آیه 6 سوره غافر
| <<5 | آیه 6 سوره غافر | 7>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
و همین گونه وعده خدای تو بر (عقاب و کیفر) کافران (امتت) محقق و حتم است که آنها همه اهل دوزخ هستند.
این گونه فرمان پروردگارت بر کافران محقق و ثابت شد که آنان اهل آتش اند.
و بدين سان فرمان پروردگارت در باره كسانى كه كفر ورزيده بودند، به حقيقت پيوست كه ايشان همدمان آتش خواهند بود.
بدين سان حكم پروردگار تو بر كافران محقق شد كه اهل جهنمند.
و این گونه فرمان پروردگارت درباره کسانی که کافر شدند مسلّم شده که آنها همه اهل آتشند!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
«کَذلِکَ»: همان گونه که. همچنین. یعنی همان گونه که کفّار ستمکار پیشین مورد قهر خدا قرار گرفتهاند، اینان نیز به قهر خدا در دنیا گرفتار میآیند، و سرانجام هم به دوزخ درمیآیند. چرا که دوزخیند. فرمان خدا مبنی بر این که کافران سیاه دل تاریخ را شامل شده است.«أَنَّهُمْ أَصْحَابُ النَّارِ»: این عبارت بدل (کَلِمَةُ) و مرفوع است. یا لام تعلیل محذوف است و جمله منصوب است.
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
وَ كَذلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحابُ النَّارِ «6»
و بدين گونه (كه احزاب در دنيا عقوبت شدند) وعده عذاب پروردگارت دربارهى كسانى كه كفر ورزيدند قطعى شد كه آنان اهل دوزخند.
الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِيمِ «7»
كسانى كه عرش (خدا) را حمل مىكنند وآنان كه اطراف آن هستند، پروردگارشان را با سپاس و ستايش تسبيح كرده (و به پاكى ياد مىكنند) و به او ايمان دارند و براى كسانى كه ايمان آوردهاند (از خداوند) آمرزش مىخواهند (ومىگويند:) پروردگارا! رحمت و علم تو همه چيز را فراگرفته است، پس كسانى را كه توبه كرده و راه تو را پيروى كردهاند بيامرز و آنان را از عذاب دوزخ حفظ كن.
نکته ها
در آيات قبل خوانديم كه مردم در برابر دعوت انبيا دو دسته شدند و لذا گروهى مورد مغفرت قرار مىگيرند و گروهى با قهر الهى رو به رو هستند. اين آيه دعاى فرشتگان و حمايت آنان را از گروه اول بيان مىكند.
عرش چيست؟
در قرآن بيست مرتبه به عرش خدا اشاره شده است. در لغت، «عَرش»، تختِ پايه بلند و «كرسىّ» تخت پايه كوتاه است. وقتى مىخوانيم: «وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ» كرسى او هستى را در بر گرفته، پس عرش او چگونه است؟
عرش يا كنايه از مركز قدرت الهى است و يا مركز صدور احكام الهى و مراد از «حاملان
جلد 8 - صفحه 219
عرش» فرشتگانى هستند كه تعدادشان هشت نفر معرّفى شده است. «يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ» «1»
گفتنى است كه حقيقت عرش براى ما روشن نيست ولى از مجموع آيات شايد بتوان اين مسأله را دريافت كه جهان هستى داراى يك مركز است و خداوند بر آن مركز احاطهى كامل دارد. «اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ» و اجراى ارادهى الهى از طريق فرشتگانى است كه در اطراف اين مركز فرماندهى هستند.
امام صادق عليه السلام فرمود: عرش، همان علم است كه خداوند پيامبرانش را از آن آگاه كرده است. «العرش هو العلم الذى اطلع الله عليه انبيائه و رسله» «2»
در كنار كلمه عرش آياتى مطرح است كه در جمع بندى آنها انسان به مركز فرماندهى مىرسد نظير:
اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ ... لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ «3»
«يُدَبِّرُ الْأَمْرَ» «4»
... يُفَصِّلُ الْآياتِ «5»
«يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَ ما يَخْرُجُ مِنْها وَ ما يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَ ما يَعْرُجُ فِيها» «6»
گردش شب و روز و تدبير امور و تفصيل آيات و آگاهى از تمام ذرّات هستى و آنچه از آسمان نازل مىشود و آنچه به آسمان بالا مىرود، رمز آن است كه تمام اين امور در عرش الهى واقع مىشود.
مرحوم علامه طباطبايى مىفرمايد: عرش، حقيقتى از حقايق و امرى از امور خارجى و مركز تدبير امور جهان است. «7»
امام صادق عليه السلام فرمود: عرش و كرسى، از بزرگترين درهاى عالم غيب هستند. «العرش و
«1». حاقّه، 7.
«2». معانى الاخبار، ص 29.
«3». اعراف، 54.
«4». يونس، 3.
«5». رعد، 2.
«6». حديد، 4.
«7». تفسير الميزان.
جلد 8 - صفحه 220
الكرسى بابان من اكبر ابواب الغيوب»
مراد از عرش، تخت جسمى نيست، زيرا تخت روى آب بند نمىشود. «وَ كانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ» «1» بلكه مراد آن است كه روزى كه هنوز زمين و آسمان نبود و جهان يكسره آب بود، قلمرو فرماندهى خداوند بر آب بود و پس از پيدايش آسمانها و زمين ستاد فرماندهى جهان هستى به آسمانها منتقل شد.
پیام ها
1- قهر خداوند بر كفّار يكى از سنّتهاى الهى است. «كَذلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ»
2- كيفر الهى گزاف نيست بلكه بر اساس عدل و حقّ است. «حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ»
3- مجازات و كيفر مجرمان از شئون ربوبيّت است. «حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ»
4- عامل نابودى گذشتگان كفر بوده است. «حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا»
5- مؤمنان بايد به خود بنازند كه مقرّبان درگاه الهى همواره به آنان دعا مىكنند. «يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ .. وَ يَسْتَغْفِرُونَ»
6- اسلام، فكر انسان را از خوراك و پوشاك و مسكن، به عرش و فرشته و تسبيح و تحميد بالا مىبرد. «يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ- يُسَبِّحُونَ»
7- بى نهايت، تنها خداست، حتّى عرش الهى محدوديّت دارد. «حَوْلَهُ»
8- حمد و تسبيح، بارها در قرآن در كنار هم ذكر شده است و در ذكر ركوع و سجود قرين يكديگرند. «يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ»
9- آداب دعا اين است: ابتدا تسبيح و تحميد، «يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ» سپس تجليل و توصيف، «وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً» آن گاه دعا. «فَاغْفِرْ»
10- سنگينى مسئوليّت، شما را از تسبيح و تحميد خدا و ياد نيازمندان باز ندارد.
فرشتگان حامل عرش، هم به ياد خدا هستند، «يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ» و هم محتاجان را دعا مىكنند. «يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا»
«1». هود، 7.
جلد 8 - صفحه 221
11- در دعا سنخيّت لازم است. فرشتگانِ اهل ايمان براى مؤمنان دعا مىكنند. يُؤْمِنُونَ ... يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا
12- ايمان، رشته اتصال و ارتباط ميان عالم ملك با عالم ملكوت است. «يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا»
13- استغفار كسانى در حقّ ديگران مؤثّر است كه خود اهل ايمان باشند. «يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا»
14- ميان فرشتگان و انسان رابطه است. (امام سجّاد عليه السلام در صحيفهى سجّاديه به گروههايى از فرشتگان دعا و درود مىفرستد و) فرشتگان حامل عرش در اين آيه به انسانها درود مىفرستند. «يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا»
15- دعا به ديگران، يك ارزش پسنديده و شناخته شدهى قرآنى است. «وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا»
16- كسانى مشمول دعاى فرشتگانند كه اهل ايمان و عمل باشند. آمَنُوا ... اتَّبَعُوا
17- توبه به تنهايى كافى نيست، پيروى عملى لازم است. «تابُوا وَ اتَّبَعُوا»
18- راه نجات، در پيروى از راه خداست. «وَ اتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِيمِ»
پانویس
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




