و اگر یکی از مشرکان به تو پناه آورد (که از دین آگاه شود) بدو پناه ده تا کلام خدا بشنود و پس از شنیدن سخن خدا او را به مأمن و منزلش برسان، زیرا که این مشرکان مردمی نادانند.
و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست، پس پناهش بده تا سخن خدا را بشنود، آن گاه او را به جایگاه امنش برسان؛ این به سبب آن است که آنان گروهی هستند که [حقایق را] نمی دانند [باشد که در پناه تو و شنیدن سخن حق مسلمان شوند.]
و اگر يكى از مشركان از تو پناه خواست پناهش ده تا كلام خدا را بشنود؛ سپس او را به مكان امنش برسان، چرا كه آنان قومى نادانند.
و هرگاه يكى از مشركان به تو پناه آورد، پناهش ده تا كلام خدا را بشنود، سپس به مكان امنش برسان، زيرا اينان مردمى نادانند.
و اگر یکی از مشرکان از تو پناهندگی بخواهد، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود (و در آن بیندیشد)! سپس او را به محل امنش برسان، چرا که آنها گروهی ناآگاهند!
If any of the polytheists seeks asylum from you, grant him asylum until he hears the Word of Allah. Then convey him to his place of safety. That is because they are a people who do not know.
And if one of the idolaters seek protection from you, grant him protection till he hears the word of Allah, then make him attain his place of safety; this is because they are a people who do not know.
And if anyone of the idolaters seeketh thy protection (O Muhammad), then protect him so that he may hear the Word of Allah, and afterward convey him to his place of safety. That is because they are a folk who know not.
If one amongst the Pagans ask thee for asylum, grant it to him, so that he may hear the word of Allah; and then escort him to where he can be secure. That is because they are men without knowledge.
معانی کلمات آیه
استجارك: جار: همسايه. استجاره: امان خواستن. اجاره: امان دادن «فاجره»: به او امان بده.
مامنه: امن: ايمنى. مأمن: اسم مكان است . يعنى : محل ايمنى.[۱]
و اگر يكى از مشركان از تو امان و پناه خواست، پس به او پناه بده تا كلام خدا را بشنود، سپس او را به مكان امنش برسان. چرا كه آنان گروهى ناآگاهند (و با شنيدن آيات الهى، شايد هدايت شوند).
پیام ها
1- به درخواست پناهندگى دشمن براى تحقيق و شناخت عقايد و افكار اسلامى، پاسخ مثبت دهيد. «اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ»
2- راه فكر و تعقّل، حتّى براى مشركان مهدورالدّم باز است و براى احتمال هدايت يك نفر هم بايد حساب جداگانه باز كرد. «أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ»
3- اسلام، دين رأفت، شرافت و كرامت است. «اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ»
4- به دشمن هم فرصت فكر و انتخاب بدهيد و حتّى در شرايط جنگى نيز مردم را از رشد فكرى باز نداريد. «اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ»
6- قرآن، كلام قابل فهم است كه زمينهى هدايت را فراهم مىسازد و چنان نيست كه فهمش خارج از عهدهى انسان باشد. «يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ»
7- حكومت اسلامى بايد زمينهى شنيدن كلام خدا و فرصت مطالعه آن را براى منحرفان فراهم كند، چون انحراف بعضى، به خاطر عدم تبليغ ماست، نه از روى كينه. چه بسا اگر حق را بشنوند، تغيير يابند. «حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ»
8- اسلام، دين آزادى است و ايمان از روى فهم ارزش دارد، نه از روى ترس يا اجبار. «فَأَجِرْهُ، يَسْمَعَ، أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ»
9- مكتبى كه منطق دارد، عجله ندارد. به دشمن فرصت دهيد تا آن را بشنود، و امنيّت او را تضمين كنيد تا با فكر آسوده انتخاب كند. «يَسْمَعَ، أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ»
جلد 3 - صفحه 381
10- كفر بعضى، از جهل سرچشمه مىگيرد و اگر آگاه شوند، حقّ را مىپذيرند.
وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ: و اگر يكى از مشركانى كه بعد از انقضاى اشهر حرم متعرض قتل ايشان بايد شد. اسْتَجارَكَ: طلب امان نمايند تو را.
فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ: پس امان ده او را تا بشنود كلام الهى و قرآن سبحانى را و در آن تأمل و تدبر و تفكر نمايد و از حقيقت امر آن مطلع گردد.
تخصيص كلام الهى به ذكر براى آنست كه معظم آيات و بينات داله واضحه در قرآن مجتمع مىباشد، و تعقل در آن سبب عبرت و تنبه است.
ثمّ: پس از شنيدن آيات الهى اگر اسلام آوردند، خير دارين را نائل شدند، و اگر مسلمان نگرديدند با آنها مقاتله مكن كه غدر نموده بلكه، أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ:
برسان او را به شهر قومش كه مأمن او است. ذلِكَ: اين امان دادن، و يا امر به امان ايشان، بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُونَ: به سبب آنست كه ايشان گروهيند كه نمىدانند حقيقت ايمان را و نمىشناسند خدا را، پس تعجيل مكن و ايشان را امان ده تا شايد كه به سمع قبول آن را بشنوند و در آن تأمل و تفكر نمايند.
در تفسير رازى در اخبار خوارج نقل شده كه: «1» قومى از خوارج جمع شده بر قطاع الطريق، و مخالفين مذهب خود را مىكشتند. اتفاقا كاروانى عبور، و ابو الهذيل علاف در ميان آنها بود. اهل قافله از جان خود ترسيدند. ابو الهذيل گفت: به من واگذاريد. چون سر راه گرفتند و گفتند چه كسانيد؟ ابو الهذيل پيش آمد گفت: ما قوم مشركان مستجيران آمدهايم تا كلام الهى بشنويم.
خارجيان گفتند: مَرْحَباً بِكُمْ، و آيات چند از قرآن براى ايشان خواندند و تصديق
«1» ج 5 ص 131.
ج5، ص 24
نمودند. خارجيان گفتند شما در امان ما هستيد، برويد به سلامت. ابو الهذيل گفت: حق ما تمام نشده، بايد ما را به مأمن خود رسانيد، زيرا حق تعالى فرمايد «ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ». گفتند: راست گفتى. پس آنها را به مأمن خود رسانيدند.
تبصره- آيه شريف دلالت دارد بر بطلان قول كسانى كه قائلند بر آنكه معارف از قسم ضروريات و بديهيات است، زيرا امر به امان براى شنيدن كلام الهى و تفكر در آن، برهانى است بر نظرى بودن معارف. و ايضا دال است بر آنكه متلو و مسموغ كلام الهى است؛ زيرا كه شرع و عرف، حكايت را عين محكى مىدانند كما يقال هذا كلام فلان و خطبة فلان و امثال آن. و شيخ طبرسى (رحمه اللّه) در مجمع فرمايد «1». كسى كه گمان مىكند اينكه حكايت مفارقت دارد محكى را به جهت اين ظاهر، پس بتحقيق خطا نموده؛ زيرا مراد چيزى است كه ما ذكر كرديم.
پس چون بگذرد ماههاى حرام پس بكشيد مشركانرا هر جا بيابيد آنها را و بگيريدشان و حبس كنيدشان و بنشينيد براى ايشان بر هر گذرگاهى پس اگر توبه نمودند و بر پا داشتند نماز را و دادند زكوة را پس باز كنيد راه آنها را همانا خدا آمرزنده مهربان است
و اگر يكى از مشركان امان طلبد از تو پس امان ده او را تا بشنود كلام خدا را پس برسان او را بمحل امنش اين براى آنستكه آنها گروهى هستند كه نميدانند.
تفسير
پس از انقضاء ماههاى حرام كه سابقا از امام صادق (ع) نقل شد كه آن در اينجا بعد از عيد قربان تا چهار ماه است و عياشى ره از امام باقر (ع) هم نقل نموده كه از روز عيد اضحى تا دهم ربيع الاخر است مسلمانان مأمور بامر الهى شدند كه هر جا مشركين متخلّفين از عهد را بيابند بقتل برسانند خواه در حلّ باشند خواه در حرم و بگيرند و اسير كنند و مانع شوند از دخول آنها در مسجد الحرام و سر راههاى آنها بنشينند و نگذارند بساير بلاد متفرق شوند ولى اگر مسلمان شدند و باحكام اسلام عمل نمودند كه عمده آن نماز و زكوة است و كافى است براى ثبوت ادّعاء توبه از كفر بايد متعرّض آنها نشوند و بحال خودشان واگذارشان نمايند چون خداوند آمرزنده و مهربان است و از كفر و غدر سابق آنها گذشته است و بعضى گفتهاند مراد از اشهر حرم سه ماه حرام ذو القعده و ذو الحجّه و محرّم است
جلد 2 صفحه 558
و مهلت چهار ماه از زمان نزول سوره است كه در ماه شوال بوده و انصاف آنستكه قول اول كه مروىّ از صادقين عليهما السّلام است صحيح است و مهلت بايد از زمان ابلاغ باشد كه عيد قربان يا عرفه بوده است و اگر يكى از اهل شرك از پيغمبر (ص) امان بطلبد در حالى كه مشرك و واجب القتل است و بخواهد بيايد تا قرآن را بشنود اگر تصديق نمايد مسلمان شود و الّا بمحل خود عودت كند بايد پيغمبر او را امان بدهد تا بيايد قرآن را بخوانند و او بشنود و در آيات و ادلّه آن دقّت نمايد اگر مسلمان شد چه بهتر از آن و الّا او را بمحلّ اقامت خود معاودت دهند و قمى ره فرموده متعرض او نشوند تا خود عودت بمحل خود نمايد چون اگر غير از اين باشد كه قبل از عود او را بقتل برسانند با او غدر و مكر شده و اگر امانش ندهند چون جاهل است اتمام حجّت بر او نشده و اين علّت امان است كه در ذيل آيه تصريح بآن شده است و انسلاخ اصلا بمعنى بيرون آمدن از لباس است و در بپايان رسيدن ماه استعمال ميشود و حرم جمع حرام است.
ثُمَّ أَبلِغهُ مَأمَنَهُ که خيانت و غدر و فريب نباشد كانّه امانت است بايد رد كرد از غير فرق بين برّ و فاجر چنانچه صريح اخبار است ذلِكَ بِأَنَّهُم قَومٌ لا يَعلَمُونَ از اينکه جمله استفاده ميتوان كرد که مشركين و كفار دو دسته هستند يك دسته كساني هستند که قابل هدايت نيستند و لو بر آنها هزار معجزه و دليل اقامه كني دست از شرك و كفر و عناد و عصبيت و كبر و نخوت خود بر نميدارند و لو حق بر آنها مثل آفتاب روشن شود جَحَدُوا بِها وَ استَيقَنَتها أَنفُسُهُم نمل آيه 14، اينها يا بايد ببلاء آسماني هلاك شوند مثل امم سابقه يا بضرب شمشير و اسيري دچار گردند. و يك دسته از روي جهالت و ندانستهگي و مسامحه و تقليد آباء خود بشرك و كفر باقي ماندهاند اينها را تا حدّ امكان بايد هدايت كرد اگر هدايت نشدند با آنها مقاتله نمود
برگزیده تفسیر نمونه
]
(آیه 6)- سپس این موضوع را با دستور دیگری تکمیل میکند تا تردیدی باقی نمانده که هدف اسلام از این دستور تعمیم توحید و آیین حق و عدالت است، نه استعمار و استثمار و قبضه کردن اموال یا سرزمینهای دیگران، میگوید: «اگر یکی از بت پرستان از تو درخواست پناهندگی کند به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود» (وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّی یَسْمَعَ کَلامَ اللَّهِ).
یعنی در نهایت آرامش با او رفتار کن، و مجال اندیشه و تفکر را به او بده تا آزادانه به بررسی محتوای دعوت تو بپردازد، و اگر نور هدایت بر دل او تابید آن را بپذیرد.
ج2، ص180
بعد اضافه میکند که: «او را پس از پایان مدت مطالعه به جایگاه امن و امانش برسان» تا کسی در اثناء راه مزاحم او نگردد (ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ).
و سر انجام علت این دستور سازنده را چنین بیان میکند: «این به خاطر آن است که آنها قومی بیاطلاع و ناآگاهند» (ذلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَعْلَمُونَ).
بنابراین اگر درهای کسب آگاهی به روی آنها بازگردد، این امید میرود که از بت پرستی که زاییده جهل و نادانی است خارج شوند، و به راه توحید و خدا که مولود علم و دانش است گام بگذارند.
سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید: