شناسه ناقص است
مقاله مورد سنجش قرار گرفته است

سید محمدکاظم طباطبائی یزدی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (صفحه‌ای جدید حاوی ' <keywords content='کلید واژه: سید کاظم طباطبائی یزدی، آثار سید کاظم طباطبائی یزدی، ' /> '''...' ایجاد کرد)
 
(آرشیو عکس و تصویر)
 
(۲۴ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
'''منبع:''' تلخيص از كتاب فقهاي نامدار شيعه، صفحه 419
+
'''آیت الله العظمی سید محمدکاظم طباطبایی یزدی معروف به «صاحب عروة»''' (۱۲۴۷ - ۱۳۳۷ ق)، از فقها و مراجع نامدار [[شیعه]] در قرن چهاردهم هجری و از شاگردان [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزای شیرازی]] بود. کتاب ارزشمند «[[عروة الوثقى (کتاب)|عروة الوثقى]]» اثر معروف [[فقه|فقهی]] ایشان بوده که مورد مراجعه و توجه فراوان فقها و مراجع بعدی واقع گردیده است. یکی از برگهای زرّین زندگی سید یزدی، مقابله و مبارزه با استبداد و استعمار بود.
 +
{{شناسنامه عالم
 +
||نام کامل = سید محمدکاظم طباطبایی یزدی
 +
||تصویر= [[پرونده:Seyyedyazdi.jpg|200px]]
 +
||زادروز =  ۱۲۴۷ قمری
 +
|زادگاه = [[یزد]]
 +
|وفات =  ۱۳۳۷ قمری
 +
|مدفن = [[نجف]]، [[حرم امیرالمؤمنین علیه السلام|حرم امام علی علیه السلام]]
 +
|اساتید =  [[میرزا محمدحسن شیرازی]]، [[سید محمد باقر موسوی خوانساری]]، [[سید محمدهاشم چهارسوقی|میرزا محمدهاشم خوانساری]]،...
 +
|شاگردان = [[محمد حسین کاشف الغطاء]]، [[شهید سید حسن مدرس]]، [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حائری یزدی]]، [[آیت الله بروجردی|سید حسین بروجردی]]،...
 +
|آثار = [[عروة الوثقى]]، حاشیه بر [[مکاسب|مكاسب]]، السؤال والجواب، بستان راز و گلستان نیاز،...
 +
}}
 +
==تحصیلات و استادان==
  
'''نویسنده:''' عقيقي بخشايشي
+
سید محمدکاظم طباطبایی یزدی در سال ۱۲۴۷ هجری در یکی از قرای [[یزد]] پا به عرصه وجود نهاد.
  
==آیت الله سید كاظم طباطبایی یزدی==
+
او تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود شروع نمود و پس از طی نمودن دروس مقدماتی عازم [[مشهد]] شد و ضمن ادامه تحصیل در سطوحی بالاتر، در [[حوزه علمیه|حوزه علمیه]] این شهر به آموختن دانشهایی چون: هیأت، [[علم نجوم|نجوم]] و [[ریاضی]] اقبال نشان داد. سپس به [[اصفهان]] رفت و در [[مدرسه صدر بازار|مدرسه صدر]] ساکن شد و در درس شیخ محمدباقر نجفی، (فرزند [[شیخ محمدتقی اصفهانی|شیخ محمدتقی]]، صاحب [[هداية المسترشدين (کتاب)|هدایة المسترشدین]])، حاضر شد و از فروغ علمی وی بهره برد. به لحاظ نبوغ فکری و خلاقیّت علمی، به زودی با استاد خود انس ویژه ای فراتر از روابط معلمی و شاگردی برقرار کرد.
  
آیت الله العظمی سید محمدكاظم طباطبایی، فرزند مرحوم سید عبدالعظیم یزدی، یكی از فقهای بزرگ و نامدار قرن چهاردهم است كه از نظر جامعیت در مسائل فرعی فقهی، كم نظیر می باشد. او عالمی متبحر و فقیهی مدقق است كه جامع كمالات علمی و عملی بود و در [[فقه]] جعفری یكی از مفاخر و از فقهای نامدار و برجسته عصر اخیر می باشد.
+
او همچنین از محضر اساتیدی چون آیت الله [[سید محمد باقر موسوی خوانساری]] (صاحب [[روضات الجنات (کتاب)|روضات]]) و برادرش آیت الله [[سید محمدهاشم چهارسوقی|میرزا محمدهاشم خوانساری]] و آیت الله محمدجعفر آباده ای استفاده های فراوانی برد.
  
'''ولادت و تحصیلات:'''
+
سید طباطبایی در اصفهان به مرحله عالیه [[اجتهاد]] و استنباط [[احکام]] شرعی نائل آمد و از مرحوم نجفی اجازه [[اجتهاد]] گرفت. او در سال ۱۲۸۱ ه ق. با اجازه و معرفی استادش آیت الله شیخ محمدباقر نجفی، به همراه چند تن از علما به [[نجف|نجف اشرف]] هجرت کرد.
  
او به سال 1247 هجری در یكی از قرا [[یزد]] به نام كسنویه پا به عرصه وجود نهاد و تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود شروع نمود، سپس به اصفهان رفت و مدتی نزد آیت الله شیخ محمدباقر، و در محضر صاحب [[روضات الجنات]] و برخی از اكابر دیگر تلمذ نمود تا به مرحله عالیه [[اجتهاد]] و استنباط [[احكام]] شرعی نائل آمد و اجتهاد او مورد تایید اساتید خود قرار گرفت. سپس به [[نجف]] اشرف رهسپار گردید و تمام اوقات خود را صرف تحصیل و تكمیل علوم و اندوخته های علمی خود نمود و به حوزه درس مرحوم میرزا محمدحسن شیرازی پیوست پس از درگذشت او در سال 1312 ه.ق، خود به تدریس و تشكیل حوزه درسی پرداخت.
+
ورود سید به نجف با وفات [[شیخ مرتضی انصاری|شیخ مرتضی انصاری]] و انتقال [[مرجعیت]] به [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزای شیرازی]] (میرزای بزرگ؛ [[فتوا]] دهنده تحریم تنباکو) مصادف بود. آن بزرگوار از محضر فقهای بزرگی چون میرزای شیرازی، شیخ مهدی جعفری، شیخ راضی نجفی، فرزند شیخ محمدجعفر و آیت الله شیخ مهدی آل کاشف الغطا کسب فیض کرد تا آنکه خود در نجف اشرف به تدریس و تعلیم [[فقه]] و سایر علوم پرداخت.  
  
'''آثار و تالیفات:'''
+
دیری نگذشت که او از بزرگترین مراجع عصر خود گردید. به ویژه پس از در گذشت مرحوم [[آخوند خراسانی]]، اکثریت قاطع [[شیعه|شیعیان]] جهان مقلد و مطیع فتوای او شدند.
 +
==تدریس و شاگردان==
 +
پس از درگذشت مرحوم [[میرزا محمدحسن شیرازی]] در سال ۱۳۱۲ ه.ق، سید یزدی خود به تدریس و تشکیل حوزه درسی پرداخت. آیت الله سید محمدکاظم یزدی، بر مباحث [[فقه|فقهی]] تسلط کامل داشت. از این رو مسائل مشکل و پیچیده فقهی را با بیانی روان و ساده و با استدلالی قوی، به طلاب عرضه می کرد، به گونه ای که شاگردان فراوانی جذب شیوه درس وی شدند.
  
تالیفات و آثار قلمی او مطابق آن چه صاحب [[ریحانه الادب]] آورده است، به این قرار می باشد:
+
آن گونه که مورخان نوشته اند، وی با تسلط کامل و مهارت تحسین برانگیز و استدلال قوی به طرح نظرات خود می پرداخت و ابواب مختلف فقهی را یکی پس از دیگری به بهترین وجه و آسانترین شیوه به پایان می رساند. او بدون استدلال قوی و قانع کننده، از مباحث علمی نمی گذشت و به مثالهای فراوان فقهی استشهاد می کرد. وقتی شاگردان اشکالات و سوالات خود را مطرح یا در مثالهای ایشان خدشه می کردند، با [[سعه صدر]] به سخن آنان گوش می داد و به اشکال جواب می داد.
  
* 1- بستان راز و گلستان نیاز (در [[مناجات]] و [[دعا]])؛
+
آیة اللّه یزدی شاگردان بسیاری در حوزه پربار خود پرورش داد که برخی از آن ها به درجه [[اجتهاد]] رسیدند؛ از جمله معروف ترین آنان عبارتند از:
  
* 2- تعادل و تراجیح (در [[اصول]])؛
+
*آیة اللّه [[شیخ عبد الکریم حائری یزدی|شیخ عبدالکریم حائری یزدی]] (مؤسس [[حوزه علمیه قم|حوزه علمیه قم]])،
 +
*آیة اللّه [[سید محمدتقی خوانساری]]،
 +
*آیة اللّه [[سید احمد خوانساری]]،
 +
*آیة اللّه [[شیخ محمدتقی بافقی]]،
 +
*آیة اللّه [[سید ضیاء الدین عراقی|آقا ضیاءالدین عراقی]]،
 +
*آیة اللّه شهید [[شهید سید حسن مدرس|سید حسن مدرس]]،
 +
*آیة اللّه [[آیت الله بروجردی|سید حسین بروجردی]] (مرجع عالیقدر جهان اسلام)،
 +
*محمد تنکابنی (مؤلف قصص العلماء)،
 +
*شیخ [[محمد حسین کاشف الغطاء|محمدحسین کاشف الغطاء]]،
 +
*آیة اللّه [[سید حسین طباطبائی قمی|حاج آقا حسین قمی]]،
 +
*آقا رضا مسجدشاهی اصفهانی،
 +
*[[سید عبدالحسین شرف الدین عاملی]]،
 +
*سید محمد فیروزآبادی،
 +
*سید یونس اردبیلی،
 +
*[[میرزا مهدی آشتیانی]]،
 +
*[[شیخ عبدالنبی اراکی|شیخ عبدالنبی عراقی]].
  
* 3- حاشیه مكاسب شیخ انصاری؛
+
==آثار و تألیفات==
  
* 4- حجیه الظن فی عدد الركعات؛
+
تألیفات و آثار قلمی آیت الله یزدی مطابق آن چه صاحب «[[ریحانه الادب|ریحانة الادب]]» آورده است، به این قرار می باشد:
 +
[[پرونده:Bostan.jpg|thumb|left|بستان راز و گلستان نیاز - یکی از آثار آیت الله العظمی یزدی صاحب عروة]]
 +
*۱- [[العروه الوثقی|العروة الوثقی]]: این کتاب که نشان از تسلط بالای سید کاظم بر مسائل فقهی و دقت و ذکاوت او دارد دربرگیرنده ابواب فقهی: طهارت، صلوة، [[زکات]]، [[خمس]]، [[صوم]]، [[حج]] و نکاح می باشد و مجموعاً دارای ۳۲۶۰ مساله فرعی فقهی است. کتاب «عروه» به علت محتوی بودن مسائل فرعی ضروری، بارها محور بحث و تحشیه قرار گرفته است. شاید تاکنون ده‌ها جلد کتاب استدلالی بر اساس اصل و محور قرار دادن «عروه» از سوی فقهای بزرگ به صورت مستند عروه، مستمسک عروه یا حاشیه و نقد و بررسی و توضیح المسائل آن چاپ و تکثیر شده و در اختیار علاقمندان [[احکام]] فقهی قرار گرفته است.
  
* 5- السؤال والجواب (مسائل فقهی
+
*۲- [[تعادل و تراجیح]] (در [[اصول فقه‌‌‌‌|اصول]]
  
* 6- صحیفه الكاظمیه؛
+
*۳- حاشیه «[[مکاسب (کتاب)|مکاسب]]» [[شیخ مرتضی انصاری|شیخ انصاری]]؛
  
* 7- رساله ای در منجزات مریض؛
+
*۴- حجیة الظن فی عدد الرکعات؛
  
* 8- العروه الوثقی، دربرگیرنده ابواب فقهی: طهارت، صلوه، [[زكات]]، [[خمس]]، صوم، [[حج]] و نكاح می باشد و مجموعاً دارای 3260 مساله فرعی فقهی است. كتاب عروه به علت محتوی بودن مسائل فرعی ضروری، مستند و مورد مراجعه و دقت فقها و مراجع بعدی واقع گردیده است و بارها از سوی فقهای عالی مقام محور بحث و تحشیه قرار گرفته است.
+
*۵- السؤال والجواب (مسائل فقهی
  
شاید تاكنون ده‌ها جلد كتاب استدلالی بر اساس اصل و محور قرار دادن عروه از سوی فقهای بزرگ به صورت مستند عروه، مستمسك عروه یا حاشیه و نقد و بررسی و توضیح المسائل آن چاپ و تكثیر شده و در اختیار علاقمندان [[احكام]] فقهی قرار گرفته است.
+
*۶- صحیفة الکاظمیه؛
  
'''شخصیت سید از زبان بیگانه:'''
+
*۷- رساله ای در منجزات مریض؛
  
یكی از سران انگلیس كه در حدود سال 1333 موفق به ملاقات سید شده بود، در این خصوص چنین می گوید: سید كه بسیار پیر بود و عمامه كوچك سفیدی بر سر داشت (گویا در منزلشان عمامه كوچك سفیدی بر سر می بستند) و محاسن و ناخن هایش با حنای قرمز خیلی خوب رنگ شده بود و درخشندگی خاصی داشت، بیرون آمد و با كمال سردی و بی اعتنایی به ما خوش آمد گفت و ما را روی حصیری كه در بیرون اتاقش افتاده بود، نزدیك خود نشاند.
+
*۸- بستان راز و گلستان نیاز (در [[مناجات]] و دعا)؛
  
من متوجه تاثیر و نفوذ زیاد و حسن شهرت او بودم، در خطوط صورت او قوه جاذبه ای وجود داشت و چشمانش خاكستری و خسته می نمود و در وجود نحیف و خسته او یك قدرت و نفوذ خارق العاده در حركت، و بیان او سحرآمیز بود كه من كمتر در كشورهای اسلامی نظیر آن را دیده بودم و بعد می گوید: سید باكمال وقار پاكت پول ما را به طرف ما پس زده و با عزمی راسخ گفت كه هنوز موقع آن نرسیده است تا آنجا كه می گوید: من اطمینان حاصل كردم كه با او نمی توان صحبت كرد و مقام عالی او قابل خرید و فروش نیست و بسیار خوشوقت است كه در این باب با او صحبتی ننمائیم و البته چنین وضعی را در كشورهای [[مصر]] و [[حجاز]] كه همه برای پول به دنبال ما می دوند نمی توان یافت.<ref> مجله نور علم، دوره دوم، شماره سوم، ص 82.</ref>
+
==فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی==
 +
'''مرجعیت:'''
  
'''فتوای او درباره جهاد با استعمار غرب:'''
+
آیت الله العظمی سید محمدکاظم یزدی، سیره علمای صالح گذشته را در زمینه [[مرجعیت]] رعایت می کرد و با اینکه از بزرگترین علمای آن زمان به شمار می آمد، همواره از پذیرش این امر خطیر دوری می جست. مردم و علمای [[نجف]] که به مقام علمی و معنوی وی بخصوص پس از رحلت [[میرزا محمدحسن شیرازی|میرزای بزرگ]] در سال ۱۳۱۲ ه ق. پی برده بودند نسبت به پذیرش مرجعیت، به آن [[فقیه]] وارسته، اصرار می کردند. ایشان سرانجام با احساس مسوولیت در قبال سرنوشت [[اسلام]] و مسلمین، به این بار گران تن سپرد و بعد از رحلت [[آخوند خراسانی]] (م، ۱۳۲۹ ق) و [[شیخ محمدطه نجف|شیخ محمد طه نجف]] (م، ۱۳۲۳ ق)، زعیم بزرگ جهان [[شیعه|تشیع]] گردید و به مثابه بزرگترین قدرت مذهبی و یگانه پاسدار حریم تشیع، حفظ کیان مسلمین را بر عهده گرفت. آن روز که دشمنان اسلام، کمر به نابودی اسلام بسته بودند این مرد بزرگ چونان مجاهدی نستوه و سیاستمداری فرزانه به صحنه آمد.
  
در آن هنگام كه دولت ایتالیا فتوای خود را برای اشغال لیبی در شمال آفریقا به حركت درآورده بود و مملكت ایران نیز از سوی همسایه شمالی در اشغال نیروهای روس، و از جنوب مورد هجوم استعمار انگلیس بود، آن مرحوم فتوای زیر را صادركرد:
+
'''خدمات و آثار خیر:'''
  
«بسم اللّه الرحمن الرحیم، در این ایام كه دول اروپایی مانند [[ایتالیا]] به طرابلس غرب (لیبی) حمله نموده و از طرفی روس‌ها شمال ایران را با قوای خود اشغال كرده اند، و انگلیسی‌ها نیز نیروهای خود را در جنوب ایران پیاده كرده اند و [[اسلام]] را در معرض خطر نابودی قرار داده اند، بر عموم مسلمین از عرب و ایرانی واجب است كه خود را برای عقب راندن كفار از ممالك اسلامی مهیا سازند و از بذل جان و مال در راه بیرون راندن نیروهای ایتالیا از طرابلس غرب و اخراج قوای روسی و انگلیسی از ایران هیچ فروگذار نكنند، زیرا این عمل از مهمترین فرایض اسلامی است تا به یاری خداوند دو مملكت اسلامی از تهاجم صلیبی‌ها محفوظ بماند. (محمدكاظم طباطبایی)»
+
آیت الله یزدی در طول عمر مبارک خود، آثار زیادی را به یادگار گذاشت و کمکهای بسیاری به سرپرستان و یتیمان مبذول داشت. وی در عمران شهرها و روستاها بویژه در ساخت [[مسجد]]، حمام و کاروانسرا، همتی والا و نسبت به رسیدگی به امور [[حوزه علميه|حوزه های علمیه]] و طلاب علوم دینی، عنایت خاصی داشت و بناهای زیادی را بنیاد نهاد که مهمترین آنها، مدرسه علمیه و کتابخانه ایشان معروف به "مسجد سید" در [[نجف]] اشرف است.
  
'''وفات:'''
+
'''موضعگیری در مورد مشروطه:'''
  
آیت الله سید كاظم طباطبایی پس از عمری مبارزه و تلاش در راه تثبیت فرهنگ آل محمد صلی الله علیه و آله، در 28 [[رجب]] 1337 ه.ق در [[نجف]] اشرف، در نود سالگی به رحمت ایزدی پیوست و در كنار درب طوسی از صحن مقدس مرتضوی مدفون گردید.
+
مرحوم سید محمد کاظم طباطبایی در آغاز نهضت [[مشروطیت|مشروطه]]، همراه و همگام با مشروطه خواهان بود؛ چنانکه آقای ابوالحسنی منذر می نویسد: «بر پایه اسنادی که از آن مرحوم در دست است، سید یزدی در دوران تحصن معترضانه علمای [[تهران]] و برخی بلاد، در [[قم]] (در صدر مشروطه) جهت رفع مظلومیت علما و تحریض دربار به قبول درخواست های مشروع آنان، دست به اقداماتی زده است که احتمالاً در صدور دستخط مظفرالدین شاه بی تاثیر نبوده است».  
  
==پانویس ==
+
اما مرحوم آیة اللّه سید محمدکاظم یزدی در جریان نهضت مشروطه بر اثر اشاعه افکار ضدّ دینی، ادامه این حرکت را به مثابه شبی ظلمانی و آسمانی تیره و تار در افقی نامعلوم و مبهم یافت و برای کشف حقایق سکوت کرد و در هنگامه اختلاف مجلس، بر خلاف آیة اللّه [[آخوند خراسانی]]، ملا عبداللّه مازندرانی و حاج میرزا حسین خلیل تهرانی، حاضر نشد در این فضا تلگرافی در تأیید مشروطه و مجلس امضا کند، تا مبادا بدخواهان آن را در تضعیف مرحوم [[شیخ فضل الله نوری|شیخ فضل اللّه]] تبلیغ کنند.
<references />
+
 
 +
از یکی از روحانیان سرشناس یزد نقل شده است: روزی یکی از اهالی [[یزد]] به بهانه پرسش مسأله ای خدمت سیّد یزدی رسید و به محض حضور، نامه ای دالّ بر تأیید مشروطه جلوی آقا نهاد و با تهدید اسلحه خواستار امضای آن شد. سید سینه را سپر کرد و گفت: من سالهاست آماده شهادتم. در «النجوم المسرده» به نقل از سیّدهاشم بن سیّد عبدالحی آمده است: «یکی از اشرار به چنین کاری مبادرت کرده و سیّد در پاسخ گفته: جان فدا کردن پیش من آسان تر از امضا کردن این مشروطه است.
 +
 
 +
'''مبارزه با استعمار غربی:'''
 +
 
 +
بدیهی است مخالفت سید با مشروطه نیز عمدتاً ناشی از هویدا بودن دست دشمن در آستین آن حرکت و تأثیر دیگ پلوی سفارت انگلیس در تأسیس آن بود. و درست از همین رو بود که از قبول پول «موقوفه اَوَد» هند خودداری می کرد. دولت انگلستان بسیار کوشید تا با استفاده از وجوه موقوفات هند، نظر سید را جلب کرده، او را وادار به سکوت نماید، اما سید همانند [[شیخ مرتضی انصاری]] از پذیرفتن آن وجوه سرباز می زد.
 +
 
 +
سِر رونالد استورزیکی، از سیاستمداران انگلیسی که برای تقدیم هزار لیره به نزد سید رفته بود و سید از پذیرفتن آن خودداری کرده بود، نقل می کند: «من اطمینان حاصل کردم که با او نمی توان صحبت پول کرد، مقام عالیِ او، قابل خرید و فروش نیست و بسیار خوشوقت است که در این باب با او صحبتی ننماییم و البته چنین وضعی را در کشورهای [[مصر]] و [[حجاز]] که همه برای پول به دنبال ما می دوند نمی توان یافت.»
 +
 
 +
سید از مبارزه اقتصادی نیز با استعمار غفلت نداشت و متوجه بود که استقلال سیاسی بدون استقلال اقتصادی ممکن نیست. بنابراین، با تحریم کالاهای غربی تلاش کرد تا از این طریق، به مبارزه با آنان برخیزد.
 +
 
 +
'''مخالفت با قانون اساسی حکومت عثمانی:'''
 +
 
 +
آیت الله سید محمدکاظم یزدی نسبت به قانون اساسی حکومت عثمانی، موضع قاطعانه ای در پیش گرفت و با آن مخالفت کرد و برای همین از سوی حکومت عثمانی، از [[عراق]] اخراج گردید. یکی از رهبران حکومت عثمانی نزد آیت الله سید محمدکاظم یزدی رفت و از ایشان درخواست کرد که قانون اساسی را به رسمیت بشناسد. آیت الله یزدی به او گفت: «شعار شما، شعار غربی است و قانون شما گرفته شده از غرب است و اینهائی که دم از آزادی می زنند جز نابودی [[اسلام]] چیزی در سر ندارند».
 +
 
 +
'''فتوا درباره جهاد با استعمار غرب:'''
 +
 
 +
در آن هنگام که دولت ایتالیا قوای خود را برای اشغال [[لیبی]] در شمال آفریقا به حرکت درآورده بود و مملکت [[ایران]] نیز از سوی همسایه شمالی در اشغال نیروهای روس، و از جنوب مورد هجوم استعمار انگلیس بود، آن مرحوم [[فتوا|فتوای]] زیر را صادر کرد: «بسم اللّه الرحمن الرحیم، در این ایام که دول اروپایی مانند ایتالیا به طرابلس غرب (لیبی) حمله نموده و از طرفی روس‌ها شمال ایران را با قوای خود اشغال کرده اند، و انگلیسی‌ها نیز نیروهای خود را در جنوب ایران پیاده کرده اند و [[اسلام]] را در معرض خطر نابودی قرار داده اند، بر عموم مسلمین از عرب و ایرانی واجب است که خود را برای عقب راندن کفار از ممالک اسلامی مهیا سازند و از بذل جان و مال در راه بیرون راندن نیروهای ایتالیا از طرابلس غرب و اخراج قوای روسی و انگلیسی از ایران هیچ فروگذار نکنند، زیرا این عمل از مهمترین فرایض اسلامی است تا به یاری خداوند دو مملکت اسلامی از تهاجم صلیبی‌ها محفوظ بماند. (محمدکاظم طباطبایی)»
 +
 
 +
در نهایت همزمان با جنگ جهانی اول ۱۳۳۲ ه ق، انگلستان علیه امپراتور عثمانی اعلان جنگ داد و دامنه جنگ به کشور اسلامی [[عراق]] کشیده شد. انگلیس برای تصرف [[بصره]] در شط العرب نیرو پیاده کرد. آیت الله سید محمدکاظم یزدی با فتوای خود مبنی بر وجوب [[جهاد]]، مسلمانان را به جهاد علیه کفار انگلیس ترغیب می کرد. وی در فتوایی فرمود: "فتوای ما مبنی بر دفاع در مقابل هجوم کفار بر بلاد مسلمین در همه جا پخش شده است. از آنجا که دشمن نزدیک شده و کار سخت بالا گرفته و مشکلات زیادی پدید آورده است بر هر کس لازم است در عقب راندن قوای دشمن و سعی در حفظ حدود و ثغور اسلام، با همه امکاناتی که دارد غفلت نورزند." بعد از ابلاغ فتوای جهاد، جمع زیادی از علما به سوی جبهه های جنگ شتافتند؛ از جمله سید محمد یزدی فرزند ارشد آیت الله یزدی که سرانجام نیز به درجه رفیع [[شهادت در راه خدا|شهادت]] نایل گشت.
 +
==وفات==
 +
 
 +
مرحوم آیت الله سیدکاظم طباطبایی پس از عمری مبارزه و تلاش در راه تثبیت فرهنگ [[اهل البیت|اهل بیت]] علیهم السلام، در ۲۸ [[رجب]] ۱۳۳۷ قمری در [[نجف]] اشرف، در نود سالگی به رحمت ایزدی پیوست و در کنار درب طوسی از [[حرم امیرالمؤمنین علیه السلام|صحن مقدس مرتضوی]] مدفون گردید.
 +
 
 +
==کنگره بزرگداشت==
 +
کنگره بین‌المللی «صاحب عروة الوثقی» با حضور علما و شخصیت‌هایی از [[ایران]]، [[عراق]] و [[لبنان]] روز پنجشنبه ۲۴ اسفند ماه ۱۳۹۱ در سالن همایش‌های مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) در شهر [[قم]] برگزار شد.
 +
 
 +
در این کنگره متن پیام [[سید علی حسینی خامنه ای|رهبر معظم انقلاب]] که بر گرفته از بیانات ایشان در دیدار اعضای ستاد برگزاری کنگره ی بزرگداشت علامه آیت الله سید محمدکاظم طباطبایی یزدی در تاریخ ۱۳۹۱/۳/۲۲ بود، توسط حجت الاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری قرائت شد. رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به جامعیت شخصیت آیت الله سید محمدکاظم طباطبایی یزدی، شخصیت این فقیه بزرگ را از سه جنبه علمی، معنوی و آمادگی برای جهاد، برجسته و ممتاز خواندند و افزودند: لازم است تحقیق در مبانی فقهی سید کاظم طباطبایی تعمیق یابد.
 +
 
 +
==منابع==
 +
 
 +
*عقيقي بخشايشی، فقهای نامدار شيعه، صفحه ۴۱۹.
 +
*[http://www.bashgah.net/fa/content/show/24189 سید محمدکاظم یزدی، باشگاه اندیشه].
 +
*[http://www.yazdfarda.com/news/1393/05/12917.html آیت الله سید محمدکاظم طباطبایی یزدی (صاحب عروة)، یزد فردا].
 +
*غلامرضا گلی زواره، ماهنامه مبلغان، شماره ۱۵۳، در دسترس در [http://zitova.ir/news/hawzahqom_10052/141495/%D8%A2%DB%8C%D8%AA+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87+%D8%B3%DB%8C%D8%AF+%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF+%DA%A9%D8%A7%D8%B8%D9%85+%DB%8C%D8%B2%D8%AF%DB%8C+%D8%B1%D8%AD%D9%85%D9%87+%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87 ذی طوی].
 +
*[http://tahoor.com/fa/Article/View/110823 دائرة المعارف طهور].
 +
*[http://fordunews.com/newsF-18665.html با پیام پیام رهبر معظم انقلاب؛ کنگره علامه سید محمدکاظم طباطبایی یزدی در قم برگزار شد، فردونیوز].
 +
 
 +
==پیوندها==
 +
 
 +
*[[العروه الوثقی|کتاب «العروة الوثقی»]]
 +
*[http://www.leader.ir/langs/fa/?p=bayanat&id=10454 پیام به کنگره بزرگداشت علامه آیت الله سید محمدکاظم طباطبایی یزدی، پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری]
 +
 
 +
==آرشیو عکس و تصویر==
 +
<gallery mode="packed" heights="170">
 +
پرونده:عروه (2).jpg|از راست: سید محمود طباطبائی یزدی، [[سید محمدکاظم طباطبائی یزدی]] و سید احمد طباطبائی یزدی
 +
پرونده:عروه.jpg|سید محمدکاظم طباطبائی یزدی
 +
پرونده:شاهین (9).jpg|عکس قدیمی از مقبره سید محمدکاظم طباطبائی یزدی در مسجد عمران بن شاهین - [[حرم امام علی علیه السلام|حرم حضرت امیرالمومنین امام علی علیه السلام]]
 +
پرونده:شاهین (3).jpg|آرامگاه سید محمدکاظم طباطبائی یزدی (صاحب [[عروة الوثقى (کتاب)|عروه]]) در [[مسجد عمران بن شاهین]] (سمت راست تصویر)
 +
پرونده:عروه (1).jpg|مدرسه علمیه و کتابخانه سید محمدکاظم طباطبائی یزدی معروف به "مسجد سید" در [[نجف اشرف]]
 +
 
 +
 
 +
</gallery>
 +
 
 +
{{سنجش کیفی
 +
|سنجش=شده
 +
|شناسه= متوسط
 +
|عنوان بندی مناسب= خوب
 +
|کفایت منابع و پی نوشت ها= خوب
 +
|رعایت سطح مخاطب عام= خوب
 +
|رعایت ادبیات دانشنامه ای= خوب
 +
|جامعیت= خوب
 +
|رعایت اختصار= خوب
 +
|سیر منطقی= خوب
 +
|کیفیت پژوهش= خوب
 +
}}
 +
 
 +
[[رده:علمای قرن چهاردهم|یزدی،سید محمدکاظم]]
 +
[[رده:مراجع تقلید]]
 +
[[رده:فقیهان]]
 +
[[رده: مقاله های مهم]]
 +
{{خوب}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۸ ژوئن ۲۰۲۳، ساعت ۰۶:۴۸

آیت الله العظمی سید محمدکاظم طباطبایی یزدی معروف به «صاحب عروة» (۱۲۴۷ - ۱۳۳۷ ق)، از فقها و مراجع نامدار شیعه در قرن چهاردهم هجری و از شاگردان میرزای شیرازی بود. کتاب ارزشمند «عروة الوثقى» اثر معروف فقهی ایشان بوده که مورد مراجعه و توجه فراوان فقها و مراجع بعدی واقع گردیده است. یکی از برگهای زرّین زندگی سید یزدی، مقابله و مبارزه با استبداد و استعمار بود.

Seyyedyazdi.jpg
نام کامل سید محمدکاظم طباطبایی یزدی
زادروز ۱۲۴۷ قمری
زادگاه یزد
وفات ۱۳۳۷ قمری
مدفن نجف، حرم امام علی علیه السلام

Line.png

اساتید

میرزا محمدحسن شیرازی، سید محمد باقر موسوی خوانساری، میرزا محمدهاشم خوانساری،...

شاگردان

محمد حسین کاشف الغطاء، شهید سید حسن مدرس، شیخ عبدالکریم حائری یزدی، سید حسین بروجردی،...

آثار

عروة الوثقى، حاشیه بر مكاسب، السؤال والجواب، بستان راز و گلستان نیاز،...

تحصیلات و استادان

سید محمدکاظم طباطبایی یزدی در سال ۱۲۴۷ هجری در یکی از قرای یزد پا به عرصه وجود نهاد.

او تحصیلات ابتدایی را در زادگاه خود شروع نمود و پس از طی نمودن دروس مقدماتی عازم مشهد شد و ضمن ادامه تحصیل در سطوحی بالاتر، در حوزه علمیه این شهر به آموختن دانشهایی چون: هیأت، نجوم و ریاضی اقبال نشان داد. سپس به اصفهان رفت و در مدرسه صدر ساکن شد و در درس شیخ محمدباقر نجفی، (فرزند شیخ محمدتقی، صاحب هدایة المسترشدین)، حاضر شد و از فروغ علمی وی بهره برد. به لحاظ نبوغ فکری و خلاقیّت علمی، به زودی با استاد خود انس ویژه ای فراتر از روابط معلمی و شاگردی برقرار کرد.

او همچنین از محضر اساتیدی چون آیت الله سید محمد باقر موسوی خوانساری (صاحب روضات) و برادرش آیت الله میرزا محمدهاشم خوانساری و آیت الله محمدجعفر آباده ای استفاده های فراوانی برد.

سید طباطبایی در اصفهان به مرحله عالیه اجتهاد و استنباط احکام شرعی نائل آمد و از مرحوم نجفی اجازه اجتهاد گرفت. او در سال ۱۲۸۱ ه ق. با اجازه و معرفی استادش آیت الله شیخ محمدباقر نجفی، به همراه چند تن از علما به نجف اشرف هجرت کرد.

ورود سید به نجف با وفات شیخ مرتضی انصاری و انتقال مرجعیت به میرزای شیرازی (میرزای بزرگ؛ فتوا دهنده تحریم تنباکو) مصادف بود. آن بزرگوار از محضر فقهای بزرگی چون میرزای شیرازی، شیخ مهدی جعفری، شیخ راضی نجفی، فرزند شیخ محمدجعفر و آیت الله شیخ مهدی آل کاشف الغطا کسب فیض کرد تا آنکه خود در نجف اشرف به تدریس و تعلیم فقه و سایر علوم پرداخت.

دیری نگذشت که او از بزرگترین مراجع عصر خود گردید. به ویژه پس از در گذشت مرحوم آخوند خراسانی، اکثریت قاطع شیعیان جهان مقلد و مطیع فتوای او شدند.

تدریس و شاگردان

پس از درگذشت مرحوم میرزا محمدحسن شیرازی در سال ۱۳۱۲ ه.ق، سید یزدی خود به تدریس و تشکیل حوزه درسی پرداخت. آیت الله سید محمدکاظم یزدی، بر مباحث فقهی تسلط کامل داشت. از این رو مسائل مشکل و پیچیده فقهی را با بیانی روان و ساده و با استدلالی قوی، به طلاب عرضه می کرد، به گونه ای که شاگردان فراوانی جذب شیوه درس وی شدند.

آن گونه که مورخان نوشته اند، وی با تسلط کامل و مهارت تحسین برانگیز و استدلال قوی به طرح نظرات خود می پرداخت و ابواب مختلف فقهی را یکی پس از دیگری به بهترین وجه و آسانترین شیوه به پایان می رساند. او بدون استدلال قوی و قانع کننده، از مباحث علمی نمی گذشت و به مثالهای فراوان فقهی استشهاد می کرد. وقتی شاگردان اشکالات و سوالات خود را مطرح یا در مثالهای ایشان خدشه می کردند، با سعه صدر به سخن آنان گوش می داد و به اشکال جواب می داد.

آیة اللّه یزدی شاگردان بسیاری در حوزه پربار خود پرورش داد که برخی از آن ها به درجه اجتهاد رسیدند؛ از جمله معروف ترین آنان عبارتند از:

آثار و تألیفات

تألیفات و آثار قلمی آیت الله یزدی مطابق آن چه صاحب «ریحانة الادب» آورده است، به این قرار می باشد:

بستان راز و گلستان نیاز - یکی از آثار آیت الله العظمی یزدی صاحب عروة
  • ۱- العروة الوثقی: این کتاب که نشان از تسلط بالای سید کاظم بر مسائل فقهی و دقت و ذکاوت او دارد دربرگیرنده ابواب فقهی: طهارت، صلوة، زکات، خمس، صوم، حج و نکاح می باشد و مجموعاً دارای ۳۲۶۰ مساله فرعی فقهی است. کتاب «عروه» به علت محتوی بودن مسائل فرعی ضروری، بارها محور بحث و تحشیه قرار گرفته است. شاید تاکنون ده‌ها جلد کتاب استدلالی بر اساس اصل و محور قرار دادن «عروه» از سوی فقهای بزرگ به صورت مستند عروه، مستمسک عروه یا حاشیه و نقد و بررسی و توضیح المسائل آن چاپ و تکثیر شده و در اختیار علاقمندان احکام فقهی قرار گرفته است.
  • ۴- حجیة الظن فی عدد الرکعات؛
  • ۵- السؤال والجواب (مسائل فقهی)؛
  • ۶- صحیفة الکاظمیه؛
  • ۷- رساله ای در منجزات مریض؛
  • ۸- بستان راز و گلستان نیاز (در مناجات و دعا)؛

فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی

مرجعیت:

آیت الله العظمی سید محمدکاظم یزدی، سیره علمای صالح گذشته را در زمینه مرجعیت رعایت می کرد و با اینکه از بزرگترین علمای آن زمان به شمار می آمد، همواره از پذیرش این امر خطیر دوری می جست. مردم و علمای نجف که به مقام علمی و معنوی وی بخصوص پس از رحلت میرزای بزرگ در سال ۱۳۱۲ ه ق. پی برده بودند نسبت به پذیرش مرجعیت، به آن فقیه وارسته، اصرار می کردند. ایشان سرانجام با احساس مسوولیت در قبال سرنوشت اسلام و مسلمین، به این بار گران تن سپرد و بعد از رحلت آخوند خراسانی (م، ۱۳۲۹ ق) و شیخ محمد طه نجف (م، ۱۳۲۳ ق)، زعیم بزرگ جهان تشیع گردید و به مثابه بزرگترین قدرت مذهبی و یگانه پاسدار حریم تشیع، حفظ کیان مسلمین را بر عهده گرفت. آن روز که دشمنان اسلام، کمر به نابودی اسلام بسته بودند این مرد بزرگ چونان مجاهدی نستوه و سیاستمداری فرزانه به صحنه آمد.

خدمات و آثار خیر:

آیت الله یزدی در طول عمر مبارک خود، آثار زیادی را به یادگار گذاشت و کمکهای بسیاری به سرپرستان و یتیمان مبذول داشت. وی در عمران شهرها و روستاها بویژه در ساخت مسجد، حمام و کاروانسرا، همتی والا و نسبت به رسیدگی به امور حوزه های علمیه و طلاب علوم دینی، عنایت خاصی داشت و بناهای زیادی را بنیاد نهاد که مهمترین آنها، مدرسه علمیه و کتابخانه ایشان معروف به "مسجد سید" در نجف اشرف است.

موضعگیری در مورد مشروطه:

مرحوم سید محمد کاظم طباطبایی در آغاز نهضت مشروطه، همراه و همگام با مشروطه خواهان بود؛ چنانکه آقای ابوالحسنی منذر می نویسد: «بر پایه اسنادی که از آن مرحوم در دست است، سید یزدی در دوران تحصن معترضانه علمای تهران و برخی بلاد، در قم (در صدر مشروطه) جهت رفع مظلومیت علما و تحریض دربار به قبول درخواست های مشروع آنان، دست به اقداماتی زده است که احتمالاً در صدور دستخط مظفرالدین شاه بی تاثیر نبوده است».

اما مرحوم آیة اللّه سید محمدکاظم یزدی در جریان نهضت مشروطه بر اثر اشاعه افکار ضدّ دینی، ادامه این حرکت را به مثابه شبی ظلمانی و آسمانی تیره و تار در افقی نامعلوم و مبهم یافت و برای کشف حقایق سکوت کرد و در هنگامه اختلاف مجلس، بر خلاف آیة اللّه آخوند خراسانی، ملا عبداللّه مازندرانی و حاج میرزا حسین خلیل تهرانی، حاضر نشد در این فضا تلگرافی در تأیید مشروطه و مجلس امضا کند، تا مبادا بدخواهان آن را در تضعیف مرحوم شیخ فضل اللّه تبلیغ کنند.

از یکی از روحانیان سرشناس یزد نقل شده است: روزی یکی از اهالی یزد به بهانه پرسش مسأله ای خدمت سیّد یزدی رسید و به محض حضور، نامه ای دالّ بر تأیید مشروطه جلوی آقا نهاد و با تهدید اسلحه خواستار امضای آن شد. سید سینه را سپر کرد و گفت: من سالهاست آماده شهادتم. در «النجوم المسرده» به نقل از سیّدهاشم بن سیّد عبدالحی آمده است: «یکی از اشرار به چنین کاری مبادرت کرده و سیّد در پاسخ گفته: جان فدا کردن پیش من آسان تر از امضا کردن این مشروطه است.

مبارزه با استعمار غربی:

بدیهی است مخالفت سید با مشروطه نیز عمدتاً ناشی از هویدا بودن دست دشمن در آستین آن حرکت و تأثیر دیگ پلوی سفارت انگلیس در تأسیس آن بود. و درست از همین رو بود که از قبول پول «موقوفه اَوَد» هند خودداری می کرد. دولت انگلستان بسیار کوشید تا با استفاده از وجوه موقوفات هند، نظر سید را جلب کرده، او را وادار به سکوت نماید، اما سید همانند شیخ مرتضی انصاری از پذیرفتن آن وجوه سرباز می زد.

سِر رونالد استورزیکی، از سیاستمداران انگلیسی که برای تقدیم هزار لیره به نزد سید رفته بود و سید از پذیرفتن آن خودداری کرده بود، نقل می کند: «من اطمینان حاصل کردم که با او نمی توان صحبت پول کرد، مقام عالیِ او، قابل خرید و فروش نیست و بسیار خوشوقت است که در این باب با او صحبتی ننماییم و البته چنین وضعی را در کشورهای مصر و حجاز که همه برای پول به دنبال ما می دوند نمی توان یافت.»

سید از مبارزه اقتصادی نیز با استعمار غفلت نداشت و متوجه بود که استقلال سیاسی بدون استقلال اقتصادی ممکن نیست. بنابراین، با تحریم کالاهای غربی تلاش کرد تا از این طریق، به مبارزه با آنان برخیزد.

مخالفت با قانون اساسی حکومت عثمانی:

آیت الله سید محمدکاظم یزدی نسبت به قانون اساسی حکومت عثمانی، موضع قاطعانه ای در پیش گرفت و با آن مخالفت کرد و برای همین از سوی حکومت عثمانی، از عراق اخراج گردید. یکی از رهبران حکومت عثمانی نزد آیت الله سید محمدکاظم یزدی رفت و از ایشان درخواست کرد که قانون اساسی را به رسمیت بشناسد. آیت الله یزدی به او گفت: «شعار شما، شعار غربی است و قانون شما گرفته شده از غرب است و اینهائی که دم از آزادی می زنند جز نابودی اسلام چیزی در سر ندارند».

فتوا درباره جهاد با استعمار غرب:

در آن هنگام که دولت ایتالیا قوای خود را برای اشغال لیبی در شمال آفریقا به حرکت درآورده بود و مملکت ایران نیز از سوی همسایه شمالی در اشغال نیروهای روس، و از جنوب مورد هجوم استعمار انگلیس بود، آن مرحوم فتوای زیر را صادر کرد: «بسم اللّه الرحمن الرحیم، در این ایام که دول اروپایی مانند ایتالیا به طرابلس غرب (لیبی) حمله نموده و از طرفی روس‌ها شمال ایران را با قوای خود اشغال کرده اند، و انگلیسی‌ها نیز نیروهای خود را در جنوب ایران پیاده کرده اند و اسلام را در معرض خطر نابودی قرار داده اند، بر عموم مسلمین از عرب و ایرانی واجب است که خود را برای عقب راندن کفار از ممالک اسلامی مهیا سازند و از بذل جان و مال در راه بیرون راندن نیروهای ایتالیا از طرابلس غرب و اخراج قوای روسی و انگلیسی از ایران هیچ فروگذار نکنند، زیرا این عمل از مهمترین فرایض اسلامی است تا به یاری خداوند دو مملکت اسلامی از تهاجم صلیبی‌ها محفوظ بماند. (محمدکاظم طباطبایی)»

در نهایت همزمان با جنگ جهانی اول ۱۳۳۲ ه ق، انگلستان علیه امپراتور عثمانی اعلان جنگ داد و دامنه جنگ به کشور اسلامی عراق کشیده شد. انگلیس برای تصرف بصره در شط العرب نیرو پیاده کرد. آیت الله سید محمدکاظم یزدی با فتوای خود مبنی بر وجوب جهاد، مسلمانان را به جهاد علیه کفار انگلیس ترغیب می کرد. وی در فتوایی فرمود: "فتوای ما مبنی بر دفاع در مقابل هجوم کفار بر بلاد مسلمین در همه جا پخش شده است. از آنجا که دشمن نزدیک شده و کار سخت بالا گرفته و مشکلات زیادی پدید آورده است بر هر کس لازم است در عقب راندن قوای دشمن و سعی در حفظ حدود و ثغور اسلام، با همه امکاناتی که دارد غفلت نورزند." بعد از ابلاغ فتوای جهاد، جمع زیادی از علما به سوی جبهه های جنگ شتافتند؛ از جمله سید محمد یزدی فرزند ارشد آیت الله یزدی که سرانجام نیز به درجه رفیع شهادت نایل گشت.

وفات

مرحوم آیت الله سیدکاظم طباطبایی پس از عمری مبارزه و تلاش در راه تثبیت فرهنگ اهل بیت علیهم السلام، در ۲۸ رجب ۱۳۳۷ قمری در نجف اشرف، در نود سالگی به رحمت ایزدی پیوست و در کنار درب طوسی از صحن مقدس مرتضوی مدفون گردید.

کنگره بزرگداشت

کنگره بین‌المللی «صاحب عروة الوثقی» با حضور علما و شخصیت‌هایی از ایران، عراق و لبنان روز پنجشنبه ۲۴ اسفند ماه ۱۳۹۱ در سالن همایش‌های مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) در شهر قم برگزار شد.

در این کنگره متن پیام رهبر معظم انقلاب که بر گرفته از بیانات ایشان در دیدار اعضای ستاد برگزاری کنگره ی بزرگداشت علامه آیت الله سید محمدکاظم طباطبایی یزدی در تاریخ ۱۳۹۱/۳/۲۲ بود، توسط حجت الاسلام و المسلمین محمدی گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری قرائت شد. رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به جامعیت شخصیت آیت الله سید محمدکاظم طباطبایی یزدی، شخصیت این فقیه بزرگ را از سه جنبه علمی، معنوی و آمادگی برای جهاد، برجسته و ممتاز خواندند و افزودند: لازم است تحقیق در مبانی فقهی سید کاظم طباطبایی تعمیق یابد.

منابع

پیوندها

آرشیو عکس و تصویر