آیه 13 سوره یوسف

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

قَالَ إِنِّي لَيَحْزُنُنِي أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ وَأَخَافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَأَنْتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<12 آیه 13 سوره یوسف 14>>
سوره : سوره یوسف (12)
جزء : 12
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

یعقوب گفت: من از آن دلتنگ می‌شوم که او را ببرید و ترسان و پریشان خاطرم که از او غفلت کنید و طعمه گرگان شود.

گفت: بردن او مرا سخت اندوهگین می کند، و می ترسم شما از او غفلت کنید و گرگ، او را بخورد.

گفت: «اينكه او را ببَريد سخت مرا اندوهگين مى‌كند، و مى‌ترسم از او غافل شويد و گرگ او را بخورد.»

گفت: اگر او را ببريد، غمگين مى‌شوم و مى‌ترسم كه از او غافل شويد و گرگ او را بخورد.

(پدر) گفت: «من از بردن او غمگین می‌شوم؛ و از این می‌ترسم که گرگ او را بخورد، و شما از او غافل باشید!»

ترجمه های انگلیسی(English translations)

He said, ‘It really upsets me that you should take him away, and I fear the wolf may eat him while you are oblivious of him.’

He said: Surely it grieves me that you should take him off, and I fear lest the wolf devour him while you are heedless of him.

He said: Lo! in truth it saddens me that ye should take him with you, and I fear less the wolf devour him while ye are heedless of him.

(Jacob) said: "Really it saddens me that ye should take him away: I fear lest the wolf should devour him while ye attend not to him."

معانی کلمات آیه

ذئب: (به كسر- ذ): گرگ. اين كلمه ، سه بار در قرآن آمده است (يوسف/ 13، 14، 17).[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

قالَ إِنِّي لَيَحْزُنُنِي أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ وَ أَخافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَ أَنْتُمْ عَنْهُ غافِلُونَ «13»

(يعقوب) گفت: همانا اينكه او را ببريد مرا غمگين مى‌سازد و از اين مى‌ترسم كه گرگ او را بخورد و شما از او غافل باشيد.

پیام ها

1- فراق و جدائى حتّى براى انبيا حزن آور است. «لَيَحْزُنُنِي»*

2- امتحان الهى از همان ناحيه‌اى است كه افراد روى آن حساسيّت دارند.

(يعقوب نسبت به يوسف حسّاس بود و فراق يوسف، وسيله آزمايش او شد) لَيَحْزُنُنِي‌ ... أَخافُ*

3- پرده‌درى نكنيد. «أَخافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ»

(پدر از حسادت فرزندان آگاه بود و به همين دليل به يوسف فرمود: خوابى را

جلد 4 - صفحه 169

كه ديده‌اى براى برادرانت بازگو مكن. ولى در اينجا حسادت آنان را مطرح نمى‌كند، بلكه خطر گرگ و غفلت آنان از يوسف را بهانه مى‌آورد.)

4- به فرزند خود، استقلال بدهيد.

(عشق پدرى به فرزند و دفاع از او در برابر احتمال خطر، دو اصل است، ولى استقلال فرزند نيز اصل ديگرى است. يعقوب، يوسف را به همراه ساير برادران فرستاد. زيرا نوجوان بايد كم‌كم استقلال پيدا كرده و از پدر جدا شود، براى خود دوست انتخاب كند، فكر كند و روى پاى خود بايستد، هر چند به قيمت تحمّل مشكلات و اندوه باشد.)

5- حساسيّت‌ها را در نزد هر كس بازگو نكنيم و گرنه ممكن است عليه خود انسان مورد استفاده قرار گيرد. «أَخافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ»*

6- غفلت موجب ضربه و آسيب پذيرى مى‌گردد. «يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَ أَنْتُمْ عَنْهُ غافِلُونَ»*



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه