آیه 167 سوره اعراف

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ لَيَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ يَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذَابِ ۗ إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِيعُ الْعِقَابِ ۖ وَإِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ

مشاهده آیه در سوره


<<166 آیه 167 سوره اعراف 168>>
سوره : سوره اعراف (7)
جزء : 9
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و آن‌گاه که خدای تو اعلام نمود که تا روز قیامت کسی را به عقوبت و عذاب سخت بر آنها برانگیزد، که پروردگار تو همانا زود کیفر کننده (ستمکاران) و (به خلق) بسیار بخشنده و مهربان است.

و [یاد کن] هنگامی را که پروردگارت اعلام کرد که بی تردید تا روز قیامت کسانی را بر ضد یهودیان [متجاوز و سرکش] برانگیزد و مسلط کند که همواره عذابی سخت به آنان بچشاند؛ مسلماً پروردگارت زود کیفر و یقیناً [نسبت به تائبان] بسیار آمرزنده و مهربان است.

و [ياد كن‌] هنگامى را كه پروردگارت اعلام داشت كه تا روز قيامت بر آنان [=يهوديان‌] كسانى را خواهد گماشت كه بديشان عذاب سخت بچشانند. آرى، پروردگار تو زودكيفر است و همو آمرزنده بسيار مهربان است.

و پروردگار تو اعلام كرد كه كسى را بر آنان بگمارد كه تا به روز قيامت به عذابى ناگوار معذبشان گرداند. هرآينه پروردگار تو زود عقوبت مى‌كند و نيز آمرزنده و مهربان است.

و (نیز به خاطر بیاور) هنگامی را که پروردگارت اعلام کرد: تا دامنه قیامت، کسی را بر آنها مسلّط خواهد ساخت که همواره آنها را در عذاب سختی قرار دهد؛ زیرا پروردگارت مجازاتش سریع، (و در عین حال، نسبت به توبه‌کاران) آمرزنده و مهربان است.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

And when your Lord proclaimed that He would surely send against them, until the Day of Resurrection, those who would inflict on them a terrible punishment. Indeed your Lord is swift in retribution, and indeed, He is all-forgiving, all-merciful.

And when your Lord announced that He would certainly send against them to the day of resurrection those who would subject them to severe torment; most surely your Lord is quick to requite (evil) and most surely He is Forgiving, Merciful.

And (remember) when thy Lord proclaimed that He would raise against them till the Day of Resurrection those who would lay on them a cruel torment. Lo! verily thy Lord is swift in prosecution and lo! verily He is Forgiving, Merciful.

Behold! thy Lord did declare that He would send against them, to the Day of Judgment, those who would afflict them with grievous penalty. Thy Lord is quick in retribution, but He is also Oft-forgiving, Most Merciful.

معانی کلمات آیه

تأذن: تأذن و اذن به معنى اعلام است‏ . تَأَذَّنَ رَبُّكَ‏ : خدايت اعلام كرد.

يسومهم: سوم: تحميل و وارد كردن . «يسومهم» : وارد مى‏كند به آنها .

به معنى چريدن نيز آيد .چنان كه در فِيهِ تُسِيمُونَ‏ ، به معنى چرانيدن است.[۱]

نزول

محل نزول:

این آیه در مکه بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل گردیده است. [۲]

شأن نزول:[۳]

این آیه درباره یهودیان نازل گردیده است.[۴]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ لَيَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ إِلى‌ يَوْمِ الْقِيامَةِ مَنْ يَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذابِ إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِيعُ الْعِقابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ «167»

و (به ياد آور) آنگاه كه پروردگارت اعلام كرد: همانا تا روز قيامت، كسى را بر آنان (بنى‌اسرائيل) مسلّط خواهد كرد كه آنان را پيوسته عذاب سخت دهد. همانا پروردگارت زود عقوبت مى‌كند و شكّى نيست كه او (در برابر توبه‌كنندگان) بخشاينده و مهربان است.

نکته ها

«تَأَذَّنَ»، يعنى سوگند ياد كرد و اعلام نمود. «يَسُوم» از «سَوم»، يعنى تحميل كردن.

بارها على عليه السلام خطاب به بى‌وفايان عصر خويش مى‌فرمود: خداوند مرا از شما بگيرد و ديگران را بر شما مسلّط سازد. «1»

پیام ها

1- كيفر الهى در مورد يهود و سرنوشت آنان، قابل توجّه است. وَ إِذْ ...

2- گرچه سنّت الهى، مهلت دادن به منحرفان است، امّا مهلت‌دادن در همه جا و براى هميشه نيست. «لَيَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ»

3- تسلّط مردم تبهكار بر بنى‌اسرائيل، عقوبت الهى به سبب اعمال خود آنان است. «لَيَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ»

4- ملّت‌ها، تاريخى بهم پيوسته دارند و گناهِ نسلى در نسل‌هاى آينده و در طول تاريخ حتّى تا قيامت ادامه مى‌يابد. «إِلى‌ يَوْمِ الْقِيامَةِ»

5- آنان كه در برابر اولياى الهى دهن كجى كنند، ذليل مى‌شوند. يَسُومُهُمْ‌ ...

6- قوم ستمگر يهود، هميشه ذليل و خوار خواهند بود. «إِلى‌ يَوْمِ الْقِيامَةِ»

7- ترس از عقوبت، همراه با اميد به مغفرت و رحمت الهى، مايه‌ى تربيت و رشد

«1». نهج‌البلاغه، خطبه 25 و 70.

جلد 3 - صفحه 209

انسان است. «إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِيعُ الْعِقابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ»

8- راه توبه و دريافت مغفرت الهى براى همه باز است. «إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ لَيَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ إِلى‌ يَوْمِ الْقِيامَةِ مَنْ يَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذابِ إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِيعُ الْعِقابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ (167)

وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ‌: و ياد كن اى پيغمبر، چون اعلام و آگاه فرمود پروردگار تو، لَيَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ إِلى‌ يَوْمِ الْقِيامَةِ: هر آينه البته البته برانگيزد و مسلط سازد بر يهود تا روز قيامت، مَنْ يَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذابِ‌: كسى را كه بچشاند ايشان را عذابى سخت چون قتل و جلاى وطن و ضرب و جزيه.

در منهج- بعد از سليمان عليه السّلام بر وجه تخليه بخت النصر بابلى به قتل و سبى و تخريب بلاد ايشان، و بعد از او، ملوك فرس وضع جزيه و خراج از آنها گرفتند، و گويند: جزيه را مجوس مى‌دادند تا زمان بعثت حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه حكم فرمود به قتل آنها و سبى نساء آنها تا اسلام‌

«1» روضه كافى، جلد 8، صفحه 158، حديث 151.

جلد 4 صفحه 229

آرند، يا جزيه قبول كنند، و اين حكم تا قيامت بر آنها باقى است.

فى المجمع عن الباقر عليه السّلام: المعنىّ بهم امّة محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم. «1» و آيه شريفه دال است بر آنكه يهود را هرگز دولت و عزت نباشد و هميشه ذليل و خوار باشند تا قيامت.

إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِيعُ الْعِقابِ‌: بتحقيق پروردگار تو هر آينه زود عقاب فرمايد كافران را كه در دنيا هم آنها را معذب سازد كه مستحق عذاب باشند. وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ‌: و بتحقيق خداى تعالى هر آينه آمرزنده است گناهان كسى را كه توبه و طلب مغفرت نمايد، مهربان است كه بعد از توبه، به گناه نگيرد.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


سوره الأعراف «7»: آيات 167 تا 169

وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكَ لَيَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ إِلى‌ يَوْمِ الْقِيامَةِ مَنْ يَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذابِ إِنَّ رَبَّكَ لَسَرِيعُ الْعِقابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ (167) وَ قَطَّعْناهُمْ فِي الْأَرْضِ أُمَماً مِنْهُمُ الصَّالِحُونَ وَ مِنْهُمْ دُونَ ذلِكَ وَ بَلَوْناهُمْ بِالْحَسَناتِ وَ السَّيِّئاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (168) فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الْأَدْنى‌ وَ يَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنا وَ إِنْ يَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِثْلُهُ يَأْخُذُوهُ أَ لَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِمْ مِيثاقُ الْكِتابِ أَنْ لا يَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ وَ دَرَسُوا ما فِيهِ وَ الدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ (169)

ترجمه‌

و هنگاميكه اعلام نمود پروردگارت كه هر آينه برانگيزاند بر آنها تا روز قيامت كسى را كه بچشاند بآنها عذاب بدى همانا پروردگار تو هر آينه زود عقوبت است و همانا او هر آينه آمرزنده مهربان است‌

و متفرق نموديم آنها را در زمين فرقه‌هائى بعضى‌

جلد 2 صفحه 488

از آنها بودند شايستگان و برخى بودند بر خلاف ايشان و آزموديم آنها را بخوبى‌ها و بدى‌ها باشد كه ايشان بازگشت نمايند

پس جانشين شدند بعد از آنها جانشينانى كه بميراث بردند كتاب را ميگيرند متاع اين دنياى دنى را و ميگويند زود باشد آمرزيده شويم ما و اگر آيد آنها را متاعى مانند آن ميگيرند آن را آيا گرفته نشد از ايشان پيمان كتاب كه نگويند از جانب خدا مگر حق و خواندند آنچه در آنست و سراى آخرت بهتر است براى آنانكه مى‌پرهيزند آيا پس تعقل نمى‌نمائيد.

تفسير

و ياد آور اى پيغمبر وقتى را كه اعلام فرمود خدا يا عزم فرمود و قسم ياد كرد كه هر آينه مبعوث فرمايد بر يهود تا روز قيامت كسيرا كه بچشاند و برساند بعنف بر آنها عذاب شديد را بكشتن و ذليل نمودن و جزيه گرفتن و در مجمع فرموده مراد از مبعوث امّت محمّد (ص) ميباشند نزد جميع مفسرين و آن مروىّ از امام باقر (ع) است و اين دلالت دارد بر آنكه يهود تا روز قيامت داراى سلطنت و عزت نمى‌شوند و مراد از بعث در اينجا امر و رخصت و كمك است و نيز گفته شده است خداوند مبعوث فرمود بر آنها بعد از حضرت سليمان بخت نصر را كه ديار آنانرا خراب نمود و مردان آنها را كشت و زنان و فرزندانشان را اسير كرد و وضع نمود بر بقيّه آنها جزيه را كه بعد از آن بمجوس ميدادند تا خداوند پيغمبر آخر الزمان را مبعوث فرمود كه كرد با آنها آنچه كرد و براى آنها جزيه مقرر فرمود كه باقى است حكم او تا آخر دنيا و بنظر حقير ظاهر آيه شريفه آنستكه خداوند يكنفر را مبعوث ميفرمايد كه اين معاملات را با آنها بنمايد چون لفظ من اگر چه در مفرد و جمع استعمال ميشود ولى اگر مراد جمع باشد ضمير راجع بآنرا معمولا جمع ميآورند و در اينجا يسومهم فرموده كه داراى ضمير مستتر مفرد است و اگر مراد جمع بود مناسب بود يسومونهم بفرمايد و دلالت ندارد بر آنكه اين عذاب بايد تا روز قيامت براى آنها باقى باشد بلكه دلالت دارد بر آنكه چنين عذابى تا روز قيامت بر آنها واقع خواهد شد اگر چه يكمرتبه باشد چون ظاهر آيه آنست كه الى يوم القيمه ظرف است براى بعث نه عذاب و باين جهت مقدّم شده است بر آن و الّا بايد موّخر شود و ما نبايد چيزى را بقرآن نسبت دهيم كه اگر خلافش ظاهر شود مورد اشكال گردد اگر مراد آن بود كه فرمودند بايد بفرمايد ليبعثنّ عليهم من يسومونهم سوء العذاب الى يوم القيمه و مراد از آن كس ظاهرا همان حضرت ختمى مرتبت است چون مناسب با بعث ماموريّت‌

