مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

غزوه بنی قینقاع: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (8پروژه: رتبه بندی، اولویت بندی ، سنجش کیفی)
(ویرایش)
سطر ۱: سطر ۱:
 
{{خوب}}
 
{{خوب}}
در شوال سال دوم هجری عده ای از یهودیان [[مدینه]] که پس ورود رسول خدا(ص) به مدینه با ایشان پیمان صلح بسته بودند، پیمان شکستند و به ایشان اعلام جنگ کردند.پس از محاصره اینان در قعله های خود توسط سپاهیان اسلام، ناچاراً و به واسطه وساطت عبدالله بن ابّی ،هم پیمان ایشان، از مدینه اخراج شدند.
+
در ماه [[ماه شوال|شوال]] سال دوم هجری عده ای از [[یهود|یهودیان]] مدینه به نام «[[بنی قینقاع|بنى قینقاع]]» که پس از ورود [[پیامبر اسلام|رسول خدا]](ص) به [[مدینه]] با ایشان پیمان [[صلح]] بسته بودند، پیمان شکستند و به ایشان اعلام جنگ کردند. پس از محاصره اینان در قعله های خود توسط سپاهیان [[اسلام]]، ناچاراً و به واسطه وساطت [[عبدالله بن ابی سلول|عبدالله بن ابّی]]، هم پیمان ایشان، از مدینه اخراج شدند.
 
{{شناسنامه غزوات
 
{{شناسنامه غزوات
 
|زمان = پانزدهم شوال سال دوم هجری
 
|زمان = پانزدهم شوال سال دوم هجری
 
|مکان = [[مدینه]]
 
|مکان = [[مدینه]]
 
|غزوه قبلی = [[غزوه کدر]]
 
|غزوه قبلی = [[غزوه کدر]]
|غزوه بعدی = [[سویق]]
+
|غزوه بعدی = [[غزوه سویق]]
|علت غزوه = سرکوب شورش یهودیان بنی قینقاع که عهدشکنی کرده بودند
+
|علت غزوه = سرکوب شورش یهودیان [[بنی قینقاع]] که عهدشکنی کرده بودند.
|نتیجه = پیروزی قاطع مسلمانان و اخراج یودیان بنی قینقاع از مدینه
+
|نتیجه = پیروزی قاطع مسلمانان و اخراج یهودیان از مدینه.
 
|مسلمانان = مسلمانان
 
|مسلمانان = مسلمانان
 
|دشمنان = یهودیان [[بنی قینقاع]]
 
|دشمنان = یهودیان [[بنی قینقاع]]
بین از 400 زره پوش
+
بین از ۴۰۰ زره پوش
|فرماندهان مسلمانان = [[پیامبر اسلام|رسول خدا(ص)]]
+
|فرماندهان مسلمانان = [[پیامبر اسلام|رسول خدا]](ص)  
 
|فرماندهان دشمنان = ــــ
 
|فرماندهان دشمنان = ــــ
 
|پرجم داران مسلمانان= [[امام علی]](ع)
 
|پرجم داران مسلمانان= [[امام علی]](ع)
سطر ۱۷: سطر ۱۷:
 
|تلفات مسلمانان = ـــ
 
|تلفات مسلمانان = ـــ
 
|تلفات دشمنان = ــــ
 
|تلفات دشمنان = ــــ
|توضیحات = آيه 58، سوره انفال،آيه هاى 12- 13 سوره آل عمران و آيات 51- 56 سوره مائده در مورد این غزوه می باشد‌‌
+
|توضیحات = آیه ۵۸ [[سوره انفال]]، آیه‌هاى ۱۲- ۱۳ [[سوره آل عمران]] و آیات ۵۱-۵۶ [[سوره مائده]] در مورد این غزوه می باشد‌‌.
 
