آیه 69 سوره زمر: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{قرآن در قاب|وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَوُضِعَ الْكِتَابُ و...» ایجاد کرد)
 
(معانی کلمات آیه)
 
سطر ۴۱: سطر ۴۱:
 
</tabber>
 
</tabber>
 
==معانی کلمات آیه==
 
==معانی کلمات آیه==
«أَشْرَقَتْ»: روشن شد. تابان گردید. «الأرْضُ»: مراد زمین محشر و گستره قیامت است. «بِنُورِ رَبِّهَا»: با نور خداوندگارش. مراد از نور خدا، پرتو تجلّی است (نگا: اعراف / . بعضیها نور را کنایه از عدل و داد الهی گرفته‌اند که محشر را نورانی می‌کند. «وُضِعَ الْکِتَابُ»: نامه اعمال به دست صاحبان آن داده می‌شود (نگا: اسراء /  و ، کهف / ). «الشُّهَدَآءِ»: جمع شهید، گواهان. مراد انبیاء (نگا: نساء / ، قصص / ) و علماء و راهنمایان امت محمّدی (نگا: بقره /  و فرشتگان است (نگا: نساء /  ق / ، انفطار /  - ). در صورت اوّل، عطف (الشُّهَدَآءِ) بر (النَّبِیِّینَ) از قبیل عطف عامّ بر خاصّ است.
+
«أَشْرَقَتْ»: روشن شد. تابان گردید. «الأرْضُ»: مراد زمین محشر و گستره قیامت است. «بِنُورِ رَبِّهَا»: با نور خداوندگارش. مراد از نور خدا، پرتو تجلّی است. بعضیها نور را کنایه از عدل و داد الهی گرفته‌اند که محشر را نورانی می‌کند. «وُضِعَ الْکِتَابُ»: نامه اعمال به دست صاحبان آن داده می‌شود. «الشُّهَدَآءِ»: جمع شهید، گواهان. مراد انبیاءو علماء و راهنمایان امت محمّدی و فرشتگان است . در صورت اوّل، عطف (الشُّهَدَآءِ) بر (النَّبِیِّینَ) از قبیل عطف عامّ بر خاصّ است.
  
 
== تفسیر آیه ==
 
== تفسیر آیه ==

نسخهٔ کنونی تا ‏۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۸:۵۶

مشاهده آیه در سوره

وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا وَوُضِعَ الْكِتَابُ وَجِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَدَاءِ وَقُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<68 آیه 69 سوره زمر 70>>
سوره : سوره زمر (39)
جزء : 24
نزول : مکه

ترجمه های فارسی

و زمین (محشر) به نور پروردگار خود روشن گردد و نامه (اعمال خلق در پیشگاه عدل حق) نهاده شود و انبیاء و شهداء (بر گواهی) احضار شوند و میان خلق به حق حکم شود و به هیچ کس ابدا ظلمی نخواهد شد.

و زمین به نور پروردگارش روشن می شود، و کتاب [اعمال] را می نهند، و پیامبران و گواهان را بیاورند ومیانشان به حقّ وراستی داوری شود، وآنان مورد ستم قرار نمی گیرند؛

و زمين به نور پروردگارش روشن گردد، و كارنامه [اعمال در ميان‌] نهاده شود، و پيامبران و شاهدان را بياورند، و ميانشان به حق داورى گردد، و مورد ستم قرار نگيرند.

و زمين به نور پروردگارش روشن شود و نامه‌هاى اعمال را بنهند و پيامبران و گواهان را بياورند و در ميان مردم به حق داورى شود و بر كسى ستمى نرود.

و زمین (در آن روز) به نور پروردگارش روشن می‌شود، و نامه‌های اعمال را پیش می‌نهند و پیامبران و گواهان را حاضر می‌سازند، و میان آنها بحق داوری می‌شود و به آنان ستم نخواهد شد!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

The earth will glow with the light of her Lord, and the Book will be set up, and the prophets and the martyrs will be brought, and judgment will be made between them with justice, and they will not be wronged.

And the earth shall beam with the light of its Lord, and the Book shall be laid down, and the prophets and the witnesses shall be brought up, and judgment shall be given between them with justice, and they shall not be dealt with unjustly.

And the earth shineth with the light of her Lord, and the Book is set up, and the prophets and the witnesses are brought, and it is judged between them with truth, and they are not wronged.

