اما قوم عاد در زمین به ناحق تکبر و سرکشی کردند و گفتند که از ما نیرومندتر (در جهان) کیست؟ آیا آنها ندیده و ندانستند که خدایی که آنها را خلق فرموده بسیار از آنان تواناتر است؟ و آنها آیات (قدرت) ما را (با وجود این برهان) انکار میکردند.
اما قوم عاد به ناحق در زمین تکبّر کردند و گفتند: نیرومندتر از ما کیست؟ آیا ندانستند خدایی که آنان را آفرید از آنان نیرومندتر است؟ و [به گمان اینکه نیرومندتر از آنان وجود ندارد] همواره آیات ما را انکار می کردند.
و امّا عاديان، به ناحق، در زمين سر برافراشتند و گفتند: «از ما نيرومندتر كيست؟» آيا ندانستهاند كه آن خدايى كه خلقشان كرده خود از ايشان نيرومندتر است؟ و در نتيجه آيات ما را انكار مىكردند.
اما قوم عاد، به ناحق در روى زمين گردنكشى كردند و گفتند: چه كسى از ما نيرومندتر است؟ آيا نمىديدند كه خدايى كه آنها را آفريده است از آنها نيرومندتر است كه آيات ما را انكار مىكردند؟
امّا قوم عاد بناحق در زمین تکبّر ورزیدند و گفتند: «چه کسی از ما نیرومندتر است؟!» آیا نمیدانستند خداوندی که آنان را آفریده از آنها قویتر است؟ و (به خاطر این پندار) پیوسته آیات ما را انکار میکردند.
As for [the people of] ‘Ad, they acted arrogantly in the earth unduly, and they said, ‘Who is more powerful than us?’ Did they not see that Allah, who created them, is more powerful than them? They used to impugn Our signs;
Then as to Ad, they were unjustly proud in the land, and they said: Who is mightier in strength than we? Did they not see that Allah Who created them was mightier than they in strength, and they denied Our communications?
As for A'ad, they were arrogant in the land without right, and they said: Who is mightier than us in power? Could they not see that Allah Who created them, He was mightier than them in power? And they denied Our revelations.
Now the 'Ad behaved arrogantly through the land, against (all) truth and reason, and said: "Who is superior to us in strength?" What! did they not see that Allah, Who created them, was superior to them in strength? But they continued to reject Our Signs!
پس قوم عاد به ناحقّ در زمين تكبّر ورزيدند و گفتند: «كيست كه از ما قدرتمندتر باشد؟» آيا نديدند كه همان خداوندى كه آنان را آفريد قوىتر از آنهاست؟ و پيوسته به آيات ما كفر ورزيدند.
نکته ها
قوم عاد كه در جنوب جزيرة العرب زندگى مىكردند، افرادى نيرومند و جنگجو بودند و قلعههاى محكم و ساختمانهاى بلندى داشتند و اينها سبب غرور و استكبار آنان شد. «1»
قدرت و قوّت را اگر از خدا بدانيم و براى اهداف الهى بخواهيم ارزش دارد.
حضرت لوط براى بازداشتن مردم از فساد، آرزوى قوّت از خدا را داشت. «لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ
«1». تفسير نمونه.
جلد 8 - صفحه 324
قُوَّةً» «1» اسلام به مردم سفارش مىكند كه هر گونه قدرت را براى ارعاب دشمنان خدا آماده كنيد. «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» «2» امّا اگر قدرت وسيلهى غرور و تكبّر شد به سرنوشت عاد گرفتار مىشويم.
پیام ها
1- در نقل تاريخ، تنها به آنچه مايهى عبرت است، توجّه كنيم. (قرآن دربارهى قوم عاد، از تعداد آنان و شهر و قبيله آنان سخنى نگفته است). فَأَمَّا عادٌ ...
2- استكبار، مايهى هلاكت است. صاعِقَةِ عادٍ ... فَاسْتَكْبَرُوا
3- تكبّر انسانِ ضعيف در برابر خداوند قهار كاملًا نابجاست. فَاسْتَكْبَرُوا ... بِغَيْرِ الْحَقِ
4- انگيزهى تكبّر، مغرور شدن به قدرت و نداشتن رقيب است. «مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً»
5- داروى مبارزه با خود برتربينى، توجّه به قدرت الهى است. مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً ...
فَأَمَّا عادٌ: پس اما گروه عاديان، فَاسْتَكْبَرُوا فِي الْأَرْضِ: پس گردنكشى و تكبر نمودند در زمين، بِغَيْرِ الْحَقِ: به ناروا و بدون استحقاق، زيرا از روى كفر و عناد بوده، وَ قالُوا مَنْ أَشَدُّ: و گفتند يهود كيست شديدتر، مِنَّا قُوَّةً: از ما از حيث توانائى و تنآورى. چه در خبر وارد شده كه قوت آنها به مثابهاى بود كه سنگ عظيم را از كوه به ضرب دست بكندى «1». خلاصه به طول قامت جسامت و قوت خود، مغرور شدند و از تهديد حضرت هود انديشه ننمودند و گفتند چون هيچكس در عالم به قوت ما نمىرسد پس در دفع عذاب قادر خواهيم بود.
حق تعالى رد قول آنها فرمود كه: أَ وَ لَمْ يَرَوْا: آيا ندانستند اين مغرور شدگان به قوت خود، أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَهُمْ: بدرستى كه آن خدائى كه ايجاد فرمود ايشان را، هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً: او سختتر است از ايشان از روى توانائى و قدرت، زيرا ذات او قادر بالذات و تمام قواى عالم امكان در جنب قدرت او هيچ است، پس قادر باشد بر انزال عذاب و هلاك ايشان. وَ كانُوا بِآياتِنا يَجْحَدُونَ:
و بودند كه به آيات قدرت ما يا معجزات ما انكار مىكردند با وجود علم آنها به حقيت آن.
پس متوجه شد مستقيما بسوى آسمان و آن دودى بود پس گفت مر آنرا و زمين را كه بيائيد خواه يا ناخواه گفتند آمديم فرمان برداران
پس مقرّر فرمود آنها را هفت آسمان در دو روز و وحى نمود در هر آسمانى كار آنرا و آراسته نموديم آسمان نزديكتر را بچراغها و براى نگهدارى اين است مقدر نمودن خداوند ارجمند دانا
پس اگر روى گردانيدند پس بگو ميترسانم شما را از صاعقه آسمانى مانند صاعقه قوم عاد و ثمود
هنگاميكه آمدند آنها را پيغمبرانى از پيش روى آنها و از پشت سرشان كه نپرستيد مگر خدا را گفتند اگر خواسته بود پروردگار ما هر آينه فرستاده بود ملائكه را پس همانا ما بآنچه فرستاده شديد بآن كافرانيم
پس اما عاد پس سركشى كردند در زمين بناحق و گفتند كيست افزونتر از ما در توانائى آيا نديدند آنكه خدائى كه آفريد آنها را او است زيادتر از آنها در توانائى و بودند كه آيتهاى ما را انكار ميكردند.
تفسير
خداوند متعال بعد از اتمام خلق زمين و كوهها و تقدير روزيهاى آن توجه مستقيم و كامل فرمود بجانب آسمان كه آنوقت دود يا بخار شبيه بدودى بود كه از كوهها يا درياهاى زمين برخاسته و فضاى محيط بآن را تاريك نموده بود پس بلسان قدرت و جنبه سلطنت بآسمان و زمين فرمود بيائيد در تحت نفوذ اراده و مشيّت من خواه يا ناخواه چون تمكّن نداريد از خودتان كه از تدبير من بيرون باشيد و آن دو بلسان حال يا مقال مناسب با احوال خودشان عرضه داشتند آمديم با انقياد و اطاعت ذاتى و طبعى خودمان و موجوداتمان و باين مناسبت از آن دو بجمع ذوى العقول تعبير شده و اين در واقع مثلى است براى قدرت و سلطنت الهيه بر آسمان و زمين و موجودات آن دو و اجابت و اطاعت ذاتى و طبعى آنها از او مانند كن فيكون كه مكرّر ذكر شده مراد امر تكوينى و اطاعت ذاتى است و قمى ره از حضرت رضا عليه السّلام نقل نموده كه پرسيدند از كسيكه با خدا سخن گفت غير از جن و انس فرمود آسمان و زمين است در قول خداوند ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ پس مرتّب شد بر امر تكوينى خداوند وجود هفت
جلد 4 صفحه 550
آسمان و پيدايش آنها در امتدادى كه مساوى بود با دو شبانه روز و قمى ره فرموده يعنى در دو وقت ابتداء بخلق و انقضاء آن و حكمت تجاوز مدّت از يك لحظه با قدرت خداوند بخلق نمودن بدون مدت همانستكه در آيات سابقه ذكر و اخيرا حواله بسوره اعراف شد و تعليم فرمود خداوند حركات هر آسمانى را با نظم معيّن بآنها و آنچه را كه مقتضى و مصلحت بود كه از قبل وجود و افعال آنها اختيارا يا طبعا بارز گردد يا اهل آنها متصدّى صدور آن گردند خلاصه آنكه انتظام تمام امور لازمه آسمانها و اهلش بالهام الهى انجام يافت و خدا زينت داد آسمان نزديكتر بزمين را كه مشهود اهل جهان است بزينت ستارگانى كه در هر جا قرار دارند مانند چراغهاى درخشانى در آن آسمان جلوهگرند و براى حفظ آسمانها از مداخله شياطين وجود آنها لازم است و از فوائد مرتّبه بر وجود آنها است ايمنى اهل سماوات از آفات چون قريب باين معنى در اكمال از پيغمبر صلى اللّه عليه و اله روايت شده كه ستارگان امانند براى اهل آسمانها چنانچه اهل بيت من امانند از براى اهل زمين آنچه ذكر شد مقدّر و صنع محكم خداوند ارجمند قدير عليم است و بتها هيچ كاره و فاقد حيات و شعورند پس نبايد از عبادت خدا بعبادت آنها پرداخت و بعد از بيان اينهمه دلائل توحيد باز اگر قريش و ساير اهل شرك مكه اعراض نمودند از ذكر خدا و اقرار بتوحيد و نبوت و امامت و معاد بگو بترسيد از آنكه صاعقه و آتش سوزانى از آسمان نازل شود و مانند قوم عاد و ثمود كه منازل و پران آنها را در مسافرتهاى خودتان بشام و يمن مشاهده مينمائيد شما را بسوزاند چنانچه سوزاند آنها را وقتى كه آمدند پيغمبران خدا قبل از وجود آنها و بعد از آن يا براى اصلاح امور دنيا و آخرت آنها يا از اطراف و جوانب آنان نزدشان و دعوت نمودند آنها را بتوحيد و نفى شرك و آنها گفتند اگر خدا مىخواست ما را دعوت بتوحيد نمايد و ما دست از بتپرستى برداريم ملائكه را برسالت نزد ما ميفرستاد نه بشرى را كه مانند ما باشد در خوردن و آشاميدن و ساير امور پس ما بآنچه شما مدّعى هستيد كه از جانب خدا آوردهايد از توحيد و غيره كافر و منكريم و معترف بفضيلتى براى شما بر خودمان نيستيم و بعد از اين اجمال از قصه عاد و ثمود خداوند اشاره بتفصيل احوال آن دو قوم فرمود كه اما
جلد 4 صفحه 551
قوم عاد تكبر و سركشى كردند از امر پيغمبرشان و بر اهل زمين تفرعن و تبختر نمودند با آنكه استحقاق نداشتند و گفتند كيست كه از ما قوىتر و رشيدتر باشد چون گفتهاند بسيار تنومند و قوى پنجه بودند كه سنگهاى بزرگ را با دست از كوه ميكندند خدا ميفرمايد آيا ندانستند و بچشم دل نديدند كه خالق آنها كه اين قوّت را بآنها داده اقوى از آنها است و بقدرت خود ميتواند آنها را در آنى نيست و نابود نمايد لذا منكر آيات و دلائل توحيد ما شدند و از اوامر ما سرپيچى كردند و بقيه احوال آنها و قوم ثمود در آيات آتيه بيان خواهد شد انشاء اللّه تعالى.
پس اما عاد پس تكبر كردند در زمين و بزرگ منشي نمودند در زمين بدون حق و گفتند كيست شديدتر از ما در قوّة و توانايي آيا نميبينند که آن كسي که آنها را خلق فرموده قوة و قدرتش از آنها شديدتر است و بودند بآيات ما انكار ميكردند.
شرح و قصه عاد بسيار مفصل است طبرسي در سوره مباركه فجر در ذيل آيه شريفه أَ لَم تَرَ كَيفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِعادٍ إِرَمَ ذاتِ العِمادِ الَّتِي لَم يُخلَق مِثلُها فِي البِلادِ شرح مفصلي از بلاد آنها و عمارات و قصور آنها از طلا و نقره و جواهرات و از مزارع آنها و باغات آنها نقل كرده و لكن چون سندي نداشت از نقلش خودداري كرديم و در مجمع البحرين در لغة عاد ذكر عاد را كرده که
جلد 15 - صفحه 421
ميگويد كانت لهم زرع و نخيل كثير و لهم اعمار طويلة و اجسام طويلة و در نسب عاد در مجمع البيان ميگويد عاد بن عوص بن ارم بن سام بن نوح و قوم را مسمي باسم جد خود گذاشتند.
(آیه 15)- در اینجا- چنانکه روش قرآن است- بعد از ذکر اجمال به تفصیل
ج4، ص303
در باره عاد و ثمود پرداخته، میگوید: «اما قوم عاد به ناحق در زمین تکبر ورزیدند (تا آنجا که) گفتند: چه کسی از ما نیرومندتر است»؟! (فَأَمَّا عادٌ فَاسْتَکْبَرُوا فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ قالُوا مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً).
اما قرآن در پاسخ این ادعا میگوید: «آیا آنها نمیدانستند خداوندی که آنان را آفریده از آنها قویتر است»؟! (أَ وَ لَمْ یَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِی خَلَقَهُمْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً).
نه تنها خالق آنها که خالق تمام آسمانها و زمین است.
در پایان آیه میافزاید: «و آنها (بر اثر این پندار بیاساس) پیوسته آیات ما را انکار میکردند» (وَ کانُوا بِآیاتِنا یَجْحَدُونَ).
سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید: