آیه 44 سوره مؤمنون
| <<43 | آیه 44 سوره مؤمنون | 45>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
سپس پیغمبران خود را پی در پی فرستادیم و هر قومی که رسول بر آنها آمد آن رسول را تکذیب و انکار کردند، ما هم آنها را از پی یکدیگر همه را هلاک کردیم و داستانهای هلاک آن اقوام را عبرت دیگران ساختیم، که قوم بیایمان را (از رحمت خدا) دوری باد.
آن گاه پیامبران را پی در پی فرستادیم؛ هر زمان برای امتی پیامبرش می آمد او را تکذیب می کردند، و ما این [امت] ها را به دنبال یکدیگر هلاک می کردیم و آنان را [به صورت] سرگذشت ها [برای عبرت دیگران] قرار دادیم؛ پس ملتی که ایمان نمی آورند از رحمت خدا دور باد.
باز فرستادگان خود را پياپى روانه كرديم. هر بار براى [هدايت] امتى پيامبرش آمد، او را تكذيب كردند؛ پس [ما امتهاى سركش را] يكى پس از ديگرى آورديم و آنها را مايه عبرت [و زبانزد مردم] گردانيديم. دور باد [از رحمت خدا] مردمى كه ايمان نمىآورند.
سپس پىدرپى پيامبران خود را فرستاديم. هر بار كه پيامبرى بر ملتى آمد تكذيبش كردند و ما نيز آنها را از پس يكديگر به هلاكت رسانيديم و آنان را داستانها كرديم. اى، نصيب مردمى كه ايمان نمىآورند دورى از رحمت خدا باد.
سپس رسولان خود را یکی پس از دیگری فرستادیم؛ هر زمان رسولی برای (هدایت) قومی میآمد، او را تکذیب میکردند؛ ولی ما این امّتهای سرکش را یکی پس از دیگری هلاک نمودیم، و آنها را احادیثی قرار دادیم (چنان محو شدند که تنها نام و گفتگویی از آنان باقی ماند.) دور باد (از رحمت خدا) قومی که ایمان نمیآورند!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
- تترا: وتر (به فتح اول و كسر آن): فرد، طبرسى فرموده: آن در اصل به معنى قطع است، فرد را از آن وتر گويند كه از غير قطع شده است «تترا» در اصل «و ترى» با واو است و آن، به معنى آمدن يكى بعد از ديگر است. المخجد گويد: «مجىء الواحد بعد الاخر» آن در آيه وصف «رسلنا» است به معنى پى در پى ناگفته نماند در پى در پى بودن فاضله نيز لازم است در لغت مىخوانيم «واتر الانبياء: تابعها بعد فترة تقع بينهما» چنان كه در نهج خطبه اول نيز آمده است.
- احاديث: خبرهاى تازه حدوث: به وجود آمدن. حديث هر چيز تازه را گويند فعل باشد يا قول.
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
ثُمَّ أَرْسَلْنا رُسُلَنا تَتْرا كُلَّ ما جاءَ أُمَّةً رَسُولُها كَذَّبُوهُ فَأَتْبَعْنا بَعْضَهُمْ بَعْضاً وَ جَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ فَبُعْداً لِقَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ «44»
سپس پيامبرانمان را پى در پى (براى هدايت آن امّتها) فرستاديم، هر بار كه پيامبر هر امّتى به سراغ قومش آمد، مردم او را تكذيب كردند، پس ما نيز آن گروه را هلاك كرديم وگروه ديگرى را دنبال آنان آورديم، وما آنان را زبانزد مردم قرار داديم (تا عبرت گيرند) پس قومى كه ايمان نمىآورند دور (از رحمت خدا) باد.
نکته ها
كلمهى «أَحادِيثَ» جمع «احدوثه» به داستانهاى شگفتى گفته مىشود كه با آب و تاب نقل و با علاقه شنيده مىشود.
پیام ها
1- سنّت خداوند بر فرستادن انبيا براى امّتهاست. «رُسُلَنا تَتْرا» (هر اجتماعى رهبر مىخواهد. فكر و علم به تنهايى براى بشر كافى نيست، بلكه بايد امورى را از طريق وحى بدست آورد)
2- تمام انبيا مورد تكذيب قرار مىگرفتند. «كُلَّ ما»
3- هر امّتى براى خود رسولى داشتند. «كُلَّ ما جاءَ أُمَّةً رَسُولُها»
4- نتيجهى تكذيب حقّ، هلاكت است. «وَ جَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ» (از گردنكشان و طاغوتيان، تاريخى بيش نمىماند)
جلد 6 - صفحه 103
5- نفرين كفّار جايز است. «فَبُعْداً» (كلمه «بعدا» مصدرى است كه هميشه به جاى فعل بكار مىرود. بنابراين «بُعداً»، يعنى «بعدوا بُعداً»)
6- نفرين قرآن، به خاطر كفر كافران است. «لا يُؤْمِنُونَ»
7- تحوّلات تاريخى با اراده اوست. و هلاك امّتهاى سركش، نمودى از لعن و نفرين اوست. «وَ جَعَلْناهُمْ أَحادِيثَ فَبُعْداً»
پانویس
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