And the Earth will shine with the Glory of its Lord: the Record (of Deeds) will be placed (open); the prophets and the witnesses will be brought forward and a just decision pronounced between them; and they will not be wronged (in the least).

معانی کلمات آیه

«أَشْرَقَتْ»: روشن شد. تابان گردید. «الأرْضُ»: مراد زمین محشر و گستره قیامت است. «بِنُورِ رَبِّهَا»: با نور خداوندگارش. مراد از نور خدا، پرتو تجلّی است. بعضیها نور را کنایه از عدل و داد الهی گرفته‌اند که محشر را نورانی می‌کند. «وُضِعَ الْکِتَابُ»: نامه اعمال به دست صاحبان آن داده می‌شود. «الشُّهَدَآءِ»: جمع شهید، گواهان. مراد انبیاءو علماء و راهنمایان امت محمّدی و فرشتگان است . در صورت اوّل، عطف (الشُّهَدَآءِ) بر (النَّبِیِّینَ) از قبیل عطف عامّ بر خاصّ است.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ وُضِعَ الْكِتابُ وَ جِي‌ءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَداءِ وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ «69»

و (در آن روز) زمين به نور پروردگارش روشن گردد و نامه‌ى اعمال را در ميان نهند و پيامبران و شاهدان را حاضر سازند و ميان آنان به حقّ داورى شود، در حالى كه بر آنان ستم نمى‌رود.

نکته ها

مراد از «نور رب»، يا نور حقّ و عدالت است كه خداوند در آن روز زمين را با آن نورانى مى‌كند يا مراد نورى است غير از نور خورشيد و ماه كه خداوند در آن روز مى‌آفريند. البتّه مرحوم علامه طباطبايى در تفسير الميزان مى‌فرمايد: مراد از «نور رب» كشف اسرار و حقايق در قيامت است، سپس براى تأييد نظر خود آيه‌ى 22 سوره‌ى ق را گواه مى‌گيرد:

«1». تفاسير الميزان، نورالثقلين و درالمنثور.

جلد 8 - صفحه 201

«لَقَدْ كُنْتَ فِي غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ»

در تفسير اطيب البيان مى‌خوانيم: چون در قيامت نور خورشيد و ماه گرفته مى‌شود، مراد از «نور رب» نورى است كه از مؤمنان بر مى‌خيزد. سپس اين آيه را به عنوان شاهد ذكر مى‌كند: «يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ يَسْعى‌ نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ» «1»

پیام ها

1- ارائه‌ى نامه‌ى اعمال و احضار انبيا و گواهان و داورى به حقّ در قيامت، از امور قطعى است. (كلمات‌ «قُضِيَ»، «وُضِعَ» و «جِي‌ءَ» در قالب ماضى مجهول آمده است).

2- در قيامت گواهان متعدّدى در كار است. (انبيا، امامان، فرشتگان، اعضاى بدن، زمين، زمان و ...). «الْكِتابُ‌- بِالنَّبِيِّينَ‌- الشُّهَداءِ»

3- تمام رفتار و كردار انسان در دنيا تحت نظارت گروهى شاهد و گواه قرار دارد زيرا شرط گواهى دادن در قيامت، حضور و نظارت بر اعمال در دنيا است. «وَ جِي‌ءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَداءِ»

4- گرچه در قيامت انبيا نيز مورد سؤال قرار مى‌گيرند «وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ» «2» ولى احضار انبيا در اين آيه، به دليل آنكه در كنار كتاب و شهداء قرار گرفته، براى گواهى بر اعمال امّت خودشان است. «وَ جِي‌ءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَداءِ»

5- قضاوت و داورى خداوند بر پايه مستندات پرونده اعمال و گواهى پيامبران و شاهدان است. «وُضِعَ الْكِتابُ وَ جِي‌ءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَداءِ وَ قُضِيَ»

«1». حديد، 13؛ تحريم، 8.

«2». اعراف، 6.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌8، ص: 202

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ وُضِعَ الْكِتابُ وَ جِي‌ءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَداءِ وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ (69)

وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ‌: و روشن گردد عرصه محشر، بِنُورِ رَبِّها: به نور پروردگار آن.

بيان:

مراد از نور، عدل و حكم صواب است؛ و تسميه آن به نور به جهت ظهور حقوق و رفع ظلمت ظلم است به سبب آن؛ و اضافه آن به «ارض» به اعتبار

«1» تفسير الصافى، (چ مشهد) ج 4 ص 329.

«2» صحيفة سجاديه، دعاى سوّم.

جلد 11 - صفحه 270

آنست كه به سبب نشر عدل و نصب موازين قسط و حكم به حق، عرصه قيامت مزين و منور شود. لذا در باره سلطان عادل گويند: «اشرقت الافاق بنور عدلك» و در باره سلطان ظالم گويند: «اظلمت البلاد».

تتمه: در ارشاد- شيخ مفيد (رحمه اللّه) از حضرت صادق عليه السلام: اذا قام قائمنا اشرقت الارض بنور ربّها و استغنى العباد عن ضوء الشّمس و ذهبت الظّلمة. «1» فرمود: زمانى كه قيام نمايد قائم ما، روشن گردد زمين به نور پروردگار آن حضرت و بى‌نياز شوند بندگان از روشنائى آفتاب و برطرف شود ظلمت.

على بن ابراهيم قمى (رحمه اللّه) از حضرت صادق عليه السلام در اين آيه فرمود: «رب الارض» امام الارض است. عرض شد: وقتى خارج شود چه مى‌شود؟ فرمود: در آن هنگام مستغنى شوند مردم از نور شمس و قمر و اكتفا كنند به نور امام‌ «2».

وَ وُضِعَ الْكِتابُ‌: و نهاده شود نوشته‌ها، يعنى صحايف اعمال در يمين و يسار، يا لوح محفوظ را وضع نمايند در زمين محشر، وَ جِي‌ءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَداءِ: و بياورند پيغمبران را به جهت دعوى ابلاغ بر ايشان، يا الزام حجت بر ايشان و گواهان را به جهت صحت دعوى پيغمبران و تكذيب امتان. مراد از اين شهداء ملائكه‌اند كه موكل بر نيك و بد اعمال و آن را مى‌نويسند، يا عدول مؤمنان، يا شهيدان كه به جهت مزيت رتبه با انبياءاند. وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِ‌: و حكم كرده شود ميان بندگان به عدل و راستى، وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ‌: و ايشان ستم ديده نشوند به نقص ثواب و زيادتى عقاب بلكه ثواب اضعاف طاعت، و عقوبت به مقدار معصيت باشد.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى‌ عَمَّا يُشْرِكُونَ (67) وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْرى‌ فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ (68) وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ وُضِعَ الْكِتابُ وَ جِي‌ءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَداءِ وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ (69) وَ وُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِما يَفْعَلُونَ (70)

ترجمه‌

و بزرگ نشمردند خدا را بقدريكه بايد بزرگ شمرد او را و زمين تمامى در كف او است روز قيامت و آسمانها پيچيده شده است بدستش منزّه است او و برتر است از آنچه شريك قرار ميدهند

و دميده شود در صور پس بميرد بآن هر كه در آسمانها و هر كه در زمين است مگر كسيكه بخواهد خدا پس دميده شود در آن بار ديگر پس آنگاه آنها ايستادگانند در حاليكه مينگرند

و روشن گردد زمين بنور پروردگارش و نهاده شود كتاب و آورده شوند پيمبران و گواهان و حكم شود ميانشان بحق و آنها ستم كرده نميشوند

و تمام داده شود هر كس آنچه را بجا آورده و او داناتر است بآنچه ميكنند.

تفسير

كفار و مشركين كه وصف نمودند خدا را نشناختند او را آنطور كه حق شناسائى او است و تعظيم ننمودند او را بميزانيكه سزاوار تعظيم او است لذا براى او بشر يك و زن و فرزند قائل شدند و تصوّر نمودند كه او نميتواند يكروز تمام مردگانرا زنده نمايد با آنكه قدرت و عظمت او بقدرى است كه زمين مانند مشت ريگى كه در دست كسى جاى گرفته باشد در روز قيامت مسخّر قدرت و قوّت او است كه هر طور بخواهد آنرا بگرداند ميتواند و آسمانها مانند طومارى كه بهم پيچيده شده باشد در تحت نفوذ اراده و تصرّف مالكانه او است و خدا منزّه و مبرّى است از شريك و شبيه و آنچه ذكر شد و از آنكه جسم باشد و دست و كف داشته باشد اين تعبيرات براى تصوير قدرت و قوّت و تصرّف و مالكيّت حقّه الهيه است در اذهان عامّه بطريقه متعارفه بين خودشان در افهام معانى و حقائق مانند آنكه ميگويند آنملك در دست او است يا آن شخص در چنگ او است و اراده ميكنند

