رعایت ادبیات دانشنامه ای متوسط
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

حضرت عیسی علیه السلام: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(تعیین رده ها)
 
(۵۰ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۱۱ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
{{نوشته های اعضای دانشنامه}}
+
{{خوب}}
 +
'''حضرت عیسی علیه السلام'''، یکی از [[پیامبران اولوالعزم]] و صاحب [[شریعت]] است و کتاب آسمانی او [[انجیل]] نام دارد. او آخرین پیامبر قبل از [[پیامبر اسلام]] صلی الله علیه وآله و از بشارت دهندگان به ظهور آن حضرت بود. زنده کردن مردگان، شفای کور مادرزاد و خبر دادن از غیب، از [[معجزه|معجزات]] حضرت عیسی است.  مطابق با [[قرآن]]، عیسی علیه السلام به گونه‏‌ای اعجازآمیز از مادری باکره و مقدس به نام [[حضرت مریم|مریم]] متولد شد و سپس در گهواره شروع به سخن گفتن کرد و [[نبوت|پیامبری]] خود را بشارت داد. [[مسیحیت|مسیحیان]] بر این باورند که عیسی علیه السلام توسط [[یهود]] به صلیب کشیده شد، اما به فرموده قرآن کریم، هنگامی که یهود بر آن جناب شورید و تصمیم گرفت او را به قتل برساند، خداى تعالى او را از دست آنان نجات داد و به سوى خود بالا برد.
  
 +
==نام حضرت عیسی==
 +
در اقرب الموارد گوید: «عیسى» لفظى است عبرانى یا [[زبان سریانی|سریانى]]. به قولى آن مقلوب «یسوع» است که آن نیز عبرانى است.<ref> قرشى،  سید على اکبر، قاموس قرآن، ج۵، ص۸۲.</ref> در [[المیزان]] در مورد معنای عیسی آمده است: اصل عیسى یشوع است و آن را نجات دهنده تفسیر کرده اند.<ref>طباطبائی، المیزان، ج۳، ص۱۹۴</ref>
  
 +
نام دیگری که برای عیسی علیه السلام در [[قرآن|قرآن کریم]] آمده «مسیح» است. [[شیخ طبرسی|طبرسی]] در [[جوامع الجامع (کتاب)|جوامع الجامع]] گفته است: اصل مسیح در عبرانی مشیحا بوده که معنایش مبارک است. همانگونه که خود گفت: {{متن قرآن|«وَجَعَلَنِی مُبَارَکا أَینَ مَا کنْتُ»}}.<ref>سوره مریم، آیه ۳۱</ref><ref>طبرسی، تفسیر جوامع الجامع، ج‏۱، ص۱۷۴</ref>
  
 +
==ولادت حضرت عیسی==
  
==حضرت عیسی علیه السلام==
+
حضرت عیسی علیه السلام فرزند [[حضرت مریم]] دختر عمران است که خداوند او را برگزید و بر تمام زنان عالم برتری داد.<ref>سوره آل عمران، آیه ۴۲</ref> عیسی بن مریم در شهر [[بیت لحم]] به دنیا آمد. ولادت حضرت عیسی علیه السلام ولادتی خاص است.
  
'''وجه تسميه عیسی'''
+
مطابق با [[قرآن|قرآن کریم]]، خداوند به مریم بشارت داد که به زودی صاحب فرزندی می گردد که از مقربان درگاه الهی خواهد شد.<ref>سوره آل عمران، آیه ۴۵</ref> سپس خداى تعالى [[روح]] را (که یکى از [[فرشتگان]] بزرگ خدا است) نزد او فرستاد و روح به شکل بشرى تمام عیار در برابر مریم مجسم شد و به او گفت: که فرستاده اى است از نزد معبودش، و پروردگارش وى را فرستاده تا به اذن او پسرى به وى بدهد، پسرى بدون پدر، و او را بشارت داد به این که بزودى از پسرش [[معجزات]] عجیبى ظهور می کند و نیز خبر داد که خداى تعالى بزودى او را به روح القدس تایید نموده، کتاب و [[حکمت]] و [[تورات]] و [[انجیل]] می آموزد و به عنوان رسولى به سوى [[بنى اسرائیل]] گسیلش می دارد، رسولى داراى آیات بینات، و نیز به مریم از شأن پسرش و سرگذشت او خبر داد، آن گاه در مریم بدمید و او را حامله کرد.
  
عيسى اصل آن يسوع است به معنى نجات دهنده لفظ «عيسو» مقلوب يسوع است و شايد «عيسى» تحريف «عيسو» باشد در قاموس كتاب مقدس زير لغت يسوع گويد: آن به معنى نجات دهنده و مقصود از آن مسيح است. و در زبان عبرانى ميان لفظ يسوع و يوشع فرقى نيست.
+
حضرت مریم سپس به مکانى دور منتقل شد و در آنجا درد زائیدنش گرفت و او را به طرف تنه نخله اى کشانید و با خود می گفت: اى کاش قبل از این مرده و از خاطره ها فراموش شده بودم، من همه چیز را و همه چیز مرا از یاد می برد، در این هنگام ندا شنید که: غم مخور که پروردگارت پائین پایت نهر آبى قرار داده، تنه درخت را تکان بده تا پى در پى خرماى نورس از بالا بریزد، از آن خرما بخور و از آن آب بنوش و از فرزندت خرسند باش، اگر از آدمیان کسى را دیدى، بگو من براى رحمان [[روزه]] گرفته ام و به همین جهت امروز با هیچ انسان سخن نمی‌گویم.<ref>سوره مریم، آیه ۲۰-۲۷</ref>
  
در اقرب الموارد گويد: عيسى لفظى است عبرانى يا سريانى به قولى آن مقلوب يسوع است آن نيز عبرانى است و شايد عيسى تحريف عيسو باشد لفظ عيسى را مسلمانان بسيد ما يسوع مسيح نام نهاده اند.
+
مریم سپس به میان مردم آمد در حالى که فرزندش را در آغوش داشت. آنها وقتى او را به این حال دیدند، شروع کردند از هر سو به وى طعنه زدند و او را سرزنش نمودند چون دیدند دخترى شوهر نرفته بچه دار شده است، گفتند: اى مریم چه عمل شگفت  آورى کردى!، اى خواهر هارون نه پدرت بد مردى بود و نه مادرت بدکار! مریم اشاره کرد به کودکش که با او سخن بگوئید، مردم گفتند: ما چگونه با کسى سخن گوئیم که کودکى در گهواره است؟ در این جا عیسى به سخن درآمد و گفت: من بنده خدا هستم، خداى تعالى به من کتاب داد و مرا پیامبرى از [[پیامبران]] کرد و هر جا که باشم با برکتم کرد و مرا به [[نماز]] و [[زکات]] سفارش کرد، مادام که زنده باشم بر احسان به مادرم سفارش فرمود و مرا نه جبار کرد و نه شقى، و سلام بر من روزى که به دنیا آمدم و روزى که می میرم و روزى که زنده برمی خیزم.<ref>سوره مریم، آیه ۲۷-۳۴</ref>
  
در [[الميزان]] ج 3 ص 211 فرموده اصل عيسى يشوع (با شين) است و آن را نجات دهنده تفسير كرده اند در بعضى اخبار آن را به «يعيش» تفسير كرده اند و آن انسب است.<ref> [[قاموس قرآن]] (قرشى سيد على اكبر)، ج  5، ص: 82.</ref>
+
قرآن ولادت آن حضرت را با ولادت [[حضرت آدم علیه السلام|حضرت آدم]] علیه السلام مشابه دانسته است<ref>سوره آل عمران، آیه ۵۲</ref> از این جهت که او نیز همچون حضرت آدم علیه السلام بدون پدر متولد شد.<ref>المیزان، ج۳، ص۲۱۲</ref>
  
'''نسب حضرت عیسی علیه السلام'''
+
مطابق با روایتی که [[حسن بن علی وشاء]] از [[امام رضا علیه السلام]] نقل نموده است ولادت حضرت عیسی علیه السلام در ۲۵ [[ماه ذی القعده|ذی القعده]] بوده است.<ref>ثواب الأعمال، شیخ صدوق، ص ۱۰۴.</ref>
 +
==دوران نبوت حضرت عیسی==
  
نسب حضرت عیسی از طرف مادر اختلاف است به نقل از مسلمانان از نسل هارون و از طایفهٔ لاوی می باشد و به نظر مسیحیان وی از لاوی نبود بلکه نسبش به داوود پادشاه می ‌رسید و از طایفه یهودا بود.
+
از آنجا که نسب [[حضرت مریم]] به نقلی به [[حضرت سلیمان علیه السلام|حضرت سلیمان]] و از طریق ایشان به [[حضرت یعقوب علیه السلام|حضرت یعقوب]] می رسد،<ref>أنوار التنزیل و أسرار التأویل، ج۲، ص۱۳.</ref> حضرت عیسی علیه السلام نیز از انبیاء [[بنی اسرائیل]] (فرزندان حضرت یعقوب علیه السلام) محسوب می شود. حضرت عیسی علیه السلام به سوى بنى اسرائیل گسیل شد و مأمور شد تا ایشان را به سوى دین [[توحید]] بخواند، و ابلاغ کند که من آمده ام به سوى شما و با [[معجزه]] اى از ناحیه پروردگارتان آمده ام و آن این است که براى شما (و پیش رویتان) از گل چیزى به شکل مرغ می سازم و سپس در آن می دمم، به اذن خدا مرغ زنده اى می شود و من کور مادرزاد و برص غیر قابل علاج را شفا مى‌دهم و مردگان را به اذن خدا زنده مى‌کنم و ...، که در این براى شما آیتى است بر این که خدا رب من و رب شما است و باید او را بپرستید.<ref>[[سوره آل عمران]]، ۴۹.</ref>
  
به نقلی نسب [[حضرت مریم]] این گونه است که: مريم بنت عمران بن ماثان بن العازار بن أبي يوذ بن يوزن بن زربابل بن ساليان بن يوحنا بن أوشيا بن أمون بن منشكن بن حازقا بن أخاز بن يوثام بن عوزيا بن يورام بن ساقط بن ايشا بن راجعيم بن سليمان بن داود بن ايشي بن عوبد بن سلمون بن ياعز بن نحشون بن عمياد بن رام بن حصروم بن فارص بن يهوذا بن يعقوب عليه السلام .<ref> [[أنوار التنزيل و أسرار التأويل]]، ج  2، ص: 13.</ref>
+
عیسى علیه السلام مردم را به [[شریعت]] جدید خود که همان تصدیق شریعت [[حضرت موسی علیه السلام|حضرت موسى]] علیه السلام است دعوت می کرد، چیزى که هست بعضى از احکام موسى را [[نسخ]] نمود و آن حرمت پاره اى از چیزها است که در [[تورات]] به منظور گوشمالى و سختگیرى بر [[یهود]] [[حرام]] شده بود و بارها می فرمود: من با [[حکمت]] به سوى شما گسیل شده ام، تا برایتان بیان کنم آن چه را که مورد اختلاف شما است و نیز می فرمود: اى بنى اسرائیل من فرستاده خدا به سوى شمایم، در حالى که تورات را که کتاب آسمانى قبل از من بوده تصدیق دارم و در حالى که بشارت می دهم به رسولى که بعد از من می‌آید و نامش [[احمد]] است.<ref>[[سوره صف]]، ۶.</ref>
  
'''حضرت عیسی در قرآن'''
+
عیسى علیه السلام به وعده هایى که داده بود که فلان و فلان [[معجزه]] را آورده ام وفا کرد، هم مرغ خلق کرد و هم مردگان را زنده کرد و هم کور مادرزاد و برصى را شفا داد و هم به اذن خدا از غیب خبر داد.
  
حضرت عیسی علیه السلام یكی از [[پیامبران]] [[اولواالعزم]] است كه نام مبارك ایشان در [[قرآن]] 25 بار به عنوان عیسی، و 13 بار به عنوان مسیح آمده است.
+
عیسى علیه السلام همچنان بنى اسرائیل را به [[توحید]] خدا و شریعت جدید دعوت کرد تا وقتى که از [[ایمان]] آوردنشان مایوس شد، و وقتى طغیان و عناد مردم را دید و استکبار کاهنان و [[اَحبار|احبار]] یهود از پذیرفتن دعوتش را مشاهده کرد، از میان عده کمی‌ که به وى ایمان آورده بودند چند نفر [[حواریون|حوارى]] انتخاب کرد تا او را در راه خدا یارى کنند.<ref>سوره صف، ۱۴.</ref>
  
* 1- «إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهاً فِى الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ»: ياد كن هنگامى را كه [[فرشتگان]] گفتند: اى مريم، خداوند تو را به كلمه اى از جانب خود كه نامش مسيح، عيسى بن مريم است مژده مى  دهد، در حالى كه او در دنيا و [[آخرت]] آبرومند و از مقربان است. ([[سوره آل عمران]] آيه 45)
+
گرایش روزافزون مردم و یهودیان به [[دین]] حضرت عیسی (علیه‌السّلام)،‌ وحشت و نگرانی رؤسای [[یهود]] را برانگیخت و به قصد کشتن عیسی (علیه‌السّلام) امپراطور روم را با خود همراه کردند، ولی با مشیّت و قدرت الهی نقشه قتل آنان به سرانجام نرسید، بلکه به اشتباه به جای حضرت عیسی (علیه‌السّلام) شخصی بنام «یهودا اسخر یوطی» را به قتل رساندند.<ref>میر جلال پورمیر، داستان‌هائی از پیامبران،‌ ص۳۸.</ref>
  
* 2- «وَ زَكَرِيّا وَ يَحْيى  وَ عِيسى  وَ إِلْياسَ كُلٌّ مِنَ الصّالِحِينَ»: و زكريا و يحيى و عيسى و الياس را ياد كن كه جملگى از شايستگان بودند. ([[سوره انعام]]، آيه 85)
+
از سوى دیگر یهود بر آن جناب شورید و تصمیم گرفت او را به قتل برساند، ولى خداى تعالى او را از دست یهود نجات داد و به سوى خود بالا برد و مسأله عیسى علیه السلام براى یهود مشتبه شد، بعضى خیال کردند که او را کشتند، بعضى دیگر پنداشتند که به دارش آویختند، خداى تعالى فرمود: نه آن بود و نه این، بلکه امر بر آنان مشتبه شد.<ref> ترجمه المیزان، ج۳، ص۴۴۱.</ref>
  
* 3- «إِنَّ مَثَلَ عِيسَى عِندَاللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَيَكُونُ»: در واقع مثل عيسى نزد خدا همچون مثل [[خلقت آدم]] است كه او را از خاك آفريد سپس بدو گفت: باش پس وجود يافت. (سوره آل عمران، آیه 59)
+
[[قرآن|قرآن کریم]] داستان کشتن حضرت عیسی (علیه‌السّلام) را چنین نقل می‌کند: «و گفتارشان که: ما مسیح عیسی بن مریم پیامبر خدا را کشتیم، در حالیکه نه او را کشتند و نه بر دار آویختند؛ لکن امر بر آنها مشتبه شد. و کسانی که در مورد (قتل) او اختلاف کردند، از آن در شک هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروی می‌کنند و قطعاً او را نکشتند، بلکه خدا او را به سوی خود، بالا برد و خداوند توانا و حکیم است.»<ref>[[سوره نساء]]، ۱۵۷-۱۵۸.</ref>
  
مادر مسيح نامش مريم دختران عمران بود، مادر مريم به وى حامله شد و [[نذر]] كرد فرزند در شكم خود را، بعد از زائيدن محرر كند يعنى خادم [[مسجد]] كند، و او در حالى اين نذر را مى  كرد كه مى  پنداشت فرزندش پسر خواهد بود ولى وقتى او را زائيد و فهميد كه او دختر است، اندوهناك شد و حسرت خورد و نامش را مريم يعنى خادمه نهاد، پدر مريم قبل از ولادت او از دنيا رفته بود، به ناچار خود او دخترش را در آغوش گرفته به مسجد آورد و او را به كاهنان مسجد كه يكى از آنان زكريا بود تحويل داد، كاهنان درباره كفالت مريم با هم مشاجره كردند و در آخر به اين معنا رضايت دادند كه در اين باره قرعه بيندازند و چون قرعه انداختند زكريا برنده شد و او عهده دار تكفل مريم گشت تا وقتى كه مريم به حد بلوغ رسيد.
+
وظیفه تبلیغ دین [[مسیحیت]] بعد از حضرت عیسی (علیه‌السّلام) بر عهده شاگردان، رسولان و مبلغان بعد از ایشان از جمله پُطرس بود که در این راستا بیشترین زحمت‌ها را متحمل شدند و موفقیت‌های زیادی را نیز کسب کردند. اما بعضی از شاگردان ایشان همچون پلوس اولین انحرفات را در دین مسیح به وجود آوردند، از جمله اعتقاد شرک‌آمیز به تثلیث و موجود الهی بودن حضرت عیسی (علیه‌السّلام) بود که طبق بعضی تحلیل‌ها این انحرفات ناشی از گرایشات پلوس به تعالیم آیین‌های هنری بوده است.<ref>حسین توفیقی، آشنائی با ادیان بزرگ، ص۱۲۳.</ref>
 +
==حضرت عیسی در قرآن==
 +
حضرت عیسی علیه السلام در [[قرآن|قرآن کریم]] ۲۵ بار به عنوان عیسی و ۱۳ بار به عنوان مسیح یاد شده است. مطابق با قرآن، حضرت عیسی علیه السلام، بنده خدا<ref>[[سوره مریم]]، آیه ۳۰</ref> و رسول به سوى [[بنى اسرائیل]]<ref>سوره آل عمران، آیه ۴۹</ref> و یکى از [[پیامبران]] [[اولوالعزم]] و صاحب [[شریعت]]<ref>سوره شوری، آیه ۱۳</ref> بوده و کتابى به نام [[انجیل]] داشت.<ref>[[سوره احزاب]]، آیه ۷، [[سوره شورى]]، آیه ۱۳، [[سوره مائده]]، آیه ۴۶</ref> خداى تعالى نام او را مسیح نهاد<ref>سوره آل عمران، آیه ۴۵</ref> و "کلمة اللَّه" و "روحى از خدا" خواند،<ref>سوره نساء، آیه ۱۷۱</ref> و داراى مقام [[امامت]]<ref>سوره احزاب آیه ۷</ref> و از گواهان اعمال،<ref>سوره نساء، آیه ۱۵۹، سوره مائده، آیه ۱۱۷</ref> و بشارت دهندگان به آمدن [[پیامبر اسلام]]،<ref>سوره صف، آیه ۶</ref> وجیه و آبرومند در [[دنیا]] و [[آخرت]] و از مقربین بود.<ref>سوره آل عمران، آیه ۴۵</ref> او از برگزیدگان بود<ref>سوره آل عمران، آیه ۳۳</ref>، مبارک بود هر جا که باشد، آیتى بود براى مردم و رحمتى از خدا بود و احسانگرى به مادرش، و از زمره کسانى بود که خداى تعالى به ایشان سلام کرد<ref>سوره مریم، آیه ۱۹-۳۳</ref> و از کسانى بود که خدا کتاب و حکمتش آموخت.<ref>سوره آل عمران، آیه ۴۸</ref><ref> ترجمه المیزان، ج۳، ص۴۴۴.</ref>
  
در آن اوان، زكريا حجابى بين مريم و كاهنان برقرار نمود و مريم در داخل آن حجاب مشغول [[عبادت]] بود و احدى بجز زكريا بر او درنمى  آمد و هر وقت زكريا بر او درمى  آمد و داخل [[محراب]] او مى  شد، رزقى نزد او مى  يافت، روزى از مريم پرسيد: اين رزق از كجا نزد تو مى  آيد: گفت: از نزد خدا و خدا به هر كس بخواهد بدون حساب روزى مى  دهد و مريم صديقه و به [[عصمت]] خدا معصوم بود، طاهره بود، اصطفاء شده بود، محدث و مرتبط با ملائكه بود. ملكى از ملائكه به او گفت: كه خدا تو را اصطفاء و تطهير كرده، مريم از قانتين بود و يكى از آيات خدا براى همه عالميان بود.
+
چند نمونه از آیاتی که نام حضرت عیسی علیه السلام در آنها آمده است:
  
اين ها صفاتى است براى مريم كه آيات زير بيانگر آن است. ([[سوره آل عمران]]، آيه 35-44، [[سوره انبياء]]، آيه 91، [[سوره تحريم]]، آيه 12)
+
*{{متن قرآن|«إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِکةُ یا مَرْیمُ إِنَّ اللَّهَ یبَشِّرُک بِکلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیمَ وَجِیهًا فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ»}}: یاد کن هنگامی‌را که [[فرشتگان]] گفتند: اى مریم، خداوند تو را به کلمه اى از جانب خود که نامش مسیح، عیسى بن مریم است مژده می دهد، در حالى که او در دنیا و [[آخرت]] آبرومند و از مقربان است. ([[سوره آل عمران]]، آیه ۴۵)
  
بعد از آن كه مريم به حد بلوغ رسيد و در حجاب (محراب) قرار گرفت، خداى تعالى [[روح]] را (كه يكى از [[فرشتگان]] بزرگ خدا است) نزد او فرستاد و روح به شكل بشرى تمام عيار در برابر مريم مجسم شد و به او گفت: كه فرستاده اى است از نزد معبودش، و پروردگارش وى را فرستاده تا به اذن او پسرى به وى بدهد، پسرى بدون پدر، و او را بشارت داد به اين كه بزودى از پسرش [[معجزات]] عجيبى ظهور مى  كند و نيز خبر داد كه خداى تعالى بزودى او را به روح القدس تاييد نموده، كتاب و [[حكمت]] و [[تورات]] و انجيلش مى  آموزد و به عنوان رسولى به سوى  [[بنى اسرائيل]] گسيلش مى  دارد، رسولى داراى آيات بينات، و نيز به مريم از شان پسرش و سرگذشت او خبر داد، آن گاه در مريم بدميد و او را حامله كرد، آن طور كه يك نفر زن به فرزند خود حامله مى  شود، اين مطالب از آيات زير استفاده مى  شود: (سوره آل عمران، آيه 35-44)
+
*{{متن قرآن|«وَزَکرِیا وَیحْیىٰ وَعِیسَىٰ وَإِلْیاسَ  کلٌّ مِنَ الصَّالِحِینَ»}}: و زکریا و یحیى و عیسى و الیاس را یاد کن که جملگى از شایستگان بودند. ([[سوره انعام]]، آیه ۸۵)
  
آن گاه مريم به مكانى دور منتقل شد و در آن جا درد زائيدنش گرفت و درد زائيدن او را به طرف تنه نخله اى كشانيد و با خود مى  گفت: اى كاش قبل از اين مرده و از خاطره ها فراموش شده بودم، من همه چيز را و همه چيز مرا از ياد مى  برد، در اين هنگام از طرف پائين وى ندايش داد:
+
*{{متن قرآن|«إِنَّ مَثَلَ عِیسَىٰ عِنْدَ اللَّهِ کمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ کنْ فَیکونُ»}}: در واقع مثل عیسى نزد خدا همچون مثل خلقت آدم است که او را از خاک آفرید سپس بدو گفت: باش پس وجود یافت. (سوره آل عمران، آیه ۵۹)
  
غم مخور كه پروردگارت پائين پايت نهر آبى قرار داده، تنه درخت را تكان بده تا پى در پى خرماى نورس از بالا بريزد، از آن خرما بخور و از آن آب بنوش و از فرزندى چون من خرسند باش، اگر از آدميان كسى را ديدى كه حتما خواهى ديد، بگو من براى رحمان [[روزه]] گرفته ام و به همين جهت امروز با هيچ انسان سخن نمى گويم، مريم چون اين را شنيد از آن جا كه فرزند خود را زائيده بود به طرف مردم آمد در حالى كه فرزندش را در آغوش داشت (سوره مريم، آيه 20-27) و به طورى كه از آيات كريمه [[قرآن]] برمى  آيد حامله شدنش و وضع حملش و سخن گفتن او و ساير شؤون وجودش از سنخ همين عناوين در ساير افراد انسان ها بوده.
+
==حضرت عیسی در روایات==
  
مردم و همشهريان مريم وقتى او را به اين حال ديدند، شروع كردند از هر سو به وى طعنه زدن و سرزنش نمودند چون ديدند دخترى شوهر نرفته بچه دار شده است، گفتند: اى مريم چه عمل شگفت  آورى كردى!، اى خواهر هارون نه پدرت بد مردى بود و نه مادرت زناكار، مريم اشاره كرد به كودكش كه با او سخن بگوئيد، مردم گفتند: ما چگونه با كسى سخن گوئيم كه كودكى در گهواره است، در اين جا عيسى به سخن درآمد و گفت: من بنده خدا هستم، خداى تعالى به من كتاب داد و مرا پيامبرى از [[پیامبران]] كرد و هر جا كه باشم با بركتم كرد و مرا به [[نماز]] و [[زكات]] سفارش كرد، مادام كه زنده باشم بر احسان به مادرم سفارش فرمود و مرا نه جبار كرد و نه شقى، و سلام بر من روزى كه به دنيا آمدم و روزى كه مى  ميرم و روزى كه زنده برمى  خيزم. (سوره مريم، آيه 27-34)
+
*[[پیامبر اسلام|پیامبر خدا]] صلی الله علیه و آله: ای [[ام ایمن]]، مگر نمی‌دانی که برادرم عیسی شامی‌ را برای صبحانه و صبحانه ای را برای شام نگه نمی‌داشت؟ از برگ درختان تغذیه می‌کرد و از آب باران می‌آشامید، پلاس می‌پوشید و هر جا شب می‌رسید همان جا بیتوته می‌کرد و می‌گفت: هر روزی، [[رزق|روزی]] خود را می‌آورد.<ref>حکم النبی الأعظم صلى الله علیه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج۲، ص۲۸۱.</ref>
  
پس اين كلام كه عيسى در كودكى اداء كرد، به اصطلاح علمى، نسبت به برنامه كار نبوتش براعت استهلال بوده (براعت استهلال به اين معنا است كه نويسنده كتاب در حمد و ثناى اول كتابش كلماتى بگنجاند كه در عين اين كه حمد و ثناى خدا است اشاره اى هم باشد به  اين كه در اين كتاب پيرامون چه مسائلى بحث مى  شود)، عيسى علیه السلام هم با اين كلمات خود فهماند كه بزودى عليه ظلم و طغيان، قيام نموده و شريعت [[حضرت موسی]] علیه السلام را زنده و استوار مى  سازد و آن چه از معارف آن شريعت مندرس و كهنه گشته تجديد مى  كند و آن چه از آياتش كه مردم درباره اش اختلاف دارند بيان و روشن مى  سازد.
+
*[[امام علی علیه السلام|امام علی]] علیه السلام در وصف عیسی علیه السلام: و اگر خواهی، از عیسی بن مریم علیه  السلام برایت بگویم. او سنگ را بالش خود می‌کرد و جامه خشن می‌پوشید و نان خشک و گلوآزار می‌خورد. خورش او گرسنگی بود و چراغش در شب، ماه و سرپناهش در زمستان، آفتابگیرهای صبح و عصر و میوه و سبزیجاتش، علف و گیاهانی که زمین برای چهار پایان می‌رویاند. نه زنی داشت که مایه گرفتاری او باشد و نه فرزندی که‌ اندوهگینش سازد و نه مال و ثروتی که دل او را به خود مشغول گرداند و نه طمعی که به خواریش اندازد. مرکب او دو پایش بود و خدمتکارش دو دست او!<ref>سیره نبوى «منطق عملى»، مصطفى دلشاد تهرانى، ج۱، ص۲۹۲.</ref>
  
عيسى علیه السلام نشو و نما كرد تا به سن جوانى رسيد و با مادرش مانند ساير انسان ها طبق عادت جارى در زندگى بشرى مى  خوردند و مى  نوشيدند و در آن دو مادام كه زندگى مى  كردند تمامى عوارض وجود كه در ديگران هست وجود داشت.
+
*[[امام صادق علیه السلام|امام صادق]] علیه السلام: بدانید که اگر کسی عیسی بن مریم را انکار کند و به [[نبوت]] دیگر [[پیامبران]] اعتراف نماید، [[ایمان]] نیاورده است.<ref> الأنوار الساطعة فی شرح الزیارة الجامعة، ج۴، ص۴۹۶.</ref>
  
عيسى علیه السلام در اين اوان به [[رسالت]] به سوى [[بنى اسرائيل]] گسيل شد و مامور شد تا ايشان را به سوى دين [[توحيد]] بخواند، و ابلاغ كند كه من آمده ام به سوى شما و با معجزه اى از ناحيه پروردگارتان آمده ام و آن اين است كه براى شما (و پيش رويتان) از گل چيزى به شكل مرغ مى  سازم و سپس در آن مى  دمم، به اذن خدا مرغ زنده اى مى  شود و من كور مادرزاد و برصى غير قابل علاج را [[شفا]] مى  دهم و مردگان را به اذن خدا زنده مى  كنم و بدانچه مى  خوريد و بدانچه در خانه هايتان ذخيره مى  كنيد خبر مى  دهم، كه در اين براى شما آيتى است بر اين كه خدا رب من و رب شما است و بايد او را بپرستيد.
+
*سخنان نجواآمیز خدای تعالی با عیسی علیه السلام: ای عیسی، چونان شخص دلسوز و مهربان، تو را به مهربانی سفارش می‌کنم تا با طلب شادی و خشنودی من، سزاوار دوستی من شوی. تو در بزرگی و در خردی برکت داده شدی و هر جا بودی با [[برکت]] بودی. گواهی می‌دهم که تو بنده من و زاده کنیز من هستی، با نافله ها به من نزدیک شو و به من [[توکل]] کن تا تو را کفایت کنم و غیر مرا به [[ولایت]] و دوستی برمگزین که تو را تنها می‌گذارم.<ref> بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج۱۴، ص۲۸۹.</ref>
  
عيسى علیه السلام مردم را به [[شريعت]] جديد خود كه همان تصديق شريعت موسى علیه السلام است دعوت مى  كرد، چيزى كه هست بعضى از [[احكام]] موسى را نسخ نمود و آن حرمت پاره اى از چيزها است كه در [[تورات]] به منظور گوشمالى و سختگيرى بر يهود [[حرام]] شده بود و بارها مى  فرمود: من با حكمت به سوى شما گسيل شده ام، تا برايتان بيان كنم آن چه را كه مورد اختلاف شما است و نيز مى فرمود: اى بنى اسرائيل من فرستاده خدا به سوى شمايم، در حالى كه تورات را كه كتاب آسمانى قبل از من بوده تصديق دارم و در حالى كه بشارت مى  دهم به رسولى كه بعد از من مى  آيد و نامش احمد است.
+
*امام صادق علیه السلام: یکی از روش های عیسی بن مریم گشت و گذار در شهرها بود. روزی با یکی از یاران خود که مردی کوته اندام بود و غالباً با عیسی علیه السلام همراهی می‌کرد، برای سیاحت بیرون رفت. چون عیسی به دریا رسید با یقین درست گفت: به نام خدا و بر روی آب حرکت کرد. مرد کوتاه قد چون دید عیسی علیه السلام از آب گذشت با یقین درست گفت: به نام خدا و بر روی آب حرکت کرد تا به عیسی علیه  السلام رسید. در این هنگام دچار خودبینی و غرور شد... لذا در آب فرو رفت. پس از عیسی کمک خواست و آن حضرت دستش را گرفت و او را از آب بیرون کشید.<ref> بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج۱۴، ص۲۵۴.</ref>
  
عيسى علیه السلام به وعده هايى كه داده بود كه فلان و فلان [[معجزه]] را آورده ام وفا كرد، هم مرغ خلق كرد و هم مردگان را زنده كرد و هم كور مادرزاد و برصى را شفا داد و هم به اذن خدا از غيب خبر داد.
+
*پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: عیسی بن مریم بر گوری گذشت که صاحب آن [[عذاب]] می‌کشید. سال بعد نیز بر همان گور گذشت و دید دیگر عذاب نمی‌شود. عرض کرد: پروردگارا، پارسال از این گور عبور کردم و صاحبش عذاب می‌شد و امسال که از آن می‌گذرم دیگر عذاب نمی‌کشد؟ خداوند جل جلاله به او [[وحی]] فرمود: ای روح الله، فرزند صالحی از او بزرگ شد و راهی را درست کرد و یتیمی‌ را سرپرستی نمود و من به خاطر این کارهای فرزندش، او را آمرزیدم.<ref> البرهان فی تفسیر القرآن (سید هاشم بحرانى )، ج۳، ص۷۱۱.</ref>
  
عيسى علیه السلام همچنان بنى اسرائيل را به [[توحيد]] خدا و شريعت جديد دعوت كرد تا وقتى كه از [[ايمان]] آوردنشان مايوس شد، و وقتى طغيان و عناد مردم را ديد و استكبار كاهنان و احبار يهود از پذيرفتن دعوتش را مشاهده كرد، از ميان عده كمى كه به وى ايمان آورده بودند چند نفر حوارى انتخاب كرد تا او را در راه خدا يارى كنند.  
+
*به عیسی بن مریم علیه السلام عرض شد: چه کسی تو را [[ادب]] آموخت؟ فرمود: هیچ کس ادبم نیاموخت، بلکه زشتی نادانی را دیدم و از آن دوری گزیدم.<ref> بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج۱۴، ص۳۲۶.</ref>
 +
*در حدیث موثقی از [[امام رضا علیه السلام|حضرت رضا]] علیه‌ السلام منقول است که: «مشتبه نشد امر کشته شدن و مردن احدی از پیغمبران و حجت‌های خدا بر مردم، به غیر از عیسی بن مریم که او را زنده از زمین بالا بردند و روحش را در میان آسمان و زمین قبض کردند و چون به آسمان رسید حق تعالی روحش را به بدنش باز گردانید...».<ref>علامه مجلسی، تاریخ پیامبران و بعضی از قصه‌های قرآن (حیوة القلوب ج۲)، ص۱۱۹۳.</ref>
  
از سوى ديگر يهود بر آن جناب شوريد و تصميم گرفت او را به قتل برساند، ولى خداى تعالى او را از دست يهود نجات داد و به سوى خود بالا برد و مساله عيسى علیه السلام براى يهود مشتبه شد، بعضى خيال كردند كه او را كشتند، بعضى ديگر پنداشتند كه به دارش آويختند، خداى تعالى فرمود: نه آن بود و نه اين، بلكه امر بر آنان مشتبه شد. ([[سوره آل عمران]]، 45-58، [[سوره زخرف]]، 63-65، [[سوره صف]]، 6-14، [[سوره مائده]]، 110-111، [[سوره نساء]]، 157-158)، اين بود تمامى آنچه [[قرآن کریم]] در داستان عيسى و مادرش فرموده است.<ref> [[ترجمه الميزان]]، ج  3، ص: 441.</ref>
+
==پانویس==
 
 
'''حضرت عیسی در روايات'''
 
 
 
* 1- در سخنان نجوا آميز خداي تعالي با عيسي عليه  السلام:
 
 
 
