زندگی دنیا

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«زندگی» مفهومی است که در بین تمام افراد بشر، جزو هر مسلک و ملتی که باشند، در محاورت عادی معنای مشخصی دارد؛ اما در قرآن و احادیث به حقیقت زندگی دنیا اشاره شده است.

زندگی دنیا در قرآن

از آنچه معمولا به این عنوان شناخته می شود به "الحیوة الدنیا" تعبیر می کند. و خداى سبحان با این که زندگى دنیا را «زندگى» دانسته، ولى در عین حال در مواردى از کلامش آن را زندگى پست و خوار و غیرقابل اعتنا دانسته، از آن جمله فرموده:

  • «... وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا مَتَاعٌ[۱]؛ ... زندگى دنیا در برابر زندگى آخرت جز وسیله نیست».
  • «... تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ...[۲]؛ ... شما همه در پى حیات دنیا هستید که عارضی و زودگذر است ...».
  • «... تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ...[۳]؛ ... زینت زندگى دنیا را مى‌خواهى ...».
  • «وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ ...[۴]؛ زندگى دنیا جز بازى و بیهوده کارى نیست ...».
  • «... وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ[۵]؛ ... زندگى دنیا به جز دام فریب چیز دیگرى نیست».

خدا زندگى دنیا را به این اوصاف توصیف کرد و آن را «متاع» خوانده و متاع به معناى هر چیزى است که خود آن هدف نباشد بلکه وسیله‌اى براى رسیدن به هدف باشد و آن را «عرض» خواند و عرض چیزى است که خودى نشان مى‌دهد و بزودى از بین مى‌رود، و آن را «زینت» خواند و زینت به معناى زیبائى و جمالى است که ضمیمه چیز دیگرى شود، تا به خاطر زیبائی اش آن چیز دیگر محبوب و جالب شود، در نتیجه آن کسى که به طرف آن چیز جذب شده، چیزى را خواسته که در آن نیست و آنچه را که در آن هست نخواسته و نیز آن را «لهو» خوانده و لهو عبارت است از کارهاى بیهوده‌اى که آدمى را از کار واجبش باز بدارد و نیز آن را «لعب» خوانده و لعب عبارت است از عملى که به خاطر یک هدف خیالى و خالى از حقیقت انجام گیرد و آن را «متاع غرور» خوانده و متاع غرور به معناى هر فریبنده‌اى است که آدمى را گول بزند.

آیه دیگرى جامع همه خصوصیات آیات بالا است و آن آیه این است: «وَمَا هَٰذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ ۚ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ ۚ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ[۶]؛ زندگى دنیا جز بیهوده کارى و بازى نیست و زندگى واقعى تنها زندگى آخرت است، اگر بنا دارند بفهمند».این آیه شریفه مى‌خواهد حقیقت معناى زندگى، یعنى کمال آن را از زندگى دنیا نفى نموده و آن حقیقت و کمال را براى زندگى آخرت اثبات کند، چون زندگى آخرت حیاتى است که بعد از آن مرگى نیست، همچنان که فرمود: «يَدْعُونَ فِيهَا بِكُلِّ فَاكِهَةٍ آمِنِينَ 💠[۷] لَا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولَىٰ ۖ وَوَقَاهُمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ[۸]؛ ... در حالى که ایمن مى‌باشند و به جز مرگ اول دیگر طعم هیچ مرگى را نمى‌چشند ...». و نیز فرموده: «لَهُمْ مَا يَشَاءُونَ فِيهَا وَلَدَيْنَا مَزِيدٌ[۹]؛ پس اهل آخرت دیگر دچار مرگ نمى‌شوند و هیچ نقصى و کدورتى عیششان را مکدر نمى‌کند»، لیکن صفت اول یعنى ایمنى، از آثار حقیقى و خاص زندگى آخرت و از ضروریات آن است. پس زندگى اخروى، زندگى حقیقى و بر طبق حقیقت است، چون ممکن نیست مرگ بر آن عارض شود، برخلاف حیات دنیا.[۱۰]

زندگی دنیا در روایات

امام علی علیه السلام می فرماید: «آگاه باشید این دنیا که شما آن را آرزو کرده و به آن علاقه دارید و شما را گاه به خشم می‌آورد و زمانی خشنود می‌سازد، نه سرای اقامت و باقی ماندن شما است و نه جایی که برای آن آفریده شده و نه محلی که به آن دعوت گشته‌اید».[۱۱]

در سفارشی از امام سجاد علیه السلام آمده است: پس اى بندگان خدا از آن مردمى باشید که اندیشه می کنند و به دنیا دل نبندید که همانا خداى عز و جل به محمد صلی الله علیه و آله می فرماید: «دل به مردم ستمکار نبندید که آتش شما را فراگیرد» (سوره هود، آیه ۱۱۳) و دل مبندید به رونق دنیا و آنچه در آن است دل بستن کسى که آن را خانه نشیمن ماندنى و جایگاه همیشگى براى خویش گرفته، زیرا دنیا سراى موقت و جاى کوچ کردن و خانه عمل و کار است، پس توشه گیرید در آن کارهاى شایسته را پیش از پراکنده شدن روزهاى آن و پیش از رسیدن اجازه ویرانى آن از جانب خداوند زیرا چنانست که همان کسى که او را از ابتداى کار و در آغازش آباد کرده ویرانش سازد و او است سرپرست میراث زمین.[۱۲]

پانویس

منابع

مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه