اضطراب

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به: ناوبری، جستجو
Icon-computer.png
این صفحه از یک منبع صرفا الکترونیکی در یکی از پایگاه های معتبر گرفته شده است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)


اضطراب در لغت به معنای زیاد این طرف و آن طرف در زمین راه رفتن است و از "الضّرب فی الأرض" گرفته شده است.[۱]‌ که در حقیقت نشان از عدم ثبات و آرامش است[۲] و در مقابل آن كلمه­ی "سكینة" و "اطمینان" قرار دارد. این دو كلمه در مورد سكون و آرامش قلب استعمال مى‌شود و معنایش قرار گرفتن دل و نداشتن اضطراب باطنى در تصمیم و اراده است.[۳] در اصطلاح روان­شناسی اضطراب عبارت است از حالتی نامطبوع همراه با انتظاری نامطمئن از بروز حادثه­ای زیان­آور.[۴]

اضطراب بهنجار و نابهنجار[ویرایش]

اضطراب در برخی مواقع، سازندگی و خلاقیت را در فرد ایجاد می‌کند، امکان تجسم موقعیت‌ها و سلطه بر آن‌ها را فراهم می‌آورد و یا آن‌که وی را برمی‌انگیزد تا به طور جدی با مسئولیت مهمی مانند آماده شدن برای یک امتحان یا پذیرفتن یک وظیفه­ی اجتماعی مواجه شود.

اما اگر اضطراب از این حد فراتر رود و از حالت سازندگی خارج شده، جنبه مزمن و مداوم پیدا کند، نه تنها نمی‌توان این صورت را پاسخی سازش یافته دانست بلکه باید آن را به منزله منبع شکست، سازش نایافتگی و استیصال گسترده‌ای تلقی کرد که فرد را از بخش عمده‌ای از امکاناتش محروم می‌کند، آزادی و انعطاف او کاهش می‌یابد و طیف گسترده اختلال‌های اضطرابی را به وجود می‌آورد. از این رو ضروری است که علائم، عوامل و راه­کارهای درمان اضطراب نابهنجار شناخته شود.

علائم و نشانه­های اضطراب[ویرایش]

وجود مجموعه­ای از علائم بدنی، فکری و احساسی نشانه وجود اضطراب است:

علائم بدنی: تپش قلب، تنگی­نفس، از دست دادن اشتها، تهوع، بی­خوابی، تکرار ادرار، چهره برافروخته، تعرق، اختلال گفتار و بی­قراری. [۵]

علائم فکری-احساسی: سردرگمی، عصبی بودن، بی­طاقتی، حواس ­پرتی، نگرانی، وحشت­زدگی، افسردگی، دلواپسی، کم­رویی، گوش­به­زنگی و حالت ترسناک یا هیجان­زده به خود گرفتن.[۶]

زمینه و عوامل[ویرایش]

عواملی که سبب ایجاد حالت اضطراب در شخص می­شوند را به طور کلی می­توان به دو گروه تقسیم نمود:

گروه اول، آن دسته عواملی هستند که با اثرگذاری بر ساختمان بدن و جسم موجب اضطراب می­شوند؛ که به طور مثال می­توان از برخی بیماری­ها و ضعف­های جسمی همچون بیماری­های قلبی و عصبی و تنفسی نام برد.

گروه دوم، آن دسته عواملی هستند که از روان و افکار شخص مضطرب نشأت گرفته و موجب بروز مشکل می­گردند.

این گونه افکار و حالات روحی عبارتند از:

  1. شکسته­هایی که در گذشته فرد با آنها روبرو شده است.
  2. گناهان گذشته.
  3. انجام ندادن بسیاری از وظایفی که بر دوشش بوده و به عنوان زیربنای اعمال آینده­اش محسوب می­شده­اند.
  4. بر وفق مراد نبودن امور.
  5. توقع بیش از حد انسان از خود.
  6. توجه به انتظارات بیش از حد دیگران نسبت به خود.
  7. توقع نابجای فرد از دیگران و...

روش­های درمان اضطراب[ویرایش]

پزشکان و روان­پزشکان راه­های گوناگونی را برای درمان این بیماری به بیماران پیشنهاد می­کنند که از جمله­ی این روش­ها می­توان به دارو درمانی، روان درمانی و رفتار درمانی و تلفیقی از روش­های مختلفِ روان درمانی و دارو درمانی و یا دارونمایی و... اشاره نمود.[۷]

مشکلاتی روانی ناشی از بیمارهای جسمی، مربوط به حوزه­ی پزشکی می­شود و آنچه که مدّ نظر حوزه­ی اخلاق است، شیوه­های درمان اضطراب ناشی از عوامل روحی و روانی است. روش عالمان اخلاق در درمان اضطراب برگرفته از آیات و روایات، و در جهت پرورش بُعد روحی و معنوی افراد است. در این روش دیگر نیازی به درمان­های داروئی نخواهد بود. اما راهکارهایی که دین اسلام ارائه می­کند، چیست:

1. مشورت با دیگران:

همواره ترس از نتیجه­ی بسیاری از کارها که انسان آگاهی کامل به تمام جوانب آن ندارد، موجب دلهره و اضطراب در برخورد با آن کار و عمل می­شود. در این گونه موارد مشورت کردن با اهل فن، بسیاری از موانع را برای انسان آشکار نموده و روش­های آسان دستیابی به آن را می­نمایاند.

خداوند متعال نظرخواهی از دیگران را، ویژگی مومنان برشمرده[۸] و به پیامبر خویش نیز سفارش به مشورت با دیگران نموده است.[۹]

2. راز و نیاز با خدا:

یکی از شیوه­های درمان اضطراب دعاکردن است. هنگامی که شخصی دعا می­کند، خویشتن را به قوه­ی محرکه­ی پایان ناپذیری که آفرینش و تمامی کائنات در تحت اختیار اوست، متصل می­کند. ایجاد ارتباط با چنین موجودی آرامش وصف ناپذیری به انسان می­دهد.

از سوی دیگر یادآوری مشکلات و بازگونمودن آنها در هنگام دعا نه تنها در حالات عاطفی مؤثر بوده؛ بلکه در کیفیات بدنی نیز تأثیر داشته و سبب بهبودی می­شود. احساس این که انسان می­تواند با نیایش، خواست ها، کاستی­ها و ناآرامی­های خویش را به درگاه معبودی که قادر متعال است اظهار کند، سبب آرامش می­گردد.[۱۰]

«نيايش در همين حال كه آرامش را پديدآورده است، در فعاليت­هاى مغزى انسان يك نوع شكفتگى و انبساط باطنى و گاهى روح قهرمانى و دلاورى را تحريك مى‌كند. نيايش خصایص خويش را با علامات بسيار مشخص و منحصر به فرد نشان مى‌دهد؛ صفاى نگاه، متانت رفتار، انبساط و شادى درونى، چهره پر از يقين، استعداد هدايت و نيز استقبال از حوادث. اينهاست كه از وجود يك گنجينه­ی پنهان در عمق روح ما حكايت مى‌كند و تحت اين قدرت حتى مردم عقب مانده و كم استعداد نيز مى‌توانند نيروى عقلى و اخلاقى خويش را بهتر بكار بندند و از آن بيشتر بهره گيرند».[۱۱]

3. ایمان به خدا:

ترس از چیزهای واهی و نامعلوم جزو دست­آویزهای شیطان برای ناامید کردن انسان­ها از زندگی هدف­دار در این دنیاست.[۱۲] در تعالیم اسلامی بهترین روش برای درمان اضطراب "ایمان به خدا" معرفی گشته است. به تعبیر قرآن انسان آرامش واقعى را كه دیگر هر گونه اضطراب و تزلزل از او گرفته شود، تنها وقتى پیدا مى‌كند كه به ذكر اللَّه - یاد خدا - برسد. یاد خدا از روى ایمان و معرفت كامل است كه آرامش كامل به انسان مى‌دهد.[۱۳] با مراجعه به آیات و روایات، چگونگی تأثیر ایمان بر آرامش روانی انسان به شیوه­های گوناگون بیان شده است. انسان برای رسیدن به آرامش و رهاساختن خویش از دست عوامل اضطراب، تکیه­گاهی لازم دارد که جاویدان و فناناپذیر، عالم و دانا، قادر و توانا باشد و یک چنین تکیه­گاهی تنها در سایه­ی ایمان به خدا فراهم می­گردد.

