آیه 10 سوره هود

از دانشنامه‌ی اسلامی
(تغییرمسیر از آیه ۱۰ هود)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي ۚ إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ

مشاهده آیه در سوره


<<9 آیه 10 سوره هود 11>>
سوره : سوره هود (11)
جزء : 12
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و اگر آدمی را به نعمتی پس از محنتی که به او رسیده باشد رسانیم (مغرور و غافل شود و) گوید که دیگر روزگار زحمت و رنج من سرآمده، سرگرم شادمانی و مفاخرت گردد.

و اگر پس از گزند و آسیبی که به او رسیده خوشی و رفاهی به او بچشانیم، قطعاً خواهد گفت: همه [گزندها و] آسیب ها از فضای زندگی ام رفت [و دیگر آسیبی نمی بینم و] مسلماً در آن حال [که غافل از حوادث آینده است] بسیار شادمان و خودستا خواهد بود.

و اگر -پس از محنتى كه به او رسيده- نعمتى به او بچشانيم حتماً خواهد گفت: «گرفتاريها از من دور شد!» بى‌گمان، او شادمان و فخرفروش است.

و اگر پس از سختى و رنج، نعمت و آسايشى به او بچشانيم، مى‌گويد: ناگواريها از من دور شده است. و در اين حال، شادمان است و فخر مى‌فروشد،

و اگر بعد از شدّت و رنجی که به او رسیده، نعمتهایی به او بچشانیم، می‌گوید: «مشکلات از من برطرف شد، و دیگر باز نخواهد گشت!» و غرق شادی و غفلت و فخرفروشی می‌شود...

ترجمه های انگلیسی(English translations)

And if We let him have a taste of Our blessings after adversities have befallen him, he will surely say, ‘All ills have left me.’ Indeed, he becomes a vain braggart,

And if We make him taste a favor after distress has afflicted him, he will certainly say: The evils are gone away from me. Most surely he is exulting, boasting;

And if We cause him to taste grace after some misfortune that had befallen him, he saith: The ills have gone from me. Lo! he is exultant, boastful;

But if We give him a taste of (Our) favours after adversity hath touched him, he is sure to say, "All evil has departed from me:" Behold! he falls into exultation and pride.

معانی کلمات آیه

نعماء: (به فتح ن) مفرد است به معنى نعمت يا نعمتى كه اثر آن در صاحبش‏ آشكار است.

ضراء: اسم مؤنث است، مذكر ندارد. آن از ضرر است. به معنى سختى به كار رود چنان كه در صحاح گفته است. مثل: مرض، گرفتارى، نقص اموال و مانند آن.

فرح: (به فتح فاء و كسر راء): شادمان، توأم با تكبر. فرح: تكبّر يا شادى مذموم.

فخور: فخر: باليدن به جاه و مال. فخور: بالنده. [۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ نَعْماءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ «10»

و اگر پس از سختى و محنتى كه به انسان رسيده، نعمتى به او بچشانيم (چنان مغرور مى‌شود كه) مى‌گويد: همانا گرفتارى‌ها از من دور شد (و ديگر به سراغم نخواهد آمد)، بى‌گمان او شادمان و فخرفروش است.

نکته ها

روزگار هميشه يكسان نيست، بلكه طبق روايات: «الدَّهر يَومان، يَومٌ لك و يومٌ عليك، فان كان لك فلا تبطر و ان كان عَليك فاصبر فكلاهما ستُختَبر»، «2» روزگار دو چهره دارد: گاهى با تو و گاهى بر عليه توست. آنگاه كه به نفع توست، مغرور مشو و آنگاه كه به ضرر توست، صبر پيشه كن، زيرا در هر حال مورد آزمايش الهى هستى.

نعمت‌هايى كه پس از سختى‌ها و مشكلات به انسان مى‌رسد، بايد عامل شكر و ذكر باشد، نه وسيله‌ى فخر و طرب.

دو چيز شادى را خطرناك مى‌كند: يكى تحليل غلط، «ذَهَبَ السَّيِّئاتُ عَنِّي» و ديگر آنكه اين شادى سبب تحقير ديگران و فخرفروشى خود شود. «لَفَرِحٌ فَخُورٌ»

پیام ها

1- انسان كم‌ظرفيّت است وبااندك نعمتى، فخرفروشى مى‌كند. أَذَقْناهُ‌ ... لَفَرِحٌ فَخُورٌ


«2». بحار، ج 73، ص 81.

جلد 4 - صفحه 28

2- قرآن داراى آهنگ موزون و موسيقى خاصّى است. ( «نَعْماءَ» هم آهنگ‌ «ضَرَّاءَ» و «لَيَؤُسٌ كَفُورٌ» هم وزن‌ «لَفَرِحٌ فَخُورٌ» است)

3- سختى‌ها و شادى‌ها زودگذرند. أَذَقْناهُ‌ ... مَسَّتْهُ‌

4- فكر اينكه سختى‌ها ديگر به انسان روى نمى‌آورد، تصوّر باطلى است. «ذَهَبَ السَّيِّئاتُ عَنِّي»

5- كاميابى‌ها را نشانه‌ى محبوبيّت نزد خداوند ندانيم و نگوييم: ديگر گرفتار نخواهم شد! «ذَهَبَ السَّيِّئاتُ عَنِّي»

6- تحليل‌ها و بينش‌هاى غلط، سبب رفتار نادرست مى‌شود. گمان مى‌كند كه هيچ بدى ندارد، «ذَهَبَ السَّيِّئاتُ عَنِّي» لذا فخرفروشى مى‌كند. «لَفَرِحٌ فَخُورٌ»

7- شخصيّت بعضى انسان‌ها متزلزل و وابسته به حوادث بيرونى است، نه كمالات درونى. گاهى‌ «لَيَؤُسٌ كَفُورٌ» و گاهى‌ «لَفَرِحٌ فَخُورٌ» است.



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۱۱۴ نهج البلاغه