مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

شیخ کلینی

از دانشنامه‌ی اسلامی
(تغییرمسیر از محمد بن یعقوب کلینی)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«محمد بن یعقوب کلینی رازی» ملقّب به «ثقةالاسلام» (م، ۳۲۹ ق)، محدث و فقیه نامدار شیعه در قرن چهارم هجری و از شاگردان علی بن ابراهیم قمی و احمد بن ادریس قمی است. وثاقت شیخ کلینى مورد اتفاق همه رجالیان است. او مؤلف کتاب گران‌سنگ «الکافی» - بزرگترین و مهمترین کتاب از مجموعه حدیثی «کتب اربعه» - می‌باشد.[۱]

Koleyni.jpg
نام کامل محمد بن یعقوب کلینی
زادگاه کلین، ری
وفات ۳۲۹ قمری
مدفن بغداد

Line.png

اساتید

احمد بن محمد بن عیسی اشعری، احمد بن ادریس قمی، عبدالله بن جعفر حمیری، علی بن ابراهیم قمی،...

شاگردان

جعفر بن محمد قولویه، هارون بن موسی تلعکبری، محمد بن ابراهیم نعمانی، محمد بن احمد صفوانی،...

آثار

الکافی، الرد علی القرامطه، تعبیر الرؤیا، رسائل الائمة الاطهار، کتاب الرجال،...

ولادت

سال ولادت محمد بن یعقوب کلینى معلوم نیست، ولى سفراء حضرت مهدى (علیه السلام) یعنى نواب خاصّ آن حضرت را درک کرده است. محل ولادت او کلین، قریه ای در ۳۸ کیلومترى جنوب غربى شهر رى کنونى است و از این قریه فقها و محدثینى بزرگ برخاسته ‌اند که از جمله آنها محمد بن یعقوب کلینى و دائى او مرحوم علّان می باشند.

تحصیلات و استادان

کلینی پس از گذراندن دوران آغازین تحصیل و آشنایی با منابع رجالی و حدیثی، از کلین مهاجرت کرد و وارد ری شد. «ری» در آن زمان شهری بزرگ بود و عقاید و مذاهب گوناگونی در کنار هم و در آرامش کامل در آن جا به حیات خود ادامه می‌دادند. اما این آرامش گاه دستخوش حرکت های سیاسی می‌شد. فرقه اسماعیلیه با انگیزه تسلط بر ایران در این نقطه بیش از دیگران سرمایه‌گذاری کرده بود و به ترویج و تبلیغ تفکر و آراء خود می‌پرداخت. از این رو «ری» به نقطه برخورد آراء و اندیشه‌های فرقه اسماعیلیه و مذاهب شافعی، حنفی و شیعه تبدیل شده بود. کلینی در این زمان در کنارِ گذراندن تحصیلات خود، نه تنها با عقاید و اندیشه‌های دیگر مذاهب و فرقه‌ها آشنا شد، بلکه به ماهیت واقعی بعضی از این فرقه‌ها که می‌رفت تشیع را از مسیر واقعی‌اش خارج کنند پی برد. کلینی در این شهر در محضر استادان بزرگی چون «ابوالحسن محمد بن اسدی کوفی»[۲] به فراگیری حدیث پرداخت و در نوشتن و بحث و گفتگو پیرامون احادیث از خود شایستگی بسزایی نشان داد.

عصر کلینی را باید عصر حدیث نامید؛ زیرا نهضتی که برای فراگیری و نوشتن احادیث آغاز شده بود، سراسر ممالک اسلامی را فراگرفته بود و تشنگان علم حدیث از این شهر به آن شهر در جستجوی روایتگری بودند تا از او حدیثی فرا گیرند و بر اندوخته‌های خویش بیفزایند. در این زمان، شاگردان امام هادی علیه السلام، امام حسن عسکری علیه السلام و امام رضا علیه السلام هنوز زنده بودند؛ اما از آن ها جز کتاب ها و جزوه‌های کوچک و پراکنده چیزی در دست نبود و بسیاری از این کتاب ها و جزوه‌ها نیز در همین عصر از بین رفت. کلینی با درک خطر نابودی احادیث، با وفات این حاملان احادیث به قم -شهر محدثان و شاگران اهل بیت علیهم السلام- مهاجرت کرد.

در قم راویان و محدثان در هر مسجد و حسینیه‌ای به نقل حدیث می‌پرداختند و بسیاری از اینان در شمار آخرین محدثانی بودند که بدون واسطه از زبان ائمه علیهم السلام حدیث شنیده بودند. وجود این فرزانگان موجب شد که عاشقان کلام اهل بیت علیهم السلام به این شهر مهاجرت کنند و کلینی یکی از این افراد بود. او با استفاده از محضر استادان بزرگی چون احمد بن محمد بن عیسی اشعری، احمد بن ادریس قمی (معروف به معلم)، عبدالله بن جعفر حمیری (مؤلف کتاب قُرب الإسناد) و فرزند او محمد بن عبدالله حمیری به فراگیری حدیث پرداخت. استادان و محدثانی که کلینی برای شکوفایی اندیشه خود از آن ها بهره جسته است در حدود سی و پنج نفر می‌باشند. در میان اساتید کلینی، علی بن ابراهیم قمی صاحب «تفسیر قمی» جایگاه بسزائی دارد؛ محدثی که نامش در اسناد بیش از هفت هزار و یکصد و چهل روایت (۷۱۴۰) از روایات کتاب کافی به چشم می خورد.[۳]

کلینی برای گرد آوری احادیث امامان شیعه روستاها و شهرهای بی‌شماری را پشت سر نهاد و هر جا محدثی می‌یافت از او حدیث فرا می‌گرفت. کوفه یکی از شهرهایی بود که کلینی به آن قدم نهاد. در آن زمان کوفه یکی از مراکز بزرگ علمی بشمار می‌رفت و کمتر محدث و یا محققی بود که در سفرهای خود به آن شهر وارد نشده و از محضر عالمان آن جا استفاده‌ای نکرده باشد. کوفه در حقیقت جای تبادل نظر و نقطه آغاز در جهان اسلام بشمار می‌رفت که همه آزادانه در آن به تبلیغ مذهب خود می‌پرداختند. از این رو هر یک از نویسندگان و محدثان مذاهب گوناگون اسلامی مجلس درس و بحثی برای خود برپا داشته بودند و به نقل احادیث خویش می‌پرداختند.

«ابن عقده» یکی از کسانی بود که در این شهر سکونت داشت و از حافظان بزرگ حدیث بشمار می‌رفت.[۴] بسیاری از بزرگان مذاهب از محضر او کسب علم می‌کردند. او اگر چه از نظر مذهبی «زیدی جارودی» بود، اما زهد و پارسایی از او محدثی موثق ساخته بود که همه مذاهب در نقل احادیث به او اعتماد داشتند. کلینی نیز از این مرد بزرگ استفاده کرده، از او روایاتی فراگرفت.

کلینی پس از کسب علم و حدیث از ده ها استاد و محدث در شهرها و روستاهای آن زمان، سرانجام به بغداد رسید. او در مسافرت های خویش چنان علم و فضل خود را به نمایش گذاشته و تصویری از شیعه واقعی را در اذهان مردم هر دیار باقی نهاده بود که هنگام ورود به بغداد فردی گمنام نبود. شیعیان به او افتخار می‌کردند و اهل سنت به دیده تحسین به او می‌نگریستند. تقوا، علم و فضیلت او در اندک مدتی موجب شد که هم شیعه و هم اهل سنت در مشکلات دینی به او مراجعه کنند، به طوری که عامه و خاصه در فتاوا به او روی می‌کردند و به همین سبب او اولین کسی بود که به لقب «ثقه الاسلام» شهرت یافت.[۵]

شاگردان و راویان

بسیاری از بزرگان از شیخ کلینی روایت نقل کرده‌اند، از جمله:

آثار و تألیفات

مجموعه کتاب «الکافی» که شامل اصول کافی (دو جلد)، فروع کافی (پنج جلد) و روضه کافی (یک جلد) است و دربردارنده ۱۶۱۹۹ حدیث از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین ‌علیهم السلام می‌باشد. کتابی است که کلینی در طی بیست سال تلاش خستگی ناپذیر به تألیف آن موفق شده است. کلینی با تألیف این اثر جاودانه، برتری و فضل علمای تشیع را نه تنها در روزگار خود، بلکه در تمام تاریخ اسلام به اثبات رساند. کاری که او در مدت بیست سال برای تشیع به پایان رساند، کاری بود که شش تن از بزرگترین عالمان اهل سنت در مدت یک قرن برای مذهب خود انجام دادند.

شیخ کلینی علاوه بر تألیف مجموعه «الکافی»، کتاب های دیگری را به این شرح تألیف کرده است:

  • الرد علی القرامطه؛ در دورانی که «قرمطیان» با عقاید التقاطی خود، که مخلوطی از عقاید زردشتی، مانوی و اسلامی بود، به مبارزه با عقاید و مقدسات مسلمین پرداختند، کلینی با شجاعت شیعی خویش عقاید آن ها را به نقد کشید و برای آگاه کردن شیعیان از این حرکت انحرافی کتاب «الرد علی القرامطه» را نوشت و در دسترس شیعیان قرار داد.
  • تفسیر رؤیا (تعبیر خواب).
  • مجموعه شعر (حاوی قصایدی که شعرا در مناقب و فضایل اهل بیت علیهم السلام سروده‌اند).
  • کتاب رسایل ائمه اطهار علیهم السلام.
  • کتاب الرجال.

کلینی در منظر عالمان

  • احمد بن علی نجاشی گوید: کلینی در زمان خود شیخ و پیشواى شیعه در رى بود، و حدیث را از همه بیشتر ضبط کرده و بیشتر از همه مورد اعتماد است.
  • سید بن طاووس گوید: توثیق و امانت شیخ کلینى مورد اتفاق همگان است.
  • ابن اثیر گوید: او به فرقه امامیه در قرن سوم زندگى تازه‌اى بخشید و پیشوا و عالم بزرگ و فاضل و مشهور در آن مذهب است.
  • ابن حجر عسقلانى گوید: کلینى از رؤساء و فضلاء شیعه در ایام مقتدر عبّاسى است.
  • محمدتقى مجلسى گوید: حقّ اینست که در میان علماء شیعه مانند کلینى نیامده است و هر که در اخبار و ترتیب کتاب او دقت کند، در می یابد که او از جانب خداوند تبارک و تعالى مؤیّد بوده است.

وفات و مدفن

مرحوم محمد کلینی پس از هفتاد سال زندگی که بیست سال آن تلاش و تحقیق همراه با رنج ها و غربت ها برای تدوین کتاب کافی بود، سرانجام در ماه شعبان سال ۳۲۹ ق. دار فانی را وداع گفت.[۶]

نجاشى گوید: کلینى در مقبره خود در باب الکوفه بغداد و در جانب غربى به خاک سپرده شد و ابن عبدون (متوفى بسال ۴۲۳) قبر او را می شناخته و گفته است: من قبر او را در جاده طائى دیده‌ام که لوحى داشت و روى آن نام او و پدرش بر آن نقش بود و در اواخر قرن چهارم کهنه شده بود. و اکنون قبر او در جانب شرقى دجله نزد باب جسر عتیق (جسر مأمون) است، کسى که از جانب مشرق بیاید و بطرف کرخ رود، مقبره در سمت دست چپ او واقع مى‌شود و شیعیان قرنها است که زیارت این محل را بنام مقبره کلینى عادت کرده ‌اند و سنّى‌ها هم بر احترام آن مقبره و تعظیم (کلینى) اتفاق دارند و این شیوه مستمر و روش دیرین گذشتگان، ما را به احترام همین مکان وادار می کند، اگر چه دفن او در آنجا از لحاظ تاریخ محقق نباشد.

محمدتقى مجلسى گوید: مقبره کلینى در مولوى خانه بغداد است و به شیخ المشایخ معروف است و عامه و خاصّه آن را زیارت می کنند، من از جماعتى از شیعیان شنیدم که آن مقبره محمد بن یعقوب کلینى است و خودم او را در همان جا زیارت کردم.[۷]

روز نوزدهم اردیبهشت در تاریخ رسمی کشور ایران، به عنوان «روز بزرگداشت شیخ کلینی» نامگذاری شده است.

پانویس

  1. سه کتاب دیگر این مجموعه عبارتند از: من لایحضره الفقیه تألیف شیخ صدوق، تهذیب و الاستبصار تألیف شیخ طوسی.
  2. مفاخر اسلام، علی دوانی، ج ۳، ص ۲۶.
  3. معجم رجال الحدیث، آیت الله خویی، ج ۱۱، ص ۱۹۴.
  4. مفاخر اسلام، ج ۳، ص ۵۵.
  5. ریحانة الادب، میرزا محمدعلی مدرس تبریزی، ج ۵، ص ۷۹.
  6. ریحانه الادب، ج ۵، ص ۸۰.
  7. اصول کافى-ترجمه مصطفوى، مقدمه، ص ۸

منابع

مسابقه از خطبه ۱۳۳ و ۱۳۳ و ۱۶۷ نهج البلاغه