«قلبی که در آن نور توحید و معرفت کمال مطلق تابیده باشد، دارای طمأنینه و ثبات و تأنی و قرار است. دلی که نورانی به معرفت حق – جلّ و اعلی - شده باشد، مجاری امور را به قدرت او می­داند و خود و جدیت و حرکت و سکون خود و همه­ی موجودات را از او می­داند و زمام امر موجودات را بدست خود آنها نمی­داند. چنین قلبی اضطراب و شتاب­زدگی و بی­قراری ندارد. و به ­عکس، دلی که از معرفت محتجب و در حجاب­های خودبینی و شهوات و لذات حیوانی اندر است، از فوت لذات حیوانی خوفناک است. چنین شخصی طمأنینه قلب را از دست داده و در کارها با عجله و شتاب­زدگی اقدام می­کند».[۱۴]

«(آرى،) آنها كه ايمان آوردند، و ايمان خود را با شرك و ستم نيالودند، ايمنى تنها از آن آنهاست و آنها هدايت‌ يافتگانند!».[۱۵]

در مقابلِ انسان­هایی که از گذشته تاریک خود نگرانند، انسانی که خدای خویش را شناخته و به او ایمان دارد، اعتقادش این است که خداوند ستارالعیوب است؛ زشتی­های او را می­پوشاند و زیبایی­ها را آشکار می­کند. [۱۶] و فرصت جبران به او را خواهد داد. امیرمومنان علی علیه السلام می­فرماید: «گناهى كه پس از آن مهلت دو ركعت نمازگزاردن داشته باشم مرا اندوهگين نمى‌دارد».[۱۷]

4. عمل به وظیفه نه نتیجه:

طبق معارف اسلامی، در صورتی که انسان به واسطه قدرت نداشتن یا تقدیر الهی در کاری موفق نشد، می‌گوید من به وظیفه خود عمل نمودم، پیروزی و شکست و عزت و ذلت، همه دست خداست. درست است که انسان در مقابل اعمالش مسئول است و بر اساس عملکردش مجازات می‌شود و به اندازه سعی و کوشش خود بهره می‌گیرد و آنچه بکارد می‌درود ولی مسئولیت او به اندازه­ی توان عملی و قدرت اوست، پس انسان مأمور به وظیفه است، نه نتیجه. مطابق این دیدگاه و با تقویت آن در درون، اکثر فشارهای روانی و اضطراب­ها کاهش می‌یابد.[۱۸]

5. آینده­ روشن پرهیزکاران:

بسیاری از انسان­ها به دلیل ترس از آینده، احتمال از بین رفتن داشته­ها و نعمت­ها و به وجود آمدن گرفتاری­ها، مضطرب و نگرانند؛ ولی ایمان به خداوند قادر متعال خدایی که همواره کفالت بندگان خویش را بر عهده دارد، می­تواند این گونه نگرانی­ها را از میان ببرد و به انسان آرامش دهد.[۱۹] خداوند متعال در کتاب آسمانی قرآن بارها و بارها این وعده را به کسانی که به خداوند ایمان آورده و کارهای نیک انجام می­دهند داده است که آنها دچار هیچ­گونه ترس و اندوهی نخواهند شد.[۲۰] و آینده از آن پرهیزکاران است.[۲۱]

6. شناخت مرگ:

گروهی از انسان­ها نیز به دلیل ترس و وحشت از مرگ نگران و مضطربند؛ ولی آن که ایمان به خدا دارد، مرگ را ملاقات با خدا می­داند و چون معتقد است «در حالى كه آخرت بهتر و پایدارتر است!»[۲۲] راهش را بسیار روشن و آینده­اش را بهتر از گذشته می­داند. توجه به این مقوله انسان را هر چه بهتر و بیشتر به لازمه­ی جهان‌بینی الهی آگاه و آشنا می‌نماید و آن عبارت از هدفدار بودن جهان آفرینش است که با حکمت الهی نیز سازگاری اصیل دارد؛ یعنی «ما آسمانها و زمین و آنچه را که میان آنهاست به بازیچه نیافریدیم».[۲۳]پس هر موجودی بر اساس برنامه‌ای سنجیده و حساب شده به این جهان گام می‌نهد و خود را به سوی هدف حکیمانه‌ای که رسیدن به لقاءاللّه‌ و سفر بسرای ابدی یا جنّت رضوان الهی است، رهنمون می‌شود.

پانویس[ویرایش]

  1. راغب اصفهانی، حسین؛ المفردات فی غریب القرآن (مفردات الفاظ القرآن)، دمشق - بیروت، دارالقلم - الدار الشامیة، 1412 ق، چاپ اول، ‌ص 506.
  2. طریحى، فخرالدین؛ مجمع البحرین‌، تهران، مرتضوى، 1375 ش، چاپ سوم‌، ج‌2، ص107.
  3. طباطبایی، محمدحسین؛ المیزان، ترجمه سید محمدباقر موسوی همدانی، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‌ى مدرسین حوزه علمیه قم‌، 1374 ش‌، چاپ پنجم‌، ج‌2، ص 438 و فراهيدى، خليل؛ كتاب العين، قم، انتشارات هجرت، 1410 ق، چ دوم، ج7، ص442.
  4. ر.ک: گله­دار، نسرین و ساکی، ماندانا؛ اسلام و بهداشت روان (مجموعه مقالات)، قم، نشر معارف، 1382ش، ج1، ص113.
  5. ر.ک: دادستان، پریرخ؛ روانشناسی مرضی تحولی از کودکی تا بزرگسالی، تهران، انتشارات سمت، 1378، چاپ سوم، ص 67.
  6. ر.ک: خیر، محمد و استوار، صغری؛ ارتباط میان اضطراب اجتماعی و سوگیری­های شناختی در نوجوانان، مجله مشاور مدرسه، 1387، دوره­ی چهارم، شماره­ی اول، ص55.
  7. احدی، حسن و دلاور، علی و ابوالقاسمی، شهنام و آزاد، حسین؛ مقایسه­ی اثربخشی چهار روش رفتاری – درمانی، تلفیقی و دارونما در درمان اختلال اضطراب تعمیم یافته، مجله دانش و پژوهش در روان­شناسی، شماره­ی 19و20، 1383.
  8. سوره شوری،38.
  9. سوره آل عمران، 159.
  10. ر.ک: اسلام و بهداشت روان (مجموعه مقالات)، واعظی، سید احمد؛ بررسی رابطه دعا و اضطراب در گروهی از دانش آموزان مدارس تهران، قم، نشر معارف، 1382ش، ج1، ص162.
  11. کارل، الکسیس؛ نیایش، به نقل از: مكارم شيرازى، ناصر؛ تهران، تفسير نمونه، ناشر دارالكتب الإسلاميه، 1374 ش، چ اول، ج1، ص640-641.
  12. سوره آل عمران، 175.
  13. ر.ک: مطهری، مرتضی؛ مجموعه­ی آثار، تهران، انتشارات صدرا، ج4، ص558.
  14. امام خمینی، روح الله؛ شرح حدیث جنود عقل و جهل، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام، چ اول، 1377، ص 362-363.
  15. سوره انعام، 82.
  16. صدوق، محمد؛ التوحید، قم، انتشارات جامعه مدرسین، 1398ق، چ اول، ص222. «ای آن که زیبایی­ها را آشکار می­نمایی و زشتی­ها را می­پوشانی».
  17. سید رضی، محمد؛ نهج البلاغه، قم، انتشارات هجرت، چ اول، 1414ق، ص528، حکمت299.
  18. سلطانی رنانی، مهدی؛ راههای مبارزه با فشارهای روانی از منظر قرآن، مجله مشکاة، 1383ش، ش83، صص 38-39.
  19. گروه تخصصی تفسیر قرآن، تفسیر همراه با تلاوت نور، تهران، انتشارات ستاد عالی کانون­های فرهنگی و هنری مساجد، 1388، چ اول، ج اول، ص594-595.
  20. سوره بقره،38 و 62 و 112 و 277 و سوره مائده، 59 و سوره انعام، 48 و...
  21. سوره اعراف، 128 و سوره هود، 49 و سوره طه، 132 و سوره قصص، 83.
  22. سوره الأعلى، 17.
  23. سوره آل عمران، 191؛ سوره انعام، 73؛ سوره انبیاء، 16 و 17.

منابع[ویرایش]

اضطراب، محمد سودی، سایت پژوهشکده باقرالعلوم علیه السلام (بخش فرهنگ علوم انسانی و اسلامی)، تاریخ بازیابی: 27 آبان 1391.