آیه 23 سوره انبیاء
| <<22 | آیه 23 سوره انبیاء | 24>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
و او بر هر چه میکند بازخواست نشود ولی خلق از کردارشان بازخواست میشوند.
خدا از آنچه انجام می دهد، بازخواست نمی شود و آنان [در برابر خدا] بازخواست خواهند شد.
در آنچه [خدا] انجام مىدهد چون و چرا راه ندارد، و[لى] آنان [=انسانها] سؤال خواهند شد.
او در برابر هيچ يك از كارهايى كه مىكند، بازخواست نمىشود ولى مردم بازخواست مىشوند.
هیچ کس نمیتواند بر کار او خرده بگیرد؛ ولی در کارهای آنها، جای سؤال و ایراد است!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
«لا یُسْأَلُ ...»: پرسیده نمیشود. اعتراض گرفته نمیشود.
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ «23»
او (خداوند) از آنچه انجام مىدهد سؤال نمىشود، امّا آنها (مردم، در انجام كارهايشان) مورد بازخواست قرار مىگيرند.
نکته ها
مسئوليّتِ پاسخگويى انسان در قبال كارهايى كه انجام مىدهد، بارها در قرآن مطرح شده است، از جمله: «فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ» «1» به پروردگارت سوگند كه از همهى مردم سؤال خواهيم كرد. و يا در جايى ديگر مىخوانيم: «وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ» «2» آنها را متوقّف كنيد، آنها بايد بازخواست شوند. به هر حال در روز قيامت، از افكار و نيات، از جوانى و عمر، از درآمد و مصرف، از انتخاب رهبر و اطاعت از بزرگان، سؤال خواهد شد.
سؤال: چگونه است كه در آيه ديگرى مىفرمايد: از هيچ جنّ و انسى سؤال نمىشود؟ «فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ» «3»
پاسخ: در قيامت صحنهها متفاوت است و هر صحنهاى شرايط خاص خود را دارد. مثلًا در يك موقف وقتى از انسانها سؤال شود، آنها مىتوانند با زبان پاسخگو باشند، امّا در موقف ديگر بر لبهاى آنان مهر مىزنند و ديگر اعضا وجوارح به شهادت بر اعمال مىپردازند.
امام رضا عليه السلام فرمود: خداوند به آدم عليه السلام خطاب فرمود: يابن آدم، بمشيّتى كنت انت الّذى
«1». حجر، 92.
«2». صافّات، 24.
«3». الرحمن، 39.
جلد 5 - صفحه 438
تشاء لنفسك ما تشاء. يعنى من اراده كردهام كه تو با خواست خودت آزاد باشى. «1»
پیام ها
1- خداوند، مالك حقيقى ومطلق هستى است و مالك در تصرّف در محكومش، مورد مؤاخذه واقع نمىشود. رَبِّ الْعَرْشِ ... لا يُسْئَلُ
2- كسى مىتواند سؤال كند كه طلبى و يا حقّى داشته باشد و هيچ كس از خداوند طلبى و يا بر او حقّى ندارد. «لا يُسْئَلُ»
3- كسى مىتواند از خداوند بازخواست كند كه مافوق او و بر او برترى داشته باشد و چنين موجودى نيست. «لا يُسْئَلُ»
4- انسانها در قبال كارهايشان مسئول و متعهّدند. «وَ هُمْ يُسْئَلُونَ»
5- سؤال ومؤاخذه، بهترين نشانه بر مسئوليّت ومهمترين علامت بر آزادى و اختيار انسانهاست. «وَ هُمْ يُسْئَلُونَ» (آرى انسان مجبور بازخواست نمىشود، زيرا بازخواست و سؤال از فرد مجبور و بىاختيار، عقلًا قبيح است.)
«1». تفسير صافى.
پانویس
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




