معتزله: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(افزودن رده)
(بزرگان معتزله)
 
(۱۰ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۶ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
{{الگو:منبع الکترونیکی معتبر|ماخذ=پایگاه}}
+
{{خوب}}
 +
مذهب اعتزال در اوایل قرن دوم هـ ق توسط [[واصل بن عطا]] (۱۳۱-۸۰) پدید آمد. شیوع تفکرات افراطی [[اهل حدیث|اهل حدیث]] در [[اهل سنت]] و آسیب های آن، متفکران اهل سنت را به سمت مباحث عقلی و تاسیس مکتب معتزله کشاند.
  
{{نیازمند ویرایش فنی}}
+
==مؤسس معتزله==
  
__toc__
+
موسس مکتب اعتزال را واصل بن عطاء الغزال می دانند.<ref>الاسفراینی، طاهر بن محمد؛ التبصیر فی الدین، بیروت، عالم الکتب، ۱۹۸۳، الطبعة الاولی، ص ۶۷.</ref> کنیه وی ابوحذیفه المخزومی است.<ref>الشهرستانی، عبدالکریم؛ الملل والنحل، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۴، ۲ مجلد، ج۱، ص ۴۵.</ref> متولد [[مدینه|مدینه]] در سال هشتاد هجری است.<ref>حکمی، حافظ بن أحمد؛ معارج القبول، الدمام، دار ابن القیم، ۱۴۱۰-۱۹۹۰، الطبعة الأولى، ۳ مجلد، ج۳، ص۹۴۳.</ref> ابوالفتح ازدی در مورد او می گوید: بد مردی است، کافر است.<ref> پیشین  </ref> وی یکی از طرفین قضیه [[جنگ جمل]] را فاسق می دانست اما معین نمی نمود کدامیک از طرفین فاسق اند.<ref>پیشین.</ref>
  
تفكر وانديشه در مكتب اسلام اهميت ويژه اي دارد.اما شيوع تفكرات افراطی  اهل حديث در اهل سنت و آسيبهای آن، متفكران اهل سنت را به سمت مباحث عقلي كشاند. بطوريكه براي حل مسائل ديني و اعتقادي به عقل رجوع مي كردند. البته درك عقل قطعي، حجت است ولي همانطور كه استفاده افراطی، بدون ميزان عقل آفت زا است استفاده از عقل بدون توجه به شريعت و عناصر اعتقادی دينی نيز مضر است. آفت روش اول، مهجور ماندن عقل قطعي است وآفت روش دوم، قياس گرائي است. به هرحال اعتدال و برداشت اجتهادی به طريق صحيح مانع از افراط و تفريط در بكارگيری از عقل است. بررسی مكتب معتزله به عنوان مكتبي عقل گرا موضوع بحث در اين نوشتار است.
+
واصل در مکتب [[حسن بصری|حسن بصری]] کسب علم می نمود و به سبب جدائی از رأی حسن بصری و حلقه درس او به معتزله مشهور شدند. وی بنیانگذار مکتب معتزله بصره می باشد.<ref>الملطی الشافعی، أبی الحسین محمد بن أحمد بن عبدالرحمن؛ التنبیه والرد، القاهرة، المکتبة الأزهریة للتراث، ۱۹۷۷، الطبعة الثانیة، ۱مجلد، ص ۳۸.</ref> نظر او باعث اختلاف شدید در جامعه [[علم کلام|کلامی]] اهل سنت شد. با نظریات او و همفکرانش مکتب کلامی جدیدی در اهل سنت ظاهر شد که سرسختانه با اهل حدیث مقابله می نمودند.
  
== موسس معتزله ==
+
واصل در سال ۱۳۱ هجری دار فانی را وداع گفت.<ref>حکمی، حافظ بن أحمد؛ معارج القبول، الدمام، دار ابن القیم، ۱۴۱۰-۱۹۹۰، الطبعة الأولى، ۳مجلد، ج۳، ص۹۴۳.</ref> ولی اساس مذهب معتزلی که بر مبنای خردگرایی و آزاداندیشی و دوری از جمود است ادامه یافت. معتزله با همین مبنا به مخالفت با اهل [[حدیث]] و بسیاری از نظریات ایشان دست زدند.
  
موسس مكتب اعتزال را واصل بن عطاء الغزال می دانند.<ref> الاسفرايني، طاهربن محمد؛ التبصيرفي الدين،بيروت ،عالم الكتب ،1983، الطبعة الاولي، ص 67</ref> كنيه وي ابو حذيفه المخزومي است.<ref> الشهرستاني،عبدالکریم؛ الملل والنحل، بيروت، دارالمعرفة،1404 ،2مجلد، ج1 ص 45</ref>متولد مدينه در سال هشتاد هجري است.<ref>  حكمي، حافظ بن أحمد؛ معارج القبول  ، الدمام ،دار ابن القيم ،1410  - 1990، الطبعة الأولى ، 3مجلد ،ج 3 ص 943</ref>ابوالفتح ازدي درمورد او مي گويد: بد مردي است، كافراست.<ref> پيشين  </ref>وي يكي از طرفين قضيه جنگ جمل را فاسق مي دانست اما معين نمي نمود كداميك از طرفين فاسق اند.<ref>  پيشين</ref>
+
معتزله به اصحاب العدل و التوحید شهرت یافتند و مُلقّب به عدلیه و قدریه بودند.<ref>الشهرستانی، عبدالکریم؛ الملل والنحل، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۴، ۲مجلد، ج۱، ص۴۲.</ref>
واصل در مكتب حسن بصري كسب علم مي نمود و به سبب جدائي از رأي حسن بصري وحلقه درس او به معتزله مشهور شدند. وي بنيانگذار مكتب معتزله بصره مي باشد.<ref>  الملطي الشافعي،  أبي الحسين محمد بن أحمد بن عبدالرحمن؛التنبيه والرد ، القاهرة، المكتبة الأزهرية للتراث، 1977، الطبعة الثانية ،1مجلد ، ، ص 38</ref> نظر او باعث اختلاف شديد در جامعه كلامي اهل سنت شد. با نظريات او و همفكرانش مكتب كلامي جديدي در اهل سنت ظاهر شد كه سرسختانه با اهل حديث مقابله مي نمودند.
 
