آیه 43 سوره فصلت

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

مَا يُقَالُ لَكَ إِلَّا مَا قَدْ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِنْ قَبْلِكَ ۚ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَذُو عِقَابٍ أَلِيمٍ

مشاهده آیه در سوره


<<42 آیه 43 سوره فصلت 44>>
سوره : سوره فصلت (41)
جزء : 24
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

(ای رسول ما) بر تو وحی نمی‌شود جز آنچه به رسولان پیشین گفته شد، که خدایت بسیار دارای آمرزش و بخشش و هم صاحب قهر و عقاب دردناک است.

جز آنچه به پیامبران پیش از تو گفته شده است، به تو گفته نمی شود؛ مسلماً پروردگارت صاحب آمرزش ودارای عذابی دردناک است؛

به تو جز آنچه به پيامبران پيش از تو گفته شده است گفته نمى‌شود. به راستى كه پروردگار تو داراى آمرزش و دارنده كيفرى پر درد است.

هر چه درباره تو مى‌گويند درباره پيامبران پيش از تو نيز گفته‌اند. هر آينه پروردگار تو هم آمرزنده است و هم صاحب عقوبتى است دردآور.

آنچه به ناروا درباره تو می‌گویند همان است که درباره پیامبران قبل از تو نیز گفته شده؛ پروردگار تو دارای مغفرت و (هم) دارای مجازات دردناکی است!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Nothing is said to you except what has already been said to the apostles before you. Indeed your Lord is One who forgives and also metes out a painful retribution.

Naught is said to you but what was said indeed to the apostles before you; surely your Lord is the Lord of forgiveness and the Lord of painful retribution.

Naught is said unto thee (Muhammad) save what was said unto the messengers before thee. Lo! thy Lord is owner of forgiveness, and owner (also) of dire punishment.

Nothing is said to thee that was not said to the messengers before thee: that thy lord has at his Command (all) forgiveness as well as a most Grievous Penalty.

معانی کلمات آیه

«مَا یُقَالُ لَکَ إِلاّ مَا ...»: مراد نسبتهای ناروائی همچون: ساحر، شاعر، مجنون، کاهن، مفتری، و دشنامها و سخنان زشت دیگر است.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالذِّكْرِ لَمَّا جاءَهُمْ وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ «41»

البتّه كسانى كه به قرآن چون به سراغشان آمد كفر ورزيدند (به كيفر خود مى‌رسند) در حالى كه قرآن كتابى نفوذ ناپذير است.

لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ «42»

هيچ گونه باطلى از پيش رو و از پشت سر در آن راه ندارد، (اين قرآن) از طرف خداوند فرزانه و ستوده نازل شده است.

ما يُقالُ لَكَ إِلَّا ما قَدْ قِيلَ لِلرُّسُلِ مِنْ قَبْلِكَ إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَ ذُو عِقابٍ أَلِيمٍ «43»

(اى پيامبر!) به تو گفته نمى‌شود جز آن چه به پيامبران قبل از تو نيز گفته شده، همانا پروردگار تو صاحب آمرزشى بزرگ و كيفرى دردناك است.

نکته ها

آيه 43 را دو گونه مى‌توان معنا كرد: يكى آنكه هر مطلبى كه از طريق وحى به تو گفته مى‌شود، همان مطالبى است كه به انبيا قبلى نيز گفته شده است. ديگر آنكه مخالفان هر سخن ناروايى به تو مى‌گويند، حرف تازه‌اى نيست بلكه همان كلماتى است كه به انبيا قبلى نيز با كمال جسارت مى‌گفتند.

جلد 8 - صفحه 351

در تفسير شريف مجمع البيان در مورد عزيز بودن قرآن اين معانى آمده است:

الف) كسى مثل آن را نمى‌تواند بياورد.

ب) خداوند با حفظ آن از تحريف، آن را گرامى داشته است.

ج) محكم‌ترين تعبيرات را دارد.

د) سزاوار است مردم آن را عزيز بدارند.

عنوان‌ «عَزِيزٌ» در ميان كتب آسمانى، مخصوص قرآن است. «وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ»

امام صادق و امام باقر عليهما السلام فرمودند: در خبرهايى كه قرآن درباره‌ى گذشته و در پيشگويى‌هايى كه درباره‌ى آينده نقل كرده سخن باطلى وجود ندارد. «1»

در حديث ديگرى از امام باقر عليه السلام مى‌خوانيم كه نه در كتب آسمانى قبل مثل تورات و انجيل و زبور مطلبى است كه قرآن را باطل كند و نه در آينده كتابى نوشته خواهد شد كه قرآن را شكست دهد. «2» «مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ»

پیام ها

1- قرآن، مايه‌ى ذكر و يادآورى است. «كَفَرُوا بِالذِّكْرِ» (آنچه را كه انسان دچار غفلت و فراموشى مى‌شود، به ياد انسان مى‌اندازد)

2- كفر گروهى از مردم، سبب شكست كتاب آسمانى نمى‌شود. «لَكِتابٌ عَزِيزٌ»

3- قرآن از آينده خود خبر مى‌دهد. عزّت قرآن و تحريف نشدن آن در طول تاريخ با وجود آن همه دشمن، يك خبر غيبى است. «عَزِيزٌ- لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ»

4- هيچ گونه باطلى در قرآن نيست. (نه دروغ، نه تضاد، نه تحريف و نه ...). «لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ»

5- همه‌ى توطئه‌هاى گذشته و آينده در راه مبارزه با قرآن بى تأثير است. عَزِيزٌ ... لا يَأْتِيهِ‌ ...

6- تفسيرهاى باطل، برداشت برخى انسان‌ها از قرآن است، ولى خود قرآن‌

«1». تفسير نورالثقلين.

«2». تفاسير نورالثقلين و قمى.

جلد 8 - صفحه 352

همچنان استوار است. «تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ»

7- قرآن كه از طرف خداوند حكيم است، حكيمانه و استوار است. (محتوى‌، الفاظ، شيوه‌ى نزول و نيز تأثير آن محكم و استوار است). «تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ»

8- خداوند حكيم است. تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ‌ ... قرآن نيز حكيم است. «يس وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ» «1» و پيامبر آموزگار حكمت است. «يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ» «2»*

9- قرآن، جلوه‌ى حكمت الهى و دليل شايستگى خداوند براى حمد است. «حَكِيمٍ حَمِيدٍ»

10- حتّى انبيا به دلدارى نياز دارند و اين آيه نوعى دلدارى به پيامبر است. «ما يُقالُ لَكَ»

11- عكس العمل مخالفان در برابر انبيا يكسان است. ما يُقالُ لَكَ إِلَّا ...

12- رهبران دينى بايد تحمّل ناسزاگويى‌هاى مخالفان را داشته باشند. ما يُقالُ لَكَ إِلَّا ما قَدْ قِيلَ ...

13- راه توبه همواره باز است. «لَذُو مَغْفِرَةٍ»

14- توجّه به رحمت و عقاب خداوند زمينه‌ساز توبه انسان است. «لَذُو مَغْفِرَةٍ وَ ذُو عِقابٍ»

15- هشدار و اميد بايد در كنار هم باشد. لَذُو مَغْفِرَةٍ ... ذُو عِقابٍ‌

16- رحمت خداوند بر غضبش پيشى دارد. (اول مغفرت مطرح شده بعد عقاب)

17- بخشش و تنبيه از شئون ربوبيّت است. «إِنَّ رَبَّكَ لَذُو مَغْفِرَةٍ وَ ذُو عِقابٍ أَلِيمٍ»

«1». يس، 1- 2.

«2». آل عمران، 164.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌8، ص: 353



پانویس

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه