آیه 14 سوره آل عمران
| <<13 | آیه 14 سوره آل عمران | 15>> | |||||||||||||
| |||||||||||||||
محتویات
ترجمه های فارسی
مردم را حبّ شهوات نفسانی، از میل به زنها و فرزندان و همیانهایی از طلا و نقره و اسبهای نشان دار نیکو و چهارپایان و مزارع در نظر زیبا و دلفریب است، (لیکن) اینها متاع زندگانی (فانی) دنیاست و نزد خداست منزل بازگشت نیکو.
محبت و عشق به خواستنی ها [که عبارت است] از زنان و فرزندان و اموال فراوان از طلا و نقره و اسبان نشاندار و چهارپایان و کشت و زراعت، برای مردم آراسته شده است؛ اینها کالای زندگیِ [زودگذرِ] دنیاست؛ و خداست که بازگشت نیکو نزد اوست.
دوستىِ خواستنيها[ى گوناگون] از: زنان و پسران و اموال فراوان از زر و سيم و اسبهاى نشاندار و دامها و كشتزار[ها] براى مردم آراسته شده، [ليكن] اين جمله، مايه تمتّع زندگى دنياست، و [حال آنكه] فرجام نيكو نزد خداست.
در چشم مردم آرايش يافته است، عشق به اميال نفسانى و دوست داشتن زنان و فرزندان و هميانهاى زر و سيم و اسبان داغ برنهاده و چارپايان و زراعت. همه اينها متاع زندگى اينجهانى هستند، در حالى كه بازگشتنگاه خوب نزد خدا است.
محبّت امور مادی، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسبهای ممتاز و چهارپایان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است؛ (تا در پرتو آن، آزمایش و تربیت شوند؛ ولی) اینها (در صورتی که هدف نهایی آدمی را تشکیل دهند،) سرمایه زندگی پست (مادی) است؛ و سرانجام نیک (و زندگیِ والا و جاویدان)، نزد خداست.
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
الشهوات: شهوت بمعنى رغبت و دوست داشتن است و در اين آيه بمعنى مفعول است يعنى مشتهيات مى باشد.
بنين: بعيد نيست پسران و دختران هر دو مراد باشند، و براى تغليب «بنين» گفته شده چنان كه در يا بَنِي آدَمَ .
قناطير: جمع قنطار بمعنى مال كثير است، آن در اصل بمعنى محكم كردن است «قنطرت الشي ء: احكمته» ولى راغب آن را جمع قنطره به معنى «پل» مى داند. مال كثير را قنطار گفته اند كه انسان را مثل «پل» بسوى راحتى عبور مى دهد. مقدار آن را هزار و دويست اوقيه، هزار و دويست مثقال، هزار دينار، هزار و دويست دينار و بعضى مقدارى از طلا كه پوست گاوى را پر كند گفته اند.
الخيل: اسبان، اين جمع از لفظ خود مفرد ندارد، خيلاء بمعنى تكبر است، اسبان را از آن خيل گفته اند ظاهرا همه مصداق كثرت هستند كه سوار شونده در خود احساس تكبر مى كند و يا اسبان در راه رفتن متكبر مى باشند (قاموس قرآن).
مسوّمه: علامتدار. نشاندار. ظاهرا آن از سيما بمعنى علامت است.
انعام: چهار پايان. جمع نعم. بقرينه «و الخيل» مراد از آن گاو، گوسفند و شتر است (انعام ثلثه).
حرث: كشت. زرع.
دنيا: مؤنث ادنى بمعنى نزديكتر. در قاموس قرآن گفته ايم، زندگى امروز را از آن «دنيا» گفته اند كه از زندگى آخرت بما نزديكتر است.
مأب: باز گشت. زمان باز گشت. مكان بازگشت در آيه معناى سوم مراد است.[۱]
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
«14» زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِينَ وَ الْقَناطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ
عشق و علاقه به زنان و فرزندان و اموال زياد از طلا ونقره و اسبان ممتاز و چهارپايان و كشتزارها كه همه از شهوات و خواستههاى نفسانى است، در نظر مردم جلوه يافته است، (در حالى كه) اينها بهرهاى گذرا از زندگانى دنياست و سرانجام نيكو تنها نزد خداوند است.
نکته ها
«قَناطير» جمع «قِنطار» به معناى مال زياد است وآمدن كلمهى «مُقَنطرة» به دنبال آن، براى تأكيد بيشتر است. نظير اينكه بگوييم: آلاف و الوف، هزاران هزار.
«خَيل» به معناى اسب و اسب سوار، هردو آمده است و «مُسَوّمة» يعنى نشاندار. اسبهايى كه به خاطر زيبايى اندام و يا تعليمى كه مىديدند، داراى برجستگىهاى خاصّى مىشدند، به آنها «خيل مسومة» مىگفتند.
جلوهكردن دنيا در نظر انسان، گاهى از طريق خيالات شخصى و گاهى از سوى شيطان و گاهى از جانب اطرافيان متملّق صورت مىگيرد. از طريق اوهام شخصى: «يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً» «1» و «فَرَآهُ حَسَناً» «2» و از سوى شيطان: «زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ» «3» و از طرف اطرافيان متملّق «زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ» «4»
مصاديق جلوههاى دنيا كه در آيه ذكر شده، با توجّه به زمان نزول آيه است و مىتواند در هر زمانى مصاديق جديدى داشته باشد. طلا و نقره، كنايه از ثروت اندوزى، و اسب كنايه از مركب و وسيلهى نقليّه است.
سؤال: با اينكه خداوند زينت بودن مال و فرزند را پذيرفته است؛ «الْمالُ وَ الْبَنُونَ زِينَةُ الْحَياةِ
«1». كهف، 104.
«2». فاطر، 8.
«3». انفال، 48.
«4». غافر، 37.
جلد 1 - صفحه 479
الدنيا» «1» پس چرا اين آيه در مقام انتقاد است؟
پاسخ: زينت بودن چيزى، غير از دلبستگى به آن است. در اين آيه انتقاد از دلبستگى شديد است كه از آن به «حُبُّ الشَّهَواتِ» تعبير مىكند.
كلمهى «بَنين» شامل دختران نيز مىشود، نظير اينكه مىگوييم: عابران محترم از پيادهرو حركت كنند كه شامل زنان عابر نيز مىشود.
امام صادق عليه السلام با استناد به «حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ ...» فرمودند: مردم در دنيا و آخرت از چيزى بيشتر از زنان لذّت نمىبرند ... اهل بهشت نيز بيش از هر چيز به نكاح تمايل دارند تا خوردنىها و آشاميدنىها. «2»
اين روايت حكمت تقدّم «النّساء» را بر ديگر موارد بيان مىكند.
پیام ها
1- علاقهى طبيعى به مادّيات، در نهاد هر انسانى وجود دارد، آنچه خطرناك است، فريب خوردن از زينتها وجلوههاى آن و عدم كنترل دلبستگىهاست. «زُيِّنَ لِلنَّاسِ ...»
2- جلوهى دنيا براى مردمِ عادّى است، نه افراد فرزانه. «زُيِّنَ لِلنَّاسِ» چنانكه در نظر همسر فرعون كه فرزانهى تاريخ است، كاخ و طلاى او بىارزش است.
«نَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ» «3»
3- علاقهى بيش از حدّ به زن وفرزند، بيش از هر چيز مايهى دلبستگى انسان به دنيا مىگردد. «حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنِينَ»
4- مراقب باشيم كه زينتها وجلوههاى دنيا، مقدّمهى غفلت از آخرت است.
«زُيِّنَ لِلنَّاسِ ... وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ»
5- يكى از عوامل بد عاقبت شدن، شيفتگى و دلبستگى به دنياست. زيرا عاقبت نيكو تنها نزد خداست. «زُيِّنَ لِلنَّاسِ ... وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ»
«1». كهف، 46.
«2». كافى، ج 5، ص 321.
«3». تحريم، 11.
جلد 1 - صفحه 480
6- يكى از شيوههاى تربيتى، تحقير مادّيات و بيان عظمت معنويات است. «ذلِكَ مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ»
7- بهترين راه براى كنترل علائق مخرّب، مقايسه آن با الطاف جاودانهى الهى است. «وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ»
پانویس
- ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم




