حنظلة بن اسعد شبامی

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۱۴ سپتامبر ۲۰۲۰، ساعت ۱۱:۲۴ توسط Zamani (بحث | مشارکت‌ها)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

«حَنْظَلَة بن أسعَد شِبامی» که یکی از بزرگان شیعه؛ مردی فصیح، شجاع و قاری قرآن بود. هنگامی که امام حسین علیه السلام به کربلا رفت، به سپاه حسینی پیوست.

معرفی حنظلة بن اسعد شبامی

از شهدای کربلاست و نامش در زیارت ناحیه مقدسه آمده است. کوفی است و شبام، نام طایفه‌ای از همْدانیان است.[۱]

حنظله از چهره‌های شیعی در کوفه و زبان‌آور، شجاع و معلم قرآن بود. چون سیدالشهدا علیه السلام به کربلا رسید، وی به آن حضرت پیوست. وی جزء شهدایی است که تا اواخر زنده بود و از جان حسین بن علی علیهماالسلام در مقابل تیرها و نیزه‌های دشمن محافظت می‌کرد و گاهی هم با سخنانش به سپاه کوفه هشدار می‌داد و موعظه می‌کرد.[۲]

حنظلة بن اسعد شبامی در کربلا

پیش از شروع جنگ، امام علیه السلام او را به عنوان فرستاده خویش به سوی عمر بن سعد فرستاد. چون روز عاشورا فرارسید، حنظله نزد امام رفت و برای جهاد اجازه گرفت. آنگاه در مقابل لشگر کوفه ایستاد و شروع به سخن گفتن کرد: ای مردم، من بیم دارم عاقبت کار شما همانند سرنوشت قوم نوح و عاد و ثمود شود. ای مردم! من از رسوایی شما در روز قیامت می ترسم؛ روزی که هیچ حافظی جز خداوند نیست و کسی که گمراه شده است راهی به سوی هدایت ندارد. ای مردم! حسین را نکشید که خداوند شما را به عذاب خود مبتلا می سازد و کسی که افترا می بندد، زیان خواهد برد.

امام حسین علیه السلام به او فرمود: «ای پسر اسعد! اینان مستحق عذاب شدند، همان هنگام که تو به حق دعوتشان کردی و نپذیرفتند و تصمیم به ریختن خون تو و یارانت گرفتند و دست خود را به خون برادران صالح تو آلوده کردند».

حنظله بن اسعد به امام عرض کرد: راست گفتی، فدایت شوم. آیا اجازه می دهی که به ملاقات پروردگارم بشتابم و به برادرانم ملحق شوم؟ امام اجازه داد و فرمود: «برو به سوی چیزی که بهتر از دنیاست و آنچه در آن است؛ جهانی که حدی نپذیرد و سلطنتی که زوال نیابد».

حنظله گفت: السلام علیک یا اباعبدالله، صلی الله علیک و علی اهل بیتک، ملاقات ما و شما در بهشت! امام فرمود: «آمین! آمین!».

پانویس

  1. انصارالحسین، ص71.
  2. عنصر شجاعت، ج2، ص100.

منابع

  • جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، صفحه 156.
  • دانشنامه رشد، بازیابی: 5 اسفند 1392.
11.jpg
واقعه عاشورا
قبل از واقعه
شرح واقعه
پس از واقعه
بازتاب واقعه
وابسته ها