تاریخ تشیع: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۶ نسخه‌ٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
{{نوشته های اعضای دانشنامه}}
+
«[[شیعه]]» به کسانى گفته مى‌شود که جانشینى [[پیامبر اسلام|پیغمبر اکرم]] (صلى الله علیه و آله) را حق اختصاصى [[اهل بیت]] (علیهم‌السلام) مى‌دانند و در معارف [[اسلام]] پیرو مکتب ایشان مى‌باشند. اطلاق «شیعه» بر دوستان و پیروان [[امام علی]] علیه‌السلام، نخست از طرف پیامبر اکرم صورت گرفته است. فرقه‌های اصلی شیعه عبارتند از: [[امامیه]] (اثنی‌عشریه)، [[زیدیه]] و [[اسماعیلیه]].
  
*  '''[تعریف شیعه|شیعه]'''
+
==تاریخچه شیعه==
  
* '''[تاریخ و احوال ائمه علیهم السلام|تاریخ احوال ائمه علیهم السلام ] '''
+
«[[شیعه]]» در اصل لغت به معناى پیرو مى‌باشد و به کسانى گفته مى‌شود که جانشینى [[پیامبر اسلام|پیغمبر اکرم]] صلى الله علیه و آله را حق اختصاصى خانواده [[رسالت]] مى‌دانند و در معارف [[اسلام]] پیرو مکتب [[اهل بیت]] علیهم‌السلام مى‌باشند.
  
'''منبع:''' این مقاله تلخیصی است از بخش نخست کتاب شیعه در اسلام [[علامه طباطبائی]] رحمه‌الله با عنوان "كيفيت پيدايش و نشو و نماى شيعه".
+
اطلاق شیعه بر دوستان و پیروان [[امام علی]] علیه‌السلام نخست، از طرف پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم صورت گرفته است. این مطلب، در [[احادیث]] متعددی که از آن حضرت روایت شده، مطرح شده است.<ref> جابر مى‌گوید: نزد پیغمبر بودیم که على از دور نمایان شد، پیغمبر فرمود: «سوگند به کسى که جانم به دست اوست! این شخص و شیعیانش در قیامت رستگار خواهند بود». ابن عباس نیز مى‌گوید وقتى آیه: «اِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ اُولئک هُمْ خَیرُ الْبَرِیةِ» نازل شد، پیغمبر به على فرمود: «مصداق این آیه تو و شیعیانت مى‌باشید که در قیامت خشنود خواهید بود و خدا هم از شما راضى است». این دو حدیث و چندین حدیث دیگر در تفسیر الدرالمنثور، ج ۶، ص ۳۷۹ و غایة المرام، ص ۳۲۶ نقل شده است.</ref>
  
==تاریخ تشیع==
+
اما ابتدای تاریخ [[شیعه]] مربوط به زمان پس از [[رحلت پیامبر اسلام|رحلت پیغمبر اکرم]] صلى الله علیه و آله و سلم است که عده‌ای از دوستان و هواداران [[امام علی علیه السلام|حضرت علی]] علیه‌السلام نظر به تعیین آن حضرت از سوی خدا به جانشینی پیامبر که در [[واقعه غدیر]] و مواقع دیگر توسط [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله اعلام شده بود و خدمات گرانبهای آن حضرت به اسلام و فضائل مختص او، به تعیین [[ابوبکر]] در واقعه‌ای موسوم به «[[واقعه سقیفه بنی ساعده|سقیفه بنی‌ساعده]]» معترض شدند.
  
[[شيعه]] كه در اصل لغت به معناى پيرو مى‌باشد به كسانى گفته مى‌شود كه جانشينى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم را حق اختصاصى خانواده [[رسالت]] مى‌دانند و در معارف اسلام پيرو مكتب [[اهل بيت]] علیهم‌السلام مى‌باشند.
+
مشاهده روش خلفای انتخابی و مغایرت آن با سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و شهرت علی علیه‌السلام به عنوان یک مسلمان کامل در بین عموم مردم، به همراه روایات مزبور در خصوص او که همچنان در اذهان [[صحابی|صحابیان]] بود، موجب شد که پس از قتل [[عثمان]] (خلیفه سوم) در موج اعتراضات به او، مردم مشتاقانه با علی علیه‌السلام دست [[بیعت]] دهند و شیعه به آرزوی دیرین خود که احیای حق [[اهل بیت]] علیهم‌السلام در خصوص دو مسئله [[خلافت]] و مرجعیت علمی بود، جامه عمل بپوشاند.
  
اطلاق شیعه بر دوستان و پیروان علی علیه‌السلام نخست، از طرف پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم صورت گرفته است. این مطلب، در [[احادیث]] متعددی كه از آن حضرت روایت شده، مطرح شده است.<ref> جابر مى‌گويد: نزد پيغمبر بوديم كه على از دور نمايان شد، پيغمبر فرمود: (سوگند به كسى كه جانم به دست اوست! اين شخص و شيعيانش در قيامت رستگار خواهند بود)، ابن عباس مى‌گويد وقتى آيه: «اِنَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُواالصّالِحاتِ اُولئكَ هُمْ خَيْرُالْبَرِيَّةِ» نازل شد، پيغمبر به على فرمود: (مصدق اين آيه تو و شيعيانت مى‌باشيد كه در قيامت خشنود خواهيد بود و خدا هم از شما راضى است)، اين دو [[حديث]] و چندين حديث ديگر در تفسير الدرالمنثور، ج 6، ص 379 و غاية المرام، ص 326 نقل شده است.</ref>
+
حضرت علی علیه‌السلام در دوران کوتاه خلافت خود همواره با توطئه‌های [[معاویه]] - والی [[شام]] در زمان خلیفه سوم که از قبول خلافت علی علیه‌السلام سر باز زده بود - و ناخشنودان از شیوه عادلانه او در حکومت به سرکردگی [[طلحة بن عبیدالله|طلحه]] و [[زبیر بن عوام|زبیر]] - دو تن از صحابیان پیامبر - و [[خوارج]] ظاهربین کج‌اندیش مواجه و در جنگ بود و در نهایت با توطئه باقیمانده خوارج به [[شهادت در راه خدا|شهادت]] رسید.  
  
اما ابتدای تاریخ [[شيعه]] مربوط به پس از رحلت پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم است که عده‌ای از دوستان و هواداران [[امام علی|حضرت علی عليه‌السلام]] نظر به تعیین آن حضرت از سوی خدا به جانشینی پیامبر که در واقعه غدیر و مواقع دیگر توسط [[رسول خدا]] صلی الله علیه و آله اعلام شده بود و خدمات گرانبهای آن حضرت به اسلام و فضائل مختص او به تعیین ابوبکر در واقعه‌ای موسوم به بنی‌ساعده معترض شدند.
+
پس از آن حضرت، [[امام حسن]] علیه‌السلام به خلافت رسید، اما دیری نپایید که به خاطر کمی یاران وفادار و پا در رکاب ناچار به قبول [[صلح امام حسن علیه السلام|صلح]] با معاویه شد.
  
مشاهده روش خلفای انتخابی و مغایرت آن با سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و شهرت علی علیه‌السلام به عنوان یک مسلمان کامل در بین عموم مردم به همراه روایات مزبور در خصوص او که همچنان در اذهان صحابیان بود، موجب شد که پس از قتل خلیفه سوم در موج اعتراضات بدو، مردم مشتاقانه با علی علیه‌السلام دست بیعت دهند و شیعه به آرزوی دیرین خود که احیای حق اهل بیت علیهم‌السلام در خصوص دو مسئله خلافت و مرجعیت علمی بود، جامه عمل بپوشد.
+
از این تاریخ به بعد، [[شیعه|شیعیان]] تنها می‌توانستند از وجود [[ائمه اطهار]] علیهم‌السلام از جهت علمی بهره ببرند که آن نیز با سختی‌ها و فشار فراوان از طرف دستگاه حکومتی همراه بود. به طوری که در مدت خلافت [[بنى‌امیه]] (۴۰-۱۳۲ هجری) هر گونه امنیت و مصونیت از جان و مالشان برداشته شده بود. لیکن هر چه فشار ستم و بیدادگرى برایشان بیشتر مى‌شد در عقیده خود استوارتر مى‌گشتند و مخصوصاً از مظلومیت خود در پیشرفت عقیده بیشتر بهره مى‌بردند.  
  
حضرت علی علیه‌السلام در دوران کوتاه خلافت خود همواره با توطئه‌های معاویه - والی شام در زمان خلیفه سوم که از قبول خلافت علی علیه‌السلام سر باز زده بود - و ناخشنودان از شیوه عادلانه او در حکومت به سرکردگی طلحه و زبیر - دو تن از صحابیان پیامبر - و [[خوارج]] ظاهربین کج‌اندیش مواجه و در جنگ بود و در نهایت با توطئه باقیمانده خوارج به شهادت رسید. پس از آن [[امام حسن]] علیه‌السلام به خلافت رسید اما دیری نپایید که به خاطر کمی یاران وفادار و پا در رکاب ناچار به قبول صلح با معاویه شد.
+
از آن پس در اواسط قرن دوم یعنی زمان [[امام باقر]] و [[امام صادق]] علیهماالسلام (امام پنجم و ششم شیعه) که خلفاى [[حکومت بنی عباس|عباسى]] زمام حکومت اسلامى را به دست گرفتند، شیعه از فرصتی که در این میان پیدا شد، نفسى تازه کرد و این دو امام همام توانستند شاگردان بسیاری تربیت نموده، روایات بسیاری از خود در جهان شیعه در آن عصر و به تبع آن در دوره‌های بعدی منتشر سازند و اعتقادات و [[فقه]] شیعه را مدون نموده، علوم گوناگونی را پایه‌گذاری نمایند.
  
از این تاریخ به بعد شیعیان تنها می‌توانستند از وجود [[ائمه اطهار]] علیهم‌السلام از جهت علمی بهره ببرند که آن نیز با سختی‌ها و فشار فراوان از طرف دستگاه حکومتی همراه بود. به طوری که در مدت خلافت بنى‌اميه (40-132) هر گونه امن و مصونيت از جان و مالشان برداشته شده بود. لیکن هر چه فشار ستم و بيدادگرى برايشان بيشتر مى‌شد در عقيده خود استوارتر مى‌گشتند و مخصوصاً از مظلوميت خود در پيشرفت عقيده بيشتر بهره مى‌بردند و از آن پس در اواسط قرن دوم یعنی زمان امام پنجم و ششم شیعه [[امام باقر|امام محمدباقر]] علیه‌السلام و [[امام صادق]] علیه‌السلام كه خلفاى عباسى زمام حكومت اسلامى را بدست گرفتند، شيعه از فتورى كه در اين ميان پيدا شد، نفسى تازه كرد و این دو امام همام توانستند شاگردان بسیاری تربیت نموده، روایات بسیاری از خود در جهان شیعه در آن عصر و به تبع آن در دوره‌های بعدی منتشر سازند و اعتقادات و فقه شیعه را مدون نموده، علوم گوناگونی را پایه‌گذاری نمایند.
+
ولى با مهلت کمى باز عرصه برای شیعه تنگ شد و تا اواخر قرن سوم هجرى، روز به روز تنگتر مى‌شد تا در اوایل قرن چهارم با روى کار آمدن سلاطین با نفوذ [[آل بویه|آل‌بویه]] که شیعه بودند، تشیع قدرتى کسب کرد و تا حدود زیادى آزادى عمل یافت و به مبارزه علنى پرداخت و تا آخر قرن پنجم جریان کار به همین ترتیب بود.  
  
ولى با مهلت كمى باز عرصه براي شیعه تنگ شد و تا اواخر قرن سوم هجرى، روز به روز تنگتر مى‌شد تا در اوايل قرن چهارم با روى كار آمدن سلاطين با نفوذ آل‌بويه كه شيعه بودند، [[شيعه]] قدرتى كسب كرد و تا حدود زيادى آزادى عمل يافت و به مبارزه علنى پرداخت و تا آخر قرن پنجم جريان كار به همين ترتيب بود. در اوايل قرن ششم كه حمله مغول آغاز شد، در اثر گرفتاري‌هاى عمومى و هم در اثر ادامه يافتن جنگ‌هاى صليبى حكومت‌هاى اسلامى چندان فشار به عالم تشيع وارد نمى‌ساختند و مخصوصاً شيعه شدن جمعى از سلاطين مغول در ايران و حكومت سلاطين مرعشى در مازندران در قدرت و وسعت جمعيت شيعه كمك بسزايى نمود و در هر گوشه از ممالك اسلامى و خاصه در ايران، تراكم ميليون‌ها نفر شيعه را محسوس ساخت و اين وضع تا اواخر قرن نهم هجرى ادامه داشت و از حدود افتتاح قرن دهم هجرى در اثر ظهور سلطنت صفويه در ايران پهناور آن روز، مذهب شيعه رسميت يافت و تاكنون كه اواخر قرن چهارده هجرى مى‌باشد به رسميت خود باقى است و به علاوه در همه نقاط جهان، ده‌ها ميليون شيعه زندگى مى‌كنند.
+
در اوایل قرن ششم که حمله مغول آغاز شد، در اثر گرفتاری‌هاى عمومى و هم در اثر ادامه یافتن [[جنگ های صلیبی|جنگ‌هاى صلیبى]]، حکومت‌هاى اسلامى چندان فشار به عالم تشیع وارد نمى‌ساختند و مخصوصاً شیعه شدن جمعى از سلاطین مغول در [[ایران]] و حکومت سلاطین مرعشى در مازندران در قدرت و وسعت جمعیت شیعه کمک بسزایى نمود و در هر گوشه از ممالک اسلامى و خاصه در ایران، تراکم میلیون‌ها نفر شیعه را محسوس ساخت و این وضع تا اواخر قرن نهم هجرى ادامه داشت و از حدود افتتاح قرن دهم هجرى در اثر ظهور سلطنت [[صفویه|صفویه]] در ایران پهناور آن روز، مذهب شیعه رسمیت یافت و تاکنون که اواخر قرن چهارده هجرى مى‌باشد به رسمیت خود باقى است و به علاوه در همه نقاط جهان، ده‌ها میلیون شیعه زندگى مى‌کنند.
  
'''انشعابات شیعه:'''
+
==انشعابات شیعه==
  
در تاریخ شیعه، فرقه‌هایی زیادی پدید آمده است كه بسیاری از آن‌ها منقرض شده‌اند اما فرقه‌های اصلی شیعه كه هم‌اكنون نیز موجودند، عبارتند از: شیعه‌ی اثنی‌عشریه، شیعه‌ی زندیه و شیعه‌ی اسماعیلیه.
+
در تاریخ شیعه، [[فرقه های شیعه|فرقه‌هایی]] زیادی پدید آمده است که بسیاری از آن‌ها منقرض شده‌اند اما فرقه‌های اصلی شیعه که هم‌اکنون نیز موجودند، عبارتند از: [[امامیه]] (اثنی‌عشریه)، [[زیدیه]] و [[اسماعیلیه]].
  
'''شيعه دوازده امامى و فرق آن با زيديه و اسماعيليه:'''
+
'''فرق شیعه امامیه با زیدیه و اسماعیلیه:'''
  
اكثريت شيعه كه اقليت‌هاى نامبرده از آن منشعب و جدا شده‌اند «شيعه اماميه و دوازده امامى» ناميده مى شوند و چنانكه گفتيم در آغاز پيدايش به عنوان انتقاد و اعتراض در دو مسئله اساسى از مسائل اسلامى پيدا شده‌اند بى‌آن كه در آيينى كه طبق تعليم پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در ميان مسلمين معاصر آن حضرت بود، سخنى داشته باشند و آن دو مسئله «حكومت اسلامى و مرجعيت علمى» بود كه شيعه آن را حق اختصاصى [[اهل بيت]] علیهم‌السلام مى‌دانستند.
+
اکثریت شیعه که اقلیت‌هاى نامبرده از آن منشعب و جدا شده‌اند، «شیعه امامیه و دوازده امامى» نامیده مى شوند و چنانکه گفتیم در آغاز پیدایش به عنوان انتقاد و اعتراض در دو مسئله اساسى از مسائل اسلامى پیدا شده‌اند، بى‌آن که در آیینى که طبق تعلیم [[پیامبر اسلام|پیغمبر اکرم]] صلى الله علیه و آله و سلم در میان مسلمین معاصر آن حضرت بود، سخنى داشته باشند و آن دو مسئله «حکومت اسلامى» و «مرجعیت علمى» بود که شیعه آن را حق اختصاصى [[اهل بیت]] علیهم‌السلام مى‌دانستند.
  
«شيعه» مى‌گفتند: خلافت اسلامى كه البته ولايت باطنى و پيشوائى معنوى لازم لاينفك آن است، از آن على و اولاد على عليه‌السلام است كه به موجب تصريح خود پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و ساير ائمه اهل بيت، دوازده تن مى‌باشند و مى‌گفتند: تعليمات ظاهرى [[قرآن]] كه [[احكام]] و قوانين شريعت مى‌باشند و در عين حال كه به حيات معنوى كامل نيز مشتملند، داراى اصالت و اعتبارند و تا قيامت فسخ بردار نيستند و اين احكام و قوانين را از راه اهل بيت بايد بدست آورد و بس.
+
«شیعه» مى‌گفتند: [[خلافت]] اسلامى -که البته [[ولایت]] باطنى و پیشوائى معنوى لازمه لاینفک آن است-، از آنِ [[امام علی علیه السلام|على]] علیه‌السلام و اولاد او است که به موجب تصریح خود پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم و سایر [[ائمه]] اهل بیت، دوازده تن مى‌باشند و مى‌گفتند: تعلیمات ظاهرى [[قرآن]] که [[احکام]] و قوانین [[شریعت]] مى‌باشند و در عین حال که به حیات معنوى کامل نیز مشتملند، داراى اصالت و اعتبارند و تا [[قیامت|قیامت]] فسخ بردار نیستند و این احکام و قوانین را از راه اهل بیت علیهم السلام باید به دست آورد و بس.
  
و از اينجا روشن مى‌شود كه: فرق كلى ميان شيعه دوازده امامى و شيعه زيدى اين است كه «شيعه زيدى» غالباً امامت را مختص به اهل بيت نمى‌داند و عدد ائمه را به دوازده منحصر نمى‌بيند و از فقه اهل بيت پيروى نمى‌كند برخلاف «شيعه دوازده امامى».
+
و از اینجا روشن مى‌شود که: فرق کلى میان شیعه دوازده امامى و شیعه [[زیدیه|زیدی]] این است که «زیدیه» غالباً [[امامت]] را مختص به [[اهل البیت|اهل بیت]] علیهم السلام نمى‌داند و عدد ائمه را به دوازده منحصر نمى‌بیند و از [[فقه]] اهل بیت علیهم السلام پیروى نمى‌کند، برخلاف «شیعه دوازده امامى».
  
و فرق كلى ميان شيعه دوازده امامى و شيعه اسماعيلى نيز اين است كه اسماعيليه معتقدند كه امامت به دور «هفت» گردش مى‌كند و نبوت در [[حضرت محمد]] صلى الله عليه و آله و سلم ختم نشده است و تغيير و تبديل در [[احكام]] شريعت بلكه ارتفاع اصل تكليف خاصه به قول باطنيه مانع ندارد! برخلاف شيعه دوازده امامى كه حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلم را خاتم الانبياء مى‌دانند و براى وى دوازده وصى و جانشين قائلند و ظاهر شريعت را معتبر و غيرقابل نسخ مى‌بيند و براى قرآن كريم هم ظاهر و هم باطن اثبات مى‌كنند.
+
و فرق کلى میان شیعه دوازده امامى و شیعه [[اسماعیلیه|اسماعیلى]] نیز این است که «اسماعیلیه» معتقدند که امامت به دور «هفت» گردش مى‌کند و [[نبوت]] در [[حضرت محمد]] صلى الله علیه و آله و سلم ختم نشده است و تغییر و تبدیل در [[احکام]] شریعت بلکه ارتفاع اصل تکلیف خاصه به قول باطنیه مانع ندارد! برخلاف شیعه دوازده امامى که حضرت محمد صلى الله علیه و آله و سلم را [[خاتم الأنبیاء|خاتم الانبیاء]] مى‌دانند و براى او دوازده وصى و جانشین قائلند و ظاهر شریعت را معتبر و غیرقابل [[نسخ]] مى‌بیند و براى [[قرآن|قرآن کریم]] هم ظاهر و هم باطن اثبات مى‌کنند.
  
==پانویس ==
+
==پانویس==
 
<references />
 
<references />
[[Category:تاریخ اسلام]]
+
 
 +
==منابع==
 +
 
 +
*"کیفیت پیدایش و نشو و نماى شیعه"، [[شیعه در اسلام (کتاب)|شیعه در اسلام]]، [[علامه طباطبائی]].
 +
 
 +
== مطالب مرتبط ==
 +
 
 +
* [[شیعه]]
 +
* [[امامیه]]
 +
* [[زیدیه]]
 +
* [[اسماعیلیه]]
 +
* [[فرقه های شیعه|فرقه‌های شیعه]]
 +
 
 +
[[Category:تاریخ تشیع]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۲ ژوئن ۲۰۲۲، ساعت ۰۷:۳۳

«شیعه» به کسانى گفته مى‌شود که جانشینى پیغمبر اکرم (صلى الله علیه و آله) را حق اختصاصى اهل بیت (علیهم‌السلام) مى‌دانند و در معارف اسلام پیرو مکتب ایشان مى‌باشند. اطلاق «شیعه» بر دوستان و پیروان امام علی علیه‌السلام، نخست از طرف پیامبر اکرم صورت گرفته است. فرقه‌های اصلی شیعه عبارتند از: امامیه (اثنی‌عشریه)، زیدیه و اسماعیلیه.

تاریخچه شیعه

«شیعه» در اصل لغت به معناى پیرو مى‌باشد و به کسانى گفته مى‌شود که جانشینى پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله را حق اختصاصى خانواده رسالت مى‌دانند و در معارف اسلام پیرو مکتب اهل بیت علیهم‌السلام مى‌باشند.

اطلاق شیعه بر دوستان و پیروان امام علی علیه‌السلام نخست، از طرف پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم صورت گرفته است. این مطلب، در احادیث متعددی که از آن حضرت روایت شده، مطرح شده است.[۱]

اما ابتدای تاریخ شیعه مربوط به زمان پس از رحلت پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم است که عده‌ای از دوستان و هواداران حضرت علی علیه‌السلام نظر به تعیین آن حضرت از سوی خدا به جانشینی پیامبر که در واقعه غدیر و مواقع دیگر توسط رسول خدا صلی الله علیه و آله اعلام شده بود و خدمات گرانبهای آن حضرت به اسلام و فضائل مختص او، به تعیین ابوبکر در واقعه‌ای موسوم به «سقیفه بنی‌ساعده» معترض شدند.

مشاهده روش خلفای انتخابی و مغایرت آن با سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و شهرت علی علیه‌السلام به عنوان یک مسلمان کامل در بین عموم مردم، به همراه روایات مزبور در خصوص او که همچنان در اذهان صحابیان بود، موجب شد که پس از قتل عثمان (خلیفه سوم) در موج اعتراضات به او، مردم مشتاقانه با علی علیه‌السلام دست بیعت دهند و شیعه به آرزوی دیرین خود که احیای حق اهل بیت علیهم‌السلام در خصوص دو مسئله خلافت و مرجعیت علمی بود، جامه عمل بپوشاند.

حضرت علی علیه‌السلام در دوران کوتاه خلافت خود همواره با توطئه‌های معاویه - والی شام در زمان خلیفه سوم که از قبول خلافت علی علیه‌السلام سر باز زده بود - و ناخشنودان از شیوه عادلانه او در حکومت به سرکردگی طلحه و زبیر - دو تن از صحابیان پیامبر - و خوارج ظاهربین کج‌اندیش مواجه و در جنگ بود و در نهایت با توطئه باقیمانده خوارج به شهادت رسید.

پس از آن حضرت، امام حسن علیه‌السلام به خلافت رسید، اما دیری نپایید که به خاطر کمی یاران وفادار و پا در رکاب ناچار به قبول صلح با معاویه شد.

از این تاریخ به بعد، شیعیان تنها می‌توانستند از وجود ائمه اطهار علیهم‌السلام از جهت علمی بهره ببرند که آن نیز با سختی‌ها و فشار فراوان از طرف دستگاه حکومتی همراه بود. به طوری که در مدت خلافت بنى‌امیه (۴۰-۱۳۲ هجری) هر گونه امنیت و مصونیت از جان و مالشان برداشته شده بود. لیکن هر چه فشار ستم و بیدادگرى برایشان بیشتر مى‌شد در عقیده خود استوارتر مى‌گشتند و مخصوصاً از مظلومیت خود در پیشرفت عقیده بیشتر بهره مى‌بردند.

از آن پس در اواسط قرن دوم یعنی زمان امام باقر و امام صادق علیهماالسلام (امام پنجم و ششم شیعه) که خلفاى عباسى زمام حکومت اسلامى را به دست گرفتند، شیعه از فرصتی که در این میان پیدا شد، نفسى تازه کرد و این دو امام همام توانستند شاگردان بسیاری تربیت نموده، روایات بسیاری از خود در جهان شیعه در آن عصر و به تبع آن در دوره‌های بعدی منتشر سازند و اعتقادات و فقه شیعه را مدون نموده، علوم گوناگونی را پایه‌گذاری نمایند.

ولى با مهلت کمى باز عرصه برای شیعه تنگ شد و تا اواخر قرن سوم هجرى، روز به روز تنگتر مى‌شد تا در اوایل قرن چهارم با روى کار آمدن سلاطین با نفوذ آل‌بویه که شیعه بودند، تشیع قدرتى کسب کرد و تا حدود زیادى آزادى عمل یافت و به مبارزه علنى پرداخت و تا آخر قرن پنجم جریان کار به همین ترتیب بود.

در اوایل قرن ششم که حمله مغول آغاز شد، در اثر گرفتاری‌هاى عمومى و هم در اثر ادامه یافتن جنگ‌هاى صلیبى، حکومت‌هاى اسلامى چندان فشار به عالم تشیع وارد نمى‌ساختند و مخصوصاً شیعه شدن جمعى از سلاطین مغول در ایران و حکومت سلاطین مرعشى در مازندران در قدرت و وسعت جمعیت شیعه کمک بسزایى نمود و در هر گوشه از ممالک اسلامى و خاصه در ایران، تراکم میلیون‌ها نفر شیعه را محسوس ساخت و این وضع تا اواخر قرن نهم هجرى ادامه داشت و از حدود افتتاح قرن دهم هجرى در اثر ظهور سلطنت صفویه در ایران پهناور آن روز، مذهب شیعه رسمیت یافت و تاکنون که اواخر قرن چهارده هجرى مى‌باشد به رسمیت خود باقى است و به علاوه در همه نقاط جهان، ده‌ها میلیون شیعه زندگى مى‌کنند.

انشعابات شیعه

در تاریخ شیعه، فرقه‌هایی زیادی پدید آمده است که بسیاری از آن‌ها منقرض شده‌اند اما فرقه‌های اصلی شیعه که هم‌اکنون نیز موجودند، عبارتند از: امامیه (اثنی‌عشریه)، زیدیه و اسماعیلیه.

فرق شیعه امامیه با زیدیه و اسماعیلیه:

اکثریت شیعه که اقلیت‌هاى نامبرده از آن منشعب و جدا شده‌اند، «شیعه امامیه و دوازده امامى» نامیده مى شوند و چنانکه گفتیم در آغاز پیدایش به عنوان انتقاد و اعتراض در دو مسئله اساسى از مسائل اسلامى پیدا شده‌اند، بى‌آن که در آیینى که طبق تعلیم پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم در میان مسلمین معاصر آن حضرت بود، سخنى داشته باشند و آن دو مسئله «حکومت اسلامى» و «مرجعیت علمى» بود که شیعه آن را حق اختصاصى اهل بیت علیهم‌السلام مى‌دانستند.

«شیعه» مى‌گفتند: خلافت اسلامى -که البته ولایت باطنى و پیشوائى معنوى لازمه لاینفک آن است-، از آنِ على علیه‌السلام و اولاد او است که به موجب تصریح خود پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله و سلم و سایر ائمه اهل بیت، دوازده تن مى‌باشند و مى‌گفتند: تعلیمات ظاهرى قرآن که احکام و قوانین شریعت مى‌باشند و در عین حال که به حیات معنوى کامل نیز مشتملند، داراى اصالت و اعتبارند و تا قیامت فسخ بردار نیستند و این احکام و قوانین را از راه اهل بیت علیهم السلام باید به دست آورد و بس.

و از اینجا روشن مى‌شود که: فرق کلى میان شیعه دوازده امامى و شیعه زیدی این است که «زیدیه» غالباً امامت را مختص به اهل بیت علیهم السلام نمى‌داند و عدد ائمه را به دوازده منحصر نمى‌بیند و از فقه اهل بیت علیهم السلام پیروى نمى‌کند، برخلاف «شیعه دوازده امامى».

و فرق کلى میان شیعه دوازده امامى و شیعه اسماعیلى نیز این است که «اسماعیلیه» معتقدند که امامت به دور «هفت» گردش مى‌کند و نبوت در حضرت محمد صلى الله علیه و آله و سلم ختم نشده است و تغییر و تبدیل در احکام شریعت بلکه ارتفاع اصل تکلیف خاصه به قول باطنیه مانع ندارد! برخلاف شیعه دوازده امامى که حضرت محمد صلى الله علیه و آله و سلم را خاتم الانبیاء مى‌دانند و براى او دوازده وصى و جانشین قائلند و ظاهر شریعت را معتبر و غیرقابل نسخ مى‌بیند و براى قرآن کریم هم ظاهر و هم باطن اثبات مى‌کنند.

پانویس

  1. جابر مى‌گوید: نزد پیغمبر بودیم که على از دور نمایان شد، پیغمبر فرمود: «سوگند به کسى که جانم به دست اوست! این شخص و شیعیانش در قیامت رستگار خواهند بود». ابن عباس نیز مى‌گوید وقتى آیه: «اِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ اُولئک هُمْ خَیرُ الْبَرِیةِ» نازل شد، پیغمبر به على فرمود: «مصداق این آیه تو و شیعیانت مى‌باشید که در قیامت خشنود خواهید بود و خدا هم از شما راضى است». این دو حدیث و چندین حدیث دیگر در تفسیر الدرالمنثور، ج ۶، ص ۳۷۹ و غایة المرام، ص ۳۲۶ نقل شده است.

منابع

مطالب مرتبط