زيارت: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (صفحه‌ای جدید حاوی ' {{بخشی از یک کتاب}} <keywords content='کلید واژه: زیارت، ' /> '''کلید واژه: زیارت، ''' ---- ---- ==...' ایجاد کرد)
 
جز
 
(۱۱ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
{{بخشی از یک کتاب}}
+
{{خوب}}
 +
'''«زیارت»''' دیدار و ملاقات و به دیدار کسی رفتن را گویند. و در عرف به دیدار کسی رفتن، به جهت تکریم و تعظیم یا انس گیری است. «زیارت» از جمله موضوعاتی است که در [[حدیث|روایات]] اسلامی مورد تأکید و تأیید قرار گرفته است.
  
==زیارت==
+
==مفهوم زیارت==
  
'''مفهوم زیارت'''
+
واژه «زيارت» از ريشه «زور» به معناى ميل كردن به چيزى و روى گردانى از چيزى ديگر است و از اين رو، ديدارهايى كه داراى اين مضمون و حامل اين پيام باشند، زيارت ناميده مى شوند.
  
زيارت ديدار كردن با قصد را گويند كه در ريشه اين واژه مفهوم ميل و گرايش نهفته است؛ گويى زيارت كننده از ديگران روى گردانده و به سوى زيارت شونده تمايل و قصد كرده است، و نيز در معناى زيارت، قصد اكرام زيارت شونده و انس گرفتن با او نيز نهفته است.<ref> [[فرهنگ قرآن]]، جلد 15، صفحه 439.</ref>
+
[[ابن فارس|ابن فارِس]] در اين باره مى گويد: الزاء و الواو و الراء، أصل واحد يدلّ على الميل والعدول... و من الباب الزائر لأنّه إذا زارك فقد عدل عن غيرك.<ref>معجم مقاييس اللغة، ج ۲، ص ۳۶.</ref> زاء و واو و راء (زور)، از يك ريشه اند كه بر تمايل و انصراف، دلالت مى كنند... و زائر نيز از همين ريشه است زيرا وقتى زائر، تو را زيارت كند، از ديگرى روى گردانده است.
  
یکی از راه های بزرگداشت مفاخر و صاحبان کمال، زیارت آنان است که در حقیقت موجب بقا و استمرار حیات علمی، هنری و معنوی آنان می گردد. افزون بر این که عامل پیوند نسل حاضر و نسل های آینده، با نسل های گذشته و وسیله [[ارتباط روحی]] با آنان و کمالاتشان است.<ref> ادب فنای مقربان (شرح [[زیارت جامعه کبیره]])، ج ص 17 و 21.</ref>
+
[[ابن منظور]] نيز اين معنا را تأييد كرده، مى گويد: زار فلان فلانا أى مال إليه والتزوير: كرامة الزائر و إكرام المزور للزائر.<ref>لسان العرب، ج ۴، ص ۳۳۵.</ref> فلانى، فلانى را زيارت كرد؛ يعنى به او روى آورد. تزوير نيز به معناى بزرگ شمرده شدن زائر و اِكرام او توسط زيارت شونده است.
  
'''زیارت در دین اسلام'''
+
[[فخرالدین طریحی|طُرَيحى]] هم مى گويد: وَالزيارة فى العرف: قصد المزور إكراما له وَ تعظيما له وَاستئناسا به.<ref>مجمع البحرين، ج ۲، ص ۷۹۲.</ref> زيارت در عرف، آهنگِ زيارت شونده را كردن، به منظور تكريم و بزرگداشت او و همدم بودن با اوست.
  
در [[دین]] [[اسلام]]، به صورت خاصی از این واقعیت بشری بهره برداری شده است. و برای دیدار و زیارت قبور پیشوایان و فداکاران بزرگ آداب و زیاراتی رسیده است، که رعایت آن آداب و خواندن آن زیارت ها و توجه به مضامین آن ها و تأمل در آن ها می تواند، به صورتی شگفت  انگیز، شخصیت  ساز و حماسه گستر باشد. و این موضوع - چنان که معلوم است - اختصاص به [[شیعه]] ندارد. علمای بزرگ اهل سنت نیز درباره ی زیارت پیامبر اکرم و آداب آن، دهها کتاب و رساله نوشته اند، همچنین فلاسفه نیز به این واقعیت توجه کرده اند از جمله [[ابن سینا]] شرحی مفصل نوشته است در جواب [[شیخ ابوسعید ابوالخیر]]، درباره ی اهمیت و فایده ی [[زیارت قبور]] صالحان و مردم بزرگ و کامل.
+
گفتنى است كه معناى عرفى «زيارت» نيز ريشه در اصل لغوى آن، يعنى ميل و عدول دارد. بنابراين مفهوم واژه «زيارت»، با معناى واژه هايى مانند: رؤيت، مشاهده و اِبصار، متفاوت است، زيرا در اين واژه ها، تنها مفهوم ديدار منظور است ولى در واژه «زيارت»، ديدار همراه با ميل و محبت و اُنس و اِكرام، مورد توجه قرار دارد.
  
'''زیارت در مذهب شیعه'''
+
انسان، ذاتا موجودى اجتماعى است كه با همنوع خود، اُنس مى گيرد و رابطه اجتماعى برقرار مى نمايد. از اين رو، ديدار همراه با ميل و محبت انسانها با يكديگر، ريشه در [[فطرت]] آنها دارد و زيارت، در واقع تأمين كننده يكى از نيازهاى فطرى [[انسان]] است. اين نياز فطرى پس از [[مرگ]] محبوب انسان نيز ادامه دارد، هر چند ممكن است از شدت آن، كاسته گردد. به دليل همين نياز فطرى، زيارت [[قبر|قبور]] دوستان و نزديكان، كمابيش، در ميان همه اقوام و ملل جهان مرسوم است.
  
در [[مذهب]] [[شیعه]]، [[مکتب]] زیارت، یکی از آموزنده ترین و سازنده ترین مکاتب بوده است، زیرا بزرگان شیعه نوعا [[شهید]] شده اند. و در زیارت های آنان دو مضمون همواره ذکر شده است که خواندن و توجه به آن دو مضمون، در حال زیارت و صفای دل و کنار تربت شهید، تأثیری غیرقابل انکار دارد.
+
یکی از راههای بزرگداشت مفاخر و صاحبان کمال، زیارت آنان است که در حقیقت موجب بقا و استمرار حیات علمی، هنری و معنوی آنان می گردد. افزون بر این که عامل پیوند نسل حاضر و نسلهای آینده با نسلهای گذشته و وسیله ارتباط روحی با آنان و کمالاتشان است.<ref>ادب فنای مقربان (شرح زیارت جامعه کبیره)، ج۱، ص۱۷ و ۲۱.</ref>
  
آن دو مضمون، یکی مربوط به این جهت است که این شهیدان، در راه خدا از همه چیز خود و جان و خون خویش گذشتند و پیوستن به ابدیت را، در جوار [[رحمت]] [[حق]]، بر چند صباح دیگر عمر ترجیح دادند، و در راه ابدیت مطلق و پیوند زدن هستی [[روح]] خود با آن بیکران ها تأمل و تردید روا نداشتند. و از این جهت به والاترین مفهوم بلوغ انسان، در عرصه ی رابطه ی «انسان - خدا» و «انسان - ابدیت» دست یافتند.
+
==زیارت در دین اسلام==
  
مضمون دوم مربوط است به این جهت که این شهیدان، در راه اقامه ی عدل و ایستادگی در برابر جباران و ستمگران و [[امر به معروف و نهی از منکر]] خون خود را دادند و جان خود را باختند. و از این جهت به والاترین مفهوم بلوغ انسان، در عرصه ی رابطه ی «انسان - جامعه» دست یافتند.<ref> حماسه غدیر صفحه 303-304.</ref>
+
در دین [[اسلام]] به صورت خاصی از این واقعیت بشری بهره برداری شده است و برای دیدار و [[زیارت قبور]] پیشوایان و فداکاران بزرگ، [[آداب و سنن اسلامی|آداب]] و زیاراتی رسیده است که رعایت آن آداب و خواندن آن زیارتها و توجه به مضامین آنها و تأمل در آنها می تواند به صورتی شگفت انگیز، شخصیت ساز و حماسه گستر باشد و این موضوع - چنان که معلوم است - اختصاص به [[شیعه]] ندارد. علمای بزرگ [[اهل سنت]] نیز درباره ی زیارت [[پیامبر اسلام|پیامبر اکرم]] صلی الله علیه و آله و آداب آن، دهها کتاب و رساله نوشته اند. همچنین فلاسفه نیز به این واقعیت توجه کرده اند، از جمله [[ابن سینا]] شرحی مفصل نوشته است در جواب [[ابوسعید ابوالخیر|شیخ ابوسعید ابوالخیر]]، درباره ی اهمیت و فایده ی زیارت قبور صالحان و مردم بزرگ و کامل.
  
'''نظر فقهاى اسلام درباره زيارت قبور'''
+
خداوند در [[قرآن]] به پیامبر فرمان می‌دهد که هیچ‌گاه بر جنازه‌ منافق [[نماز میت|نماز]] نگذار و بر جنازه آنها به [[دعا]] نایست که آنها به خدا و رسولش کافر شدند و در حال [[فسق]] و بدکارى مردند. آنجا که می‌فرماید: {{متن قرآن|«وَلاتُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَلاتَقُمْ عَلى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ کفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ»}}.<ref>[[سوره توبه]]، آیه ۸۴.</ref> از این [[آیه|آیه]] جواز زیارت قبور به روشنى فهمیده مى شود چنانچه ایستادن بالاى قبر [[مومن|مؤمن]] و دعاکردن براى او مشروعیت دارد چون آن را در ردیف [[نماز میت]] مى آورد و این کار را فقط درباره [[منافقان]] ممنوع مى کند.<ref> [http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource/39316/%D8%AA%D9%81%D8%B3%D9%8A%D8%B1-%D9%83%D9%88%D8%AB%D8%B1/preview/2551/%D8%AC-4/&sa=false&#!page=547 تفسیر کوثر، ج۴، ص۵۴۹].</ref>
  
جميع فقهاى اسلام بر جواز زيارت قبور مسلمين اجماع و اتفاق دارند. فقط پيشوايان وهابى ها اين عمل را جايز نمي دانند. در صورتى كه در سه كتاب از كتب صحاح اهل تسنن رواياتى موجود است كه بر جواز اين موضوع تصريح مى نمايند. از جمله در صحيح مسلم، قسم ثانى، جزء اول، باب: استئذان النبى ربه فى زيارة قبر امه، روايت مي كند:
+
در مذهب [[شیعه]]، مکتب زیارت، یکی از آموزنده ترین و سازنده ترین مکاتب بوده است، زیرا بزرگان شیعه نوعا [[شهادت در راه خدا|شهید]] شده اند و در زیارتهای آنان دو مضمون همواره ذکر شده است که خواندن و توجه به آن دو مضمون در حال زیارت و صفای دل و کنار تربت شهید، تأثیری غیرقابل انکار دارد. آن دو مضمون، یکی مربوط به این جهت است که این شهیدان، در راه [[الله|خدا]] از همه چیز خود گذشتند و پیوستن به ابدیت را در جوار رحمت حق، بر چند صباح دیگر عمر ترجیح دادند و در راه ابدیت مطلق و پیوند زدن هستی خود با آن بیکرانها تأمل و تردید روا نداشتند و از این جهت به والاترین مفهوم بلوغ [[انسان]]، در عرصه ی رابطه ی «انسان - خدا» و «انسان - ابدیت» دست یافتند. مضمون دوم مربوط است به این جهت که این شهیدان در راه اقامه ی [[عدالت|عدل]] و ایستادگی در برابر جباران و ستمگران و [[امر به معروف و نهی از منکر]] جان خود را باختند و از این جهت به والاترین مفهوم بلوغ انسان، در عرصه ی رابطه ی «انسان - جامعه» دست یافتند.<ref>حماسه غدیر صفحه ۳۰۳-۳۰۴.</ref>
  
[[پیامبر اسلام]] صلى الله عليه و آله و سلم قبر مادر بزرگوار خود را زيارت كرد و فرمود: «استأدنت ربى فى زيارة قبر امى، فاذن لى فزوروا القبور، فانها تذكر بالموت: من از پروردگارم درباره زيارت قبر مادرم اجازه خواستم، خدا به من اجازه داد. پس شما هم قبور را زيارت كنيد، زيرا قبور، انسان را يادآور [[مرگ]] مى نمايند».
+
==انواع زیارت==
  
[[ابن حجر]] عسقلانى در جلد سوم كتاب [[فتح البارى]]، باب زيارت القبور مي گويد: مسلم در صحيح خود از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله روايت مي كند كه فرمود: «كنت نهيتكم عن زيارة القبور، فزوروها: من قبلا شما را از زيارت قبور نهى مي كردم. ولى اكنون آن ها را زيارت كنيد.
+
#[[زیارت اهل قبور]]
 +
#[[زیارت برادر دینی]]
 +
#زیارت [[پیامبر اسلام|پیغمبر اسلام]] صلی الله علیه و آله
 +
#[[زیارت جامعه کبیره]]: متن معروفی مشتمل بر اوصاف [[معصوم|معصومین]] علیهم السلام.
 +
#زیارت حاج: رفتن به دیدار کسی که از [[حج]] بازگشته باشد.
 +
#زیارت قبور معصومین
 +
#[[زیارت وارث]]: از زیارت معروفه حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام.
 +
#زیارت بیت: حج [[کعبه|خانه خدا]] را زیارت بیت گویند.
  
[[ابوداود]] و [[نسائى]] كه نيز از صاحبان صحاح مى باشند اضافه مي كنند كه [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله فرمود: [[زيارت قبور]]، انسان را يادآور [[آخرت]] مي نمايند.<ref> [تفسير آسان، ج  6، ص 374. |http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource/66312/%D8%AA%D9%81%D8%B3%D9%8A%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%A7%D9%86%E2%80%8F/preview/33777/%D8%AC-6/&sa=false&#!page=359]</ref>
+
==زیارت در روایات==
  
'''زیارت در قرآن'''
+
روایات فراوانی از منابع [[شیعه]] در مورد زیارت وارد شده است که بر اهمیت و ارزش آن سفارش کرده اند که به برخی از آنها اشاره می ‌شود:
  
خداوند در [[قرآن]] به پیامبر فرمان می‌دهد كه هیچ‌گاه بر جنازه‌ منافق نماز نگذار و بر جنازه آن ها به [[دعا]] نايست كه آن ها به خدا و رسولش كافر شدند و در حال فسق و بدكارى مردند. آن جا كه می‌فرماید: «وَلاتُصَلِّ عَلى  أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَلاتَقُمْ عَلى  قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ».<ref> [[سوره توبه]]، آیه 84.</ref>
+
*۱- [[شیخ مفید]] نقل مى کند: [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله در حیات خود، دستور داد که مسلمین به زیارت قبر [[حضرت حمزه علیه السلام|حمزه]] علیه السلام بروند و خود آن حضرت پیوسته کنار قبر حمزه و سایر شهداء مى آمد و پس از رحلت آن حضرت، [[حضرت فاطمه]] سلام الله علیها کنار قبر حمزه علیه السلام رفت و آمد مى کرد و مسلمین نیز پیوسته کنار قبر حمزه مى آمدند و شهداء را یاد مى کردند.<ref>سیرت پیامبر اعظم و مهربان، ص۲۱۹.</ref>
  
از اين آيه جواز زیارت قبور به روشنى فهميده مى شود چنان چه ايستادن بالاى قبر [[مؤمن]] و دعا كردن براى او مشروعيت دارد چون آن را در رديف [[نماز ميت]] مى آورد و اين كار را فقط درباره [[منافقان]] ممنوع مى كند.<ref> [تفسیر كوثر، ج  4، ص 549.|http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource/39316/%D8%AA%D9%81%D8%B3%D9%8A%D8%B1-%D9%83%D9%88%D8%AB%D8%B1/preview/2551/%D8%AC-4/&sa=false&#!page=547]</ref>
+
*۲- از [[حضرت محمد]] صلی الله علیه و آله روایت شده: «من زار قبرى بعد موتى کان کمن هاجر الىّ فى حیاتى فان لم تستطیعوا فابعثوا الىّ بالسلام فانه یبلغنى: هر که قبر مرا بعد از مردنم زیارت کند مانند کسى است که به جانب من در زندگیم هجرت کرده باشد، پس اگر نمى توانید به زیارت من بیائید به طرف من سلام بفرستید به من می رسد».<ref> [http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource/39271/%D8%A7-%D9%8A%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%8A-%D8%AA%D9%81%D8%B3%D9%8A%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%E2%80%8F/preview/2252/%D8%AC-1/&sa=false&#!page=199 أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۲۰۱].</ref>
  
'''زیارت در روایات'''
+
*۳- از [[امام رضا]] علیه السلام روایت شده که فرمود: «من زارنى على بُعد دارى و مزارى اتیتُه یوم القیمة فى ثلاث مواطن حتى اخلصه من اهوالها اذا تطایر الکتب یمینا و شمالا و عندالصراط و عندالمیزان: هر که مرا با دورى خانه و مزار من زیارت کند [[روز قیامت]] در سه موضع نزد او بیایم و او را از هول و هراس نجات دهم در وقت دادن نامه ها به راست و چپ و هنگام صراط و هنگام میزان».<ref> [http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource/39271/%D8%A7-%D9%8A%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%8A-%D8%AA%D9%81%D8%B3%D9%8A%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%E2%80%8F/preview/2252/%D8%AC-1/&sa=false&#!page=195 أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۱۹۸].</ref>
  
زیارت از جمله موضوعاتی است که در [[روایات اسلامی]] مورد تأكید و تأیید قرار گرفته است در این باره روایات فراوانی از منابع [[شیعه]] در مورد زیارت وارد شده است که بر اهمیت و ارزش آن سفارش كرده اند كه به برخی از آن ها اشاره می ‌شود:
+
*۴- از حضرت محمد صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمود: هر کس قبر مرا زیارت کند من نیز او را حتماً [[شفاعت]] خواهم کرد.<ref> [http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource/39275/%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D9%88-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D9%83%D9%84%D9%8A-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%E2%80%8F/preview/2305/%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%8A-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8/&sa=false&#!page=657 بیان در مسائل قرآن، ص۶۸۳].</ref>
  
