آیه 30 سوره طور

از دانشنامه‌ی اسلامی
(تغییرمسیر از آیه ۳۰ طور)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

أَمْ يَقُولُونَ شَاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ

مشاهده آیه در سوره


<<29 آیه 30 سوره طور 31>>
سوره : سوره طور (52)
جزء : 27
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

بلکه (کافران نادان) گویند: (محمّد) شاعری است ماهر و ما حادثه مرگ او را انتظار داریم.

بلکه این سبک مغزانند که می گویند: او شاعری است که برای او حوادث تلخ روزگار و آمدن مرگش را انتظار می بردیم!

يا مى‌گويند: «شاعرى است كه انتظار مرگش را مى‌بريم [و چشم به راه بد زمانه بر اوييم‌].»

يا مى‌گويند: شاعرى است و ما براى وى منتظر حوادث روزگاريم.

بلکه آنها می‌گویند: «او شاعری است که ما انتظار مرگش را می‌کشیم!»

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Do they say, ‘[He is] a poet, for whom we await a fatal accident’?

Or do they say: A poet, we wait for him the evil accidents of time.

Or say they: (he is) a poet, (one) for whom we may expect the accident of time?

Or do they say:- "A Poet! we await for him some calamity (hatched) by Time!"

معانی کلمات آیه

  • منون: مرگ. «المنون: المنيّة و الموت»، «ريب المنون»: پيشامد اضطراب آور مرگ.[۱]

نزول

ابن عباس گوید: که قریش در دارالندوة اجتماع کردند و درباره پیامبر به شور و مشورت پرداختند. یکى از آن میان گفت: محمد را در محل امن و مورد اطمینانى زندانى کنیم تا بمیرد چنان که شاعران قبل از او مانند زهیر و نابغه نابود شده و از بین رفتند. محمد نیز مانند آن‌ها از بین خواهد رفت سپس این آیه نازل شد.[۲]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

فَذَكِّرْ فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ «29»

پس (به مردم) تذكّر بده كه به لطف پروردگارت تو نه كاهن و پيشگويى و نه ديوانه و جنّ‌زده.

أَمْ يَقُولُونَ شاعِرٌ نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ «30»

بلكه مى‌گويند: او شاعرى است كه ما انتظار فرا رسيدن مرگ ناخوش او را داريم.

قُلْ تَرَبَّصُوا فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ «31»

(به آنان) بگو: در انتظار باشيد كه من نيز با شما از منتظرانم. (شما در انتظار مرگ من و من در انتظار پيروزى بر شما).

نکته ها

«كاهن» به كسى گويند كه از آينده خبر دارد و ادعاى اطلاع از اسرار و غيب و ارتباط با جنّيان را دارد. «رَيْبَ الْمَنُونِ»، اصطلاحى است به معناى حوادث تلخ روزگار كه به مرگ كسى بيانجامد.

مراد مشركان از اين‌كه به پيامبران مى‌گفتند: «مجنون»، بى عقل و بى‌خرد نبود، چنانكه در اين آيات، مجنون در كنار كاهن و شاعر آمده است كه افرادى باهوش و فهميده هستند.

بلكه مراد آنها از «مجنون»، جن‌زده بود، زيرا معتقد بودند افراد كاهن و شاعر به واسطه ارتباط با جنّ، قدرت پيشگويى و سرودن اشعار دارند، كارى كه از عهده افراد عادّى‌

جلد 9 - صفحه 290

برنمى‌آيد. شاهد اين معنا آن است كه در يك آيه وصف شاعر و مجنون در كنار هم آمده است. «لِشاعِرٍ مَجْنُونٍ» «1»

پیام ها

1- از تهمت‌ها و نسبت‌هاى نارواى كفّار (مانند: كاهن، شاعر و مجنون) نبايد ترسيد و بايد به وظيفه‌ى خود در مورد هشدار و تذكّر ادامه داد. فَذَكِّرْ فَما أَنْتَ‌ ... بِكاهِنٍ‌ ...

2- خداوند، اولياى خود را بيمه كرده و از آنان دفاع مى‌كند. «فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ»

3- مبلّغ دين، در تيررس هر گونه تهمت است. بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ‌ ... يَقُولُونَ شاعِرٌ

4- هر گونه عيب و نقصى كه از انسان دور مى‌شود، در سايه لطف و نعمت الهى است. فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ وَ لا مَجْنُونٍ‌ ...

5- افراد كاهن وپيشگو، از رحمت خدا دور هستند. «فَما أَنْتَ بِنِعْمَةِ رَبِّكَ بِكاهِنٍ»

6- دشمن به يك تهمت قانع نيست و همواره در صدد ضربه زدن است. «بِكاهِنٍ‌، مَجْنُونٍ‌، شاعِرٌ»

7- دشمن در انتظار مرگ بزرگان دين است، پس بايد كارى كرد كه اميد آنان براى پس از مرگ شخصيّت‌هاى مذهبى نااميد شود. «نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ»

8- رهبر دينى نبايد به خاطر تهمت‌هاى دشمنان صحنه را خالى كند، بلكه بايد بماند و دفاع كند. «نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ»

9- مؤمنان نيز بايد همانند دشمنان، براى رسيدن به پيروزى، اميد و برنامه داشته باشند. نَتَرَبَّصُ بِهِ‌ ... فَإِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُتَرَبِّصِينَ‌

«1». صافات، 36.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌9، ص: 291



پانویس

  1. تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج10، ص380
  2. طبرى صاحب تفسیر جامع البیان.

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه