آیه 119 سوره توبه

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۹ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۱:۰۲ توسط مهدی موسوی (بحث | مشارکت‌ها) (نزول)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ

مشاهده آیه در سوره


<<118 آیه 119 سوره توبه 120>>
سوره : سوره توبه (9)
جزء : 11
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

ای اهل ایمان، خداترس باشید و با مردان راستگوی با ایمان بپیوندید.

ای کسانی که ایمان آورده اید! از خدا پروا کنید و با صادقان باشید [صادقانی که کامل ترینشان پیامبران و اهل بیت رسول بزرگوار اسلام هستند.]

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از خدا پروا كنيد و با راستان باشيد.

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از خدا بترسيد و با راستگويان باشيد.

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، و با صادقان باشید!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

O you who have faith! Be wary of Allah, and be with the Truthful.

O you who believe! be careful of (your duty to) Allah and be with the true ones.

O ye who believe! Be careful of your duty to Allah, and be with the truthful.

O ye who believe! Fear Allah and be with those who are true (in word and deed).

معانی کلمات آیه

«الصَّادِقِینَ»: راستان در کردار و گفتار و پندار.

نزول

کعب بن مالک گوید: این آیه درباره ما نازل شده است.[۱]

شیخ بزرگوار ما در تفسیر خود بدون ذکر شأن و نزول گوید که منظور از «کونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ» یعنى با کعب بن مالک و اصحاب او و نیز از ابن عباس نقل گردیده که مراد از صادقین امام على ابن ابى‌طالب علیه‌السلام است[۲].[۳]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ «119»

اى كسانى‌كه ايمان آورده‌ايد! از خدا پروا كنيد و با راستگويان باشيد.

نکته ها

در روايات شيعه و سنى آمده است كه مقصود از «الصَّادِقِينَ»، محمّد صلى الله عليه و آله و آل‌محمّد عليهم السلام مى‌باشند.

آيه 177 سوره‌ى بقره، اهل ايمان، انفاق، نماز، وفاى به عهد و صبر در برابر مشكلات را صادق مى‌شمارد و آيه 15 سوره حجر و 8 سوره حشر، مهاجرانِ رنج كشيده و جان بركف را «صادق» شمرده است.

پیام ها

1- دوستى، همنشينى و همراهى با راستگويان، يكى از عوامل تربيت و جلوگيرىِ انسان از انحراف است. «اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ»

2- از رهبران الهى جدا نشويم. «كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ»

3- رهبران الهى معصوم هستند، وگرنه خداوند فرمان نمى‌داد با آنان باشيد. «1» «كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ»

4- تكامل جامعه در سايه‌ى ايمان، تقوا و اطاعت از رهبر معصوم است. «آمَنُوا، اتَّقُوا، مَعَ الصَّادِقِينَ»

5- در هر زمان بايد معصومى باشد كه مسلمانان با او همراه باشند. «كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ»


«1». شگفت از فخررازى كه مى‌گويد: معصوم، فرد خاصّى نيست، بلكه اجماع امّت از خطا معصوم است!! آيا اجتماع افراد جايزالخطا و فاسق، عصمت‌آور است؟

تفسير نور(10جلدى)، ج‌3، ص: 519

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ (119)

بعد از آن خطاب به مؤمنان فرمايد:

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا: اى كسانى كه ايمان آورديد. اتَّقُوا اللَّهَ‌: بپرهيزيد و بترسيد از خدا و به مخالفت او قيام مكنيد. وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ‌: و باشيد با راستگويان در اقوال. 2- راستگويان در دين خدا به نيات و اقوال و افعال مانند اين سه نفر تائب كه راست گفتند و عذر باطل نياوردند و به سبب راستى (من صدق نجى) نجات يافتند. 3- نزد بعضى خطاب به اهل كتاب است يعنى اى گرويدگان به موسى و عيسى، بترسيد از خداى تعالى در مخالفت پيغمبر، و باشيد با صادقان كه اصحاب اخيار و امت بزرگوار او هستند. 4- نزد جمعى مراد به صادقان كسانيند كه در اين آيه ذكر شده‌ «رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ‌

ج5، ص 229

عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‌ نَحْبَهُ» «1» كه عبيدة بن حارث و حمزة بن عبد المطلب و جعفر بن ابى طالب‌ «وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ» مانند على بن ابى طالب عليه السّلام و ابن جريح: مراد از صادقين مهاجرين‌اند به دليل‌ «لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرِينَ‌ (الى قوله) هُمُ الصَّادِقُونَ» «2». 5- نزد بعضى مراد نبيين و صديقين‌اند كه امروز با اينها باش تا فردا با ايشان باشى. 6- ابو صالح از ابن عباس كه مراد على بن ابى طالب و اصحابش مى‌باشند. 7- در مجمع‌ «3» و رازى‌ «4» جابر بن عبد الله انصارى از حضرت باقر عليه السّلام روايت نموده كه فرمود: با آل محمّد عليهم السلام باشيد.

8- ابراهيم حموينى و حافظ ابو نعيم و ثعلبى در كتاب كشف و خركوشى در كتاب شرف المصطفى و ابن قعنب و ابو يوسف در تفسير خود و ثقفى از علماى عامه هر يك به طرق خود نقل نموده كه مراد صادقين، محمّد و آل محمد عليهم السلام است. «5» تحقيق- كيفيت استدلال:

اولا مراد آيه شريفه صادقين على الاطلاق است، يعنى كسى كه صادق در جميع اعمال و افعال و صادق در نيات و قلوب باشند كه زنگ و زيغ در قلوب آنها نبوده مستقيم در تمام امور باشند، و آن تحقق نيابد مگر در كسانى كه معصوم باشند، و مراد معيت با جسم و بدن نخواهد بود، زيرا محال و بيفايده است بلكه مراد به دلالت عقل بايد وجوب متابعت با آنها باشد كه در اقوال و افعال صادق، و تمام امت بايد مطيع و منقاد امر و نهى او شوند، و اين ممكن نيست مگر آنكه داراى موهبت كبراى عصمت باشد و در ميان امت متصف به صفت صدق مطلق، و معصوم از هر زلل اختصاص به حضرت على و اولاد

«1» سوره احزاب آيه 23.

«2» سوره حشر آيه 8.

«3» مجمع ج 3 ص 81.

«4» تفسير ابو الفتوح رازى ج 5 ص 277.

«5» تفسير برهان ج 2 ص 170. بنقل از ثعلبى. و ابو حاكم حسكانى در شواهد التنزيل در ذيل آيه شريفه نقل فرموده است.

ج5، ص 230

طاهرين او صلوات الله عليهم اجمعين خواهد داشت.

ثانيا- اگر مراد از صادقين صادق فى الجمله باشد هر آينه به مقتضاى ظاهر آيه بايد مكلفين مأمور باشند به متابعت هر كسى كه فى الجمله صادق باشد و لو يك دفعه، زيرا امر به متابعت مطلق و مقيد به زمانى و فعلى نفرمود، بنابراين متابعت صادقين فى الجمله در اقوال و اعمال ناشايسته لازم آيد، و حال آنكه بالاتفاق باطل است؛ پس برهان عقلى حكم شود به آنكه وجوب متابعت نسبت به صادقين مطلق، و مصدقين تصديق حق مى‌باشد، و آن منحصر است به اهل بيت عصمت و طهارت.

ثالثا- بنابر فرض صادق فى الجمله امر به متناقضين و اجتماع ضدين و آن به بديهه عقل باطل است، زيرا امر فرمود به متابعت ايشان و نهى فرمود از ارتكاب حرام، پس اگر صادق فى الجمله فعل حرام نمايد، هم امر به متابعت او خواهد بود و هم نهى از متابعت، و آن اجتماع نقيضين است، و ايضا هم امر به متابعت او فرموده در آن فعل و هم امر نموده به وجوب ترك آن و اين اجتماع ضدين، و صدور چنين تكليفى از حكيم على الاطلاق محال است، پس مراد صادقين مطلق باشد در كليه امورات، و در ميان امت غير ائمه معصومين و منصوبين از جانب رسول امين و متعين به وحى خداوند مبين، نخواهد بود.

رابعا در آيه شريفه حق تعالى خطاب به مؤمنين فرموده بر سبيل عموم به تحصيل تقوى، و آن معقول نيست مگر كسى كه محتمل باشد در حق او عدم تقوى و جواز خطا و بعد بر سبيل عموم امر فرموده به متابعت صادقين، و مسلما مأمورين به متابعت صادقين غير صادقين‌اند، زيرا اگر عين هم باشند لازم آيد اتحاد تابع و متبوع، و آن باطل است، پس بايد صادقين، معصومين از خطا باشند، و عصمت هم امر مخفى، و جز علام الغيوب كسى به آن عالم نيست، لذا تعيين صادقين در آيه از جانب رب العالمين خواهد بود.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ (119)

ترجمه‌

اى آنچنان كسانيكه ايمان آورديد بترسيد از خدا و باشيد با راستگويان.

تفسير

بعضى گفته‌اند چون كسانيكه در جنگ تبوك حاضر نشدند و مخالفت نمودند دو دسته بودند يكدسته بعد از مراجعت پيغمبر (ص) عذرهاى دروغى براى تبرئه خودشان ذكر كردند و دسته ديگر مانند سه نفريكه در آيه سابقه ذكر شد صريحا اقرار بگناه نمودند و گفتند همان معصيت تخلّف ما را بس است خدا و پيغمبر كه از واقع امر مطّلعند چرا ما دروغ بگوئيم و نفاق ورزيم و اين آيه نازل شد كه دلالت دارد بر آنكه اهل ايمان بايد از خدا بترسند و مخالفت با پيغمبر (ص) ننمايند و در صورت تخلّف مانند آنسه نفر راست بگويند و عذر بى‌وجه نياورند و از فرقه راستگويان و اهل صدق و صفا باشند و موافق و هم مسلك با آنها نه اهل نفاق و بعضى گفته‌اند صادق كسى است كه قول و عمل او مطابق با حق باشد چون صفت مدح است و بر غير مستحق آن اطلاق نمى‌شود پس مراد آنستكه در زمره و جماعت راستگويان در اقوال و عقائد باشيد و پيروى از ايشان نمائيد مانند آنكه گفته ميشود من با فلانى در اين مسئله موافقم يعنى تبعيت از او نمودم و بعضى گفته‌اند مراد كسانى هستند كه خداوند آنها را بصدق در قرآن معرفى فرموده در آنجا كه ميفرمايد رجال صدقوا ما عاهدوا اللّه عليه فمنهم من قضى نحبه يعنى حمزة بن عبد المطّلب و جعفر بن ابى طالب و منهم من ينتظر يعنى على بن أبي طالب (ع) و در كافى از امام باقر و امام رضا و در مجمع از امام باقر عليهما السّلام و قمى بلفظ قال كه ظاهرا

جلد 2 صفحه 634

مراد امام صادق (ع) است نقل نموده‌اند كه مراد از صادقين ائمه اطهار و آل محمد عليهم السلامند و در اكمال از امير المؤمنين (ع) نقل نموده كه در زمان خلافت عثمان در محضر جماعتى از مهاجران و انصار فرمود سؤال ميكنم از شما بخدا آيا ميدانيد وقتى اين آيه نازل شد سلمان به پيغمبر (ص) عرض كرد يا رسول اللّه آيا اين آيه عامّ است يا خاص و پيغمبر فرمود كسانيكه مأمور شدند عموم مسلمانانند ولى راستگويان پس مخصوص به برادر و اوصياء من است بعد از او تا روز قيامت و ايشان گفتند بلى خدا شاهد است و در مجمع از امام صادق (ع) نقل نموده كه من الصادقين قرائت فرمود و شك نيست كه افراد كامله آنذوات مقدّسه‌اند و بنظر حقير مفاد من با مع در اين مقامات متحد است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


يا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا اتَّقُوا اللّه‌َ وَ كُونُوا مَع‌َ الصّادِقِين‌َ (119)

اي‌ گروه‌ كساني‌ ‌که‌ ايمان‌ بخدا و ‌رسول‌ و روز جزاء آورده‌ايد ‌از‌ مخالفت‌ و معاصي‌ الهي‌ كاملا پرهيز كنيد و ‌با‌ صادقين‌ باشيد و متابعت‌ ‌آنها‌ ‌را‌ بكنيد و دست‌ ‌از‌ دامن‌ ‌آنها‌ برنداريد.

‌اينکه‌ ‌آيه‌ شريفه‌ يكي‌ ‌از‌ آياتي‌ ‌است‌ ‌که‌ علماء شيعه‌ تمسك‌ كردند ‌براي‌ اثبات‌ مذهب‌ اماميه‌ و امامت‌ ائمه‌ طاهرين‌ ‌عليهم‌ ‌السلام‌ و ‌ما ‌در‌ مجلد دوم‌ كلم‌ الطيب‌ ‌در‌ ضمن‌ آياتي‌ ‌که‌ دلالت‌ دارد ‌بر‌ خلافت‌ ائمه‌ ‌عليهم‌ ‌السلام‌ و اخباري‌ ‌که‌ ‌از‌ طرف‌ شيعه‌ و سنّي‌ وارد ‌شده‌ مفصلا هشت‌ ‌آيه‌ ‌که‌ دلالتش‌ واضحتر ‌بود‌ بيان‌ كرده‌ايم‌ ‌من‌ جمله‌ ‌اينکه‌ ‌آيه‌ شريفه‌ و ‌در‌ اينجا بطور اختصار ‌در‌ دو مقام‌ صحبت‌ ميكنيم‌ يكي‌ ‌در‌ دلالت‌ نفس‌ ‌آيه‌ و يكي‌ ‌در‌ اخبار وارده‌ ‌در‌ تفسير ‌آن‌.

اما مقام‌ اول‌‌-‌ صدق‌ مراتبي‌ دارد: صدق‌ ‌در‌ كلام‌ و صدق‌ ‌در‌ افعال‌ و صدق‌ ‌در‌ اخلاق‌ و صدق‌ ‌در‌ عقائد و ‌هر‌ كدام‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ مراتب‌ دو قسم‌ ‌است‌ مطلق‌ و ‌في‌ الجمله‌

جلد 8 - صفحه 330

‌که‌ نسبي‌ ميگويند، و ‌آيه‌ صادق‌ مطلق‌ ‌را‌ ميگويد ‌که‌ ‌در‌ جميع‌ مراتب‌ صادق‌ باشند زيرا ‌اگر‌ ‌در‌ يك‌ مرتبه‌ كاذب‌ ‌باشد‌ متابعت‌ ‌او‌ حرام‌ ‌است‌ و منهي‌ عنه‌ ‌است‌ نه‌ مأمور ‌به‌ و صادق‌ مطلق‌ ‌در‌ جميع‌ مراتب‌ مرادف‌ ‌با‌ معصوم‌ ‌است‌ و باتفاق‌ جميع‌ فرق‌ شيعه‌ ‌غير‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ چهارده‌ معصوم‌ عصمت‌ ‌آنها‌ ثابت‌ نشده‌ و ‌بر‌ فرض‌ ‌اگر‌ ‌در‌ بعضي‌ درجه‌ عصمت‌ پيدا ‌شده‌ ‌باشد‌ جزو تابعين‌ اينها هستند مثل‌ عليا عليّه‌ زينب‌ [ع‌] و حضرت‌ ابي‌ الفضل‌ و ‌علي‌ اكبر عليهما ‌السلام‌ و سلمان‌ [رض‌] و نحو اينها و اما مقام‌ ثاني‌‌-‌ ‌در‌ كتاب‌ غاية المرام‌ اخبار بسياري‌ ‌از‌ طرق‌ عامه‌ و خاصه‌ روايت‌ كرده‌ و يك‌ قسمت‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ‌در‌ برهان‌ ذكر كرده‌ و مرحوم‌ مجلسي‌ رحمة اللّه‌ ‌عليه‌ ‌در‌ بحار ضبط فرموده‌ ‌که‌ تفسير صادقين‌ ‌شده‌ بعبارات‌ مختلفه‌ ‌در‌ بعضي‌ (ايّانا عني‌) ‌در‌ بعضي‌ (‌هم‌ الأئمة) ‌در‌ بعضي‌ (الأئمة الصديقون‌) ‌در‌ بعضي‌ (‌علي‌ ‌بن‌ ابي‌ طالب‌) ‌در‌ بعضي‌ پيغمبر صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ بسلمان‌ فرمود

(اخي‌ ‌علي‌ و الاوصياء ‌من‌ بعده‌)

‌در‌ بعضي‌ ‌محمّد‌ و اهل‌ بيته‌) ‌در‌ بعضي‌ (‌محمّد‌ و آله‌) ‌در‌ بعضي‌ (الأئمة الطاهرين‌ ‌الي‌ يوم القيمة) ‌الي‌ ‌غير‌ ‌ذلک‌ ‌من‌ الاخبار).

يا أَيُّهَا الَّذِين‌َ آمَنُوا خطاب‌ بمؤمنين‌ ‌است‌ زيرا ‌غير‌ مؤمن‌ ‌هر‌ چه‌ ‌با‌ تقوي‌ و ‌با‌ صادقين‌ ‌باشد‌ نتيجه‌ ندارد و مراد ‌از‌ مؤمن‌ توحيد و نبوت‌ و ‌ما جاء ‌به‌ النبي‌ صلّي‌ اللّه‌ ‌عليه‌ و آله‌ و سلّم‌ و معاد ‌را‌ تصديق‌ كند.

اتَّقُوا اللّه‌َ ‌در‌ اتيان‌ بواجبات‌ و ترك‌ محرمات‌ وَ كُونُوا مَع‌َ الصّادِقِين‌َ اطاعت‌ ‌آنها‌ ‌را‌ كنيد و مخالفت‌ نكنيد و دوست‌ ‌آنها‌ و دوستداران‌ ‌آنها‌ باشيد و دشمن‌ دشمنان‌ ‌آنها‌ و دست‌ ‌از‌ دامن‌ ‌آنها‌ برنداريد و ‌از‌ ‌آنها‌ جدا نشويد.

331

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 119)- با صادقان باشید: در آیات گذشته، سخن در باره گروهی از متخلفان در میان بود، اما در آیه مورد بحث اشاره به نقطه مقابل آنها کرده به همه مسلمانان دستور می‌دهد که رابطه خود را با راستگویان و آنها که بر سر پیمان خود ایستاده‌اند محکم بدارید.

نخست می‌فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید» (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ).

و برای این که بتوانید راه پر پیچ و خم تقوا را بدون اشتباه و انحراف بپیمائید اضافه می‌کند: «با صادقان باشید» (وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ).

«صادقین» آنهایی هستند که تعهدات خود را در برابر ایمان به پروردگار به خوبی انجام می‌دهند، نه تردیدی به خود راه می‌دهند، نه عقب نشینی می‌کنند، نه از انبوه مشکلات می‌هراسند بلکه با انواع فداکاریها، صدق ایمان خود را ثابت می‌کنند.

شک نیست که این صفات مراتبی دارد که بعضی مانند امامان معصوم علیهم السّلام در قله آن قرار گرفته‌اند و بعضی دیگر در مرحله پایینتر.

سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:

تفسیر های فارسی

ترجمه تفسیر المیزان

تفسیر خسروی

تفسیر عاملی

تفسیر جامع

تفسیر های عربی

تفسیر المیزان

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر الصافی

تفسیر الکاشف

پانویس

  1. صحیح بخارى و دیگران از علماى عامه.
  2. کتاب رموزالکنوز از عبدالرزاق بن رزق‌الله بن خلف و نیز موفق بن احمد از علماى عامه.
  3. محمدباقر محقق،‌ نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شیخ طوسی و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص448.

منابع