آیه 11 سوره احقاف
| <<10 | آیه 11 سوره احقاف | 12>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
و کافران گفتند: اگر دین اسلام بهتر (از بتپرستی) بود مردم (فقیر زبونی) از ما در ایمان به آن سبقت نمیگرفتند. و آنها چون به قرآن هدایت نمیشوند خواهند گفت که این کتاب دروغی از گفتار پیشینیان است.
و کافران درباره مؤمنان گفتند: اگر [آیین محمّد] بهتر [از آیین ما] بود [آنان در پذیرفتنش] بر ما نسبت به آن پیشی نمی گرفتند [بلکه خود ما زودتر از آنان به این کتاب ایمان می آوردیم]. و چون [خودشان به خاطر کبر و عنادشان] به وسیله آن هدایت نیافتند، به زودی خواهند گفت: این یک دروغ قدیمی است.
و كسانى كه كافر شدند، به آنان كه گرويدهاند گفتند: «اگر [اين دين] خوب بود، بر ما بدان پيشى نمىگرفتند.» و چون بدان هدايت نيافتهاند، به زودى خواهند گفت: «اين دروغى كهنه است.»
كافران مؤمنان را گفتند: اگر در آن خيرى مىبود، اينان در پذيرفتنش بر ما سبقت نمىگرفتند. و چون بدان راه نيافتهاند خواهند گفت كه اين دروغى ديرينه است.
کافران درباره مؤمنان چنین گفتند: «اگر (اسلام) چیز خوبی بود، هرگز آنها (در پذیرش آن) بر ما پیشی نمیگرفتند!» و چون خودشان بوسیله آن هدایت نشدند میگویند: «این یک دروغ قدیمی است!»
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
«لِلَّذِینَ آمَنُوا»: در حق مؤمنین. درباره مؤمنان. حرف لام به معنی (عَنْ) است «لَوْ کَانَ خَیْراً»: اگر قرآن چیز خوبی بود. «إِذْ»: چرا که. واژه (إِذْ) به معنی لام تعلیل است. «إِذْ لَمْ یَهْتَدُوا بِهِ»: به خاطر عدم هدایتشان به قرآن. «إِفْکٌ قَدِیمٌ»: دروغ قدیمی. مرادشان افسانهای از نوع افسانههای پیشینیان است.
نزول
قتاده گوید: عده اى از مشرکین مى گفتند، ما عزیزتریم و اگر در دین اسلام خیرى وجود مى داشت فلان و فلان بر ما سبقت نمى جستند و اسلام نمى آوردند.[۱]
و نیز گویند این مشرکین عرب طوائف بنوعامر و غطفان و اسد و اشجع بودند و منظورشان از فلان و فلان که در پذیرش دین از آنها سبقت جسته بودند و اینان خود را از آنها ثروتمندتر و عزیزتر محسوب میداشتند. طوائف جهینه و مزینه و اسلم و غفار بوده اند.[۲]
عون بن ابىشداد و نیز ابن سعد از ضحاک و حسن بصرى روایت کنند که عمر بن الخطاب کنیزى داشت به نام زنین و این کنیز مسلمان شده بود و عمر او را مضروب میساخت که چرا مسلمان شده است و کفار قریش درباره این کنیز مى گفتند: اگر در دین اسلام خیرى وجود میداشت. هر آینه این کنیز در پذیرش آن بر ما سبقت نمىگرفت.[۳]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا إِلَيْهِ وَ إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ «11»
و كسانى كه كفر ورزيدند، درباره كسانى كه ايمان آورده اند، گويند: اگر (اسلام) خوب بود، آنان در پذيرفتن آن بر ما سبقت نمى گرفتند. و چون خود هدايت نيافتند، به زودى خواهند گفت: اين دروغى سابقه دار است.
نكته ها
كفار گمان مى كنند تنها آنان مى فهمند و اگر امر مفيد و خوبى وجود داشته باشد، پيش از ديگران به آن دست مى يابند. و چون آنان ايمان نياورده اند، لابد، ايمان امر خوبى نيست!
تفسير نور، ج 9، ص: 28
پس از آنكه پيامبر فرمود: «ما كُنْتُ بِدْعاً مِنَ الرُّسُلِ» رسالت، چيز جديدى نيست و من پيامبرى نوظهور نيستم، دشمنان، دست به تخريب اصل نبوّت زدند و گفتند: «هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ» اين دروغى قديمى و نيرنگى كهن است.
پيام ها
1- كفار، خود را زيرك تر از مسلمانان مى پندارند. «لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا إِلَيْهِ»
2- تبليغات تحقيرآميز عليه اسلام و مسلمانان هميشه بوده است. لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا ...
3- در هدايت قرآن شكى نيست، ولى افراد لجوج و متكبر آن را نمى پذيرند. «وَ إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا»
4- دشمن، هميشه از يك راه وارد نمى شود و يك حرف ومنطق ندارد. گاهى مى گويد: اسلام ارزشى ندارد وگرنه ما قبل از همه مى پذيرفتيم، «لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا» و گاهى مى گويد: اين مطالب، دروغ كهن و سابقه دارى بيش نيست. «فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ»
5- گاهى بايد مربّى، افراد تحت تربيت خود را با آشنا كردن به انواع ادعاها و گرايش ها و سخنان ياوه و مسموم و دادن پاسخ به آنها، بيمه كند. قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا ... فَسَيَقُولُونَ ...
6- رهبر و مردم بايد ياوه سرايى هاى مخالفان را پيش بينى كنند. «فَسَيَقُولُونَ»
7- مخالفان به قدرى لجوجند كه هم محتواى قرآن را دروغ مى پندارند و هم تاريخ مصرف گذشته مى دانند. «هذا إِفْكٌ قَدِيمٌ»
8- اين كه قرآن مربوط به زمان پيامبر بوده و به درد امروز نمى خورد، شبهه و حرفِ جديدى نيست، مخالفانِ مدعى فكر و انديشه در زمان پيامبر نيز، اين شبهات و حرف هاى بى اساس را مى گفتند. هذا ... قَدِيمٌ
9- زشت بودن افترا و دروغ بافى، امرى فطرى است. حتّى كفار براى شكستن اسلام، آن را افك و افترا مى ناميدند. «إِفْكٌ قَدِيمٌ»
پانویس
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
- محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه.




