المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز (کتاب): تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۸ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
مهم‌ترين اثر باقيمانده ابن عطيه كتاب تفسير او با عنوان« المحرر الوجيز فى تفسير الكتاب العزيز» است كه يكى از مهم‌ترين تفاسير درايى در قرن 6 قمرى محسوب مى‌شود. وى اين تفسير را پيش از تصدى قضاى المريه در 529 ق تأليف كرده بود. المحرر الوجيز همواره در مغرب مورد توجه بوده و از منابع اساسى تفاسيرى چون البحر المحيط ابو حيان و الجامع لاحكام القرآن قرطبى بوده است.
+
{{مشخصات کتاب
  
ابن خلدون شيوه اين تفسير را ستوده است، در مقدمه خود مى‌نويسد« بسيارى دست به نوشتن تفسير نقلى زده‌اند و آثار وارده از صحابه و تابعين را گرد آوردند تا به طبرى و واقدى و ثعلبى و مانند اينها منتهى گرديد، از اين رو اين تفاسير، از گفته‌هاى يهوديان مسلمان شده- جز در موارد احكام- سالم نمانده و مفسران در اين باره تساهل ورزيدند و كتابهاى خود را از اين منقولات بى اساس پر كردند.
+
|عنوان=
تا آنگاه كه دوران تحقيق و بررسى فرا رسيد و ابو محمد عطيه به تلخيص و تهذيب منقولات تفسيرى همت گماشت و آنچه را قرين صحت بود برگزيد و در اندلس كتابى آراسته و پيراسته براى مردم مغرب زمين به رشته تحرير درآورد. پس از او قرطبى نيز همان راه را پيمود و تفسير خود را بر همان اساس تدوين كرد و در شرق بلاد اسلامى شهرت و رواج يافت.»
 
  
استانهاى خرافى اسرائيلى كه تا آن روز رواج داشت و تقريبا همه متون تفسيرى آن روزگار را در بر گرفته بود در اين تفسير راه نيافته است، از اين رو اين تفسير از پيشگامان رهايى از اوهام و خيالبافى‌ها محسوب مى‌شود و بهترين تفسير نقلى به شيوه جديد به شمار مى‌آيد.
+
|تصویر=[[پرونده:المحرر الوجيز في تفسير .jpg|240px|وسط]]
  
==مقدمه تفسير==
+
|نویسنده= ابن عطیه اندلسی
  
اين تفسير مقدمه‌اى دارد كه در آن، از شؤون گوناگون قرآن بحث كرده است و در نوع خود از مهم‌ترين آثار تأليف شده در علوم قرآنى به شمار مى‌آيد. اين مقدمه ده باب دارد:
+
|موضوع= تفسیر اهل سنت
  
باب اول در بيان فضل قرآن از زبان پيامبر( ص) و صحابه و شايستگان امت،
+
|زبان= عربی
  
باب دوم در اهميت تفسير قرآن،
+
|تعداد جلد= ۶
  
باب سوم درباره پيش گرفتن روش احتياط در تفسير و مراتب مفسران كه سرآمد آنان على امير المؤمنان عليه السلام‌است،
+
|عنوان افزوده1=
  
باب چهارم در خصوص حديث سبعة احرف،
+
|افزوده1=
  
باب پنجم درباره جمع و تاريخچه قرآن،
+
|عنوان افزوده2=
  
باب ششم در خصوص الفاظ بيگانه در قرآن و سخن كوتاهى در بيان اعجاز قرآن،
+
|افزوده2=
  
باب هفتم در ايجاز و ايفاد قرآن،
+
|لینک=
  
باب هشتم درباره نامهاى قرآن و نام سوره‌ها و آيه‌هاى آن،
+
}}
 +
'''«المحرّر الوجیز فى تفسیر الکتاب العزیز»''' تألیف [[ابن عطیه اندلسی]] (م، ۵۴۲ ق)، از مهمترین [[تفسیر اجتهادی|تفاسیر اجتهادی]] [[اهل سنت]] در قرن ۶ قمرى است. مفسر ضمن بیان اطلاعات کلى درباره [[آیات]] و [[سوره|سور]]، به نقل اقوال مفسرین و نقد آنها، نقل روایات و [[اسباب نزول]]، مباحث لغوى، نحوى، معانى، قرائت و ذکر شواهد شعرى و ادبى پرداخته و از نقل [[اسرائیلیات|اسرائیلیات]] نیز پرهیز می‌کند.
  
باب نهم در خصوص استعاذه
+
==معرفی کتاب==
 +
تفسیر «المحرر الوجیز» همواره در مغرب مورد توجه بوده و از منابع اساسى تفاسیرى چون «[[البحر المحیط فی التفسیر (کتاب)|البحر المحیط]]» [[ابوحیان اندلسی|ابوحیان]] و «[[الجامع لاحکام القرآن (کتاب)|الجامع لاحکام القرآن]]» قرطبى بوده است. [[ابن خلدون]] شیوه این تفسیر را ستوده و در مقدمه خود مى‌نویسد: «بسیارى دست به نوشتن [[تفسیر مأثور|تفسیر نقلى]] زده‌اند و آثار وارده از [[صحابه]] و [[تابعین]] را گرد آوردند تا به [[محمد بن جریر طبری|طبرى]] و [[محمد بن عمر واقدی|واقدى]] و ثعلبى و مانند اینها منتهى گردید، از این رو این تفاسیر، از گفته‌هاى [[یهود|یهودیان]] مسلمان شده ([[اسرائیلیات|اسرائیلیات]]) سالم نمانده و مفسران در این باره تساهل ورزیدند و کتابهاى خود را از این منقولات بى اساس پر کردند. تا آنگاه که دوران تحقیق و بررسى فرا رسید و ابو محمد عطیه به تلخیص و تهذیب منقولات تفسیرى همت گماشت و آنچه را قرین صحت بود برگزید و در [[اندلس]] کتابى آراسته و پیراسته براى مردم مغرب زمین به رشته تحریر درآورد. پس از او قرطبى نیز همان راه را پیمود و تفسیر خود را بر همان اساس تدوین کرد و در شرق بلاد اسلامى شهرت و رواج یافت.»
  