}}
 
}}
== قبیله بنی قینقاع==
+
==قبیله بنی‌قینقاع==
بنى قينقاع شجاع‌ترين و مشهورترين قوم يهود بودند و ثروتمندترين و سركش‌ترين قوم. آنان جواهر ساز بودند و هم پيمان [[عبد اللّه بن ابى بن سلول]] و [[عبادة بن صامت انصارى]].اين طايفه يهود در داخل مدينه و در حد فاصل حرّه شرقى و غربى زندگى مى ‌كردند . آنان هيچ گونه مزرعه و كشت و زرعى نداشته و كارشان زرگرى و صنعتگرى بود. <ref> المغازى، ج ص 179؛ انساب الاشراف، ج ص 309 </ref>
+
[[بنی قینقاع|بنى قینقاع]] شجاع‌ترین و مشهورترین و ثروتمندترین و سرکش‌ترین قوم [[یهود|یهود]] بودند. آنان جواهر ساز بودند و هم پیمان [[عبدالله بن ابی سلول|عبداللّه بن ابى بن سلول]] و [[عبادة بن صامت|عبادة بن صامت انصارى‌]]. این طایفه یهود در داخل [[مدینه|مدینه]] و در حد فاصل حرّه شرقى و غربى زندگى مى ‌کردند. آنان هیچ گونه مزرعه و کشت و زرعى نداشته و کارشان زرگرى و صنعتگرى بود.<ref> المغازى، ج ۱، ص ۱۷۹؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۰۹ </ref>
يهوديان مزبور در شمار كسانى بودند كه در قرارنامه يا آنچه صحيفه ناميده شده، حضور داشتند و متعهد به انجام آن بودند، چند نفر از آنان نيز به ظاهر مسلمان شدند اما در سلك منافقان بودند.<ref> انساب الاشراف، ج 1، ص 285: يكى از آنان مالك بن ابى قوقل بوده كه خبر چين يهوديان نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بوده است. </ref>
+
یهودیان مزبور در شمار کسانى بودند که در قرارنامه یا آنچه صحیفه نامیده شده، حضور داشتند و متعهد به انجام آن بودند، چند نفر از آنان نیز به ظاهر مسلمان شدند اما در سلک [[منافقان]] بودند.<ref> انساب الاشراف، ج۱، ص ۲۸۵: یکى از آنان مالک بن ابى قوقل بوده که خبر چین یهودیان نزد رسول خدا صلى الله علیه وآله بوده است.</ref>
  
== علت وقوع غزوه ==
+
==علت وقوع این غزوه==
مورخان دو علت را برای این غزوه ذکر کرده اند:
+
مورخان دو علت را برای این [[غزوه]] ذکر کرده اند:
# '''ترس از خیانت آنها''' :رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پس از بدر احساس كرد آنان قصد فتنه‌ گرى دارند؛ فراهم شان آورده از ايشان خواست تا اسلام را بپذيرند چه بسا آنچه بر قريش رفته، بر سر آنان بيايد. بنى قينقاع گفتند كه تو با عده‌اى جاهل به نبرد درگير شده ‌اى، ما «بنى الحرب» هستيم.<ref>  المغازى، ج 1، ص 177؛ و نك: طبقات الكبرى، ج 1، ص 29؛ انساب الاشراف، ج 1، ص 309 </ref>آيه‌ اى از سوره انفال- كه درست پس از بدر نازل شده- مسأله ترس از خيانت را مطرح و تكليف [[رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم]] را درباره آن آشكار كرد: « اگر مى ‌دانى كه گروهى در پيمان خيانت مى ‌ورزند، به آنان اعلام كن كه همانند خودشان عمل خواهى كرد؛ زيرا خدا خائنان را دوست ندارد». <ref>  انفال، 58 </ref> واقدى مى‌گويد: همين آيه سبب شد تا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به سراغ اين طايفه برود.<ref> المغازى، ج 1، ص 177؛ و نك: طبقات الكبرى، ج 1، ص 29؛ انساب الاشراف، ج 1، ص 309 </ref>
 
#يك روز يك زن مسلمان به بازار بنى قينقاع رفت و در نزد زرگرى نشست تا زيورى براى وى بسازد. مردان يهود از او خواستند تا چهره خود را بگشايد، امّا زن مسلمان خوددارى كرد. جواهرى يا مرد ديگرى از ايشان بيامد، چنان كه زن متوجّه‌ نشد، لباس او را از پشت گره زد. چون زن برخاست سرين و پشتش برهنه شد و يهوديان بر او خنديدند. زن فرياد زد. مرد مسلمانى بر يهودى تاخت و او را كشت. يهوديان مسلمان را محاصره كردند و كشتند. خويشان مرد مسلمان، هم‌ كيشان خود را به يارى طلبيدند. مسلمانان به خشم آمدند.<ref> المغازى، ج 1، ص 177؛ و نك: طبقات الكبرى، ج 1، ص 29؛ انساب الاشراف، ج 1، ص 309  </ref>
 
  
عبادة بن صامت دست از اتحاد با آنان برداشت و گفت: يا رسول اللّه، من به ولايت خداوند و رسول پايبندم و از يهوديان كافر بيزارى مى‌جويم. امّا عبد اللّه بن ابى همچنان به پيمان خود با بنى قين قاع وفادار ماند و اصرار ورزيد تا پيامبر (ص) آن‌ها را رها سازد.
+
#ترس از خیانت آنها: [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] صلى الله علیه و آله و سلم پس از [[غزوه بدر|بدر]] احساس کرد آنان قصد [[فتنه|فتنه‌]] گرى دارند؛ فراهمشان آورده و از ایشان خواست تا [[اسلام]] را بپذیرند چه بسا آنچه بر [[قریش|قریش]] رفته، بر سر آنان بیاید. [[بنی قینقاع|بنى قینقاع]] گفتند که تو با عده‌اى جاهل به نبرد درگیر شده ‌اى، ما «بنى الحرب» هستیم.<ref>  المغازى، ج ۱، ص ۱۷۷؛ و نک: طبقات الکبرى، ج ۱، ص ۲۹؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۰۹ </ref> آیه‌ اى از [[سوره انفال]] -که درست پس از بدر نازل شده- مسأله ترس از خیانت را مطرح و تکلیف رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم را درباره آن آشکار کرد: «اگر مى ‌دانى که گروهى در پیمان خیانت مى ‌ورزند، به آنان اعلام کن که همانند خودشان عمل خواهى کرد؛ زیرا خدا خائنان را دوست ندارد».<ref>  انفال، ۵۸ </ref> [[واقدی]] مى‌گوید: همین [[آیه|آیه]] سبب شد تا رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم به سراغ این طایفه برود.<ref> المغازى، ج ۱، ص ۱۷۷؛ و نک: طبقات الکبرى، ج ۱، ص ۲۹؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۰۹ </ref>
== غزوه بنی قینقاع ==
+
#همچنین گویند: یک روز یک زن مسلمان به بازار بنى قینقاع رفت و در نزد زرگرى نشست تا زیورى براى وى بسازد. مردان [[یهود|یهود]] از او خواستند تا چهره خود را بگشاید، امّا زن مسلمان خوددارى کرد. جواهرى یا مرد دیگرى از ایشان بیامد، چنان که زن متوجّه‌ نشد، لباس او را از پشت گره زد. چون زن برخاست سرین و پشتش برهنه شد و یهودیان بر او خندیدند. زن فریاد زد. مرد مسلمانى بر یهودى تاخت و او را کشت. یهودیان مسلمان را محاصره کردند و کشتند. خویشان مرد مسلمان، هم‌کیشان خود را به یارى طلبیدند. مسلمانان به خشم آمدند.<ref> المغازى، ج ۱، ص ۱۷۷؛ و نک: طبقات الکبرى، ج ۱، ص ۲۹؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۰۹  </ref> [[عبادة بن صامت]] دست از اتحاد با آنان برداشت و گفت: یا رسول اللّه، من به ولایت خداوند و رسول پایبندم و از یهودیان کافر بیزارى مى‌جویم. امّا [[عبدالله بن ابی سلول|عبدالله بن ابى]] همچنان به پیمان خود با بنى قینقاع وفادار ماند و اصرار ورزید تا پیامبر (ص) آن‌ها را رها سازد.
بنى قينقاع در دژهاى خود پناه گرفتند. رسول خدا (ص) ابو لبابه را در مدينه به جاى خود گذاشت و به سوى يهوديان متحصن حركت كرد. درفش سفيد (يا پرچم عقاب سياه) پيامبر (ص) به دست امير المؤمنين على (ع) بود.
+
 
