تعاون

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به: ناوبری، جستجو

تعاون و همکاری به معناي «يکديگر را ياري کردن» يا «ياري کردن برخي، برخي ديگر را» آمده است.[۱] لازم است در ابتدا به این نکته اشاره کنیم که تعاون و همدلی بر پایه خودآگاهی بنا می­شود، یعنی هر قدر نسبت به شناخت احساسات خودمان آگاه­تر باشیم، در دریافتن احساسات دیگران و یاری کردن آنها نیز ماهرتر خواهیم بود.

از این رو آنهایی که هیچ ایده­ای نسبت به احساسات خودشان ندارند، در شناخت احساسات دیگران کاملاً عاجزند و دچار بهت و سردرگمی می­شوند.[۲]

تعاون و همدلی در آیات[ویرایش]

خداوند در سوره مائده می­فرماید: «وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ»؛ و (همواره) در راه نیکی و پرهیزگاری با هم تعاون کنید و (هرگز) در راه گناه و تعدی همکاری ننمایید.[۳]

در آیه دیگری مصادیق برّ را شمرده شده است:

«لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتابِ وَالنَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمالَ عَلى‌ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى‌ وَالْيَتامى‌ وَالْمَساكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَ فِي الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْساءِ وَالضَّرَّاءِ وَ حِينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ». (سوره بقره/177)

نيكى آن نيست كه روى خود را به طرف مشرق كنيد (كه چون مسيحى هستيد) و يا به طرف مغرب (كه چون يهودى هستيد) بلكه نيكى براى كسى است كه به خدا و روز آخرت و ملائكه و كتاب آسمانى و پيغمبران ايمان داشته باشد و مال خود را با آن كه دوستش مى‌دارد به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و راه ماندگان و دريوزگان و بردگان بدهد و نماز را بپا دارد و زكات بدهد و كسانيند كه به عهد خود وقتى عهدى مى‌بندند، وفا مى‌كنند و از فقر و بيمارى و جنگ، خويشتن دارند. اينان هستند كه راست گفتند و همينهايند كه تقوى دارند لیکن آنچه در این آیه گفته شده مصادیق بارز «برّ» است و بر و نیکوکاری به اصطلاح فقهاء عنوانی اولی است مانند معروف و احسان و تقوی هرگاه عقل تشخیص دهد کاری بر و معروف و احسان است خداوند بدان امر کرده است و هر عملی که در عقل قبیح و منکر و اثم و فحشا باشد از آن نهی کرده است.[۴]

و " تقوا" مراقب امر و نهى خداست، با این توضیح تعاون و تقوی به معنای اجتماع بر ایمان و عمل صالح بر اساس تقوای الهی است و اين صلاح و تقواى اجتماعى است، و در مقابل آن تعاون بر گناه - يعنى عمل زشت كه موجب عقب افتادگى از زندگى سعيده است، - و بر " عدوان" كه تعدى بر حقوق حقه مردم و سلب امنيت از جان و مال و ناموس آنان است، قرار مى‌گيرد.[۵] که خدا از آن نهی فرموده است.

حکم فقهی تعاون[ویرایش]

علامه شعرانی در این مورد می گوید: فقهای عهد ما در معنی اعانت و فروع آن سخن بسیار گفته اند که ذکر آن مناسی نیست به آنچه به نظر ما صحیحتر و موافق قول بزرگان علمای شیعه است اکتفا می کنیم: هر عمل که بدانی بگناه منتهی می شود مانند آن که کارد را به دست قاتل دهی هنگامی که می خواند کسی را بکشد اعانت بر گناه است و حرام و اگر دانی منتهی به عمل خیر و ثواب دارد مانند دادن مصحف و کتاب دعا به کسی که می خواهد قرائت کند و هر عمل که ندانی به چه منتهی خواهد شد و احتمال هر دو دارد مانند تجارت و خرید و فروش انگور و چوب که ندانی خریدار با آنها چه می سازد شاید منبر بسازند یا طنبور و شاید سرکه کنند یا خمر حلال یا حرام بودن خرید و فروش بسته به نیت است.

و این سخن در تمام نظائر آن جاری است مثلاً قتل مؤمن حرام است و دو احتمال ندارد و قتل کافر حربی در جنگ جائز است و یک احتمال بیش نیست اما برداشتن مال مؤمن و بیرون بردن از محل خطر اگر به نیت سرقت باشد، حرام است و اگر برای حفظ باشد مباح است و آوازی که هم ممکن باشد حرام است در لهو خواند و هم در غیر لهو اگر به نیت لهو باشد حرام است وگرنه حلال و امثله این بسیار است حتی در تعلیم فقه نیز اگر بدانی خواننده آن را در باطل بکار می برد، حرام است و اگر ندانی جائز.[۶]

تعاون و همدلی در روایات[ویرایش]

روايات نيز با عناوين مختلفي مسلمانان را به ياري يکديگر فراخوانده و در بعضي از امور، آن را واجب و ضروري دانسته است. امام علی علیه السلام در این باره می­فرماید: «بر شماست که یکدیگر را نصیحت کنید و نیکو همکاری نمایید. درست است که هیچ کس نمی تواند حق اطاعت خداوندی را چنان که باید بگذارد. لکن باید به قدر توان، حقوق الهی را رعایت کند که یکی از واجبات الهی، یکدیگر را به اندازه توان نصیحت کردن و برپا داشتن حق و یاری دادن به یکدیگر است».[۷]

از سویی تعاون و همکاری در کارهای زشت، مورد نفرت اسلام است تا جايی که مرتکب آن را به دوزخ تهديد کرده و گفته شده اينان در روز قيامت مشمول عذاب خدا خواهند بود. تا خدا تکليف ساير بندگان را تعيين فرمايد و سپس به کيفر آنان رسيدگی کند.

امام صادق علیه السلام می­فرمايد: «روز قيامت، دستياران ستمگران در سراپرده­ای آتشين جای می­گيرند تا خداوند ميان بندگان داوری کند».[۸]

فضیلت همدلی و تعاون[ویرایش]

آیات و روایات فراوانی وجود دارد که به فضیلت و اهمیت همدلی و تعاون اشاره کرده و فضیلت آن را از بسیاری عبادات بیشتر شمرده است. در اینجا به برخی از آنها اشاره می­کنیم:

  1. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می­فرماید: رفع گرفتاری و همدلی با مردم بهتر از روزه و اعتکاف یک ماه است.[۹]
  2. امیرالمومنین علیه السلام می­فرماید از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: کسی که یک مشکل از مومن رفع کند، مثل کسی است که تمام عمرش را عبادت کرده است.[۱۰]
  3. امام صادق علیه السلام می­فرماید: قضای حاجت مومن از آزادی هزار بنده و از هزار اسب سواری که به جنگ می­روند فضیلتش بیشتر است.[۱۱]

با توجه به روایاتی که در فضیلت همدلی و تعاون ذکر شد، درمی­یابیم که این صفت فضیله از جمله صفاتی است که مورد توجه و تاکید بسیاری از طرف ائمه معصومین علیهم السلام بوده است؛ چرا که یاری رساندن به مومن از جمله عباداتی است که مورد رضایت خداوند است، به همین دلیل از بسیاری عبادات بافضیلت­تر و مهمتر شمرده شده است.

مصادیق همدلی و تعاون[ویرایش]

هدیه دادن:

هدیه دادن به برادر مومن، جهت اظهار دوستی و محبت و تأکید دوستی یکی از مصادیق همدلی و تعاون است. چرا که از این طریق انس و الفتی بین قلب­های آنها ایجاد می­شود که در گرفتاری ها و مشکلات بعدی آنها را به یکدیگر نزدیک­تر می­کند.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می­فرماید: با هم دوستی کنید و هدیه به یگدیگر بفرستید که آن کینه ها را برطرف می­کند.[۱۲]

رفع غم از چهره مومن و سیر و سیراب کردن او:

امام صادق علیه السلام می­فرماید: «هر کس که غصه و اندوه قلب مومنی را مرتفع کند، خداوند اندوه آخرت را از او برطرف خواهد فرمود و با دل خشنود و قلب مسرور از قبر بر خواهد خاست و هر آن کس که مومن گرسنه­ای را خوراک دهد، خداوند از میوه های بهشتی به او خواهد خورانید و هر کس که مومنی را به جرعه آبی سیراب کند، خدایش از رحیق مختوم سیراب خواهد کرد».[۱۳]

عیادت در وقت بیماری:[۱۴]

یکی از مصادیق همدلی بین مومنان عیادت در وقت بیماری است. چرا که انسان بیمار بیشتر از اوقات دیگر نیاز به مراقبت و همدلی دیگران دارد، لذا وقتی برادر مومنش در آن وقت او را ملاقات کند و کنار او حضور یابد، انس و الفتی بین آنها ایجاد می­کند که در مهلکه های بعدی یکدیگر را یاری می­کنند.

کوشش برای صلح و آشتی:

خداوند در قرآن می­فرماید: «مومنان برادر یکدیگرند، پس دو برادر خود را صلح و آشتی دهید و تقوای الهی پیشه کنید، باشد که مشمول رحمت الهی واقع شوید».[۱۵]

خوشحال نمودن دیگران:

پیامبر صلی الله علیه و آله می­فرماید: کسی که مومنی را خوشحال کند من را خوشحال کرده و هر کس من را خوشحال کند خدا را خشنود کرده است.[۱۶]

امر به معروف و نهی از منکر:

یکی از نمونه های تعاون و همدلی در عرصه اجتماع، امر به معروف و نهی از منکر است زیرا از نظر اسلام سرنوشت جامعه و فرد به هم پیوند می­خورد، از این رو دین اسلام برای دور ماندن جامعه از سقوط و تباهی مومنان را به برقراری فریضه امر به معروف و نهی از منکر سفارش می­کند.

کسی که امر به معروف و نهی از منکر می­کند، در حقیقت در انجام گرفتن کارهای نیک و ترک اعمال زشت و ناپسند با دیگران همکاری می کنند.[۱۷]

شرکت در نماز جمعه:

یکی دیگر از مصادیق تعاون و همدلی در اجتماع، شرکت در نماز جمعه و آگاهی از امور جامعه اسلام و مردم مسلمان جهان است.

شرکت در انتخابات و رأی گیری­ها:

از مصادیق همدلی و تعاون در عرصه سیاست نیز، می­توان به شرکت کردن مردم در انتخابات اشاره کرد. شرکت کردن مردم در انتخابات و تصمیم گیری در مورد مسائلی که مربوط به خودشان است، موجب عمیق­تر شدن روابط مردم و مسئولین می­شود.

روحیه همکاری در معصومین علیهم السلام[ویرایش]

ائمه معصومین علیهم السلام که دست پرورده مکتب وحی­اند. روحیه همکاری و تعاون را در حد اعلی دارا بودند و تا آنجا که از دست و زبانشان برمی­آمد، هیچگاه دریغ نمی­کردند.

امام صادق علیه السلام در مورد پیامبر صلی الله علیه و آله می­فرماید: رسول خدا صلی الله علیه و آله این گونه بود که هیچ کس چیزی از او نمی­خواست مگر این که به او عطا می­فرمود.[۱۸] در اینجا به برخی از نمونه های آن اشاره می­کنیم:

تعاون در خانه[ویرایش]

اولين قدم همکاري در محيط خانواده برداشته می­شود. به همین دلیل معصومین علیهم السلام با اعضای خانواده خود کمال همکاری را داشتند. روزي رسول اکرم صلی الله علیه و آله وارد منزل اميرمؤمنان علیه السلام شد. او و حضرت زهرا سلام الله علیه مشغول آسياب کردن غله هستند، پرسید: کدام يک از شما خسته است؟ حضرت علی علیه السلام پاسخ داد: ای پيامبر! فاطمه خسته است. حضرت به او فرمود: دخترم! برخيز. او برخاست و پيامبر صلی الله علیه و آله به جای او به آسياب کردن پرداخت.[۱۹]

تعاون در جامعه[ویرایش]

پس از خانواده نوبت به اجتماع می­رسد که اين گونه همکاري ها بيشتر در قالب کمک رسانی فردی، اجتماعی، سياسی، نظامی، اقتصادی انجام می­گیرد.

1. تعاون فردی:

درباره رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است: هر کس برای هر کاری به حضورش می رسيد، برده بود يا آزاد برمی­خاست و حاجتش را روا می ساخت.[۲۰]

2. تعاون اجتماعی:

ائمه معصومين علیهم السلام در کارهای نيک اجتماعي و دسته جمعي نيز شرکت فعال داشتند و به آن اهميت می­دادند. ايشان علاوه بر رهبری و کارهايی از قبيل زراعت، تجارت، دامداري و غيره، مردم را در کارهای گروهی نيز ياری مي­دادند. به عنوان مثال: امام سجاد علیه السلام به طور ناشناس در کاروانها شرکت می­کرد و نيازمندي های کاروانيان را برآورده می ساخت.[۲۱]

3. تعاون فرهنگی:

پرداختن به امور فرهنگی و پاسخگويی به عطش معنوی جامعه نيز همکاری معصومين علیهم السلام را طلب می­کرد و چنين کاری جز از عهده برگزيدگان الهی برنمی­آمد. ايشان با تمام وجودشان فقر فرهنگی و معنوی و بسياری از مشکلات اجتماعی مردم را درک کرده و با ايثار و از جان گذشتگی در رفع آن می­کوشيدند و به مردم، مدد می­رساندند.

4. تعاون نظامي:

مبارزه و نبرد، يک حرکت دسته جمعی است که بدون همکاری افراد، سود چندانی نخواهد داشت. رسول خدا و امامان علیهم السلام در اين کارها نيز همکاري­های لازم را با همرزمان خويش داشتند.

5. تعاون اقتصادی:

ائمه معصومین علیهم السلام همواره خواهان رفاه و آسایش مردم بودند به همین دلیل بخش مهمی از همکاری معصومین علیهم السلام با آنها در امور اقتصادی صورت می­گرفت. امام صادق علیه السلام می­فرماید: مومنی که بمیرد و بدهکار باشد ما وامش را می­پردازیم و خانواده­اش را اداره می­کنیم.[۲۲]

آثار همدلی و تعاون[ویرایش]

1. قرب به خداوند:

یکی از ثمرات مهم تعاون و همکاری نزدیکی به خداوند و مردم است. همانطور که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می­فرماید: بخشنده هم به خدا نزدیک می­شود و هم به مردم.[۲۳]

2. آقایی در دنیا:

امام علی علیه السلام می­فرماید: سرور مردم در دنیا افراد بخشنده هستند و بخشندگی از ثمرات همدلی است.[۲۴]

3. زیادشدن روزی:

امام صادق علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل می­کند: اطعام طعام، برّنده­تر و فوری­تر است از چاقو در کوهان شتر.[۲۵]

4. محبوب­ترین فرد نزد خداوند:

امام صادق علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل می­کند: مردم عیال خدا هستند، محبوب ترین مردم نزد خدا کسی است که به خانواده خدا نفع برساند و خوشی وارد کند.[۲۶]

5. ناراحتی شیطان:

امام صادق علیه السلام به اسحاق بن عمار می­فرماید: هر چه می­توانی به محبین من نیکی کن، پس هر چه مومن به مومن احسان کند صورت شیطان را خراش می­دهد و قلب او را مجروح می­سازد.[۲۷]

6. ورود به بهشت:

امام صادق علیه السلام می­فرماید: وقتی برادر دینی حاجتی نزد مومن آورد و چیزی پیش او نیست که به او بدهد ولی قلبا با او همدلی می­کند، خداوند او را بخاطر همدلی او به بهشت می­برد.[۲۸]

7. رفع حوائج شخص در قیامت:

از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: کسی که رفع گرفتاری از برادر مومن کند، خداوند روز قیامت 100 هزار حاجت از او برطرف می­کند که اولین آن بهشت است برای او و برای تمام خویشاوندان و آشنایان و برادرانش بعد از این که لیاقت دخول در بهشت را نداشتند.[۲۹]

8. رفع عذاب شدید:

از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که به پسر حاتم طائی در مورد پدرش فرمود: عذاب شدید بخاطر سخای شدید از او دفع شده است.[۳۰]

موانع تعاون[ویرایش]

1. حسد:

حسد به معنای طلب کردن زوال نعمتی از برادر مسلمان است. کسی که به این صفت رذیله دچار می­شود، آرزوی زوال نعمت از برادر دینی خود را دارد لذا از جراحت و مصیبت­هایی که بر او وارد می­شود. خشنود خواهد شد و اگر او در مرحله­ای نیاز به یاری کردن داشته باشد به سبب حسدی که از در او وجود دارد او را یاری نخواهد کرد.

2. عجب و خود بزرگ بینی:

عجب به معنای آن است که آدمی خود را به علت صفتی که در او هست و یا نیست بزرگ­تر بشمارد، این صفت رذیله موجب می­شود انسان خود را از بقیه جدا و بالاتر ببیند و به سبب آن از مردم فاصله بگیرد و اگر دست نیازی به سمت او دراز شد، رد کند.

3. عداوت و دشمنی:

یکی از موانع تعاون و همکاری، عداوت و دشمنی است، این صفت خبیثه که منجر به کینه و در ادامه موجب انتقام می­شود سبب می­شود شخص هیچ تمایل و علاقه­ای به یاری کردن برادر دینی­اش نداشته باشد و سعی می­نماید از این طریق کینه و عداوتی که با او داشته را تلافی کند.[۳۱]

پانویس[ویرایش]

  1. دهخدا، علي اكبر؛ لغت نامه دهخدا، تهران، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1379 هـ.ش، ذیل واژه تعاون.
  2. گلمن، دانیل؛ هوش هیجانی، ترجمه پارسا، نسرین؛ تهران، انتشارات رشد، 1383، چاپ سوم، ص139.
  3. سوره مائده، آیه2.
  4. علامه شعرانی، نثر طوبی، ذیل واژه «برّ».
  5. تفسیر المیزان، علامه طباطبائی، ج‌5، ص163.
  6. علامه شعرانی، نثر طوبی، ذیل واژه «برّ».
  7. دشتی، محمد؛ نهج البلاغه، قم، موسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمومنین، پاییز1381، خطبه216.
  8. کلینی، محمد بن یعقوب؛ فروع کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365ه.ق، ج5، ص107.
  9. حر عاملی، محمد بن حسن؛ وسائل الشیعه، بیروت - لبنان، احیاء تراث عربی، 1370، ج11، ص566.
  10. همان، ج11، ص578.
  11. همان، ج11 ص580.
  12. همان، ص360.
  13. مقدادی اصفهانی، علی؛ نشان از بی نشان ها، تهران، انتشارات جمهوری، چاپ دوازدهم، 1377، ص338.
  14. فیض کاشانی، ملامحسن؛ راه نجات، ترجمه رجب زاده، رضا، منهاج النجات، تهران، انتشارات پیام آزادی، چاپ دوم، 1365، ص122.
  15. سوره حجرات، آیه10.
  16. حر عاملی، محمد بن حسن؛ پیشین، ج11، ص569.
  17. نراقی، احمد؛ معراج السعاده، قم، موسسه فرهنگی انتشاراتی طوبای محبت، چاپ اول، 1385، ص427 تا 435.
  18. مجلسی، محمدباقر؛ بحارالانوار، تهران، انتشارات اسلامیه، 1364، ج16، ص271.
  19. همان، ج43، ص50.
  20. فیض کاشانی، محسن؛ محجه البیضاء فی تهذیب الحیا، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به حوزه علمیه قم، بی­جا، 4، ص 129.
  21. مجلسی، محمدباقر؛ پیشین، ج46، ص 69.
  22. کلینی، محمد بن یعقوب؛ پیشین، ج7، ص168.
  23. همان، ج71، ص355.
  24. مجلسی، محمدباقر؛ پیشین، ج71، ص350.
  25. حر عاملی، محمد بن حسن؛ پیشین، ج11، ص555.
  26. همان، ج11، ص563.
  27. همان، ج11، ص591.
  28. همان، ج11، ص576.
  29. همان، ج11، ص576.
  30. مجلسی، محمدباقر؛ پیشین، ج71، ص354.
  31. نراقی، احمد؛ پیشین، ص253 تا 255.

منابع[ویرایش]