  
واصل درسال 131 هجري دار فاني را وداع گفت<ref>  حكمي، حافظ بن أحمد؛ معارج القبول  ، الدمام ،دار ابن القيم ،1410  - 1990، الطبعة الأولى ، 3مجلد ،ج 3 ص 943</ref> ولي اساس مذهب معتزلي كه بر مبنای خردگرایی و آزاد اندیشی و دوري از جمود است ادامه يافت. معتزله با همين مبنا به مخالفت با اهل حديث و بسياري ازنظريات ايشان دست زدند.
+
==اولین مسأله اختلافی==
معتزله  به اصحاب العدل و توحيد شهرت یافتند ومُلقّب به عدليه و قدريه بودند.<ref>  الشهرستاني،عبدالکریم؛ الملل والنحل، بيروت، دارالمعرفة،1404 ،2مجلد، ج1 ص 42</ref>
 
  
== وجه تسمیه ==
+
گفته شده چون واصل بن عطاء حلقه درس حسن بصری را رها کرد و حلقه درس جدیدی بر اساس اعتقادات خود تشکیل داد این فرقه را فرقه اعتزال (اجتناب و کناره‌گیری) نامیده‌اند.<ref>شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان؛ أوائل المقالات، قم، انتشارات کنگره جهانى شیخ مفید، ۱۴۱۳ هجرى قمرى‌، یک جلدی، ص ۳۷، فخررازی، محمد بن عمر؛ اعتقاد المسلمین والمشرکین، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۲، ص ۳۹.</ref> مسأله اختلافی واصل با آرای دیگران و بروز آن در مجلس درس حسن بصری این بود که آیا مسلمانی که مرتکب [[گناه کبیره|کبیره]] است، [[نفاق|منافق]] است یا کافر؟ در این مساله دو نظر مطرح بود. عده ای او را کافر می دانستند و عده ای فتوی به نفاق داده بودند. اما واصل بن عطاء با طرح نظریه «منزلة بین المنزلتین» نه قائل به [[کفر|کفر]] این شخصیت است نه قائل به نفاق، او بلکه بین کفر و [[ایمان]] و [[شرک|شرک]] و [[نفاق]] واسطه و منزلتی را برای او تعیین می نمود.<ref>الإیجی، عضدالدین عبدالرحمن بن أحمد؛ المواقف، بیروت، دارالجیل، الطبعة الأولى، ۱۹۹۷، ۳ مجلد، ج۳، ص۵۴۷. فخررازی، محمد بن عمر؛ اعتقادالمسلمین والمشرکین، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۲، ص ۳۹ و ۴۰.</ref> این نظر اساس فکر و اندیشه معتزلی شد.
  
گفته شده چون واصل بن عطاء حلقهٔ درس حسن بصري  را رها کرد و حلقهٔ درس جدیدی بر اساس اعتقادات خود تشکیل داد این فرقه را فرقهٔ اعتزال ( اجتناب و کناره‌گیری) نامیده‌اند.<ref>  شيخ مفيد، محمد بن محمد بن نعمان ؛ أوائل المقالات, قم،  انتشارات كنگره جهانى شيخ مفيد , 1413 هجرى قمرى‌، يك جلدي،ص 37فخررازي ،محمد بن عمر؛اعتقادالمسلمين والمشركين ، بیروت ،دارالكتب العلميه ،1402 ، ص 39</ref>
+
==اصول مکتب اعتزال==
  
== اولين مساله اختلافی ==
+
گفته شده است که عقائد معتزله بر پنج اصل تحریر یافته است:<ref>الندوة العالمیة للشباب الإسلامی؛ الموسوعة المیسرة فی الأدیان والمذاهب، دارالندوة العالمیة، ۲ مجلد، ج ۲۶، ص ۵. برای آشنائی با عقاید معتزله به مقاله عقائد و نقد معتزله رجوع شود.</ref> 
  
مسأله اختلافی واصل با آراي ديگران و بروز آن در مجلس درس حسن بصري اين بود كه آيا مسلماني كه مرتكب كبيره است، منافق است يا كافر؟ در اين مساله دو نظر مطرح بود. عده اي مورد سوال را كافر مي دانستند و عده اي فتوي به نفاق داده بودند، اما واصل بن عطاء با طرح نظريه منزلة بين المنزلتين نه قائل به كفر اين شخصيت است نه قائل به نفاق او بلكه بين كفر و ايمان و شرك و نفاق واسطه و منزلتي را براي او تعيين مي نمود.<ref>  الإيجي ,عضد الدين عبد الرحمن بن أحمد ؛ المواقف ,بيروت, دار الجيل, الطبعة الأولى ، 1997, 3 مجلد ,  ج 3 ص 547فخررازي ،محمد بن عمر؛اعتقادالمسلمين والمشركين ، بیروت ،دارالكتب العلميه ،1402 ، ص 39و40</ref>اين نظر اساس فكر و انديشه معتزلي شد.
+
#التوحید
 +
#العدل
 +
#الوعد و الوعید
 +
#المنزلة بین المنزلتین
 +
#الامر بالمعروف والنهى عن المنکر.
  
== اصول مكتب اعتزال ==
+
'''۱- توحید:''' معتزله خود را موحده نامیدند به اعتبار اندیشه شان در باب [[توحید|توحید]] و نفی صفات زائد بر ذات [[خدا]] که در برابر اندیشه صفاتیه و مجسمه قرار دارد، این دو گروه صفات ثبوتی را که جنبه جسمانی داشت به معنای ظاهری می پنداشتند ولی معتزله در این زمینه به [[تأویل|تأویل]] معتقد بود. این نظر در بردارنده اموری چون یگانگی ذات قدیم، نفی صفات زائد بر ذات، نفی رویت و نفی شریک می باشد.
  
گفته شده است كه عقائد معتزله بر پنج اصل تحرير يافته است:<ref>  الندوة العالمية للشباب الإسلامي ؛ الموسوعة الميسرة في الأديان والمذاهب، دار الندوة العالمية،2 مجلد، ج 26 ص 5 براي آشنائي با عقايد معتزله به مقاله عقائد ونقد معتزله رجوع شود</ref> 
+
'''۲- عدل:''' معتزله عدلیه نیز نام گرفتند و این بخاطر اثبات [[اختیار|اختیار]] و [[تفویض|تفویض]] برای [[انسان]] است که در برابر دیدگاه [[جبريّه‌‌‌|مجبره]] است. این اصل شامل مسائلی چون خلق افعال انسان نفی [[ظلم]] از خداوند، مسأله تولد، عوض، تکلیف، لطف، مسأله حسن و قبح عقلی می باشد.  
1.التوحيد
 
2.العدل
 
3.الوعد و الوعيد
 
4.المنزلة بين المنزلتين
 
5.الامر بالمعروف و النهى عن المنكر
 
  
== گسترش مكتب معتزله و فرق معتزلی ==
+
'''۳- وعد و وعید:''' به اقتضای [[عدل الهی|عادل]] بودن خداوند بر او لازم است در جهان آخرت نیکوکاران را پاداش و بدکاران را مجازات کند. مسائلی چون خلود کافران در [[جهنم]]، مسأله [[شفاعت]] و [[توبه]] از فروع این اصل است.
  
معتزله علاوه بر انقسام به دو منهج بزرگ به نامهاي معتزله بغداد و معتزله بصره (كه مراکز اصلي تدريس وتحصيل معتزلی بود) به بيش از بيست گروه در آمدند که جز در پنج اصل مكتب معتزلي، در اکثر مسائل با هم اختلاف دارند. اين فرق عمدتاً كلامى بوده و اختلاف و افتراقشان با يكديگر در مسائل اعتقادى مي باشد. ابو منصور بغدادى مهمترين مذاهب و فرق معتزله رابه اين ترتيب بيان مي كند: <ref>  البغدادی ،عبدالقاهربن طاهربن محمد ؛الفرق بين الفرق وبيان الفرقة الناجية ،بيروت ،دارالآفاق الجديده ، 1977،الطبعةالثانية ، 1مجلد,ص 93</ref>واصليه، عمرويه، هذليه، نظاميه، اسواريه، معمريه، اسكافيه، جعفريه، بشريه، مرداريه، هشاميه، ثماميه، جاحظيه، خابطيه، حماريه، خياطيه، صالحيه ،مريسيه، شحاميه، كعبيه، جبائيه و بهشميه.
+
'''۴- المنزلة بین المنزلتین:''' ایشان معتقد بودند که مرتکب [[گناه کبیره|گناه کبیره]] نه مومن است و نه کافر، بلکه در مقامی میان این دو قرار دارد که از آن تعبیر به المنزلة بین المنزلتین می کنند.
  
== واکنش خلفاء ==
+
'''۵- امر به معروف و نهی از منکر:''' معتزله قائل به وجوب [[امر به معروف و نهی از منکر|امر به معروف و نهی از منکر]] هستند و ابو علی جبائی وجوب آنرا عقلی و ابو هاشم وجوب آن را شرعی می دانند. مراتب آن را از کراهت قلبی تا توسل به زور می دانند.
  
در زمان بنی امیه، معتزله قدرت چندانی نداشت و خلفای بنی امیه نیز خیلی متعرض معتزله نمی‌شدند بلكه بیشتر حامی جریان مرجئه بودند. بلكه با تحليل تاريخ مي توان بني امیه را از مخالفان معتزله محسوب كنيم. زيرا حُكام بنی امیه مانند هشام بن عبدالملك دستور قتل غيلان دمشقي كه یکی از رهبران معتزله بود را صادر نمود.<ref>  فخررازي ،محمد بن عمر؛اعتقادالمسلمين والمشركين ، بیروت ،دارالكتب العلميه ،1402 ، ص 40</ref> اما در زمان حکومت بنی عباس، به دلیل اینکه عقاید معتزله هماهنگ با سیاست های بنی عباس بود معتزله مورد حمایت دستگاه خلافت قرار گرفت و به ارج و منزلتی بالا دست یافت. در میان خلفاي عباسي از جمله مأمون به حمایت صريح از عقايد معتزله پرداخت و مخالفان آن‌ها (اهل حديث) را تحت فشار قرار داده و به زندان انداخت. معتصم و واثق نیز روش مأمون را ادامه دادند. اما متوكل به مخالفت به معتزله پرداخته و با تحت فشار قرار دادن جریان عقل گرایی و از جمله معتزله، این جریان را در انزوا فرو گزارد و اين خود از عوامل سقوط معتزله شد.
+
از نظریات معتزله در طبیعیات نیز می توان به موارد زیر اشاره نمود:
 +
 +
جسم مرکب از ذات لایتجزا است. بو عبارت است از ذات معلق در هوا است، نور ذراتی است که در فضا پخش می شود. تداخل اجسام در یکدیگر محال نیست. معتزله، سایت رحماء.
  
== عوامل سقوط و انزوای معتزله ==
+
==گسترش مکتب معتزله و فرق معتزلی==
  
الف. مهمترين عامل شكست نهضت ها، انقلاب ها و مذاهب فكرى و سياسى، از درون خودشان نشاءت مى گيرد. مهمترين عاملى كه معتزله را در سراشيبى سقوط قرارداد خود آنها بودند. معتزله با ورود به دربار ماهيتي سياسي را براي خود ترسيم نمود و در واقع مكتب علمي، كلامي معتزله به حزب سياسي معتزله تبديل شد. بي ترديد رشد و شكست احزاب سياسي به حاميان ايشان يعني دربار بني عباس، وابسته است. همانطور كه بيان شد يكي از عوامل رشد معتزله حمايت دربار بود و واضح است كه عدم حمايت خلفاء نيز تأثير مهمي در منزوي شدن معتزله داشت.
+
معتزله علاوه بر انقسام به دو منهج بزرگ به نامهای معتزله [[بغداد]] و معتزله [[بصره]] (که مراکز اصلی تدریس و تحصیل معتزلی بود)، به بیش از بیست گروه درآمدند که جز در پنج اصل مکتب معتزلی در اکثر مسائل با هم اختلاف دارند. این فرق عمدتاً کلامى بوده و اختلاف و افتراقشان با یکدیگر در مسائل [[عقاید|اعتقادى]] می باشد.
+
 
ب.سركوب مخالفين معتزله در ابتداء به رشد معتزله انجاميد اما بعد از مدتي به يكي از عوامل براندازي معتزله منجر شد. معتزله با كمك حكومت عباسي بشدت مخالفانشان را سركوب نمودند. سركوب مخالفان براى آنان مظلوميتى بوجود آورد. تجلى بارز اين حقيقت، برخورد آنان با احمد حنبل است كه در دوره حاكميت معتزله دائماً تحت فشار و آزار بود اما به هنگام افول قدرت معتزله وقتى احمد حنبل مي ميرد بر جنازه او چندان مردم حاضر شدند كه چنان جمعيتي بر جنازه هيچكس از گذشتگان ديده نشده بود.<ref> الذهبي ؛ سير أعلام النبلاء، 23 اجزاء،ج 11 ص 340</ref>
+
ابومنصور بغدادى مهمترین مذاهب و فرق معتزله را به این ترتیب بیان می کند:<ref>البغدادی، عبدالقاهر بن طاهر بن محمد؛ الفرق بین الفرق و بیان الفرقة الناجیة، بیروت، دارالآفاق الجدیده، ۱۹۷۷، الطبعةالثانیة، ۱مجلد، ص ۹۳.</ref> واصلیه، عمرویه، هذلیه، نظامیه، اسواریه، معمریه، اسکافیه، جعفریه، بشریه، مرداریه، هشامیه، ثمامیه، جاحظیه، خابطیه، حماریه، خیاطیه، صالحیه، مریسیه، شحامیه، کعبیه، جبائیه و بهشمیه.
+
 
ج. فقها و محدثين با علوم عقلى و از جمله كلام و فلسفه ميانه خوبى نداشته اند. چنانكه شافعى گفته است اگر بنده اى به همه منهيات خداوند غير از شرك دچار شود بهتر از آنست كه در علم كلام نظر كند. احمد بن حنبل گفته است كه اهل كلام هيچگاه روى رستگارى نخواهند ديد و همه علماى كلام زنديق هستند.<ref> نباطى بياضى، على بن يونس ؛الصراط المستقيم، نجف، چاپ كتابخانه حيدريه ، 1384 هجرى قمرى‌، 3 جلد در يك مجلد،ج : 3 ص : 223</ref>از سوی دیگر فقهاء نفوذ زيادي بر مردم و اجتماع داشتند. در واقع جايگاه اجتماعي و مردمي معتزله با مخالفت فقهاء از بين رفت.
+
==بزرگان معتزله==
+
از بزرگان معتزله در قرن سوم: ابوهاشم معتزلی (وفات۳۲۱)، ابوالقاسم کعبی (وفات۳۱۷)، جاحظ (تولد۲۵۵هـ ق) صاحب کتاب البیان و التبین و کتاب البخلاء، نظّام (وفات۲۳۱) صاحب الرد علی الثنویه، در قرن چهارم ابوبکر احمد بن علی الاخشیدی، در قرن پنجم قاضی عبدالجبار صاحب کتب: (شرح الاصول الخمسه، المغنی و المحیط بالتکلیف)، از متکلمان برجسته این مکتب در قرن ۶ هـ ق. [[جارالله زمخشری|زمخشری]] صاحب [[الکشاف عن حقائق غوامض التنزئل (کتاب)|تفسیر کشاف]]، در قرن ۷ هـ ق. [[ابن ابی الحدید|ابن ابی الحدید]] شارح [[نهج البلاغة (کتاب)|نهج البلاغه]] و در قرن های اخیر برخی متفکران از جمله شیخ محمد عبده، عقائد و آرای معتزله را پذیرفتند.<ref> معتزله، سایت رحماء] </ref>
د. از جمله عوامل شكست معتزله، مخالفتشان با شيعه بود. اين مخالفت از همان آغاز شكل گيرى اين مكتب كاملاً محسوس بود. واصل، غير مستقيم، اين مخالفت را ابراز مى داشت. اما كسانى چون عمرو بن عبيد، آشكار با شيعه و ائمه آن مخالفت مى كردند. به همين دليل از طرف ائمه عليهم السلام رد علمي بر اين افراد صورت مي گرفت.<ref> ثقة الاسلام كلينى ,محمد بن يعقوب؛ الكافي، تهران، دار الكتب الإسلامية، 1365 هجرى شمسى‌، 8 جلدي، ج 5 ص 23</ref>
+
 
== پانویس ==
+
==واکنش خلفا به معتزله==
<references/>
+
 
 +
در زمان [[بنی امیه]]، معتزله قدرت چندانی نداشت و خلفای بنی امیه نیز خیلی متعرض معتزله نمی‌شدند بلکه بیشتر حامی جریان [[مرجئه]] بودند. بلکه با تحلیل تاریخ می توان بنی امیه را از مخالفان معتزله محسوب کنیم. زیرا حُکام بنی امیه مانند [[هشام بن عبدالملک|هشام بن عبدالملک]] دستور قتل غیلان دمشقی که یکی از رهبران معتزله بود را صادر نمود.<ref>فخررازی، محمد بن عمر؛ اعتقادالمسلمین والمشرکین، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۲، ص ۴۰.</ref>
 +
 
 +
اما در زمان حکومت [[بنی عباس]] به دلیل این که عقاید معتزله هماهنگ با سیاست های بنی عباس بود معتزله مورد حمایت دستگاه خلافت قرار گرفت و به ارج و منزلتی بالا دست یافت. در میان خلفای عباسی از جمله [[مأمون]] به حمایت صریح از عقاید معتزله پرداخت و مخالفان آن‌ها ([[اهل حدیث|اهل حدیث]]) را تحت فشار قرار داده و به زندان انداخت. [[معتصم]] و [[واثق عباسی|واثق]] نیز روش مأمون را ادامه دادند. اما [[متوکل|متوکل]] به مخالفت به معتزله پرداخته و با تحت فشار قرار دادن جریان عقل گرایی و از جمله معتزله، این جریان را در انزوا فرو گزارد و این خود از عوامل سقوط معتزله شد.
 +
 
 +
==عوامل سقوط و انزوای معتزله==
 +
 
 +
الف. مهمترین عامل شکست نهضت ها، انقلاب ها و مذاهب فکرى و سیاسى، از درون خودشان نشأت مى گیرد. مهمترین عاملى که معتزله را در سراشیبى سقوط قرار داد خود آنها بودند. معتزله با ورود به دربار ماهیتی سیاسی را برای خود ترسیم نمود و در واقع مکتب علمی، کلامی معتزله به حزب سیاسی معتزله تبدیل شد. بی تردید رشد و شکست احزاب سیاسی به حامیان ایشان یعنی دربار [[بنی عباس]]، وابسته است. همان طور که بیان شد یکی از عوامل رشد معتزله حمایت دربار بود و واضح است که عدم حمایت خلفاء نیز تأثیر مهمی در منزوی شدن معتزله داشت.
 +
 
 +
ب. سرکوب مخالفین معتزله در ابتدا به رشد معتزله انجامید اما بعد از مدتی به یکی از عوامل براندازی معتزله منجر شد. معتزله با کمک حکومت عباسی بشدت مخالفانشان را سرکوب نمودند. سرکوب مخالفان براى آنان مظلومیتى بوجود آورد. تجلى بارز این حقیقت، برخورد آنان با [[احمد بن حنبل]] است که در دوره حاکمیت معتزله دائماً تحت فشار و آزار بود اما به هنگام افول قدرت معتزله وقتى احمد حنبل می میرد بر جنازه او چندان مردم حاضر شدند که چنان جمعیتی بر جنازه هیچکس از گذشتگان دیده نشده بود.<ref>الذهبی؛ سیر أعلام النبلاء، ۲۳ اجزاء، ج ۱۱، ص ۳۴۰.</ref>
 +
 
 +
ج. فقها و محدثین با علوم عقلى و از جمله [[کلام]] و [[فلسفه]] میانه خوبى نداشته اند. چنان که [[شافعی|شافعى]] گفته است اگر بنده اى به همه منهیات خداوند غیر از [[شرک|شرک]] دچار شود بهتر از آنست که در [[علم کلام|علم کلام]] نظر کند. احمد بن حنبل گفته است که اهل کلام هیچگاه روى رستگارى نخواهند دید و همه علماى کلام زندیق هستند.<ref>نباطى بیاضى، على بن یونس؛ الصراط المستقیم، [[نجف]]، چاپ کتابخانه حیدریه، ۱۳۸۴ هجرى قمرى‌، ۳ جلد در یک مجلد، ج۳، ص۲۲۳.</ref> از سوی دیگر فقهاء نفوذ زیادی بر مردم و اجتماع داشتند. در واقع جایگاه اجتماعی و مردمی معتزله با مخالفت فقهاء از بین رفت.
 +
 
