علامه سید عبدالعزیز طباطبائی

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو

درباری علامه سید عبدالعزیز طباطبائی

علامه محقق، آقا سيد عبدالعزيز طباطبايى نامى آشنا براى اهل قلم و تحقيق است. نام آن بزرگوار بر تارك پژوهش هاى علوم اسلامى چون ستاره اى مى درخشد و يك عمر تلاش و كوشش و خوشه چينى از خرمن معارف بلند اهل بيت علیهم السلام را تداعى مى كند. ايشان مرجع محققان و پشتوانه اى براى جويندگان زلال دانش در عصر ما بود. درب خانه اش به روى همه باز بود و با رويى گشاده به مشكلات و سؤالات افراد پاسخى شايسته مى داد.

آيت الله سيد محمدعلى ابطحى اصفهانى در اين باره فرموده اند: «تا آقاى سيد عبدالعزيز طباطبايى زنده بود، اهل تحقيق مى دانستند در زير آسمان شهرى زندگى مى كنند كه مى توانند در هر بعدى از ابعاد مختلف مسائل اسلامى مشغول تحقيق باشند، در هر موردى كه با مشكل مواجه شوند، استاد راهنمايى در آن شهر در گوشه خانه اش نشسته كه در هر لحظه از لحظات شب و روز مهياست تا مشكل آن ها را بدون هيچ منتى با يك تلفن حل كند».[۱]

سخن از عالمى سخت كوش، محققى بلندهمت، دانشمندى فرزانه يعنى علامه آقا سيد عبدالعزيز طباطبايى است. اگر چه زرشناسان او را نيك مى شناسند و قدر مى دانند، ولى براى آن كه مجموعه حاضر از نام و ياد آن عزيز خالى نباشد، در اين مجال به زندگى و آثار آن مرد بزرگ نگاهى گذرا خواهيم داشت.

در يكمين سال افول شمع وجود ايشان، به همت مؤسسه آل البيت علیهم السلام و به قلم جمعى از ارادتمندان يادنامه اى براى او در سه جلد به چاپ رسيد كه شرح يك عمر پژوهشِ محقق طباطبايى بود. آن يادنامه منبع عمده نگارنده در اين مقاله است.

خاندان ایشان

بيت طباطبايى يزدى از خانواده هاى ريشه دار و شريف ايران هستند و مردان بزرگى را در دامن خود پرورش داده اند. اصل اين خاندان از «كسنويه» يزد است و اولين كسى كه از آن ها به عراق هجرت كرد، فقيه و عالم نامى، مرحوم آيت الله العظمى سيد محمدكاظم يزدى، است.

ايشان از مراجع عاليقدر شيعه در قرن چهاردهم و از نظر جامعيت در فروع فقهى كم نظير است. كتاب معروف او «عروة الوثقى»، تقريباً به وسيله همه مراجع بعد از خودش حاشيه خورده است. آن بزرگوار در عيد مبعث 1328 ق در نجف اشرف به رحمت ايزدى پيوست. يكى از افراد بيت طباطبايى - كه پسرعموى صاحب «عروة» مى باشد. - آقا سيد اسماعيل طباطبايى است. او كه دروس عالى حوزه را در نجف اشرف فراگرفته بود و از فضلاى حوزه بشمار مى رفت، به دامادى صاحب «عروة» درآمد. فرزند سيد اسماعيل، مرحوم آقا سيد جواد طباطبايى، پدر محقق طباطبايى است. مادر سيد عبدالعزيز نيز فرزند سيد احمد طباطبايى، پسر صاحب عروة است. لذا محقق طباطبايى هم از سوى پدر و هم از سوى مادر، نواده صاحب عروه محسوب مى شود.[۲]

پدر محقق طباطبايى، يعنى آقا سيد جواد، از چهره هاى معروف علماى نجف اشرف بود. آقا سيد عبدالعزيز درباره پدر گرامى اش مى گويد: «ايشان از اهل علم، مشهور به تقوا و زهد بود... قسمت زيادى از وقت خود را مشغول نماز و نوافل بود و نصف آخر قرآن را حفظ داشت و هر روز قرائت مى كرد».[۳] سيد جواد طباطبايى در سال 1363 ق براى معالجه به ايران آمد و در تهران درگذشت و در جوار حرم مطهر حضرت عبدالعظيم حسنى علیه السلام مدفون شد.

تولد علامه سید عبدالعزیز طباطبائی

در بيت طباطبايى يزدى در 23 جمادى الاول 1348 ق (چهارم آبان 1308 ش) كودكى پا به عرصه وجود گذاشت. او را سيد عبدالعزيز نام نهادند. بعد از دوران طفوليت به مكتب رفت و خط و قرآن و حساب و ديگر مقدمات را فراگرفت. پس از آن به سلك طلاب علوم دينى درآمد و تحت اِشراف پدر گرامى اش مراحل آغازين دانش را طى كرد.

پانزده سال داشت كه همراه پدر به ايران آمد و در همين سفر پدرش درگذشت. اگر چه از دست دادن سايه مهر پدرى براى او سخت بود، ولى سيد عبدالعزيز خيلى زود به قم رفت و مدتى مشغول تحصيل بود و از درس مرحوم آيت الله حاج آقا رضا صدر استفاده كرد. سال بعد به نجف اشرف و جوار آستان مولاى متقيان امیرالمومنین علیه السلام برگشت و در پرتو آن قبه نورانى مشغول كسب علم گرديد.

اساتيد ایشان

محقق طباطبايى ساليان متمادى از محضر بزرگان حوزه سترگ نجف بهره ها برد. بعضى از شخصیت هايى كه وى از خرمن دانش آن ها استفاده كرده است، عبارتند از:

  1. آيت الله العظمى سيد ابوالقاسم خويى. (م 1413 ق)
  2. آيت الله العظمى سيد عبدالهادى شيرازى. (م 1382 ق)
  3. آيت الله العظمى سيد عبدالاعلى سبزوارى. (م 1414 ق)
  4. آيت الله سيد على علامه فانى. (م 1409 ق)
  5. آيت الله سيد هاشم حسينى طهرانى. (م 1411 ق)
  6. آيت الله ميرزا محمدعلى اردوبادى. (م 1380 ق)
  7. آيت الله شيخ مجتبى لنكرانى. (م 1406 ق)
  8. آيت الله شيخ صدرا بادكوبه اى. (م 1392 ق)

آقا عبدالعزيز طباطبايى مراتب عالى فقه، اصول، كلام و فلسفه را از اين بزرگان فراگرفت؛ ولى آن چه از دوران جوانى مورد علاقه فراوانش بود، علم كتابشناسى و بررسى و احياى ميراث كهن شيعه بود.

در سال هاى تحصيل او در نجف، دو شخصيت فرزانه و استوانه استوار اين رشته حاضر بودند: علامه حاج آقا بزرگ تهرانی، صاحب اثر عظيم «الذريعه» و علامه حاج شيخ عبدالحسين امينى مؤلف كتاب گرانسنگ «الغدير». اين دو بزرگوار كه از چهره هاى تابناك حوزه هاى علميه بشمار مى رفتند و خود كتابخانه اى سيار از ميراث شيعه بودند، در رشد و پرورش آقا سيد عبدالعزيز بسيار تأثيرگذار بودند.

از همان اوان تأسيس كتابخانه عمومى حضرت اميرالمؤمنين علیه السلام در نجف اشرف به وسيله مرزبان غيور حريم تشيع، علامه امينى، محقق طباطبايى در آن جا مشغول تحقيق و تدوين فهرست كتابخانه شد. اين امر باعث انس و ارتباط مداوم با علامه امينى گرديد. در همين سال‌ها محقق طباطبايى براى شناسايى نُسَخ خطى، كتابشناسى و ساير ظرايف و دقايق اين رشته، با علامه عاليقدر حاج آقا بزرگ تهرانى مراوده مستمر داشت.

سيد عبدالعزيز از سه نفر از بزرگان اساتيد خود نيز داراى اجازه نقل روايت بود كه عبارتند از حضرات آيات: سيد ابوالقاسم خويى؛ سيد عبدالهادى شيرازى و علامه آقا بزرگ تهرانى.

مهاجرت به ايران و ادامه فعاليت هاى علمى علامه

محقق طباطبايى در سال 1396 ق (1356 ش) به علت فشارهاى رژيم عراق به ايرانى ها، به ميهن آباء و اجدادى خويش مهاجرت كرد و در جوار نگين شهر قم، حضرت معصومه سلام الله علیها، اقامت گزيد. حضور ايشان در حوزه مقدس قم براى فضلا و محققين بسيار مغتنم و نيك بود و خيلى زود شمع جمع اهل قلم گرديد.

اخلاق پاك و روحيه بى آلايش، سخاوت علمى، تواضع و محبت آن عزيز باعث ارادت و علاقه مضاعف شاگردانش به او مى شد. حافظه بسيار خوب، اخلاص و عشق به نشر آثار اسلامى، تجربه عملى و معاشرت طولانى با اساتيد و اهل فن، از محقق طباطبايى دانشمندى جامع پديد آورده بود، به طورى كه هر كسى از محضرش بهره اى مى برد. علاوه بر محققين و شاگردان، مؤسسات تحقيقاتى و علمى نيز از تجربه و تخصص او بى نياز نبودند.

مراكزى همچون: مؤسسه آل البيت علیهم السلام لاحياء التراث، مركز الغدير للدراسات الاسلاميه، بنياد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى، دايرة المعارف بزرگ اسلامى و... با ايشان ارتباط داشتند و آثار زيادى با نظارت و همكارى مستقيم وى تحقيق و چاپ شد. بر اساس فهرستى كه فرزند گرامى شان، آقاى سيد محمد طباطبايى، تهيه كرده اند، تعداد 94 عنوان كتاب با استفاده از راهنمايى ها و يادداشت هاى محقق طباطبايى تحقيق شد كه در مقدمه اين آثار بدين نكته اشاره شده است.[۴]

علامه محقق طباطبايى همچنين در مجامع و همايش هاى علمى مختلفى شركت مى جست و در بسيارى از آن ها مقالاتى نيز ارائه مى نمود. از آن جمله به كنگره علامه شريف رضى در 1406 ق در تهران، كنگره هزاره شيخ مفيد در 1413 ق، در قم، كنگره امام حسين علیه السلام در 1404 ق در لندن و كنگره امام على علیه السلام در 1406 ق در لندن، مى توان اشاره نمود.

محقق طباطبايى و فهرست نگارى

آقا عبدالعزيز طباطبايى را بدون شك بايد از نامدارترين كتاب شناسان و نسخه شناسان عصر اخير بشمار آورد. از اوان نوجوانى علاقه وافرى به فهرست نگارى و كتاب شناسى نشان مى داد و چنان كه خود فرموده اند، در سن هشت يا نه سالگى كُتُب كتابخانه مدرسه سيد را در نجف اشرف در دفتر كوچكى فهرست كردند. اين دفتر اولين فهرستى است كه ايشان تهيه نمود.[۵] در دوران جوانى درك محضر كتاب شناس شيعه، علامه آقا بزرگ تهرانی و 25 سال ارتباط با وى، تبحر و تخصص ويژه اى به آقاى طباطبايى بخشيده بود و شايد بتوان او را يادگار و وارث علمى صاحب «ذريعه» در قم دانست. ايشان فهرست هاى زيادى را از نُسَخ خطى داخل و خارج كشور تهيه كرد كه در بخش آثار به آن ها اشاره خواهيم كرد.

محقق طباطبايى در مورد فهرست نگارى در ايران فرموده اند: «در ايران، در كل بسيار خوب است؛ و من مكرراً گفته ام كه هيچ كشور ديگرى به اندازه ايران، فهرست تهيه و چاپ نكرده است». ايشان در مورد زبان فهرست ها گفته اند: «به نظر من بهتر است كه فهرست به زبان كتاب ها باشد؛ مثلاً كتب عربى به زبان عربى و كتاب هاى فارسى به زبان فارسى فهرست شوند».

مرحوم طباطبايى درباره فهرست نگارى كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى نيز ضمن تجليل، فرموده اند: «كار اشتباهى كه انجام شده فهرست موضوعى است؛ زيرا كتابخانه اى را كه دائماً در حال رشد است نمى توان به صورت موضوعى فهرست كرد، بلكه بايد كتاب ها را شماره اى فهرست كرد».[۶]

خصوصیات آن بزرگوار

همه كسانى كه با محقق طباطبايى آشنايى داشتند به صفاى روح او و خلوص و ارادت ايشان به مقام شامخ اهل بيت عصمت و طهارت علیهم السلام و همچنين تبحر و تخصص او در كتاب شناسى شيعه، اذعان دارند.

استاد فرزانه حضرت آيت الله آقا موسى شبيرى زنجانى دامت بركاته درباره آقا سيد عبدالعزيز مى فرمودند: «سه نكته در مورد ايشان قابل ذكر است: اول اين كه تسلط او بر كتاب شناسى اسلامى جاى شك و شبهه نبود، به صورتى كه اگر نگوييم بى نظير، مسلم كم نظير بود؛ دوم اين كه اهل مسامحه و تعارف در تعبير نبود و مطالبى كه نوشته است با توجه به پشتوانه تحقيق ايشان قابل اعتماد و اعتنا است و سوم اين كه اگر مى فهميد كسى اهل استفاده و تحقيق است، با عشق تمام و باسخاوت و سماحت به او كمك مى كرد».[۷]

علامه محمدتقى جعفرى در مورد تواضع و فروتنى او فرموده اند: «از محاسن با اهميت شخصيت آن مرحوم، كه متاسفانه تا حدودى كمياب است، اين بود كه معمولاً در صدد ابراز معلوماتِ وافرى كه اندوخته بود برنمى‌آمد. اگر كسى روزها با آن بزرگوار همنشينى مى كرد نمى توانست از كميت معارفى كه در درون داشت، اطلاع پيدا كند».[۸]

استاد محمدتقى دانش پژوه نيز چنين فرموده اند: «هيچ آخوندى مثل او چنان پراطلاع نديده بودم».[۹] و استاد عبدالحسين حائرى نيز درباره ميزان تسلط وى نوشته اند: «در باب تسلط ايشان بايد گفت كه از مسلم ترين امور كه جاى شك در آن نيست، تسلط كامل ايشان بر ميراث فرهنگى مخطوط اسلام و تشيع است».[۱۰]

از خصوصيات بارز آن بزرگوار سماحت و سخاوت وى در كمك به پژوهشگران و شاگردان بود كه همه كسانى كه از او استفاده كرده اند، به اين خصيصه اشاره مى كنند. آقاى صحتى سردرودى در اين باره نوشته اند: «هرگز فراموش نمى كنم آن شبى را كه استاد براى معالجه مى خواست چند صباحى به تهران رود و من بى خبر از همه جا، سر در كتاب و دفتر فروبرده بودم و مى نوشتم كه ديدم استاد خم شد و كليدهاى خانه را پيشم نهاد و گفت: ما عازم تهرانيم و در خانه كسى نيست. كتابخانه در اختيار شماست، هر وقتى از شبانه روز كه خواستى مى توانى بيايى و مطالعه كنى؛ و اگر هم خواستى مى توانى به خانه خود تلفن بزنى و همين جا بمانى و شبانه روز به تحقيق بپردازى».[۱۱]

وفات علامه سید عبدالعزیز طباطبائی

با وجود آن كه علامه طباطبايى در اواخر عمر از ناراحتى قلبى رنج مى برد، ولى كار و تلاش را رها نكرد و همچنان به فعاليت هاى علمى خود ادامه مى داد. تا اين كه روز دوشنبه 6 ماه رمضان 1416 ق به علت نارسايى شديد قلبى در بخش ccu بيمارستان آيت الله العظمى گلپايگانى بسترى شد و ساعت 2 بامداد روز بعد، يعنى 7 رمضان المبارك 1416 (18 اسفند ماه 1374)، مرغ روح آن عزيز كالبد تن را رها نمود و به ملکوت اعلى پر كشيد.

عصر همين روز پيكر پاك او در ميان موج تألم، تأثر و ناباورى هزاران نفر از دوست داران و ارادتمندان و شاگردانش از مسجد امام حسن عسکری علیه السلام به سوى حرم حضرت معصومه سلام الله علیها تشييع شد. پس از اقامه نماز به وسيله حضرت آيت الله آقا موسى شبيرى زنجانى دامت بركاته، در جوار بارگاه ملكوتى كريمه اهل بيت، حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها، در حجره 14 صحن بزرگ به خاك سپرده شد. در واقع با دفن اين محقق فرزانه، كتابخانه اى وسيع در گوشه اى از حرم مدفون گشت.

آثار و تأليفات سید عبدالعزیز طباطبائی

اگر چه چندين سال است كه از فيض حضور آن محقق سخت كوش محروم شده ايم، ولى آثار جاويد او هماره عطر وجودش را در دل و جان مؤمنان زنده خواهد ساخت. فهرست مختصر تأليفات و نوشته هاى ايشان بر اساس مقاله «خزان در گلشن تحقيق»[۱۲]، اثر فاضل ارجمند جناب صدرايى خويى - كه خود از ارادتمندان و شاگردان محقق طباطبايى است. - به شرح ذيل مى باشد. آثار ايشان را مى توان به هفت بخش تقسيم كرد:

الف) آثارى كه در تكميل تأليفات استادشان علامه تهرانى تأليف نمودند:

مثل «مستدرك الذريعه»، «اضواء على الذريعه»، «مهذب الذريعه»، «معجم اعلام الشيعه»، «تعليقات على طبقات اعلام الشيعه» و «تنظيم و تصحيح نقباء البشر».

ب) آثارى كه در تكميل تأليفات استادشان علامه امينى تأليف نمودند:

مانند «على ضفاف الغدير» در تكمله الغدير و «انباء السماء برزية كربلا» در تكميل سيرتنا و سنتنا.

ج) تحقيق و تصحيح آثار بزرگان :

مانند «فهرست منتجب الدين»، «الاربعون المنتقى من مناقب المرتضى»، «عقدالدرر فى اخبار المهدى المنتظر»، «مقتل اميرالمؤمنين علیه السلام از ابن ابى دنيا»، «مناقب اميرالمؤمنين علیه السلام از احمد بن حنبل»، «ترجمه اميرالمؤمنين علیه السلام از تاريخ دمشق»، «ترجمه امام حسن و امام حسين علیه السلام از طبقات ابن سعد» و...

د) فهرست نُسَخ خطى :

مانند «فهرست كتابخانه اميرالمؤمنين علیه السلام در نجف اشرف»، «فهرست نسخ خطى آستان قدس رضوى»، «فهرست نسخ كتابخانه علامه طباطبايى در شيراز»، «فهرست نسخ كتابخانه سيد محمدعلى قاضى طباطبايى در تبريز»، «فهرست نسخ كتابخانه فراز عبدالقادر گيلانى در بغداد»، «فهرست نسخ كتابخانه ثقة الاسلام در تبريز» و...

هـ) كتابنامه ها:

از جمله «اهل البيت فى مكتبة العربية»، «الغدير فى التراث الاسلامى»، «حياة الشيخ المفيد»، «مكتبة العلامة الحلى»، «فى رحاب نهج البلاغه»، «مخطوطات اللغة العربيه»، «فهرست تصانيف كراجكى» و...

و) يادداشت ها و مطالب منتخب از كتابخانه ها كه در سفرهاى ايشان تنظيم شده است :

مانند «نتايج الاسفار»، «قيد الاوابد و جمع الشوارد»، «فهرست نسخه هاى منتخبه از كتابخانه هاى تركيه»، «فهرست نسخ خطى منتخب از حجاز»، «فهرست نسخ منتخب از كتابخانه هاى تبريز» و...

ز) ساير آثار:

مثل «الحسين علیه السلام والسنة»، «المهدى علیه السلام فى السنة النبوية»، «حياة الشيخ يوسف بحرانى»، «شخصيت علمى و مشايخ شيخ طوسى» و... علاوه بر آثار مذكور، مقالات متعددى نيز از آن فقيد در مجله وزين «تراثنا» به چاپ رسيده است. براى شناخت دقيق و تفصيلى آثار ايشان مى توان به جلد اول يادنامه مراجعه نمود.

پانویس

  1. المحقق الطباطبائى فى ذكراه السنوية الاولى، ج 3، ص 1178.
  2. الغدير فى النراث الاسلامى، ص 233.
  3. المحقق الطباطبائى فى ذكراه السنوية الاولى، ج 1، ص 350-348.
  4. همان، ج 3، ص 1135-1090.
  5. همان، ص 1223.
  6. همان، ص 1223-1219.
  7. مصاحبه نگارنده با معظم له.
  8. المحقق الطباطبائى فى ذكراه السنوية الاولى، ج 3، ص 1030.
  9. همان، ص 1036.
  10. همان، ص 1039.
  11. «پدر پير پژوهش زنده است» محمد صحتى سردرودى، هفته نامه گلستان قرآن، ش 6، ص 35.
  12. «خزان در گلشن تحقيق» على صدرائى خوئى، فصلنامه وقف ميراث جاويدان، ش 12-11.

منابع

مهدى سليمانى آشتيانى، ستارگان حرم، جلد 11