قیامت

از دانشنامه‌ی اسلامی
(تغییرمسیر از روز قيامت)
پرش به: ناوبری، جستجو

روز قیامت یا روز رستاخیز به زمانی اطلاق می شود که حیات دنیایی انسانها به پایان رسیده و بعد وقوع حوادث هول انگیز همه انسانها در پیشگاه خداوند برای حسابرسی اعمال حاضر می شوند

واژه شناسی[ویرایش]

واژه قیامت مصدر است و از ریشه "ق و م" به معنای برخاستن[۱] و در اصطلاح علوم اسلامی قیامت به زمانی اطلاق می شود است که حیات دنیایی بشر پایان یافته و همه انسانها از اولین و آخرین در پیشگاه خداوند حاضر می شوند.

اهمیت موضوع قیامت[ویرایش]

اعتقاد به معاد و قيامت يكى از اركان اسلام و بنا بر تحقيق بعضى از محققين در حدود هزار و هفتصد آيه از قرآن مجيد راجع به قيامت و ثواب و عقاب و بازگشت اعمال است، بدين طريق نزديك به يك سوم قرآن در بيان قيامت مي باشد[۲].

نامها و اوصاف قیامت در قرآن[ویرایش]

مهمترین نامها و اوصاف قیامت در قرآن عبارتند از: یوم الساعة، یوم القیامة، الیوم الاخر، یوم الحساب، یوم الدین، یوم الجمع، یوم الفصل، یوم الخروج، یوم الموعود، یوم الخلود، یوم عظیم، یوم الحسرة، یوم التغابن، یوم التناد، یوم التلاق، یوم ثقیل، یوم الازفة، یوم عسیر، یوم الیم، یوم الوعید، یوم الحق، یوم مشهود، یوم الوقت المعلوم، یوما عبوسا قمطریرا، یوم البعث (یوم یبعثون)[۳]

حوادث قیامت[ویرایش]

با آغاز قیامت حوادثی پی در پی اتفاق می افتاد. قران کریم این حوادث را اینگونه ترسیم می کند:

زمین و کوهها و دریاها[ویرایش]

در زمین، زلزله عظیمی پدید می آید [۴] و آنچه در اندرون آن است بیرون می ریزد[۵] و اجزای آن، متلاشی می گردد،[۶] و دریاها شکافته می شوند،[۷] و کوه ها به حرکت درمی آیند[۸] و در هم کوبیده می شوند [۹] و مانند تلّ شنی می گردند [۱۰] و سپس به صورت پشم حلاّجی شده درمی آیند [۱۱] و آنگاه در فضا پراکنده می شوند،[۱۲]

آسمان و ستارگان[ویرایش]

ماه [۱۳]و خورشید [۱۴] و ستارگان عظیمی که بعضی از آن ها میلیون ها بار از خورشید ما بزرگ تر و پر فروغ تر است به تیرگی و خاموشی می گرایند،[۱۵]و نظم حرکت آن ها به هم می خورد،[۱۶]و از جمله ماه و خورشید به هم می پیوندند[۱۷] و آسمانی که همچون سقف محفوظ و محکمی بر این جهان، احاطه کرده است سست و متزلزل می شود[۱۸] و می شکافد و از هم می دردالرحمن:37 / مزّمل:18 / مرسلات:9 / نبأ:19/ انفطار:1/ انشقاق:1.</ref> و طومار آن در هم می پیچد[۱۹] و اجرام آسمانی به صورت فلزّ مذابی درمی آیند [۲۰]و فضای جهان پر از دود و ابر می شود[۲۱]

نفخ صور اول یا شیپور مرگ[ویرایش]

در چنین اوضاع و احوالی است که شیپور مرگ، نواخته می شود و همه موجودات زنده زمین می میرند [۲۲] و در جهان طبیعت، اثری از حیات نمی ماند، و وحشت و اضطراب، بر جان ها سایه می افکند[۲۳] مگر کسانی که از حقایق و اسرار هستی و دل هایان غرق معرفت و محبّت الهی است.

نفخ صور دوم یا شیپور حیات[ویرایش]

سپس جهان دیگری که قابلیّت بقاء و ابدّیت داشته باشد، بر پا می شود، [۲۴] و صحنه گیتی با نور الهی روشن می گردد،[۲۵] و شیپور حیات به صدا درمی آید [۲۶] و همه انسان ها (بلکه حیوانات نیز) [۲۷] در یک لحظه، زنده می شوند [۲۸] و سراسیمه و هراسان همانند ملخ ها و به صورت پروانگانی که در هوا منتشر می شوند[۲۹] با سرعت، [۳۰] محضر الهی روانه می گردند[۳۱]و همگی در صحنه عظیمی فراهم می آیند [۳۲]و غالباً می پندارند که توقّفشان در عالم برزخ به اندازه یک ساعت یا یک روز و یا چند روز بوده است.[۳۳]

ظهور حکومت الهی و انقطاع سبب ها و نَسَب ها[ویرایش]

در آن عالم حقایق آشکار می شود[۳۴] و حکومت و سلطنت الهی، ظهور تامّ می یابد [۳۵] و چنان هیبتی بر خلایق، سایه می افکند که هیچ کس را یارای بلند سخن گفتن نیست، [۳۶] و هر کسی به فکر سرنوشت خویش است و حتّی فرزندان از پدر و مادر، و خویشان و نزدیکان از یکدیگر، فرار می کنند، [۳۷] و اساساً رشته نسب ها و سبب ها می گسلد و دوستی هایی که بر پایه منافع و معیارهای دنیوی و شیطانی بوده تبدیل به دشمنی می گردد، [۳۸] و حسرت و پشیمانی از تقصیرهای گذشته، دلها را فرا می گیرد. [۳۹]

محکمه عدل الهی[ویرایش]

آنگاه دادگاه عدل الهی، تشکیل می شود و اعمال همه بندگان حاضر می گردد [۴۰] و نامه های اعمال، توزیع می شود[۴۱] و انتساب هر کاری به فاعل آن، چنان آشکار است که دیگر نیازی نیست که از کسی بپرسند چه کرده ای؟ [۴۲] در این دادگاه، فرشتگان و پیامبران و برگزیدگان خدا به عنوان شهود حضور دارند [۴۳] و حتّی دست و پاها و پوست بدن ها گواهی می دهد [۴۴] و حساب همه مردم به دقّت، رسیدگی و با میزان الهی، سنجیده می شود[۴۵] و براساس عدل و قسط درباره ایشان داوری می گردد، [۴۶] و هر کس نتیجه سعی و کوشش خود را می یابد، [۴۷] و به نیکوکاران، ده برابر پاداش داده می شود، [۴۸] و هیچ کس بار دیگری را نمی کشد، [۴۹] امّا کسانی که دیگران گمراه کرده اند علاوه بر گناهان خودشان، معادل گناهان گمراه شدگان را نیز بردوش می کشند.[۵۰] (بدون این که از گناهان آنان کاسته شود) همچنین عوض و بدلی از کسی پذیرفته نمی شود، [۵۱] شفاعت کسی مقبول نمی گردد [۵۲] مگر شفاعت کسانی که از طرف خدای متعال، مأذون باشند و براساس معیارهای مرضیّ خدا شفاعت کنند.[۵۳]

به سوی اقامتگاه ابدی[ویرایش]

سپس حکم الهی اعلام شده[۵۴] نیکوکاران و تبه کاران از یکدیگر جدا می شوند[۵۵] و مؤمنان، روسفید و شادّ و خندان به سوی بهشت، [۵۶] و کافران و منافقان، رو سیاه و اندوهگین و با ذلّت و خواری به سوی دوزخ، روانه می گردند [۵۷] و همگی از دوزخ، عبور می کنند [۵۸] در حالی که از چهره مؤمنان نور می تابد و راهشان را روشن می سازد [۵۹] و کافران و منافقان در تاریکی به سر می برند.

منافقانی که در دنیا با مؤمنان، اختلاط داشتند آن ها را صدا می زنند که رو به سو ما کنید تا از نور شما استفاده کنیم، و پاسخ می شنوند که باید برای اکتساب نور، به عقب (به دنیا) برگردید! باز می گویند: مگر ما در دنیا با شما نبودیم؟ و پاسخ می شنوند: چرا، در ظاهر با ما بودید ولی خودتان را گرفتار کردید و دل هایتان دچار شکّ و تردید و قساوت شد و امروز، کارتان یکسره شده و از شما و از کافران، عوضی پذیرفته نمی شود و سرانجام، کافران و منافقان در کام دوزخ فرو می روند.[۶۰]

هنگامی که مؤمنان به بهشت، نزدیک می شوند و درهای آن گشوده می شود و فرشتگان رحمت به استقبال آنان می آیند و با سلام و احترام، مژده سعادت ابدی به ایشان می دهند.[۶۱] و از سو دیگر، هنگامی که کافران و منافقان به دوزخ می رسند درهای آن باز می شود و فرشتگان عذاب، با خشونت آنان را مورد سرزنش قرار داده به ایشان وعده عذاب ابدی می دهند.[۶۲]


پانویس[ویرایش]

  1. قاموس قرآن ج6 ص54
  2. قاموس قرآن ج6 ص54
  3. پرسمان قرآنی معاد, سید علی هاشمی
  4. زلزال:1/ حجّ: 1/ واقعه:4/
  5. زلزال:2/ انشقاق:4.
  6. الحاقّه:14 / فجر:21.
  7. تکویر:6/ انفطار:3
  8. کهف: 47/ نحل:88/ طور:10/ تکویر: 2.
  9. الحاقّه:4 . واقعه:5.
  10. مزّمل: 14.
  11. معارج:9 / قارعه: 5.
  12. طه: 107.105 / مرسلات:10.
  13. القیامه:8
  14. تکویر:1.
  15. تکویر: 2.
  16. انفطار:2
  17. القیامه:9.
  18. طور:1 / الحاقّه: 16.
  19. انبیاء:104/ تکویر: 11.
  20. معارج: 8.
  21. فرقان:25 / دخان:10.
  22. زمر: 68/ الحاقّه: 13/ یس: 49.
  23. نمل: 89.87.
  24. ابراهیم:48/ زمر: 67/ مریم: 38/ ق: 22.
  25. زمر: 69.
  26. زمر:68 / کهف:99/ ق: 20 و 42 / نبأ: 18 / نازعات:13/ مدّثر:8 / صافّات:19.
  27. انعام:38/ تکویر:5.
  28. کهف:47/ نحل: 77/ قمر:50/ نبأ: 18.
  29. قارعه:4 / قم:7.
  30. ق:44 / معارج: 43.
  31. یس:51 / مطفّفین:30/ القیامه: 12 و 30.
  32. کهف:99 / تغابن:9 / نساء:87/ انعام:12 / آل عمران:9 / هود:103.
  33. روم:55/ نازعات: 46 / یونس:45/ اسراء: 52 / طه: 104.103/ مؤمنون:113.
  34. ابراهیم:21 / العادیات:10/ الطارق:9/ ق:22/ الحاقّه: 18.
  35. حجّ:65/ فرقان:26/ غافر:16/ انفطار:19.
  36. هود:105/ طه: 108 و 111/ نبأ:38.
  37. عبس: 37.34/ شعراء:88/ معارج:14.10/ لقمان:33.
  38. زخرف:67.
  39. انعام:31 مریم:39/ یونس:54.
  40. آل عمران:30/ تکویر:14 / اسراء:49.
  41. اسراء: 14.13 و 71/ الحاقّه: 19و25 / انشقاق: 7و10.
  42. الرحمن: 39.
  43. زمر:69/ بقره:143/ آل عمران:140/ نساء:41 / هود:18/ حجّ:78/ ق:21.
  44. نور:24/ یس:65/ فصّلت: 21.20.
  45. اعراف:9.8 / انبیاء:47/ مؤمنون: 103.102/ قارعه: 8.6 .
  46. یونس: 54 و 93/ جاثیه:17/ نحل:78/ زمر: 69.75.
  47. النجم:41.40 / بقره:281و286/ آل عمران: 26و16/ انعام:70/ هود:111/ ابراهیم:51/ طه:15 /غافر:17/ جاثیه:22/ طور:21/ مدّثر:38/ یس: 54.
  48. انعام:160.
  49. النجم:39/ انعام:146/ فاطر:18 /زمر:7.
  50. النحل:25/ عنکبوت:14. ضمناً از اینجا می توان حدس زد که کسانی هم که موجب هدایت دیگران شده اند ثواب مضاعف خواهند داشت چنان که صریحاً در روایات آمده است.
  51. بقره:48 و 123/ آل عمران:91/ لقمان:33/ مائده:36/ حدید:15.
  52. بقره: 48و123 و 254/ مدّثر:48.
  53. انبیاء:28/ بقره:255/ یونس:3/ مریم:87/ طه:109/ سبأ:23/ زخرف:86.
  54. اعراف:44.
  55. انفال:37/ روم: 44.43.16.14/ شوری:7/ هود: 108.105/ یس:59.
  56. زمر:73/ آل عمران:107/ مریم:85/ القیامه:42.24/ مطفّفین:24/ غاشیه:8.
  57. زمر:71.60/ آل عمران:106/ انعام:124/ یونس:27/ مریم:86/ طه: 101، 126.124/ ابراهیم:43/ قمر:8/ معارج:44/ غاشیه:2/ اسراء:72/ عبس:40.
  58. مریم: 72.71.
  59. حدید:12.
  60. حدید: 15.13/ نساء: 140.
  61. زمر:73/ رعد:22و 24.
  62. نک: آیت الله مصباح یزدی، آموزش عقاید 2: 80.75.


منابع[ویرایش]

  • شيعه در اسلام، علامه سيد محمدحسين طباطبايى، صفحه 164.
  • پرسمان قرآنی معاد, سید علی هاشمی
  • قیامت ، یا ، روز حسرت عظیم,علیرضا زکی زاده رنانی,