* 1- [[شيخ مفيد]] نقل مى كند: [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله در حيات خود، دستور داد كه مسلمين به زيارت قبر حمزه علیه السلام بروند، و خود آن حضرت پيوسته كنار قبر حمزه و ساير شهداء مى آمد، و پس از رحلت آن حضرت، [[حضرت فاطمه]] سلام الله علیها كنار قبر حمزه علیه السلام رفت و آمد مى كرد، و مسلمين نيز پيوسته كنار قبر حمزه مى آمدند و شهداء را ياد مى كردند.<ref> سيرت پيامبر اعظم و مهربان، ص 219.</ref>
+
*۵- [[رسول خدا]] صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: «من زارنی فی حیاتی و بعد موتی کان فی جواری یوم القیامه: کسی که مرا در حیات و بعد از مرگم زیارت کند در روز قیامت در جوار و همسایگی من خواهد بود».<ref> [http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource/79248/-%D8%AA%D9%81%D8%B5%D9%8A%D9%84-%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%8A%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%8A%D8%B9%D9%87-%D8%A7%D9%84%D9%8A-%D8%AA%D8%AD%D8%B5%D9%8A%D9%84-%D9%88%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%8A%D8%B9%D8%A9/preview/48832/%D8%AC-14/&sa=false&#!page=326 وسائل الشیعه]، ج۱۴، أَبوَابُ المَزَارِ وَ مَا ینَاسِبُهُ، باب ۳ روایت ۱۹۳۳۵.</ref>
  
* 2- از [[حضرت محمد]] صلی الله علیه و آله روايت شده: «من زار قبرى بعد موتى كان كمن هاجر الى فى حياتى فان لم تستطيعوا فابعثوا الى بالسلام فانه يبلغنى: هر كه قبر مرا بعد از مردنم زيارت كند مانند كسى است كه به جانب من در زندگيم هجرت كرده باشد، پس اگر نمى توانيد به زيارت من بيائيد به طرف من سلام بفرستيد به من مي رسد.»<ref> [أطيب البيان في تفسير القرآن، ج  1، ص 201.|http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource/39271/%D8%A7-%D9%8A%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%8A-%D8%AA%D9%81%D8%B3%D9%8A%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%E2%80%8F/preview/2252/%D8%AC-1/&sa=false&#!page=199]</ref>
+
==پانویس==
 
 
* 3- از [[امام رضا]] علیه السلام روايت شده كه فرمود: «من زارنى على بعد دارى و مزارى اتيته يوم القيمة فى ثلاث مواطن حتى اخلصه من اهوالها اذا تطاير الكتب يمينا و شمالا و عندالصراط و عندالميزان: هر كه مرا با دورى خانه و مزار من زيارت كند [[روز قيامت]] در سه موضع نزد او بيايم و او را از هول و هراس نجات دهم در وقت دادن نامه ها به راست و چپ و هنگام صراط و هنگام ميزان ».<ref> [أطيب البيان في تفسير القرآن، ج  1، ص 198.|http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource/39271/%D8%A7-%D9%8A%D8%A8-%D8%A7%D9%84%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D9%81%D9%8A-%D8%AA%D9%81%D8%B3%D9%8A%D8%B1-%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%E2%80%8F/preview/2252/%D8%AC-1/&sa=false&#!page=195]</ref>
 
 
 
* 4- از حضرت محمد صلی الله علیه و آله نقل شده است كه فرمود: هر كس قبر مرا زيارت كند من نيز او را حتما [[شفاعت]] خواهم كرد.<ref> [بيان در مسائل قرآن، ص 683.|http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource/39275/%D8%A8%D9%8A%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85-%D9%88-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D9%83%D9%84%D9%8A-%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%E2%80%8F/preview/2305/%D9%85%D8%AD%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%8A-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8/&sa=false&#!page=657]</ref>
 
 
 
* 5- [[رسول خدا]] صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند: «من زارنی فی حیاتی و بعد موتی كان فی جواری یوم القیامه: كسی كه مرا در حیات و بعد از مرگم زیارت كند در روز قیامت در جوار و همسایگی من خواهد بود».<ref> [وسائل الشیعه، ج 14، أَبوَابُ المَزَارِ وَ مَا يُنَاسِبُهُ ، باب 3 روایت 19335|http://lib.ahlolbait.ir/parvan/resource/79248/-%D8%AA%D9%81%D8%B5%D9%8A%D9%84-%D9%88%D8%B3%D8%A7%D9%8A%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%8A%D8%B9%D9%87-%D8%A7%D9%84%D9%8A-%D8%AA%D8%AD%D8%B5%D9%8A%D9%84-%D9%88%D8%B3%D8%A7%D8%A6%D9%84-%D8%A7%D9%84%D8%B4%D9%8A%D8%B9%D8%A9/preview/48832/%D8%AC-14/&sa=false&#!page=326]</ref>
 
 
 
==پانویس ==
 
 
<references />
 
<references />
==منابع:==
+
==منابع==
 
 
(1). فرهنگ قرآن (كليات راهيابي به موضوعات و مفاهيم [[قرآن کریم]])، اكبر هاشمي رفسنجاني و جمعي از محققان مركز فرهنگ و معارف قرآن؛ قم: مؤسسه بوستان كتاب قم، چاپ دوم، 1383.
 
 
 
(2). حماسه غدیر، محمدرضا حکیمی ؛ تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
 
 
 
(3). [[تفسير آسان]]، محمدجواد نجفى خمينى؛ تهران: انتشارات اسلاميه، چاپ اول، 1398 ق.
 
 
 
(4). تفسیر كوثر، جعفرى يعقوب.
 
 
 
(5). سيرت پيامبر اعظم و مهربان ، محمد محمدى اشتهاردى ؛ قم: انتشارات ناصر، چاپ اول ، 1385 ش .
 
 
 
(6). [[أطيب البيان في تفسير القرآن]]، سيد عبدالحسين طيب؛ تهران: انتشارات اسلام، چاپ دوم، 1378 ش.
 
  
(7). بيان در علوم و مسائل كلى قرآن، نجمى هاشم زاده هريسى.
+
*[[فرهنگ قرآن (کتاب)|فرهنگ قرآن]] (کلیات راهیابی به موضوعات و مفاهیم قرآن کریم)، اکبر هاشمی رفسنجانی و جمعی از محققان مرکز فرهنگ و معارف قرآن؛ قم: مؤسسه بوستان کتاب قم، چاپ دوم، ۱۳۸۳.
 +
*حماسه غدیر، محمدرضا حکیمی؛ تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
 +
*[[تفسیر آسان (کتاب)|تفسیر آسان]]، محمدجواد نجفى خمینى؛ تهران: انتشارات اسلامیه، چاپ اول، ۱۳۹۸ق.
 +
*تفسیر کوثر، جعفرى یعقوب.
 +
*سیرت پیامبر اعظم و مهربان، محمد محمدى اشتهاردى؛ قم: انتشارات ناصر، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.
 +
*[[اطیب البیان فی تفسیر القرآن (کتاب)|أطیب البیان فی تفسیر القرآن]]، سید عبدالحسین طیب؛ تهران: انتشارات اسلام، چاپ دوم، ۱۳۷۸ش.
 +
*بیان در علوم و مسائل کلى قرآن، نجمى هاشم زاده هریسى.
 +
*[[وسائل الشیعه]]، شیخ حر عاملی، قم: مؤسسه آل البیت لإحیاء التراث، چاپ اول، ۱۴۰۹هجری.
  
(8). [[وسائل الشیعه]]، [[شيخ حر عاملی]]، قم: مؤسسه آل البيت لإحياء التراث، چاپ اول، 1409 هجری.
+
[[رده:زیارت]]
 +
[[رده:آداب و سنن]]
 +
[[رده:صفات پسندیده]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۵ مهٔ ۲۰۲۱، ساعت ۱۱:۴۵

«زیارت» دیدار و ملاقات و به دیدار کسی رفتن را گویند. و در عرف به دیدار کسی رفتن، به جهت تکریم و تعظیم یا انس گیری است. «زیارت» از جمله موضوعاتی است که در روایات اسلامی مورد تأکید و تأیید قرار گرفته است.

مفهوم زیارت

واژه «زيارت» از ريشه «زور» به معناى ميل كردن به چيزى و روى گردانى از چيزى ديگر است و از اين رو، ديدارهايى كه داراى اين مضمون و حامل اين پيام باشند، زيارت ناميده مى شوند.

ابن فارِس در اين باره مى گويد: الزاء و الواو و الراء، أصل واحد يدلّ على الميل والعدول... و من الباب الزائر لأنّه إذا زارك فقد عدل عن غيرك.[۱] زاء و واو و راء (زور)، از يك ريشه اند كه بر تمايل و انصراف، دلالت مى كنند... و زائر نيز از همين ريشه است زيرا وقتى زائر، تو را زيارت كند، از ديگرى روى گردانده است.

ابن منظور نيز اين معنا را تأييد كرده، مى گويد: زار فلان فلانا أى مال إليه والتزوير: كرامة الزائر و إكرام المزور للزائر.[۲] فلانى، فلانى را زيارت كرد؛ يعنى به او روى آورد. تزوير نيز به معناى بزرگ شمرده شدن زائر و اِكرام او توسط زيارت شونده است.

طُرَيحى هم مى گويد: وَالزيارة فى العرف: قصد المزور إكراما له وَ تعظيما له وَاستئناسا به.[۳] زيارت در عرف، آهنگِ زيارت شونده را كردن، به منظور تكريم و بزرگداشت او و همدم بودن با اوست.

گفتنى است كه معناى عرفى «زيارت» نيز ريشه در اصل لغوى آن، يعنى ميل و عدول دارد. بنابراين مفهوم واژه «زيارت»، با معناى واژه هايى مانند: رؤيت، مشاهده و اِبصار، متفاوت است، زيرا در اين واژه ها، تنها مفهوم ديدار منظور است ولى در واژه «زيارت»، ديدار همراه با ميل و محبت و اُنس و اِكرام، مورد توجه قرار دارد.

انسان، ذاتا موجودى اجتماعى است كه با همنوع خود، اُنس مى گيرد و رابطه اجتماعى برقرار مى نمايد. از اين رو، ديدار همراه با ميل و محبت انسانها با يكديگر، ريشه در فطرت آنها دارد و زيارت، در واقع تأمين كننده يكى از نيازهاى فطرى انسان است. اين نياز فطرى پس از مرگ محبوب انسان نيز ادامه دارد، هر چند ممكن است از شدت آن، كاسته گردد. به دليل همين نياز فطرى، زيارت قبور دوستان و نزديكان، كمابيش، در ميان همه اقوام و ملل جهان مرسوم است.

یکی از راههای بزرگداشت مفاخر و صاحبان کمال، زیارت آنان است که در حقیقت موجب بقا و استمرار حیات علمی، هنری و معنوی آنان می گردد. افزون بر این که عامل پیوند نسل حاضر و نسلهای آینده با نسلهای گذشته و وسیله ارتباط روحی با آنان و کمالاتشان است.[۴]

زیارت در دین اسلام

در دین اسلام به صورت خاصی از این واقعیت بشری بهره برداری شده است و برای دیدار و زیارت قبور پیشوایان و فداکاران بزرگ، آداب و زیاراتی رسیده است که رعایت آن آداب و خواندن آن زیارتها و توجه به مضامین آنها و تأمل در آنها می تواند به صورتی شگفت انگیز، شخصیت ساز و حماسه گستر باشد و این موضوع - چنان که معلوم است - اختصاص به شیعه ندارد. علمای بزرگ اهل سنت نیز درباره ی زیارت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و آداب آن، دهها کتاب و رساله نوشته اند. همچنین فلاسفه نیز به این واقعیت توجه کرده اند، از جمله ابن سینا شرحی مفصل نوشته است در جواب شیخ ابوسعید ابوالخیر، درباره ی اهمیت و فایده ی زیارت قبور صالحان و مردم بزرگ و کامل.

خداوند در قرآن به پیامبر فرمان می‌دهد که هیچ‌گاه بر جنازه‌ منافق نماز نگذار و بر جنازه آنها به دعا نایست که آنها به خدا و رسولش کافر شدند و در حال فسق و بدکارى مردند. آنجا که می‌فرماید: «وَلاتُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَلاتَقُمْ عَلى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ کفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ».[۵] از این آیه جواز زیارت قبور به روشنى فهمیده مى شود چنانچه ایستادن بالاى قبر مؤمن و دعاکردن براى او مشروعیت دارد چون آن را در ردیف نماز میت مى آورد و این کار را فقط درباره منافقان ممنوع مى کند.[۶]

در مذهب شیعه، مکتب زیارت، یکی از آموزنده ترین و سازنده ترین مکاتب بوده است، زیرا بزرگان شیعه نوعا شهید شده اند و در زیارتهای آنان دو مضمون همواره ذکر شده است که خواندن و توجه به آن دو مضمون در حال زیارت و صفای دل و کنار تربت شهید، تأثیری غیرقابل انکار دارد. آن دو مضمون، یکی مربوط به این جهت است که این شهیدان، در راه خدا از همه چیز خود گذشتند و پیوستن به ابدیت را در جوار رحمت حق، بر چند صباح دیگر عمر ترجیح دادند و در راه ابدیت مطلق و پیوند زدن هستی خود با آن بیکرانها تأمل و تردید روا نداشتند و از این جهت به والاترین مفهوم بلوغ انسان، در عرصه ی رابطه ی «انسان - خدا» و «انسان - ابدیت» دست یافتند. مضمون دوم مربوط است به این جهت که این شهیدان در راه اقامه ی عدل و ایستادگی در برابر جباران و ستمگران و امر به معروف و نهی از منکر جان خود را باختند و از این جهت به والاترین مفهوم بلوغ انسان، در عرصه ی رابطه ی «انسان - جامعه» دست یافتند.[۷]

انواع زیارت

  1. زیارت اهل قبور
  2. زیارت برادر دینی
  3. زیارت پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله
  4. زیارت جامعه کبیره: متن معروفی مشتمل بر اوصاف معصومین علیهم السلام.
  5. زیارت حاج: رفتن به دیدار کسی که از حج بازگشته باشد.
  6. زیارت قبور معصومین
  7. زیارت وارث: از زیارت معروفه حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام.
  8. زیارت بیت: حج خانه خدا را زیارت بیت گویند.

زیارت در روایات

روایات فراوانی از منابع شیعه در مورد زیارت وارد شده است که بر اهمیت و ارزش آن سفارش کرده اند که به برخی از آنها اشاره می ‌شود:

  • ۱- شیخ مفید نقل مى کند: رسول خدا صلی الله علیه و آله در حیات خود، دستور داد که مسلمین به زیارت قبر حمزه علیه السلام بروند و خود آن حضرت پیوسته کنار قبر حمزه و سایر شهداء مى آمد و پس از رحلت آن حضرت، حضرت فاطمه سلام الله علیها کنار قبر حمزه علیه السلام رفت و آمد مى کرد و مسلمین نیز پیوسته کنار قبر حمزه مى آمدند و شهداء را یاد مى کردند.[۸]
  • ۲- از حضرت محمد صلی الله علیه و آله روایت شده: «من زار قبرى بعد موتى کان کمن هاجر الىّ فى حیاتى فان لم تستطیعوا فابعثوا الىّ بالسلام فانه یبلغنى: هر که قبر مرا بعد از مردنم زیارت کند مانند کسى است که به جانب من در زندگیم هجرت کرده باشد، پس اگر نمى توانید به زیارت من بیائید به طرف من سلام بفرستید به من می رسد».[۹]
  • ۳- از امام رضا علیه السلام روایت شده که فرمود: «من زارنى على بُعد دارى و مزارى اتیتُه یوم القیمة فى ثلاث مواطن حتى اخلصه من اهوالها اذا تطایر الکتب یمینا و شمالا و عندالصراط و عندالمیزان: هر که مرا با دورى خانه و مزار من زیارت کند روز قیامت در سه موضع نزد او بیایم و او را از هول و هراس نجات دهم در وقت دادن نامه ها به راست و چپ و هنگام صراط و هنگام میزان».[۱۰]
  • ۴- از حضرت محمد صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمود: هر کس قبر مرا زیارت کند من نیز او را حتماً شفاعت خواهم کرد.[۱۱]
  • ۵- رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند: «من زارنی فی حیاتی و بعد موتی کان فی جواری یوم القیامه: کسی که مرا در حیات و بعد از مرگم زیارت کند در روز قیامت در جوار و همسایگی من خواهد بود».[۱۲]

پانویس

  1. معجم مقاييس اللغة، ج ۲، ص ۳۶.
  2. لسان العرب، ج ۴، ص ۳۳۵.
  3. مجمع البحرين، ج ۲، ص ۷۹۲.
  4. ادب فنای مقربان (شرح زیارت جامعه کبیره)، ج۱، ص۱۷ و ۲۱.
  5. سوره توبه، آیه ۸۴.
  6. تفسیر کوثر، ج۴، ص۵۴۹.
  7. حماسه غدیر صفحه ۳۰۳-۳۰۴.
  8. سیرت پیامبر اعظم و مهربان، ص۲۱۹.
  9. أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۲۰۱.
  10. أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج۱، ص۱۹۸.
  11. بیان در مسائل قرآن، ص۶۸۳.
  12. وسائل الشیعه، ج۱۴، أَبوَابُ المَزَارِ وَ مَا ینَاسِبُهُ، باب ۳ روایت ۱۹۳۳۵.

منابع

  • فرهنگ قرآن (کلیات راهیابی به موضوعات و مفاهیم قرآن کریم)، اکبر هاشمی رفسنجانی و جمعی از محققان مرکز فرهنگ و معارف قرآن؛ قم: مؤسسه بوستان کتاب قم، چاپ دوم، ۱۳۸۳.
  • حماسه غدیر، محمدرضا حکیمی؛ تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.
  • تفسیر آسان، محمدجواد نجفى خمینى؛ تهران: انتشارات اسلامیه، چاپ اول، ۱۳۹۸ق.
  • تفسیر کوثر، جعفرى یعقوب.
  • سیرت پیامبر اعظم و مهربان، محمد محمدى اشتهاردى؛ قم: انتشارات ناصر، چاپ اول، ۱۳۸۵ش.
  • أطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب؛ تهران: انتشارات اسلام، چاپ دوم، ۱۳۷۸ش.
  • بیان در علوم و مسائل کلى قرآن، نجمى هاشم زاده هریسى.
  • وسائل الشیعه، شیخ حر عاملی، قم: مؤسسه آل البیت لإحیاء التراث، چاپ اول، ۱۴۰۹هجری.