 +
د. از جمله عوامل شکست معتزله، مخالفتشان با [[شیعه]] بود. این مخالفت از همان آغاز شکل گیرى این مکتب کاملاً محسوس بود. واصل، غیر مستقیم، این مخالفت را ابراز مى داشت. اما کسانى چون عمرو بن عبید، آشکار با [[شیعه]] و [[ائمه اطهار|ائمه]] آن مخالفت مى کردند. به همین دلیل از طرف ائمه علیهم السلام رد علمی بر این افراد صورت می گرفت.<ref>ثقة الاسلام کلینى، محمد بن یعقوب؛ الکافی، تهران، دارالکتب الإسلامیة، ۱۳۶۵ هجرى شمسى‌، ۸ جلدی، ج۵، ص۲۳.</ref>
 +
 
 +
==پانویس==
 +
<references />
 +
 
 +
==منابع==
 +
 
 +
*سید حسین میر نور الهی، فرقه معتزله، [http://www.pajoohe.ir  دانشنامه پژوهه]، تاریخ بازیابی: 2 بهمن 1391.
 +
*معتزله، سایت رحماء.
  
== منابع ==
 
[http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=35038#_ftnref14 فرقه معتزله، سید حسین میر نور الهی، سایت پژوهشکده باقر العلوم (ع)(بخش فرهنگ علوم انسانی و اسلامی)] تاریخ بازیابی : 2 بهمن 1391.
 
 
[[رده:فرقه های کلامی]]
 
[[رده:فرقه های کلامی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۱ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۰۸:۱۸

مذهب اعتزال در اوایل قرن دوم هـ ق توسط واصل بن عطا (۱۳۱-۸۰) پدید آمد. شیوع تفکرات افراطی اهل حدیث در اهل سنت و آسیب های آن، متفکران اهل سنت را به سمت مباحث عقلی و تاسیس مکتب معتزله کشاند.

مؤسس معتزله

موسس مکتب اعتزال را واصل بن عطاء الغزال می دانند.[۱] کنیه وی ابوحذیفه المخزومی است.[۲] متولد مدینه در سال هشتاد هجری است.[۳] ابوالفتح ازدی در مورد او می گوید: بد مردی است، کافر است.[۴] وی یکی از طرفین قضیه جنگ جمل را فاسق می دانست اما معین نمی نمود کدامیک از طرفین فاسق اند.[۵]

واصل در مکتب حسن بصری کسب علم می نمود و به سبب جدائی از رأی حسن بصری و حلقه درس او به معتزله مشهور شدند. وی بنیانگذار مکتب معتزله بصره می باشد.[۶] نظر او باعث اختلاف شدید در جامعه کلامی اهل سنت شد. با نظریات او و همفکرانش مکتب کلامی جدیدی در اهل سنت ظاهر شد که سرسختانه با اهل حدیث مقابله می نمودند.

واصل در سال ۱۳۱ هجری دار فانی را وداع گفت.[۷] ولی اساس مذهب معتزلی که بر مبنای خردگرایی و آزاداندیشی و دوری از جمود است ادامه یافت. معتزله با همین مبنا به مخالفت با اهل حدیث و بسیاری از نظریات ایشان دست زدند.

معتزله به اصحاب العدل و التوحید شهرت یافتند و مُلقّب به عدلیه و قدریه بودند.[۸]

اولین مسأله اختلافی

گفته شده چون واصل بن عطاء حلقه درس حسن بصری را رها کرد و حلقه درس جدیدی بر اساس اعتقادات خود تشکیل داد این فرقه را فرقه اعتزال (اجتناب و کناره‌گیری) نامیده‌اند.[۹] مسأله اختلافی واصل با آرای دیگران و بروز آن در مجلس درس حسن بصری این بود که آیا مسلمانی که مرتکب کبیره است، منافق است یا کافر؟ در این مساله دو نظر مطرح بود. عده ای او را کافر می دانستند و عده ای فتوی به نفاق داده بودند. اما واصل بن عطاء با طرح نظریه «منزلة بین المنزلتین» نه قائل به کفر این شخصیت است نه قائل به نفاق، او بلکه بین کفر و ایمان و شرک و نفاق واسطه و منزلتی را برای او تعیین می نمود.[۱۰] این نظر اساس فکر و اندیشه معتزلی شد.

اصول مکتب اعتزال

گفته شده است که عقائد معتزله بر پنج اصل تحریر یافته است:[۱۱]

  1. التوحید
  2. العدل
  3. الوعد و الوعید
  4. المنزلة بین المنزلتین
  5. الامر بالمعروف والنهى عن المنکر.

۱- توحید: معتزله خود را موحده نامیدند به اعتبار اندیشه شان در باب توحید و نفی صفات زائد بر ذات خدا که در برابر اندیشه صفاتیه و مجسمه قرار دارد، این دو گروه صفات ثبوتی را که جنبه جسمانی داشت به معنای ظاهری می پنداشتند ولی معتزله در این زمینه به تأویل معتقد بود. این نظر در بردارنده اموری چون یگانگی ذات قدیم، نفی صفات زائد بر ذات، نفی رویت و نفی شریک می باشد.

۲- عدل: معتزله عدلیه نیز نام گرفتند و این بخاطر اثبات اختیار و تفویض برای انسان است که در برابر دیدگاه مجبره است. این اصل شامل مسائلی چون خلق افعال انسان نفی ظلم از خداوند، مسأله تولد، عوض، تکلیف، لطف، مسأله حسن و قبح عقلی می باشد.

۳- وعد و وعید: به اقتضای عادل بودن خداوند بر او لازم است در جهان آخرت نیکوکاران را پاداش و بدکاران را مجازات کند. مسائلی چون خلود کافران در جهنم، مسأله شفاعت و توبه از فروع این اصل است.

۴- المنزلة بین المنزلتین: ایشان معتقد بودند که مرتکب گناه کبیره نه مومن است و نه کافر، بلکه در مقامی میان این دو قرار دارد که از آن تعبیر به المنزلة بین المنزلتین می کنند.

۵- امر به معروف و نهی از منکر: معتزله قائل به وجوب امر به معروف و نهی از منکر هستند و ابو علی جبائی وجوب آنرا عقلی و ابو هاشم وجوب آن را شرعی می دانند. مراتب آن را از کراهت قلبی تا توسل به زور می دانند.

از نظریات معتزله در طبیعیات نیز می توان به موارد زیر اشاره نمود:

جسم مرکب از ذات لایتجزا است. بو عبارت است از ذات معلق در هوا است، نور ذراتی است که در فضا پخش می شود. تداخل اجسام در یکدیگر محال نیست. معتزله، سایت رحماء.

گسترش مکتب معتزله و فرق معتزلی

معتزله علاوه بر انقسام به دو منهج بزرگ به نامهای معتزله بغداد و معتزله بصره (که مراکز اصلی تدریس و تحصیل معتزلی بود)، به بیش از بیست گروه درآمدند که جز در پنج اصل مکتب معتزلی در اکثر مسائل با هم اختلاف دارند. این فرق عمدتاً کلامى بوده و اختلاف و افتراقشان با یکدیگر در مسائل اعتقادى می باشد.

ابومنصور بغدادى مهمترین مذاهب و فرق معتزله را به این ترتیب بیان می کند:[۱۲] واصلیه، عمرویه، هذلیه، نظامیه، اسواریه، معمریه، اسکافیه، جعفریه، بشریه، مرداریه، هشامیه، ثمامیه، جاحظیه، خابطیه، حماریه، خیاطیه، صالحیه، مریسیه، شحامیه، کعبیه، جبائیه و بهشمیه.

بزرگان معتزله

از بزرگان معتزله در قرن سوم: ابوهاشم معتزلی (وفات۳۲۱)، ابوالقاسم کعبی (وفات۳۱۷)، جاحظ (تولد۲۵۵هـ ق) صاحب کتاب البیان و التبین و کتاب البخلاء، نظّام (وفات۲۳۱) صاحب الرد علی الثنویه، در قرن چهارم ابوبکر احمد بن علی الاخشیدی، در قرن پنجم قاضی عبدالجبار صاحب کتب: (شرح الاصول الخمسه، المغنی و المحیط بالتکلیف)، از متکلمان برجسته این مکتب در قرن ۶ هـ ق. زمخشری صاحب تفسیر کشاف، در قرن ۷ هـ ق. ابن ابی الحدید شارح نهج البلاغه و در قرن های اخیر برخی متفکران از جمله شیخ محمد عبده، عقائد و آرای معتزله را پذیرفتند.[۱۳]

واکنش خلفا به معتزله

در زمان بنی امیه، معتزله قدرت چندانی نداشت و خلفای بنی امیه نیز خیلی متعرض معتزله نمی‌شدند بلکه بیشتر حامی جریان مرجئه بودند. بلکه با تحلیل تاریخ می توان بنی امیه را از مخالفان معتزله محسوب کنیم. زیرا حُکام بنی امیه مانند هشام بن عبدالملک دستور قتل غیلان دمشقی که یکی از رهبران معتزله بود را صادر نمود.[۱۴]

اما در زمان حکومت بنی عباس به دلیل این که عقاید معتزله هماهنگ با سیاست های بنی عباس بود معتزله مورد حمایت دستگاه خلافت قرار گرفت و به ارج و منزلتی بالا دست یافت. در میان خلفای عباسی از جمله مأمون به حمایت صریح از عقاید معتزله پرداخت و مخالفان آن‌ها (اهل حدیث) را تحت فشار قرار داده و به زندان انداخت. معتصم و واثق نیز روش مأمون را ادامه دادند. اما متوکل به مخالفت به معتزله پرداخته و با تحت فشار قرار دادن جریان عقل گرایی و از جمله معتزله، این جریان را در انزوا فرو گزارد و این خود از عوامل سقوط معتزله شد.

عوامل سقوط و انزوای معتزله

الف. مهمترین عامل شکست نهضت ها، انقلاب ها و مذاهب فکرى و سیاسى، از درون خودشان نشأت مى گیرد. مهمترین عاملى که معتزله را در سراشیبى سقوط قرار داد خود آنها بودند. معتزله با ورود به دربار ماهیتی سیاسی را برای خود ترسیم نمود و در واقع مکتب علمی، کلامی معتزله به حزب سیاسی معتزله تبدیل شد. بی تردید رشد و شکست احزاب سیاسی به حامیان ایشان یعنی دربار بنی عباس، وابسته است. همان طور که بیان شد یکی از عوامل رشد معتزله حمایت دربار بود و واضح است که عدم حمایت خلفاء نیز تأثیر مهمی در منزوی شدن معتزله داشت.

ب. سرکوب مخالفین معتزله در ابتدا به رشد معتزله انجامید اما بعد از مدتی به یکی از عوامل براندازی معتزله منجر شد. معتزله با کمک حکومت عباسی بشدت مخالفانشان را سرکوب نمودند. سرکوب مخالفان براى آنان مظلومیتى بوجود آورد. تجلى بارز این حقیقت، برخورد آنان با احمد بن حنبل است که در دوره حاکمیت معتزله دائماً تحت فشار و آزار بود اما به هنگام افول قدرت معتزله وقتى احمد حنبل می میرد بر جنازه او چندان مردم حاضر شدند که چنان جمعیتی بر جنازه هیچکس از گذشتگان دیده نشده بود.[۱۵]

ج. فقها و محدثین با علوم عقلى و از جمله کلام و فلسفه میانه خوبى نداشته اند. چنان که شافعى گفته است اگر بنده اى به همه منهیات خداوند غیر از شرک دچار شود بهتر از آنست که در علم کلام نظر کند. احمد بن حنبل گفته است که اهل کلام هیچگاه روى رستگارى نخواهند دید و همه علماى کلام زندیق هستند.[۱۶] از سوی دیگر فقهاء نفوذ زیادی بر مردم و اجتماع داشتند. در واقع جایگاه اجتماعی و مردمی معتزله با مخالفت فقهاء از بین رفت.

د. از جمله عوامل شکست معتزله، مخالفتشان با شیعه بود. این مخالفت از همان آغاز شکل گیرى این مکتب کاملاً محسوس بود. واصل، غیر مستقیم، این مخالفت را ابراز مى داشت. اما کسانى چون عمرو بن عبید، آشکار با شیعه و ائمه آن مخالفت مى کردند. به همین دلیل از طرف ائمه علیهم السلام رد علمی بر این افراد صورت می گرفت.[۱۷]

پانویس

  1. الاسفراینی، طاهر بن محمد؛ التبصیر فی الدین، بیروت، عالم الکتب، ۱۹۸۳، الطبعة الاولی، ص ۶۷.
  2. الشهرستانی، عبدالکریم؛ الملل والنحل، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۴، ۲ مجلد، ج۱، ص ۴۵.
  3. حکمی، حافظ بن أحمد؛ معارج القبول، الدمام، دار ابن القیم، ۱۴۱۰-۱۹۹۰، الطبعة الأولى، ۳ مجلد، ج۳، ص۹۴۳.
  4. پیشین
  5. پیشین.
  6. الملطی الشافعی، أبی الحسین محمد بن أحمد بن عبدالرحمن؛ التنبیه والرد، القاهرة، المکتبة الأزهریة للتراث، ۱۹۷۷، الطبعة الثانیة، ۱مجلد، ص ۳۸.
  7. حکمی، حافظ بن أحمد؛ معارج القبول، الدمام، دار ابن القیم، ۱۴۱۰-۱۹۹۰، الطبعة الأولى، ۳مجلد، ج۳، ص۹۴۳.
  8. الشهرستانی، عبدالکریم؛ الملل والنحل، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۴، ۲مجلد، ج۱، ص۴۲.
  9. شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان؛ أوائل المقالات، قم، انتشارات کنگره جهانى شیخ مفید، ۱۴۱۳ هجرى قمرى‌، یک جلدی، ص ۳۷، فخررازی، محمد بن عمر؛ اعتقاد المسلمین والمشرکین، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۲، ص ۳۹.
  10. الإیجی، عضدالدین عبدالرحمن بن أحمد؛ المواقف، بیروت، دارالجیل، الطبعة الأولى، ۱۹۹۷، ۳ مجلد، ج۳، ص۵۴۷. فخررازی، محمد بن عمر؛ اعتقادالمسلمین والمشرکین، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۲، ص ۳۹ و ۴۰.
  11. الندوة العالمیة للشباب الإسلامی؛ الموسوعة المیسرة فی الأدیان والمذاهب، دارالندوة العالمیة، ۲ مجلد، ج ۲۶، ص ۵. برای آشنائی با عقاید معتزله به مقاله عقائد و نقد معتزله رجوع شود.
  12. البغدادی، عبدالقاهر بن طاهر بن محمد؛ الفرق بین الفرق و بیان الفرقة الناجیة، بیروت، دارالآفاق الجدیده، ۱۹۷۷، الطبعةالثانیة، ۱مجلد، ص ۹۳.
  13. معتزله، سایت رحماء]
  14. فخررازی، محمد بن عمر؛ اعتقادالمسلمین والمشرکین، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۰۲، ص ۴۰.
  15. الذهبی؛ سیر أعلام النبلاء، ۲۳ اجزاء، ج ۱۱، ص ۳۴۰.
  16. نباطى بیاضى، على بن یونس؛ الصراط المستقیم، نجف، چاپ کتابخانه حیدریه، ۱۳۸۴ هجرى قمرى‌، ۳ جلد در یک مجلد، ج۳، ص۲۲۳.
  17. ثقة الاسلام کلینى، محمد بن یعقوب؛ الکافی، تهران، دارالکتب الإسلامیة، ۱۳۶۵ هجرى شمسى‌، ۸ جلدی، ج۵، ص۲۳.

منابع

  • سید حسین میر نور الهی، فرقه معتزله، دانشنامه پژوهه، تاریخ بازیابی: 2 بهمن 1391.
  • معتزله، سایت رحماء.