اي عيسي، چونان شخص دلسوز و مهربان، تو را به مهرباني سفارش مي  كنم تا با طلب شادي و خشنودي من، سزاوار دوستي من شوي. تو در بزرگي و در خردي بركت داده شدي و هر جا بودي با [[بركت]] بودي. گواهي مي  دهم كه تو بنده من و زاده كنيز من هستي، با [[نافله]] ها به من نزديك شو و به من [[توكل]] كن تا تو را كفايت كنم و غير مرا به [[ولايت]] و دوستي برمگزين كه تو را تنها مي  گذارم.<ref> [[بحارالأنوار]] ([[علامه مجلسى]])، ج  14، ص: 289.</ref>
 
 
 
* 2- پيامبر خدا صلي  الله  عليه  و  آله:
 
 
 
خداوند به عيسي بن مريم [[وحی]] فرمود كه: با [[حكمت]] من خودت را اندرز ده. اگر از آن سود بردي، آن  گاه مردم را نيز اندرز ده وگرنه از من شرم كن.<ref> [[حكم النبي الأعظم]] صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج  4، ص: 108.</ref>
 
 
 
* 3- عن أبي عبدالله  عليه  السلام: عيسی بن مريم عليه  السلام بر آباديي گذشت كه مردم آن (همگي) مرده بودند... پس فرمود: اي اهل اين آبادي! يكي از آن ها پاسخ داد: لبّيك اي [[روح]] و كلمه خدا! آن حضرت فرمود: واي بر شما! اعمال شما چه بود؟ عرض كرد: بندگي طاغوت و دوستي دنيا... فرمود: چگونه طاغوت را بندگي مي  كرديد؟ عرض كرد: از گنهكاران فرمان مي  برديم.<ref> [[البرهان في تفسير القرآن]] (سيد هاشم بحرانى )، ج  5، ص: 741.</ref>
 
 
 
* 4- [[امام کاظم]] عليه  السلام:
 
 
 
مسيح عليه  السلام فرمود: اي بندگان بد! گندم را پاك و تميز كنيد و خوب آردش نماييد تا طعم آن را بچشيد و گوارايتان گردد. همچنين [[ايمان]] را خالص و كامل گردانيد تا شيريني آن را بيابيد و سرانجامش شما را سود رساند.<ref> بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج  1، ص: 145.</ref>
 
 
 
* 5- پيامبر خدا صلي  الله  عليه  و  آله:
 
 
 
عيسي بن مريم بر گوري گذشت كه صاحب  آن  [[عذاب]] مي  كشيد. سال بعد نيز بر همان گور گذشت و ديد ديگر عذاب نمي  شود. عرض كرد: پروردگارا، پارسال از اين گور عبور كردم و صاحبش عذاب مي  شد و امسال كه از آن مي  گذرم ديگر عذاب نمي  كشد؟ خداوند جل جلاله به او [[وحی]] فرمود: اي روح الله ، فرزند صالحي از او بزرگ شد و راهي را درست كرد و يتيمي را سرپرستي نمود و من به خاطر اين كارهاي فرزندش، او را آمرزيدم.<ref> البرهان في تفسير القرآن (سيد هاشم بحرانى )، ج  3، ص: 711.</ref>
 
 
 
* 6- [[امام صادق]] عليه  السلام:
 
 
 
خداي  تعالي به عيسي  بن مريم عليه  السلام وحي فرمود كه: اي عيسي! از چشمان خود اشك و از دل خود خشوع به من ببخش و آن گاه كه هرزگان خوش و خندانند تو با ميل اندوه چشمان خود را سرمه كن و بر سر گورهاي مردگان بايست و با فرياد آنان را صدا بزن شايد پند (لازم) خود را از ايشان بگيري و بگو كه من هم همراه ديگران به ايشان خواهم پيوست.<ref> بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج  14، ص: 320.</ref>
 
 
 
* 7- امام صادق عليه  السلام:
 
 
 
عيسي بن مريم عليهما السلام از [[جبرئيل]] عليه  السلام پرسيد: كي [[قيامت]] بر پا مي  شود؟ جبرئيل چنان بيتاب و مضطرب شد كه از هوش رفت و چون به هوش آمد، گفت: اي [[روح]] اللّه ! من در اين باره بيشتر از تو نمي  دانم. از آنِ خداست هر آن كه در آسمان ها و زمين است، قيامت جز ناگهاني و بي  خبر بر شما وارد نمي  شود.<ref> بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج  6، ص: 312.</ref>
 
 
 
* 8- امام صادق عليه  السلام:
 
 
 
بدانيد كه اگر كسي عيسي بن مريم را انكار كند و به [[نبوت]] ديگر [[پیامبران]] اعتراف نمايد، [[ايمان]] نياورده است.<ref> [[الأنوار الساطعة في شرح الزيارة الجامعة]]، ج  4، ص: 496.</ref>
 
 
 
* 9- به عيسي بن مريم عليه  السلام عرض شد: چه كسي تو را ادب آموخت؟ فرمود: هيچ كس ادبم نياموخت، بلكه زشتي ناداني را ديدم و از آن دوري گزيدم.<ref> بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج  14، ص: 326.</ref>
 
 
 
* 10- [[امام صادق]] عليه  السلام:
 
 
 
يكي از روش هاي عيسي بن مريم گشت و گذار در شهرها بود. روزي با يكي از ياران خود كه مردي كوته اندام بود و غالباً با عيسي عليه  السلام همراهي مي  كرد، براي سياحت بيرون رفت. چون عيسي به دريا رسيد با يقين درست گفت: به نام خدا و بر روي آب حركت كرد. مرد كوتاه قد چون ديد عيسي عليه  السلام از آب گذشت با يقين درست گفت: به نام خدا و بر روي آب حركت كرد تا به عيسي عليه  السلام رسيد. در اين هنگام دچار خودبيني و غرور شد... لذا در آب فرو رفت. پس از عيسي كمك خواست و آن حضرت دستش را گرفت و او را از آب بيرون كشيد.<ref> بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج  14، ص: 254.</ref>
 
 
 
'''اخلاق و فضائل و ويژگي هاي حضرت عیسی علیه السلام'''
 
 
 
* 1- حضرت عیسی علیه السلام:
 
 
 
بنده خدا - پيامبر خدا - ([[سوره مريم]]، آيه 30) و رسول به سوى [[بنى اسرائيل]] ([[سوره آل عمران]]، آيه 49) و يكى از [[پیامبران]] [[اولوالعزم]] و صاحب [[شريعت]] بوده و كتابى به نام [[انجيل]] داشت. ([[سوره احزاب]]، آيه 7، [[سوره شورى]]، آيه 13، [[سوره مائده]]، آيه 46)، خداى تعالى نام او را مسيح عيسى نهاد (سوره آل عمران، آيه 45) و "كلمة اللَّه" و "روحى از خدا" خواند ([[سوره نساء]]، آيه 171)، و داراى مقام [[امامت]] (سوره احزاب آيه 7) و از گواهان اعمال (سوره نساء، آيه 159، سوره مائده، آيه 117)، و بشارت دهندگان به آمدن [[پیامبر اسلام]] بود (سوره صف، آيه 6)، وجيه و آبرومند در [[دنيا]] و [[آخرت]] و از مقربين بود. (سوره آل عمران، آيه 45) از اصطفاء شدگان (سوره آل عمران، آيه 33)، و از اجتباء شدگان و از [[صالحان]] بود (سوره انعام، آيه 85-87)، مبارك بود هر جا كه باشد، زكى و مهذب بود، آيتى بود براى مردم و رحمتى از خدا بود و احسانگرى به مادرش، و از زمره كسانى بود كه خداى تعالى به ايشان سلام كرد (سوره مريم، آيه 19-33) و از كسانى بود كه خدا كتاب و حكمتش آموخت. (سوره آل عمران، آيه 48)<ref> ترجمه الميزان، ج  3، ص: 444.</ref>
 
 
 
* 2- [[امام علی]] عليه  السلام، در وصف عيسي عليه  السلام، مي  فرمايد:
 
 
 
نه همسري داشت كه او را به [[فتنه]] درافكند، نه فرزندي كه غمگينش سازد و نه مالي كه او را به خود مشغول (و از خدا غافل) گرداند.<ref> بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج  14، ص: 238.</ref>
 
 
 
* 3- رسول الله صلي  الله  عليه  و  آله:
 
 
 
من عيسي بن مريم را ديدم، او مردي بود سفيد پوست و ميان باريك چون شمشير.<ref> حكم النبي الأعظم صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج  2، ص: 281.</ref>
 
 
 
* 4- پيامبر خدا صلي  الله  عليه  و  آله:
 
 
 
عيسي بن مريم روي آب راه مي  رفت و اگر يقين بيشتري داشت، در هوا نيز راه مي  رفت.<ref> حكم النبي الأعظم صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، متن  عربى، ص: 437.</ref>
 
 
 
* 5- امام علی عليه  السلام در وصف عيسي عليه  السلام:
 
 
 
و اگر خواهي، از عيسي بن مريم عليه  السلام برايت بگويم. او سنگ را بالش خود مي  كرد و جامه خشن مي  پوشيد و نان خشك و گلوآزار مي  خورد. خورش او گرسنگي بود و چراغش در شب، ماه و سرپناهش در زمستان، آفتابگيرهاي صبح و عصر و ميوه و سبزيجاتش، علف و گياهاني كه زمين براي چهار پايان مي  روياند. نه زني داشت كه مايه گرفتاري او باشد و نه فرزندي كه اندوهگينش سازد و نه مال و ثروتي كه دل او را به خود مشغول گرداند و نه طمعي كه به خواريش اندازد. مركب او دو پايش بود و خدمتكارش دو دست او!<ref> [[سيره نبوى]] «[[منطق عملى]]» (مصطفى دلشاد تهرانى )، ج  1، ص: 292.</ref>
 
 
 
* 6- پيامبر خدا صلي  الله  عليه  و  آله:
 
 
 
اي [[ام ايمن]]، مگر نمي  داني كه برادرم عيسي شامي را براي صبحانه نگه نمي  داشت و صبحانه  اي را براي شام؟ از برگ درختان تغذيه مي  كرد و از آب باران مي  آشاميد، پلاس مي  پوشيد و هر جا شب مي  رسيد همان جا بيتوته مي  كرد و مي  گفت: هر روزي، روزي خود را مي  آورد.<ref> حكم النبي الأعظم صلى الله عليه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج  2، ص: 281.</ref>
 
 
 
==پانویس ==
 
 
<references />
 
<references />
==منابع:==
 
  
(1). قاموس قرآن، سيد على اكبر قرشى؛ [[تهران ]]: اسلاميه ، پنجم ، 1367 ش  .
+
==منابع==
  
(2). ترجمه الميزان، سيد محمد باقر موسوى همدانى؛ [[قم]]: دفتر انتشارات اسلامى [[حوزه علميه قم]]، پنجم، 1374 ش.
+
*قرشى، سید على اکبر، قاموس قرآن، تهران، اسلامیه، پنجم، ۱۳۶۷ ش.
 +
*ترجمه المیزان، سید محمدباقر موسوى همدانى؛ قم: دفتر انتشارات اسلامی حوزه علمیه قم، پنجم، ۱۳۷۴ ش.
 +
*بحارالأنوار، علامه مجلسى؛ تهران.
 +
*حکم النبی الأعظم صلى الله علیه و آله و سلم، محمدى رى شهرى و همکاران؛ قم: دارالحدیث، اول، ۱۴۲۹ ق.
 +
*البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم بحرانى؛ تهران: بنیاد بعثت، اول، ۱۴۱۶ ق.
 +
*الأنوار الساطعة فی شرح الزیارة الجامعة؛ شیخ جواد کربلائى، قم: دارالحدیث.
 +
*أنوار التنزیل و أسرار التأویل؛ عبدالله بن عمر بیضاوى، بیروت: دار احیاء التراث العربى، اول، ۱۴۱۸ ق.
  
(3). [[بحارالأنوار]]، علامه مجلسى ؛ تهران .
+
==مقالات مرتبط==
  
(4). حكم النبي الأعظم صلى الله عليه و آله و سلم ، محمدى رى شهرى و همكاران ؛ قم : دارالحديث ، اول ، 1429 ق .
+
*[[حضرت مریم]]
 +
*[[بنی اسرائیل]]
 +
*[[حواریون]]
 +
*[[انجیل]]
 +
*[[مسیحیت]]
  
(5). البرهان في تفسير القرآن ، سيد هاشم بحرانى ؛ تهران : بنياد [[بعثت ]]، اول ، 1416 ق.
+
{{پیامبران}}
  
(6). الأنوار الساطعة في شرح الزيارة الجامعة؛ شيخ جواد كربلائى ، قم : دارالحديث .
+
{{قرآن}}
  
(7). أنوار التنزيل و أسرار التأويل؛ عبدالله بن عمر بيضاوى، بيروت: دار احياء التراث العربى، اول، 1418 ق.
 
 
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]
 
[[رده:پیامبران اولوالعزم]]
 
[[رده:قصه‌های قرآنی]]
 
[[رده:قصه‌های قرآنی]]
 +
[[رده:پیامبران]]
 +
[[رده:مسیحیت]]
 +
[[رده:مقاله های مهم]]
 +
{{سنجش کیفی
 +
|سنجش=شده
 +
|شناسه= خوب
 +
|عنوان بندی مناسب= خوب
 +
|کفایت منابع و پی نوشت ها= خوب
 +
|رعایت سطح مخاطب عام= خوب
 +
|رعایت ادبیات دانشنامه ای= متوسط
 +
|جامعیت= خوب
 +
|رعایت اختصار= خوب
 +
|سیر منطقی= خوب
 +
|کیفیت پژوهش= خوب
 +
|رده= دارد
 +
}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۵ سپتامبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۳:۴۹

حضرت عیسی علیه السلام، یکی از پیامبران اولوالعزم و صاحب شریعت است و کتاب آسمانی او انجیل نام دارد. او آخرین پیامبر قبل از پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله و از بشارت دهندگان به ظهور آن حضرت بود. زنده کردن مردگان، شفای کور مادرزاد و خبر دادن از غیب، از معجزات حضرت عیسی است. مطابق با قرآن، عیسی علیه السلام به گونه‏‌ای اعجازآمیز از مادری باکره و مقدس به نام مریم متولد شد و سپس در گهواره شروع به سخن گفتن کرد و پیامبری خود را بشارت داد. مسیحیان بر این باورند که عیسی علیه السلام توسط یهود به صلیب کشیده شد، اما به فرموده قرآن کریم، هنگامی که یهود بر آن جناب شورید و تصمیم گرفت او را به قتل برساند، خداى تعالى او را از دست آنان نجات داد و به سوى خود بالا برد.

نام حضرت عیسی

در اقرب الموارد گوید: «عیسى» لفظى است عبرانى یا سریانى. به قولى آن مقلوب «یسوع» است که آن نیز عبرانى است.[۱] در المیزان در مورد معنای عیسی آمده است: اصل عیسى یشوع است و آن را نجات دهنده تفسیر کرده اند.[۲]

نام دیگری که برای عیسی علیه السلام در قرآن کریم آمده «مسیح» است. طبرسی در جوامع الجامع گفته است: اصل مسیح در عبرانی مشیحا بوده که معنایش مبارک است. همانگونه که خود گفت: «وَجَعَلَنِی مُبَارَکا أَینَ مَا کنْتُ».[۳][۴]

ولادت حضرت عیسی

حضرت عیسی علیه السلام فرزند حضرت مریم دختر عمران است که خداوند او را برگزید و بر تمام زنان عالم برتری داد.[۵] عیسی بن مریم در شهر بیت لحم به دنیا آمد. ولادت حضرت عیسی علیه السلام ولادتی خاص است.

مطابق با قرآن کریم، خداوند به مریم بشارت داد که به زودی صاحب فرزندی می گردد که از مقربان درگاه الهی خواهد شد.[۶] سپس خداى تعالى روح را (که یکى از فرشتگان بزرگ خدا است) نزد او فرستاد و روح به شکل بشرى تمام عیار در برابر مریم مجسم شد و به او گفت: که فرستاده اى است از نزد معبودش، و پروردگارش وى را فرستاده تا به اذن او پسرى به وى بدهد، پسرى بدون پدر، و او را بشارت داد به این که بزودى از پسرش معجزات عجیبى ظهور می کند و نیز خبر داد که خداى تعالى بزودى او را به روح القدس تایید نموده، کتاب و حکمت و تورات و انجیل می آموزد و به عنوان رسولى به سوى بنى اسرائیل گسیلش می دارد، رسولى داراى آیات بینات، و نیز به مریم از شأن پسرش و سرگذشت او خبر داد، آن گاه در مریم بدمید و او را حامله کرد.

حضرت مریم سپس به مکانى دور منتقل شد و در آنجا درد زائیدنش گرفت و او را به طرف تنه نخله اى کشانید و با خود می گفت: اى کاش قبل از این مرده و از خاطره ها فراموش شده بودم، من همه چیز را و همه چیز مرا از یاد می برد، در این هنگام ندا شنید که: غم مخور که پروردگارت پائین پایت نهر آبى قرار داده، تنه درخت را تکان بده تا پى در پى خرماى نورس از بالا بریزد، از آن خرما بخور و از آن آب بنوش و از فرزندت خرسند باش، اگر از آدمیان کسى را دیدى، بگو من براى رحمان روزه گرفته ام و به همین جهت امروز با هیچ انسان سخن نمی‌گویم.[۷]

مریم سپس به میان مردم آمد در حالى که فرزندش را در آغوش داشت. آنها وقتى او را به این حال دیدند، شروع کردند از هر سو به وى طعنه زدند و او را سرزنش نمودند چون دیدند دخترى شوهر نرفته بچه دار شده است، گفتند: اى مریم چه عمل شگفت آورى کردى!، اى خواهر هارون نه پدرت بد مردى بود و نه مادرت بدکار! مریم اشاره کرد به کودکش که با او سخن بگوئید، مردم گفتند: ما چگونه با کسى سخن گوئیم که کودکى در گهواره است؟ در این جا عیسى به سخن درآمد و گفت: من بنده خدا هستم، خداى تعالى به من کتاب داد و مرا پیامبرى از پیامبران کرد و هر جا که باشم با برکتم کرد و مرا به نماز و زکات سفارش کرد، مادام که زنده باشم بر احسان به مادرم سفارش فرمود و مرا نه جبار کرد و نه شقى، و سلام بر من روزى که به دنیا آمدم و روزى که می میرم و روزى که زنده برمی خیزم.[۸]

قرآن ولادت آن حضرت را با ولادت حضرت آدم علیه السلام مشابه دانسته است[۹] از این جهت که او نیز همچون حضرت آدم علیه السلام بدون پدر متولد شد.[۱۰]

مطابق با روایتی که حسن بن علی وشاء از امام رضا علیه السلام نقل نموده است ولادت حضرت عیسی علیه السلام در ۲۵ ذی القعده بوده است.[۱۱]

دوران نبوت حضرت عیسی

از آنجا که نسب حضرت مریم به نقلی به حضرت سلیمان و از طریق ایشان به حضرت یعقوب می رسد،[۱۲] حضرت عیسی علیه السلام نیز از انبیاء بنی اسرائیل (فرزندان حضرت یعقوب علیه السلام) محسوب می شود. حضرت عیسی علیه السلام به سوى بنى اسرائیل گسیل شد و مأمور شد تا ایشان را به سوى دین توحید بخواند، و ابلاغ کند که من آمده ام به سوى شما و با معجزه اى از ناحیه پروردگارتان آمده ام و آن این است که براى شما (و پیش رویتان) از گل چیزى به شکل مرغ می سازم و سپس در آن می دمم، به اذن خدا مرغ زنده اى می شود و من کور مادرزاد و برص غیر قابل علاج را شفا مى‌دهم و مردگان را به اذن خدا زنده مى‌کنم و ...، که در این براى شما آیتى است بر این که خدا رب من و رب شما است و باید او را بپرستید.[۱۳]

عیسى علیه السلام مردم را به شریعت جدید خود که همان تصدیق شریعت حضرت موسى علیه السلام است دعوت می کرد، چیزى که هست بعضى از احکام موسى را نسخ نمود و آن حرمت پاره اى از چیزها است که در تورات به منظور گوشمالى و سختگیرى بر یهود حرام شده بود و بارها می فرمود: من با حکمت به سوى شما گسیل شده ام، تا برایتان بیان کنم آن چه را که مورد اختلاف شما است و نیز می فرمود: اى بنى اسرائیل من فرستاده خدا به سوى شمایم، در حالى که تورات را که کتاب آسمانى قبل از من بوده تصدیق دارم و در حالى که بشارت می دهم به رسولى که بعد از من می‌آید و نامش احمد است.[۱۴]

عیسى علیه السلام به وعده هایى که داده بود که فلان و فلان معجزه را آورده ام وفا کرد، هم مرغ خلق کرد و هم مردگان را زنده کرد و هم کور مادرزاد و برصى را شفا داد و هم به اذن خدا از غیب خبر داد.

عیسى علیه السلام همچنان بنى اسرائیل را به توحید خدا و شریعت جدید دعوت کرد تا وقتى که از ایمان آوردنشان مایوس شد، و وقتى طغیان و عناد مردم را دید و استکبار کاهنان و احبار یهود از پذیرفتن دعوتش را مشاهده کرد، از میان عده کمی‌ که به وى ایمان آورده بودند چند نفر حوارى انتخاب کرد تا او را در راه خدا یارى کنند.[۱۵]

گرایش روزافزون مردم و یهودیان به دین حضرت عیسی (علیه‌السّلام)،‌ وحشت و نگرانی رؤسای یهود را برانگیخت و به قصد کشتن عیسی (علیه‌السّلام) امپراطور روم را با خود همراه کردند، ولی با مشیّت و قدرت الهی نقشه قتل آنان به سرانجام نرسید، بلکه به اشتباه به جای حضرت عیسی (علیه‌السّلام) شخصی بنام «یهودا اسخر یوطی» را به قتل رساندند.[۱۶]

از سوى دیگر یهود بر آن جناب شورید و تصمیم گرفت او را به قتل برساند، ولى خداى تعالى او را از دست یهود نجات داد و به سوى خود بالا برد و مسأله عیسى علیه السلام براى یهود مشتبه شد، بعضى خیال کردند که او را کشتند، بعضى دیگر پنداشتند که به دارش آویختند، خداى تعالى فرمود: نه آن بود و نه این، بلکه امر بر آنان مشتبه شد.[۱۷]

قرآن کریم داستان کشتن حضرت عیسی (علیه‌السّلام) را چنین نقل می‌کند: «و گفتارشان که: ما مسیح عیسی بن مریم پیامبر خدا را کشتیم، در حالیکه نه او را کشتند و نه بر دار آویختند؛ لکن امر بر آنها مشتبه شد. و کسانی که در مورد (قتل) او اختلاف کردند، از آن در شک هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروی می‌کنند و قطعاً او را نکشتند، بلکه خدا او را به سوی خود، بالا برد و خداوند توانا و حکیم است.»[۱۸]

وظیفه تبلیغ دین مسیحیت بعد از حضرت عیسی (علیه‌السّلام) بر عهده شاگردان، رسولان و مبلغان بعد از ایشان از جمله پُطرس بود که در این راستا بیشترین زحمت‌ها را متحمل شدند و موفقیت‌های زیادی را نیز کسب کردند. اما بعضی از شاگردان ایشان همچون پلوس اولین انحرفات را در دین مسیح به وجود آوردند، از جمله اعتقاد شرک‌آمیز به تثلیث و موجود الهی بودن حضرت عیسی (علیه‌السّلام) بود که طبق بعضی تحلیل‌ها این انحرفات ناشی از گرایشات پلوس به تعالیم آیین‌های هنری بوده است.[۱۹]

حضرت عیسی در قرآن

حضرت عیسی علیه السلام در قرآن کریم ۲۵ بار به عنوان عیسی و ۱۳ بار به عنوان مسیح یاد شده است. مطابق با قرآن، حضرت عیسی علیه السلام، بنده خدا[۲۰] و رسول به سوى بنى اسرائیل[۲۱] و یکى از پیامبران اولوالعزم و صاحب شریعت[۲۲] بوده و کتابى به نام انجیل داشت.[۲۳] خداى تعالى نام او را مسیح نهاد[۲۴] و "کلمة اللَّه" و "روحى از خدا" خواند،[۲۵] و داراى مقام امامت[۲۶] و از گواهان اعمال،[۲۷] و بشارت دهندگان به آمدن پیامبر اسلام،[۲۸] وجیه و آبرومند در دنیا و آخرت و از مقربین بود.[۲۹] او از برگزیدگان بود[۳۰]، مبارک بود هر جا که باشد، آیتى بود براى مردم و رحمتى از خدا بود و احسانگرى به مادرش، و از زمره کسانى بود که خداى تعالى به ایشان سلام کرد[۳۱] و از کسانى بود که خدا کتاب و حکمتش آموخت.[۳۲][۳۳]

چند نمونه از آیاتی که نام حضرت عیسی علیه السلام در آنها آمده است:

  • «إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِکةُ یا مَرْیمُ إِنَّ اللَّهَ یبَشِّرُک بِکلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیمَ وَجِیهًا فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِینَ»: یاد کن هنگامی‌را که فرشتگان گفتند: اى مریم، خداوند تو را به کلمه اى از جانب خود که نامش مسیح، عیسى بن مریم است مژده می دهد، در حالى که او در دنیا و آخرت آبرومند و از مقربان است. (سوره آل عمران، آیه ۴۵)
  • «وَزَکرِیا وَیحْیىٰ وَعِیسَىٰ وَإِلْیاسَ کلٌّ مِنَ الصَّالِحِینَ»: و زکریا و یحیى و عیسى و الیاس را یاد کن که جملگى از شایستگان بودند. (سوره انعام، آیه ۸۵)
  • «إِنَّ مَثَلَ عِیسَىٰ عِنْدَ اللَّهِ کمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ کنْ فَیکونُ»: در واقع مثل عیسى نزد خدا همچون مثل خلقت آدم است که او را از خاک آفرید سپس بدو گفت: باش پس وجود یافت. (سوره آل عمران، آیه ۵۹)

حضرت عیسی در روایات

  • پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: ای ام ایمن، مگر نمی‌دانی که برادرم عیسی شامی‌ را برای صبحانه و صبحانه ای را برای شام نگه نمی‌داشت؟ از برگ درختان تغذیه می‌کرد و از آب باران می‌آشامید، پلاس می‌پوشید و هر جا شب می‌رسید همان جا بیتوته می‌کرد و می‌گفت: هر روزی، روزی خود را می‌آورد.[۳۴]
  • امام علی علیه السلام در وصف عیسی علیه السلام: و اگر خواهی، از عیسی بن مریم علیه السلام برایت بگویم. او سنگ را بالش خود می‌کرد و جامه خشن می‌پوشید و نان خشک و گلوآزار می‌خورد. خورش او گرسنگی بود و چراغش در شب، ماه و سرپناهش در زمستان، آفتابگیرهای صبح و عصر و میوه و سبزیجاتش، علف و گیاهانی که زمین برای چهار پایان می‌رویاند. نه زنی داشت که مایه گرفتاری او باشد و نه فرزندی که‌ اندوهگینش سازد و نه مال و ثروتی که دل او را به خود مشغول گرداند و نه طمعی که به خواریش اندازد. مرکب او دو پایش بود و خدمتکارش دو دست او![۳۵]
  • سخنان نجواآمیز خدای تعالی با عیسی علیه السلام: ای عیسی، چونان شخص دلسوز و مهربان، تو را به مهربانی سفارش می‌کنم تا با طلب شادی و خشنودی من، سزاوار دوستی من شوی. تو در بزرگی و در خردی برکت داده شدی و هر جا بودی با برکت بودی. گواهی می‌دهم که تو بنده من و زاده کنیز من هستی، با نافله ها به من نزدیک شو و به من توکل کن تا تو را کفایت کنم و غیر مرا به ولایت و دوستی برمگزین که تو را تنها می‌گذارم.[۳۷]
  • امام صادق علیه السلام: یکی از روش های عیسی بن مریم گشت و گذار در شهرها بود. روزی با یکی از یاران خود که مردی کوته اندام بود و غالباً با عیسی علیه السلام همراهی می‌کرد، برای سیاحت بیرون رفت. چون عیسی به دریا رسید با یقین درست گفت: به نام خدا و بر روی آب حرکت کرد. مرد کوتاه قد چون دید عیسی علیه السلام از آب گذشت با یقین درست گفت: به نام خدا و بر روی آب حرکت کرد تا به عیسی علیه السلام رسید. در این هنگام دچار خودبینی و غرور شد... لذا در آب فرو رفت. پس از عیسی کمک خواست و آن حضرت دستش را گرفت و او را از آب بیرون کشید.[۳۸]
  • پیامبر خدا صلی الله علیه و آله: عیسی بن مریم بر گوری گذشت که صاحب آن عذاب می‌کشید. سال بعد نیز بر همان گور گذشت و دید دیگر عذاب نمی‌شود. عرض کرد: پروردگارا، پارسال از این گور عبور کردم و صاحبش عذاب می‌شد و امسال که از آن می‌گذرم دیگر عذاب نمی‌کشد؟ خداوند جل جلاله به او وحی فرمود: ای روح الله، فرزند صالحی از او بزرگ شد و راهی را درست کرد و یتیمی‌ را سرپرستی نمود و من به خاطر این کارهای فرزندش، او را آمرزیدم.[۳۹]
  • به عیسی بن مریم علیه السلام عرض شد: چه کسی تو را ادب آموخت؟ فرمود: هیچ کس ادبم نیاموخت، بلکه زشتی نادانی را دیدم و از آن دوری گزیدم.[۴۰]
  • در حدیث موثقی از حضرت رضا علیه‌ السلام منقول است که: «مشتبه نشد امر کشته شدن و مردن احدی از پیغمبران و حجت‌های خدا بر مردم، به غیر از عیسی بن مریم که او را زنده از زمین بالا بردند و روحش را در میان آسمان و زمین قبض کردند و چون به آسمان رسید حق تعالی روحش را به بدنش باز گردانید...».[۴۱]

پانویس

  1. قرشى، سید على اکبر، قاموس قرآن، ج۵، ص۸۲.
  2. طباطبائی، المیزان، ج۳، ص۱۹۴
  3. سوره مریم، آیه ۳۱
  4. طبرسی، تفسیر جوامع الجامع، ج‏۱، ص۱۷۴
  5. سوره آل عمران، آیه ۴۲
  6. سوره آل عمران، آیه ۴۵
  7. سوره مریم، آیه ۲۰-۲۷
  8. سوره مریم، آیه ۲۷-۳۴
  9. سوره آل عمران، آیه ۵۲
  10. المیزان، ج۳، ص۲۱۲
  11. ثواب الأعمال، شیخ صدوق، ص ۱۰۴.
  12. أنوار التنزیل و أسرار التأویل، ج۲، ص۱۳.
  13. سوره آل عمران، ۴۹.
  14. سوره صف، ۶.
  15. سوره صف، ۱۴.
  16. میر جلال پورمیر، داستان‌هائی از پیامبران،‌ ص۳۸.
  17. ترجمه المیزان، ج۳، ص۴۴۱.
  18. سوره نساء، ۱۵۷-۱۵۸.
  19. حسین توفیقی، آشنائی با ادیان بزرگ، ص۱۲۳.
  20. سوره مریم، آیه ۳۰
  21. سوره آل عمران، آیه ۴۹
  22. سوره شوری، آیه ۱۳
  23. سوره احزاب، آیه ۷، سوره شورى، آیه ۱۳، سوره مائده، آیه ۴۶
  24. سوره آل عمران، آیه ۴۵
  25. سوره نساء، آیه ۱۷۱
  26. سوره احزاب آیه ۷
  27. سوره نساء، آیه ۱۵۹، سوره مائده، آیه ۱۱۷
  28. سوره صف، آیه ۶
  29. سوره آل عمران، آیه ۴۵
  30. سوره آل عمران، آیه ۳۳
  31. سوره مریم، آیه ۱۹-۳۳
  32. سوره آل عمران، آیه ۴۸
  33. ترجمه المیزان، ج۳، ص۴۴۴.
  34. حکم النبی الأعظم صلى الله علیه و آله و سلم (محمدى رى شهرى)، ج۲، ص۲۸۱.
  35. سیره نبوى «منطق عملى»، مصطفى دلشاد تهرانى، ج۱، ص۲۹۲.
  36. الأنوار الساطعة فی شرح الزیارة الجامعة، ج۴، ص۴۹۶.
  37. بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج۱۴، ص۲۸۹.
  38. بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج۱۴، ص۲۵۴.
  39. البرهان فی تفسیر القرآن (سید هاشم بحرانى )، ج۳، ص۷۱۱.
  40. بحارالأنوار (علامه مجلسى)، ج۱۴، ص۳۲۶.
  41. علامه مجلسی، تاریخ پیامبران و بعضی از قصه‌های قرآن (حیوة القلوب ج۲)، ص۱۱۹۳.

منابع

  • قرشى، سید على اکبر، قاموس قرآن، تهران، اسلامیه، پنجم، ۱۳۶۷ ش.
  • ترجمه المیزان، سید محمدباقر موسوى همدانى؛ قم: دفتر انتشارات اسلامی حوزه علمیه قم، پنجم، ۱۳۷۴ ش.
  • بحارالأنوار، علامه مجلسى؛ تهران.
  • حکم النبی الأعظم صلى الله علیه و آله و سلم، محمدى رى شهرى و همکاران؛ قم: دارالحدیث، اول، ۱۴۲۹ ق.
  • البرهان فی تفسیر القرآن، سید هاشم بحرانى؛ تهران: بنیاد بعثت، اول، ۱۴۱۶ ق.
  • الأنوار الساطعة فی شرح الزیارة الجامعة؛ شیخ جواد کربلائى، قم: دارالحدیث.
  • أنوار التنزیل و أسرار التأویل؛ عبدالله بن عمر بیضاوى، بیروت: دار احیاء التراث العربى، اول، ۱۴۱۸ ق.

مقالات مرتبط

پیامبران
پیامبران اولوالعزم
محمد (ص) * عیسی * موسی * نوح * ابراهیم
سایر پیامبران
آدم * ادریس * یعقوب * یوسف * یونس * اسحاق * اسماعیل * الیاس * ایوب * خضر * داوود * سلیمان * ذوالکفل * زکریا * شعیب * صالح * لوط * هارون * هود * یحیی * یسع * شعیا * اِرميا * جرجیس * حبقوق * يوشع بن نون



قرآن
متن و ترجمه قرآن
اوصاف قرآن (اسامی و صفات قرآن، اعجاز قرآن، عدم تحریف در قرآن)
اجزاء قرآن آیه، سوره، جزء، حزب، حروف مقطعه
ترجمه و تفسیر قرآن تاریخ تفسیر، روشهای تفسیری قرآن، سیاق آیات، اسرائیلیات، تاویل، فهرست تفاسیر شیعه، فهرست تفاسیر اهل سنت، ترجمه های قرآن
علوم قرآنی تاریخ قرآن: نزول قرآن، جمع قرآن، شان نزول، کاتبان وحی، قراء سبعه
دلالت الفاظ قرآن: عام و خاص، مجمل و مبین، مطلق و مقید، محکم و متشابه، مفهوم و منطوق، نص و ظاهر، ناسخ و منسوخ
تلاوت قرآن تجوید، آداب قرائت قرآن، تدبر در قرآن
رده ها: سوره های قرآن * آیات قرآن * واژگان قرآنی * شخصیت های قرآنی * قصه های قرآنی * علوم قرآنی * معارف قرآن