جلد 2 صفحه 489

الهى است كه آنحضرت داشته نه مجرد جلوگيرى نكردن اگر چه بنحو معصيت واقع شود چنانچه بعضى گفته‌اند بلى كسانيكه به تبع قانون اسلام اين سلوك را با يهود نموده‌اند ممكن است گفته شود مبعوث باين امر بودند و شايد تصديق امام باقر (ع) از اين قول هم باين ملاحظه باشد و شايد بملاحظه تماميّت آن بدست امام زمان (ع) باشد در هر حال مناسب با سرعت عقوبت خدا آن است كه اين امر قبل از روز قيامت در دنيا واقع شود چنانچه مناسب با رحمت و مغفرت الهى قبول توبه و اسلام آنها است كه در دنيا است و اين معانى مناسبت با دوام عقوبت ندارد و خداوند آنها را متفرّق در بلاد نمود بطوريكه كمتر بلدى است كه از آنها خالى باشد و بعضى از ايشان مردمان خوبى بودند كه بعد از حضرت موسى بانبياء هر عصرى ايمان آوردند و در آخر الزمان بامّت خاتم النبيّين (ص) ملحق شدند و بعضى بر خلاف آنها بودند كه بكفر و عصيان خودشان ادامه دادند و در عناد و لجاج باقى ماندند و خداوند بانواع مختلفه از نعمت و نقمت و عزّت و ذلّت و دولت و مكنت آنها را امتحان فرمود براى آنكه متنبّه شوند و بحق بازگشت نمايند و ننمودند بلكه بجاى خودشان قوميرا بيادگار گذاشتند كه بدتر از خودشان بودند چون خلف بسكون لام غالبا در جانشين بد استعمال ميشود و آنها كسانى بودند كه در عصر پيغمبر ما بودند كه تورية از پدرانشان بآنها ارث رسيده بود و پول ميگرفتند احكام آنرا مطابق دلخواه مردم تغيير ميدادند يا معنى ميكردند و مى‌گفتند خدا مى‌آمرزد ما را و معلوم بود كه در اين اظهار طلب مغفرت هم تدليس ميكردند و پشيمان نبودند چون بار ديگر هم كه بآنها رشوه ميدادند قبول ميكردند و مقصود رشوه دهنده را انجام ميدادند با آنكه خداوند از آنها در تورية عهد گرفته بود كه بخدا افترا نه بندند و از تورية چيزى كم و بر آن زياد ننمايند و آنها با علم و عمد اين عمل را مينمودند چون تورية را خوانده بودند و معنى آن را فهميده بودند و در كافى از امام صادق (ع) نقل نموده كه خداوند دو الزام بر بندگان در كتاب خود نموده است يكى آنكه نگويند مگر بدانند ديگر آنكه ردّ نكنند چيزيرا كه نمى‌دانند دليل اول اين آيه است دليل دوم آنستكه فرموده بل كذّبوا بما لم يحيطوا بعلمه يعنى بلكه تكذيب نمودند چيزى را كه نميدانستند در مقام ملامت آنها و عيّاشى از آنحضرت و امام كاظم (ع) قريب باين مضمون را نقل نموده است و دار آخرت كه نعيم آن باقى است بهتر است براى كسانيكه پرهيز

جلد 2 صفحه 490

ميكنند از رشوه و ساير اموال حرام و استفادات كثيف موّقت آيا اينان رجوع بعقل خودشان نميكنند تا بدانند صحّت گفتار ما را اگر يعقلون بصيغه مغايب قرائت شود و اگر بصيغه مخاطب باشد معنى واضح است و مراد آنستكه پيغمبر (ص) بآنها بفرمايد آيا تعقل نمى‌كنيد تا بدانيد.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ إِذ تَأَذَّن‌َ رَبُّك‌َ لَيَبعَثَن‌َّ عَلَيهِم‌ إِلي‌ يَوم‌ِ القِيامَةِ مَن‌ يَسُومُهُم‌ سُوءَ العَذاب‌ِ إِن‌َّ رَبَّك‌َ لَسَرِيع‌ُ العِقاب‌ِ وَ إِنَّه‌ُ لَغَفُورٌ رَحِيم‌ٌ (167)

و اينكه‌ اعلام‌ فرموده‌ پروردگار تو ‌هر‌ آينه‌ ميفرستد و مبعوث‌ ميكند ‌بر‌ بني‌ اسرائيل‌ ‌تا‌ روز قيامت‌ كسي‌ ‌که‌ برساند و بچشاند ‌آنها‌ ‌را‌ عذاب‌ سوء و سخت‌ و محققا پروردگار تو سريع‌ العقاب‌ ‌است‌ و محققا ‌او‌ ‌هر‌ آينه‌ آمرزنده‌ گناهان‌ و

جلد 8 - صفحه 16

رحمت‌ كننده‌ بندگان‌ ‌است‌.

نوع‌ مفسرين‌ گفتند مراد ‌اينکه‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ دنيا دولتي‌ ‌از‌ ‌براي‌ ‌آنها‌ نيست‌ و بايد جزيه‌ دهند، و ‌در‌ مجمع‌ نسبت‌ بابي‌ جعفر ‌عليه‌ السّلام‌ داده‌ بدون‌ ذكر سند و ‌از‌ كجا اخذ كرده‌ و ‌اينکه‌ تفسير علاوه‌ ‌بر‌ اينكه‌ خلاف‌ ظاهر ‌آيه‌ ‌است‌ زيرا مجرد نداشتن‌ دولت‌ و اداء جزيه‌ سوء العذاب‌ نيست‌ موجب‌ طعن‌ يهود ‌است‌ بقرآن‌ مجيد ‌که‌ الان‌ دولت‌ اسرائيلي‌ ‌با‌ كمال‌ قوّت‌ و قدرت‌ ‌با‌ دول‌ اسلاميه‌ عرب‌ ‌در‌ نبرد ‌است‌ و امروز ثروتمندترين‌ اهل‌ دنيا يهود هستند.

و آنچه‌ بنظر ميرسد ‌در‌ بيان‌ ‌آيه‌ شريفه‌ دو وجه‌ ‌است‌ يكي‌ ‌اگر‌ مراد ‌در‌ همين‌ حيات‌ دنيوي‌ ‌باشد‌ مراجعه‌ كنيد حال‌ يهود ‌را‌ ‌از‌ زمان‌ ‌بعد‌ ‌از‌ حضرت‌ موسي‌ ‌از‌ كتابهاي‌ ‌خود‌ يهود ‌که‌ منسوب‌ بوحي‌ ميدانند و عهد قديم‌ مينامند ‌که‌ چندين‌ مرتبه‌ دچار سلاطين‌ مشركين‌ شدند و چه‌ اندازه‌ ‌از‌ ‌آنها‌ ‌را‌ كشتند و متواري‌ كردند و اموال‌ ‌آنها‌ ‌را‌ بردند يكي‌ ‌بعد‌ ‌از‌ يوشع‌ ‌إبن‌ نون‌ وصي‌ّ حضرت‌ موسي‌ ‌تا‌ زمان‌ يوشيا ‌که‌ پادشاه‌ مؤمن‌ ‌آنها‌ ‌بود‌ ‌که‌ سلاطين‌ كفار و بت‌پرستان‌ بيت‌ المقدس‌ ‌را‌ خراب‌ كردند و تمام‌ موقوفات‌ و اموال‌ ‌آن‌ ‌را‌ بردند و محل‌ كثافات‌ قرار دادند ‌حتي‌ تورات‌ و تابوت‌ عهد ‌که‌ تورات‌ ‌در‌ ‌آن‌ ‌بود‌ ‌در‌ جنگ‌ ‌با‌ فلسطينيان‌ بدست‌ ‌آنها‌ آمد و ديگر اسمي‌ ‌از‌ ‌خدا‌ و موسي‌ و تورات‌ ‌حتي‌ يك‌ سفر ‌آن‌ ‌در‌ ميان‌ ‌آنها‌ نبود و معلمي‌ ‌که‌ تعبير بكاهن‌ ميكنند نداشتند ‌پس‌ ‌از‌ اينكه‌ سلطنت‌ بيوشيا رسيد ‌که‌ مؤمن‌ ‌بود‌ ‌او‌ ‌پس‌ ‌از‌ هشت‌ سال‌ ‌از‌ سلطنت‌ ‌خود‌ مشغول‌ تعمير بيت‌ المقدس‌ شد و ‌در‌ سال‌ 18 سلطنتش‌ حلقياء كاهن‌ باتفاق‌ شافان‌ كاتب‌ ‌در‌ بيت‌ المقدس‌ رفتند ‌براي‌ پولهايي‌ ‌که‌ مردم‌ اعانه‌ ‌براي‌ تعمير داده‌ بودند جمع‌آوري‌ كرده‌ بسركاران‌ دادند حلقيابشافان‌ ‌گفت‌ ‌من‌ تورات‌ ‌را‌ ‌در‌ ميان‌ كثافات‌ بيت‌ المقدس‌ يافتم‌ ‌که‌ ‌اينکه‌ دعوي‌ ‌هم‌ غلط ‌است‌ زيرا سلاطين‌ كفار و مشركين‌ ممكن‌ نبود بگذارند تورات‌ ‌در‌ بيت‌ المقدس‌ ‌باشد‌

جلد 8 - صفحه 17

و ‌بعد‌ ‌از‌ سلطنت‌ يوشيا بخت‌ النصر ‌که‌ بنو كد نصر ‌است‌ ‌بر‌ يهود غالب‌ شد چشمهاي‌ پادشاه‌ ‌آنها‌ ‌را‌ درآورد، پسران‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌در‌ مقابلش‌ كشت‌ و تمام‌ خانه‌هاي‌ اورشليم‌ و بيت‌ المقدس‌ و خانه‌ پادشاه‌ ‌را‌ سوزانيد و يهود ‌را‌ باسيري‌ ببابل‌ بردند ‌تا‌ زمان‌ عزراي‌ كاهن‌ ‌که‌ ‌از‌ اسيري‌ برگشتند و ‌پس‌ ‌از‌ عزراي‌ كاهن‌ ‌در‌ تاريخ‌ يوسيفس‌ يهودي‌ و ساير كتب‌ تواريخ‌ ‌آنها‌ ‌است‌ ‌که‌ انيطوكس‌ انيراتور فرنگ‌ ‌در‌ تاريخ‌ 160 سال‌ قبل‌ ‌از‌ ميلاد مسيح‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ مسلط شد و تمام‌ كتابها و نسخه‌هاي‌ تورات‌ ‌را‌ سوزانيد و سه‌ سال‌ و نيم‌ مفتشين‌ ‌در‌ ‌هر‌ ماهي‌ ‌در‌ خانه‌ها ميريختند و ‌اگر‌ نسخه‌اي‌ بدست‌ ميآوردند ميسوزانيدند و ‌پس‌ ‌از‌ ميلاد مسيح‌ سي‌ و هفت‌ سال‌ ‌پس‌ ‌از‌ عروج‌ مسيح‌ طيطوس‌ رومي‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ ‌يعني‌ ‌بر‌ يهود غالب‌ شد و يك‌ مليون‌ و هزار نفر ‌آنها‌ ‌را‌ كشت‌ و هفت‌ هزار اسير كرد و آنچه‌ ‌بود‌ سوزانيد و شرح‌ ‌اينکه‌ قضايا ‌را‌ ‌ما ‌از‌ روي‌ مدرك‌ مقبول‌ نزد يهود ‌در‌ مجلد اول‌ كلم‌ الطيب‌ ص‌ 262‌-‌ 273 مفصلا بيان‌ كرده‌ايم‌ مراجعه‌ كنيد ‌اينکه‌ حال‌ يهود قبل‌ ‌از‌ اسلام‌، و اما ‌بعد‌ ‌از‌ اسلام‌ ‌تا‌ چند سال‌ قبل‌ اينها منفور تمام‌ ملل‌ دنيا بودند و تمام‌ دول‌ ‌اينکه‌ چند ساله‌ ‌در‌ زير سايه‌ امريكا يك‌ جنبشي‌ كردند (و ‌کل‌ ‌ما بالعرض‌ يزول‌) ‌اينکه‌ چند ساله‌ ‌هم‌ يك‌ روز راحتي‌ ‌براي‌ ‌آنها‌ نبوده‌ وجه‌ دوم‌ اينكه‌ بگوئيم‌ مفاد ‌اينکه‌ ‌آيه‌ وَ إِذ تَأَذَّن‌َ رَبُّك‌َ لَيَبعَثَن‌َّ عَلَيهِم‌ إِلي‌ يَوم‌ِ القِيامَةِ مَن‌ يَسُومُهُم‌ سُوءَ العَذاب‌ِ عالم‌ برزخ‌ ‌است‌ ‌که‌ ملائكه‌ عذاب‌ ‌تا‌ روز قيامت‌ اينها ‌را‌ بعذاب‌ بد و سخت‌ عذاب‌ ميكنند و مراد ‌از‌ جمله‌ إِن‌َّ رَبَّك‌َ لَسَرِيع‌ُ العِقاب‌ِ روز قيامت‌ ‌است‌ ‌که‌ زود بآنها ميرسد إِنَّهُم‌ يَرَونَه‌ُ بَعِيداً وَ نَراه‌ُ قَرِيباً معارج‌ ‌آيه‌ 6 و 7، و مراد ‌از‌ حمله‌ وَ إِنَّه‌ُ لَغَفُورٌ رَحِيم‌ٌ راجع‌ بانبياء و مؤمنين‌ بني‌ اسرائيل‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ ‌هر‌ عصر و زماني‌ بودند و ‌لو‌ ‌آنها‌ مسطور و مقهور و قليل‌ باشند چنانچه‌ ‌در‌ ‌آيه‌ ‌بعد‌ اشاره‌ بلكه‌ صراحت‌ دارد باين‌ معني‌.

18

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 167)- پراکندگی یهود! این آیه و آیه بعد اشاره به قسمتی از کیفرهای دنیوی آن جمع از یهود است که در برابر فرمانهای الهی قد علم کردند و حق و عدالت و درستی را زیر پا گذاردند.

نخست می‌گوید: به خاطر بیاور «زمانی که پروردگار تو اعلام داشت که بر این جمعیت گنهکار، عده‌ای را مسلط می‌کند، که بطور مداوم تا دامنه قیامت آنها را در ناراحتی و عذاب قرار دهند» (وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکَ لَیَبْعَثَنَّ عَلَیْهِمْ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ مَنْ یَسُومُهُمْ سُوءَ الْعَذابِ).

از این آیه استفاده می‌شود که این گروه سرکش، هرگز روی آرامش کامل نخواهند دید، هر چند برای خود حکومت و دولتی تأسیس کنند.

و در پایان آیه اضافه می‌کند که: «پروردگار تو هم مجازاتش برای مستحقان، سریع است، و هم (نسبت به خطاکاران توبه‌کار) آمرزنده و مهربان است» (إِنَّ رَبَّکَ لَسَرِیعُ الْعِقابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِیمٌ).

و این جمله نشان می‌دهد که خداوند راه بازگشت را به روی آنان بازگذارده، تا کسی گمان نبرد که سرنوشت اجباری توأم با بدبختی و کیفر و مجازات برای آنها تعیین شده است.

سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:

تفسیر های فارسی

ترجمه تفسیر المیزان

تفسیر خسروی

تفسیر عاملی

تفسیر جامع

تفسیر های عربی

تفسیر المیزان

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر الصافی

تفسیر الکاشف

پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
  2. طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ‌4، ص 608.
  3. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 358.
  4. تفاسیر على بن ابراهیم و برهان.

منابع