علم و مقامات بلند ارتقا یافتند. معروفترین آن‌ها عبارتند از:

آثار و تألیفات

صاحب ریاض علاوه بر تربیت مبلغان و محدثان و فقیهان، به تألیف کتب فقهی و اصولی متعددی پرداخت. از جمله آثار ارزشمند او عبارت است از:

  1. ریاض المسائل فی بیان الاحکام بالدلائل، یک دوره کامل فقه استدلالی
  2. الرسالة البهیه، در ردّ آراء و نظرات اخباری‌ها
  3. شرح مفاتیح الشرایع
  4. رساله تثلیث التسبیحات الاربع فی الأخیرتین
  5. رساله الاصول الخمس
  6. رساله الاجماع والاستصحاب
  7. رساله تحقیق حجیت مفهوم موافقت
  8. رساله ‌جواز الاکتفاء بضربة واحدة فی التیمّم مطلقا
  9. رساله اختصاص الخطاب الشفاهی الحاضر فی مجلس الخطاب
  10. رساله منجزات المریض
  11. رساله الکفّار المکلّفون بالفروع
  12. رساله اصالة برائة ذمّة الزوج عن المهر
  13. رساله حجّیة الشُهرة
  14. رساله حلّیة النظر الی الاجنبیّه فی الجمله و اباحة سماع صوتها کذلک
  15. حاشیه بر «معالم الدین و ملاذ المجتهدین» اثر حسن بن زین الدین عاملی
  16. شرح ناتمام «مبادی الوصول الی علم الاصول» اثر علامه حلی
  17. حاشیه متفرقه‌ بر «الحدائق الناضره» اثر شیخ یوسف بحرانی
  18. حاشیه متفرقه‌ بر «مدارک الاحکام» اثر سید محمد عاملی.[۹]

فعالیت‌های فرهنگی و اجتماعی

آیت الله سید علی طباطبائی خدمات فرهنگی و اجتماعی فراوانی انجام داد. وی برای دفاع از شهر کربلا در برابر هجوم وهابی‌ها، دیوار بلندی دور شهر کربلا در سال ۱۲۱۷ هـ.ق بنا کرد[۱۰] و برای حفظ نظم و رعایت قانون در شهر کربلا، دست به تأسیس نیروی انتظامی زد. ایشان قبیله‌ای از بلوچی‌ها را که بدنی قوی و روحیه‌ای خشن داشتند در کربلا اسکان داد تا نظم و قانون را حفاظت کنند.

زمان مرجعیت ایشان مقارن با فتح هندوستان بود. از این رو، وجوهات اسلامی بسیاری از بلاد فتح شده به دست ایشان می‌رسد که درهم‌های رسیده به ایشان را از جهت کثرت و فراوانی آن‌ها، تشبیه به تپه‌های خاک کرده‌اند. وی از این وجوهات در جهت خدمات اجتماعی و عام‌المنفعه استفاده فراوانی کرد و خانه‌ها و باغ‌های زیادی را خریداری و وقف فقیران و علمایی که در اطراف کربلا اسکان داشتند مجاور زمین مقدس کربلا نمودند و نیز از همان وجوهات خانه‌های بسیاری را در کربلا خرید و آن‌ها را به ساکنان آن‌ها وقف نمودند.[۱۱]

از جمله خدمات اجتماعی ایشان، بنا کردن مکان‌های مذهبی و تعمیر و توسعه آن‌ها می‌باشد. نمونه بارز این خدمات، بنای مسجد جامع کربلا است. این مسجد در نزدیکی بازار بزرگ تجاری کربلا واقع شده است که در سال ۱۲۲۰ هـ.ق کار بنای آن به اتمام رسید. این مسجد که دارای مصلای بزرگ است، بعد از صاحب ریاض نیز توسعه پیدا کرد و به جهت اقامه نماز جماعت و تولیت آن توسط میرزا علی‌نقی طباطبایی (متوفی: ۱۲۸۹ هـ.ق) این مسجد به مسجد جامع میرزا علی‌نقی طباطبایی شهرت یافت.[۱۲]

سید علی طباطبایی همانند سایر علمای بزرگ، در جهت تبیین، نشر و گسترش دین مبین اسلام و تقویت آن، کوشش‌های فراوانی نمود. او با تمام قوای خود، دین را ترویج داد و در این راه تمام وسایل لازم را بکار گرفت. مهمترین این فعالیت‌ها، تربیت دانشمندان بزرگ اسلامی بود.[۱۳]

وی افکار اسلامی را تقویت کرد و در مقابل افکار انحرافی و انحطاطی مثل اخباری‌گری ایستاد و با قوت و توانایی عجیبی که در بیان، جدل، مباحثه و مناظره داشت، با صاحبان افکار به بحث و مجادله پرداخت و از این طریق آنان را نسبت به عقاید باطلشان آگاه نمود. کتاب «الرسالة البهیة» او در همین زمینه تألیف شده است.[۱۴]

ویژگی‌های اخلاقی

سید علی طباطبائی از نظر سجایای اخلاقی و فضائل معنوی، یگانه زمان خویش و انسانی کامل بود. صاحب «مرآت الاحوال» در مورد ویژگی‌های اخلاقی وی چنین می‌گوید: «وی عالمی است کم‌نظیر، و فضایل و محامدش عالمگیر و از بزرگان فضلای دوران و عمده علمای این خاندان و متخلّق به اخلاق حمیده مصطفوی و متأدب به آداب مرضیه مرتضوی است. ماه‌ها و سال‌های بسیار باید بیاید تا مثل او عالمی به وجود آید».[۱۵]

مهمترین ویژگی صاحب ریاض، احتیاط در حق الناس بود. ایشان در رعایت حقوق مردم بسیار دقت نظر به خرج می‌داد و در این مورد سفارش‌های اکید می‌کرد.[۱۶] شیخ عبدالله مامقانی در مورد شدت ورع و احتیاط صاحب ریاض نقل می‌کند: «وی روزی از رفتن به نماز جماعت خودداری کرد. نمازگزاران نزد وی آمدند و علت ترک نماز جماعت را از ایشان جویا شدند. ایشان در جواب گفت: من امروز در عدالت خود اشکال دارم. از این رو، نمی‌توانم امام جماعت شما باشم. آن‌ها از علت اشکال ایشان نسبت به عدالت خود پرسیدند. وی گفت: دختر مولایم وحید (همسر صاحب ریاض) حرف‌هایی به من زد که من کنترل خود را از دست دادم و به او گفتم: هر چه به من گفتی، به خودت برگردد. به همین جهت من در عدالت خود اشکال می‌کنم. از این رو، نمی‌توانم امام جماعت شما باشم. صاحب ریاض امامت جماعت را ترک گفت و دیگر نماز را با جماعت اقامه نکرد تا این که همسرش از او راضی شد».[۱۷]

دشمنان او هم به تقوا و ورع ایشان اعتراف داشتند. میرزا احمد نیشابوری با این که با صاحب ریاض عناد بسیار داشت و افکار او را صحیح نمی‌پنداشت، ولی در کتاب رجالش درباره سید علی صاحب ریاض می‌نویسد: «علی بن محمدعلی پسر ابوالمعالی حسنی حسینی طباطبایی، محل تولد کربلا، استاد فقه و اصول و مجتهدی است خالص، احتیاط در امور را مراعات می‌کند».[۱۸]

وفات

مرحوم سید علی طباطبائی، سرانجام در سال ۱۲۳۱ هـ.ق در کربلا دار فانی را وداع گفت. بدن مطهر وی را نزدیک قبر وحید بهبهانی، در رواق مطهر سیدالشهداء علیه‌السلام پایین پای شهدای کربلا به خاک سپردند.[۱۹]

پانویس

  1. اعیان الشیعه، ج ۸، ص ۳۱۴؛ تراث کربلا، ص ۱۸۳.
  2. فوائد الرضویه، ص ۴۰۴؛ وحید بهبهانی، ص ۹۹.
  3. اعیان الشیعه، ج ۸، ص ۳۱۴؛ فوائد الرضویه، ص ۳۲۴.
  4. منتهی المقال، ص ۲۲۴.
  5. روضات الجنات، ج ۴، ص ۴۰۲.
  6. وحید بهبهانی، ص ۱۹۰.
  7. ریحانة الادب، ج ۳، ‌ص ۳۷۰.
  8. روضات الجنات، ج۴، ص۴۰۳؛ ریاض المسائل، ج۱، ص۱۱۱.
  9. اعیان الشیعه، ج ۸، ص ۳۱۵؛ روضات الجنات، ج ۴، ص ۴۰۰؛ تنقیح المقال، ج ۲، ‌ص ۳۰۷؛ منتهی المقال، ص ۲۲۴.
  10. تراث الکربلا، ص ۸۴؛ اعیان الشیعه، ج ۸، ص ۳۱۵.
  11. مرآت الاحوال، ج ۱، ص ۱۶۶؛ اعیان الشیعه، ج ۸، ص ۳۱۵.
  12. تراث کربلا، ص ۱۴۷.
  13. اعیان الشیعه، ج ۸، ص ۳۱۵.
  14. تراث کربلا، ص ۱۵۶؛ فوائد الرضویه؛ ص ۳۱۴؛ روضات الجنات، ج ۴، ‌ص ۴۰۵.
  15. مرآت الاحوال، ج ۱، ص ۱۶۵.
  16. تراث کربلا، ص ۱۸۳.
  17. تنقیح المقال، ج ۲، ص ۳۰۷.
  18. تنقیح المقال، ج ۲، ص ۳۰۷؛ بهجة الآمال، ج ۵، ص ۵۲۹.
  19. الفوائد الرضویه، ص ۳۲۴؛ تنقیح المقال، ج ۲، ص ۳۰۷؛ الاعلام، ج ۵، ص ۱۷.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه