رعایت سطح مخاطب عام متوسط است
رعایت ادبیات دانشنامه ای متوسط
مقاله بدون شناسه یا دارای شناسه ضعیف است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

ابن جنيد اسکافی

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۲۴ آوریل ۲۰۲۳، ساعت ۱۲:۳۴ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«محمد بن احمد بن جنید اسکافى» (م، ۳۸۱ ق) معروف به «ابن‌ جُنَید»، فقیه، محدث و متکلم امامی قرن ۴ هجری است. آراء ابن جنید همیشه در فقه مطرح بوده و فقها از او به همراه ابن ابی عقیل، با عنوان «قدیمین» (دو فقیه دوران قدیم) یاد می‌کنند.[۱] برخی آرای فقهی و کلامی اسکافی مخالف نظر بیشتر علمای شیعه بوده، از این رو مورد انتقاد آنان قرار گرفته است.

نام کامل محمد بن احمد بن جنید اسکافى
زادروز ۳۰۰ قمری
زادگاه اسکاف، عراق
وفات ۳۸۱ قمری
مدفن ری

Line.png

اساتید

حمید بن‌ زیاد واقفى‌، عبدالواحد بن‌ عبدالله‌ موصلى‌، احمد بن‌ محمد عاصمى‌، محمد بن‌ على‌ بن‌ معمر کوفى‌،...

شاگردان

حسین‌ بن‌ عبیدالله‌ غضایری‌، شیخ‌ مفید، ابن‌ عبدون‌،...

آثار

تهذیب الشیعه لاحکام الشریعه، المختصر الاحمدی للفقه المحمدی، الارتیاع فی تحریم الفقاع، ازالة الران عن قلوب الاخوان، تبصرة العارف و نقد الزائف،...

زندگی‌نامه

ابوعلی محمد بن احمد بن الجنید اسکافی در اسکاف (از نواحى‌ نهروان‌، بین‌ بغداد و واسط) در یک خانواده علمی‌‌‌ متولد شد. درباره تاریخ‌ ولادت‌ او در منابع‌ گزارشى‌ دیده‌ نمى‌شود، اما از آنجا که‌ قدیم‌ترین‌ استاد شناخته‌ شده او حمید بن‌ زیاد در ۳۱۰ ق‌. وفات‌ یافته‌، وی‌ مى‌بایست‌ مدتى‌ پیش‌ از ۳۰۰ ق‌. متولد شده‌ باشد.

او در روزگاری بسر می‌برد که مناطق اسلامی ‌‌‌تازه از ترکتازی خلفای بنی‌العباس نجات پیدا می‌کرد. از زمان رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله تا حدود ۳۰۰ هـ.ق ‌‌شیعیان وضع ناگوار و موقعیت نامطلوبی داشتند، چه آنان همیشه در اقلیت بودند و از هر گونه ابراز عقیده و اعلام وجود ممنوع بودند، ولی از اواسط قرن چهارم هجری - دوران ابن جنید اسکافی - شیعیان به میزان قابل توجهی از آن محدودیت‌ها رهایی پیدا کردند، زیرا دولتهای مقتدری مانند آل‌بویه در احترام و تجلیل شیعیان کوشا بودند.[۲]

این عوامل زمینه را فراهم ساخت تا شیعیان از گوشه و کنار سربرآورده و با همت شایان توجه به تشکیل جمعیت‌ها و تأسیس حوزه‌های علمی ‌‌‌و نشر معارف و حقایق اهل بیت علیهم‌السلام بپردازند که ارتباط ابن جنید با دانشمندان اهل سنت و مسافرت کلینی و صدوق دو پیشوای بزرگ حدیث به بغداد و اقامت آنان در آن شهر (مرکز اهل سنت) نشانه‌هایی از این فضای مناسب سیاسی می‌‌‌باشد.

درباره وفات‌ ابن جنید اسکافی در منابع‌ به‌ نقل‌ از مأخذی‌ نامعلوم‌ گفته‌ شده‌ که‌ او در ۳۸۱ ق‌. در ری‌ درگذشته‌ است‌، ولى‌ با توجه‌ به‌ اینکه‌ ابن‌ ندیم‌ در الفهرست‌ که‌ آن‌ را در ۳۷۷ ق‌. به‌ پایان‌ رسانده‌، از ابن‌ جنید با عبارت‌ «قریب‌ العهد» یاد کرده‌ است‌، وی‌ باید مدتى‌ پیش‌ از ۳۷۷ ق‌. وفات‌ یافته‌ باشد.

مشایخ و راویان

مى‌توان‌ از مشایخ روایى‌ ابن جنید، حمید بن‌ زیاد واقفى‌، عبدالواحد بن‌ عبدالله‌ ابن‌ یونس‌ موصلى‌، احمد بن‌ محمد عاصمى‌، محمد بن‌ على‌ بن‌ معمر کوفى‌ از امامیه‌، ابوالعباس‌ محمد بن‌ حسین‌ بن‌ احمد بن‌ عبدالله‌ علوی‌ از زیدیه‌، و ابوعثمان‌ بن‌ عثمان‌ بن‌ احمد ذهبى‌ احتمالاً از اهل‌ سنت‌ را نام‌ برد.[۳]

از راویان‌ وی‌ نیز حسین‌ بن‌ عبیدالله‌ غضایری‌، شیخ‌ مفید و ابن‌ عبدون‌ را مى‌شناسیم‌.[۴] ظاهراً جمعى‌ دیگر از مشایخ‌ نجاشى‌ و شیخ طوسى‌ نیز از وی‌ روایت‌ کرده‌اند.

دیدگاه‌های فقهی و کلامی

ابن‌ جنید گرچه‌ به‌ کلام و حدیث نیز اهتمام‌ داشت‌، ولى‌ جنبه بارز شخصیت‌ علمى‌ وی‌ در فقه‌ استدلالى‌ اوست‌. ابن‌ جنید به‌ عنوان‌ یک‌ باور کلامى‌، اقوال‌ فقهى‌ امامان‌ را نه‌ بر اساس‌ نقل‌، بلکه‌ بر اساس‌ رأی‌ مى‌پنداشته‌ و به‌ همین‌ جهت‌ اختلاف‌ در روایات‌ فقهى‌ را نیز ناشى‌ از اختلاف‌ امامان‌ در رأی‌ دانسته‌ است‌،[۵] از این‌ رو طبیعى‌ است‌ که‌ برای‌ ترجیح‌ یک‌ روایت‌ بر دیگری‌، روشى‌ کاملاً متفاوت‌ با روش‌ معمول‌ بین‌ فقیهان‌ امامى‌ زمان‌ خود داشته‌ باشد.

در مورد تمسک‌ به‌ خبر واحد، بر خلاف‌ روش‌ فقیهان‌ متکلم‌ امامیه‌ و بر وفق‌ نظر فقیهان‌ اهل‌ سنت‌ و البته‌ اخباریان امامى‌، به‌ حجیت‌ خبر واحد قائل‌ بوده‌ و عمل‌ به‌ آن‌ در بسیاری‌ از استدلالات‌ او به‌ چشم‌ مى‌خورد و شیخ‌ مفید از این‌ بابت‌ بر او خرده‌ گرفته‌ است‌.

در مورد قیاس در منابع‌ تصریح‌ شده‌ است‌ که‌ او قائل‌ به‌ حجیت‌ قیاس‌ به‌ شیوه ابوحنیفه‌ و دیگر فقهای‌ اهل‌ سنت‌ بوده‌؛[۶] و ظاهراً کتابهایی چون «اظهار ما ستره‌ اهل‌ العناد من‌ الروایة عن‌ ائمة العترة من‌ امر الاجتهاد» را در دفاع‌ از این‌ موضوع‌ تألیف‌ کرده‌ است‌.

استدلالات‌ استحسانى‌ را نیز مى‌توان‌ به‌ کثرت‌ در مباحث‌ ابن‌ جنید ملاحظه‌ کرد، اما در مواردی‌ که‌ مبنای‌ امر علت‌ تشریع‌ حکم‌ باشد، استدلالش‌ کمتر سلیقه‌ای‌ است‌.

بجز آنچه‌ ذکر شد، یکى‌ از خصوصیات‌ فقه‌ ابن‌ جنید گرایش‌ او به‌ احتیاط حتى‌ در غیر موارد اختلاف‌ روایت‌ است‌. تمایل‌ غالب‌ او به‌ حمل‌ امر بر وجوب‌ و نهى‌ بر حرمت‌ در عبادات‌ در موارد مردد و احتیاط او در مسائل‌ معاملات‌ از جمله‌ مسائل‌ ربا، این‌ گرایش‌ را نشان‌ مى‌دهد.

از جمله‌ نظرات‌ کلامى‌ او، چنانکه‌ گذشت‌، یکى‌ این‌ است‌ که‌ اقوال‌ فقهى‌ امامان‌ را حاصل‌ اجتهاد و رأی‌ ایشان‌ مى‌دانست‌. وی‌ همچنین‌ از آن‌ دسته‌ متکلمان‌ است‌ که‌ معتقدند، حکم‌ امامان‌ همواره‌ بر اساس‌ ظواهر است‌، نه‌ بر اساس‌ علم‌ ایشان‌ بر بواطن‌ امور.[۷] ابن‌ جنید در زمینه‌های‌ حساس‌ کلام‌ امامیه‌ آثاری‌ تألیف‌ کرده‌ است‌، چون‌: ازالة الران‌ عن‌ قلوب‌ الاخوان‌ در مسأله غیبت‌؛ کتاب‌ الظلامة لفاطمة(ع‌) ظاهراً درباره مسائل‌ پیش‌ آمده‌ بین‌ حضرت فاطمه‌(ع‌) و ابوبکر؛ ایضاح‌ خطأ من‌ شنع‌ على‌ الشیعة فى‌ امر القرآن‌، احتمالاً در دفاع‌ و توجیه‌ موضع‌ امامیه‌ در مورد تحریف‌ یا خلق‌ قرآن‌؛ ردیه‌ای‌ بر مرتدان‌ با عنوان‌ الاسفار.

ابن جنید در کلام عالمان

نجاشی درباره او گوید: محمد بن احمد بن الجنید ابوعلی الکاتب الاسکافی آبروی اصحاب ما ثقه جلیل‌القدر دارای تألیفات فراوان و متعدد؛ از برخی از مشایخ خود شنیدم که در پیش او مال و شمشیری از حضرت صاحب عجل الله تعالی فرجه بود که به هنگام مرگ به کنیزش وصیت نمود و پیش او ضایع گردید. نجاشی پس از شمارش تالیفات متنوع و متعدد ابن جنید اظهار می‌‌‌دارد: از مشایخ موثق خود شنیدم که او قائل به قیاس بود و همگی خبر داده‌اند که آنان اجازه روایت کتاب‌ها و مصنفات او را داشته‌اند.[۸]

ابن‌ داوود حلى‌ او را در زمره ممدوحین‌ آورده‌ و علامه حلى‌[۹] او را توثیق‌ کرده‌ است‌. شهید اول‌[۱۰] نه‌ تنها او را ثقه‌ دانسته‌، بلکه‌ حدیث‌ مرسل‌ او را در مرتبه مسند دانسته‌ است‌.

سید صدرالدین صدر مؤلف کتاب تأسیس الشیعه در حق او می‌‌‌گوید: یکی دیگر از بزرگان فقهای ما ابن جنید محمد بن احمد بن الجنید ابوعلی مشهور به کاتب اسکافی است. او دارای کتاب‌های متعددی در فروع و اصول فقه می‌‌‌باشد. فقه را تنظیم و ابوابی بر آن مترتب ساخت، ابواب را جدا از هم قرار داد و نهایت تلاش خود را در این راه صرف نمود، اگر مساله‌ای روشن بود در آن مورد فقط به ذکر فتوی اکتفا ورزید و اگر مساله تا حدودی مشکل و غامض بود به عامل اصلی آن نیز اشاره کرده و دلیل آن را نیز ذکر می‌‌‌نمود و اگر مساله دارای اقوالی از سوی فقها بود آن‌ها را نیز نقل می‌‌‌کرد. از کتاب‌های او می‌‌‌توان: تهذیب الشیعه لاحکام الشریعه و کتاب الاحمدی للفقه المحمدی و کتاب النصره لاحکام العتره را نام برد... .[۱۱]

آیت الله خوئی صاحب معجم رجال الحدیث، پس از نقل آرا و نظریات بزرگان تراجم، سخن علامه حلی را در حق او نقل می‌‌‌کند که او را با ثقه بودن و جلالت قدر می‌‌‌ستاید. سپس سخن نوه شهید ثانی شیخ محمد بن حسن بن الشهید الثانی در اعتراض به توصیف علامه را بازگو می‌‌‌نماید: سخن علامه نمی‌‌‌تواند خالی از غرابت و تعجب باشد چون نجاشی و شیخ در حق او گفته‌اند که او قائل به قیاس بود و این دو گفتار نشانه آن است که اختلالی در امر او وجود داشته است چون اصحاب ما عقیده دارند که ترک عمل به قیاس از ضروریات است و اعتقاد به آن مضر عقیده و موجب خروج از عدالت می‌‌‌باشد پس چگونه او می‌‌‌تواند ثقه بوده باشد؟

آیت الله خویی پس از نقل سخن او اظهار می‌‌‌دارد: مثل این که او در اعتراض به سخن علامه حلی قول خود نجاشی را ندیده است و در عین این که مساله اعتقاد به قیاس را در حق او بازگو می‌‌‌کند در عین حال او را با عنوان ثقه و جلیل‌القدر بودن توصیف می‌‌‌کند. حقیقت امر آن است که عدم جواز عمل به قیاس هر چند از ضروریات مذهب شیعه است ولی از کجا معلوم که شیخ عالم به این امر بوده است. پس عمل او به قیاس بر حسب اجتهاد خود بوده است و او در این باره معذور است و اگر تنزل نمودیم و گفتیم عمل او به قیاس موجب فسق است (و با جزم این سخن را نمی‌‌‌گویم) باز این امر منافاتی با وثاقت او نمی‌‌‌تواند داشته باشد.[۱۲]

آثار و تألیفات

با تفحصی‌ در اسناد ثبت‌ شده‌ در الفهرست‌ طوسی‌ و رجال نجاشی‌ آشکار می‌شود که‌ ابن جنید در روایت‌ آثار سلف‌ امامیه‌ اهتمام‌ ویژه‌ای‌ داشته‌ است‌. اسکافی در عمر پربرکت خویش تألیفات متعددی حدود پنجاه جلد کتاب را به رشته تحریر درآورده است که بیشتر آن‌ها در فقه، اصول، کلام و علوم ادبی است. اسامی ‌‌‌برخی از آن‌ها به این ترتیب است:

  1. تهذیب الشیعه لاحکام الشریعه؛ شیخ طوسى‌ آن‌ را در ۲۰ مجلد دانسته‌، و نجاشى‌ فهرستى‌ از فصول‌ آن‌ را به‌ دست‌ داده‌ است‌.
  2. المختصر الاحمدی للفقه المحمدی؛ علامه‌ حلى‌ آن‌ را مختصر تهذیب‌ الشیعة دانسته‌ است‌. این‌ کتاب‌ مورد استفاده سید مرتضى‌ و ابن‌ ادریس‌ واقع‌ شده‌ است.
  3. الارتیاع فی تحریم الفقاع
  4. ازالة الران عن قلوب الاخوان (در امر غیبت)
  5. استخراج المراد عن مختلف الخطاب
  6. الافصاح‌ و الایضاح‌ للفرائض‌ و المواریث‌
  7. الاستنفار الی الجهاد
  8. احکام الارش
  9. احکام الصلوة
  10. احکام الطلاق
  11. الاستیفاء
  12. الاسراء
  13. الاسفار فی الرد علی المؤیده
  14. الاشارات الی ما ینکره العوام
  15. اشکال جملة المواریث
  16. اظهار ما ستره اهل العناد من الروایه عن الائمه فی امر الاجتهاد
  17. الافهام لاصول الاحکام
  18. الفی مساله (دو هزار مساله)
  19. الالفیه (هزار مساله)، در کلام
  20. امثال القرآن (مثل‌های قرآن)
  21. الایناس بائمة الناس
  22. البشارة و القدارة
  23. تبصرة العارف و نقد الزائف (در فقه اثنی عشری حاوی احتجاج بر مذهب حق)
  24. التحریر والتقریر
  25. التراقی الی اعلی المراقی
  26. بنیة الساهی بالعلم الالهی
  27. الفهرست
  28. حدائق القدس
  29. قدس الطور و ینبوع النور فی معنی الصلوة علی النبی
  30. مشکلات المواریث، که آقا بزرگ تهرانی در جلد ۲۱ الذریعه به نقل از نجاشی آن را ذکر می‌‌‌کند.
  31. المسح علی الخفّین
  32. ما نقضه الزجاجی النیشابوری بر ابی فضل بن شاذان.[۱۳]

عنوان کتاب‌های فوق - بدون توجه به محتوی و مضمون آن‌ها - نشان دهنده شناخت و معرفت او به اسالیب بلاغت و فصاحت می‌‌‌باشد؛ از این رو گفته شده است که او در اثر مهارتی که در اصول نگارش و املا داشته است، عنوان «کاتب» و نویسنده را نیز داشته است.[۱۴]

پانویس

  1. آشنایی با علوم اسلامی‌‌‌، ص ۲۹۴.
  2. مروج الذهب، ج ۴، ص ۳۰۷؛ مکتب اسلام، سال اول، شماره ۳، ص ۴۸-۴۹.
  3. طوسى‌، الفهرست‌، ۱۲، ۲۸؛ همو، رجال‌، ۴۵۴.
  4. طوسى‌، الفهرست‌، ۱۲.
  5. شیخ مفید، اجوبة المسائل‌ السرویة، ۲۲۴.
  6. طوسى‌، الفهرست‌، ۱۳۴.
  7. سید مرتضى‌، الانتصار، ۲۳۷- ۲۴۳.
  8. رجال نجاشی، ص ۳۸۵ تا ۳۸۸، کد معرفی ۱۰۴۷.
  9. الرجال‌، ص۱۴۵.
  10. الذکری‌، ۲۵۴-۲۵۵.
  11. تاسیس الشیعه، لعلوم الاسلام.
  12. معجم رجال الحدیث، ج ۱۴، ص ۳۱۸ تا ۳۲۲، کد معرفی ۱۰۰۸۱.
  13. معجم رجال الحدیث، ج ۱۴، ص ۳۱۸ تا ۳۲۲، کد معرفی ۱۰۰۸۱.
  14. رجال نجاشی، ص ۳۸۶، کد معرفی ۱۰۴۷.

منابع