آیه 39 سوره معارج

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

كَلَّا ۖ إِنَّا خَلَقْنَاهُمْ مِمَّا يَعْلَمُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<38 آیه 39 سوره معارج 40>>
سوره : سوره معارج (70)
جزء : 29
نزول : مکه

ترتیل

ترجمه (مکارم شیرازی)

ترجمه های فارسی

هرگز این نشود (چون) آنها خود می‌دانند که ما آنها را از چه (نطفه پستی) آفریده‌ایم (باز به آفریننده خود ایمان نمی‌آورند و به کفر می‌شتابند و طمع آن دارند که چون مؤمنان به بهشت روند).

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Never! Indeed, We created them from what they know.

معانی کلمات آیه

«کَلاّ!»: نه چنین است که می‌پندارند! «مِمَّا»: از چیزی که مراد منی و نطفه است.

نزول

شأن نزول آیات 38 و 39:

مفسرین گویند: این آیه درباره مشرکین نازل شده زیرا اطراف رسول خدا صلی الله علیه و آله مى نشستند و کلام او را مى شنیدند و مسخره مى کردند و به اصحاب پیامبر مى گفتند: اگر آنچه که محمد مى گوید، راست باشد از این که مؤمنین به بهشت خواهند رفت ما نیز نزد ایشان به بهشت خواهیم رفت و جاى بهترى براى خود فراهم خواهیم نمود سپس این آیات نازل گردید و فرمود: اینان که طمع به رفتن در بهشت دارند، هرگز به آن نخواهند رسید.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


فَما لِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ «36» عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِينَ «37» أَ يَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ «38» كَلَّا إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِمَّا يَعْلَمُونَ «39»

پس كافران را چه شده كه شتابان به سوى تو مى‌آيند. از راست و چپ، گروه گروه. آيا هر يك از آنان طمع دارد كه به بهشتى پر نعمت در آيد.

چنين نيست، همانا ما آنان را از آنچه مى‌دانند، آفريده‌ايم.

نکته ها

«مُهْطِعِينَ» به معناى گردن كشيدن يا خيره نگاه كردن يا به سرعت راه رفتن براى جستجوى چيزى است.

حضرت على عليه السلام مى‌فرمايد: رسول گرامى اسلام صلى الله عليه و آله پيوسته با منافقان مدارا داشت و آنان را در سمت راست و چپ خود مى‌نشاند، تا آن كه خداوند اذن داد كه آنان را از خود دور كند و به اين آيه استناد فرمود: «فَما لِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ». «1» زيرا كفر به معناى تسليم نشدن است، نه نشناختن. چنانكه شيطان، خدا را مى‌شناخت وقيامت را قبول داشت، زيرا مى‌گفت: «أَنْظِرْنِي إِلى‌ يَوْمِ يُبْعَثُونَ» «2»* امّا با اين حال تسليم خدا نشد.

«1». تفسير نورالثقلين.

«2». اعراف، 14.

جلد 10 - صفحه 222

به هر حال، علم غير از ايمان است، منافقان نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله شناخت داشتند ولى تسليم او نبودند و لذا لقب كافر در مورد آنان به كار رفته است.

«قبل» به معناى روبرو و «عِزِينَ» جمع «عزة» به معناى گروه‌هاى پراكنده است.

عُمر سعد در صبح عاشورا براى كشتن امام حسين عليه السلام به لشكرش گفت: «يا خيل الله اركبى و أبشرى بالجنة» «1» اى لشكر خدا بر اسبان سوار شويد و شما را به بهشت بشارت باد.

كفّار به تمسخر مى‌گفتند: اگر سخنان پيامبر درباره بهشت درست باشد ما هم بهشتى هستيم و حتّى زودتر به آنجا خواهيم رفت. «أَ يَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ»

پیام ها

1- قرآن، جاذبه‌اى داشت كه حتّى مخالفان، براى شنيدن آن گرد پيامبر اجتماع كرده و گردن مى‌كشيدند. «فَما لِ الَّذِينَ كَفَرُوا قِبَلَكَ مُهْطِعِينَ»

2- پيامبر سعه صدرى داشت كه حتّى مخالفان دور او جمع مى‌شدند. «عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِينَ»

3- به هر اجتماع و استقبال گرم مردم، دلخوش نكنيد. «مُهْطِعِينَ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِينَ»

4- چه بسا دشمن براى گرفتن اخبار و تصميمات مؤمنان، در اطراف آنان حضور يابند. فَما لِ الَّذِينَ كَفَرُوا ... عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِينَ‌

5- كفّار، از پيامبر صلى الله عليه و آله اعراض مى‌كردند و اين منافقين بودند كه خود را هر چه بيشتر به پيامبر نزديك مى‌كردند. «عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ عِزِينَ»

6- منافق، به عمل خود مغرور است و به بهشت طمع دارد. «يَطْمَعُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ»

«1». تفسير اطيب‌البيان.

جلد 10 - صفحه 223

7- منافقان توقّع دارند بدون ايمان و عمل وارد بهشت شوند. «يُدْخَلَ جَنَّةَ نَعِيمٍ»

8- به دشمنان و آرزوهاى نابجاى آنان، قاطعانه پاسخ دهيد. يَطْمَعُ‌ ... كَلَّا

9- كسانى كه مى‌دانند ما آنها را از آبى پست آفريده‌ايم، چرا اين همه غرور دارند كه با وجود كفر و نفاق، توقّع بهشت دارند. «كَلَّا إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِمَّا يَعْلَمُونَ»

10- كسانى كه مى‌دانند ما آنان را از چه چيز آفريده‌ايم، بايد بدانند قدرت دوباره آفريدن را داريم. «إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِمَّا يَعْلَمُونَ»

پانویس

  1. پرش به بالا تفسیر روض الجنان یا روح الجنان.

منابع