پيامبر (ص) پانزده شب، از نيمه شوّال سال دوم، يا در صفر سال سوم هجرت (البته با توجّه به خشم بنى قين قاع از پيروزى بدر، اين نقل بعيد مى‌نمايد.) آنان را محاصره كرد. خداوند در دل يهود رعب و وحشت انداخت و آنان كه چهارصد نفر بى‌زره و سيصد نفر زره‌پوش بودند، از آن حضرت درخواست كردند تا آنان را رها و از مدينه بيرون كند. بدين ترتيب كه زنان و فرزندانشان را با خود ببرند و اموال و اسلحه آنان، پيامبر (ص) را باشد. رسول خدا (ص) پذيرفت. اموال و سلاح‌هاى بنى قين قاع را برداشت و پس از تخميس، آن را در ميان مسلمانان تقسيم كرد و يهوديان را به اذرعات شام كوچ داد. گفته مى‌شود:
+
==محاصره و شکست بنی‌قینقاع==
يك سال در آنجا نبودند كه خداوند آنان را نابود كرد.
+
بنى قینقاع در دژهاى خود پناه گرفتند. [[پیامبر اسلام|رسول خدا]] (ص) [[ابولُبابه انصارى|ابو لبابه]] را در [[مدینه|مدینه]] به جاى خود گذاشت و به سوى [[یهود|یهودیان]] متحصن حرکت کرد. درفش سفید (یا پرچم عقاب سیاه) پیامبر (ص) به دست [[امام علی علیه السلام|امیرالمؤمنین على]] (ع) بود.
== نتایج غزوه بنی قینقاع ==
+
پیامبر (ص) پانزده شب، از نیمه [[ماه شوال|شوّال]] سال دوم، یا در [[ماه صفر|صفر]] سال سوم هجرت،<ref>البته با توجّه به خشم بنى قینقاع از پیروزى [[غزوه بدر|بدر]]، این نقل بعید مى‌نماید.</ref> آنان را محاصره کرد. خداوند در دل یهود رعب و وحشت انداخت و آنان که چهارصد نفر بى‌زره و سیصد نفر زره‌پوش بودند، از آن حضرت درخواست کردند تا آنان را رها و از مدینه بیرون کند. بدین ترتیب که زنان و فرزندانشان را با خود ببرند و اموال و اسلحه آنان، برای پیامبر (ص) باشد. رسول خدا (ص) پذیرفت. اموال و سلاح‌هاى بنى قینقاع را برداشت و پس از [[خمس|تخمیس]]، آن را در میان مسلمانان تقسیم کرد و یهودیان را به اذرعات [[شام]] کوچ داد. گفته مى‌شود:
جنگ مسلمانان با بنى قين قاع به عنوان شجاع‌ترين، و ثروتمندترين قبيله يهود و نابودى آنان بدان معنى است كه:
+
یک سال در آنجا نبودند که خداوند آنان را نابود کرد.
# پيامبر (ص) نمى‌ خواست به يهوديان فرصت دهد تا در او طمع كنند و به شكست مسلمانان اميد بندند و با اطرافيان هم عقيده خويش از منافقان و مشركان بر ضدّ مسلمانان متّحد شوند، زيرا تحمل پيامبر (ص) و سفارش بردبارى و شكيبايى به مسلمانان موجب شد كه يهوديان گمان برند اين مواضع ناشى از ضعف و فتور مسلمانان است. از اين رو به تعرضات خويش نسبت به مسلمانان ادامه دادند.
+
==نتایج غزوه بنی‌قینقاع==
#راه نابودى ساير دشمنان را كه از نظر عدّه و عدّه و مال و ثروت از بنى قينقاع به مراتب ضعيف‌ تر بودند، هموار نمايد، زيرا وقتى ببينند كه قدرتمندان يهود نتوانستند كارى از پيش ببرند، آنان به طريق اولى نخواهند توانست كارى انجام دهند.
+
جنگ مسلمانان با [[بنی قینقاع|بنى قینقاع]] به عنوان مهمترین و ثروتمندترین قبیله [[یهود|یهود]] و نابودى آنان بدان معنى است که:
#غنايم بنى قينقاع مى‌ توانست با تأمين بخشى از نيازهاى مالى مسلمانان، برخى ديگر را نيز به نابودى دشمن اميدوار ساخته راه مقاومت در مقابل آنان را فراروى مسلمانان تسهيل نمايد.
+
 
#با سركوبى اين قبيله، در حقيقت رسول خدا (ص) از يك دشمن خطرناك داخلى كه به لحاظ شناخت نقاط ضعف و قوت مسلمانان به مراتب از دشمن خارجى خطرناك‌ تر بود، رهايى پيدا مى ‌كرد.
+
#[[پیامبر اسلام|پیامبر]] (ص) نمى‌ خواست به یهودیان فرصت دهد تا در او طمع کنند و به شکست مسلمانان امید بندند و با اطرافیان هم عقیده خویش از [[منافقان]] و مشرکان بر ضدّ مسلمانان متّحد شوند، زیرا تحمل پیامبر (ص) و سفارش بردبارى و شکیبایى به مسلمانان موجب شد که یهودیان گمان برند این مواضع ناشى از ضعف و فتور مسلمانان است. از این رو به تعرضات خویش نسبت به مسلمانان ادامه دادند.
#از بين بردن دشمن يهودى مى ‌بايست مرحله به مرحله اجرا مى ‌شد. در حالى كه جنگ با همه قبايل يهود در يك مرحله براى سپاه مسلمانان امكان‌پذير نبود و چه بسا نتايج مطلوب را عايد نمى‌كرد. بدين ترتيب غلبه بر يك قبيله به‌ مراتب آسان ‌تر و پيروزى بر آن به راحتى امكان‌پذير بود.
+
#راه نابودى سایر دشمنان را که از نظر عدّه و عدّه و مال و ثروت از بنى قینقاع به مراتب ضعیف‌ تر بودند، هموار نماید، زیرا وقتى ببینند که قدرتمندان یهود نتوانستند کارى از پیش ببرند، آنان به طریق اولى نخواهند توانست کارى انجام دهند.
#وقتى مسلمانان دريابند كه بر شجاع‌ترين، ثروتمندترين و پرنفوذترين قبايل يهود پيروز شده‌ اند، ديگر مجالى براى ترس و ترديد در پيروزى بر ساير دشمنان يهودى نخواهد بود.
+
#غنایم بنى قینقاع مى‌ توانست با تأمین بخشى از نیازهاى مالى مسلمانان، برخى دیگر را نیز به نابودى دشمن امیدوار ساخته راه مقاومت در مقابل آنان را فراروى مسلمانان تسهیل نماید.
 +
#با سرکوبى این قبیله، در حقیقت رسول خدا (ص) از یک دشمن خطرناک داخلى که به لحاظ شناخت نقاط ضعف و قوت مسلمانان به مراتب از دشمن خارجى خطرناک‌ تر بود، رهایى پیدا مى ‌کرد.
 +
#از بین بردن دشمن یهودى مى ‌بایست مرحله به مرحله اجرا مى ‌شد. در حالى که جنگ با همه قبایل یهود در یک مرحله براى سپاه مسلمانان امکان‌پذیر نبود و چه بسا نتایج مطلوب را عاید نمى‌کرد. بدین ترتیب غلبه بر یک قبیله به‌ مراتب آسان ‌تر و پیروزى بر آن به راحتى امکان‌پذیر بود.
 +
#وقتى مسلمانان دریابند که بر شجاع‌ترین، ثروتمندترین و پرنفوذترین قبایل یهود پیروز شده‌ اند، دیگر مجالى براى ترس و تردید در پیروزى بر سایر دشمنان یهودى نخواهد بود.
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
<references/>
+
<references />
== منابع==
+
==منابع==
*سيرت جاودانه / ترجمه الصحیح من سیرة نبی الاعظم،علامه جعفر مرتضى العاملى ، مترجم محمد سپهرى، پژوشگاه فرهنگ و انديشه اسلامى‌، تهران، 1384 ش
+
 
