آیه 5 سوره حشر
| <<4 | آیه 5 سوره حشر | 6>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
آنچه از درختان خرما را (که در دیار بنی نضیر) بریدید و آنچه را بر پا گذاشتید همه به امر خدا (و صلاح اسلام) و برای خواری و سرکوبی جهودان فاسق نابکار بود.
آنچه از درخت خرما [که در مالکیّت این دشمنان غدّار بود] بریدید یا آنها را بر ریشه ها و تنه هایش رها کردید، به فرمان خدا بود، تا نافرمانان را زبون و رسوا کند.
آنچه درخت خرما بريديد يا آنها را [دست نخورده] بر ريشههايشان بر جاى نهاديد، به فرمان خدا بود، تا نافرمانان را خوار گرداند.
هر درخت خرمايى را كه بريديد، يا آن را بر ريشهاش باقى گذارديد، به فرمان خدا بود تا نافرمانان خوار گردند.
هر درخت باارزش نخل را قطع کردید یا آن را به حال خود واگذاشتید، همه به فرمان خدا بود؛ و برای این بود که فاسقان را خوار و رسوا کند!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
- لينة: نخله، طبرسى فرموده: گويى نوعى از نخله است آن از ماده لون يا لين (نرمى) است به علّت نرمى ميوهاش.[۱]
نزول
سبب نزول آیه چنین بوده که وقتى پیامبر به زیر حصار و قلعه یهودیان بنىالنضیر فرود آمد. دستور فرمود تا بعضى از درختان را که مال و ثروت آنان بود، بریدند. اینان جزع و زارى کردند و نمى توانستند بریده شدن درختهاى خود را طاقت آورند. لذا از راه طعن و سرزنش گفتند: یا محمد تو که ادعاى پیامبرى میکنى و میگوئى به خاطر اجراى عدل فرستاده شده اى. بریدن درختان برخلاف عدل بوده و بلکه از جمله فساد و خرابکارى در زمین میباشد.
پیامبر از ابراز این سخنان دلتنگ شد و مسلمین سادهلوح نیز پیش خود فکر میکردند که شاید واقعا عمل پیامبر فسادکارى باشد. لذا اختلاف نظر از لحاظ فساد و عدم فساد این کار در بین آمد. بعضى مى گفتند: نبایستى این درختان را بریده باشند زیرا از جمله غنائم و اموال است و برخى دیگر مى گفتند: نبایستى این درختان را بریده باشند زیرا از جمله غنائم و اموال است و برخى دیگر مى گفتند چون یهودیان درخواست قطع نشدن آن را دارند بنابراین به خاطر ضدیت با خواسته هاى آنان باید درختان حتما بریده شود سپس این آیه نازل گردید.[۲] چنان که قتادة و یزید بن رومان نیز نقل نموده اند[۳] عبدالله بن عمر گوید: پیامبر دستور داد نخلهاى خرماى بنوالنضیر را طعمه حریق ساخته و آتش بزنند سپس این آیة نازل گردید.[۴]
جابر گوید: پیامبر دستور داد درختهاى خرماى بنوالنضیر را قطع نمایند این کار بر مسلمین دشوار آمد و نزد پیامبر آمدند و گفتند: یا رسول الله اگر این درختان را قطع کنیم. آیا گناهى براى ما محسوب نخواهد گردید؟ سپس این آیة نازل شد[۵] اگر چه سند این حدیث ضعیف به نظر مى آید.[۶]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
ما قَطَعْتُمْ مِنْ لِينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوها قائِمَةً عَلى أُصُولِها فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَ لِيُخْزِيَ الْفاسِقِينَ «5»
آنچه از درخت خرما قطع كرديد يا آن را ايستاده بر پاى خود واگذاشتيد، همه به خواست و فرمان خداوند بود و (خداوند مىخواست) فاسقان را خوار گرداند.
نکته ها
«لِينَةٍ» به معناى نرمى است و به درخت خرما نيز كه ميوهاى نرم دارد، گفته مىشود. «1»
اسلام، رزمندگان را از مسموم كردن آب و قطع درختان سرزمين دشمن منع مىكند؛ ولى گاهى به دليل مزاحمت درخت براى حركت رزمندگان و يا براى ضربه زدن به روحيه كافران پيمان شكن، فرمان قطع درخت صادر مىشود. شايد آيه پاسخى به ترديد مسلمانان در صحت عمل خويش يا اشكال يهود نسبت به قطع درختان باشد كه قرآن مىفرمايد: اين فرمان، از طرف خدا بود.
پیام ها
1- در جبهه جنگ، تمام حركات بايد زير نظر فرمانده باشد. ما قَطَعْتُمْ ... فَبِإِذْنِ اللَّهِ
2- در شرايطى، تخريب منازل و قطع اشجار لازم است. يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ ... قَطَعْتُمْ ...
3- قطع كردن يا نكردن درختان، حدودى دارد كه بايد با جواز الهى انجام گيرد.
ما قَطَعْتُمْ ... أو تركتم ... فَبِإِذْنِ اللَّهِ
4- فسق و اعتقادات فاسد انسان، در هدر رفتن اموال او اثر دارد. ما قَطَعْتُمْ ...
الْفاسِقِينَ
5- كارهاى ايذايى در جبهه مانعى ندارد. «لِيُخْزِيَ الْفاسِقِينَ»
«1». مفردات راغب.
تفسير نور(10جلدى)، ج9، ص: 541
پانویس
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
- محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه.