جلد 4 صفحه 510

در تحت تصرف و نفوذ و اقتدار او است و تخصيص يمين براى ظهور قوّت و فعّاليت و شرافت آنست و لذا فرموده‌اند هر دو دست خداوند يمين است يعنى قوت و قدرت او فوق تمام قوتها و قدرتها است و دست او بالاى دست همه است و آنروز دستى جز دست او نيست و سلطنتى جز سلطنت او وجود ندارد و وقتى خداوند اراده فرمايد كه دنيا را ويران كند باسرافيل امر مينمايد كه بدمد در صور و او ميدمد در صورى كه دو طرف دارد يكى متوجّه بجانب زمين و ديگر بجانب آسمان از صوت طرفى كه بجانب زمين است تمام اهل آن ميميرند و جنبنده‌اى در زمين باقى نميماند و از صوت طرفى كه متوجه بآسمانها است تمام اهل آنها ميميرند و ذى روحى باقى نميماند جز اسرافيل آنهم بعدا بامر خدا ميميرد و اوضاع اينعالم منقلب و ويران ميگردد و عالم ديگرى برپا ميشود و خداوند اسرافيل را زنده ميكند و او دوباره در صور ميدمد يا خداوند خودش ميدمد و مردم زنده ميشوند بعد از آنكه چهل روز بارانيكه داراى طبع منى است بر زمين باريده و ذرّات اجسام متفرّقه جمع آورى شده و بدنها بصورت اول خود برگشته باشند پس ناگهان همه از قبورشان بيرون مى‌آيند و ايستاده باطراف و جوانب خود متحيّرانه نظر ميكنند و منتظرند كه با آنها چه معامله شود و قبلا راجع بصور و چگونگى احياء اموات آنچه بنظر رسيده ذكر شده است و بعضى آنرا عبارت از اعلام الهى به ختم اين عالم و شروع در عالم آخرت دانسته‌اند و تعبير بصور را از باب تشبيه ببوق رحيل و نزول قافله كه متعارف بوده دانسته‌اند و بعضى آنرا صور بفتح و او جمع صورت خوانده و دانسته‌اند و بنابر اين مراد قالبها و بدنهاى خلائق است و اين مخالف با ظواهر ادلّه است و در بعضى از روايات كسانيكه خداوند استثنا فرموده است آنها را بچهار ملك مقرّب جبرائيل و ميكائيل و اسرافيل و عزرائيل تفسير شده و در بعضى بشهداء كه شمشيرهاشان را حمايل نموده دور عرش خدا ميگردند و در هر حال زمين محشر روشن گردد بنور عدالت خالقش و در بعضى از روايات بنور امام زمان تفسير شده و فرموده‌اند مردم از نور آفتاب و ماه بى‌نياز ميشوند و بنور امامشان اكتفا ميكنند و بنابر اين مراد از ربّ مربّى و مدبّر امر زمين است و نامه‌هاى اعمال مردم كه بدست ملائكه موكّل ثبت آنها نوشته شده است بدست‌

جلد 4 صفحه 511

راست و چپ افراد وضع و نهاده ميشود و كتاب چون اسم جنس است بر جمع اطلاق شده و تمام پيغمبران خدا حاضر ميشوند و تمام گواهان ايشان كه هر يك بنوبه خود در اداء رسالت و ابلاغ احكام خدا كوتاهى ننموده‌اند با ايشان مى‌آيند و گواهى خود را ميدهند و آنها ائمه اطهار و اوصياء اخيار انبياء عظامند و خداوند بين مردم حكم بحق و عدل ميفرمايد و داد مظلوم را از ظالم ميستاند و كمتر از ميزان عمل اجر داده نميشود و بدون استحقاق و زياده از آن معاقب نميگردد و هر كس بميزان عمل خيرش يا زيادتر اجر ميبرد و خدا از هر كس بافعال بندگانش از خوب و بد آگاه‌تر است و چيزى از آنها از او فوت نميشود.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


وَ أَشرَقَت‌ِ الأَرض‌ُ بِنُورِ رَبِّها وَ وُضِع‌َ الكِتاب‌ُ وَ جِي‌ءَ بِالنَّبِيِّين‌َ وَ الشُّهَداءِ وَ قُضِي‌َ بَينَهُم‌ بِالحَق‌ِّ وَ هُم‌ لا يُظلَمُون‌َ (69)

و اشراق‌ و روشن‌ ميشود زمين‌ بنور پروردگار ‌خود‌ و نامه‌هاي‌ عمل‌ گذارده‌ ميشود ‌هر‌ ‌که‌ نامه عملش‌ بدستش‌ مي‌آيد و مياورند انبياء و شهداء ‌را‌ ‌براي‌ شهادت‌ باعمال‌ بندگان‌ و ‌بر‌ حسب‌ نامه عمل‌ و شهادت‌ شهداء حكم‌ ميشود ‌بين‌ بندگان‌ بحق‌ خردلي‌ ‌از‌ اعمال‌ صالحه ‌او‌ بي‌ اجر نميماند و خردلي‌ زائد ‌بر‌ اعمال‌ سوء جزاء داده‌ نميشود و بآنها ظلم‌ نميشود.

وَ أَشرَقَت‌ِ الأَرض‌ُ بِنُورِ رَبِّها چون‌ نور شمس‌ و ماه‌ و ستارگان‌ گرفته‌ ميشود و صحراي‌ محشر ظلماني‌ ميگردد فقط نور ايمان‌ ‌که‌ خداوند ‌در‌ صورت‌ مؤمنين‌ ظاهر ميفرمايد صفحه محشر ‌بر‌ ‌آنها‌ روشن‌ ميشود ‌که‌ ميفرمايد يَوم‌َ تَرَي‌ المُؤمِنِين‌َ وَ المُؤمِنات‌ِ يَسعي‌ نُورُهُم‌ بَين‌َ أَيدِيهِم‌ وَ بِأَيمانِهِم‌ حديد آيه 12 و ميفرمايد يَوم‌َ لا يُخزِي‌ اللّه‌ُ النَّبِي‌َّ وَ الَّذِين‌َ آمَنُوا مَعَه‌ُ نُورُهُم‌ يَسعي‌ بَين‌َ أَيدِيهِم‌ وَ بِأَيمانِهِم‌ يَقُولُون‌َ رَبَّنا أَتمِم‌ لَنا نُورَنا تحريم‌ آيه 8.

وَ وُضِع‌َ الكِتاب‌ُ نامه عمل‌ ‌که‌ مؤمنين‌ بدست‌ راست‌ داده‌ ميشود و كفار و عصات‌ بدست‌ چپ‌ و ‌از‌ عقب‌ سرداده‌ ميشود بدليل‌ ‌قوله‌ ‌تعالي‌ فَأَمّا مَن‌ أُوتِي‌َ كِتابَه‌ُ بِيَمِينِه‌ِ فَيَقُول‌ُ هاؤُم‌ُ اقرَؤُا كِتابِيَه‌ ‌الي‌ ‌قوله‌ فَأَمّا مَن‌ أُوتِي‌َ كِتابَه‌ُ بِيَمِينِه‌ِ فَسَوف‌َ يُحاسَب‌ُ حِساباً يَسِيراً وَ يَنقَلِب‌ُ إِلي‌ أَهلِه‌ِ مَسرُوراً وَ أَمّا مَن‌ أُوتِي‌َ كِتابَه‌ُ وَراءَ ظَهرِه‌ِ فَسَوف‌َ يَدعُوا ثُبُوراً وَ يَصلي‌ سَعِيراً انشقاق‌ آيه 7 ‌الي‌ 12.

وَ جِي‌ءَ بِالنَّبِيِّين‌َ وَ الشُّهَداءِ شهود روز قيامت‌ انبياء هستند و ائمه اطهار و اعضاء و جوارح‌ و قرآن‌ و ايام‌ و ليالي‌ و اراضي‌ و كتبه‌ و ملائكه‌ ‌که‌ ميفرمايد فَكَيف‌َ إِذا جِئنا مِن‌ كُل‌ِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئنا بِك‌َ عَلي‌ هؤُلاءِ شَهِيداً نساء آيه 45 و ميفرمايد يَوم‌َ تَشهَدُ عَلَيهِم‌ أَلسِنَتُهُم‌ وَ أَيدِيهِم‌ وَ أَرجُلُهُم‌ بِما كانُوا يَعمَلُون‌َ نور آيه 24 و ‌غير‌ اينها ‌از‌ آيات‌.

