آیه 17 سوره بقره

از دانشنامه‌ی اسلامی
پرش به ناوبری پرش به جستجو
مشاهده آیه در سوره

مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لَا يُبْصِرُونَ

مشاهده آیه در سوره


<<16 آیه 17 سوره بقره 18>>
سوره : سوره بقره (2)
جزء : 1
نزول : مدینه

ترجمه های فارسی

مثل ایشان مانند کسی است که آتشی بیفروزد، و همین که روشن کند پیرامون او را، خدا روشنی آنان را ببرد و رها کند ایشان را در تاریکی‌یی که هیچ نبینند.

سرگذشت آنان مانند کسانی است که [در شب بسیار تاریک بیابان] آتشی افروختند [تا در پرتو آن خود را از خطر نجات دهند]، چون آتش پیرامونشان را روشن ساخت، خدا [به وسیله توفانی سهمگین] نورشان را خاموش کرد و آنان را در تاریکی هایی که مطلقاً نمی دیدند واگذاشت.

مَثَل آنان، همچون مَثَل كسانى است كه آتشى افروختند، و چون پيرامون آنان را روشنايى داد، خدا نورشان را برد؛ و در ميان تاريكيهايى كه نمى‌بينند رهايشان كرد.

مثلشان، مثل آن كسى است كه آتشى افروخت، چون پيرامونش را روشن ساخت، خدا روشنايى از آنان بازگرفت و نابينا در تاريكى رهايشان كرد.

آنان [= منافقان‌] همانند کسی هستند که آتشی افروخته (تا در بیابان تاریک، راه خود را پیدا کند)، ولی هنگامی که آتش اطراف او را روشن ساخت، خداوند (طوفانی می‌فرستد و) آن را خاموش می‌کند؛ و در تاریکیهای وحشتناکی که چشم کار نمی‌کند، آنها را رها می‌سازد.

ترجمه های انگلیسی(English translations)

Their parable is that of one who lighted a torch, and when it had lit up all around him, Allah took away their light, and left them sightless in a manifold darkness.

Their parable is like the parable of one who kindled a fire, but when it had illumined all around him, Allah took away their light, and left them in utter darkness-- they do not see.

Their likeness is as the likeness of one who kindleth fire, and when it sheddeth its light around him Allah taketh away their light and leaveth them in darkness, where they cannot see,

Their similitude is that of a man who kindled a fire; when it lighted all around him, Allah took away their light and left them in utter darkness. So they could not see.

معانی کلمات آیه

مثل: صفت. حالت. عبرت. حديث. مراد از آن در اينجا حال و حكايت است.

استوقد: وقد: افروخته شدن آتش، ايقاد: افروختن آتش. استيقاد: افروختن و افروخته شدن. در آيه به معنى افروختن است و اگر طلب مراد باشد معناى «استوقد نارا» چنين مى شود: خواست آتشى بيافروزد.

اضائت: اضائه: روشن شدن و روشن كردن، لازم و متعدى هر دو آمده است چنان كه در آيه اول متعدى و در آيه بعدى لازم است، اصل آن ضوء است.[۱]

تفسیر آیه

تفسیر نور (محسن قرائتی)

«17» مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ‌

مَثل آنان (منافقان)، مَثل آن كسى است كه آتشى افروخته، پس چون آتش اطراف خود را روشن ساخت، خداوند روشنايى و نورشان را ببرد و آنان را در تاريكى‌هايى كه (هيچ) نمى‌بينند، رهايشان كند.

نکته ها

مثال، براى تفهيم مطلب به مردم، نقش مؤثّرى دارد. مسائل معقول را محسوس و بدينوسيله راه را نزديك وعمومى مى‌كند، درجه اطمينان را بالا مى‌برد ولجوجان را خاموش مى‌سازد. در قرآن مثال‌هاى فراوانى آمده است از جمله:

مثال حقّ، به آب و باطل به كفِ روى آب. «1» مثال حقّ به شجره‌ى طيّبه و باطل به شجره‌ى خبيثه. «2» تشبيه اعمال كفّار به خاكسترى در برابر تندباد. «3» ويا تشبيه كارهاى آنان، به سراب. «4» تشبيه بت‌ها و طاغوت‌ها به خانه عنكبوت. «5» تمثيل دانشمند بى‌عمل به الاغى كه كتاب حمل مى‌كند. «6» وتمثيل غيبت، به خوردن گوشت برادرى كه مرده است. «7»

«1». رعد، 17.

«2». ابراهيم، 26.

«3». ابراهيم، 18.

«4». نور، 39.

«5». عنكبوت، 41.

«6». جمعه، 5.

«7». حجرات، 12.

جلد 1 - صفحه 66

اين آيه نيز در مقام تشبيهِ مجموعه‌اى از روحيّات و حالاتِ منافقان است. آنان، آتش مى‌افروزند، ولى خداوند نورش را مى‌برد و دود و خاكستر و تاريكى براى آنان باقى مى‌گذارد.

امام رضا عليه السلام فرمودند: معناى آيه‌ «تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ ...» آن است كه خداوند آنان را به حال خود رها مى‌كند. «1»

پیام ها

1- منافق براى رسيدن به نور، از نار (آتش) استفاده مى‌كند كه خاكستر و دود و سوزش نيز دارد. «اسْتَوْقَدَ ناراً»

2- نور اسلام عالم‌گير است، ولى نورى كه منافقان در سايه‌ى آن تظاهر به اسلام مى‌كنند، در شعاعى كمتر و روشنايى آن ناپايدار است. «أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ»

3- اسلام نور و كفر تاريكى است. «ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ»

4- كسى كه از يك نور بهره‌مند نشود، در ظلمات متعدّد باقى مى‌ماند. «بِنُورِهِمْ ... فِي ظُلُماتٍ» (كلمه «نور» مفرد و كلمه «ظلمات» جمع است.)

5- نقشه‌ها وتوطئه‌هاى منافقان، به اراده الهى ناتمام مى‌ماند. «ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ»

6- طرف مقابل منافقان، خداوند است. «ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ»

7- عاقبت و آينده‌ى منافقان، تاريك است. «فِي ظُلُماتٍ»

8- منافقان دچار وحشت و اضطراب، ودر تصميم‌گيرى‌هاى دراز مدّت، سردرگم هستند. «فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ»

9- گاهى در آغاز، ايمان واقعى است، ولى كم‌كم انسان به انحراف گرايش پيدا نموده و منافق مى‌شود. (كلمه «نورهم» در اين آيه و جمله «لايرجعون» در آيه بعد نشان مى‌دهد كه آنان نورى داشتند، ولى به سوى آن نور برنگشتند.)

«1». تفسير نورالثقلين.

تفسير نور(10جلدى)، ج‌1، ص: 67



پانویس

  1. تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی

منابع

مسابقه از خطبه ۱۹۱ نهج البلاغه