*سيره رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم‌،رسول جعفريان ،دليل ما ، قم، 1383 ش‌‌
+
*سیرت جاودانه/ ترجمه الصحیح من سیرة نبی الاعظم، علامه جعفر مرتضى العاملى، مترجم محمد سپهرى، پژوشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامى‌، تهران، ۱۳۸۴ش.
 +
*سیره رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم‌، رسول جعفریان، دلیل ما، قم، ۱۳۸۳ش‌‌.
 +
 
 
{{غزوات پیامبر اکرم}}
 
{{غزوات پیامبر اکرم}}
 
[[رده:غزوات پیامبر اکرم]]
 
[[رده:غزوات پیامبر اکرم]]

نسخهٔ ‏۲۷ فوریهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۶:۴۱

در ماه شوال سال دوم هجری عده ای از یهودیان مدینه به نام «بنى قینقاع» که پس از ورود رسول خدا(ص) به مدینه با ایشان پیمان صلح بسته بودند، پیمان شکستند و به ایشان اعلام جنگ کردند. پس از محاصره اینان در قعله های خود توسط سپاهیان اسلام، ناچاراً و به واسطه وساطت عبدالله بن ابّی، هم پیمان ایشان، از مدینه اخراج شدند.

غزوه بنی قینقاع
زمان پانزدهم شوال سال دوم هجری
مکان مدینه
غزوه قبلی غزوه کدر
غزوه بعدی غزوه سویق
علت غزوه سرکوب شورش یهودیان بنی قینقاع که عهدشکنی کرده بودند.
نتیجه پیروزی قاطع مسلمانان و اخراج یهودیان از مدینه.
دوطرف درگیری و تعداد آنها
مسلمانان یهودیان بنی قینقاع

بین از ۴۰۰ زره پوش

فرماندهان
رسول خدا(ص) ــــ
پرچم داران
امام علی(ع) ــــ
تلفات
ـــ ــــ
آیه ۵۸ سوره انفال، آیه‌هاى ۱۲- ۱۳ سوره آل عمران و آیات ۵۱-۵۶ سوره مائده در مورد این غزوه می باشد‌‌.

قبیله بنی‌قینقاع

بنى قینقاع شجاع‌ترین و مشهورترین و ثروتمندترین و سرکش‌ترین قوم یهود بودند. آنان جواهر ساز بودند و هم پیمان عبداللّه بن ابى بن سلول و عبادة بن صامت انصارى‌. این طایفه یهود در داخل مدینه و در حد فاصل حرّه شرقى و غربى زندگى مى ‌کردند. آنان هیچ گونه مزرعه و کشت و زرعى نداشته و کارشان زرگرى و صنعتگرى بود.[۱] یهودیان مزبور در شمار کسانى بودند که در قرارنامه یا آنچه صحیفه نامیده شده، حضور داشتند و متعهد به انجام آن بودند، چند نفر از آنان نیز به ظاهر مسلمان شدند اما در سلک منافقان بودند.[۲]

علت وقوع این غزوه

مورخان دو علت را برای این غزوه ذکر کرده اند:

  1. ترس از خیانت آنها: رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم پس از بدر احساس کرد آنان قصد فتنه‌ گرى دارند؛ فراهمشان آورده و از ایشان خواست تا اسلام را بپذیرند چه بسا آنچه بر قریش رفته، بر سر آنان بیاید. بنى قینقاع گفتند که تو با عده‌اى جاهل به نبرد درگیر شده ‌اى، ما «بنى الحرب» هستیم.[۳] آیه‌ اى از سوره انفال -که درست پس از بدر نازل شده- مسأله ترس از خیانت را مطرح و تکلیف رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم را درباره آن آشکار کرد: «اگر مى ‌دانى که گروهى در پیمان خیانت مى ‌ورزند، به آنان اعلام کن که همانند خودشان عمل خواهى کرد؛ زیرا خدا خائنان را دوست ندارد».[۴] واقدی مى‌گوید: همین آیه سبب شد تا رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم به سراغ این طایفه برود.[۵]
  2. همچنین گویند: یک روز یک زن مسلمان به بازار بنى قینقاع رفت و در نزد زرگرى نشست تا زیورى براى وى بسازد. مردان یهود از او خواستند تا چهره خود را بگشاید، امّا زن مسلمان خوددارى کرد. جواهرى یا مرد دیگرى از ایشان بیامد، چنان که زن متوجّه‌ نشد، لباس او را از پشت گره زد. چون زن برخاست سرین و پشتش برهنه شد و یهودیان بر او خندیدند. زن فریاد زد. مرد مسلمانى بر یهودى تاخت و او را کشت. یهودیان مسلمان را محاصره کردند و کشتند. خویشان مرد مسلمان، هم‌کیشان خود را به یارى طلبیدند. مسلمانان به خشم آمدند.[۶] عبادة بن صامت دست از اتحاد با آنان برداشت و گفت: یا رسول اللّه، من به ولایت خداوند و رسول پایبندم و از یهودیان کافر بیزارى مى‌جویم. امّا عبدالله بن ابى همچنان به پیمان خود با بنى قینقاع وفادار ماند و اصرار ورزید تا پیامبر (ص) آن‌ها را رها سازد.

محاصره و شکست بنی‌قینقاع

بنى قینقاع در دژهاى خود پناه گرفتند. رسول خدا (ص) ابو لبابه را در مدینه به جاى خود گذاشت و به سوى یهودیان متحصن حرکت کرد. درفش سفید (یا پرچم عقاب سیاه) پیامبر (ص) به دست امیرالمؤمنین على (ع) بود. پیامبر (ص) پانزده شب، از نیمه شوّال سال دوم، یا در صفر سال سوم هجرت،[۷] آنان را محاصره کرد. خداوند در دل یهود رعب و وحشت انداخت و آنان که چهارصد نفر بى‌زره و سیصد نفر زره‌پوش بودند، از آن حضرت درخواست کردند تا آنان را رها و از مدینه بیرون کند. بدین ترتیب که زنان و فرزندانشان را با خود ببرند و اموال و اسلحه آنان، برای پیامبر (ص) باشد. رسول خدا (ص) پذیرفت. اموال و سلاح‌هاى بنى قینقاع را برداشت و پس از تخمیس، آن را در میان مسلمانان تقسیم کرد و یهودیان را به اذرعات شام کوچ داد. گفته مى‌شود: یک سال در آنجا نبودند که خداوند آنان را نابود کرد.

نتایج غزوه بنی‌قینقاع

جنگ مسلمانان با بنى قینقاع به عنوان مهمترین و ثروتمندترین قبیله یهود و نابودى آنان بدان معنى است که:

  1. پیامبر (ص) نمى‌ خواست به یهودیان فرصت دهد تا در او طمع کنند و به شکست مسلمانان امید بندند و با اطرافیان هم عقیده خویش از منافقان و مشرکان بر ضدّ مسلمانان متّحد شوند، زیرا تحمل پیامبر (ص) و سفارش بردبارى و شکیبایى به مسلمانان موجب شد که یهودیان گمان برند این مواضع ناشى از ضعف و فتور مسلمانان است. از این رو به تعرضات خویش نسبت به مسلمانان ادامه دادند.
  2. راه نابودى سایر دشمنان را که از نظر عدّه و عدّه و مال و ثروت از بنى قینقاع به مراتب ضعیف‌ تر بودند، هموار نماید، زیرا وقتى ببینند که قدرتمندان یهود نتوانستند کارى از پیش ببرند، آنان به طریق اولى نخواهند توانست کارى انجام دهند.
  3. غنایم بنى قینقاع مى‌ توانست با تأمین بخشى از نیازهاى مالى مسلمانان، برخى دیگر را نیز به نابودى دشمن امیدوار ساخته راه مقاومت در مقابل آنان را فراروى مسلمانان تسهیل نماید.
  4. با سرکوبى این قبیله، در حقیقت رسول خدا (ص) از یک دشمن خطرناک داخلى که به لحاظ شناخت نقاط ضعف و قوت مسلمانان به مراتب از دشمن خارجى خطرناک‌ تر بود، رهایى پیدا مى ‌کرد.
  5. از بین بردن دشمن یهودى مى ‌بایست مرحله به مرحله اجرا مى ‌شد. در حالى که جنگ با همه قبایل یهود در یک مرحله براى سپاه مسلمانان امکان‌پذیر نبود و چه بسا نتایج مطلوب را عاید نمى‌کرد. بدین ترتیب غلبه بر یک قبیله به‌ مراتب آسان ‌تر و پیروزى بر آن به راحتى امکان‌پذیر بود.
  6. وقتى مسلمانان دریابند که بر شجاع‌ترین، ثروتمندترین و پرنفوذترین قبایل یهود پیروز شده‌ اند، دیگر مجالى براى ترس و تردید در پیروزى بر سایر دشمنان یهودى نخواهد بود.

پانویس

  1. المغازى، ج ۱، ص ۱۷۹؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۰۹
  2. انساب الاشراف، ج۱، ص ۲۸۵: یکى از آنان مالک بن ابى قوقل بوده که خبر چین یهودیان نزد رسول خدا صلى الله علیه وآله بوده است.
  3. المغازى، ج ۱، ص ۱۷۷؛ و نک: طبقات الکبرى، ج ۱، ص ۲۹؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۰۹
  4. انفال، ۵۸
  5. المغازى، ج ۱، ص ۱۷۷؛ و نک: طبقات الکبرى، ج ۱، ص ۲۹؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۰۹
  6. المغازى، ج ۱، ص ۱۷۷؛ و نک: طبقات الکبرى، ج ۱، ص ۲۹؛ انساب الاشراف، ج ۱، ص ۳۰۹
  7. البته با توجّه به خشم بنى قینقاع از پیروزى بدر، این نقل بعید مى‌نماید.

منابع

  • سیرت جاودانه/ ترجمه الصحیح من سیرة نبی الاعظم، علامه جعفر مرتضى العاملى، مترجم محمد سپهرى، پژوشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامى‌، تهران، ۱۳۸۴ش.
  • سیره رسول خدا صلى الله علیه و آله وسلم‌، رسول جعفریان، دلیل ما، قم، ۱۳۸۳ش‌‌.
غزوات پیامبر اکرم (ص)
2 هجری غزوه ودّان * غزوه بواط * غزوه عشيره‌ * غزوه كدر * غزوه بنى قينقاع * غزوه سويق‌
3 هجری غزوه بدر * غزوه غطفان‌ * غزوه احد * غزوه حمراء الأسد
4 هجری غزوه بنى نضير * غزوه ذات الرقاع * غزوه بدر الموعد
5 هجری غزوه دومة الجندل‌ * غزوه خندق یا احزاب * غزوه بنى قريظه‌
6 هجری غزوه بنى لحيان * غزوه ذى قرد * غزوه بنى مصطلق * غزوه حديبيه
7 هجری غزوه خيبر
8 هجری غزوه فتح مكه‌ * غزوه حنين * غزوه طائف‌
9 هجری غزوه تبوك‌