وَ قُضِي‌َ بَينَهُم‌ بِالحَق‌ِّ اجر اعمال‌ صالحه‌ بالثواب‌ و پاداش‌ سيئات‌

جلد 15 - صفحه 344

سيئات‌ بالعقاب‌ نه‌ زائد ‌بر‌ معاصي‌ عقاب‌ ميكند و نه‌ ‌از‌ عبادات‌ كسر ميگذارد.

وَ هُم‌ لا يُظلَمُون‌َ بلكه‌ خودبخود ظلم‌ كردند إِن‌َّ اللّه‌َ لا يَظلِم‌ُ مِثقال‌َ ذَرَّةٍ وَ إِن‌ تَك‌ُ حَسَنَةً يُضاعِفها نساء آيه 44.

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 69)- آن روز که زمین به نور خدا روشن می‌شود! در این آیه بحثهای مربوط به قیامت همچنان ادامه می‌یابد.

نخست می‌فرماید: «و زمین در (آن روز) به نور پروردگارش روشن می‌شود»

ج4، ص245

(وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها).

در این که منظور از این «اشراق» و روشنائی به نور الهی چیست؟ تفسیرهای مختلفی گفته شده است که مهمتر از همه دو تفسیر زیر است:

1- جمعی گفته‌اند: منظور از نور رب، حق و عدالت است که خداوند صفحه زمین را در آن روز با آن نورانی می‌کند.

2- مفسر عالیقدر نویسنده «المیزان» می‌گوید: مراد از روشن شدن زمین به نور پروردگار که از خصوصیات روز قیامت است همان انکشاف غطاء و کنار رفتن پرده‌ها و حجابها و ظاهر شدن حقایق اشیاء و اعمال انسانها از خیر و شر و اطاعت و عصیان و حق و باطل می‌باشد، سپس به آیه 22 سوره ق بر این معنی استدلال کرده است: (لَقَدْ کُنْتَ فِی غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَکَشَفْنا عَنْکَ غِطاءَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدِیدٌ) «تو در غفلت از این موضوع بودی، ما پرده را از برابر چشمت کنار زدیم و امروز چشمت به خوبی می‌بیند»! درست است که این اشراق الهی در آن روز همه چیز را شامل می‌شود ولی ذکر خصوص زمین در این میان به خاطر آن است که هدف اصلی بیان حال مردم روی زمین در آن روز است.

بدون شک این آیه مربوط به قیامت است و اگر می‌بینیم در بعضی از روایات اهل بیت علیهم السّلام به قیام حضرت مهدی- عج- تفسیر شده در حقیقت نوعی تطبیق و تشبیه است، و تأکیدی بر این معنی است که به هنگام قیام حضرت مهدی- عج- دنیا نمونه‌ای از صحنه قیامت خواهد شد، و عدل و داد به وسیله آن امام به حق، در روی زمین تا آن جا که طبیعت دنیا می‌پذیرد حکمفرما خواهد شد.

در جمله دوم این آیه سخن از نامه اعمال است می‌گوید: «و نامه‌های اعمال را پیش می‌نهند» و به آن رسیدگی می‌کنند (وَ وُضِعَ الْکِتابُ).

نامه‌هایی که تمامی اعمال انسان کوچک و بزرگ در آن جمع است.

در جمله بعد که سخن از گواهان است می‌افزاید: «و پیامبران و گواهان را حاضر می‌سازند» (وَ جِی‌ءَ بِالنَّبِیِّینَ وَ الشُّهَداءِ).

ج4، ص246

پیامبران احضار می‌شوند تا از ادای رسالت خود به مجرمان سخن گویند، همان گونه که در آیه 6 سوره اعراف می‌خوانیم: «وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِینَ» ما از رسولان بطور قطع سؤال خواهیم کرد».

و «گواهان» برای این که در آن محکمه عدل گواهی دهند، درست است که خداوند از همه چیز آگاه است، ولی برای تأکید مراتب عدالت حضور شهود لازم است.

چهارمین جمله می‌گوید: «و میان آنها به حق داوری می‌شود» (وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْحَقِّ).

و در پنجمین جمله می‌افزاید: «و به آنان ستم نخواهد شد» (وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ).

بدیهی است هنگامی که حاکم، خدا باشد، در چنین دادگاهی ظلم و بیدادگری مفهومی ندارد.

سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:

تفسیر های فارسی

ترجمه تفسیر المیزان

تفسیر خسروی

تفسیر عاملی

تفسیر جامع

تفسیر های عربی

تفسیر المیزان

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر الصافی

تفسیر الکاشف

پانویس

منابع