آیه 142 سوره آل عمران

از دانشنامه‌ی اسلامی
نسخهٔ تاریخ ‏۷ ژوئیهٔ ۲۰۲۰، ساعت ۰۵:۵۰ توسط Aghajani (بحث | مشارکت‌ها) (معانی کلمات آیه)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ

مشاهده آیه در سوره


<<141 آیه 142 سوره آل عمران 143>>
سوره : سوره آل عمران (3)
جزء : 4
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

آیا گمان می‌کنید به بهشت داخل خواهید شد حال آنکه هنوز خدا از شما آنان را که (در راه دین) جهاد کرده و (در سختی‌ها) مقاومت کنند معلوم نگردانیده است؟!

آیا پنداشته اید [با ایمانِ بدون عمل] وارد بهشت می شوید، در حالی که هنوز خدا کسانی از شما را که در راه خدا جهاد کرده اند وشکیبایان را [از دیگران] مشخص و معلوم نکرده است؟!

آيا پنداشتيد كه داخل بهشت مى‌شويد، بى‌آنكه خداوند جهادگران و شكيبايان شما را معلوم بدارد؟

آيا مى‌پنداريد كه به بهشت خواهيد رفت و حال آن كه هنوز خدا معلوم نداشته است كه از ميان شما چه كسانى جهاد مى‌كنند و چه كسانى پايدارى مى‌ورزند؟

آیا چنین پنداشتید که (تنها با ادّعای ایمان) وارد بهشت خواهید شد، در حالی که خداوند هنوز مجاهدان از شما و صابران را مشخصّ نساخته است؟!

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Do you suppose that you would enter paradise, while Allah has not yet ascertained those of you who have waged jihad and He has not ascertained the steadfast?

Do you think that you will enter the garden while Allah has not yet known those who strive hard from among you, and (He has not) known the patient.

Or deemed ye that ye would enter paradise while yet Allah knoweth not those of you who really strive, nor knoweth those (of you) who are steadfast?

Did ye think that ye would enter Heaven without Allah testing those of you who fought hard (In His Cause) and remained steadfast?

معانی کلمات آیه

«أَمْ»: آیا. «حَسِبْتُمْ»: گمان برده‌اید. «لَمَّا یَعْلَمِ اللهُ»: خداوند هنوز نشناخته باشد و جدا نساخته باشد. «یَعْلَمَ الصَّابِرِینَ»: فعل (یَعْلَمَ) منصوب است به (أَنْ) مقدّر. چکیده معنی آیه این است که: به بهشت دست نخواهید یافت مگر آن گاه که آزمایش خود را بدهید و خداوند جهاد در راه خود و استقامت با دشمنان دین را از شما مشاهده کند.

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)


«142» أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ‌

جلد 1 - صفحه 617

آيا گمان داريد كه (با ادّعاى ايمان) وارد بهشت شويد، در حالى كه هنوز خداوند مجاهدان و صابران شما را معلوم نساخته است؟

نکته ها

اين آيه، به جهاد و صبر و مقاومت مؤمنان اشاره مى‌كند. زيرا راه سيدن به بهشت صبر و جهاد است. قرآن مى‌فرمايد: «سَلامٌ عَلَيْكُمْ بِما صَبَرْتُمْ» «1» سلام بر شما بهشتيان، به خاطر صبر و مقاومتى كه داشتيد. در اين تعبير لطفى است، نمى‌گويد سلام بر شما به خاطر حج و روزه و يا خمس و زكات، زيرا انجام هر عملى نيازمند صبر و پايدارى است.

پیام ها

1- از اميدهاى بيجا و آرزوهاى باطل دست برداريم. «أَمْ حَسِبْتُمْ»

2- ايمانِ قلبى كافى نيست، تلاش و عمل نيز لازم است. بهشت را به بها دهند نه بهانه. «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ ...»

3- كليد بهشت، صبر و جهاد است. صبر در برابر مصيبت، معصيت و انجام عبادت و حضور در جبهه‌ى جهاد اكبر و جهاد اصغر. «وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ»

4- صبر و مقاومت، همراه با جهاد لازم است. زيرا شروع جنگ و ادامه‌ى آن و عوارض و آثار پس از جنگ، همه و همه نيازمند صبر و بردبارى است.

«جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ»

تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)



أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ (142)

تفسير اثنا عشرى، ج‌2، ص: 261

بعد از آن مرحله امتحان را تذكر مى‌فرمايد:

أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ: (ام منقطعه و اضراب است از كلام سابق و معنى آن انكار و ملامت است) يعنى بلكه پنداشتيد و گمان داريد اى مؤمنان اينكه داخل بهشت شويد، وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ‌: و حال آنكه متحقق و ظهور نيافته علم الهى در خارج، الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ‌: آن كسانى را كه جهاد كردند از شما، يعنى مجاهده شما هنوز به فعل نيامده تا علم الهى تعلق يابد به وجود آن معلوم در خارج. وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ‌: و ظهور نيافته علم سبحانى به صبر كنندگان به فرمان پيغمبر، يا صبر شما به وقوع مصائب محقق نشده تا علم به وجود آن متعلق شود، زيرا تا چيزى بوجود نيايد و متحقق الوقوع نشود، علم به آن تعلق نيابد. پس نفى علم نازل منزله نفى متعلق آنست، چه علم منتفى باشد به انتفاى معلوم.

تنبيه: آيات شريفه آگاهى است به آنكه اقرار و ايمان، فقط موجب دخول بهشت نخواهد بود؛ و در مرحله آزمايش، مؤمنين حقيقى ممتاز و ثبات اشخاص در ايمان به عرصه ظهور رسد.

در كتاب خرايج- از حضرت سجاد عليه السّلام مروى است: قال: فما تمدّون اليه اعينكم لقد كان من قبلكم ممّن هو على ما انتم عليه يؤخذ فيقطع يده و رجله و يصلب، ثمّ تلا ام حسبتم ان تدخلوا الجنّة (الخ) فرمود: پس آنچه را كه انتظار كشد چشمان شما، واقع نشود تا ممتاز نشويد. هر آينه به تحقيق بودند پيش از شما كسانى كه بر ايمان گرفته شدند، پس قطع گرديده شد دست و پاى او، و دار زده شد، با اين حال ثابت ماندند؛ پس حضرت آيه شريفه تلاوت فرمود.


تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)


أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ (142)

ترجمه‌

آيا گمان داشتيد كه داخل ميشويد در بهشت و هنوز بشهود نرساند است خدا آنان را كه جهاد نمودند از شما با آنكه بشهود رسانده باشد صبر كنندگانرا.

تفسير

خداوند دو علم دارد بتمام موجودات يكى در مرتبه ذات كه گاهى از آن بقضا تعبير ميكنند بلا تشبيه مانند عالمى كه علم دارد بتمام جزئيات مسائلى كه در گنجينه خاطر او موجود است ديگر در مرتبه خارج كه تمام موجودات صفحه علم الهى هستند و از اين مرتبه تعبير بقدر مى‌نمايند مانند عالمى كه يك يك مسائل را در ذهن حاضر مى‌نمايد براى تدريس و بيان علم اول محقق است بتحقق ذات بلكه عين او است علم دوم محقق است بتحقيق خارجى لهذا تا موجود در خارج وجود پيدا نكند قدر با قضا مطابق نميشود و علم خارجى با علم ذاتى توافق پيدا نمى‌كند و در اين آيه علم دوم مراد است كه آن عبارت است از شهود خارجى يعنى متوقع بوديد كه ببهشت برويد با آنكه هنوز جهاد و صبر ننموده بوديد با آنكه بهشت را ارزان به كسى نمى‌فروشند بلكه بصبر و مجاهده بايد تحصيل نمود عياشى از حضرت صادق (ع) در اين آيه روايت نموده است كه خداوند قبل از ايجاد موجودات در عالم ذر علم داشت بمجاهدين و غير مجاهدين چنانچه علم داشت باجل آنها قبل از حلول آن و مشاهده مردم حقير عرض ميكنم گويا ميخواهند بفرمايند از ظاهر آيه مبادا تصور شود كه علم خداوند حادث است و قديم نبوده و چون علم خداوند حضورى و عينى‌

جلد 1 صفحه 503

است از صفحه خارج تعبير بعلم شده است و تا علم ازلى تعلق نگرفته باشد به جهاد و صبر مجاهدين و صابرين و دخول بهشت آنها جهاد و صبر نمى‌كنند و داخل بهشت نمى‌شوند و چون چنين است بايد چنين شود

نابرده رنج گنج ميسر نميشود

مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد

بلبلى كو ستم خار تحمل نكند

بهتر آنستكه ديگر سخن گل نكند

و يعلم الصابرين بكسر ميم نيز قرائت شده است و بنابراين عطف است بر يعلم سابق و حاجت بتقدير كلمه ان نيست و واو عاطفه است بخلاف قرائت نصب كه واو معيت است و واو صرف نيز گويند و سر نزول آيات متشابهات با آنكه در اين آيه مقصود معلوم است در ذيل آيه‌ هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ‌ در اوائل اين سوره گذشت كه عمده احتياج بمعصوم است.

اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)


أَم‌ حَسِبتُم‌ أَن‌ تَدخُلُوا الجَنَّةَ وَ لَمّا يَعلَم‌ِ اللّه‌ُ الَّذِين‌َ جاهَدُوا مِنكُم‌ وَ يَعلَم‌َ الصّابِرِين‌َ (142)

(آيا گمان‌ ميكنيد ‌که‌ بمجرّد اظهار اسلام‌ داخل‌ بهشت‌ خواهيد شد و حال‌ آنكه‌ هنوز امتحان‌ نداده‌ايد ‌تا‌ معلوم‌ گردد ‌که‌ مجاهدين‌ ‌شما‌ و صابرين‌ كيانند و ‌با‌ ‌غير‌ اينها امتياز پيدا كنند.

‌اينکه‌ ‌آيه‌ راجع‌ بآيت‌ شريفه‌ قرآن‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ موضوع‌ آزمايش‌ وارد ‌شده‌ مثل‌ ‌آيه‌ شريفه‌ بِسم‌ِ اللّه‌ِ الرَّحمن‌ِ الرَّحِيم‌ِ، الم‌ أَ حَسِب‌َ النّاس‌ُ أَن‌ يُترَكُوا أَن‌ يَقُولُوا آمَنّا وَ هُم‌ لا يُفتَنُون‌َ عنكبوت‌ ‌آيه‌ ثانية، و آيات‌ سابقه‌ و اخبار بسياري‌ مثل‌ حديث‌ مروي‌ ‌در‌ برهان‌ ‌از‌ حضرت‌ صادق‌ ‌عليه‌ السّلام‌

و اللّه‌ لتمحصن‌ّ و اللّه‌ لتميزن‌ّ و اللّه‌ لتغربلن‌ّ الحديث‌

و ‌غير‌ اينها.

و موضوع‌ امتحان‌ ‌براي‌ كشف‌ باطن‌ ‌است‌ و مراتب‌ ايمان‌ و اخلاق‌ و عبادات‌ و ممكن‌ ‌است‌ گفته‌ شود ‌که‌ تمام‌ فعال‌ الهي‌ نسبت‌ ببندگان‌ ‌از‌ تكوينيات‌ و تشريعيات‌

جلد 4 - صفحه 371

امتحان‌ ‌آنها‌ ‌است‌، و بسا بيك‌ فعل‌ نسبت‌ بيك‌ بنده‌ هزارها بنده‌گان‌ امتحان‌ ميشوند مثلا يك‌ نفر ‌را‌ خداوند غني‌ ميكند خودش‌ و عيالش‌ و اولادش‌ و خويشاوندانش‌ و دوستانش‌ و دشمنانش‌ و همسايگانش‌ و ساير اغنياء و فقراء امتحان‌ ميشوند.

أَم‌ حَسِبتُم‌ حسبان‌ بمعني‌ گمان‌ ‌است‌ شامل‌ يقين‌ و ظن‌ّ ميشود.

أَن‌ تَدخُلُوا الجَنَّةَ خطاب‌ بمؤمنين‌ ‌است‌ ‌يعني‌ مجرد اظهار ايمان‌ و اقرار بشهادتين‌ باعث‌ دخول‌ جنّة نميشود فقط احكام‌ ظاهريه‌ اسلام‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ بار ميشود ‌از‌ طهارت‌ بدن‌ و حفظ جان‌ و مال‌ و حلّيت‌ ذبيحه‌ و جواز ازدواج‌ و توارث‌ و امثال‌ اينها و اما آثار اخروي‌ دخول‌ بهشت‌، نجات‌ ‌از‌ عذاب‌، نيل‌ بسعادت‌ و ‌غير‌ اينها مربوط بباطن‌ و عقيده‌ قلبي‌ و رسوخ‌ ايمان‌ و ثبات‌ قدم‌ ‌است‌.

وَ لَمّا يَعلَم‌ِ اللّه‌ُ ‌بر‌ خداوند چيزي‌ مجهول‌ نيست‌ ‌تا‌ ‌پس‌ ‌از‌ امتحان‌ معلوم‌ گردد، ‌اگر‌ چه‌ ظاهر ‌اينکه‌ جمله‌ ‌لو‌ خلّي‌ و طبعه‌ قطع‌ نظر ‌از‌ قرائن‌ داخليه‌ و خارجيه‌ عقليه‌ و لفظيه‌، حاليه‌ و مقاليه‌ اقتضاء ‌اينکه‌ معني‌ دارد، لكن‌ چون‌ بدليل‌ عقل‌ و شرع‌ كتاب‌ و اخبار ثابت‌ و محقق‌ ‌است‌ ‌که‌ علم‌ الهي‌ ذاتيست‌ و عين‌ ذات‌ ‌است‌ و نقص‌ ‌در‌ مبدء نيست‌ و محل‌ حوادث‌ و تغييرات‌ و حالات‌ مختلفه‌ نميباشد و ‌اينکه‌ جزو قرائن‌ متصله‌ ‌است‌ نميگذارد ظهوري‌ منعقد شود ‌تا‌ احتياج‌ بدليل‌ خارجي‌ داشته‌ باشيم‌ ‌تا‌ بگوئيم‌ خلاف‌ ظاهر مراد ‌است‌ مثل‌ استَوي‌ عَلَي‌ العَرش‌ِ سوره‌ يونس‌ ‌آيه‌ 3، بَل‌ يَداه‌ُ مَبسُوطَتان‌ِ مائده‌ ‌آيه‌ 64، وَ جاءَ رَبُّك‌َ الفجر ‌آيه‌ 22، يُحِب‌ُّ التَّوّابِين‌َ بقره‌ ‌آيه‌ 222، عَدُوٌّ لِلكافِرِين‌َ سوره‌ ‌آيه‌، و امثال‌ اينها ‌از‌ آيات‌ و اخبار ‌که‌ قرينه‌ عقليه‌ دارد ‌که‌ خداوند جسم‌ نيست‌، دست‌ ندارد، ‌بر‌ جايي‌ قرار نميگيرد، آمد و رفت‌ ندارد، محبت‌ و عداوت‌ و بغض‌ و امثال‌ اينها ‌در‌ ‌او‌ راه‌ ندارد.

‌حتي‌ صفاتي‌ ‌که‌ ‌از‌ ‌براي‌ ‌او‌ ثابت‌ ‌شده‌ مثل‌ عالم‌، قادر، حي‌ّ، مريد، مدرك‌،

جلد 4 - صفحه 372

بصير، سميع‌ و امثال‌ ‌آنها‌ بمعني‌ صفتيت‌ ‌که‌ عارض‌ ذات‌ شود نيست‌ (كمال‌ توحيده‌ نفي‌ الصفات‌ عنه‌ لشهادة كل‌ّ صفة انّها ‌غير‌ الموصوف‌ و شهادة كل‌ّ موصوف‌ انّه‌ ‌غير‌ الصفة الخبر).

‌پس‌ مراد معلوم‌ شدن‌ ‌بر‌ ‌خود‌ طرف‌ و سايرين‌ ‌است‌ ‌که‌ مؤمن‌ حقيقي‌ ‌از‌ مؤمن‌ صوري‌ امتياز پيدا كنند، و جميع‌ امتحانات‌ الهي‌ ‌از‌ ‌اينکه‌ باب‌ ‌است‌.

الَّذِين‌َ جاهَدُوا مِنكُم‌ جهاد يكي‌ ‌از‌ فروع‌ مهمه‌ اسلام‌ ‌است‌ و يكي‌ ‌از‌ عبادتهاي‌ بزرگ‌ دين‌ ‌است‌ و احكام‌ و مسائل‌ و فروع‌ ‌آن‌ بسيار ‌است‌، ‌حتي‌ فقهاء يك‌ كتاب‌ بنام‌ كتاب‌ جهاد نوشته‌ ‌در‌ كتب‌ فقهيه‌ لكن‌ چون‌ بمذهب‌ شيعه‌ يكي‌ ‌از‌ شرائط ‌آن‌ اذن‌ امام‌ ‌ يا ‌ نائب‌ خاص‌ امام‌ ‌است‌ و ‌در‌ زمان‌ غيبت‌ ‌اينکه‌ شرط مفقود ‌است‌ و لكن‌ بجاي‌ ‌آن‌ دفاع‌ واجب‌ ‌در‌ صورتي‌ ‌که‌ حفظ بيضه‌ اسلام‌ منوط بآن‌ ‌باشد‌ باذن‌ مجتهد جامع‌ الشرائط و حكم‌ ‌او‌.

و ‌در‌ بعض‌ موارد شخصيه‌ ‌هم‌ بسا دفاع‌ لازم‌ ‌باشد‌ ‌در‌ جايي‌ ‌که‌ جان‌ و مال‌ و عرض‌ مسلمان‌ ‌در‌ خطر ‌باشد‌ و دشمن‌ حمله‌ كند، و ‌در‌ بسياري‌ ‌از‌ احكام‌ ‌با‌ جهاد شركت‌ دارند.

و يكي‌ ‌از‌ اقسام‌ جهاد جهاد ‌با‌ نفس‌ ‌است‌ ‌که‌ هواهاي‌ نفساني‌ بمساعدت‌ شياطين‌ انسي‌ و جنّي‌ و جلوه‌هاي‌ دنيوي‌ انسان‌ ‌را‌ ‌بر‌ مخالفت‌ اوامر شرعي‌ و ارتكاب‌ مناهي‌ شرعيه‌ وادار ميكند، ‌که‌ گفتند انسان‌ سه‌ دشمن‌ دارد: دنيا، شيطان‌، نفس‌، دنيا ‌خود‌ ‌را‌ جلوه‌ ميدهد، نفس‌ مايل‌ ميشود، شيطان‌ اغوا ميكند أَ فَرَأَيت‌َ مَن‌ِ اتَّخَذَ إِلهَه‌ُ هَواه‌ُ جاثيه‌ ‌آيه‌ 23، إِن‌َّ النَّفس‌َ لَأَمّارَةٌ بِالسُّوءِ يوسف‌ ‌آيه‌ 53 و ‌آن‌ ‌را‌ جهاد اكبر گفتند.

وَ يَعلَم‌َ الصّابِرِين‌َ صبر ‌بر‌ طاعت‌ و صبر ‌بر‌ ترك‌ معصيت‌ و صبر ‌در‌ بلاء، و گذشت‌ ‌که‌ صبر يك‌ معناي‌ عامي‌ دارد ‌که‌ ‌در‌ ‌هر‌ موردي‌ بنامي‌ گويند:

جلد 4 - صفحه 373

صبر ‌در‌ جهاد‌-‌ شجاعت‌، ‌بر‌ ترك‌ محرمات‌‌-‌ تقوي‌، ‌بر‌ زخارف‌ دنيوي‌‌-‌ زهد، ‌بر‌ فعل‌ واجبات‌‌-‌ طاعة، ‌بر‌ ترك‌ قبايح‌‌-‌ عفت‌، ‌بر‌ حفظ ناموس‌‌-‌ غيرت‌ و ‌غير‌ اينها.

و ‌اينکه‌ ‌آيه‌ ‌اگر‌ چه‌ شأن‌ نزولش‌ ‌در‌ غزوه‌ احد ‌است‌ لكن‌ شامل‌ جميع‌ موارد ميشود و ‌بر‌ عمومش‌ محفوظ ‌است‌، و گفتند مورد مخصص‌ نيست‌ مثل‌ موارد ديگر

برگزیده تفسیر نمونه


]

(آیه 142)- در این آیه قرآن با استفاده از حادثه احد برای تصحیح یک اشتباه فکری مسلمانان اقدام می‌کند و می‌گوید: «آیا شما چنین پنداشتید که بدون

ج1، ص334

جهاد و استقامت در راه خدا می‌توانید در بهشت برین جای گیرید (شما گمان کردید داخل شدن در آن سعادت معنوی تنها با انتخاب نام مسلمان و یا عقیده بدون عمل ممکن است؟) در حالی که هنوز خداوند مجاهدان از شما و صابران را مشخص نساخته است» (أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِینَ جاهَدُوا مِنْکُمْ وَ یَعْلَمَ الصَّابِرِینَ).

سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:

تفسیر های فارسی

ترجمه تفسیر المیزان

تفسیر خسروی

تفسیر عاملی

تفسیر جامع

تفسیر های عربی

تفسیر المیزان

تفسیر مجمع البیان

تفسیر نور الثقلین

تفسیر الصافی

تفسیر الکاشف

پانویس

منابع