آیه 40 سوره توبه

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا ۖ فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَأَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلَىٰ ۗ وَكَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيَا ۗ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ

مشاهده آیه در سوره


<<39 آیه 40 سوره توبه 41>>
سوره : سوره توبه (9)
جزء : 10
نزول : مدینه

ترتیل

ترجمه (مکارم شیرازی)

ترجمه های فارسی

اگر شما او را (یعنی رسول خدا را) یاری نکنید البته خداوند او را یاری کرد هنگامی که کافران او را که یکی از دو تن بود (از مکه) بیرون کردند، آن‌گاه که در غار بودند (و خدا بر در غار کوه پرده عنکبوتان و آشیانه کبوتران گماشت تا دشمنان که به عزم کشتنش آمده بودند او را نیافتند) و آن‌گاه که او به رفیق و همسفر خود (ابو بکر که پریشان و مضطرب بود) می‌گفت: مترس که خدا با ماست. آن زمان خدا وقار و آرامش خاطر خود را بر او فرستاد و او را به سپاه و لشکرهای غیبی خود که شما آنان را ندیدید مدد فرمود و ندای کافران را پست گردانید و ندای خداست که مقام بلند دارد، و خدا را کمال قدرت و دانایی است.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

If you do not help him, then Allah certainly helped him when the faithless expelled him, as one of two [refugees], when the two of them were in the cave, he said to his companion, ‘Do not grieve; Allah is indeed with us.’ Then Allah sent down His composure upon him, and strengthened him with hosts you did not see, and He made the word of the faithless the lowest; and the word of Allah is the highest; and Allah is all-mighty, all-wise.

معانی کلمات آیه

غار: شكافى كه در سينه كوه است. اگر بزرگ و وسيع باشد، آن را كهف گويند.

سكينه: سكون: آرام گرفتن بعد از حركت. سكينه: آرامش و اطمينان قلب.

ايده: ايد: نيرو. تأييد: نيرومند كردن. «ايده»: نيرومند كرد او را.

سفلى: سفل (به ضم اول): پائينى، پستى. سافل: پائين. اسفل: پائين‏تر. مؤنث آن، سفلى است.

عليا: علو: بالايى. عالى: بالا. اعلى: بالاتر. مؤنث آن، عليا است.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا ثانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُما فِي الْغارِ إِذْ يَقُولُ لِصاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ عَلَيْهِ وَ أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها وَ جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلى‌ وَ كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ «40»

اگر پيامبر را يارى نكنيد، همانا خدا آن زمان كه كافران او را (از مكّه) بيرون كردند يارى كرد، در حالى كه او نفر دوّم از دو تن بود، زمانى كه آن دو در غار (ثور) بودند، (پيامبر) به همراهش (ابوبكر) مى‌گفت: اندوه مدار كه خدا با ماست. پس خدا، آرامش خويش را بر او نازل كرد واو را با سپاهيانى كه آنها را نديديد يارى كرد و سخن و طرح كافران را (كه قصد كشتن پيامبر را داشتند،) پست‌تر (وخنثى) قرار داد وكلمه (و اراده) خداوند (براى نصرت پيامبرش،) برتر (و پيروز) است و خداوند توانا وحكيم است.

نکته ها

آيه، اشاره به توطئه‌ى خطرناك مشركان براى كشتن پيامبر صلى الله عليه و آله دارد. در داستانِ «ليلة المبيت» از هر قبيله‌اى شخصى آماده شد و تصميم گرفتند شبانه پيامبر را بكشند. آن حضرت، على‌بن ابى‌طالب عليهما السلام را به جاى خود خواباند و شبانه همراه ابوبكر به سوى غار ثور رفت. كفّار در تعقيب پيامبر صلى الله عليه و آله تا در غار آمدند، ولى با ديدن تار عنكبوت بر غار،

جلد 3 - صفحه 423

منصرف شدند و برگشتند و پيامبر صلى الله عليه و آله پس از سه روز به مدينه عزيمت فرمود.

در آن مدّت، غلام ابوبكر، (عامربن فهره) براى آنان غذا مى‌برد و على عليه السلام مقدّمات سفر به مدينه را فراهم مى‌كرد.

پس از سه روز، سه شتر آماده شد و پيامبر صلى الله عليه و آله، ابوبكر و راهنما، عازم مدينه شدند. «1»

چند سؤال و جواب‌:

سؤال: آيا همراهى ابوبكر، براى دفاع از جان پيامبر صلى الله عليه و آله بود؟

پاسخ: يك پيرمرد در برابر بسيج عمومى مشركان، چه دفاعى مى‌توانست بكند؟

سؤال: اطلاق كلمه‌ى «صاحبِ پيامبر» در آيه به ابوبكر، نشان لياقت او براى جانشينى پيامبر صلى الله عليه و آله نيست؟

پاسخ: كلمه‌ى صاحب، مفهوم لايق ندارد. گاهى دو نفر با دو فكر و سليقه و روش متفاوت، مصاحب مى‌شوند. چنانكه در آيه 37 كهف مى‌خوانيم: «قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ» با آنكه ميان آن دو نفر تفاوت بسيار بود.

سؤال: اينكه از ميان همه‌ى اصحاب، تنها ابوبكر با پيامبر بود، آيا اين بالاترين ارزش براى او نيست؟

پاسخ: همان شب، على عليه السلام هم در بستر پيامبر خوابيد. اگر ابوبكر آن شب به خاطر وظيفه، همراه پيامبر بود. دو نفر دو وظيفه انجام دادند.

سؤال: ترس ابوبكر بر جان خودش بود يا بر جان پيامبر صلى الله عليه و آله؟

پاسخ: اگر بر جان پيامبر نيز ترسيده، وظيفه‌ى هر مسلمان است كه در موقع خطر، نگران حال رهبر باشد.

سؤال: اصحاب كساء كه فضيلت دارند، پنج نفر بودند و اصحاب غار دو نفر، آيا اين خصوصى‌تر و مهم‌تر نيست؟

پاسخ: دعاهاى پيامبر صلى الله عليه و آله براى اصحاب كساء كه اهل‌بيت او بودند و در تشهّد هر نماز بر مسلمانان واجب است بر آنان صلوات بفرستند، هر شب و روز و هميشه و همه جا، حساب‌


«1». تفاسير الميزان و درّالمنثور.

جلد 3 - صفحه 424

اين دو صحنه را جدا مى‌كند.

سؤال: در اين آيه پيامبر مى‌فرمايد: «إِنَّ اللَّهَ مَعَنا»، پس خدا با ابوبكر است. آيات ديگر، خدا را با متّقين و محسنين مى‌داند. پس او نيز از متّقين و محسنين است؟

پاسخ: مادامى كه انسان در مدار احسان و تقوا باشد، خدا با اوست، ولى اگر از مدار خارج شد، مشمول لطف خدا نيست. بايد ديد مسير حركت‌ها، موضعگيرى‌ها، عكس العمل در برابر غدير خم و بيعت به كجا انجاميد؟

سؤال: آيه مى‌فرمايد: خدا بر او (ابوبكر) آرامش نازل كرد، آيا اين امتياز نيست؟

پاسخ: در اين آيه، پنج ضمير است كه همه به پيامبر بر مى‌گردد، چگونه ضمير «عَلَيْهِ» به ابوبكر برگردد؟!

پیام ها

1- اسلام وابسته به حمايت ما نيست، حامى اسلام خداست. پس به نصرت خود مغرور نشويم. «إِلَّا تَنْصُرُوهُ»

2- خداوند پيروزى مسلمانان را در تبوك تضمين كرد. «إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ»

3- پيروزى‌هاى مسلمانان، نمونه‌اى از قدرت الهى است. «عَلى‌ كُلِّ شَيْ‌ءٍ قَدِيرٌ إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ»

4- خروج پيامبر از مكّه، به خاطر جوّ ارعاب و فشار كفّار بود. «أَخْرَجَهُ الَّذِينَ كَفَرُوا»

5- اگر خدا اراده فرمايد، اشرف المخلوق (پيامبر صلى الله عليه و آله) را با اوهن البيوت (تار عنكبوت) حفظ مى‌كند. إِذْ هُما فِي الْغارِ ...

6- آرامش و اطمينان، هديه‌ى الهى است و با ابزار مادّى فراهم نمى‌شود. «فَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ»

7- فرشتگان به فرمان خدا، مؤمنان را امداد مى‌كنند. «أَيَّدَهُ بِجُنُودٍ لَمْ تَرَوْها»

8- هجرت، سبب عزّت اسلام و فروپاشى كفر است. أَخْرَجَهُ‌ ... كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا

9- اراده‌ى خداوند، برتر از هر اراده و خواسته‌اى است. «كَلِمَةُ اللَّهِ هِيَ الْعُلْيا»

جلد 3 - صفحه 425

10- نيروهاى استكبارى، در مقابل مؤمنانى كه سكينه و اطمينان دارند، با همه‌ى تخصّص‌ها و امكاناتشان عاجزند. «1» «جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلى‌»

11- عزّت و اعتلاى كلمة اللّه و خنثى شدن توطئه‌هاى كفّار، نمودى از عزّت و حكمت خداوند است. فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ‌ ... وَ اللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ‌


«1». اشاره به آيه‌ى 30 سوره انفال «واذ يمكر بك الذّين كفروا ...»

پانویس

  1. پرش به بالا تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

آرشیو عکس و تصویر