سید محمدصادق لواسانی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (صفحه‌ای جدید حاوی ' {{بخشی از یک کتاب}} '''منبع:''' ستارگان حرم، جلد 4 '''نویسنده:''' على احمدپور تركمانى =...' ایجاد کرد)
 
سطر ۳: سطر ۳:
  
 
'''نویسنده:''' على احمدپور تركمانى
 
'''نویسنده:''' على احمدپور تركمانى
 
==سيد محمدصادق لواسانى ==
 
  
 
(يار ديرين امام)
 
(يار ديرين امام)
سطر ۱۹۷: سطر ۱۹۵:
  
 
(35). پيام حجت الاسلام حاج احمد آقا خمينى، يادگار امام، به مناسبت ارتحال آيت الله لواسانى، 69/7/8 رسالت.
 
(35). پيام حجت الاسلام حاج احمد آقا خمينى، يادگار امام، به مناسبت ارتحال آيت الله لواسانى، 69/7/8 رسالت.
 +
[[رده:علمای قرن چهاردهم]]

نسخهٔ ‏۸ اوت ۲۰۱۲، ساعت ۰۶:۳۳

این مدخل از دانشنامه هنوز نوشته نشده است.

Icon book.jpg

محتوای فعلی بخشی از یک کتاب متناسب با عنوان است.

(احتمالا تصرف اندکی صورت گرفته است)

منبع: ستارگان حرم، جلد 4

نویسنده: على احمدپور تركمانى

(يار ديرين امام)

خاندان علم و سيادت

پدر آيت الله سيد محمدصادق لواسانى، آيت الله سيد محمدصادق برخاسته از خاندان علم و سيادت بود، پدرش با آيت الله حاج سيد ابوالقاسم حسينى در سال 1276 هجرى قمرى در خانواده علم و سياست ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايى و سطح را در مكتب دانشمندان آن دوره فراگرفت. آن گاه به نجف اشرف مهاجرت كرد و از محضر آيات عظام: آخوند ملا محمدكاظم خراسانى (متوفى 1329 هـ.ق) و آقا سيد محمدكاظم طباطبايى يزدى (متوفى 1337 هـ.ق) استفاده كرد و به دريافت درجه اجتهاد موفق شد.

سيد در عتبات از محضر بزرگانى چون فقيه وارسته آيت الله حاج شيخ محمد بهارى همدانى (متوفى 1325 هـ.ق) و آيت الله حاج سيد احمد تهرانى كربلايى (متوفى 1332 هـ.ق) كه از شاگردان مرحوم آيت الله آخوند حسين‌قلى همدانى (متوفى 1311 هـ.ق) به شمار مى رفتند بهره برد؛ مدارج عالى اخلاقى را كسب كرد. آن گاه به ايران بازگشت. هنگام ورود به همدان و استقبال شايسته اى از طرف مردم آن سامان صورت گرفت و بنا بر درخواست آن ها در همدان رحل اقامت افكند.

وى سرانجام بعد از يك عمر خدمت در 28 ماه رمضان سال 1363؛ در سن 87 سالگى دعوت حق را لبيك گفت و به ديار باقى شتافت و پيكر پاكش را در تهران باشكوه ويژه اى تشييع و بعد به نجف اشرف منتقل كردند و در جوار صحن حضرت امام على علیه السلام به خاك سپردند. آيت الله سيد ابوالقاسم لواسانى.(1) از خود ده فرزند به يادگار گذاشتند همه از بزرگان و علماء بودند. نام‌های آن ها چنين است: آيت الله سيد محمدصادق، آيت الله سيد احمد، سيد على، سيد زين‌العابدين، سيد محمود، حاج سيد رضا، سيد يحيى، سيد حسين، سيد حسن و سيد محسن لواسانى، در اين مقاله به بخشى از زندگى و فعاليت هاى آيت الله سيد محمدصادق لواسانى مى پردازيم.

تولد

سيد محمد در ماه صفر 1324 هجرى قمرى، مطابق با 1280 هجرى شمسى در شهر نجف اشرف و جوار بارگاه ملكوتى حضرت امام على علیه السلام(2) ديده به جهان گشود. وى در محيط آرام و صميمى تحت تربيت پدر و مادر مؤمنه اش روزهاى كودكى را سپرى كرد. او از همان ايام نبوغ و استعداد شگرفش را نماياند. با تشويق و راهنمايي‌هاى پدر تحصيلات ابتدايى را در زادگاهش شروع كرد و به مدت هفت سال در نجف در محضر پدرش، آيت الله سيد ابوالقاسم لواسانى و برادر بزرگش سيد احمد لواسانى دروس حوزوى را فراگرفت.

سفر به همدان

سيد محمد در سال 1295 هـ.ش در حالى كه پانزدهمين بهار زندگيش را پشت سر مى گذاشت، به همراه پدر به ايران آمد.(3) پدر چون بيشتر درس‌هاى اخلاقى و عرفانى را از اساتيد به نام حوزه نجف كه از ديار همدان برخاسته بودند، آموخته بود به همراه فرزندش وارد همدان شد و محمدصادق در حدود يك سال در كنار پدر ماند و از محضر او و برادر استفاده برد.

سفر به اراك

هنگامى كه در سال 1332 هـ.ق مطابق با 1288 آيت الله حاج شيخ عبدالكريم حائرى، از مجتهدين به نام حوزه نجف به شكر اراك وارد شد، از مكتب‌خانه و حوزه هاى علوم دينى پررونق خبرى نبود اما با ورود حاج شيخ در مدتى اندك آوازه مكتبش به بسيارى از شهرهاى ايران رسيد و ديرى نپاييد كه شيفتگان دانش از سراسر كشور به سوى اراك رهسپار شدند و به اين ترتيب حوزه علميه اراك به عنوان بزرگترين مجمع علمى ايران شناخته شد.(4) همين دوران بود كه سيد محمد به همراه برادرش سيد احمد بارى ادامه تحصيل از همدان به اراك آمد. در اين سال‌ها نيز سيد محمد بيشتر از محضر برادرش كسب فيض مى كرد.

در سال 1340 هـ.ق؛ مطابق با 1296 هـ.ش حاج شيخ عبدالكريم براى زيارت به قم آمده بود، با دعوت علماء از جمله آيت الله بافقى (متوفى 1365 هـ.ق) مبنى بر ماندن در حوزه قم با توجه به مشكلات زيادى كه حوزه علميه قم را تهديد مى كرد، موافقت كرد و حوزه اراك را به شهر مقدس قم انتقال داد.

مهاجرت به قم

با هجرت آيت الله حاج شيخ عبدالكريم به شهر مقدس قم سيد محمد نيز در سال 1297 هـ.ش در سن 17 سالگى در حالى كه به مدت نُه سال مقدمات و سطح حوزه را از محضر پدر و برادرش در نجف، همدان و اراك فراگرفته بود، مانند ديگر طلاب و فضلا به قم عزيمت كرد.

آشنايى با امام

سيد محمد بعد از ورود به قم در مدرسه علوم دينى فيضيه و دارالشفاء ساكن شد و در همان روزهاى ورود با حاج آقا روح الله آشنا و پس از مدتى هم بحث و هم حجره ايشان شد. سيد با شروع دروس حوزه در درس خارج فقه و اصول بزرگانى همچون آيت الله العظمى حاج شيخ عبدالكريم حائرى.(5)(6) سيد محمدتقى خوانسارى(7) (متوفى 1371 هـ.ق)(8) و مرحوم آيت الله العظمى سيد محمد حجت كوه‌كمره اى(9) (متولد 1310 هـ.ق و متوفى 1372 هـ.ق)(10) شركت كرد.

همچنين از محضر درس مرحوم آيت الله العظمى شيخ محمدعلى شاه آبادى(11) (متولد 1292 و متوفى 1369 هـ.ق) دروس عرفان، سير و سلوك، حكمت، فلسفه، «مفاتيح الغيب»، «شرح فصوص» و «منازل السائرين» را آموخت. دو سال نيز از درس اخلاق عارف الهى، مرحوم آيت الله حاج ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى(12) (متوفى 1343)(13) بهره مند شد.

سيد محمد در طول نُه سال اقامت خود در قم اكثر اين دروس را با حاج آقا روح الله خمينى مباحثه كرد. خود در اين باره مي‌گويد: حتى در سفرها و زيارت كه گاهى مشهد مشرف مى شديم، در راه و هر فرصتى كه حاصل مى شد مشغول مباحثات علمى فلسفى مى شديم... در مدرسه فيضيه صبح‌هاى زود در كنار رودخانه ساحلى مشغول مباحثه مى شديم؛ حتى روزهاى سرد هم اين كار انجام مى شد و چقدر زيبا و با لطف و صفا صورت مي‌گرفت.(14)

عزيمت به نجف

آيت الله سيد محمدصادق لواسانى به شوق زيارت بارگاه امام على علیه السلام، تجديد ميثاق با جد بزرگوارش و استفاده بيشتر از علماى آن حوزه، در سال 1304 هـ.ش عازم عراق شد و از مكتب درسى اساتيد بزرگى همچون، مرحوم آيت الله حاج ميرزا ابوالحسن مشكينى، (متوفى 1358 هـ.ق مدفن نجف اشرف)(15) و آيت الله آقا ضياءالدين عراقى(16)، عالم بزرگ علم اصول و فقه (متوفى 1359 هـ.ق) استفاده كرد و بعد از مدتى به خاطر كسالت و به امر پدر به شهر مقدس قم بازگشت.

وى در سن 32 سالگى (سال 1312 هـ.ش) در نتيجه سال‌ها تحقيق و فعاليت‌هاى علمى به مدارج عاليه اجتهاد دست يافت. در اين فاصله زمانى مدتى هم در مشهد دروس فقه و اصول و حكمت را از محضر آيت الله العظمى حاج آقا حسين قمى(17) (متولد 1282 هـ.ق و متوفى 1366) خارج فقه و اصول تفسير را نزد آيت الله حاج شيخ مرتضى آشتيانى(18) (متولد 1381 هـ.ق) آيت الله ميرزا محمد آقازاده كفائى(19) (متوفى 1356) فراگرفت.

تصدى مدارس حوزه علميه قم

در سال 1314 هـ.ش (20) به جهت توطئه هاى گوناگونى مانند اعلام كشف حجاب، به گلوله بستن مردم در مسجد گوهرشاد، تبعيد علماء و بزرگان مشهد، مصوبه هاى اتحاد شكل لباس، لزوم جواز پروانه و گواهينامه و تفتيش و رسيدگى به امور روحانيون و دهها مورد ديگر كه از سوى رضاخان عليه حوزه هاى علميه، خصوصاً حوزه قم انجام مى گرفت. از طرف آيات ثلاث عطام، سيد محمد حجت، سيد محمدتقى خوانسارى و سيد صدرالدين صدر به توليت مدارس فيضيه، دارالشفاء و عبدالله خان(21) منصوب شد.

اين دو حوزه علميه در طول شش سال مديريت ايشان به بهترين وجه اداره شد و در روزگارى كه طلاب حق پوشيدن لباس روحانى را نداشتند، زير نظر بزرگان ضمن حل و فصل امور طلاب به تدريس دروس سطح حوزه پرداخت و تا سال 1320 هـ.ش مشغول اين امر مهم شد.

اقامت در تهران

آيت الله لواسانى در سال 1321 هـ.ش براى نشر معارف الهى عازم تهران شد و در مسجد مدرسه ميرزا ابوالحسن معمار(22) به اقامه جماعت و خدمات دينى پرداخت. با اين حال همچنان با امام كه در قم بود، ارتباط نزديك داشت. دكتر محمدتقى لواسانى؛ فرزند آيت الله لواسانى از آن ايام چنين ياد مى كند: «آيت الله لواسانى به تهران مهاجرت مى نمايند. از همان سال مرحوم امام قدس سره سالى دو تا سه بار به تهران تشريف و ميهمان آيت الله لواسانى بودند».(23)

سرآغاز مبارزات

در سال 1341 هـ.ش كه حضرت امام براى ديدار با آيت الله لواسانى به تهران آمده بود، موضوع لايحه انجمن‌هاى ايالتى و ولايتى مطرح شد. امام اولين مرجع تقليد جهان اسلام بود كه به مخالفت با آن لايحه برخاست. بعد از سخنرانى تاريخى امام در مدرسه فيضيه در سال 42، رژيم پهلوى امام را دستگير كرده، به تهران منتقل كرد. مدتى بعد كه امام آزاد شد، سراغ يار ديرين و مجاهد خود را گرفت.

حجت الاسلام سيد محمدرضا لواسانى در اين رابطه مى گويد: «امام پس از آزادى به اولين كسى كه تلفن زدند و خواستار ملاقات با ايشان شدند، آيت الله لواسانى بود و از همين تاريخ هم بود كه حضرت امام وكالت تام الاختيارى را در تهران به ايشان واگذار نمودند، به صورتى كه وقتى افرادى به حضرت امام مراجعه مى نمودند و سؤال مى كردند در تهران به چه كسى مراجعه مى نماييم، امام مى فرمود: به آقاى لواسانى مراجعه نماييد. دست ايشان دست من است و توهين به ايشان توهين به من است و اين مطلب را حضرت امام قبلا از تبعيد به تركيه و نجف مى فرمودند و هم بعد از آن كه نامه هاى كتبى افراد در اين رابطه گوياى اين مطلب است».(24)

نقش آيت الله لواسانى بعد از تبعيد امام

چند ماه بعد از آزادى امام قانون كاپيتولاسيون و مصونيت قضايى اتباع آمريكايى در ايران مطرح شد. امام در سخنرانى خود در قم اركان دولت شاهنشاهى را به لرزه درآورد. در پى آن در شب 13 آبان 1343 دژخيمان پهلوى به خانه امام هجوم آورد، ايشان را دستگير و به تهران منتقل و بلافاصله به تركيه تبعيد كردند.

نقش آيت الله لواسانى در حفظ و حمايت از امام و انقلاب در اين دوران آن چنان برجسته است كه همه ياران امام و انقلاب بر آن شهادت داده ند. در اين بين يادگار امام قدس سره مى نويسد: حاج سيد احمد. او (آيت الله لواسانى) به حق در زمان تبعيد امام قدس سره پدرى دلسوز و مربى‌اى صادق برايم بود.

محبت‌هاى خالصانه او در تنهايى‌هايم موجب دلگرمى بود. در مدت تبعيد و زندانى امام، آيت الله لواسانى در مقابل طاغوت و طاغوتيان ايستاد و از امام دفاع كرد و زمانى كه نام امام مساوى با زنان و اعدام بود، يك تنه مسئوليت نمايندگى على الاطلاق حضرت امام را پذيرفت و مسئول شهريه در قم و تهران و ساير حوزه ها شد و با شهادمت تا دم مرگ از اين مسئوليت دفاع كرد و پذيراى زندان و شكنجه و تبعيد و دربدرى شد. او كسى بود كه امام بارها گفته بود؛ دست او دست من است. او رفيق بى‌بديل من است، توهين به او توهين به من است و او راستى چنين بود...».(25)

در زمان تبعيد امام به دست شاه خائن او راهى تركيه شد، از اين شهر به آن شهر، تا بلكه يارش را بيابد ولى دون صفتان نامرد به هيچ وجه به او يارى نكردند. تا با دلى آكنده از درد و رنج از تركيه مراجعت كرد.(26)

استمرار مبارزات

بعد از بازگشت آيت الله لواسانى در سال 1343 از تركيه به ايران، رژيم ستم شاهى ايشان را ممنوع الخروج كرد و در تهران تحت نظر نگهدارى مى كنند.(27) وجود ايشان در تهران و مساعدت‌هاى فكرى و مالى به خانواده هاى زندانيان و تبعيدي‌ها و تقويت نيروها توجه آحاد مردم به ايشان. ارتباط نزديك از تهران با تبعيدگاه امام در نجف و پيوند امام با امت و وكالت تام الاختيارى امام، باعث حساسى ويژه رژيم پهلوى به معظم له و متعاقب آن فشارهاى مختلفى بود كه به ايشان مى آوردند.

با اين همه آيت الله لواسانى همچنان به انجام مسئوليت‌هاى خود ادامه مى داد تا اين كه رژيم در بهمن 1351 هـ.ش ايشان را در سن 71 سالگى دستگير(28) و به زندان انفرادى كميته شهربانى تهران انتقال داده اما مدتى بعد با وساطت مراجع عظام از زندان آزاد شد. پس از آزادى به خاطر استمرار مبارزه براى دومين بار در سال 1353 تير ماه، دستگير و به مدت سه سال به «هشت پر» طالش تبعيد شد.

لواسانى كيفيت دستگيرى و منطقه تبعيد خود را اين گونه ترسيم مى كند: «روز جمعه 1353/4/7 مطابق جمادى الثانى 1394 نيم ساعت به ظهر چهار نفر به منزل ما ريختند و مرا به شهربانى جلب و در سلول انفرادى بازداشت نمودند. روز بعد، شنبه ساعت 10 صبح به بنده گفتند كه شما اخلال در نظم مى كنيد و تبعيد هستيد. پس دستبند به دست من زده و بدون اين كه بگويند به كجا مى برند سوار ماشين كرده و حركت نموده و در شهر هشت پر از توابع طالش واقع در هيجده فرسخى رشت و نزديك آستارا كه اكثريت اهل محل از اهل تسنن بودند و تناسبى با يك عالم شيعى نداشت، فرود آوردند در آن جا به بنده گفتند كه به مدت سه سال تبعيد هستيد. بنده چون در آن جا كسيرا نمى شناختم و جايى براى سكونت نداشتم، رفتم و در مسجد آن جا اقامت كردم.

هشت روز در اين مسجد به سر بردم، سپس روز 53/4/16 چون در مسجد راحت نبودم، منتقل به مسافرخانه شدم و يك ماه نيز در آن مسافرخانه ماندم و از آن جا نيز روز چهارده رجب سال 1394 قمرى به دعوت آقاى سيد فضائل خلخالى به منزلايشان رفته، تا اين كه در بيست و چهار شعبان مطابق 43/6/21 خانه اى اجاره اجاره و به آن جا منتقل شدم و 31 ماه مدت اقامت و تبعيد طول كشيد».(29)

آيت الله لواسانى به دليل نامناسب بودن هوا و اقامت دچار بيمارى شد به اين دلیل ايشان به تهران منتقل شد. شش ماه تحت درمان قرار گرفت. وقتى در بيمارستان از طرف ساواك به ايشان اعلام شد كه اگر مى خواهيد به تبعيدگاه برنگرديد، دست از حمايتى خمينى برداريد. ايشان در جواب به يك جمله بسنده كرد و گفت: به تبعيدگاه برمى گردم.(30)

آيت الله لواسانى در سال 1357 در سن هفتاد و هفت سالگى بعد از زيارت عتبارت عاليات براى تجديد ديار با امام، عازم فرانسه شد و پس از تبادل انديشه پيرامون حكومت اسلامى و آينده ايران و... قبل از امام به ايران مراجعت كرد.

سنگ صبور انقلاب

آيت الله لواسانى بعد از ورود امام به ايران اسلامى بى هيچ نام و عنوانى در كنار امام قرار گرفت‌. او در طول ده سال بعد از پيروزى انقلاب نيز تا آخرى لحظه با امام همراه شد. حجت الاسلام سيد محمدرضا لواسانى فرزند آيت الله لواسانى در اين باره مى نويسد: «پس از انقلاب آيت الله لواسانى حداقل هفته اى يكبار بدون هيچگونه تشريفاتى به ملاقات حضرت امام مى رفتند و اگر به واسطه عذرى نمى توانستند بروند، حضرت امام توسط يادگارشان جناب آقاى حاج احمد آقا از حال آيت الله لواسانى سؤال مى كردند و علت نيامدن را مى پرسيدند».(31)

يادگار امام، حجت الاسلام آقاى حاج احمد آقا در پيرامون اين موضوع مى نويسد: «...با اين كه او نماينده ام الاختيار حضرت امام بود، هرگز از زندگى زاهدانه اش دست نكشيد و تا آخر در همان منزل كه قريب پنجاه سال پيش خريده بود، زندگى كرد و در آخر عمر با آن كه تمامى دوستانش او را به زندگى اى بهتر فرامى خواندند، ولى او با خداى خود عهد كرده بود تا چون محرومين و پابرهنه ها زندگى كند. او هشتاد سال با خمينى بود و براى همه كسانى كه او را مى شناختند بوى امام را مى داد هر هفته در تمامى مدت بعد از انقلاب يك روز از آن ملاقات او با امام بود و او در برف و سرما هم اين ملاقات را ترك نكرد. آخر دل امام به او خوش بود...».(32)

ويژگي‌هاى اخلاقى

با نگرش اجمالى به نظريات امام قدس سره آيت الله خامنه اى، يادگام امام قدس سره فرزندان و نزديكان آيت الله لواسانى مى تون به خصوصيات ويژه اين مرد الهى پى برد كه از جمله آن‌هاست: عمل به تكليف، ساده‌زيستى، انجام فرائض در اول وقت، تقيد به نماز شب، خلوص در زندگى، سعى در حل مشكلات مردم، صله رحم، تواضع و فروتنى، قرائت چند نوبت قرآن در روزها، شهامتِ دفاع از حق، سلام دادن به كوچك و بزرگ، حسن خُلق در زندگى با همسر و فرزندان و مردم، احترام به بندگان خدا، شنيدن نظريات ديگران و...

عروج

آيت الله لواسانى قبلا از رحلت امام در بيمارستان بار ديگر با دوست ديرين خود ملاقات كرد. ارتحال امام اثر عميقى بر روح آن عزيز مى گذارد و سرانجام بعد از يك دوران بيمارى نسبتا طولانى شانزده ماه بعد از ارتحال امام قدس سره روز هشتم مهر 1369 در 89 سالگى دارفانى را وداع گفت وبه ملكوت اعلى پيوست.

پيكر مطهرش با حضور هزاران نفر از مردم عزادار تهران و نماينده هاى رهبر معظم انقلاب، رئيس جمهور و با حضور يادگار امام، حضرت حجت الاسلام آقاى حاج احمد آقا در ميان حزن و اندوه امت حزب الله از مسجد ايشان تشييع و به شهر مقدس قم منتقل گردييد. آن گاه در جوار حرم حضرت معصومه سلام الله علیها به خاك سپرده شد.

پيام رهبر معظم انقلاب

به مناسبت ارتحال آيت الله سيد محمدصادق لواسانى پيام‌هاى متعددى از سوى شخصیت هاى مختلف(33) صادر شد. متن پيام‌هاى رهبر معظم انقلاب، رياست جمهورى و يادگار امام قدس سره چنين بود: بسم الله الرحمن الرحيم انا لله و انا اليه راجعون. عالم ربانى و فقيه پرهيزكار و بزرگوار، آيت الله آقاى حاج سيد محمدصادق لواسانى رضوان الله تعالى عليه دعوت حق را لبيك گفته و به لقاءالله پيوست. آن روحانى عاليقدر هم به موجب مدارج و مقامات عاليه علم و عمل و عمر طولانى و پربركتى كه تماما در صراط مستقيم حق سپرى شد و هم به خاطر پيوند مودت و صداقت با امام عزيز و بزرگوارمان كه حدود هفتاد سال استمرار و استحكام داشت، يكى از شخصيت هاى محبوب و چهره هاى شاخص بشمار مى آمد و فقدان ايشان ضايعه اى تأسف انگيز و خسارت بار است. اين جانب كه خود ساليان متمادى آن شخصيت عزيز را از نزديك به طهارت و صداقت و وارستگى مى شناختم، اين مصيبت را به خانواده محترم، مخصوصا فرزندان مكرم ايشان و نيز به جامع علمى و مردم تهران تسليت عرض مى كنم و رحمت و فضل الهى را براى روح مطهرشان مسئلت مى نمايم. 69/7/8. سيد على خامنه اى .

پيام آيت الله هاشمى رفسنجانى(34)

بسم الله الرحمن الرحيم . انا لله و انا اليه راجعون ، رحلت عالم جليل القدر، آيت الله آقاى حاج سيد محمدصادق لواسانى رحمة الله عليه كه عمر پربركتش در راه خدمت به اسلام و ترويج اهل بيت اطهار سپرى شد، را به حوزه هاى علميه مردم تهران و خانواده آن مرحوم به ويژه فرزندان گراميشان تسليت مى گويم. آن روحانى خدمتگزار با پيوند علمى، فكرى و عملى كه با حضرت امام قدس سره الشريف داشت، خدمات بسيارى به انقلاب اسلامى نمود. از خداى متعال براى آن عالم عامل علو درجات و براى بازماندگان صبر و مسئلت دارم . اكبر هاشمى رفسنجانى رئيس جمهور.

پيام تسليت حجت الاسلام حاج سيد احمد خمينى به فرزند آن مرحوم(35)

بسم الله الرحمن الرحيم . جناب حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد محمدرضا لواسانى دامت افاضاته با قلبى خسته و پراندوه خبر عروج ملكوتى يار وفادار امام، زاهدى عاليقدر پرسانى مبارز و پرهيزكارى عزيز؛ حضرت آيت الله آقاى حاج سيد محمدصادق لواسانى را شنيدم، او به حق در زمان تبعيد امام قدس سره پدرى دلسوز و مربى‌اى صادق برايم بود. محبت هاى خالصانه او در تنهايى هايم موجب دلگرمى بود. در طول مدت تبعيد و زندان امام در مقابل طاغوت و طاغوتيان ايستاد و از امام دفاع كرد.

در زمانى كه نام امام مساوى با زندان و اعدام بود؛ يك تنه مسئوليت نمايندى على الاطلاق حضرت امام را پذيرفت و مسئول شهريه در قم و تهران و ساير حوزه ها شد و با شهامت تا دم مرگ از اين مسئوليت ها دفاع كرد و پذيراى زندان و شكنجه و تبعيد و دربدرى شد.

او كسى بود كه امام بارها گفته بود: دست او دست من است. او رفيق بى‌بديل من است. توهين به او توهين به من است. و او براستى چنين بود. در زمان تبعيد امام به دست شاه خائن، او راهى تركيه شد. از اين شهر به آن شهر تا بلكه يارش را بيابد، ولى دون صفتان نامرد به هيچ وجه به او يارى نكردند تا با دلى آكنده از درد و رنج از تركيه مراجعت كرد.

با اين كه او نماينده تام الاختيار حضرت امام بود، هرگز از زندگى زاهدانه اش دست نكشيد و تا آخر در همان منزل كه قريب پنجاه سال پيش خريده بود، زندگى كرد و در آخر عمر با آن كه تمامى دوستانش او را به زندگى‌اى بهتر فرامى خواندند، ولى او با خداى خود عهد كرده بود تا چون محرومين و پابرهنه ها زندگى كند.

او هفتاد سال با خمينى بود و براى همه كسانى كه او مى شناختند بوى امام را مى داد هر هفته در تمامى مدت بعد از انقلاب يك روز از آن ملاقات او با امام بود و او در برف و سرما هم اين ملاقات را ترك نكرد. آخر دل امام به او خوش بود. باور كن كه من در حد تو و برادرانت متأثرم و اگر نبود كه سنت (الله) بر اين تعلق گرفته است، هيچ چيز و كس نمى توانست آرامم كند.

من به شما كه دوست عزيز و برادرم هستى و به برادران بزرگوار و شريف؛ جناب آقاى دكتر محمدتقى لواسانى و جناب آقاى دكتر محمدحسين لواسانى و برادران و خواهران و فاميل شريف و بزرگوارتان تسليت عرض مى كنم و از خداوند مى خواهم كه به همه ما تحمل اين درد و رنج را عطا فرمايد. والسلام عليكم احمد خمينى .

پى نوشت

(1). گنجينه دانشمندان، جلد 9، ص 296.

(2). گنجينه دانشمندان، جلد 4، ص 550.

(3). همان.

(4). شيخ عبدالكرميم حائرى نگهبان بيدار، سعيد عباس زاده.

(5). متولد 1267 هـ.ق و متوفى 1355، مدفن حرم مطهر حضرت معصومه عليهاالسلام .

(6). همان.

(7). ديدار با ابزار، زندگينامه آيت الله خوانسارى.

(8). مدفن حرم مطهر حضرت معصومه عليهاالسلام.

(9). علماى بزرگ از كلينى تا خمينى، جلد اول، ص 420.

(10). مدفن مدرسه حجتيه.

(11). سيماى فرزانگان، جلد سوم، ص 88.

(12). همان، ص 70.

(13). مدفن قبرستان شيعيان صاحب كتب ارزشمند امرار الصلوة، المراقبات، اعمال السنه، رساله لقاءالله.

(14). مصاحبه با آيت الله لواسانى، روزنامه رسالت، 1368/4/20.

(15). گنجينه دانشمندان، جلد هفتم، ص 75.

(16). گنجينه دانشمدان، جلد سوم، ص 54.

(17). حاج آقا حسين قمى، قامت قيامت، ص 170.

(18). گنجينه دانشمندان.

(19). همان.

(20). تاريخ سياسى معاصر ايران، جلد اول.

(21). آثار الحجه، جلد دوم، ص 256، محمد شريف رازى.

(22). واقع در محله امامزاده يحيى.

(23). مصاحبه با آيت الله لواسانى، نقل از دكتر محمدتقى لواسانى، روزنامه رسالت، 1368/4/20.

(24). حجت الاسلام محمدرضا لواسانى؛ فرزند آيت الله لواسانى كيهان، 1369/8/17.

(25). يادگار امام، رسالت، 69/8/9.

(26). همان.

(27). دكتر محمدتقى لواسانى، فرزند آيت الله لواسانى، رسالت، 1368/4/2.

(28). تاريخ و فرهنگ معاصر، جلد اول، ص 627.

(29). نهضت روحانيون، جلد شش، ص 199، على دوانى.

(30). حجت الاسلام سيد محمدرضا لواسانى؛ فرزند آيت الله لواسانى، كيهان، 69/8/17.

(31). همان.

(32). يادگار امام، رسالت، 69/8/9.

(33). پيام رهبر فرزانه انقلاب به مناسبت ارتحال آيت الله لواسانى، حديث ولايت، جلد پنجم، ص 209، 69/7/8.

(34). پيام رئيس جمهور وقت، آيت الله هاشمى رفسنجانى، رسالت، 69/7/8.

(35). پيام حجت الاسلام حاج احمد آقا خمينى، يادگار امام، به مناسبت ارتحال آيت الله لواسانى، 69/7/8 رسالت.