آیه 37 سوره الرحمن
| <<36 | آیه 37 سوره الرحمن | 38>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
پس آنگاه که آسمان شکافته شود تا چون گل سرخ گون و چون روغن مذاب و روان گردد (آن روز سخت هولناک از گنه پشیمان شوید).
و ناگهان آسمان بشکافد و چون چرمی سرخ رنگ و گلگون شود.
پس آنگاه كه آسمان از هم شكافد و چون چرم گلگون گردد.
آنگاه كه آسمان شكافته شود، رنگى سرخ چون رنگ چرم خواهد داشت.
در آن هنگام که آسمان شکافته شود و همچون روغن مذاب گلگون گردد (حوادث هولناکی رخ میدهد که تاب تحمل آن را نخواهید داشت)!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
- وردة: ورد: گل. در صحاح گويد: «الورد: الذى يشمّ» وردة براى مفرد است يعنى يك گل. منظور از آن در آيه سرخ و گلگون بودن است.
- دهان: چرم سرخ، چنان كه در صحاح و قاموس آمده است، مجمع و مصباح آن را جمع دهن به معنى روغن گفته است.[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
فَإِذَا انْشَقَّتِ السَّماءُ فَكانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهانِ «37» فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ «38»
پس آنگاه كه آسمان شكافته شده، گلگون و مثل روغن گداخته در آيد، پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را تكذيب مىكنيد؟
فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ «39» فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ «40»
پس در آن روز (و آن موقف خاص) هيچ يك از انس و جن، از گناهش پرسيده نشود. پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را تكذيب مىكنيد؟
نکته ها
در معناى «لا يُسْئَلُ» چند احتمال است:
1. لايسئل عن ذنب المجرم: كس ديگرى را به جاى ديگرى را به جاى مجرم از ميان انس و جن مؤاخذه نمىكنند، بلكه خود مجرم را مؤاخذه مىكنند. «1»
«1». مجمعالبيان.
جلد 9 - صفحه 399
2. در روايات مىخوانيم: قيامت پنجاه موقف دارد، «1» در يك موقف، فرمان بازداشت و حسابرسى و سؤال است، «وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ» «2» در موقف ديگر مهر بر لبها زده مىشود، «نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ» «3» در موقف ديگر از يكديگر استمداد مىكنند و در موقفى همه گريانند. بنابراين اگر در اين آيات مىخوانيم كه از هيچكس سؤال نمىشود، مربوط به موقف خاصّى است.
3. ممكن است مراد آيه، «لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ» اين باشد كه تنها از گناه سؤال نمىشود، زيرا گناه خلافكار در آن روز حاضر است، «وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً» «4» و اسرار درونى او آشكار.
«تُبْلَى السَّرائِرُ» «5» پس از چيزهاى ديگر از قبيل: عمر و درآمد و چگونگى مصرف سئوال مىشود، نه فقط از گناهان انسان.
در آينده آسمانها از هم شكافته و ذوب خواهند شد. آسمانهايى كه «سَبْعاً شِداداً» «6» هستند، مثل روغن مذابّ، روان مىشوند. «فَكانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهانِ»
پیام ها
1- ظهور قيامت، با دگرگونى در نظام طبيعت صورت مىگيرد. فَإِذَا انْشَقَّتِ السَّماءُ ...
2- پايان اين جهان، فروپاشيدن و درهم پيچيدن است، امّا آغازى است براى جهان ديگر. فَإِذَا انْشَقَّتِ السَّماءُ ... فَيَوْمَئِذٍ ...
3- جنّ نيز همچون انسان، اختيار داشته و مرتكب گناه مىگردد. «لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِهِ إِنْسٌ وَ لا جَانٌّ»
«1». بحار، ج 7، ص 126.
«2». صافّات، 24.
«3». يس، 65.
«4». كهف، 49.
«5». طارق، 9.
«6». نبأ، 12.
تفسير نور(10جلدى)، ج9، ص: 400
پانویس
- ↑ تفسير احسن الحديث، سید علی اکبر قرشی، ج10، ص485
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