باب دهم در تفسير بسم الله الرحمن الرحيم كه آن را از سخن امام جعفر بن محمد صادق عليه السلام و امام على بن الحسين سجاد عليه السلام آغاز
+
رقابت نزدیک بین تفسیر ابن عطیه در مغرب با «[[الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل (کتاب)|الکشاف]]» [[جارالله زمخشری|زمخشرى]] در مشرق، موجب شده تا از دیرباز اهل تفسیر به مقایسه آن دو بپردازند. [[ابن تیمیه]] تفسیر ابن عطیه را بیش از کشاف پیرو [[سنت]] و به دور از [[بدعت]] شمرده است. ابوحیان آن را در جامعیت و خالص بودن برتر از الکشاف دانسته و الکشاف را در اختصار و عمق بر آن ترجیح داده است. از وجوه تمایز تفسیر ابن عطیه نسبت به الکشاف مى‌توان به عنایت بیشتر آن به نقل [[قراءات قرآن|قرائات]] و [[حدیث|احادیث]] اشاره کرد.
  
مى‌كند و سپس به گفتار جابر بن عبد الله انصارى و ديگران مى‌پردازد. او در اين مقدمه سخن خود را پس از تسميه، با درود بر پيامبر( ص) و آن آغاز مى‌كند، شيوه‌اى كه اهل آن ديار بر آن بوده‌اند. به جهت اهميتى كه اين مقدمه دارد، به همت آرنر جفرى مستشرق معروف جداگانه و همراه مقدمه كتاب« المبانى» نوشته احمد بن على عاصمى( متوفاى 378 ق) چاپ و منتشر شده است.
+
[[ابن عطیه اندلسی|عبدالحق ابن عطیه غرناطی اندلسی]] (م، ۵۴۲ ق)، این تفسیر را پیش از تصدى منصب قضاوت المریه در ۵۲۹ قمری در شش جلد تألیف کرده است.  
  
==مقايسه المحرر الوجيز و الكشاف زمخشرى==
+
==محتوای کتاب==
  
رقابت نزديك بين تفسير ابن عطيه در مغرب با الكشاف زمخشرى معتزلى در مشرق، موجب شده تا از ديرباز اهل تفسير به مقايسه آن دو بپردازند. ابن تيميه تفسير ابن عطيه را بيش از كشاف پيرو سنت و به دور از بدعت شمرده است. ابو حيان آن را در جامعيت و خالص بودن برتر از الكشاف دانسته و الكشاف را در اختصار و عمق بر آن ترجيح داده است. از وجوه تمايز تفسير ابن عطيه نسبت به الكشاف مى‌توان به عنايت بيشتر آن به نقل قرائات و احاديث اشاره كرد. در تفسير ابن عطيه توجه خاصى به اختلاف قرائات معطوف شده و مؤلف نه تنها به نقل قرائات مشهور و شاذ و اختلاف راويان پرداخته، بلكه بر خلاف زمخشرى همواره به نام قاريان و راويان نيز تصريح كرده است. در نقل حديث نيز بايد گفت كه ابن عطيه بيشتر به ذكر مصدر نقل عنايت داشته است.
+
ابن عطیه در مقدمه‌ این تفسیر، از شؤون گوناگون [[قرآن]] بحث کرده است که در نوع خود از مهمترین آثار تألیف شده در [[علوم قرآنى]] به شمار مى‌آید. این مقدمه ده باب به شرح زیر دارد: باب اول در بیان فضل قرآن از زبان [[پیامبر اسلام|پیامبر]] صلى الله علیه وآله و [[صحابه]] و...، باب دوم در اهمیت [[تفسیر قرآن]]، باب سوم درباره پیش گرفتن روش احتیاط در تفسیر و مراتب مفسران که سرآمد آنان [[امام علی علیه السلام|امیرالمؤمنین]] علیه السلام‌ است، باب چهارم در خصوص حدیث سبعة احرف، باب پنجم درباره جمع و تاریخچه قرآن، باب ششم در خصوص الفاظ بیگانه در قرآن و بیان [[اعجاز قرآن]]، باب هفتم در ایجاز و ایفاد قرآن، باب هشتم درباره نامهاى قرآن و نام [[سوره|سوره‌ها]] و [[آیه|آیه‌هاى]] آن، باب نهم در خصوص [[استعاذه]]، باب دهم در تفسیر [[آیه تسمیه|بسم الله الرحمن الرحیم]] که آن را با سخن [[امام صادق علیه السلام|امام صادق]] و [[امام سجاد]] علیهماالسلام آغاز مى‌کند و سپس به گفتار [[جابر بن عبدالله انصارى]] و دیگران مى‌پردازد.
  
البته بايد در نظر داشت كه معاصر بودن دو تفسير سبب شده روش علمى، ادبى و بلاغى آن دو به هم شباهت پيدا كند. گر چه تفاوتهايى دارند، اختلاف مذهب دو مفسر، اختلاف در استنباط احكام و استدلالهاى آن و اختلاف در روش اجتهادى را بطور طبيعى به همراه خواهد داشت.
+
مفسر درباره تلاش تفسیرى خود در مقدمه کتاب مى‌نویسد: «در این کتاب بسیارى از علوم مورد نیاز تفسیر را بیان داشته‌ام، زیرا تفسیر قرآن جز با بیان جمیع علوم مؤثر در تفسیر ممکن نیست، این علوم از این قرارند: حکم (احکام)، [[نحو]]، لغت، معنا و قرائت به جهت دورى از خطا. تتبع فراوانى در الفاظ انجام داده و فکر و اندیشه‌ام را منحصر به تفسیر نمودم، جمیع [[قراءات قرآن|قراءات]] را آورده، معانى مختلف و جمیع محتملات الفاظ را با تلاش خود بدست آورده و بیان کرده‌ام».  
  
==روش تفسيرى==
+
تفسیر «المحرر الوجیز»، جامع بین منقول و معقول است؛ در بخش منقول، روایات [[پیامبر اسلام|پیامبر]] صلى الله علیه و آله، [[صحابه]]، [[تابعین]] را نقل مى‌کند، اسانید و منبع مرویات را متذکر نمى‌شود، زیرا روایاتى را که به صحت آنها اعتقاد دارد، محتاج ذکر [[سند حدیث|سند]] نمى‌داند، از این جهت سعى دارد روایات غیر صحیح یا منافى عقل را نقل ننماید. از ابن جریر طبرى زیاد نقل مى‌کند و گاهى به نقد آن مى‌پردازد.
  
المحرر الوجيز جامع بين منقول و معقول است، در بخش منقول، روايات پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم، صحابه، تابعين را نقل مى‌كند، اسانيد و منبع مرويات را متذكر نمى‌شود، زيرا رواياتى را كه به صحت آنها اعتقاد دارد، محتاج ذكر سند نمى‌داند، از اين جهت سعى دارد روايات غير صحيح يا منافى عقل را نقل ننمايد. از ابن جرير طبرى زياد نقل مى‌كند و گاهى به نقد آن مى‌پردازد.
+
در بخش معقول و استنباط، تکیه او بر [[اجتهاد]] شخصى نیست، بلکه، دیدگاهى است که با توجه به لغت، ادب و [[بلاغت]] و احتمالات کلام بیان شده است، بدین جهت تفسیر وى از جهتى بر اساس لغت و [[نحو]] پى ریزى شده است. در این بخش به بیان وجوه احتمالات و نقل اقوال مفسرین و نقد و انتخاب آنها مى‌پردازد، به [[شعر]] و لغت عرب براى تبیین معانى آیات استشهاد فراوان دارد، مسائل نحوى و امور مربوط به بلاغت و [[علم بیان|بیان]] را نیز بررسى مى‌کند.
در بخش معقول و استنباط و اجتهاد، تكيه او بر اجتهاد شخصى نيست، بلكه، ديدگاهى است كه با توجه به لغت، ادب و بلاغت و احتمالات كلام بيان نشده است، بدين جهت تفسير وى از جهتى بر اساس لغت و نحو پى ريزى شده است. در اين بخش به بيان وجوه احتمالات و نقل اقوال مفسرين و نقد و انتخاب آنها مى‌پردازد، به شعر و لغت عرب براى تبيين معانى آيه استشهاد فراوان دارد، مسائل نحوى و امور مربوط به بلاغت و بيان را نيز بررسى مى‌كند.
 
  
در بخش نقل قرائات، ملتزم به نقل مشهور و شاذ آن و بيان احتمالات معانى و توجيهات عربى آن مى‌باشد. آيات الاحكام را بر اساس مذهب مالكى بررسى و تفصيل مى‌دهد و نقدهايى نيز بر ابن حزم اندلسى ظاهرى وارد مى‌كند، و به مذاهب فقهى ديگر تعرض نمى‌نمايد.
+
در بخش نقل [[قراءات قرآن|قرائات]]، ملتزم به نقل مشهور و شاذّ آن و بیان احتمالات معانى و توجیهات عربى آن مى‌باشد. [[آیات الاحکام|آیات الاحکام]] را بر اساس مذهب [[مالکی|مالکى]] بررسى و تفصیل مى‌دهد و نقدهایى نیز بر [[ابن حزم اندلسی|ابن حزم اندلسى]] ظاهرى وارد مى‌کند، و به مذاهب فقهى دیگر تعرض نمى‌نماید.
در نقل اسرائيليات و قصص قرآنى به حداقل اكتفا نموده، هنگام ضرورت نقل، به نقد آنها مى‌پردازد. بر مفسرينى كه كتب خود را مملو از اينگونه قصص و اسرائيليات نموده، خرده مى‌گيرد. ديدگاه كلى ايشان اين است كه اينگونه روايات( اسرائيليات) با قواعد عقلى و نقلى سازگارى ندارد مانند قصه هاروت و ماروت و زهره.
+
در نقل [[اسرائیلیات|اسرائیلیات]] و [[قصص قرآن|قصص قرآنى]] به حداقل اکتفا نموده، و هنگام ضرورت نقل، به نقد آنها مى‌پردازد. بر مفسرینى که کتب خود را مملو از اینگونه قصص و اسرائیلیات نموده، خرده مى‌گیرد. دیدگاه کلى ایشان این است که اینگونه روایات (اسرائیلیات) با قواعد عقلى و نقلى سازگارى ندارد.
  
در مسائل كلامى اشعرى مسلك بوده و با معتزله به مجادله بر مى‌خيزد. مانند آيه 164 سوره نساء«و كلّم الله موسى تكليما»در معناى كلام، ج 2 صفحه 137. و نيز در صفحات ديگر مانند استهزاء، غضب، حياء، استواء، محبت، وجه، مجيئى، اتيان و يا مانند مسئله رؤيت خداوند در آخرت و تأويل«لا تدركه الابصار و هو يدرك الابصار»انعام 103، ج 2 صفحه 330.
+
در مسائل [[کلام|کلامى]]، [[اشاعره|اشعرى]] مسلک بوده و با [[معتزله]] به مجادله بر مى‌خیزد. از جمله در مباحث استهزاء، غضب، حیاء، استواء، محبت، وجه، مجیئى، اتیان و رؤیت خداوند در آخرت. البته وی در پاره‌اى مباحث به گونه‌اى دیدگاه معتزله را ترجیح داده، به آن تمایل نشان مى‌دهد.
  
البته ايشان در پاره‌اى مباحث به گونه‌اى ديدگاه معتزله را ترجيح... داده، به آن تمايل نشان مى‌دهد، مانند آيه 26 سوره يونس«للذين احسنوا الحسنى و زيادة».
+
روش کلى مفسر در بیان مطالب به این ترتیب است که ابتدا، اطلاعات کلى درباره [[سوره]]، شامل [[سوره های مکی و مدنی|مکى و مدنى]] بوده، فضیلت سور، عدد آیات و القاب آن را بیان مى‌دارد و در آیات پس از ذکر آنها مستقیما وارد تفسیر مى‌شود و ضمن آن به نقل اقوال مفسرین و نقد آنها، بحثهاى لغوى، معانى، نحوى، قرائت، بیان شواهد شعرى و ادبى، نقل روایات و [[اسباب نزول]] مى‌پردازد.
روش كلى وى در بيان مطالب به اين ترتيب است كه ابتداى سوره‌ها، اطلاعات كلى درباره سوره، شامل مكى، مدنى بوده، فضل، عدد آيات و القاب آن را بيان مى‌دارد و در آيات پس از ذكر آنها مستقيما وارد تفسير مى‌شود و ضمن آن به نقل اقوال مفسرين و نقد آنها، بحثهاى لغوى، معانى، نحوى، قرائت، بيان شواهد شعرى و ادبى، نقل روايات و اسباب نزول مى‌پردازد.
 
  
در نقل روايات، گاهى از گفتار ائمه اهل بيت عليهم السلام آغاز مى‌كند. معمولا هنگامى كه اظهار نظر مى كند، آن را با عنوان قال القاضى ابو محمد مطرح مى‌كند، اين روش، به تفسير املائى مى‌ماند تا انشايى و مى‌رساند كه وى تفسير خود را بر جمع شاگردان املا مى‌كرده و آنان مى‌نوشته‌اند، مانند فرّاء در« معانى القرآن».
+
در نقل روایات، گاهى از گفتار [[ائمه اطهار|ائمه]] علیهم السلام آغاز مى‌کند. معمولا هنگامى که اظهار نظر مى کند، آن را با عنوان قال القاضى ابومحمد مطرح مى‌کند، این روش، به تفسیر املائى مى‌ماند تا انشایى، و مى‌رساند که وى تفسیر خود را بر جمع شاگردان املا مى‌کرده و آنان مى‌نوشته‌اند.
  
ابن عطيه در جهتى از تفسير خود محافظه كارانه عمل كرده است، مثلا در تفسير آيه«و انذر عشيرتك الاقربين»(شعراء 214) ج 4 ص 245، روايت وارده را به طور سربسته و ابهام گونه نقل كرده است.
+
ابن عطیه در تفسیر خود از جهتى محافظه کارانه عمل کرده است، مثلا در تفسیر آیه {{متن قرآن|«وَأَنْذِرْ عَشِیرَتَک الْأَقْرَبِینَ»}} ([[سوره شعراء|شعراء]]، ۲۱۴)، روایت وارده ([[حدیث یوم الدار|یوم الدار]]) را به طور سربسته و ابهام گونه نقل کرده است.
همچنين ذيل آيه تطهير( احزاب 33) جلد 4 ص 384 شأن نزول آن را درباره اهل بيت عليه السلام( 5 تن آل عبا) دانسته و روايات مربوط به آن را به عنوان رأى مشهور آورده است، ولى احتمال مى‌دهد شامل زوجات نيز بشود با اين وصف سخن پيامبر( ص) خطاب به ام سلمه( انت الى خير) را نيز در پى آن آورده و مسأله را مبهم رها كرده است.
+
همچنین ذیل [[آیه تطهیر|آیه تطهیر]] ([[سوره احزاب|احزاب]]، ۳۳)، [[شأن نزول]] آن را درباره [[اهل بیت]] علیهم السلام ([[پنج تن|پنج تن آل عبا]]) دانسته و روایات مربوط به آن را به عنوان رأى مشهور آورده است، ولى احتمال مى‌دهد شامل زوجات [[پیامبر]] (ص) نیز بشود.
  
ذيل آيه مربوط به خاتم بخشى على عليه السلام، اقوال مفسرين را در اين خصوص كه على عليه السلام هنگام نزول آيه، در حال ركوع، انگشتر خود را به سائل بخشيد مى‌آورد و روايت مى‌كند كه« پيامبر صلى الله عليه و آله پس از نزول آيه از خانه بيرون آمد، سائلى را ديد و از او پرسيد: كسى به تو چيزى داده است؟ عرض كرد: آرى، آن مرد نمازگزار، اين انگشترى نقره را در حال ركوع به من بخشيد حضرت نگاه كرد و ديد آن كه مرد به او اشاره مى‌كند، على عليه السلام است. آنگاه گفت: الله اكبر و آيه را بر مردم خواند...» ابن عطيه سپس طبق شيوه خود، با سكوت از كنار قضيه مى‌گذرد. جلد 2 ص 208 و 209 ذيل آيه 55 مائده.
+
==مصادر و منابع کتاب==
ايشان درباره تلاش تفسيرى خود در مقدمه مى‌نويسد:« در اين كتاب بسيارى از علوم مورد نياز تفسير را بيان داشته‌ام، زيرا تفسير قرآن جز با بيان جميع علوم مؤثر در تفسير ممكن نيست، اين علوم از اين قرارند، حكم( احكام) نحو، لغت، معنا و قرائت به جهت دورى از خطا. تتبع فراوانى در الفاظ انجام داده و فكر و انديشه‌ام را منحصر به تفسير نمودم، جميع قراءات را آورده، معانى مختلف و جميع محتملات الفاظ را با تلاش خود بدست آورده، بيان كرده‌ام».
 
  
==مصادر المحرر الوجيز==
+
نقل فراوان روایات، اقوال، قرائتها و معانى الفاظ، گویاى این است که مفسر از مصادر فراوانى در «المحرر الوجیز» استفاده نموده است؛ برخى از این مصادر عبارتند از:
  
نقل فراوان روايات، اقوال، قرائتها و معانى الفاظ، گوياى اين است كه مفسر از مصادر فراوانى استفاده نموده است، برخى از اين مصادر عبارتند از:
+
* الف) در تفسیر: ۱- [[تفسیر طبری (کتاب)|تفسیر طبرى]]، ۲- شفاء الصدور محمد بن حسن بن زیاد الوصلى، ۳- التحصیل لفوائد کتاب التفصیل احمد بن عمار مهدوى تمیمى، ۴- الهدایة الى بلوغ النهایة مکى بن ابى طالب.
 +
* ب) در سنت و روایت: ۱- [[صحیح بخاری (کتاب)|صحیح بخارى]]، ۲- [[صحیح مسلم]]، ۳- [[سنن ابی داوود (کتاب)|سنن ابى داود]]، ۴- [[سنن ترمذى]]، ۵- [[سنن نسائی (کتاب)|سنن نسایى]].
 +
* ج) در قرائت: ۱- المحتسب ۲- الحجة فى علل القراءات السبع ۳- التیسیر.
 +
* د) در لغت، نحو و معانى: ۱- معانى القرآن فرّاء ۲- معانى القرآن زجاج ۳- مجاز القرآن ابو عبیدة ۴- المجمل فى اللغة [[ابن فارس|احمد بن فارس]] ۵- الکتاب [[سیبویه|سیبویه]] ۶- المقتضب ابن عباس ازدى ۷- [[کتاب العین (کتاب)|العین]] خلیل بن احمد ۸- اصلاح المنطق ابو یوسف ۹- الفصیح ابو العباس ثعلب.
 +
* ه) در فقه: ۱- [[موطأ مالک بن انس (کتاب)|الموطأ]] مالک بن انس ۲- المختصر عبدالله بن عبدالحکم بن اعین ۳- المدونة ۴- الواضحة عبدالملک بن حبیب سلمى ۵- التفریع ابوالقاسم بن الجلاب ۶- اشراف على مذاهب اهل العلم محمد بن ابراهیم بن منذر.
  
الف) در تفسير:
+
==منابع ==
 
 
1- تفسير طبرى،
 
 
 
2- شفاء الصدور ابو بكر محمد بن الحسن بن زياد الوصلى،
 
 
 
3- التحصيل لفوائد كتاب التفصيل... ابن عباس احمد بن عمار مهدوى تميمى،
 
 
 
4- الهداية الى بلوغ النهاية مكى بن ابى طالب( موارد بسيارى را از آن نقل كرده و به آن مستند مى‌كند، در بخش نيز بدون ذكر نام از آن نقل كرده است و در مواردى به نقد آراء منقول از آن مى‌پردازد.)
 
 
 
ب) در سنت:
 
 
 
1- صحيح بخارى،
 
 
 
2- مسند مسلم،
 
 
 
3- سنن ابى داود،
 
 
 
4- سنن ترمذى،
 
 
 
5- سنن سنايى
 
 
 
ج) در قرائت
 
 
 
1- المحتسب
 
 
 
2- الحجة فى علل القراءات السبع،
 
 
 
3- التيسير.
 
 
 
د) در لغت، نحو و معانى:
 
 
 
1- معانى القرآن فرّاء
 
 
 
2- معانى القرآن زجاج
 
 
 
3- مجاز القرآن ابو عبيدة
 
 
 
4- الاغفال فيما اغفله الزجاج من المعانى
 
 
 
5- الكتاب سيبويه
 
 
 
6- المقتضب ابن عباس ازدى
 
 
 
7- العين خليل بن احمد
 
 
 
8- اصلاح المنطق ابو يوسف
 
 
 
9- الفصيح ابو العباس ثعلب
 
 
 
10- المجمل فى اللغة احمد بن فارس،
 
 
 
11- المخصص على بن احمد اندلسى
 
 
 
ه) در فقه
 
 
 
1- الموطأ مالك بن انس
 
 
 
2- المختصر عبد الله بن عبد الحكم بن اعين
 
 
 
3- المدونة
 
 
 
4- الواضحة عبد الملك بن حبيب سلمى
 
 
 
5- التفريع ابو القاسم بن الجلاب
 
 
 
6- اشراف على مذاهب اهل العلم ابو بكر محمد بن ابراهيم بن منذر.
 
 
 
==مقدمه تحقيق==
 
 
 
اين اثر به تحقيق عبد السلام عبد الشافى محمد انجام گرفته است، محقق محترم مقدمه‌اى دارد در 27 صفحه شامل موضوعاتى است در: معانى تفسير، تأويل، فرق آندو، اقسام تفسير، ميزانى كه پيامبر( ص) از قرآن تفسير فرموده است، اجتهاد در تفسير نزد صحابه، معروفترين مفسرين قرآن از صحابه، ارزش تفسير مأثور، مدارس تفسير، مهمترين كتب تفسير مأثور، مهمترين كتب تفسير به رأى و اجتهاد، روش ابن عطيه در تفسير، مصادر ابن عطيه، شرح حال مختصرى از وى و تأليفات ايشان.
 
 
 
==نسخه شناسى==
 
 
 
المحرر الوجيز بر مبناى نسخه كتابخانه اياصوفيا واقع در استانبول، كه نسخه عكس آن در كتابخانه آيت الله مرعشى« ره» محفوظ است و تصوير صفحه اول و آخر سوره بقره آن در نسخه چاپى موجود است، تصحيح و چاپ شده است. برخى چاپهاى آن عبارتند از:
 
 
 
1- قاهره، مجلس اعلاى شئون اسلامى، احمد صادق الملاح.
 
 
 
2- مغرب، رباط، وزارت اوقاف مغرب سال 1395 ق تا 1412 ق، در 16 مجلد با تحقيق مجلس علمى در فارس.
 
 
 
3- بيروت دار الكتب العلمية سال 1413 ق 1993 م در 5 مجلد با تحقيق و تصحيح عبد السلام عبد الشافى محمد
 
 
 
4- نسخه حاضر با همين تصحيح و از همين مؤسسه انتشار يافته و چاپ اول آن در سال 1422 ه 2001 م، 1+ 5 مجلد همراه با يك جلد فهرست‌ها در قطع وزيرى ارائه گرديده است.
 
شابك: 3- 3211- 7451- 2  NBSI
 
 
 
اين نسخه داراى مقدمه‌اى قابل توجه از مصحح و مقدمه‌اى ارزشمند از مفسر مى‌باشد.
 
فهرستى بر اساس آيات در آخر هر مجلد راهنماى محققين دريافتن آيات و سوره‌ها مى‌باشد. مصحح محترم توضيحى درباره شيوه تصحيح ارائه نداده و نسخه موجود فاقد پاورقى مى‌باشد.
 
درباره مفسر و تفسير المحرر الوجيز كتب و مقالاتى نگاشته شده كه به برخى از آنها اشاره مى‌كنيم.
 
 
 
1- منهج ابن عطيه فى تفسير القرآن، عبد الوهاب فايد، قاهرة 1394 ق در 414 ص
 
 
 
2- ابن عطيه المفسر و مكانه فى حياة التفسير فى الاندلس، عبد العزيز بدوى الزهيرى رساله فوق ليسانس از دانشگاه اسكندريه مصر، دانشكده آداب سال 1380 ق- 1980 م.
 
 
 
3- ابن عطيه لغويا و نحويا من خلال كتابه المحرر الوجيز فى شرح الكتاب العزيز، والى عبد الغفار بلحسن، رساله ديپلم از دانشكده آداب دانشگاه محمد الخامس، رباط
 
 
 
4- عبد الحق بن عطية و تفسير المحرر الوجيز- الصاح ابن باجية
 
 
 
5- چاپ مقدمه تفسير المحرر الوجيز و مقدمه كتاب المبانى از علماى مغرب به تصحيح مستشرق انگليسى و استدراكات عبد الله اسماعيل الصاوى، قاهره 1392 ه 1972 م در 324 صفحه مجلد
 
 
 
فهرستهاى تفسير شامل 10 نوع فهرست از قبيل مى‌باشد: 1- فهرست قراءات قرآنية 2- اطراف حديث 3- انباءو كينه‌ها 4- اعلام نساء 5- قبايل و اماكن و... 6- اديان و طوائف و فرق و مذاهب 7- امثال و اقوال عرب 8- كتب مذكور در متن 9- قافيه‌ها 10- مصرع ابيات.
 
 
 
==منابع مقاله==
 
 
 
1- تفسير و مفسران آيت الله معرفت ج 2 صفحه 190
 
 
 
2- المفسرون حياتهم و منهجهم سيد محمد على ايازى صفحه 622
 
 
 
3- دانشنامه قرآن و قرآن پژوهى به كوشش بهاء الدين خرمشاهى ج 1 ص 751 و ص 127
 
 
 
4- دايرة المعارف بزرگ اسلامى به كوشش موسوى بجنوردى ج 4 ص 314
 
 
 
5- مقدمه مصحح و مفسر و مجلدات مختلف تفسير المحرر الوجيز
 
 
 
6- تفسير و مفسرون ذهبى ج 1 ص 238
 
 
 
7- مناهج المفسرين دكتر منيع عبد الحليم محمود ص 12
 
 
 
==منبع==
 
 
 
نرم افزار جامع التفاسیر ، بخش کتابشناسی
 
  
 +
* تفسیر و مفسران، محمدهادی معرفت، ج ۲ ص ۱۹۰.
 +
* المفسرون حیاتهم و منهجهم، سید محمدعلى ایازى، ص ۶۲۲.
 +
* دانشنامه قرآن و قرآن پژوهى، بهاءالدین خرمشاهى، ج ۱ ص ۷۵۱.
 +
* التفسیر و المفسرون، ذهبى، ج ۱ ص ۲۳۸.
 +
* [[نرم افزار جامع تفاسیر نور|نرم افزار جامع التفاسیر]]، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.
 
{{تفسیر قرآن}}
 
{{تفسیر قرآن}}
[[رده: تفاسیر]]
+
[[رده: تفاسیر]][[رده: تفاسیر اجتهادی]][[رده: تفسیرهای اهل سنت]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۵ مارس ۲۰۲۴، ساعت ۱۱:۱۱

المحرر الوجيز في تفسير .jpg
نویسنده ابن عطیه اندلسی
موضوع تفسیر اهل سنت
زبان عربی
تعداد جلد ۶

«المحرّر الوجیز فى تفسیر الکتاب العزیز» تألیف ابن عطیه اندلسی (م، ۵۴۲ ق)، از مهمترین تفاسیر اجتهادی اهل سنت در قرن ۶ قمرى است. مفسر ضمن بیان اطلاعات کلى درباره آیات و سور، به نقل اقوال مفسرین و نقد آنها، نقل روایات و اسباب نزول، مباحث لغوى، نحوى، معانى، قرائت و ذکر شواهد شعرى و ادبى پرداخته و از نقل اسرائیلیات نیز پرهیز می‌کند.

معرفی کتاب

تفسیر «المحرر الوجیز» همواره در مغرب مورد توجه بوده و از منابع اساسى تفاسیرى چون «البحر المحیط» ابوحیان و «الجامع لاحکام القرآن» قرطبى بوده است. ابن خلدون شیوه این تفسیر را ستوده و در مقدمه خود مى‌نویسد: «بسیارى دست به نوشتن تفسیر نقلى زده‌اند و آثار وارده از صحابه و تابعین را گرد آوردند تا به طبرى و واقدى و ثعلبى و مانند اینها منتهى گردید، از این رو این تفاسیر، از گفته‌هاى یهودیان مسلمان شده (اسرائیلیات) سالم نمانده و مفسران در این باره تساهل ورزیدند و کتابهاى خود را از این منقولات بى اساس پر کردند. تا آنگاه که دوران تحقیق و بررسى فرا رسید و ابو محمد عطیه به تلخیص و تهذیب منقولات تفسیرى همت گماشت و آنچه را قرین صحت بود برگزید و در اندلس کتابى آراسته و پیراسته براى مردم مغرب زمین به رشته تحریر درآورد. پس از او قرطبى نیز همان راه را پیمود و تفسیر خود را بر همان اساس تدوین کرد و در شرق بلاد اسلامى شهرت و رواج یافت.»

رقابت نزدیک بین تفسیر ابن عطیه در مغرب با «الکشاف» زمخشرى در مشرق، موجب شده تا از دیرباز اهل تفسیر به مقایسه آن دو بپردازند. ابن تیمیه تفسیر ابن عطیه را بیش از کشاف پیرو سنت و به دور از بدعت شمرده است. ابوحیان آن را در جامعیت و خالص بودن برتر از الکشاف دانسته و الکشاف را در اختصار و عمق بر آن ترجیح داده است. از وجوه تمایز تفسیر ابن عطیه نسبت به الکشاف مى‌توان به عنایت بیشتر آن به نقل قرائات و احادیث اشاره کرد.

عبدالحق ابن عطیه غرناطی اندلسی (م، ۵۴۲ ق)، این تفسیر را پیش از تصدى منصب قضاوت المریه در ۵۲۹ قمری در شش جلد تألیف کرده است.

محتوای کتاب

ابن عطیه در مقدمه‌ این تفسیر، از شؤون گوناگون قرآن بحث کرده است که در نوع خود از مهمترین آثار تألیف شده در علوم قرآنى به شمار مى‌آید. این مقدمه ده باب به شرح زیر دارد: باب اول در بیان فضل قرآن از زبان پیامبر صلى الله علیه وآله و صحابه و...، باب دوم در اهمیت تفسیر قرآن، باب سوم درباره پیش گرفتن روش احتیاط در تفسیر و مراتب مفسران که سرآمد آنان امیرالمؤمنین علیه السلام‌ است، باب چهارم در خصوص حدیث سبعة احرف، باب پنجم درباره جمع و تاریخچه قرآن، باب ششم در خصوص الفاظ بیگانه در قرآن و بیان اعجاز قرآن، باب هفتم در ایجاز و ایفاد قرآن، باب هشتم درباره نامهاى قرآن و نام سوره‌ها و آیه‌هاى آن، باب نهم در خصوص استعاذه، باب دهم در تفسیر بسم الله الرحمن الرحیم که آن را با سخن امام صادق و امام سجاد علیهماالسلام آغاز مى‌کند و سپس به گفتار جابر بن عبدالله انصارى و دیگران مى‌پردازد.

مفسر درباره تلاش تفسیرى خود در مقدمه کتاب مى‌نویسد: «در این کتاب بسیارى از علوم مورد نیاز تفسیر را بیان داشته‌ام، زیرا تفسیر قرآن جز با بیان جمیع علوم مؤثر در تفسیر ممکن نیست، این علوم از این قرارند: حکم (احکام)، نحو، لغت، معنا و قرائت به جهت دورى از خطا. تتبع فراوانى در الفاظ انجام داده و فکر و اندیشه‌ام را منحصر به تفسیر نمودم، جمیع قراءات را آورده، معانى مختلف و جمیع محتملات الفاظ را با تلاش خود بدست آورده و بیان کرده‌ام».

تفسیر «المحرر الوجیز»، جامع بین منقول و معقول است؛ در بخش منقول، روایات پیامبر صلى الله علیه و آله، صحابه، تابعین را نقل مى‌کند، اسانید و منبع مرویات را متذکر نمى‌شود، زیرا روایاتى را که به صحت آنها اعتقاد دارد، محتاج ذکر سند نمى‌داند، از این جهت سعى دارد روایات غیر صحیح یا منافى عقل را نقل ننماید. از ابن جریر طبرى زیاد نقل مى‌کند و گاهى به نقد آن مى‌پردازد.

در بخش معقول و استنباط، تکیه او بر اجتهاد شخصى نیست، بلکه، دیدگاهى است که با توجه به لغت، ادب و بلاغت و احتمالات کلام بیان شده است، بدین جهت تفسیر وى از جهتى بر اساس لغت و نحو پى ریزى شده است. در این بخش به بیان وجوه احتمالات و نقل اقوال مفسرین و نقد و انتخاب آنها مى‌پردازد، به شعر و لغت عرب براى تبیین معانى آیات استشهاد فراوان دارد، مسائل نحوى و امور مربوط به بلاغت و بیان را نیز بررسى مى‌کند.

در بخش نقل قرائات، ملتزم به نقل مشهور و شاذّ آن و بیان احتمالات معانى و توجیهات عربى آن مى‌باشد. آیات الاحکام را بر اساس مذهب مالکى بررسى و تفصیل مى‌دهد و نقدهایى نیز بر ابن حزم اندلسى ظاهرى وارد مى‌کند، و به مذاهب فقهى دیگر تعرض نمى‌نماید. در نقل اسرائیلیات و قصص قرآنى به حداقل اکتفا نموده، و هنگام ضرورت نقل، به نقد آنها مى‌پردازد. بر مفسرینى که کتب خود را مملو از اینگونه قصص و اسرائیلیات نموده، خرده مى‌گیرد. دیدگاه کلى ایشان این است که اینگونه روایات (اسرائیلیات) با قواعد عقلى و نقلى سازگارى ندارد.

در مسائل کلامى، اشعرى مسلک بوده و با معتزله به مجادله بر مى‌خیزد. از جمله در مباحث استهزاء، غضب، حیاء، استواء، محبت، وجه، مجیئى، اتیان و رؤیت خداوند در آخرت. البته وی در پاره‌اى مباحث به گونه‌اى دیدگاه معتزله را ترجیح داده، به آن تمایل نشان مى‌دهد.

روش کلى مفسر در بیان مطالب به این ترتیب است که ابتدا، اطلاعات کلى درباره سوره، شامل مکى و مدنى بوده، فضیلت سور، عدد آیات و القاب آن را بیان مى‌دارد و در آیات پس از ذکر آنها مستقیما وارد تفسیر مى‌شود و ضمن آن به نقل اقوال مفسرین و نقد آنها، بحثهاى لغوى، معانى، نحوى، قرائت، بیان شواهد شعرى و ادبى، نقل روایات و اسباب نزول مى‌پردازد.

در نقل روایات، گاهى از گفتار ائمه علیهم السلام آغاز مى‌کند. معمولا هنگامى که اظهار نظر مى کند، آن را با عنوان قال القاضى ابومحمد مطرح مى‌کند، این روش، به تفسیر املائى مى‌ماند تا انشایى، و مى‌رساند که وى تفسیر خود را بر جمع شاگردان املا مى‌کرده و آنان مى‌نوشته‌اند.

ابن عطیه در تفسیر خود از جهتى محافظه کارانه عمل کرده است، مثلا در تفسیر آیه «وَأَنْذِرْ عَشِیرَتَک الْأَقْرَبِینَ» (شعراء، ۲۱۴)، روایت وارده (یوم الدار) را به طور سربسته و ابهام گونه نقل کرده است. همچنین ذیل آیه تطهیر (احزاب، ۳۳)، شأن نزول آن را درباره اهل بیت علیهم السلام (پنج تن آل عبا) دانسته و روایات مربوط به آن را به عنوان رأى مشهور آورده است، ولى احتمال مى‌دهد شامل زوجات پیامبر (ص) نیز بشود.

مصادر و منابع کتاب

نقل فراوان روایات، اقوال، قرائتها و معانى الفاظ، گویاى این است که مفسر از مصادر فراوانى در «المحرر الوجیز» استفاده نموده است؛ برخى از این مصادر عبارتند از:

  • الف) در تفسیر: ۱- تفسیر طبرى، ۲- شفاء الصدور محمد بن حسن بن زیاد الوصلى، ۳- التحصیل لفوائد کتاب التفصیل احمد بن عمار مهدوى تمیمى، ۴- الهدایة الى بلوغ النهایة مکى بن ابى طالب.
  • ب) در سنت و روایت: ۱- صحیح بخارى، ۲- صحیح مسلم، ۳- سنن ابى داود، ۴- سنن ترمذى، ۵- سنن نسایى.
  • ج) در قرائت: ۱- المحتسب ۲- الحجة فى علل القراءات السبع ۳- التیسیر.
  • د) در لغت، نحو و معانى: ۱- معانى القرآن فرّاء ۲- معانى القرآن زجاج ۳- مجاز القرآن ابو عبیدة ۴- المجمل فى اللغة احمد بن فارس ۵- الکتاب سیبویه ۶- المقتضب ابن عباس ازدى ۷- العین خلیل بن احمد ۸- اصلاح المنطق ابو یوسف ۹- الفصیح ابو العباس ثعلب.
  • ه) در فقه: ۱- الموطأ مالک بن انس ۲- المختصر عبدالله بن عبدالحکم بن اعین ۳- المدونة ۴- الواضحة عبدالملک بن حبیب سلمى ۵- التفریع ابوالقاسم بن الجلاب ۶- اشراف على مذاهب اهل العلم محمد بن ابراهیم بن منذر.

منابع

  • تفسیر و مفسران، محمدهادی معرفت، ج ۲ ص ۱۹۰.
  • المفسرون حیاتهم و منهجهم، سید محمدعلى ایازى، ص ۶۲۲.
  • دانشنامه قرآن و قرآن پژوهى، بهاءالدین خرمشاهى، ج ۱ ص ۷۵۱.
  • التفسیر و المفسرون، ذهبى، ج ۱ ص ۲۳۸.
  • نرم افزار جامع التفاسیر، مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی.
***
تفسیر قرآن
درباره تفسیر قرآن: تفسیر قرآن -تاریخ تفسیر - روشهای تفسیری قرآن
اصطلاحات: اسباب نزول -اسرائیلیات -سیاق آیات
شاخه های تفسیر قرآن:

تفسیر روایی (تفاسیر روایی) • تفسیر اجتهادی (تفاسیر اجتهادی) • تفسیر فقهی ( تفاسیر فقهی) • تفسیر ادبی ( تفاسیر ادبی) • تفسیر تربیتی ( تفاسیر تربیتی) • تفسیر كلامی ( تفاسیر كلامی) • تفسیر فلسفی ( تفاسیر فلسفی ) • تفسیر عرفانی (تفاسیر عرفانی ) • تفسیر علمی (تفاسیر علمی)

روشهای تفسیری قرآن:
تفاسیر به تفکیک مذهب مولف: